پاورپوینت قرائت عربی (1) رشته زبان و ادبیات فارسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 پاورپوینت قرائت عربی (1) رشته زبان و ادبیات فارسی دارای 161 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد پاورپوینت قرائت عربی (1) رشته زبان و ادبیات فارسی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي پاورپوینت قرائت عربی (1) رشته زبان و ادبیات فارسی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت قرائت عربی (1) رشته زبان و ادبیات فارسی :

پاورپوینت قرائت عربی (1) رشته زبان و ادبیات فارسی 161 اسلاید

آشنایی با عبارات و ابیات عربی به منظور درک معنی و مفهوم کلمات و عبارات متون فارسی، زیرا علاوه بر قرآن کریم و احادیث، بسیاری از آثار دینی و ادبی ما به زبان عربی است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

پاورپوینت سبک شناسی (2) نثر

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت سبک شناسی (2) نثر دارای 186 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در Power Point می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل پاور پوینت پاورپوینت سبک شناسی (2) نثر  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل مي باشد و در فايل اصلي پاورپوینت سبک شناسی (2) نثر،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت سبک شناسی (2) نثر :

پاورپوینت سبک شناسی (2) نثر 186 اسلاید

هدف کلی از درس سبک شناسی نثر آشنایی دانشجو با دوره های مختلف سبکی نثرفارسی،انواع نثرومختصات سبکی آن است، به
نحوی که دانشجو بتواندپس ازآموختن کل مطالب کتاب،انواع نثر فارسی را به نحو مستدلی مشخص کند و آثارمعروف نثرهردوره را بشناسد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

فایل ادبیات پایداری

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 فایل ادبیات پایداری دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل ادبیات پایداری  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي فایل ادبیات پایداری،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن فایل ادبیات پایداری :

فایل ادبیات پایداری

پاسخ خودآزمایی
1) چند مورد از برخورد های انسانی عمو تُم را با هم نوعانش بنویسید.
عمو تُم هنگام بازگشت به كلبه و طی ساعات كار همواره برای دل جویی كردن از ضعفا و نومیدان و تسلّا بخشیدن به آن ها وسیله ای می یافت.این مرد عجیب ، خاموش و صبور ، داوطلبانه بار همه را حل می كرد بدون این كه هرگز از كسی كمك بخواهد همیشه همه جا آخر می آمد كم تر سهم می گرفت و تازه همان را با دیگران تقسیم می كرد و در شب های یخبندان روپوش مندرس خود را به زن بیماری می داد كه از شدّت تب متشنّج بود. در مزرعه سبد كارگران ضعیف و رنجور را پر می كرد وبرای این كار خود را به خطر می انداخت.
2) لگری چه چیزی را لازمه ی سپردن مسئولیّت مباشری به عمو تُم می دانست؟چرا؟ لگری عقیده داشت لازمه ی سپردن این گونه مسئولیت ها به یك غلام خشونت و سنگدلی نسبت به اوست. …

ادبیات پایداری
ادبیات پایداری چیست؟ سروده ها و نوشته هایی كه موضوع اصلی آن ها دعوت به مبارزه وپایداری در برابر بیدادگران است را ادبیات پایداری گویند . اصلی ترین مسائل ادبیات پایداری 1ـ دعوت به مبارزه و تحمّل سختی ها و مشكلات آن 2ـ بیان بیدادگری ها و تصویر چهره ی بیداد گران 3ـ ستایش آزادی و آزادگی 4ـ نشان دادن افق روشن پیروزی كه ره آورد تلاش، وحدت، همدلی و مبارزه مستمر است. 5 ـ ترسیم مظلومیّت مردم 6 ـ بزرگ داشت و شتایش مردم مبارز و شهدای راه آزادی را بهترین نمونه های ادبیات پایداری می توان نام برد و در كشور های آمریكای لاتین، فلسطین و ایران در هشت سال دفاع مقدس می توان یافت. از چهره های بر جسته ی ادبیات مقاومت فلسطین می توان به قصان كنفانی، محمّد درویش، جبرا ابراهیم، جبرا واثل مانین و از پابلو نرودا چهره ی مهّم ادب پایداری آمریكای لاتین و هریت بیچر راستو را از مشهورترین نویسندگان ادب پایداری سیاهان است. …
….

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

استعاره های عشق اشعار مولوی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 استعاره های عشق اشعار مولوی دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد استعاره های عشق اشعار مولوی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي استعاره های عشق اشعار مولوی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن استعاره های عشق اشعار مولوی :

مولوی و استعاره های عشق

قسمتهایی از متن:

ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو؟

این شعر با ریتم های موزون و رقصنده ای ادامه می یابد تا از اعمال اعجازآمیز عشق که تلخی را شیرین می کند و هر ذره ای را بحرکت در می آورد و به درختان رقص می آموزد و بدون آن زندگی هیچ لذتی ندارد سخن بگوید :

من آزمودم مدتّی بی تو ندارم لذتّی کی عمر را لذّت بود بی ملح بی پایان تو

رفتم سفر بازآمدم ز آخر بآغاز آمدم در خواب دید این پیر جان صحرای هندوستان تو

هندوستان در اینجا همچنانکه اغلب در ادبیات قرون وسطایی فارسی آمده بمعنای خانه ی ازلی است که روح طی یک رویای سرورانگیز ناگهان آن را بیاد می آورد و این همانجایی است که روح بازگشت بیدرنگ به آن را آرزو می کند و با پاره کردن زنجیرهای مادی همچون پیل از وطن دورمانده ای بسوی جنگل آغازین خود می شتابد . مولوی در اینجا این شعر جذاب و طولانی را که بنظر می آید یکی از اشعار پیشین اوست با پذیرفتن دوباره‌ی عجز و ناتوانی خویش در توصیف قدرت اسرار آمیز عشق که جمع کاملی از اضداد است بپایان می رساند :

از بس که بگشادی تو در در آهن و کوه و حجر

چون مورشد دل رخنه جو در طشت و در پنگان تو

گر تا قیامت بشمرم در شرح رویت قاصرم

پیموده کی تاند شدن ز اسکّره‌ی عمان تو

گاه مولوی تصاویر غریبی از ماهی را می بیند كه خود اقیانوس است همچون عاشقی که در عشق و برای زندگی می کند . در این اقیانوس آغاز و سرانجام هر چیزی عشق است و همچون رودهایی که به دریا می ریزند ، کلمات هیچ نیستند مگر آبهایی از این اقیانوس . بعدأ دوباره ، عشق به صورت (مانند سیل ارواح مادام گویون ) سیلاب نیرومندی ظاهر می شود که هر چیزی را از پیش روی بر می‌دارد و وجود خارجی انسان را کاملأ نابود می سازد . عشق همچو آتش هر عیب انسان را می سوزاند در حالیکه عشق به مشابه‌ی آب هر چیزی را پاک می‌سازد . عشق متمایل است گناهان عاشقان را از طریق آلودگی پاک سازد . مولوی یکبار دیگر تأکید می کند :

(چون برای ارواح در حمام گرم عشق هیچ حجابی وجود ندارد ـ من که تصویری در حمام نیستم ـ چرا نبایستی لباسهایم را پاره نکنم و از هم ندانم ؟)

عشق یا معشوق می توانند باران باشند ، چون عاشق (همچون ابرهایی است که از اقیانوس عشق آبستن است ) . این استعاره اغلب در ارتباط با پیامبر بکار برده می شود و بخصوص از این جهت مناسبت دارد که وقتی ابرهای عشق فرو می بارند زمینی مرده سرسبز و حاصلخیز می شود :

(چقدر شادمان است چمنزاری که در آن گلهای سرخ و نسترن از آب عشق می رویند و آهوان صحرا به چرا مشغولند !)

بنابر این ، چمن و برگ های درختان به مثابه نمادهایی از انسان باید شادمانه باران را تحمل کنند اگر چه ممکن است لحظاتی در زیر ضربات آن کوبیده شوند .

به گونه‌ی قابل فهمی ، البته مثبت ، همه جنبه های عشق در نماد آب قویتر از نماد آن در آتش اند مقایسه ها آسان ارائه می شوند : عشق ، آب حیات واقعی است که در دل ظلمت پنهان است . عشق سرمدی همچون کشتی نوح می تواند عاشق را از غرق شدن در میان سیلابهای جهان نجات بخشد . آیا عشق در حالت مستی و بی‌خبری در کشتی عشق آرام بخواب نرو نمیرود ؟ آب مایه زندگی است :

(در میان شن های سوزان صحرا تو ابرهای عشق را می بینی که با صدایی رعد آسا فریاد بر می آورد) . و بزودی ، صحرای مرده پر از گل و سبزی می شود . و بسیار شبیه نماد آب ، تصویر باغ است :

(بهار عشق به بوستان روح در آمد.)

در اینجا توصیفات مولوی زنده تر و پویا ترند ، مخصوصأ زمانی که نسیم بهاری عشق که درختان را به رقص در می آورد می سراید . او می بیند که :

نسیم عشق ما را [ همچون درختان ] زرد و سبز می سازند . …

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

دهخدا شاعر یا استاد شعر؟

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 دهخدا شاعر یا استاد شعر؟ دارای 24 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد دهخدا شاعر یا استاد شعر؟  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي دهخدا شاعر یا استاد شعر؟،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن دهخدا شاعر یا استاد شعر؟ :

دهخدا شاعر یا استاد شعر؟

علی اکبر دهخدا در اواخر عمر به دوستی گفته بود من دعوی شاعری ندارم , اگر شعری گفته ام از روی تفنن بوده است ,ودوستانم در باب آنها قضاوت نمی کنند نمیدانم در واقع آنها را باید نظم خواندیا شعر ؟بدون شک این تردید از جانب کسی که طی سالها بخش عمده عمر خود را در مطالعه شعر فارسی به سر آورده است دیوانهای شاعران رابارها زیرورو کرده است برتعداد زیادی از آنها تعلیقات وملاحظات ادبی نوشته است مخصوصا از جانب کسی که در تصحیح قیاسی متون و ادراک لطایف اشارات اقوال قدما در عصر خویش قولش تقریبا حجت و قضاوتش غالبا مقبول شمرده می شده است جز تواضعی در خوریک محقق راستین محجوب وعاری از ادعا نیست وکیست که نداند تفاوت بین شعر واقعی وآنچه را در زمان ما مجرد نظم می خوانند کم کسی به خوبی او درک می کرد وباز کم کسی ویژگیهای شعر واقعی و دواعی و احوالی را که در وجود مرد سخن الهام برمی انگیزد وبه احساس وتخیل وتشبیه وتصویر تبدیل می گردد یا به صورت قصه و تمثیل درمی آید واحساس و اندیشه رابه تصویر واقعیت انسانی مبدل می نماید به خوبی او می شناخت .معهذا در او با احاطه یی که به

شعر ونثر فارسی داشت وباآنکه درهر دو مقوله از بنیانگذارن تجدد محسوب می شداین اندازه فروتنی وبی ادعایی و بزرگواری وجود داشت که در مورد سخن منظوم خود با تمام نشانه های شعر واقعی که درآن هست از اینکه آن را شعر بخواند یا نظم,محجوبانه دچار تردید شود. گفتن ندارد که اگر نظم آن گونه که در عصر ما گفته می شود سخنی است متضمن نوعی تعبیر ادبی که هر چند از وزن وقافیه و صنعت وتمام آنچه ظاهر شعر را تحقق می دهد خالی نیست باری خاصیت خیال انگیزی ندارد وشورو حالی درآن نیست که بتواند آنرا به دیگری القا کند در این صورت کلام موزون دهخدا نظم مجرد نیست وبه رغم الفاظ مغلق وتعبیرات غالبا نامانوس که ویژگی عمده اکثرآنهاست باز برای کسانی که به طرز بیان وآشنایی دارند هم خیال انگیز وهم متضمن بازآفرینی واقعیت است.

اما اینکه او دوست دارد واین دوستی ممکن است تا حدی ناشی از انس و عادتی دیرینه باشد به زبان قدما سخن بگوید ماده شعری را که در کلام او هست وبه مجرد تصویر مخیل محدود نیست بلکه تصویر واقعیت را هم در ابداع ونقل قصه وتمثیل عرضه می نماید نیز نفی نمی کند. واگر شاعری مجاز است مخاطب خود را از بین کسانی که به زبان محاوره سخن می گویند انتخاب کند مانعی ندارد شاعر دیگر به هر جهت که هست مخاطب خود را از بین کسانی برگزیندکه بازبان شاعران پیشینه آشنایی دارند واحیانا می توانند آنچه را او جز با رمز واشارت خاص آن زبان نامانوس نمیتواند به بیان آورد ودر جو آلوده به اغراض ومحیط خفقان آگند عصر خویش از ایذای کژاندیشان وسخن چینی بدسگالان در امان بماند درک نمایند. معهذا شک نیست که وقتی شاعر امروز روی سخن با جمعی محدود از خاص خلق دارد البته نباید از اینکهعام خلق او را چنانکه هست درک نیمکنند ناخرسندی وشکایتگری عامیانه نشان دهد ویا کسانی را که برای جمعی انبوه تر وبیشتراز عام خلق سخن می گویند ولاجرم نام وآوازه یی بیشتر در شعر وشاعری به دست می آورند درخور طعن یا رشک بیابد. حسن کار دهخدا در یانب ود که در دوره یی از عمر عهد جوانی خویش برای جمعی بیشتراز عام خلق سخن گفت ودر دوره یی دیگر اول پیری بیشتر برای جمعی معدود ودر هیچیک از دو دوره نه دعوی شاعری کرد نه کسانی را که شیوه یی غیر از شیوه او داشتند درخور نقد یا رشک یافت .جالب آن بود که در هر دو مورد تصویرآفرینی وخیال انگیزی در کلام اومنعکس بود آنچه می سرود حالی ودردی یااندیشه یی و واقعیتی رابه مخاطب القا می کرد واو را تحت تاثیر قرار می داد و به هر حال دگرگون می کرد. نه آیا نشان شعری واقعی همین است وتفنن در طرز بیان هم مثل تفنن در تصویر پردازی شیوه یی است که شاعر بدان وسیله چیزی از ذوق وسلیقه شخصی خود را بی آنکه بالضروره بین آن با جوهر شعر همواره پیوند دقیقی هم وجود داشته باشد برمایه احساس یا اندیشه وتخیل خود می افزاید وآن را به سبک مورد پسند خود در می آورد؟ در مورد دهخدا جای این تاسف هست که اوضاع واحوال زمانه او را از اشتغال به شعر وشاعری بازداشت وبا وجود قریحه هنری جوشان وآفرینشگری که او داشت بدون شک حیف شد که به قول علامه قزوینی برخلاف آنچه ستایشگران وی آرزو داشتند (ذوالفقار علی درنیام) و(زبان دهخدا درکلام) ماند. امانه اوقاتی که او آن را صرف شعر وشاعری نکرد از او فوت شدونه از این معنی که زبانش در آنچه به کارشعرارتباط داشت غالبا در کام ماند به جوهر شعری که در ذهن او موج می زد لطمه یی رسید.در زمانی که به قول خود او بسیار بودند کسانی که می توانستند چنان شعر ونثری که او در عهد جوانی نشر کرد بنویسند او عمر گرانمایه را صرف کاری کرد که همت و حوصله یی را بیش ازآنکه در آن نوع کارها ضرورت داشت طلب می نمود او با توجه به آنکه درآن ایام قوم وکشوری که اوبه آنها عشق داشت از شاعری یا تحقیق درلغت وادب به کدامیک بیشتر نیاز سخت دارد اشتغال به شاعری وبه روزنامه نگاری را که آن گونه شاعری را لازمه آن می یافت ترک کرد وبا حوصله یی مردانه وهمتی بی فتور بدانچه بیشتر از نشر چند مجموعه شعر هر چند زیبا وروان وآوازه انگیز به فرهنگ وهنر کشور وقوم وی قدر وارج می داد دست زد وازوسوسه جاذبه انگیز شهرت وقبول عام که آن را در عهد جوانی خویش در مقالات موسوم به (چرند وپرند) ودر اشعاری نظیر(آکبلای)و(یادآر) آزموده بود خود را رهانید. پس به عنوان شاعر عام پسند که درآن ایام امثال ایرج میرزا ,ملک الشعرا بهار, عارف قزوینی وسید اشرف گیلانی آن را هدف وشعار خویش کرده بودند زبان دربست وبه عنوان معمارزبان که می رفت تا اساس تازه یی برای فرهنگ (تجدید ولادت یافته) کشور طرح بریزد در خاموشی انزوا به کار طرح (امثال وحکم) وبنای (لغت نامه) مشغول شدوکاخ تازه یی پی افکند که از باد وباران نیابد گزند. با این همه در همان سالها که بهار و عارف وسیداشرف ودیگران هر یک به وجهی دم در کشیدند ونغمه آوازشان در گلو شکست او از همان خلوت انزوای دنیای تتبغ وتحقیق با شیوه تازه یی که در شعر وشاعری گه گاه دنبال می کرد ریا کاری مدعیان تجدد وآزادی را که شاعران دیگراز هیبت آن به خاموشی محکوم شده بودند در ورای تصویر ریاکاری مدعیان قدس وطهارت به باد انتقاد گرفت . در بحبوحه استبداد دوران بعد از قاجار دهخدا طی قصه یی تمثیل گونه که تفسیر یک مثل عامیانه رایج در عصر وی بود تحت عنوان (انشاءالله گربه است) هر دو گونه ریاکاری را که قوم وکشور وی درآن ایام از آن رنج می برد بی نقاب ساخت با این حال غرابت زبان و اشتمال آن برلغات وتعبیرات خاص قدما آنرا از تعرض ادراک کژاندیشان وناراستان شهر در امان نگه داشت وآنچه را شاعران پر آوازه عصر جرئت تفوه آن را نیافتند وی هم در یک مجله ماهانه مشهور شهر وهم در مجموعه امثال وحکم خویش که هیچیک در چنان فضای خفقان آمیز بدون بررسی واجازه سخن کشان و خرده بینان رسمی و حرفه یی مجال انتشار نداشت نشر کرد. در این مثنوی که برشیوه حدیقه سنائی به نظم آمد اما تمام نشانه های یک عصر تجدد گرایی وترقی جویی واقعی را در برداشت دهخدا هم تصویر واقعیت ظاهری را نقش زد و هم آن را در تصویر خیال پوشاند. در عین حال احوال قهرمان قصه را که در واقع ضد قهرمان ومظهر ریای واپسگرای رایج در بین گندم نمایان جو فروش بود کنایه یی مستتر از احوال کسانی ساخت که با فساد و ظلم وخشونت نوظهور نظام از خارج رسیده عصر همکاری می کردند و با مغلطه یی شبیه به زبان بازی این پیر (شفت) می کوشیدند تصور آلودگی انکار ناپذیری را که مجرد این همکاری بروجوان آنها میگذاشت از ساخت ضمیر به تشویش افتاده خویش برانند. برای کسانی که درآن سالهای آغاز خشونت واستبداد نظام بلافاصله بعد از سقوط قاجار لطف این کنایه وذوق تصویری را که در ورای سیمای ظاهر قهرمان قصه ریاکار شفت وجود داشت درک کردند چیزی که خاطر را بر می انگیخت نقش نفرت انگیز کسانی بود که هیزم کشان اتش آن استبداد تجاوزگر وپرخشونت بودند وبا تلقین به نفس می کوشیدند همکاری با آنچه را در آن نظم تازه برضد لوازم حریت و عدالت وانسانیت انجام می گشت مثل آنچه مقدس مآب روستایی به خود تلقین کرد خالی از عیب و ملامت بشمرند.اما محققی چون محمد قزوینی که بلافاصله بعد از نشر قصه از فرسنگها فاصله از پاریس بصراحت اعلام کرد که این منظومه (بدون هیچ گفتگو شاهکاری است از شاهکارهای ادبی امروزه)یاد می کرد به دنیایی وسیعتر از محدوده زبان فارسی عصر خود می اندیشید وکار شاعر را باآنچه که درآن دنیای وسیعتر به عنوان شاهکار تلقی می گردید می سنجید. در پایان این منظومه ,دهخدا وجدان اخلاقی رایج در زبان اهل عصر را درگفت و شنودی که با یک مخاطب موهوم شیخ ابوداشت به نحو جالبی تحلیل کرد. اگر در ظاهر قهرمان قصه را در وجود یک مقدس نمای ریاکار که نظام عصر انتقاد واستهزا او را با علاقه استقبال می کرد به باد انتقاد گرفت درحقیقت انتقاد او که شناخت آن در حوصله درک سخن کشان کژفهم عاری از درد نبود متوجه به کسانی بود که در مقابل وجدان سرزنشگر با این تاویل کودکانه ودل خوش کننده که آنچه می کنند وانچه به انجام شدنش یاری می نمایند ناظر به ترقی وسعادت قوم است گوش دل را برملامت وجدان و چشم جان را برلکه ی که یاری دربه بند کشیدن حریت و عدالت واقعی بردامان آنها می نهاد می بستند وبا القای تردید بین پاکی وناپاکی گریبان خودر ا از چنگال وجدانی که ملامتش ناچار آنها را عذاب می داد می رهانید .محقق است که تطفن به این نکته فقط برای معدودی از مخاطبان زیرک ونکته یاب ممکن بود وشاعر هم درآن گیرودار استبداد وخفقان برای همین معدود که از شعر اولذت می برند تحت تاثیر آن واقع می شدند ودرد او را احساس می کردند سخن می گفت.واگر جز به این زبان وجز از ورای این کنایات حرف می زد شک نیست که با التزام خموشی که داشت محکوم به نوعی خموشی مضاعف می شد واز لذت احساس وجود معدودی همزبان محرم نیز محروم می ماند. بدون شک در این کنایات لطیف مستتر که دهخدا با مصاحب موهوم خویش درباب (وجدان )به بیان می آورد به آن دست از یاران گذشته خویش که به رغم مبارزه های طولانی برضد استبداد قاجار دراین ایام بضرورت یا غیر ضرورت با استبداد جدید کنار آمده بودند ناظربود وآنها نیز که به این بهانه یا نه به این بهانه خودرا در این نظم مهاجم به مراتب عالی رسانیده بودند نیش گزنده طنز (دخویی)را درجان و دل خویش حس می کردند وبا این حال احساس واقعی گناه ایشان را ازآنکه با گوینده به پرخاش برخیزند وخود را بیشتر هدف باز شناخت عام وخاص سازند مانع آمد. در اشوب وغوغای سالهای که با اشغال ایران از جانب قوای متفقین پای بیگانه حریم کشور وی را آلوده بود وآنها که به نام شاه وزیر وحاکم و امیر در ظاهر صاحب اختیار کارها بودند از عنوان حاکمیت جز مجرد نام چیزی برای ایشان باقی نمانده بود درآنچه روی می داد و حاصل آن جز تجاوز به حریت و عدالت وانسانیت نبود جز سکوت یا همکاری وتایید پنهانی از عهده هیچ کاری برنمی آمدند حتی تجاوز ها و تعدیات پنهان و آشکار خود را هم به الزام سپاه بیگانه منسوب می کردند اما از روی تظاهر وریا وبرای اجتناب از خشم و انتقام قوم که ناچار روی دادنی بود از وقوع آن نارواییها ابراز تاسف می کردند و در عین حال جز اظهار همدردی زبانی با مظلومان به هیچ اقدام موثر دست نمی زند دهخدا از کنج عزلت کتابخانه خویش با همین زبان نامانوس صدای اعتراض برمی داشت ودر قصه یی به نام (آب دندان بک) هم حال مظلومان را که به سبب جهالت خویش تنبه مذلت می دادند و هم حال حاکمان خودیار که نیز به جهت آن هم در خوف و جهل جز نفرین زیر لبی نسبت به اعمال واقعی این فجایع چاره یی نمی دانستند بی نقاب می نمود. احوال این حاکم ساده لوح دیاراتک در ترکستان نشان می دهد که ظلم وفقر و پریشانی حاکم برچنان ولایت دروافتاده ی بی فریادی ناشی از جهالتی است که تمام خلق دران غوطه می خوردند وبرای رهایی ازآن به جای آنکه خود به کوشش برخیزند دست به دامان جادو جادوگیر می شوند حاکم نیز که تمام عمال این ظلم و فقر و پریشانی از خادم و جن گیر و معزم ورمال ونزله بند شاعر مدیحه سرا در خانه او جای دارند در رفع تجاوزگری وبیدادی مفسدی که برزگری پیر از او به نزد وی شکایت می آورد جز آنکه به اظهار بیزاری از ظالم بپردازد و او را با تردید و احتیاط نفرینی زبانی بکند کاری ندارد ولاجرم شکایتگر که می داند عمه پیرش مریم از اوبهتر می تواند نفرین کند راه خانه عمه اش را پیش می گیرد. اعتراض برهرج و مرج حاکم برکشوری که به بهانه اشغال بیگانه خودی هم درآن هرگونه تعدی و بی نظمی رابرای خود جایز تلقی میکند در کلام کدامیک از شاعران حرفه یی عصر شاید جز بهار این اندازه تند و گرم و پرخاشجویانه انعکاس دارد؟ سالها بعد هم در روزهایی که حریت و حیثیت قوم در خطر بود و دسیسه غافلگیرانه دزدان دریایی غرب با همسازی نهانی با کسانی که عزت خود را در ذلت قوم خویش گمان می بردند وبا طرح توطئه یی که خاطره آن به نام بیست وهشت مرداد تامدتها بعد جشن هم گرفته می شد تمام هستی ملت و کشور وی را که کشتی و سرنشینان آن با رمز کشتیهای نفتکش دزدان دریایی فاتح متضمن اشاره یی بدان بود به دست عمال خویش تاراج کردند باز در محیط اختناق آمیزی که مبارزان وشاعران و نویسندگان در جریان آن خود را به سکوت ملزم دیدند دهخدای پیر که درآغاز ماجرا مورد تهدید و ایذا هم واقع شده بود و از ضعف و نالانی هم چیزی به پایان عمرش نمانده بود صدای اعتراض خود را بلند کردوبا طرح قصه رمزآمیز (در چنگ دزدان ) هویت کسانی را که درآن قصه با نقاب خودی عامل بیگانه بودند برملا ساخت .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

فایل شعر غنایی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 فایل شعر غنایی دارای 48 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل شعر غنایی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي فایل شعر غنایی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن فایل شعر غنایی :

فایل شعر غنایی

قسمتهایی از متن:

مقدمه

غنا در لغت به معنی سرود ، نغمه و آواز خوش طرب انگیز است و شعر غنایی به شعری گفته می شود که گزارشگر عواطف و احساسات شاعر باشد . ادبیات غنایی گونه ای از ادبیات است که با زبانی نرم و لطیف با استفاده از معانی عمیق و باریک به بیان احساسات شخصی انسان می پردازد و منظومه های غنایی چنان که از اسم آن هویدا است اشعاری است که برای بیان احساسات انسانی از عشق و دوستی و رنج ها و نامرادی ها و هر چه روح آدمی را متأثر می کند ، پرداخته آید . این گونه اشعار – که کوتاه بود – در یونان باستان به همراهی سازی به نام لیر خوانده می شده ؛ و از این رو در زبان های فرنگی و اشعار غنایی ، لیریک Lyric می گویند . اصولا ً در اکثر نقاط جهان اشعار عاطفی و عاشقانه و سوزناک با موسیقی همراه بوده است . در اروپا تروبادورها و در ایران عاشوق ها یا عاشیق ها و خیناگران ، روستاییان و شبانان حافظ این سنت بوده اند . …

ویژگی سخن سعدی

مهمترین ویژگی سخن سعدی چه در نثر و چه در نظم فصاحت و شیوایی و شیرینی کلام اوست و او توانست از طرفی زبان ساده و فصیح استادان قبل را زنده کند و همچنین خود را از قید تصنعات عجیب که در نیمه ی دوم قرن 6 وحتی در قرن 7 گریبانگر شعر فارسی شده بود ، رهایی بخشد . از خصوصیات شگفت انگیز سعدی در سخن ، آن دلیری و شهامتی است که در حقیقت گویی استفاده کرده است . در دوران مغول و جباران دست نشانده که جز امارت و ریاست و هوس رانی چیزی در نظر نداشتند شیخ بزرگ حقایق را به صورت نظم و نثر بدون هیچ گونه ترس و بی پرده آشکار بیان کرد و چنان فریاد کرد که در هیچ عصر و زمان کسی به این صراحت سخن نگفته و عجیب تر آنکه در همان هنگام به صاحبان قدرت و حکومت نپرداخته بلکه از قاضی فاسد و صوفی دنیا دار و عبادت و ریاضتی که از روی صدق و صفا نبود و نظر به خلق و مردم نداشته خودداری نکرده و به قول خود او در این روزگار دو بار عمر کرده و تجربه آموخته و اینک این تجربه ها را به کار می برد و تمام اینها را در سخنان شیرین و زیبای خود بیان می کند . …

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

شخصیت جمشید در شاهنامه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 شخصیت جمشید در شاهنامه دارای 38 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد شخصیت جمشید در شاهنامه  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي شخصیت جمشید در شاهنامه،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن شخصیت جمشید در شاهنامه :

شخصیت جمشید در شاهنامه

جمشید ، از شاهان‌ اسطوره‌ای ایرانی. در میان‌ شاهان‌ اسطوره‌ای پیشدادی و حتی شهریاران‌ تاریخی ایران‌، جمشید بیش‌ از همه‌ از شكوه‌ و آوازه‌ برخوردار بوده‌ است‌. اخبار و روایات‌ او به‌ تفصیل‌ در كتابهای تاریخی و داستانهای حماسی و افسانه‌های عامیانه‌ نقل‌ شده‌ و تنها شهریار اسطوره‌ای است‌ كه‌ در سروده‌های گاهانی از او یاد شده‌ است‌ ( رجوع کنید به اوستا، یسنا ، ص‌ 116). نام‌ او، جم‌، در اوستا به‌ صورت‌ ییما[1] آمده‌ است‌ كه‌ همزاد و توأم‌ معنی میدهد ( رجوع کنید به بارتولومه‌ ، ستون‌ 1300). لقب‌ همیشگی او در اوستا [2]به‌ معنای شاه‌ ( رجوع کنید به گرشویچ‌، 1959، ص‌ 331)، در فارسیِ نو به‌ صورت‌ «شید» با واژه جم‌ پیوند خورده‌ و به‌صورت‌ جمشید در آمده‌ است‌ ( رجوع کنید به همو، 1969، ج‌ 2، ص‌ 245؛ مایرهوفر، ص‌ 250). شخصیت‌ اصلی او به‌ دوران‌ هندوایرانی بر میگردد، زیرا در متون‌ هندی نام‌ او به‌صورت‌ ییما آمده‌ و به‌ فرّه‌ ایزدی او اشاره‌ و تقریباً به‌صورت‌ یكی از ایزدان‌ تصور شده‌ است‌. در ریگ‌ودا (كتاب‌ دهم‌، سرودهای 14، 135)، دو سرود مستقل‌ در ستایش‌ از او به‌جای مانده‌ كه‌ در آنها از او درخواست‌ شده‌ است‌ تا در مراسم‌ نیایش‌ حضور یابد و بهره خویش‌ را از قربانی دریافت‌ كند ( رجوع کنید به وداها، ریگ‌ودا ، ص‌ 538، 636)، اما در آیین‌ هند باستان‌ هرگز صراحتاً خد[3]ا خوانده‌ نشده‌ است‌، بلكه‌ اغلب‌ او را شاه‌ [4]خوانده‌اند كه‌ بر دیار خجستگان‌، كه‌ «جهان‌ پدران‌» است‌، فرمانروایی میكند (گریزولد، ص‌ 322؛ خوندا، ص‌ 150). ظاهراً، به‌ مرور، تصور هندوان‌ از او دگرگون‌ شده‌ و ارتباطی كه‌ او در سنّتهای هندی، به‌عنوان‌ نخستین‌ میرنده‌، با مرگ‌ داشته‌، سبب‌ شده‌ است‌ كه‌ اندك‌اندك‌ هاله‌ای خوفناك‌ پیرامون‌ چهره او پدید آید و سرانجام‌ به‌صورت‌ خدای مرگ‌ در آید ( رجوع کنید به مك‌دانل‌، ص‌ 172). در روایات‌ هندی برای او خواهری همزاد قائل‌ شده‌اند كه‌ یامی نام‌ دارد. سرود دهم‌ از كتاب‌ دهم‌ ریگ‌ودا (ص‌ 534 – 535) به‌ گفتگوی عاشقانه این‌ برادر و خواهر توأمان‌ اختصاص‌ یافته‌ است‌. محققان‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسیده‌اند كه‌ این‌ دو، در اصل‌، نخستین‌ زوج‌ بشر به‌ شمار میرفته‌اند و ادامه نسل‌ آدمیان‌ از ازدواج‌ آنهاست‌ و این‌ اسطوره‌ به‌گونه‌ای كه‌ اكنون‌ در دست‌ است‌، حاصل‌ تغییرات‌ بعدی است‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به كریستن‌سن‌، 1917ـ 1934، ج‌ 2، ص‌ 4ـ6).


[1] yima

[2] xsaeta

[3] deva

[4] rajan

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی میزان ارتباط سوالات آزمون پایانی درس جغرافیا پایه اول و دوم راهنمایی با اهداف و محتوی كتاب سال تحصیلی 83در82 ناحیه یك اسلامشهر

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی میزان ارتباط سوالات آزمون پایانی درس جغرافیا پایه اول و دوم راهنمایی با اهداف و محتوی كتاب سال تحصیلی 83در82 ناحیه یك اسلامشهر دارای 101 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی میزان ارتباط سوالات آزمون پایانی درس جغرافیا پایه اول و دوم راهنمایی با اهداف و محتوی كتاب سال تحصیلی 83در82 ناحیه یك اسلامشهر  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي بررسی میزان ارتباط سوالات آزمون پایانی درس جغرافیا پایه اول و دوم راهنمایی با اهداف و محتوی كتاب سال تحصیلی 83در82 ناحیه یك اسلامشهر،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن بررسی میزان ارتباط سوالات آزمون پایانی درس جغرافیا پایه اول و دوم راهنمایی با اهداف و محتوی كتاب سال تحصیلی 83در82 ناحیه یك اسلامشهر :

بررسی میزان ارتباط سوالات آزمون پایانی درس جغرافیا پایه اول و دوم راهنمایی با اهداف و محتوی كتاب سال تحصیلی 83در82 ناحیه یك اسلامشهر

بررسی میزان ارتباط سوالات آزمون پایانی درس جغرافیا پایه اول و دوم راهنمایی با اهداف و محتوی كتاب سال تحصیلی 83در82 ناحیه یك اسلامشهر
فهرست:

فصل اول (مقدمه فایل)

مقدمه…………………………..

بیان مسئله………………………

اهمیت و ضرورت فایل………………

سوابق فایل……………………..

اهداف فایل……………………..

سوالهای فایل……………………

فصل دوم (بررسی پیشینه فایل)

تعریف آزمون……………………..

مفهوم امتحان…………………….

انواع امتحان از نظر هدف…………..

طبقه بندی آزمونهای پیشرفت تحصیلی…..

سوالات استثنایی و اصول نوشتن آنها…..

نكات ضروری جهت تهیه و نوشتن سوالات عینی

مقایسه سوالهای عینی و استثنایی و مزایا و محدودیتهای هر كدام………

مراحل انجام امتحان……………….

تعریف هدفهای آموزشی………………

– منابع هدفهای آموزشی…………..

– طبقه بندی هدفهای آموزشی……….

تهیه پیش نویس طرح امتحان………….

تاریخچه هدفها در آموزش و پرورش رسمی ایران

تحلیل و تعریف جغرافیا…………….

بررسی چگونگی تكوین دانش جغرافیا در ایران

كلیاتی در آموزش جغرافیا…………..

روشها و فنون آموزش جغرافیا………..

فصل سوم (روش فایل)

جامعه آماری……………………..

ابزار فایل……………………..

روش گردآوری داده‌ها……………….

فصل چهارم (نتایج فایل)…………..

فصل پنجم (بحث و تفسیر)……………

نتیجه گیری………………………

محدودیتهای فایل…………………

پیشنهادهای فایلی………………..

منابع فایل

========================= بخشهایی از متن:

مقدمه فایل:

امروزه بر اثر پیشرفت سریع علوم و تكنولوژی، مفهوم آموزش و پرورش به كلی دگرگون شده و علمای علوم تربیتی معتقدند كه آموزش و پرورش مشتمل بر سه مرحله اساسی، شامل الف) تهیه و تدوین هدفها، ب) آموزش، ج) اندازه گیری و ارزشیابی است (سیف نراقی و نادری، 1374).

ارزشیابی بخش جدائی ناپذیر فرآیند آموزش بشمار می رود و نقش آن نظارت بر تغییرات رفتاری دانش آموزان بطور اخص و نظارت بر كارآیی سایر عناصر آموزش و پرورش بطور اعم است (شریفی وكیامنش، 1366).

بنا به گفته سیف (1375)، ضرورت استفاده از آزمونهای پیشرفت دقیق، روا و به دور از ابهام به صورت فزاینده ای احساس می گردد تا بتواند در ارزشیابی دقیق و هدایت یادگیری دانش آموزان مورد استفاده مسئولین آموزش قرار گیرد.

به هر حال، اگر هدف در هر نوع آموزشی موثرتر نمودن آن و آسانتر كردن امر فراگیری برای فراگیران است، مربیان موظفند برنامه آموزش خود را برحسب تواناییها و نیازهای فراگیران تنظیم و تدوین نمایند و از طریق اندازه گیری و ارزشیابی‌های گوناگون و مكرر، پیشرفت و مسیر آن را مشخص سازند (سیف نراقی، نادری، 1370).

بنابراین فایل حاضر بنا دارد با بررسی میزان ارتباط سوالات پایانی، با اهداف و محتوی كتب درس ضمن كمك به شناخت وضعیت موجود ارزشیابی و اندازه گیری پیشرفت تحصیلی گامی در جهت اصلاح روشهای ارزشیابی بردارد.

بیان مسئله:

كشورهای پیشرفته همزمان با دگرگونی برنامه ها، مواد آموزشی و روشهای تدریس، بدنبال تغییر بنیادی نظام امتحانی و سنجش و هماهنگ كردن‌ آن با اهداف آموزشی هستند و بخش بزرگی از وقت و كوشش نظام آموزشی، جهت تدارك ابزار و شیوه‌های ارزشیابی معتبر، متناسب با نظریه های تعلیم و تربیت صرف گردیده است (خلخالی، 1375).

مطالعات متعدد نشان می دهد كه بیشتر سوالهای معلم ساخته تنها اختصاص به یادآوری اطلاعات بسیار جزئی و خاص دارد، بنابراین سوالاتی كه معلمان بكار می‌برند با هدفهای اصلی تدریس، آنان هماهنگ نیست (هومن، 1371).

از طرفی باید در نظر داشت كه ارزشیابی آموزشی در كشور ما، فعالیتی است، نسبتاً ناشناخته كه به تازگی وارد نظام آموزشی گردیده است، به همین دلیل بسیاری از افراد آن را با ارزشیابی معلم، مدیر، دانش آموز یا اندازه گیری و سنجش اشتباه می كنند. در حالی كه هدف ارزشیابی آموزشی نه معلم، نه مدیر، نه شاگرد است بلكه هدف اصلی آن تعیین اثرات برنامه آموزش و دگرگونیهایی كه براثر آموزش در شاگردان بوجود آمده است (هومن، 1375).

با توجه به مواردی كه اشاره شد و اهمیتی كه آزمونها در فرآیند آموزش دارند این فایل برآن است تا با بررسی میزان ارتباط سوالات آزمون پایینی با اهداف و محتوی كتب درسی، وضعیت آزمونهای معلم ساخته را بطور علمی و روشن توصیف نماید.

فصل دوم

تعریف آزمون:

آزمون وسیله ای عینی، استاندارد شده كه برای اندازه گیری نمونه ای از رفتار یا خصایص آدمی به كار می رود (شریفی، 1374، ص28).

در این تعریف مراد از عینی آن است كه روش اجرا، نمره دادن و تعبیر و تفسیر نتایج آزمون براساس قواعدی معین و مشخص صورت گیرد و قضاوت و نظر شخصی در آنها بی‌تأثیر است، برای هر آزمون دستورالعمل خاصی در مورد نحوه اجرا، طول مدت آزمایش، دستورالعمل های شفاهی و نحوه ارائه مثالها و روش تفسیر نمره ها تهیه می شود (شریفی، 1374، ص 28).

مفهوم امتحان:

واژه امتحان به گونه های مختلفی تعریف شده است برای مثال اف.امو.لرد[1] (1955) می‌گوید: امتحان در عبارت است از تعدادی سوال[2] كه به صورت گزینش تصادفی[3] از جامعه ای از سوالها تهیه می شود. اما در این كتاب مراد از امتحان عبارت است از یك وسیله یا روشی كه در آن آزمودنیها، با تعدادی سوالهای همخوان و هماهنگ با یكدیگر مواجه می گردند، یا به انجام فعالیت های علمی وادار می شوند كه در نتیجه این شرایط، و در خاتمه موقعیت، می توان از توانائیهای افراد شركت كننده در امتحان مقایسه‌ای كمی بدست آورد(نادری،سیف نراقی، 1371،ص29).

( شریفی،1374) در تعریف امتحان می گوید: امتحان به مفهوم علمی نوعی ارزشیابی است كه براساس اصول معینی انجام می گیرد و تعیین میزان تغییرات حاصل در جنبه های خاصی از رفتار شاگرد در فواصل زمانی معین و در جهت نیل به هدفهای آموزشی و پرورشی.

انواع امتحان و از نظر هدف:

برحسب این كه امتحان برای چه هدفی انجام می شود، می توان آن را به چهار نوع به شرح زیر تقسیم كرد.

1- امتحان ورودی: این امتحان پیش از شروع تدریس و به منظور آگاهی از سطح آمادگی و یادگیری های قبلی دانش آموز انجام می گیرد. زیرا شرط یادگیری در هر مرحله، یادگیری قبلی دانش آموزان در زمینه های مربوط به آن مرحله است.

2- امتحان مرحله ای: این امتحان به طور مستمر و همگام با تدریس و در پایان هر بخش از مطالب تدریس شده انجام می گیرد. هدف از امتحان، بخش آموخته های دانش آموزان، بررسی نارسائیها و كمك به پیشرفت یادگیری گام به گام آنان است.

3- امتحان پایانی: امتحان پایانی در آخر هر ثلث یا نیمسال تحصیلی و یا در پایان هر یك از مقاطع تحصیلی انجام می گیرد و هدف عمده آن بدست آوردن ملاكی برای تعیین ارتقاء دانش آموزان است.

4- امتحان فایلی: امتحان فایلی معمولاً برای ارزیابی ثمربخش تدریس، سنجش سطح كارآیی معلم، بررسی انطباق برنامه و مواد آموزشی و استعدادهای شاگردان و مانند اینها مورد استفاده قرار می گیرد (همان منبع، ص66).

طبقه بندی آزمونهای پیشرفت تحصیلی:

آزمونهای كتبی و پیشرفت تحصیلی را ما برای سهولت و بررسی، نخست می توان به دو دسته تقسیم كرد و بعد هر دسته را به انواع مختلف طبقه بندی نمود. دسته اول آزمونهایی كه در آنها سوالات آزمون در اختیار آزمون شونده گذاشته می شود و او باید پاسخ سوالات را آماده كند و در برگه آزمون بنویسد آزمونهای دسته دوم آزمونهایی هستند كه آزمون شونده برای جواب دادن به سوالات آنها نیازی به تهیه پاسخ و نوشتن آن در برگه آزمون ندارد بلكه پاسخ سئوال به همراه آن، به وسیله سازنده آزمون تهیه و در اختیار آزمون شونده گذاشته می شود و آزمون شونده باید در مورد پاسخهای داده شده تصمیماتی اتخاذ كند.


[1] . F.M.Lord

[2] . Question

[3] . Random Selection

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

موضوع قصه و داستانهای مثنوی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 موضوع قصه و داستانهای مثنوی دارای 15 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد موضوع قصه و داستانهای مثنوی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي موضوع قصه و داستانهای مثنوی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن موضوع قصه و داستانهای مثنوی :

موضوع قصه و داستانهای مثنوی

برخی قصه های مثنوی جنبه حكمی وتعلیمی دارند . دراین گونه قصه ها ،مقصود اصلی ، تعلیم وحكمت است وآموزه های اخلاقی ممثل قصه هاست چنانكه درحكایت آن واعظ كه دعای ظالمان می كرد (دفترچهارم ، بیتهای 112-81) ، این معنی مشهود است .

قصه های قرآنی ،گروهی دیگر از قصه های مثنوی را دربرمی گیرد .مولوی برای بیان اصلی اخلاقی ، دینی یا عرفانی به قصص قرآن توصل می جوید وشاید هم بدین سبب است كه استاد شهریار می فرمایند :

هم بدان قرآن كه اوراپاره سی ست

مثنوی قرآن شعرپارسی ست

ازجمله این قصه ها می توان از قصه هود وعاد (دفتر اول ، بیتهای 8868-854یا سوره هود ،شماره 11) یاقصه اهل سبا( دفترسوم ؛ بیتهای 397-282یا سوره سبا، شماره 34)ویا قصه فرعون وموسی (دفتر سوم ، بیتهای 1745-840 یا سوره قصص ،شماره 28)نام برد .

درنهایت با اندكی مسامحه می توان تمام قصه های مثنوی ار از نوع قصه تمثیلی (Allegorical tale)[2] دانست ؛ دراین گونه قصه ها مفاهیمی مجسم جانشین مفهوم ، درونمایه ،سیرت ، شخصیت وخصلت داستانی می شود . بدین جهت داستان دوبعد می یابد ؛ نخست بعد نزدیك كه صورت مجسم (ممثل به ) است ودیگربعد دوركه مورد نظرقصه پردازاست (ممثل).بطوركلی گذشتگان ادب فارسی ، برای بهتر وعینی تربیان كردن شؤونات اخلاقی – فلسفی وعرفانی ، گفتار خود را به قصه وتمثیل می آراسته اند. همین گونه است قصه های مثنوی كه دربیان وتبیین جنبه های اخلاقی وعرفانی بكارگرفته شده است .

نوع ادبی داستانهای مثنوی

بطوركلی داستانها ازنظرشكل انواعی می یابند كه می توان آنها را ذیل دوعنوان كلی انواع قدیم وانواع جدید بررسی كرد. درمیان انواع قدیم ، به اصطلاحاتی چون داستان ، قصه (تمثیلی ورمزی )، افسانه ،حكایت ،سمر ، سرگذشت ، اسطوره ،حدیث ، ماجرا ، مثل ، انگاره ، متل ،حسب حال ، ترجمه احوال وغیره برمی خوریم

روایت قصه درعنوان :

ازویژگیهای روایت درادبیات داستانی گذشته ایران ، دخول عناوینی است برسرقصه ها یا اپیزود (Episode) های مختلف قصه كه پیش از روایت قصه ، ماوقع آن را بازگومی كند . این ویژگی بطوركاملا مشهود درمثنوی نیز به چشك می خورد ؛ شاعرقبل از روایت داستان ، تمام یا بخش اعظم قصه (مثملبه )رادرعنوان شرح می دهد .

نوع فایل:word

سایز:16.8 KB

تعداد صفحه:15

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

اشعار فرخ تمیمی در مدح های مختلف

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 اشعار فرخ تمیمی در مدح های مختلف دارای 89 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد اشعار فرخ تمیمی در مدح های مختلف  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي اشعار فرخ تمیمی در مدح های مختلف،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن اشعار فرخ تمیمی در مدح های مختلف :

اشعار فرخ تمیمی در مدح های مختلف

در مدح یمین الدوله سلطان محمود بن ناصرالدین سبكتگین غزنوی

برآمد پیلگون ابری زروی نیلگون دریا چو رای عاشقان گردان چوطبع بیدلان شیدا

تشبیه

چو گردان گشته سیلابی میان آب آسوده چو گردان گردباد تندگردی تیره اندروا

تشبیه

تو گفتی گرد زنگارست بر آیینه چینی توگفتی موی سنجابست بر پیروزه گون دیبا

مجاز

بسان مرغزار سبزرنگ اندر شده گردش به یك ساعت ملون كرده روی گنبد خضرا

كنایه

تو گفتی آسمان دریاست از سبزی و بر رویش به پرواز اندر آورده ست ناگه بچگان عنقا

تشبیه

بسان چندن سوهان زده بر لوح پیروزه بكردار عبیر بیخته بر صفحه مینا

تشبیه مركب

هوای روشن ازرنگش مغبر گشت و شد تیره چو جان كافر كشته زتیغ خسرو والا

حُسن تخلص

یمین دولت و دولت بدو آراسته گیتی امین ملت و ملت بدو پیراسته دنیا

سجع متوازی

شهنشاهی كه شاهان را زدیده خواب برباید زبیم نُه منی گرزش به جابلقا و جابلسا

كنایه

گر اسكندر چنو بودی به ملك و لشكر و بازو نگشتی عاصی اندر امر او دارای بن دارا

تلمیح

چومدحش خواند نتوانی چه گویا و چه ناگویا چو رویش دید نتوانی چه بینا و چه نابینا

تضاد

نه آتش را بود گرمی، نه آهن را بود قوت نه دریا را بود رادی، نه گردون را بود بالا

اغراق

زخشمش تلخ تر چیزی نباشد در جهان هرگز زتلخی خشم او نشگفت اگر الوا شد حلوا

سجع متوازی

همی تا در شب تاری ستاره تابد از گردون چو بر دیبای فیروزه فشانده لؤلؤ لالا

شروع ابیات تأیید و شریعه قصیده

گهی چون آینه چینی نماید ماه دو هفته گهی چون مهره سیمین نماید زهره زهرا

شروع ابیات تأیید و شریعه قصیده

عدیل شادكامی باش و جفت ملكت باقی قرین كامگاری باش و یار دولت برنا

تأیید

دیوان، صص 1و 2و 3

*******

مدح خواجه عمید ابومنصور سیداسعد گوید

نیلگون پرده بركشید هوا باغ بنوشت مفرش دیبا

استعاره

آبدان گشت نیلگون رخسار وآسمان گشت سیمگون سیما

استعاره

چون بلور شكسته، بسته شود گر براندازی آب را بهوا

تفسیر ظاهر

بینوا گشت باغ مینا رنگ تا درو زاغ برگرفت نوا

تضاد- جناس تام- ردوالعجز علی الصدر

مطرب بینوا نوا نزند اندر آن مجلسی كه نیست نوا

تضاد- جناس تام

گرنه عاشق شدست برگ درخت از چه رخ زرد گشت و پشت دوتا

تشخیص- جان بخشی

باد را كیمیای سوده كه داد كه ازو زر ساوگشت گیا

تشبیه- حُسن تعلیل

گرگیا زردگشت باك مدار بس بود سرخ روی خواجه ما

تخلص

تا بدریا رسید باد سخاش درشكستست زایش دریا

تشبیه تفضیل

هر كه خالی شد از عنایت او عالم او را دهد عنان عنا

جناس زائد

زایرانرا سرای او حرمست مسند او منا و صدر صفا

تناسب

او كند فرق نیك را از بد او شناسد صواب را زخطا

تضاد

او سزاوار تر بمدح و ثناست جهد كن تا رسد سزا بسزا

جناس زائد

ای ستوده خوی ستوده سخن ای بلند اختر بلند عطا

تنسیق صفات

تا نمازست مایه مؤمن تا صلیبست قبله ترسا

تأیید- جناس كار زائد

شادمان باش و بختیار و عزیز جاودان، كامران و كامروا

تأیید- جناس كار زائد

دیوان، صص 3 و 4

*******

در مدح امیر محمد بن محمود بن سبكتگین

خاصه باروی سپید و پاك چون تابنده روز خاصه با موی سیاه و تیره چون تاریك شب

تضاد

تا استاده ست از دو چشمش برنباید داشت چشم تا نشسته ست ازدولعلش برنشاید داشت لب

استعاره از لب

با سرینهای سپید و گرد چون تل سمن با میانهای نزار و زار چون تار قصب

جناس زائد

از دلارامی و نغزی چون غزلهای شهید وز دلاویزی و خوبی چون ترانه بوطلب

منظور از شهید، شهید بلخی شاعر دوره سامانیان

بهمن آنگه روستم را چند گه شاگرد شد تا خصالش بیخلل گشت و فعالش منتخب

تلمیح- سجع متوازن

همچنان كیخسرو و اسفندیار گرد را رستم دستان همی آموخت فرهنگ و ادب

تلمیح

تو دلی داری چو دریا و كفی داری چو ابر زان همی پاشی جواهر، زین همی باری ذهب

لف و نشر مرتب

عامل بصره بنام تو همی خواهد خراج خاطب بغداد بر نامت همی خواند خطب

جناس زائد

خانه بی طاعتان از تیغ تو گردد خراب گنجهای مغربی از دست تو گردد خرب

جناس زائد

تیغها چون ارغوان و رویها چون شنبلید آن زخون خلق و این از بیم تاراج و نهب

لف و نشر

رزمگه زیشان چنان گردد كه پنداری بود هیبت تو بادو ایشان كاه و آن صحرا خشب

سیاقه اعداد

گرد بوجهل آنكسی گردد كه نندیشد زجهل بولهب را بر خود آن خواند كه بپسندد لهب

تلمیح

من یقین دانم همی گرچه رجب را فضلهاست یكشب از ماه مبارك به كه سی روز از رجب

تشبیه

تا چو بنویسی بصورت هر یكی چون هم بوند شیرو شیر و دیرو دیر و زیرو زیر و حب وحب

جناس تام- مصرع دوم

شادمان باش ای كریم و در كریمی بی ریا پادشا باش ای جواد و در جوادی بی ریب

جناس زائد- سجع متوازن

دشمنان و حاسدان بدسكالان ترا مرگ اندر بیكسی و زندگانی در تعب

حذف فعل به قرینه معنوی

دیوان، صص 3و 4و 5و 6و 7

*******

در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود بن ناصرالدین سبكتگین

عشق تو باچار چیزم یار دارد هشت چیز مرمرا هر ساعتی زین غم جگر گردد كباب

جمع و تقسیم

بار خم زر و زریر و با دلم گرم و زحیر با دوچشمم آب وخون و باتنم رنج وعذاب

جمع و تقسیم

وین عجایب تر كه چون این هشت با من یار كرد هشت چیز از من ببرد و هشت چیز تنگیاب

جمع و تقسیم

راحت و آرام روح و رامش و تسكین دل نزهت و دیدار چشم و زینت و فر شباب

جمع و تقسیم

در رگ و اندر تن و اندر دل و در چشم من خواب وصبر وروح وخونم را برافتاد انقلاب

لف و نشر و جمع و تقسیم

رنج دارد جای خون و درد دارد جای روح عشق دارد جای صبر و آب دارد جای خواب

لف و نشر و جمع و تقسیم

روی تو بسترد و بر بود و بیفكند و ببرد چارچیز از چارچیز و هر یكی را كرد غاب

جمع و تقسیم

خرمی از نوبهار و تازگی از سرخ گل نیكویی از گرد ماه و روشنی از آفتاب

جمع و تقسیم

چارچیز تو نباشد سال و مه بی هشت چیز هریكی زان هشت دارد سوی دل بردن شتاب

جمع و تقسیم

چشم تو بی خواب و سهر و روی تو بی سیم وگل جعد تو بی چین وپیچ وزلف تو بی بندوتاب

جمع و تقسیم

تاب زلفین و خم جعد تو نشناسم همی از خم و تاب كمند خسرو مالك رقاب

حسن تخلص

میر ابواحمد محمد خسرو ایران زمین كایزد او را چند چیز نیك داد از چند باب

جمع و تقسیم

از هنر نام بلند و از شرف جاه عریض از ادب لفظ بدیع و از خرد رای صواب

جمع و تقسیم

هرگز او در چاروقت از چارچیز اندر نماند عجز هرگز پیش یك نهمت نگشت اورا حجاب

جمع و تقسیم

وقت كردار از توان و وقت پیكار از عدو وقت دیدار از صواب و وقت گفتار از جواب

جمع و تقسیم

وقت كردار از توان و وقت پیكار از عدو وقت دیدار از صواب و وقت گفتار از جواب

جمع و تقسیم

هشت چیز او را ببرد از هشت مایه هشت چیز سال و ماه این هشت چیزش را همینست اكتساب

جمع و تقسیم

حلم او سنگ زمین و طبع او لطف هوا روی او دیدار ماه و كف او جود سحاب

جمع و تقسیم

رسم او حسن بهار و لفظ او قدر شكر خلق او بازار مشك و خوی او بوی گلاب

جمع و تقسیم

در دیار گوزگانان اندرین عهد غریب چارچیز نامور كرد از پی مزد و ثواب

جمع و تقسیم

مسجد آدینه و عالی منار میمنه سد رود شوربار و جوی آب نوسراب

جمع و تقسیم

از پی خوبی و از بهر صلاح مردمان كشت كرد اندر بیابان، آب راند اندر سراب

اغراق- مصراع دوم كار غیر ممكن كردن است

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید