تحقیق در مورد گرنیكای پیكاسو

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد گرنیكای پیكاسو دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد گرنیكای پیكاسو  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد گرنیكای پیكاسو،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد گرنیكای پیكاسو :

دیرگاهی است كه هنر دیگر عظیم و یادمانی نیست . برای یادمانی بودن ، آن چنان كه هنر میكل آنژ یا روبنس بود، عصر می بایست احساسی از شكوه و افتخار داشته باشد . هنرمند می بایست به همنوعان خود ایمان و به تمدنی كه به آن تعلق دارد اعتقاد داشته باشد .

چنین نگرشی در جهان معاصر ممكن نیست – یا دست كم در جهان اروپای غربی ما میسر نیست . ما بزرگترین جنگ تاریخ را از سر گذارنده ایم اما دیدیم كه این جنگ با هزاران یادمان پست، دروغین و اساسا غیر قهرمانی تجلیل شد . ده میلیون انسان جان باختند اما هیچ نفخه الهامی از اجساد مرده انان برنخاست . تنها خرده تقلایی برای بستن قراردادها و پرداخت پاداش ها و نیز تمایلی آشكار برای بیشترین استفاده سود جویانه از ثمره های قهرمان گرایی انجام گرفت .

الهام بخش هنر یادمانی اعمال خلاقانه است . ممكن است گاه هنرمند فریب بخورد با این همه در توهم خود با عصر خویش شریك است . هنرمند در حالتی از ایمان، خلاقیت و ایمان خوشبینانه می زید . اما در عصر ما حتی یك توهم قابل دفاع وجود ندارد . وقتی این سخن را بر سرزبان ها می اندازند كه یك قهرمـان بزرگ مسیحی ،

جنگ صلیبی تـازه ای را بـه هـوای ایمـان رهبـری می كند حتی پیروان او نیز فریب نمی خورند . چرا كه جنگجوی صلیبی به مـدد مراكشی هـای بی ایمان و نیز بمب ها و تـانك های فاشیست ها نمی جنگـد . و هنگامی كـه جمهـوری اعـلام می كند كه جنگ برای دفاع از آزادی و برابری در گرفته است ما ناگزیر شك می كنیم كه آیا این ارزش ها ، با آن شیوه های استبدادی كه برای تحقق آنها به كار گرفته شده است ، دوام خواهد كرد . هنرمند در فروترین پایه منزلت و اقتداری كه تاكنون در سراسر تاریخ تمدن داشته است ناچار است در كسانی كه او را خوار داشته اند شك كند .

تنها یادمان منطقی این عصر یك نوع یادمان منفی خواهد بود : یادمانی برای سرخوردگی ، برای نومیدی ، برای ویرانی . از این رو ناگریز بود كه بزرگترین هنرمند زمانه ما به چنین نتیجه ای رانده شود . هنرمند كه از اثبات های خلاقه خود سرخورده است و بر اثر جبونی ها و عادات و رسوم زمانه افق دید و ظرفیتش محدود شده است در نهایت امر تنها می تواند یادمانی برای آن نیروهای شر بسازد كه می كوشند بر زندگی چیرگی یابند : یادمان اعتراض . هنگامی كه این نیروها بر سرزمین مادری شكوه و افتخار است نابود می كنند ، انگیزه اعتراض شكوه و ظمتی یادمنی به خود می گیرد . دیوار نگاره بزرگ پیكاسو یادمانی برای ویرانی ، فریادی از خشم و وحشت است كه روح نبوغ عظمت بیشتری بدان می بخشد .

گفته اند كه این نقاشی پوشیده و مبهم است ، كه نمی تواند كششی برای سرباز جمهوری خواه ، مرد كوچه و بازار و رزمنده كمونیستی كه در سلول زندان به سر می برد داشته باشد ؛ اما واقعیت این است كه عناصر این نقاشی روشن و آشكارا نمادین است . روشنایی روز و شب صحنه ای از وحشت و ویرانی را می نمایاند : اسب شكم دریده ، بدن های درهم تنیده مردان و زنان بخشی از كار را آشكار می كند كه در پس زمینه آن گاوی خشمگین پیروزمندانه سر برگردانده و بر اثر قدرت ابلهانه و شهوت چهره در هم كشیده است ؛ در همان حال حقیقت كه سیمایش چون صورتكی تراژیك همه خلوص كلاسیك را در خود دارد از پنجره سر بیرون كرده . پرتوچراغ
خود رابر بر همه كشتگان می كسترد . این پرده نقاشی بزرگ سرشار از شفقت و وحشت است با این همه بر سراسر آن زیبایی و ظرافتی نا گفتنی تعبیه شده است كه حاصل تعادل پالایش یافته این عناصر است .
در این تمثیل نه تنها گرنیكا كه اسپانیا ، نه تنها اسپانیا كه كل اروپا تجسم یاقته شده است . این جا جلجتای مدرن است . درد و عذاب در ویرانه های شفقت و ایمان انسان است كه بر اثر بمب فرو پاشیده شده است . این تصویری مذهبی است كه اگر نه با همان گونه شور و حرارت ، باری با همان درجه از شور و اشتیاق نقاشی شده است كه الهام بخش گرو نِوالد و استاد پی یتای آوینیون ، وان ایك و بلینی بود .
كافی نیست كه پیكاسوی این تابلو را با گویای مصیبتهای جنگ مقایسه كنیم . گویا نیز هنرمند و بشر دوستی بزرگ بود ؛ اما واكنش هایش فرد گرایانه بود ، ابزارهایش طنز آمیز ، هجو آلود و ریشخند آمیز بود . پیكاسو كلی تر است نمادهای او مانند نمادهای همر ، دانته و سروانتس پیش پا افتاده است زیرا تنها هنگامی كه بیشترین پیش پا افتادگی با پدیدترن شور و عاطفه سرشار شود اثر هنری بزرگ ، زاده می شود ؛ اثری كه از همه مكتبها و مقولات می گذرد و همین كه زاده شد جاودانه خواهد زیست .

دیوار نگاره گرنیكا
پیكاسو و اعتراض اجتماعی
ورنون كلارك
ما مردانی تهی مایه ایم
مردانی كاه آگن
كه به هم تكیه داده ایم .
تی . سی . الیوت

در 28 آوریل 1937 متحدان آلمانی ژنرال فرانكو با بمب افكن های یونكر آلمانی خود بر فراز شهر باسكی گرانیكا پدیدار شدند و در اندك زمانی این زیارتگاه باستانی را به قتلگاه تبدیل كردند . آقای آلفرد . اچ . بار از موزه هنر معاصر نیو یورك می گوید :« پیــكاسو بی درنــگ انتقامــی هنر مندانه تدارك دید .» به راستی هم عبارت «انتقام هنرمندانه » برنكته ای قابل تامل انگشت میگذارد زیرا به اعتقاد من این اعتراض بیشتر زیبایی شناسانه است تا اعتراض عملی .

گرنیكا هیچ تحلیل ساده ای را بر نمی تابد . اگر این تابلو همان گونه بر ما عرضه می شد كه خلاقیتهای كوبستی پیش از آن ، مساله كمتر از این پیچیده می بود . می شد قواعدی را به كار بست كه انتزاع گرایان و منتقدان آنان به دست داده اند ، می شد روزنه ها و تعادل ها را تحلیل كرد ، تحریف ها و تلمیح ها را طبقه بندی كرد و كار را تمام شده اعلام كرد . اما پیكاسو كار مار ا دشوار كرده است و با نام گذاری خود بر این تابلو از ما می خواهد كه به این دیوار نگاره نه فقط از زاویه انتزاع كه همین به چشم گشت و گذاری در اعتراض اجتماعی بنگریم .

از آنجا كه جهت گیری پیكاسو به سوی عرصه اجتماعی نه با این كار روشن شده است نه با اجراهای پیشین او ( به جز بشر دوستی مبهم دوره های « آبی » و « دلقك » ) ناچاریم چیزی بیش از یك داروی زیبایی شناسی انجام دهیم . از این جاست كه دشواری بزرگ آغاز می شود .
به یاد ندارم كه هرگز جلو نقاشی كوبیستی دیگری ایستاده باشم و هیچ علاقه خاصی به رابطه بیان میان درون مایه و ابزاری كه برای بیان آن به كار گرفته شده احساس كرده باشم .

سرانجام آن كه میزان در گیری عاطفی كه انسان در برابر تابلویی چون نوشنده افستین یا طبیعت بیجان با ماندولین حس می كند قطعا محدود است و معمولا پیشاپیش از این نیاز آسوده است كه نسبت به مضمون ها و موقعیتهایی كه تا این حد از تجربه ما دورند واكنشی صفا انسانی از خود نشان دهد . اما چه می توان گفت هنگامی كه پیكاسو برای مضمون خود رویدادی تاثیر گذار چون نابودی گرنیكا را بر می گزیند ؟

در این تابلو برای نخستین بار در تاریخ كوبیسم نخست تماشاگر است كه سخن می گوید و نه تصویر . بنا براین رویكرد انتقادی ما دستخوش دگرگونی كامل می شود . همان اخباری كه دیوار نگاره به نقاشی آن پرداخته ، چه رسد به تجربه دیدن خود اثر ، بس است تا شور انگیزترین پرسشها ذهن ما را فرا گیرد : آیا باید در اینجا محكومیت قاطعانه وحشی گری فاشیسم را دریافت آیا بررسی كار به طور كلی یقین به عدالت . پیروزی نهایی آرمانی مورد حمایت هنرمند را
آشكار خواهد كرد ؟ یا آن كه این اثر صرفا شور و شیون ناشی از ترحم بر خود یك برهمن بورژوا است كه در ویرانه های اسپانیا تهدیدی نسبت زندگی گوشه گیرانه ، آسوده و درونگرانه خود احساس می كند ؟ این پرسشها كه چنین مصرانه مطرح می شوند به یقین ارزیابی ما را از كار دگرگون خواهند كرد .
وقتی به بررسی گرنیكا می پردازیم بی درنگ از فقدان عجیب رابطه میان موضوع و شیوه عرضه داستان تكان می خوریم . البته این نكته نیز هیچ چیز تازه ای را در دوره كاری پیــكاسو نشان نمی دهد ؛ این فقدان هماهنگی میان تكنیك و محتوا در سراسر نقاشی او همواره به طور مداوم پدیدار می شود . هنر مندی آشكارا حدی بر احساسات و شدت بیان خود گذاشته و دلخاهانه مانع از آن شده است كه قدمی فراتر از آن بگذارد .

هر گاه محتوای عاطفی یك مضمون می خواهد از این محدودیت های تحمیلی فراتر رود بی درنگ با شیوه ای خاموش و بی صدا ، كه خود را در رنگ محدود ، تركیب بندی های ایستا و فرم های كم نیرو نشان می دهد ، جلو آن سد می شود . دوره های « آبی » و « دلقك » كه بن مایه های عمده آنها بر شخصیتهای رنجیده انسانی استوار است همه این ویژگیها را یك جا نشان می دهد ؛ در اینجاست كه با خاموش ترین نوع كمپوزیسیون و گستره رنگی سر و كار داریم كه تقریبا با تردید از خنثی ها جدا می شود .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید