مقاله بررسی میزان مشاركت و محرومیت زنان به نحو تاریخی و با توجه به تعالیم و فرصت‌های موجود در حوزة هنرهای مختلف

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی میزان مشاركت و محرومیت زنان به نحو تاریخی و با توجه به تعالیم و فرصت‌های موجود در حوزة هنرهای مختلف دارای 55 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی میزان مشاركت و محرومیت زنان به نحو تاریخی و با توجه به تعالیم و فرصت‌های موجود در حوزة هنرهای مختلف  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بررسی میزان مشاركت و محرومیت زنان به نحو تاریخی و با توجه به تعالیم و فرصت‌های موجود در حوزة هنرهای مختلف،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بررسی میزان مشاركت و محرومیت زنان به نحو تاریخی و با توجه به تعالیم و فرصت‌های موجود در حوزة هنرهای مختلف :

آماتورها و حرفه ای‌ها
دو فصل اول ریشه‌های فلسفی مفاهیم جنسی شده را حول تصورات هنرمند، هنر، و واكنش زیبایی شناسانه نشان دادند؛ این فصل به بعضی از آن مفاهیمی می‌پردازد كه بر فرصت‌های زنان شاغل در برخی از هنرها تأثیر گذاشتند. از آنجا كه ما تحلیلی از سنت هنر- زیبا را دنبال می‌كنیم، جایگاه تاریخی این بحث قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم خواهد بود.

چنین تمركزی ما را به مطالعه یك عامل مهم سوق می‌دهد كه اغلب زنان و مردان شاغل در هنرهای زیبا را حین پیشرفتشان در دوره مدرن، از یكدیگر جدا می كند: هویت هنرمند به عنوان یك «آماتور» یا به عنوان یك «حرفه‌ای» همانطور كه خواهیم دید، شأن حرفه‌ای یا آماتور [بودن]، صرفاً مسأله انتخاب یا رضایت شخصی نیست. این مسأله نتایجی اساسی در مورد سهمی كه هنرمندان قادرند در هنرشان داشته باشند به بار می‌آورد، چرا كه مبتدیان اشخاص دنباله‌رویی هستند كه در حاشیه شكل‌گیری قوانین كلی هنری كه نمونه‌های مختلف هنر را تجهیز می‌كند، قرار دارند.

آموزش و پرورش : چه كسی می‌آموزد؟
مفهوم نبوغ، همانطور كه دیدیم، مقوله‌ای بحث برانگیز است كه برای تكریم استعدادهای افراد مستعد و استثنایی و جهت ترفیع [شأن] ایشان نسبت به آن كسانی كه تقدیرشان [كسب] مشاغل معمولی بوده ، ایجاد شده است. پژوهش‌گران فمینیست به نحو شكاكانه‌ای مشاهده كرده‌اند كه نقش عوامل اجتماعی به اندازه‌ استعداد فطری در ورود بیشتر هنرمندان مذكر به صف نوابغ مؤثر بوده است.

این یك ایده جدید نیست؛ ویرجینیا ولف در [سال] 1929 اشاره كرده است كه زنان از لحاظ تاریخی در موقعیت هایی نبوده‌اند كه امكان پیشرفت و استفاده از استعدادهایشان را داشته باشند. صرف نظر اینكه چه موهباتی از جانب طبیعت به هنرمندان اعطا شده باشد، آن‌ها می‌بایست كه پرورش یابند [تعلیم بگیرند]؛ بدون آموزش، نبوغ صرفاً یك قابلیت است. اشكال مشخصی از هنر موانع دشواری را پیش می‌آورند، نه فقط در مسیر فرصت‌های شناخت بلكه همچنین برای تعالیم مبنایی مورد نیاز جهت كشف استعداد و زایش هنر.

ایده‌های خردمندانه و فلسفی در مورد فرد نابغه‌ای كه اثر وی محصول یگانه‌ای از تلاشهای خلاقانه‌او است، در زمینه‌اجتماعی و اقتصادی ویژه اروپای مدرن پیشرفت كردند، و در جریان ممارست[های] هنری و استفاده‌ بیشتر از همكاری ها جهت جنسی كردن ایده هنرمند، تغییر كردند.
ولیكن مشاركت یا محرومیت زنان در هنرها به هیچ وسیله‌ای متحد الشكل نشده است. این مسأله [مشاركت یا محرومیت زنان] تا حد زیادی بسته به اینكه چه شكلی از هنر را مورد توجه قرار دهیم، تفاوت می‌كند. در این فصل مختصراً به مرور سه قسم از هنرها- موسیقی ، ادبیات و نقاشی به عنوان نمونه‌هایی از طرق مختلف مجاز یا محروم بودن زنان از مشاركت كامل در هنرها خواهیم پرداخت

. این سه [موسیقی، ادبیات و نقاشی] را مخصوصاً انتخاب كرده‌ام چرا كه هر قسم [از آن ها] روشنگر خصوصیات متفاوتی از چهارچوب های مفهومی حاكم بر هنر و ایده‌ هنرمند، می‌باشد.
موسیقی، كه وجود برخی از سخت‌ترین موانع را در مسیر زنان علاقه‌مند [سهیم در این رشته هنری] نشان داده است، ظرایفی را در مورد مفاهیم حساسیت هنری، عاطفه و ذهنیت ، توضیح می‌دهد.

این [موسیقی] همچنین آغازی است برای بحث از محدودیت‌هایی كه اجرا و حضور عمومی [اجتماعی] هنرمند را در برگرفته اند. ادبیات منثور، مشخصاً رمان، نشانگر جنبه‌دیگری از طیف فرصت‌ها می‌‌باشد، چرا كه زمان – نویسی در حقیقت به عنوان یك نوع [كار] زنانه آغاز شد، و رمان همواره بیشترین شركت كنندگان در این شكل از هنر بوده‌اند، گر چه پذیرش انتقادی رمان هایشان ، نشانه وحشت از برتری و محبوبیت حساسیت‌های هنری زنانه می‌باشد

. با وجود اینكه زنان همواره با موانع مشخصی مواجه بوده‌اند. در حالیكه مردان با چنین موانعی مواجه نبوده‌اند، ولی باز هم تاریخ رمان- نویسی تاریخ محروم سازی نیست. در حقیقت، می توان چنین گمان كرد كه زنان هنرمند موفق، به درون برخی مرزهای به خوبی حفاظت شده خلاقیت، نفوذ كردند. نقاشی با تمركز روی میدان و قدرت دید و روابط آن [دید: vision] با فهم ، نظریه‌هایی در باب ذهنیت خالق هنر تصویری را روشن می كند

. نظریه‌های مختلف در مورد لوازم ضروری نقاشی دقیق از عالم به وضوح در ایده‌های فلسفی ارجمند در مورد طبیعت انسان، معرفت، و دست‌آوردهایی كه در فصل اول مورد بحث قرار گرفتند، ریشه دواندند. فهم تمام و كمال طنین جنسیت در مفاهیم اساسی و عملكرد هر كدام از این رشته‌ها ، نیازمند به پرداختن به جزئیات عمیق‌تری نسبت به آنچه در اینجا امكان نشان دادنش وجود دارد، می‌باشد. یك بار دیگر، [خاطر نشان می‌كنم كه ] هدف این پژوهش مرور تاریخ انتقادی نقاشی یا موسیقی،

معماری یا رقص یا ادبیات نیست، بلكه هدف آن بیشتر طراحی الگوهای فكری جنسی شده در مورد مسائل زیبایی شناسانه و آشكار كردن صعوبت چهارچوب‌های مشخص اساسی و فلسفی با به كارگیری هنر ، می‌باشد.
فرض كلی ای كه از پیش باید آن را بیان كنم این است كه ایده مشاركت زنان در هنر به نحوی محوری هم با مفاهیم منش و قابلیت زنانه و هم با ایده‌های مربوط به آنچه هویت توصیفی یك شخص را می‌سازد، مرتبط می‌باشد.

هنگامی كه توقعات موجود در مورد هویت زن و واژه‌هایی كه زنان به وسیله آن‌ها خود را تعریف می‌كنند، در حیطه فضاهای اجتماعی‌ای كه نكات سازنده در تاریخ هنرها را رواج دادند، ملاحظه شوند، ورود ایشان به حوزه مشاغل مربوط به هنرهای زیبا به نحو خاصی مختل می‌شود. شایسته است كه برخی از نكات برجسته این تحلیل را مرود ملاحظه قرار دهیم:

(1) [این نكته كه ] آیا یك شكل هنری [خاص ] ، حضور هنرمند در جمع را مطالبه می‌كند [یا خیر]، مثلاً اینكه او [هنرمند] رو در روی حضار [جمع مخاطبان] قرار گیرد. در طبقات و فضاهای اجتماعی كه مخصوصاً نسبت به مسائل مربوط به آداب نزاكت حساس هستند، اینكه یك زن اصلاً یا چگونه در مكان‌های عمومی [جمع] ظاهر شود، كم و بیش می‌تواند برای نمایشگر مؤنث نوازنده، رقاص و یا بازیگر ، مشكل‌ساز باشد. (2) [نكته دیگر اینكه یك شكل هنری خاص] خواستار مهارتی باشد كه معمولاً به نحوی تقلیل یافته [و ناقص] در ذهن خلاق زن لحاظ شده است،

همچون [علم به] ریاضیات. اگر چنین باشد، آنگاه احتمال انسداد یا نقص آموزش و پرورش در [حوزه‌] آن هنر می‌رود. (3) [و نكته آخر اینكه یك شكل هنری خاص] خواستار طیف وسیعی از تجربیاتی باشد كه حصولشان برای یك زن مناسب تشخیص داده نشده باشد. این مسأله غالباً پذیرش [خود هنرمند] را محدود می‌كند تا محصول تلاش زن [هنرمند] را، همچون نوشته‌های آنان، [نوشته‌هایی] كه غالباً موجبات لذت را فراهم كرده ولی به دلیل میدان دید محدود و تنگی نظرشان مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، با اطمینان از اینكه تلاش‌های زنان به دلیل ظهور «ذوق زنانه» در آن‌ها، فرعی و كم اهمیت می‌باشند.

تمام اشكال هنری چنین خواسته‌هایی را از شاغلان خود ندارند، لذا در می‌یایم كه مدل‌های [گوناگون] دخول و اخراج [زنان از حوزه هنرهای مختلف] بسته به نوع [شاخه هنری]، زمان، و مكان تغییر می كنند.

موسیقی
پرداختن به موسیقی سرگرمی رایجی است كه در بسیاری از جنبه‌های زندگی : [از جمله جنبه‌های] خانگی، عمومی، دینی و تشریفاتی نفوذ كرده است. ترانه‌های كارگری ، ذهن را از زحمت دشوار منحرف كرده و آهنگی موزون برای فعالیت‌های بدنی فراهم می‌كنند؛ زمزمه لالایی‌ها كودكان را خواب می‌كند؛ زمزمه‌های [زیرلبی] بی‌هدف گذر زمان را سهل می كنند. در حقیقت تمام فرهنگ‌ها به موسیقی می‌پردازند، و نحوه‌ [آواز] خواندن، رقصیدن، یا نواختن سازهای مختلف توسط زنان و مردان در بسیاری از آن‌ها متفاوت است. [2] اكثر موسیقی‌‌های سنتی دارای كاركردهای زیبایی شناسانه و همچنین منفعت گرایانه هستند؛

بدین معنا كه ، از موسیقی هم به خاطر خودش و هم برای تفریح، سرگرمی، یا مقاصد مدنی یا دینی‌ای كه به انجام می‌رساند، بهره برده می‌شود. در دوره ها و مكان‌های خاصی در تاریخ، زنان مشاركت های مهمی در اجرا و حتی ساخت قطعات موسیقی داشته‌اند. برای مثال، در بارگاههای اروپا در قرون وسطی و در مؤسسات مذهبی همچون صومعه‌ها، وضع بدین شكل بوده است. [3]
با این حال از رنسانس تا دوره‌مدرن كه اكثر قطعه‌های اساسی هنرموسیقی ما نیز محصول همین دوره می‌باشد، دسترسی زنان به آموزش موسیقی و فرصت‌های [مختلف] جهت اجرا [موسیقی] تا حد زیادی محدود بوده است.

آن نوع از موسیقی كه با سنت هنر- زیبا همتا بود، به تدریج تبدیل به وظیفه حرفه‌‌ای‌ها شد. كار ایشان این بود كه با مهارت‌ برای حضاری كه به دنبال لذت زیبایی شناسانه و بسط فهم فرهنگی خود از طریق آثار بهترین آهنگ سازان بودند، [قطعاتی را] اجرا كنند. برخی از قطعات موسیقی مربوط به سنت‌ غربی كه به عنوان نقطه اوج دست‌آوردهای موسیقایی ستوده میشوند، نه به شكل موسیقی به مثابه هنر [زیبا] بلكه برای مراسم مذهبی و عبادی نوشته‌ شده بودند، درصورتیكه الگوی قطعه موسیقایی در نظام هنر – زیبا، اثری است كه تنها به دلیل زیبایی، پیچیدگی، نوظهوری، یا بغرنجی‌ای كه دارد- و به طور خلاصه، تنها به دلیل كیفیات زیبایی شناسانه اش، مورد شنود قرار گیرد.

آنچه در هنرهای تصویری به عنوان تمایز میان حرفه و هنر شناخته می‌شود، در عالم موسیقی به مثابه تفاوت میان موسیقی‌ای است كه غایتی خارج از خود را فراهم می كند (از جمله تشریفات مدنی، نیایش‌های مذهبی، یا سرگرمی] و «موسیقی هنری» كه برای لذت زیبایی شناسانه خلق شده است. [4] این سنتی است كه مخصوصاً منعكس كننده سلیقه‌های مربوط به طبقات بالا و متوسط [اجتماعی] میباشد، و ایده‌های مختلف در مورد زنیت كه فعالیت‌های موسیقایی زنان را محدود و مشخص می‌كردند نیز در این طبقات واقع شده بودند.

اجرا
بانوهای جوان در دوره مدرن به پرورش دسته خاصی از استعدادهای هنری تشویق می‌شدند، از جمله نقاشی و طراحی، و مهارت‌های مختلف در [آواز] خواندن و نواختن یك آلت موسیقی مثل پیانو، هارپسیكورد ، یا چنگ. آن‌ها گاهی به خوبی تربیت [فاضل] می‌شدند، و دختری كه موسیقی می‌دانست. ، به دلیل پذیرایی و سرگرمی جمعی كه فراهم می‌كرد،

می‌توانست سرمایه قابل توجهی برای خانه به شمار آید. (خوانندگان رمان‌های جین آستن به یاد خواهند آورد كه چه دفعات بسیاری شخصیت‌های مؤنث فرا خوانده می‌شدند تا برای جمعیت [انجمن] بخوانند یا بنوازند.) همانا اجرای موسیقی در فضاهای خانگی از طرف خانواده‌ها، ممارست‌های آموزشی، و كتاب‌های بیشماری كه در حوزه آداب [معاشرت]، اخلاق و اداره خانه، چاپ می‌شدند، مورد تشویق قرار می‌گرفت. اجرا برای عموم مسأله دیگری است. قرن‌ها بود كه حضور زنان روی صحنه، در هر نقشی و به طور كلی نه تنها مكروه بود بلكه در بسیاری از جوامع توسط قانون نیز تحریم شده بود

.
ضمانت اجرائی اجتماعی برای امكان جلوه شخص در جامعه [مكان‌های عمومی] نیز به همان اندازه محكم بود، چنانكه موجب نقض هنجارهای مربوط به برازندگی [شایسته سالاری] و فروتنی می‌شد.در حقیقت، هنگامی هم كه حضور ایفاگران مؤنث روی صحنه عادی‌تر شد، اغلب ایشان از طبقات پایین‌تر اجتماع بودند.[5] به عنوان یك قانون، كمالات موسیقایی به مثابه درآمدی خانگی تصور می شدند كه نمی‌بایست به هیچ چیزی شبیه به یك تعهد حرفه‌ای منتهی شوند.

محدودیت‌های نزاكتی فراتر از اجرای موسیقایی بر انتشار قطعات موسیقایی شخص نیز تأثیر گذاشتند، پیشامدی كه در حوزه ادبیات نیز روی داد. به همین دلیل، برخی از آثار فنی مندلسون آشكارا به نام برادرش فلیكس مندلسون چاپ می‌شدند. [6]

گر چه امروزه موزیسین‌های حرفه‌ای را به عنوان اشخاصی فاضل و به نسبت دارای مقام اجتماعی والا می شناسیم، در دوره‌های گذشته، «موزیسین‌ حرفه‌ای» لزوماً یك عنوان تعریفی عالی نبود، چرا كه [چنین عنوانی] در اشاره به شخصی به كار می‌رفت [مذكر یا مؤنث] كه محتاج به امرار معاش از طریق هنرش بود ( برخلاف موسیقی‌دانان اصیل [و نجیب]). ولی مهمتر اینكه این عنوان به شخصی اشاره دارد كه به طور رسمی هنری خاص را آموخته باشد.

جنبه حرفه‌ای هنر است كه عمدتاً از دسترس زنان خارج بوده. برای مثال، در قرون وسطی، اشكال پیچیده موسیقی چند آوایی در مدارس كلیسای جامع آموزش داده می‌شد، و در حالیكه زنان اغلب به اجرای موسیقی می‌پرداختند ولی به ندرت ساخت قطعات موسیقی را می‌آموختند، چرا كه این مدارس تنها مختص به روحانیون مذكر بودند. وضعیتی مشابه در تعدادی از سنت‌های دیگر نیز پیش آمد: مشاركت زنان چنان محدودتر از [مشاركت] مردان است كه علی رغم تشویق ایشان به پرورش بعضی از استعدادهایشان، آن‌ها به ندرت همچون مردان هم رتبه خود، قادر به پیگیری این استعدادها تا درجه مشابهی بودند.

همراه با رشد جمعیت طبقه متوسط هنر – مصرفی و بازار هنر در دوره مدرن كه هنرمندان را متوجه امرار معاش از طریق موسیقی یا (نقاشی یا نویسندگی) كرد، عدم وجود فرصت‌های حرفه‌ای برای زنان اغلب باعث باقی ماندن ایشان در وضعیت آماتوری،. هم به عنوان نوازنده و هم به عنوان آهنگ‌ساز شد.

مفاهیم مسلط مربوط به زنانگی مشكلات مضاعفی به [مسأله] اجرا در ملاء عام اضافه كردند، برخی از این مشكلات امروزه عجیب و تا حدودی مضحك به نظر می رسند. زنان حداقل از دوره رنسانس، به سمت آلات موسیقی «زنانه» سوق داده می‌شدند، یعنی آن آلاتی كه امكان نواختنشان بدون حضور هنرمند در جمع یا پیدایش وضعی ناشایسته، وجود داشت.

نواختن ویولن باس یا ویولن سل ، كه هنگام نواخته شدن میان زانوان نوازنده قرار می‌گیرند، از نظر بسیاری دارای یك وضع نامناسب بود. گر چه لطافت فلوت بسیاری از نوازندگان مؤنث را به نواختن آن متمایل می‌كرد، [با این حال] بسیاری از سازهای بادی گونه‌ها را از حالت طبیعی خود خارج می‌كنند و باعث سرخ شدن چهره می‌شوند.

برخی از انواع شیپورها سیل ناخوشایندی از آب دهان را جاری می‌سازند. در اوایل قرن بیستم، یك رهبر اركستر تأسف خود را از اینكه وابستگی موزیسین‌ها با اتحادیه‌های كارگری، اركسترها را مجبور به قبول نوازندگان مؤنث كرده است، ابراز كرد، امری كه آن را هم به ضرر اركستر و هم به ضرر زنان روی صحنه می‌دانست:
قرار بر این است كه زنان چنگ نواز نسبت به مردان پسندیده‌تر باشند، چرا كه چنگ اساساً یك ساز زنانه است. نواختن چنگ مستلزم چنان پنجه‌گذاری ظریفی است ، كه شاهد تقاضای همه جانبه‌ از حضور زنان در این حوزه هستیم. ولیكن . . . قصد طبیعت هرگز بر این نبوده است كه جنس لطیف [زن] تبدیل به شیپور زن ، ترومبون نواز و نوازنده سازهای بادی بشود. اولاً آن‌ها [زنان] برای نواختن چنین سازهایی به اندازه‌ مردان قوی نیستند . . . نكته دیگر علیه ایشان این است كه امكان ندارد زنان سازهای برنجی را بنوازند و [در عین حال] زیبا هم به نظر برسند، و [اصلاً] چرا باید ظاهر قشنگشان را تباه كنند؟ [7]

ظاهراً هنرمند مؤنث نمی‌تواند از اینكه به عنوان یك شیء زیبایی شناسانه لحاظ شود، خلاصی یابد ، حتی زمانیكه فعالانه مشغول تولید دیگر اشیاء زیبایی شناسانه است. این ایده‌ كه زنان چنگ نواز به دلیل ظرافت ساز كه با ظرافت نوازنده هماهنگی دارد، مورد پذیرش واقع می‌شوند به طور مبهم توسط یكی از پیشگامان دسته نوازندگان زنان ، اتل اسمیت ، مورد ملاحظه قرار گرفته است، او پیوستگی چنگ با [مفهوم] زنانگی را منفعتی مشكوك قلمداد كرده است:
با اینكه چنگ یك ساز پردردسر و بیشتر غیر سودمند بوده است، سنت باستانی اجازه‌نواختن آن را به زنان داده است. در واقع فكر می‌كنم كه همكاران او [زنان چنگ نواز] بیشتر این حضور مجرد بازوان سپید در میان خود را گرامی می‌دارند، همانطور كه مردان اهل قبیله ولز بزسپید قبیله را گرامی می‌داشتند. [8]

شاید بی‌میلی ای كه در بدو امر نسبت به ایده حضور زنان نوازنده در كنار مردان در اركستر سمفونی‌ها، وجود داشت اكنون به نحو غریبی از مد افتاده به نظر بیاید، ولیكن باید در نظر داشته باشیم كه بسیاری از رسوماتی كه مانع حضور زنان در چنین فعالیت‌هایی می شد، تنها اخیراً كنار گذاشته شده‌اند. برای مثال اكستر مشهور فیلهارمونیك وین، تنها در سال 1997 بود كه مناصبی را نیز به زنان اختصاص داد. [9]

علی رغم ممانعتی كه از طرف آداب و رسوم متداول تحمیل می شد، موزیسین‌های مؤنث فوق‌العاده فاضلی در اروپای قرن هجدهم و نوزدهم وجود داشتند. غالباً زنانی وارد سلسله مراتب حرفه‌ای‌ها می‌شدند كه از خانواده های اهل موسیقی ای بودند كه والدینشان از استعدادهایشان حمایت می‌كردند و امكان آموزشی را برای ایشان فراهم می كردند كه بسیار فراتر از آن چیزی بود كه در دسترس دیگران قرار داشت. همانطور كه در مورد نوازندگان مشهور پیانو، كلارا شومان (96-1819) و فنی مندلسون (47-1805) وضع بدین منوال بود. هر دوی ایشان از خانواده‌هایی بودند كه دارای اعضای مذكر و مشهور بیشتری به عنوان آهنگ ساز و نوازنده بودند (كلارا با رابرت شومان ازدواج كرد: برادر فنی، فلیكس مندلسون بود.)

ولیكن در مورد ایشان، همچون در مورد خواهر موزارت در قرن گذشته، فشار برای ازدواج و برآوردن خواسته‌های خانواده به تدریج مشاغل ایشان را تحت الشعاع قرار داد (هر چند شومان موفق به نگاهداری اعتبار و حضور اجتماعی قابل توجهی شد). این بدان معنا نیست كه ایشان برخلاف اراده شان مجبور به قبول وظایف خانگی می‌شدند، بلكه منظور این است كه چنین نقشهایی [وظایف خانگی] در توقعات و امیال ایشان اعمال نفوذ های شكل دهنده‌ای می‌كردند.

اگر هویت اولیه [اصلی] آن‌ها به عنوان زن، كه در نسبت با مرد و خانواده تعریف می‌‌شد، تعیین هویت ایشان به عنوان موزیسین‌های حرفه‌ای را در مواردی همچون این زنان مستعد و صاحب – منصب ، تهدید می‌كرد، هر كسی می‌تواند حدس بزند كه چه بسیار افراد دیگری نیز بوده‌اند كه هرگز به خارج از اطاق پذیرایی [خارج از محیط خانه] راه پیدا نكردند.
سرایش

انتساب زنان موزیسین به طور عمده به شأن آماتور [بودن]، طبیعتاً كار ایشان به عنوان آهنگ ساز و نوازنده را نیز تحت تأثیر قرار دارد. و از همه مهمتر اینكه شأن آماتور بودن در ارتباط با ایده‌ هنرمند كبیر ، توانایی تنظیم آن نوع موسیقی كه دارای اهمیتی تاریخی باشد را دچار خسارت ژرفی می‌كند. همان طور كه یك مورخ موسیقی [این موضوع را به شرح زیر] مورد ملاحظه قرار داده است:

موسیقی شناسان از طریق مترقی‌ترین آثار و انواع یك دوره بر پیشرفت سبك موسیقایی تأكید ورزیده اند، و این در حالی است كه بیشتر زنان آهنگ ساز، حداقل تا حدودی به این دلیل كه از موقعیت‌های حرفه‌ای كه مولد پیشرفت‌های تازه بود، محروم مانده بودند، در دگرگونی سبك [نیز] پیشوا نبوده‌اند. [10]

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله آمــار جامعه شناسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله آمــار جامعه شناسی دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله آمــار جامعه شناسی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله آمــار جامعه شناسی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله آمــار جامعه شناسی :

آمــار جامعه شناسی

مقدمه
تردیدی نیست كه هر گونه تحول اساسی در فرهنگ جامعه ابتدا باید از معلمان، مربیان و راهنمایان تعلیماتی آغاز گردد ، زیرا بدون دسترسی به معلمان شایسته و با صلاحیت نمی توان به توفیق در امر تعلیم و تربیت امیدوار بود. به عقیده كارشناسان تعلیم و تربیت یكی از شرایط اساسی برای بهره وری جوامع ،دارا بودن نظام تعلیم و تربیت مطلوب و به تبع آن، معلمانی است كه صلاحیت قرار گرفتن در این جایگاه را داشته با شند . زمانی جامعه پیشرفت می كند كه معلمان از ویژگی های لازم برای ایفای این مسئولیت خطیر برخوردار با شند .

بزرگان واندیشمندان تعلیم وتربیت نیز معتقدند: « معلمی حرفه ای است مستلزم دانش ها و مهارتها از انواع مختلف ¬ـ گرایش ها و عادت های فكری، كه می تواند درست مانند هر شغل دیگری مطالعه و تحصیل شود . برخی افراد مربی بهتری نسبت به دیگران می شوند ،اما اگر به هنرآموزش و پرورش به عنوان موضوعی برای مطالعه و نمرین و نه به عنوان یك هدیه الهی كه در بدو تولد به بعضی اعطا و از عده ای دریغ می شود توجه گردد همه می توانند اصلاح شوند .»
مقدمه این گام كوچكی است در جهت بررسی پیشرفت تحصیلی دانشجو معلمان و میزان علاقه مندی آنها به حرفه معلمی .
به این امید كه نتایج حاصله گامی مؤثر به سوی بهبود بخشیدن مهارتهای علمی و عملی ستارگان درخشان آسمان تعلیم و تعلم باشد .

تعریف موضوع
اكنون مسأله تعلیم و تربیت و این كه چه افرادی و با چه میزان صلاحیت و توانایی ،مجری و عهده دار این مسئولیت حساس هستند از عمده ترین مسائل اغلب جوامع در حال توسعه به ویژه جامعه كنونی ماست .
از آن جایی كه سیر تكاملی نبوغ بشری و در پی آن پیشرفت علوم و تكنولوژی حدود و مرزهای جغرافیایی را پشت سر گذاشته به سوی دهكده ای شدن جهان حركت می كند ، میتوان یكی از اساسی ترین محورهای صلاحیتهای معلمی ـ بعد از توانایی در برقراری درست ارتباط كلامی و رفتاری ـ را سطح علمی معلمان دانست.

در این پژوهش بر آن شدیم كه به بررسی پیشرفت تحصیلی دانشجو معلمان و رابطه آن با علاقه مندی به حرفه معلمی بپردازیم .
بیان مسئله :
شكی نیست كه نگرش معلم و صلاحیتهای او به شغل معلمی یكی از عوامل بسیار مؤثر در آمادگی و كارآیی او خواهد بود زیرا نگرش تعیین كننده رفتار فرد است. اعتقاد به این اهمیت ، ضرورت تحقیق را آشكار می سازد. بدیهی است كه اگر شرایط لازم برای جذب دانش آموزان باهوش و مستعد و دارای ویژگی های لازم فراهم گردد، این قبیل فراگیران به رشته های معلمی تمایل پیدا می كنند و در نتیجه روند آموزش و پرورش از نظر كیفی و كمی بهبود می یابد. معلم هر اندازه دارای رفتار انسانی مطلوب باشد ، ولی از نظر علمی ضعیف و ناتوان تلقی شود، مورد قبول شاگردان واقع نخواهد شد. شخصیت متعادل ، همراه با تسلط علمی معلم ، او را از نظر شاگردان با ارزش و اعتبار می سازد .

تسلط بر محتوا و موضوع درس باعث می شود كه دانش آموزان به آموختن درس علاقه و انگیزه مطالعات روانشناسی زیادی نشان دهنده نقش مهم و مؤثر علاقه در ایجاد انگیزه و پیدا كننده حركت است. حرفه ظریف و زیبا و حساس معلمی شاید بیش از هر شغل و حرفه دیگری به داشتن علاقه از جانب متعلمان نیازمند باشد.
لذا بر آن شدم كه به پژوهش درباره پیشرفت تحصیلی دانشجو معلمان بپردازم ، تا به وجود یا عدم وجود رابطه بین سطح علمی و علاقه به حرفه معلمی دانشجویان پی ببرم.
پیشینه تحقیق
تحقیقات انجام شده در خارج از كشور :
از آن جایی كه مراكز تربیت معلم در خارج از كشور به سبك و شیوه این مراكز در ایران نمی باشند. لذا پژوهش های انجام شده در این مراكز به عنوان پیشینه تحقیق ذكر نمی شود.

تحقیقات انجام شده در داخل كشور:
1- طرح پژوهش با عنوان تاثیر مراكز تربیت معلم در علاقه مندی دانشجویان به شغل معلمی از مریم خلیل وند در استان لرستان. در این تحقیق استنتاج شده است 1/58% از دانشجویان با علاقه شغل معلمی را انتخاب كرده اند.
9/81% دانشجویان اظهار داشته اند كه مراكز تربیت معلم در بهبود كار آنان تاثیر مثبتی داشته و 6/80% دانشجویان روشهای تدریس مدرسان را در ارزیابی هایشان از شغل معلمی مثبت دانسته اند.

2- طرح پژوهش با عنوان « بررسی ویژگی ها و صلاحیتهای دانشجو معلم » از منیره دلداده محبوب در خرداد ماه 80 انجام شده است كه اهم نتایج بدست آمده گویای این مطلب است كه بین اظهارات دانشجویان رشته های مختلف از نظر میزان تاثیر مراكز تربیت معلم تفاوت معنی داری وجود دارد.
و نیز بین اظهارات دانشجویان رشته های مختلف از نظر انگیزه آمدن به مركز تربیت معلم تفاوت معنی داری وجود دارد.
3- طرح پژوهشی با عنوان « بررسی صلاحیت دانشجو معلمان مركز تربیت معلم امام خمینی گرگان » از سارا صدیقی بهار 1380

اهمیت موضوع
هر جایی كه تعلیم وتربیت به طور صحیح صورت می گیرد با این هدف است كه روح وذهن بشر نیرومند شود. روند حیات بشری در هرجایی با دو زمینه پست وعالی پا یه گذاری شده است كه اولی عبا رت است از یك زندگی طبیعی و حیوانی ودیگری حیاتی معنوی ومتوجه به درجات بالاتر تربیت باید انسان را به آن حد تعالی برساند كه بتواند به خاطر یك زندگی والا و با عظمت، حیات پست وحیوانی را كه در تنگنای شهوات قرار دارد اسیر ومنكوب كند. یك چنین فرآیند تربیتی كه این هدف را دنبال می كند در اصطلاح زبان آلمانی «تربیت فرهنگی یا روحی و معنوی »نیز نامیده می شود جامعه ای كه نوجوانان و جوانان آن آرزومند پوشیدن جامه پرصلابت معلمی باشند، در برابر همه هجمه های فرهنگی مصون و سالم خواهند ماند. جامعه ای كه با بلند اندیشی و جامع نگری رایزنی و مشورت با اهل نظر، انجام اقدامات فرهنگی و اجتماعی و اتخاذ تدابیر روان شناختی بتواند در میان كودكان و نوجوانان و جوانان هوشمند نگرش پویا و بازخوردی غنی و قوی نسبت به منزلت و مقام معلمی ایجاد كند، بالفعل و بالقوه شایسته ترین و لایق ترین نیروی انسانی مولد را در اختیار خواهد داشت. لذا پرداخت به وضعیت تحصیلی و رفتاری معلمان كه مجریان اهداف آموزش و پرورش به شمار می آیند ، یك ضرورت غیر قابل انكار است.

هدف تحقیق
هدف از این پژوهش تعیین پیشرفت تحصیلی دانشجو معلمان مركز تربیت معلم دختران شهید هاشمی نژاد مشهد با نوع نگرش آنها به حرفه معلمی است.
اینكه ارتقا سطح علمی دانشجو معلمان تاثیر مثبتی در نگرش و منش آنها از حرفه معلمی دارد و بالعكس
چرا كه می دانیم مدرسه و رأس آن معلم كار آمدترین نقش را در فرهنگ سازی و فرهنگ پذیری نسل جوان جامعه دارد.

سؤالات تحقیق
1- نگرش دانشجو معلمان نسبت به شغل معلمی چگونه است؟
2- دانشجو معلمان از چه میزان پیشرفت تحصیلی برخوردارند؟
3- میزان تحصیلات والدین دانشجو معلمان در چه سطحی است؟
4- آیا دانشجو معلمان در حد مطلوبی از امكانات آموزشی مركز تربیت معلم استفاده می كنند؟
5- آیا قطعی بودن استخدام دانشجو معلمان در انتخاب شغل معلمی مؤثر بوده است؟

فرضیه ها
ـ بررسی نوع نگرش دانشجو معلمان نسبت به شغل معلمی.
ـ بررسی میزان پیشرفت تحصیلی دانشجو معلمان.
ـ بررسی میزان تحصیلات والدین دانشجو معلمان.
ـ بررسی میزان استفاده از امكانات آموزشی مركز تربیت معلم توسط دانشجو معلمان.
ـ بررسی میزان تاثیر قطعی بودن استخدام دانشجو معلمان در انتخاب شغل معلمی.

تعاریف اصطلاحی:
دانشجو معلم: دانشجویی كه به طور شبانه روزی در مركز تربیت معلم مشغول به تحصیل باشد مركز تربیت معلم : سیستم مدیریتی و قوانین و مقرراتی كه حاكم بر مركز است.
امكانات : به كلیه واحدهای موجود در مركز تربیت معلم اعم از : كتابخانه ، آزمایشگاه، تكنولوژی و واحدهای آموزشی اشاره دارد .
استخدام : پذیرش دانشجو به عنوان كارمند رسمی سازمان آموزش و پرورش در قبال اخذ تعهد نامه كتبی و محضری.

تعاریف عملیاتی،
پیشرفت تحصیلی : از بررسی معدل ترم دانشجویان به معیاری جهت سنجش پیشرفت تحصیلی رسیدیم.
نگرش : از بررسی نتایج آزمون نگرش سنج شغلی لیكرت ، برای هر دانشجو نمره ای به دست آمده ، كه در نهایت از مقایسه این نمره با میانگین تست فوق نگرش دانشجو، اعم از مثبت یا منفی، تعیین شده است.

 جامعه شناسی آموزش و پرورش 1
جامعه شناسان قرن بیستم از چشم اندازهای گوناگونی رابطه تعلیم و تربیت و جامعه شناسی را مورد توجه قرار داده اند كه مشهورترین آن ، دیدگاه «كنش گرایی» است دوركریم (1917-1858) كه یكی از جامعه شناسان شهیر اروپایی است، از تاریخ 1902 تا 1917 ، استاد تعلیم و تربیت و جامعه شناسی در دانشگاه پاریس بود. از نظر او تعلیم و تربیت از جامعه بر می خیزد و برای آن است كه افراد را جهت تامین نیازهای جامعه تربیت كند دوركریم ، وظیفه عمده ، آموزش و پرورش را انتقال هنجارها و ارزشهای اجتماعی می داند.

او عقیده دارد كه جامعه در صورتی می تواند به بقای خود ادامه دهد كه بین اعضای آن تجانس و مشابهتهای لازم وجود داشته باشد. جامعه با انسجام و یگانگی اجتماعی شكل می گیرد و متكی بر احساسات و كار مشترك است . افراد جامعه تحت تاثیر هنجارهای اجتماعی كه حاصل زندگی جمعی است، قرار می گیرد . به نظر دوركریم وظیفه جامعه شناسی ، مطالعه هنجارها و كنشهای اجتماعی است و وظیفه آموزش و پرورش تحكیم روابط و ارزشهای حاكم بر جامعه است. در غیر این صورت افراد و در نتیجه جامعه دچار بی هنجاری می شوند تعلیم و تربیت ، بویژه آموزش تاریخ ، این رابطه را بین فرد و جامعه برقرار می كند. علاوه بر این دوركیم، معتقد است كه آموزش مهارتهای ویژه ، برای حرفه و اشتغال افراد ضرورت دارد.

جرج هربرت مید (George Herbert Mead)
مید با نظرات دوركیم موافق بود. وی نسبت به اثر روانی جامعه بر انسان ، توجه خاصی مبذول می داشت. به نظر او تفكر و منش فرد از فعالیتهای اجتماعی ،بویژه از طریق ارتباط متقابل با سایر افراد جامعه ، مایه می گیرد.
به عقیده مان هیم (1947-1893) جامعه بافتی كلی دارد كه انسان در آن زندگی می كند و سازنده ، فكر و دانش و رفتار است به نظر او زمانی می توانیم تعلیم و تربیت را درك كنیم كه بدانیم كودكان را برای چه جامعه ای تربیت می كنیم.1

تالكوت ، جامعه شناس معاصر آمریكایی هم ، مانند دوركیم نسبت به تعلیم و تربیت دیدگاه كنشی دارد. در نوشته های او در طی دهه 1950 آمده است كه پس از اجتماعی شدن اولیه كودك توسط خانواده ، نهاد مدرسه ادامه اجتماعی كردن او را به عهده می گیرد. به طور كلی مدرسه به مثابه پلی بین خانواده و اجتماع عمل می كند و كودك را برای زندگی بزرگسالی آماده می سازد. در داخل خانواده ، معیارهای رفتار با كودك ، و قضاوت درباره او بر اساس معیارهای ویژه خانوادگی است. اما در جامعه وسیعتر ، با معیارهای جامعتر و كلی تری با او رفتار می شود . در این میان ، مدرسه كودك را برای انتقال از معیارهای محدود و خانوادگی به معیارهای جامعتر اجتماعی، آماده می كند.

ایوان ایلیچ معتقد است كه تعلیم و تربیت باید استعدادهای بالقوه را به گونه ای شكوفا سازد كه فرد بتواند كشف كند، خلاقیت داشته باشد، قدرت ابتكار و تشخیص او تقویت شود و آزادانه تواناییهای خویش را اعتلا بخشد. 1
قرن بیستم قرنی است كه طی آن، انقلابهای عمیقی به وقوع پیوسته است ودر این میان تعلیم وتربیت به نحو فزاینده ای نقش مهم خود را در تقویت وشكل دادن به تحولات ایفا كرده است .در بسیاری از كشورها این دگرگونیها با سرنگون ساختن قدرتهای موجود و ویرانی پاره ای از اعمال و رفتار منشی همراه بوده است. ضرورت ایجاب می نمود كه تحولات تازه قرن بیستم و تأثیر آنها بر جوانانی كه در حال رشد بودند،تعبیر وتفسیر شود.

آموزش و پرورش توانسته است عشق دانش اندوزی را در انسان اعتلا بخشد و او را به جستجوی شرایط بهتر اجتماعی ـ اقتصادی سوق دهد.
در طلیعه قرن بیستم، تعلیم و تربیت رسمی به ندرت برای اكثریت مردم جهان وجود داشت.
سه چهارم جمعیت جهان در سرزمینهایی به سر می بردند كه ماهیت كشاورزی داشتند. وتعلیم و تربیت هزاره های قبلی، تأثیر چندانی بر آنها نگذا شتند.
احتمالا در سال 1900 هفتاد درصد ساكنان جهان، بالاتر از15 سال داشتند و نودوپنج درصد مردم كشورهای توسعه یافته، بیسواد بودند. تیم قرن بعد، یعنی در سال 1950 رقمهای فوق به ترتیب به 44 درصد و 64 درصد كاهش یافت و در سال 1970 درصدهای بیسوادی به ترتیب به 34 درصد و 50 درصد تنزل كرد.
در كشورهای توسعه نیافته، آهنگ رشد آموزش كند بود.

تا سال 1900 ،وظیفه اصلی معلم آن بود كه كلاس خود را با قدرت و شایستگی اداره كند.برای این كار معلم بایستی می توانست با استفاده از روشها و فنون تدریس، بطور واضح و كامل، دانش آموزان را گروهی تعلیم دهد. معلم وظیفه داشت تا دانش آموزان را در نوع ونحوه یادگیری راهنمایی كند. منابع یادگیری عبارت بود از معلم وكتابهایی كه توسط او انتخاب ومعرفی شد. آموزش و پرورش پیشرو كه بیش از هر نهضتی توانست در دهه اول قرن بیستم حاكمیت مطلق معلم را در كلاس درس تضعیف كند و روابط مناسبتر و اساسی تری بین معلم و شاگرد برقرار سازد، بدون سابقه قبلی به وقوع نپیوست. قبل از قرن بیستم نظریه پردازانی در صحنه تعلیم وتربیت بودند كه گامهای نخستین را در ایجاد تحولات برداشتند.

پروفسور كانل (1980) معتقد است كه در كوران قرن بیستم، تعلیم و تربیت جهانی از سه مرحله قابل تشخیص گذر كرده است.1- مرحله بیداری (1916-1900)
از سال 1890 تا جنگ جهانی اول، تعلیم و تربیت از لحاظ تئوری وعمل در حال جنبشی عمومی بود.
1-Awakeing
فشار نیروهایی از قبیل توسعه صنعتی، بلند پروازیهای طبقه متوسط وناسیونالیسم موجب گردید كه امكان بهره گیری وسیعتر ازآموزش وپرورش : برای تحقق بخشیدن این خواسته های نو ظهور مورد توجه قرار گیرد. از اینرو وظایف جدیدی برای تعلیم وتربیت كشف شد.روشهای تازه ای برگزیده شد، وتغییرایی منطبق با موقعیت جدید بوجودآمد.

2- مرحله توجویی(1945-1916)
در این دوره اهداف و آرمانهای آموزش و پرورش مدوّن گشت ،رابطه بین جامعه و تعلیم و تربیت به دقت مورد ملاحظه قرار گرفت ،و گنجینه ای از دانش و تجربه اندوخته شد و در مقیاسی وسیع به كار رفت .همچنین در زمینه اهداف :محتوا و روشهای تدریس ،تغییراتی اساسی ایجاد شد .
3ـمرحله «نوسازی و گسترش » 2 تعلیم و تربیت (1975-1945)
به دنبال جنگ جهانی دوم ، دوره ای برای نوسازی تعلیم و تربیت وجود داشت و نظراتی كه در دهه های 1920و 1930 درباره آموزش و پرورش ارائه شد .به شیوه ای جدید و به گونه ای كه پاسخگوی نیازهای مبرم نیمه اول قرن بیستم باشد ،سازمان یافت ،این دوره را می توان دوره ای برای برنامه ریزی دانست .در این دوره مناطق توسعه نیافته جهان با سرعت به سوی بیداری

1واژه « نوجویی » با توجه به محتوای مطالب ، معادل واژه Aspirationبه كار رفته است.
ملی می شتافتند و در پی آن بودند تا از تعلیم و تربیت ، به عنون وسیله ای برای اسنجام اجتماعی و قدرت اقتصادی استفاده كنند. بخش دوم این مرحله را می توان گسترش تعلیم و تربیت در كشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته دانست. در این دوره پژوهشهای وسیعی برای نوسازی برنامه های مدارس و انطباق آنها با دگرگونیهایی كه در علوم ، تكنولوژی و سازمان اجتماعی به وقوع می پیوست ، طراحی شد.
به نظر نویسنده این كتاب ، امان الله صفوی ، مرحله چهارمی نیز وجود دارد.

4- مرحله پختگی (2000-1975)
به اعتقاد مؤلف این كتاب ، سالهای بعد از 1975 را می توان دوران پختگی تعلیم و تربیت دانست كه تا سال دو هزار میلادی همچنان ادامه خواهد داشت. كوششهایی كه در دوره های پیش از آن به عمل آمده است گنجینه دانش و تجربه انسان را در زمینه تعلیم و تربیت غنی و بارور ساخته است. دیگر دوران آزمایش و خطا بسر آمده و آموزش و پرورش در عین حال كه خود علم مستقلی شده است ، با بهره گیری از سا یر علوم وفنون در مسیر كمال وپختگی گام برمی دارد . البته ،پیشرفتهایی كه نصیب آموزش و پرورش قرن بیستم شده است ، بیشتر 1: تعلیم وتربیت جهانی در قرن بیستم.
به اصول ، روشها و فنون آن مربوط می شود . هنوز بسیاری از مسائل حل ناشده اجتماعی و انسانی وجود دارند كه بار مسئولیت آنها بردوش آموزش و پرورش سنگینی می كند.
در اوایل 1 قرن بیستم ، با پیدایش شهرهای بزرگ ، جامعه جدیدی درحال تكوین بود .به این معنی كه تجارت و صنعت كلان به وجود آمد، كارگران نیمه با سواد به شهرها مهاجرت می كردند، و ملتها به طور روز افزونی به استقلال نایل می آمدند. جامعه جدید، جامعه ای پیچیده، پویا و اغلب غیر مسئول بود، این جامعه می بایستی به جامعه ای قابل درك ، كار آمد، و آزاد منش تبدیل می شد. از اینرو، روند رشد یابنده ای به وجود آمد كه به موجب آن تعلیم و تربیت را وسیله ای برای تحقق این هدف به حساب می آورد. مدرسه می بایستی اهمیت پیوندها و روابط اجتماعی خود را درك می كرد و ارزش واقعی خود را در كارآیی اجتماعی اش می دانست. كار آیی اجتماعی دارای سه مفهوم بود. نخست اینكه ، مدرسه وظیفه داشت در دانش آموزان خود ، آگاهی عمومی سیاسی و اجتماعی به وجود آورد تا بر اساس آن بتواند در بین مردم وحدت ملی و مشی آزاد منشی بر قرار سازد.
دوم اینكه ، برنامه مدرسه می بایست با نیازهای جامعه ارتباط بیشتری می یافت و با خواسته های طبقات مختلف اجتماعی مطابقت پیدا می كرد. سوم اینكه ، تعلیم و تربیت می بایست به پیشرفت دولت منتهی می گشت و به عنوان وسیله ای برای پیشبرد رفاه اجتماعی به كار می رفت. 1
كانت می نویسد : «در بین ابداعات بشر دو تا از بقیه مشكل تر است ، هنر مملكتداری و حكومت و هنر تعلیم و تربیت ».
تربیت در لغت به معنی نشو و نما دادن ، زیاد كردن : بركشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است. در این معنی اخیر ، تربیت از حد افراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن باشد.2
بنابراین ، تربیت محصول مراقبتی است كه از نشو و نمای آدمیزاد در جریان رشد وی یعنی سیر به سوی كمال ،بعمل می آید. تأدیب طبیعت حیوانی آدمی را به طبیعت انسانی تبدیل می كند.
بزرگان در باب تعلیم و تربیت گفته اند : «به عیان مشاهده می افتد كه كودكان و جوانان به پرورش و مجالست كسانی كه به خلقی موسومند، و یا به ملابست افعال ایشان ، آن خلق فرا می گیرند، هر چند بیشتر به خلقی دیگر موصوف بوده اند.»1

امكان تربیت آدمی باید باتوجه به آثاری كه معمولاً بر تربیت صحیح افراد مترقب شده و می شود بررسی گردد. دكتر هوشیار می نویسد: «آشنایی با اصول رفتار شاگرد پس از خروج وی از دستگاه آموزش و پرورش ، درجه تاثیر اصولی را كه مطلوب فن آموزش و پرورش از طرف و منظور آموزگار از جهتی دیگر است در زندگی آینده افراد و اجتماعات معین می كند و از این راه بر شخص محقق آشكار می گردد كه تا چه اندازه می توان در روحیه افراد و در ملل و جوامع بشر نافذ بود و آنها را تربیت كرد.براستی آدمی نه تنها تربیت پذیر است بلكه تنها مخلوقی است كه به تعلیم و تربیت نیازمند است. تیازآدمی به تعلیم وتربیت بدین معنی است كه اگر از بركات ان محروم بماند، فرصتی قیمتی از او فوت شود وچیزی ارزنده را برای همیشه از دست داده است.

پس، در زندگی آدمی،دو دوره كاملا متمایز وجود دارد: در دوره اول كه از تولد تا حدود پانزده سالگی طول می كشد، آدمیزاد هنوز از بسیاری جهات ناتمام است وكیفیت زندگیش به چگونگی مراقبتی كه از رشدش بعمل می آید بستگی دارد، در دوره بعد كه از لحاظ ادراك معقولات و قوه تمیز و اندیشه واراده به كمال رسیده است، از هر جهت مسئول اعمال ورفتار خویش می باشد ـ معذلك، كارائیش در این دوره اخیر یعنی آدمیتش در زندگی فردی واجتماعی بستگی به این دارد كه تا چه حد در دوره نخست در پرتو تعلیم وتربیتی كه دریافت داشته است توانسته با شد، امكانات بالقوه خود را به فعل در آورد. اگر در تربیتش غفلتی صورت گیرد یا كوتاهی شود و به تصادف واگذار گردد، خواه ناخواه از آدمیت دور و به بهائم نزدیك می شود.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله آمار اینترنت

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله آمار اینترنت دارای 17 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله آمار اینترنت  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله آمار اینترنت،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله آمار اینترنت :

آمار اینترنت
مقدمه
متخصصین فعال در دنیای تجارت الكترونیك، عامل زیر را برای موفقیت یک سایت،در این تجارت نوین ضروری می دانند: آوردن بیننده به سایت اگر سایتی به دنبال فروش كالا یا خدمات و كسب درآمد یا محبوبیت است، باید بیننده داشته باشد. تعداد بینندگان هر سایت، برگ برنده آن برای كسب موفقیت در دنیای وب می‌باشد. سایتی كه بیننده ندارد، بدون شك مرگی Online را تجربه می‌كند. مرگی كه متاسفانه كسی را هم نمی‌توان به مراسم ختم آن دعوت نمود!
چگونه می‌توان برشماره بینندگان یک سایت افزود؟

برای این کار روش های متعددی وجود دارد، اما یکی از موثرترین راه ها، حضور در رتبه های بالای موتورهای جستجوگر است. موتور جستجوگر، سایتی است که کاربران وب را در یافتن اطلاعات و سایت های مورد علاقه شان کمک می کند. امروزه محبوبیت آنها تا به آن جاست که بسیاری از کاربران، سفر در دنیای وب را از یکی از موتورهای جستجوگر آغاز می کنند.
• 93 درصد خریداران،‌‌از آنها برای یافتن سایت‌های مورد علاقه‌شان استفاده می‌كنند.
منبع:( Forrester Research)

• 57 درصد از كاربران اینترنت، هر روز جستجو می‌كنند و 46 درصد این جستجوها برای كالا یا خدمات است. (منبع: SRI )
• 85 درصد ترافیك هدفمند در اینترنت را موتورهای جستجوگر باعث می‌شوند.
منبع: (th www user survey-Georgia Institute of Technology):

همانگونه كه آمارها نشان می‌دهند، موتورهای جستجوگر ابزار مناسبی هستند كه خریداران به كمك آنها، كالا یا خدمات مورد نیازشان را می‌یابند. اگرچه موتورهای جستجوگر، سایت های بسیاری را به عنوان نتایج جستجو، در اختیار کاربران قرار می دهند، اما نکته قابل توجه این است که تنها رده‌های بالای نتایج جستجو است که مورد توجه كاربران قرار می گیرد. در واقع بسیاری از کاربران، تنها سایت های قرار گرفته در 10 رتبه ابتدای نتایج جستجو را مورد بازدید قرار می دهند و از بقیه سایت ها صرفنظر می کنند! این رفتار كاربران پیام بسیار واضحی دارد:سایتهایی ‌كه در رتبه‌های بالا قرار نمی‌گیرند، بینندگان چندانی، نخواهند داشت.با دقت در این رفتار كاربران، اهمیت كسب رتبه‌های بالا در موتورهای جستجوگر روشن تر می‌شود. یک سایت ممکن است 1 باشد یا 2001، اما اگر بیننده می خواهد باید خود را به رتبه های زیر 30 (ترجیحا 1 تا 10) برساند. نكته مهم دیگر این است كه بینندگانی كه موتورهای جستجوگر روانه سایت‌ها می‌كنند، علاقه‌مندان به سایت مورد نظر می‌باشند و این در حالی است كه هزینه چندانی صرف آوردن این بینندگان به سایت، نشده است. امروزه، موتور جستجوگر، ابزار نخست در تجارت الکترونیک است به طوری که تجارت الکترونیک خود را با مسئله رتبه بندی در موتورهای جستجوگر هماهنگ می کند: رتبه های بالاتر، مستقیما به فروش بیشتر، تعبیر می شوند.

مقاله حاضر، به بررسی وضعیت بازار پیش روی فرش ایران در موتورهای جستجوگر می پردازد، آنرا با سایر رقبا مقایسه می کند و راه کارهایی را برای حضور موثرتر سایت های ایرانی، در موتورهای جستجوگر ارایه می دهد. سعی شده است ضمن توجه به سادگی در بیان پیچیدگی های فنی موضوع، مفاهیم به گونه ای بررسی گردند که بتوان از راه کارهای ارایه شده، به منظور بهینه سازی سایت ها بهره برد.

2) بررسی وضعیت موجود
برای یافتن اطلاعات مورد نیاز ، باید عبارتی (چند کلمه) را در یکی از موتورهای جستجوگر، جستجو کرد. هر چه کلماتی که جستجو می شوند، بتوانند نوع اطلاعات مورد نظر را، بهتر توضیح دهند، زودتر و دقیقتر می توان به خواسته خود رسید. به عنوان مثال، اگر فردی به دنبال اطلاعاتی درباره ” نگهداری از گلهای آپارتمانی” باشد،
می تواند هر یک از عبارتهای زیر را جستجو کند:
• نگهداری از گلها
• نگهداری از گلهای آپارتمانی
• گلهای آپارتمانی

روشن است که به کمک کلمات وارد شده در حالت دوم، بهتر مقصود خود را بیان کرده است و اگر موتور جستجوگر استفاده شده نیز یکی از موتورهای جستجوگر قدرتمند نظیر Google باشد، حتما به خواسته خود می رسد.
فردی که به دنبال اطلاعاتی درباره فرش است، می تواند عبارات بسیاری را جستجو کند، عبارت هایی نظیر:
carpet, carpet and rugs, old carpet, color carpet, carpet flooring, carpet wholesale, carpet
manufacturer, antiques, persian carpet, … .

همانطور که مشاهده می شود، می توان لیست بالا را تا هزاران مورد ادامه داد. بعضی از عبارات ، خیلی کم جستجو می شوند، برخی کم جستجو می شوند و تعداد معدودی نیز، بسیار جستجو می شوند.
جدول – الف، تعداد دفعات جستجو شده بعضی از عبارات را در میان 303 میلیون جستجوی صورت گرفته توسط کاربران در شصت روز گذشته (در زمان اجرای این مطالعه)، را نشان می دهد.

جدول- الف، تعداد دفعات جستجو شده بعضی از عبارات

اما از میان تمام عباراتی که ممکن است جستجو گردد، کدام یک مورد نظر صنعت فرش ایران می باشد. به عبارت دیگر، اگر جویندگان چه نوع اطلاعاتی، از طریق موتورهای جستجوگر، سایت های ایرانی فعال در زمینه فرش را بیابند، بهتر است؟ ممکن است کلمه carpet جستجو گردد (یک عبارت تک کلمه ای). در این صورت منظور جستجوکننده دقیقا روشن نیست. زیرا معلوم نیست دنبال اطلاعات کدام زمینه مرتبط با carpet (رنگ، طراحی، خرید، فروش، تولید کننده و ; ) می گردد. به این گونه کلمات، ” کلمات رقابتی” می گویند. سرمایه گذاری بر این گونه کلمات، به منظور کسب رتبه های بالا، برای بیشتر سایت ها توصیه نمی گردد. هرچند که کسب رتبه های بالا با این گونه کلمات، سخت تر بوده، نیاز به زمان بیشتری دارد.

نمودار- الف، وضعیت سایت های ایرانی را در مقایسه با رقبا، نشان می دهد. در نمودارهای ارایه شده، تعداد رتبه های زیر 20 در موتورهای جستجوگر Google, MSN, Yahoo مد نظر بوده است.

نمودار – الف، تعداد رتبه های زیر 20 سایت های ایرانی در مقایسه با رقبا

ارایه می كردند و امریكایی می باشند , اما همانطور كه carpet بسیاری از سایتها یی كه در جستجوی كلمه گفته شد، به دلیل کلی بودن کلمه فرش، نمی توان در این مورد به سایت های ایرانی خرده گرفت. هر چند که می توانند بهتر از این باشند.
• ممکن است یکی از کاربران دقیقا به دنبال فرش ایران باشد. در این صورت به احتمال فراوان عبارت persian carpet را جستجو می کند. البته امکان دارد که عده معدودی نیز عباراتی نظیر iran carpet یا iranian carpet را جستجو می کنند. در هر صورت انتظار بر این است که با جستجوی یکی از عبارات یاد شده، با لیستی از سایت های ایرانی روبرو شویم. اما با مشاهده

نمودار- ب، ضعف سایت های ایرانی، در این مورد مشهودتر می گردد!

در کمال تاسف، بسیاری از سایت هایی که در پاسخ به این جستجو ارایه می گردند، ایرانی نیستند. وبه طور واضح تر این که، فرش ایرانی از دیگران خریداری می شود یا این که کاربران، اطلاعات مورد نیاز خود درباره فرش ایرانی را از دیگران کسب می کنند!
در جستجوی عبارت یاد شده، با سایت های بسیاری از آمریکا و انگلیس روبرو می شویم. وجود سایت هایی از آفریقای جنوبی، پاکستان، سنگاپور، لبنان و ترکیه نیز، قابل توجه است. البته منظور این نیست كه كالای ایرانی را باید فروشنده ایرانی بفروشد یا اینکه سایت های ایرانی، تنها مرجع انتشار اطلاعات درباره فرش ایران باشند . بلكه صحبت بر سر نقش موثر ایفا كردن است. صحبت بر سر رهبری بازار و کنترل روند انتشار اطلاعات و اخبار فرش ایران است.
• ممکن است فرش به عنوان یک کالای زینتی مد نظر باشد و یا اینکه خریدارانی به دنبال فرش های کهنه باشند. در این صورت شاید عبارتی مثل old carpet جستجو شود.

فرش ایران می تواند خواسته این علاقه مندان را برآورده سازد. اما آیا آنها فروشندگان ایرانی را به راحتی می یابند؟ بررسی صورت گرفته ، سهل الوصول نبودن سایت های ایرانی، در این حالت را نیز از طریق موتورهای جستجوگر، تایید می نماید.

در تمام حالت های بررسی شده، سایت های ایرانی، عموما رتبه های مناسبی ندارند و حتی بسیاری از آنها به موتورهای جستجوگر معرفی نشده اند. این حضور کم رنگ در موتورهای جستجوگر، می تواند به معنای این باشد که ایرانیان به راحتی، خریداران و علاقه مندان بسیاری را از دست می دهند.
اگر به خاطر داشته باشیم که ” گرسنگان اطلاعات، عموما عجله دارند”، دیگر از کاربران وب انتظار نخواهیم داشت که وقت وحوصله خود را صرف یا فتن سایت های مورد نظر ما در رتبه های پایین تر کنند.

یكی از مهمترین مواردی كه امروزه در جامه ما شیوع پیدا كرده آن است كه هر یك از نهادها و دستگاههای اجرایی مانند مخابرات،صداوسیما،بازرگانی،صنایع و…خود را به نوعی متولی این صنعت می دانند و بخش عمده ای از تبلیغات خود را به اثبات این نكته اختصاص می دهند. فعالیت در این راستا بسیار دلگرم كننده می باشد اما نكات منفی این قضیه آن است كه بخش های دو لتی مذكور سعی بر آن دارند كه دیدگاه های شخصی و خاص خود را دنبال كنند و این در حالی است كه باید بپذیریم در زمینهIT نمی توان فعالیتهای پراكنده انجامداد؛پس باید در آن جهت حركت را اصلاح كنیم كه یك هماهنگی و اجتماع واء ¬د ایجاد نمائیم تا خدای ناكرده در یك روز نگوئیم صنعت IT فقط نشات گرفته از یك بودجه متولی پرور بوده است. و همچنین دراین راستا باید از بخشهای خصوصی برای فعالیت در این زمینه ها كه نتیجه آن حضور بیشتر نیروهای جوان و متخصص و در نتیجه ایجاد اشتغال می باشد،حمایت كنیم و باید بستر مخابراتی درست را كه از بستر های اصلی این صنعت می باشد را جدی تر بگیریم و كاستی های آن را هر چه سریعتر مرتفع كنیم تا انشاءالله حركت در این مقوله دارای زمان گذر طولانی نشود…

3) چه باید کرد؟
• هرچه سایتی به موتورهای جستجوگر بیشتری معرفی شود، بهتر است.
• اگر نام سایت، مرتبط با موضوع فعالیت آن باشد، بهتر است.
• هرچه سایتی دارای محتوای متنی بیشتری (نسبت به محتوای گرافیکی) باشد، بهتر است.
• سایتی که مطالب بیشتری درباره موضوع فعالیت خود را در صفحات مختلف ارایه می دهد، رتبه های بهتری بدست می آورد.
• سایتی که صفحات آن دیر بارگذاری(load) می شود، رتبه های مناسبی بدست نمی آورد.
• سایتی که صفحات کمی دارد، شانس خود را در کسب رتبه های بالاتر کاهش می دهد.

• سایتی که عنوان های مناسبی برای صفحات آن در نظر گرفته شده است، عموما رتبه های مناسبی کسب می کند.
• هرچه سایتی در سایت های بیشتری به عنوان مرجع(منبع) توصیه شود، بهتر است.

4) نتیجه گیری
جذب بینندگان به سایت ، محدود به سرمایه گذاری بر کسب رتبه های مناسب در موتورهای جستجوگر نمی گردد، اما بسیاری از سایت های موفق اذعان می كنند كه حتی تا 86 درصد بینندگان خود را مدیون موتورهای جستجوگر هستند. كیست كه از این درصد بالا چشم پوشی كند؟
در این مقاله میزان موفقیت سایت های ایرانی در استفاده از سایر روشهای بازاریابی الکترونیکی، بررسی نشده است اما به نظر می رسد که صنعت فرش ایران همچنان بر تجارت سنتی تاکید دارد، گو این که در آن هم، اوضاع مساعدی ندارد!

برای کسب رتبه های مناسب باید موارد بسیاری را در نظر گرفت و با تکیه بر تنها چند مورد نمی توان انتظار کسب رتبه های بالایی داشت. کسب رتبه های بالا در موتورهای جستجوگر یک بحث کاملا تخصصی است و آن هنر افرادی است که از آنها با نام SEO یاد می شود.
تخصصی بودن این موضوع بدان معنا نیست که نتوان از پس آن بر آمد، بلکه با کمی مطالعه می توان سایت ها را برای موتورهای جستجوگر، جذاب تر کرد.
حتی اگر بیشتر سایت های ایرانی نتوانند از تکنیک های موجود برای بهبود رتبه هایشان، استفاده کنند، می توان با تقویت یا راه اندازی چند سایت و بهینه سازی آنها، از آنها به عنوان دروازه ورود به صنعت فرش ایران، استفاده کرد.

به هنگام طراحی سایت ها علاوه بر تاکید بر جذابیت متنی،گرافیکی ، ساختاری و ; ، باید به بالا بردن کیفیت آنها، متناسب با ذائقه موتورهای جستجوگر، توجه شود. سایت هایی که زیبا و جذاب طراحی شده اند با کسب رتبه های بالا در موتورهای جستجوگر، چشمان بیشتری را خیره می کنند.
جستجوی اطلاعات اولین كام بس از ورود به شبكه در میان کسانی که از اینترنت استفاده می کنند، جستجو برای یافتن اطلاعات از طریق جستجوگرهای اینترنتی به سرعت به فراگیرترین فعالیت تبدیل می شود.

براساس یک بررسی که هفته گذشته منتشر شد، جستجوگرها (Search Engines) به یکی از مهم ترین ابعاد اینترنت برای کاربران بدل شده اند.
ارقام گردآوری شده توسط “پروژه اینترنتی پیو” (Pew Internet Project) نشان می دهد که پس از استفاده از ایمیل، کاربران بیش از هر چیز به جستجوی اطلاعات مورد نظر خود از طریق جستجوگرها می پردازند.
این تحقیق فاش می کند که موتورهای جستجوگر به آهستگی در حال تکامل هستند و در نشان دادن وب سایت های مفید به کاربران نسبت به گذشته بسیار بهتر عمل می کنند.

کمک واقعی براساس ارقامی که توسط این گروه منتشر شده است، بیش از 80 درصد کاربران اینترنت در آمریکا به جستجوگرها مراجعه کرده اند و 29 درصد آنها هر روز برای یافتن اطلاعات مورد نظر خود به این موتورها رجوع می کنند.
تنها فعالیت دیگر در اینترنت که از محبوبیت بیشتری برخوردار است به مرور ایمیل ها مربوط می شود که 52 درصد کاربران آن را به طور روزانه انجام می دهند.
افراد هرچه زمان بیشتری را در اینترنت می گذرانند، بیشتر به جستجوگرهایی نظیر Google ،Alta Vista و Lycos مراجعه می کنند.
تقریبا 40 درصد کسانی که برای سه سال یا بیشتر از اینترنت استفاده کرده اند، هر روز از جستجوگرها استفاده می کنند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله در مورد تكنیكهای تحلیلی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله در مورد تكنیكهای تحلیلی دارای 26 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله در مورد تكنیكهای تحلیلی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله در مورد تكنیكهای تحلیلی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله در مورد تكنیكهای تحلیلی :

كلمه ً تجزیه و تحلیل ً یكی از آن كلمات متداول است كه زیبا به نظر می‌آید، اما معانی گوناگونی دارد. شیوه‌های مختلف زیادی برای تجزیه و تحلیل ایمنی هوایی وجود دارد و تكنیكهای استاندارد بسیار كم برای این كار وجود دارند.
برای اهدافمان، ما قصد داریم كه ً تجزیه و تحلیل ً را به دو طریق متفاوت تعریف كنیم. اول، می‌خواهیم آن را به عنوان وسیله‌ای برای سازماندهی اطلاعات ارقای به منظفر اندازه گیری چیزی یا تعیین روشها بكار بریم. در مرحله دوم، نگاهی به تكنیكهای تحلیلی خواهیم داشت كه برای حل مشكلات یا تحلیل علتها كاربرد دارند. بیایید با ارقام شروع كنیم.
نرخها : شما باید محاسبات نرخی ابتدایی و محدودیتهای آنها را بشناسید. شما جمله‌هایی را شنیده‌اید یا خوانده‌اید كه به این معنا هستند و ً نرخ سوانح سازمان xxx   درسال قبل این چنین و آنچنان بود ً. پس چه چیزی ؟ این نرخ از كجا آمده است؟ چه معنی می‌دهد؟ چه سودی دارد؟ سؤالات بالا، سؤالات مفیدی هستند.
نرخ، شمار وقایعی است كه با در معرض آن وقایع قرار گرفتن، تقسیم شده است. تنها دلیل محاسبه یك نرخ آن است كه اختلافات آشكار را بدانیم. اگر این عرضه داشته ثابت بودند هیچ نیازی به محاسبه نرخ نبود. ما فقط می‌توانستیم از شمار وقایعی كه رخ می‌دادند استفاده كنیم و همان هم كاملاً صحیح می‌بود. به بیانی ساده‌تر، تعداد سوانعی كه ما با آنها رو به رو هستیم، به وضوح با مقدار استفاده ما از هواپیما مرتبط است.
ص 162 – اگر ما به همان تعداد در ماه از هواپیما استفاده كنیم (یا سال) می‌توانیم فقط از تعداد سوانحمان در تجزیه و تحلیل استفاده كنیم. علیرغم این، ما اینكار را انجام نمی‌دهیم. ساعات پروازی ما تغییر می‌كنند و می‌دانیم كه افزایش سوانح به معنای آن نیست كه اگر پروازهای ما افزایش یابند، تعداد سوانح هم زیاد شوند. برای حل این موضوع. در هر ساعت پروازی سوانح را محاسبه می‌كنیم.
فرض كنید كه سازمان ما در طول سال 4000 ساعت پرواز و یك سانحه داشته باشد. نرخ سانحه ما عبارت است از :
سانحه در هر ساعت پروازی             
این رقم چیزی  نیست كه بتوان به راحتی درباره آن صحبت كرد، بنابراین آن را در یك ثابت ضرب می‌كنیم تا از شر ممیز راحت شویم. اگر آن را در 000/10 ضرب كنیم نرخی به میزان 25 سانحه در هر 10/000  ساعت پروازی به دست می‌آوریم. اگر از ثابت 000/001 كه استاندارد شركت ما است استفاده كنیم، نرخی به میزان 25 سانحه در هر 000/100 ساعت پروازی داریم. ذكر هر نكته در اینجا ضروری است. نرخ واقعی همواره یك عدد بسیار كوچك است، و عدد 000/100 فقط یك ثابت ریاضی است. این ثابت هیچ اهمیت بخصوصی ندارد.
برای ارائه ایده‌هایی از اینگونه ارقام به شما، در اینجا نرخ تقریبی سوانح هوایی در هر 000/100 ساعت، برای گونه‌های مختلف پروازی در ایالات متحده در سال 1990 وجود دارد.
مجموع سوانح پروازهای از پیش تعیین شده خطوط هوایی   022
سوانح مرگبار پروازهای از پیش تعیین شده خطوط هوایی    006
مجموع سوانح پروازهای دو طرفه خطوط هوایی                 063
سوانح مرگبار پروازهای دوطرفه خطوط هوایی                  009
مجموع سوانح تاكسی هوایی                                        328
سوانح مرگبار تاكسی هوایی                                          082
مجموع سوانح هوانوردی عمومی                                   701
سوانح مرگبار هوانوردی عمومی                                    139
در همه این موارد، روش بكار رفته در ده سال قبل كارآمد نیست. بدیهی است كه پروازهای زمانبندی شده و رفت و برگشتی (دوطرفه) باید به ازای هر 000/000/1 ساعت پروازی، نرخهای خود را محاسبه كنند. بقیه ما نیز می توانیم تا ملتی از همان 000/100 استفاده كنیم.
ص 163 – مشكلی كه در رابطه با این محاسبه نرخ وجود دارد این است كه فقط دو چیز را در نظر می‌گیرد : سوانح و ساعات پروازی. از نظر محاسبات ریاضی، به نظر می‌رسد كه هر ساعت پروازی. از نظر محاسبات ریاضی، به نظر می‌رسد كه هر ساعت پروازی اضافی، یك افزایش برابر در مقوله در ً معرض خطر قرار گرفتن ً دارد. این موضوع اهمیتی ندارد. ما می‌دانیم كه پرواز یك هواپیما برای 5 ساعت، پنج برابر خطرناك‌تر از 1 ساعت پرواز نیست – اما این همان چیزی است كه محاسبه نرخ می‌گوید. علاوه براین، محاسبات نشان می‌دهند كه باتوجه به آسیب پذیری در برابر خطرات، سوانح به طور یكسان توزیع می‌شوند. این مسئله ممكن است برای سوانح راه‌آهن صدق می‌كند ولی در مورد سوانح هوایی اینگونه نیست چیزی در حدود 65درصد سوانح ما هنگام Take off، appraoach وlaniling رخ می‌دهد. بقیه پرواز نسبتاً بیخطر است.
اگر ما از ساعات پروازی به عنوان ضمیمه‌‌ای برای مقوله آسیب پذیری استفاده می‌كنیم، محاسبات همواره به گونه پرواز معطوف می‌شوند. كه با افزایش تعداد پروازها شمار ساعات پروازی هم افزایش می‌یابند. یعنی خطوط هوایی كه دارای جداول زمانی پروازها هستند كمترین نرخ و پروازهای عمومی بالاترین نرخ را خواهند داشت. تلاش برای مقایسه این دو مدل بر مبنای نرخ سوانح كارآمد نیست. در واقع، اگر شما تعریفی از گونه پروازی سازمانهای مختلف دارید، می‌توانید آنها را با در نظر گرفتن نرخشان به ترتیب درست لیست بندی كنید، بدون اطلاع همیشگی از اینكه نرخها چه هستند. فقط پروازهایی را كه دارای مأموریتهای با مسیر طولانی هستند در قعر و آنهایی را كه برای مسافرتهای كوتاه هستند در صد جاگذاری كنید.
ص 164( فرض كنید كه ما عامل آسیب پذیری را تغییر داده‌ایم و نرخها را به لحاظ سورتی پرواز، مأموریتها و عزیمتها محاسبه می‌كنیم؟ آیا چیزی را تغییر می‌دهد؟مطمئن باشید ! حال این محاسبات بیشتر به مجموع ماموریتهای پردازی سازمان مربوط می شود.
مشكل اینجاست كه محاسبه نرخ تفاوتهای موجود در تجهیزات ، ماموریت یا محیط را در نظر نمی گیرد. به این دلیل اگر سازمانها تجهیزات یا محیط اجرایی و ماموریت متفاوتی دارند نمی توان برمبنای نرخ سوانح آنها را مورد مقایسه قرار داده سرویسهای نظامی بعضی اوقات می تواند اینكار را انجام دهند زیرا ممكن است واحدهای مختلفی داشته باشند كه با تجهیزات مشابه ماموریت مشابهی انجام بدهند.
گونه های مختلف پردازی را می توان تقسیم بندی كرد (عملیاتهای امداد رسانی با هلیكوپتر EMS برای مثال ) و مقایسه ای انجام داده با وجود این عموما ، محاسبه نرخ به عنوان یك وسیله  مقایسه مفید نیست . برای چه كاری خوب است ؟ خوب ، می توان آن را برای مقایسه یك بخش با خودش به كاربرد.
با ترسیم میزان رشد نرخ در یك مدت زمان مشخص می توانیم ببینیم كه آیا كار بخش ما بهتر شده است یا بدتر. این كار به ما این امكان را می دهد تا بدانیم ، كه وقتی اطلاعات را ترسیم می كنیم (به پایین توجه كنید ) چه كار می كنیم و اینكه به ما بگوید كه در آن ملت هیچ تغییر قابل توجهی در تجهیزات ، ماموریت یا محیط بوجود نیامده است بدیهی است كه اگر ما از این شاخه به آن شاخه بپریم نرخ سوابق ما مفهوم نخواهند بود.
استفاده دیگر از نرخها این است كه سوابق ایمنی خود را مد نظر قرار داده و ما را به واقعیات می رساند. برای مثال فرض كنید كه ما در سال 135 تاكسی هوایی انجام می دهیم و در حدود 4000 ساعت پروازی داریم . ما در طول 4 سال هیچ سانحه ای نداشته ایم و به این سابقه افتخار می كنیم .
آیا باید مغرور باشیم ؟
شاید با نگاه كردن به نرخ كلی تاكسی هوایی كه در بالا ذكر شد ، می بینیم كه در حدود 3/3 سوانح در هر 100000 ساعت رخ می دهند. یعنی هر 30000 ساعت یك سانحه رخ می دهد . ص 165( با تقسیم با تقسیم 4000 ساعت پرواز خودمان براین مقیاس می بینیم كه اگر میانگین را حفظ كنیم هر 6/7 سال یكبار باید یك سانحه داشته باشیم . بنابراین سابقه بدون حادثه ما در این 4 سال خوب است اما ضرورتا بدان معنا نیست كه ما به یك برنامه‌ایمنی فوق العاده دست یافته ایم و می توانیم راحت لم بدهیم و استراحت كنیم .
این مطلب یك مشكل را در این حرفه خاطر نشان می كند. به عنوان یك شركت صنعتی ما واقعا در پیشگیری سوانح هوایی ، كاری بزرگ انجام داده ایم . نرخها بسیار پایین هستند و مدیران ایمنی در سایر شركتها و شیوه های دیگر حمل ونقل خود را برای چنین نرخهایی خواهند كشت .
این نرخها بسیار پایین اند ، به خاطر اینكه ما در استفاده از آنها به عنوان مقیاسی برای ترقی مشكل داریم . محاسبه نرخ سوانح اصلا در خارج از سازمانهای هواپیمایی خیلی بزرگ سودمند نیست . علاوه‌براین ارقام بسیار كوچكی كه با آنها سروكار داریم تولید مشكل می كنند.
نرخ سوانح هوایی خطوط هوایی زمان بندی شده را در نظر بگیرید. این نرخ یك مقدار بالا و پایین می رود، اما از سال 1989 تا 1985 ، حول 05/0 باقی مانده‌است . معنی این مطلب این است كه در هر 000/000/2 ساعت یك سانحه مرگبار داریم ، یا برمبنای ساعات پروازی ایالات متحده میانگین 5 سانحه در سال این سوانح خیلی زیاد نیستند.  مشكل اینجاست كه ما واقعا هر سال 5 سانحه نداریم زیرا ارقام كوچك به حساب نمی آیند. این ارقام گرد می شوند. ما در برخی سالها 7 یا 8 حادثه مرگبار خواهیم داشت و از آن به عنوان سالی اسفناك یاد می كنیم . در بعضی سالها هم ما فقط دو یا سه و یا شاید هیچ سانحه مرگباری خواهیم داشت و مدتی طولانی به یكدیگر تبریك می گوییم كه چقدر ایمن بوده ایم .
حقیقتا مادر سالهای بد آنقدر بد و در سالهای خوب آنقدر خوب هم نیستیم . این گمان غلط از پیشرفت (یافقدان آن ) ناشی از آن است كه ما به راستی محاسبه‌نرخ را نمی دانیم . در مورد خطوط هوایی ، می توانیم این را با نگاهی برسوابق خودمان در مدت طولانی تر تصحیح كنیم ، مثلا به جای 1 سال ، 5 سال را به كار ببریم .
ص 166 ( با كنار گذاشتن همه این موارد ، تا زمانی كه می فهیم چكار انجام می دهیم محاسبات نرخ در سازمانهای شخصی هم می توانند سودمند باشند . در یك مطالعه كامل بر روی ایمنی هوایی ، كمیته‌ ارزیابی تكنولوژی كنگره ایالات متحده به این نتیجه رسید كه تلاش برای اندازه گیری ایمنی با در نظر گرفتن صرف اطلاعات مربوط به سوانج كارآمد نبود. اطلاعات مربوط به غیر سوانح ( یعنی رویدادها ) را باید برای تجزیه و تحلیلهای كوتاه‌ مدت به كاربرد. در تحقیقی مشابه ، آنها همچنین خاطر نشان كردند كه جمع آوری قابل اطمینان اطلاعات مربوط به رویدادها مشكل بود ، زیرا یك رویداد هواپیمایی به خوبی تعریف نشده است . این نكته ای بود كه در فصل 11 مطرح شد ما آزاد هستیم كه رویدادها را به هر گونه ای كه متناسب با نیازهایمان است و سیستم تحلیلی ما را می سازد، تعریف كنیم .
می توانیم هر رویداد مناسب با برنامه را انتخاب كنیم و نرخ را برمبنای هر آسیب پذیری متناسب حساب كنیم . برای مثال ، فرض كنید كه ما علاقه مند به جمع آوری اطلاعات مربوط به سوانح پروازهای سرعت بالا (LOOK ) كه در عملیات مارخ می دهند، هستیم . اصولا ، شمار بر خاستها و عزیتها را به عنوان ضمیمه آسیب پذیری به كار می بریم . محاسبه‌ سوانح روی باند در هر ساعت پروازی ، برای ما مهم نیست ممكن است به این نتیجه برسیم كه برای راحت شدن از ممیز اعشاری ، آن را در ثابتی مانند 1000 ضرب كنیم . حال ما یك نرخ داریم كه می توانیم برای مشخص كردن روند لغو Take off ها از آن استفاده كنیم. در یك عملیات بزرگ ، احتمالا نرخ لغو Take off – ای وجود دارد كه می توان آنرا  نرمال در نظر گرفت. اگر این نرخ را در چند ماه بررسی می كنیم ، خواهیم دانست كه نرخ نرمال چیست و می توانیم با محاسبه انحراف استاندارد شروع به وضع محدودیتهایی بر نقشه مان كنیم . اگر این نرخ به نحو قابل توجهی بالاتر از نرمال برود ، آنجاست كه باید توجه خود را متمركز كرده و علت را جویا شویم . اگر نرخ پایینتر از نرمال بیاید ، برای آن هم دلیلی باید باشد. اگر ما یك كامپیوتر داریم ، می توانیم به آن اجازه دهیم شمار همه وقایع ایالات متحده را بررسی كند. تمام كار ما این است كه واقعه رخ داده را ثبت كنیم و ارقام آسیب پذیری را به روز نگاه داریم .
ص 167( كامپیوتر را می توان طوری برنامه ریزی كرد كه به طور خودكار وقایعی را كه در مقیاسی فراتر از حد انتظار رخ می دهند. ثبت كند حال ما یك برنامه‌ پیشگیرانه كنكاشگرایانه داریم ما فقط یك جا منتظر رخ دادن سانحه ای و مقابله با آن نایستاده ایم .
شرح داده ها
حالا كه ما نرخها را داریم ، چه كار باید با آنها انجام دهیم ؟ سه روش متداول برای بررسی این داده ها وجود دارد . هیچ كدام از آنها كامل نیستند.
– نرخهای ماهانه : اینجا شما با تقسیم وقایع ماهانه از نظر آسیب پذیری در آن ماه ، نرخ را حساب می كنید . اگر وقایع زیادی دارید ،این شیوه كارآمد است . اگر نه ، جدولی را ترسیم می كند كه بین ماكزیمم و می نیمم هایش مدام نوسان می كند و یافتن روند تغییر بسیار مشكل است .
– نرخهای جمع شونده: این مورد رایج ترین شیوه است كه برای آمار ایمنی  به كار می روند و همچنین یكی فریبنده ترین آنها است شما نمودار خود را از ژانویه شروع می كنید (یا اگر دوست دارید ، از ابتدای سال مالی ) و وقایع ماه ژانویه را با توجه به آسیب پذیری در ماه ژانویه تقسیم می كنیم نرخ ماه فوریه مجموع وقایع ماههای ژانویه و فوریه است كه با توجه به آسیب پذیری در ماه ژانویه تقسیم می كنیم نرخ ماه فوریه مجموع وقایع ماههای ژانویه و فوریه است كه با توجه به آسیب پذیری در هر دو ماه تقسیم بندی شده است . شما این روند را تا ماه دسامبر ادامه می دهید كه صورت كلی از وقایع سالانه است كه با توجه به آسیب پذیری در سال تقسیم بندی شده است . در 31 دسامبر ، شما یك نمودار جدید تهیه كرده و دوباره از صفر شروع می كنید .
این روش مشكلاتی چند دارد . اول اینكه هر سانحه ای در محاسبات متوالی باقی می ماند. اگر برای مثال شما در ماه ژانویه یك سانحه داشته اید ، تمامی محاسبات مابقی سال تحت تاثیر سانحه ژانویه خواهد بود. اگر شما می دانید كه در سال چند ساعت پرواز خواهید داشت در صورت نداشتن سوانح زیاد ، محاسبه دقیق نرخ سوانح پایان سال ممكن است ص 168 ( دوم اینكه ، اصلا مهم نیست كه در پایان سال نمودار را دوباره به صفر برگرداند این قضیه ، این روش رابرای تعیین روند حذف می كند . سوم اینكه ، نتیجه یك واقعه تحت تاثیر زمان وقوع آن در سال قرار می گیرد. سانحه ژانویه نرخ عظیمی را بوجود می آورد ، چون تا آن زمان آسیب پذیری زیادی وجود نداشته است . سانحه ای مشابه كه در دسامبر رخ می دهد، تغییری بسیار جزئی در نرخ به وجود می آورد.
جابجایی زمانها یا جابجایی میانگین نرخها:
این شیوه كارآمدترین است ،اما بلااستفاده ترین می باشد . در واقع محاسبه نرخ برای هر ماه در واقع نرخ مجموع سه ماه‌قبل – یا شش ماه قبل و …. است هر ماه‌، شما وقایع و آسیب پذیری های جدید را اضافه می كنید و میزان ماه جدید را كم می كنید . شما توجهی به انتهای سال ندارید و فقط به كار خود ادامه می دهید ، نتیجه نموداری است كه نوسانات بیش از حد دو روش دیگر را ندارد و تصویری بسیار واقعی تر از موقعیت شما است . سانحه ماه ژانویه عاقبت از محاسبات خارج خواهد شد و اگر سابقه شما خوب است ، نمودار آن را نشان خواهد داد . از آنجائیكه خم نمودار نسبتا یكنواخت باقی می ماند ، این روش بهترین شیوه مشخص كردن روند امور است .
برای تشریح عملكرد این شیوه ، شكل 1-18 برخی اطلاعات ناقص را ارائه داده اسصت كه ما قصد داریم با ساعات پروازی ماهانه خود آنها را تجزیه و تحلیل كنیم .
شكل 2-18 سه نرخ متفاوت را كه با استفاده از داده های شكل 1-18 محاسبه شده اند . نشان می دهید(برای محاسبه نرخ میانگین سه ماهه ، فرض خواهیم كرد كه نقص وجود داشته و 700 ساعت در طول هر یك از دوماه آخر سال بوده‌است).
این سه نرخ در شكل 3-18 مشخص شده اند . (توجه داشته باشید كه نرخ ماهانه تقریبا آشفته است . بعد از ماه بد فوریه ، احساس واقعا خوبی در ماه مارس – به عنوان ماه خوب – داشتیم . نرخ مجموع در نقطه مشابه موجود درنرخ ماهانه شروع شد .
ص 169( توجه داشته باشید كه نرخ مجموع هیچگاه صفر نمی شود حتی اگر در پنج ماه آخر هیچ نقصی نداشته باشیم.
ساعات پروازی    سوانح    ماه
600    2    ژانویه
700    7    فوریه
700    3    مارس
800    3    آوریل
700    0    مه
800    3    جون
600    2    جولای
700    0    آگوست
500    0    سپتامبر
900    0    اكتبر
700    0    نوامبر
700    0    دسامبر
در سیستم جمع شونده‌، تمامی نقوص در محاسبات كل سال باقی می مانند. میانگین سه ماهه ، تعداد زیاد نقوص ماه فوریه را جذب می كند و نشان می دهد كه مارس و آوریل كاملا خوب نبوده اند . از آن به بعد كاهش یكنواختی را نشان می دهد و در نهایت به صفر می رسد یعنی جایی كه موقعیت كنونی را بهتر منعكس می كند .
نمودارهای حلقه ای :
این نمودارها بیشتر حائز اهمیت هستند. زیرا بسیار در امر ایمنی كاربرد آنها رواج داد در واقع ، آنها بسیار فریبنده‌هستند و می بایستی با شك و تردید آنها را بررسی كرد .مشكل اینجاست كه نمودارهای حلقوی برمبنای درصدهای آماری پایه ریزی شده اند و این درصدها همواره باید بالغ 100 % بشوند. یعنی اگر یك فاكتور روی نمودار تغییر كند ، تمامی فاكتورهای دیگر نیز برای حفظ میزان 100 باید به طور خودكار تغییر كنند. در واقع ، ممكن است كه فاكتورهای دیگر اصلا تغییر نكرده‌باشند – یا ممكن است كه در جهت مخالفت تغییر كرده باشند. با اینحال درصد كل آنها تحت تاثیر خوده مجموع قرار می گیرد و ص 172(همچنین تحت تاثیر تغییر فاكتورهای دیگر : هیچ كدام از این تغییرات ، در نمودار حلقوی بدرستی نشان داده نشده اند .
تجزیه و تحلیل سود – هزینه
این روش وسیله ای است برای كمك به مدیریت در تشخیص اینكه آیا یك تغییر یا پیشنهاد بخصوص با ارزشتر از هزینه است ، یا خیر . در ساده ترین نوع آن ، تمام هزینه های یك تغییر خاص با سودی كه در اثر تغییر در طول برحه ای از زمان انتظار آن می رود. مقایسه می شوند . این كار تا زمانی معنی می دهد كه سود را می توان با درستی قابل استدلال ، محاسبه یا پیش بینی كرد. این شیوه برای استفاده در ایمنی هوایی بسیار مشكل است . بخاطر مشكلی كه در طرح ریزی كاهش سوانح و محاسبه‌ ارزشها بوجود می آورد . اینكار را می توان برمبنای چیزی كه ما آن را صنعت می نامیم انجام شود ، یعنی جایی كه اطلاعات كافی برای انجام كار با كمی دقت را داریم . برای مثال ، ما این مدل تجزیه و تحلیل را برای گونه های مختلف تجهیزات ایمنی هواپیمایی مسافربری به كار برده ایم . ما با استفاده از الوارهای نجاتمان جان چند نفر را می توان نجات دهیم ؟ ماسكهای ؟؟ ماسكهای اكسیژن ، مادامیكه نتایج این محاسبات ضرورتا برای هركس دوست داشتنی نیستند ، به ما اجازه می دهند كه پولهایمان را در جایی كه واقعا كارآمد هستند خرج كنیم .
در سازمان شما ، اگر می توانید منافع حاصل از تغییری را با چیزی كه می توانید بگیرید پیوند دهید شاید حق بیمه های كاهش یافته – آنگاه تحلیل سود و هزینه می تواند یك ابزار سودمند باشد .
تحلیل اثر خطر پذیری :
این تحلیل روشی برای تعیین كمیت خطرپذیری است . از آن در مهندسی ایمنی سیستم و در طراحی هواپیما برای تشخیص نقوص بحرانی و توازنهای موجود در شیوه های گوناگون تصحیح استفاده می شود . سه مؤلفه مربوط به خطرپذیری وجود دارد : احتمال یك واقعه منفرد ، آسیب پذیری و شدت سانحه ، ص 173(روشهایی برای محاسبه ( یا بعضی اوقات برآورد ) احتمال یك واقعه منفرد وجود دارد .برای مثال اگر ما سكه ای را بالا می اندازیم ، احتمال آمدن هر كدام از طرفین سكه   یا   است . احتمال شیر آمدن برای هر دوی ما معصل احتمالات فردی خودنمان یا 25/0 است . بنابراین هرچهار باریكبار هردوتامان باید شیر بیاوریم . اگر یك بازیكن سوم هم داریم احتمال آمدن شیر برای هر سه ما 125/0 یا هر هشت باریك شیر، است .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی وضعیت توریستها در مشهد

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی وضعیت توریستها در مشهد دارای 46 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی وضعیت توریستها در مشهد  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بررسی وضعیت توریستها در مشهد،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بررسی وضعیت توریستها در مشهد :

امار
بررسی وضعیت توریستها در مشهد

مقدمه:
شهر مقدس مشهد به دلیل وجود بارگاه امام رضا (ع) و وجود بیش از 1500 بنای تاریخی و فرهنگی و مذهبی و چشم‌اندازها و موهبتهای طبیعی مورد توجه گردشگران داخلی و زائران بسیای قرار گرفته است. به این دلیل مسئولین كوشیده‌اند تا امكانات رفاهی مناسبی را برای شهروندان و زائران و گردشكران فراهم آورند؛

در مبحث دیگر ابتدا به تعاریفی كه درباره اوقات فراغت از سوی سازمانها و نهادهای رسمی اعلام شده می‌پردازیم در تعریف مركز آمار ایران اوقات فراغت عبارت است از ساعاتی كه بدون اجبار صرف اموری می‌شود كه فرد شاغل به دور از انگیزه‌های اقتصادی یا وظایف خانوادگی و به منظور ایجاد سرگرمی و فراهم‌ آوردن امكانات رشد فكری و جسمی به آن‌ها تمایل دارد در تعریف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آمده زمان فراغت به زمانی اطلاق می‌شود كه فرد نه به شغل یا فعالیتی چون تحصیل و خانه‌داری مشغول است نه در حال رفت و آمد به محل كار است و می‌تواند فعالیت فرهنگی داشته باشد ما در این پروژه به چگونگی گذرانندن اوقات فراغت مردم مشهد می‌پردازیم:

اهداف این پروژه:
مردم چه مدت از وقت خود را صرف اوقات فراغت می‌كنند
امكانات رفاهی شهر مشهد تا چه حد مناسب است
میزان رضایت زواران از امكانات شهر مشهد
آگاهی از عقاید و نگرش مردم مشهد نسبت به اوقات فراغت
این پروژهبه ما نشان می‌دهد كه مسئولین چه قدر به موضوع زوار و امكانات رفاهی آن‌ها و شهروندان اهمیت می‌دهند برای انجام این پروژه از روش جمع‌آوری داده‌هایی كه قبلاً توسط نهادها و سازمان‌های دولتی انجام شده بو د استفاده كردم.

بخش اول
اوقات فراغت شهروندان مشهدی و مقایسه آن با متوسط كشوری
بطور متوسط جمعیت بیش از 6 سال در ایران در روزهای هفته بجز تعطیلات 6/4 ساعت وقت فراغت دارند كه این میزان در روزهای تعطیل به 2/6 ساعت می‌رسد. در شهر مشهد و سایر كلانشهرها این ارقام برای روزهای هفته و ایام تعطیل كمتر است. در جداول 1-1 سهم جمعیت بیش از 6 سال در سه گروه زمانی اوقات فراغت كمتر از 3 ساعت بین 3 تا 6 ساعت و بیشتر از 6 ساعت به تفكیك روزهای تعطیل و ایام هفته ارائه شده است.
جدول 1-1 توزیع جمعیت بیش از 6 سال در شهروندان مشهدی در

سه گروه زمانی اوقات فراغت در ایام هفته جز تعطیلات 81-1380
مناطق كمتر از 3 ساعت بین 3 تا 6 ساعت بیشتر از 6 ساعت میانگین زمان اوقات فراغت (ساعت)
مشهد 2/47 2/39 6/13 2/4
كلانشهرها 5/49 8/36 7/13 9/3
كل كشور 7/44 7/35 6/19 6/4

در تمام موارد اوقات فراغت شهر مشهد از كل كشور كمتر و از متوسط كلانشهرها با تفاوت اندكی بیشتر است. میانگین زمان اوقات در روزهای تعطیل حدود 30 تا 40 درصد نسبت به سایر روزهای كاری هفته افزایش می‌یابد. در شهر مشهد زمان فراغت در روزهای تعطیل حدود 40 درصد افزایش می‌یابد.
جدول شماره 1-2 توزیع جمعیت بیش از 6 سال شهروندان مشهدی
در سه گروه زمان فراغت در ایام تعطیل هفته 81-1380

مناطق كمتر از 4 ساعت
(درصد) بین 4 تا 6 ساعت
(درصد) بیشتر از 6 ساعت
(درصد) میانگین زمان اوقات فراغت در یكروز تعطیل (ساعت)
مشهد 33 27 40 9/5
كلانشهرها 35 24 41 7/5
كل كشور 39 23 38 2/6

فعالیتهای اوقات فراغت در خارج از منزل در شهر مشهد
فعالیتهای اوقات فراغت از منزل در شهر مشهد به فعالیتهای رسمی و غیر رسمی تقسیم می‌شوند. فعالیتهای رسمی مانند رفتن به مراكز فرهنگی و تفریحی (مانند سینما، تئاتر، پارك‌های تفریحی، نمایشگاهها، گالریها، ورزشگاهها، موزه‌ها، مراكز بازی)، فعالیتهای مذهبی (رفتن به مجلس و مراسم مذهبی در مراكز عمومی)، فعالیتهای اجتماعی و مدنی (شركت در فعالیتهای بسیج، انجمن‌ها، صندوق قرض الحسنه، اتحادیه‌ها،;)، گردش و پیاده‌روی (قدم زدن در خیابان، پارك، دیدن مغازه و فضای‌تفریحی)، طبیعت‌گردی و فعالیتهای هنری (عكاسی، خطاطی، نقاشی، كلكسیون، نواختن موسیقی;) كه از نظر عرف جامعه پذیرفته هستند.

نسبت جمعیت سینمارو در نقاط شهری كشور1/24 درصد است كه در شهر مشهد 4/29 درصد و در سایر كلانشهرها حدود 30 درصد است. مقایسه كلی رفتار اوغات فراغت در مراكز فرهنگی و تفریحی شهروندان مشهدی مشخص می‌شود كه این الگوی رفتاری در بیشتر موارد مانند رفتن به پارك‌های تفریحی، پارك بازی، سینما، نمایشگاه بسیار شبیه به سایر كلانشهرهاست. البته در فعالیتی ماند رفتن به تئاتر سرانه نسبت به كل جمعیت شاهد بسیار پایین است(نزدیك به صفر) و یا قدم زدن و دیدن مغازه‌ها سهم كمتری از سایر كلانشهرها به خود اختصاص می‌دهد. گفتنی است در مصاحبه‌های انجام شده مشخص می‌شود كه جوانان دختر و پسر تمایل به قدم‌زدن و مغازه دیدن دارند، اما فضای مناسب كه ازدحام و شلوغی را بخصوص با حضور زورا نداشته باشد پیدا نمی‌كنند. مهمترین موارد ذكر‌شده به شرح زیر است.

جدول شماره 1-3 اهم فعالیتهای تفریحی خارج از منزل در شهر مشهد، كلان‌شهرها و كل كشور
سال 81-1380 (درصد)
مناطق سینما تئاتر سهم فعالیتهای هنری تلفنی خارج از منزل پارك‌روها نمایشگاه روها قدم‌زدن دیدن
مغازه
سهم جمعیت
سینمارو متوسط تعداد بار درسال سرانه تئاتر
سهم جمعیت تئاتررو سرانه تئاتر
مشهد 4/29 5/3 6/2 0 13 5/1 62 15 21
كلانشهرها 5/29 6/3 1/9 1/0 – – 67 23 40
كل كشور 1/24 8/3 6/3 1/0 9 1 62 21 43

1) هر فرد سینمارو در طول سال در نقاط شهری كشور بطور متوسط 8/3 بار و در شهر مشهد 5/3 بار در سال و در نقاط كلانشهری 6/3 بار به سینما می‌رود.
2) سهم رفتن به سینما با خانواده بیش از 54 درصد است و این سهم در شهر مشهد بیش از كل كشور است.
3) سهم خانوارهایی كه تئاتر تماشا می‌كنند در كل كشور 6/3 درصد جمعیت بیش از 6 سال است در مشهد به 6/2 درصد می‌رسد كه كمتر از سایر كلانشهرها است.

4) سرانه سالن تئاتر دركل كشور 1/0 و در شهر مشهد صفر و كلانشهرها نیز حدود 1/0 درصد است.
5) سهم فعالیتهای هنری در خارج از منزل برای گروهی كه این فعالیتها را انجام می‌دهند در كل كشور 9 درصد و در شهر مشهد 13 درصد است.
6) در شهر مشهد 62 درصد از جمعیت به پارك می‌روند كه تقریباً دركل كشور همین سهم اعلام شده اما در كلانشهرها كمی بیشتر است.
7) سهم بازدید از نمایشگاه درمشهد نسبت به كل كشور و سایر كلانشهرها بسیار كمتر است.
8) سهم دیدن مغازه‌ها به عنوان اوقات فراغتی در شهر مشدهد نسبت به كل كشور و سایر كلانشهرها كمتر است.
9) دركلان شهرها 67 درصد جمعیت به پارك می‌روند و از این تعداد 9 درصد سالی یك‌بار و 43 درصد سالی چند بار به پاركهای بزرگ می‌روند در حالیكه در شهر مشهد این نسبتها به ترتیب 13 و 35 درصد است.

جدول شماره 1-4: سهم جمعیت پارك‌رو (پاركهای شهری) در طی سال
در شهرهای مشهد، كلان‌شهر و كل كشور 81-1380 به درصد
مناطق سالی یك‌بار سالی چند بار سهم جمعیت كه در طی یكسال به پارك‌های شهری می‌روند
مشهد 13 35 62
كلانشهرها ¾ 23 67
كل كشور 9 43 62

5-3-1- بررسی الگوی جمعیتی گذران اوقات فراغت تفریحی- فرهنگی خارج از منزل شهروندان مشهدی
عمده‌ترین شاخصهای جمعیتی مورد اهمیت در این مطالعه ساختار سنی و فعالیتهای جمعیتی (بصورت فردی و گروهی) است بیشترین سهم اوقات فراغت تفریحی‌فرهنگی در خارج منزل به گروههای سنی 12 تا 40 سال اختصاص دارد و كمترین به گروههای بالاتر از 64 سال است. گروه 19 تا 25 سال به نسبت دو گروه سنی 18، 12 و 40، 26 سال سهم كمتری از فعالیتهای فراغتی خارج از منزل دارد. مصاحبه‌ها نشان داده كه سهم عمده از این گروه سنی در حال تحصیل آمادگی برای كنكور و تغییر رویه زندگی هستند. میانگین سنی گروهی كه برای اوقات فراغت تفریحی از منزل خارج می‌شوند 25 سال و سهم زنان از كل جمعیت مذكور 48 درصد در شهر مشهد است. حدود 56 درصد از این افراد مجرد و یا به دلیل مختلف بدون همسر هستند.

جدول شماره1-5: ساختار سنی شهروندان مشهدی در برخی فعالیت‌های اوقات
فراغت خارج از منزل 81-1380
گروههای سنی جنسی شهر مشهد اوقات فراغت تفریحی خارج از منزل پارك‌رو در شهر مشهد سینما‌رو فعالیتهای هنری خارج از منزل رفتن به نمایشگاه و موزه گردش در بازار و خیابان
5-0 9/11 6 12 7 0 0 9
11-6 7/9 13 15 14 13 14 11
18-12 8/21 28 25 31 66 29 21
25-19 8/15 14 12 16 4 14 14
40-26 6/19 24 21 32 15 26 25
64-41 3/17 14 15 10 2 17 17
63 و بیشتر 4 1 1 1 0 1 1

جدول شماره 1-6: سایر شاخصهای جمعیتی شهروندان مشهدی در برخی
فضاهای اوقات فراغت خارج از منزل 81-1380
شاخصهای جمعیتی شهر مشهد اوقات فراغت تفریحی خارج از منزل پارك‌رو در مشهد سینما‌رو فعالیت‌های هنری خارج از منزل رفتن به نمایشگاه و موزه گردش در بازار و خیابان

میانگین سنی 4/25 25 23 20 18 27 26
سهم زنان به نسبت كل جمعیت (درصد) 2/49 48 51 50 53 53 54
وضعیت
تأهل دارای همسر
51 44 44 40 22 45 53
مجرد و بدون همسر 40 56 56 60 78 55 47

ساختار جمعیتی استفاده ‌كنندگان از پارك در مشهد:
در شهر مشهد حدود 10 فضای باز و پارك مانند با عملكرد شهری و منطقه‌ای وجود دارد. نظرسنجی‌ها و مطالعات طرح ملی رفتارهای فرهنگی حاكی از آن است كه بیشرین مراجعه به فضاهای باز پاركهای مشهد به پارك ملت، كوهستان، شادی، كوهسنگی و طرقبه در طی سال 80 و 1381 انجام شده است و پاركهائی مانند وكیل‌آباد، شاندیز، پارك امت، محله، میرزاكوچك‌خان پس ازگروه اول بیشترین مراجعه را داشتند.
جدول شماره 1-7: توزیع مراجعه به پاركهای شهری مشهد
در طی یكسال (یك یا چندبار) 81-1380

عنوان پارك و فضاهای باز سهم مراجعه شهروندان (درصد)
پارك ملت 50
كوهستان 25
شادی 25
كوهسنگی 22
طرقبه 13
وكیل‌آباد، شاندیز، پارك‌امت، محله، میرزا‌كوچك‌خان 25

جمعیت 11-6 سال حدود 6/28 درصد. سهم استفاده زنان از این امكانات 22 درصد است. حدود 25 درصد از بازیكنان با این وسایل از امكانات كلوپها بهره‌ می‌گیرند كه در گروه سنی 6 تا 18 سال بیشترین سهم را دارند. سهم زنان در استفاده از امكانات كلوپها كمتر از 5 درصد است.

جدول شماره 1-8: ساختار جمعیتی ورزشهای تلفنی و بازیهای دیجیتالی
در خارج از منزل 81-1380 (درصد)
جمعیت مجرد و بدون همسر 64 و بیشتر 46-41 40-26 25-19 18-12 11-6 5-0 نسبت جنسی زنان سهم از جمعیت
77 0 2 8 5 55 25 5 10 18 ورزشهای تفننی
88 0 2 8 5 55 25 5 22 8 بازیهای دیجیتالی خارج از منزل

سطح سواد و تحصیلات گروه‌‌ها درگذران اوقات فراغت خارج از منزل 1380
از مجموع كسانی كه در خارج از منزل اوقات فراغت تفریحی دارند، بیشترین سهم مربوط به تحصیلات ابتدائی و متوسطه است كه با مقایسه با جدول فعالیتها مشخص می‌گردد كه دانش‌آموزان و محصلان را دربر می‌گیرد. سینما، فعالیتهای هنری خاص و نمایشگاه و موزه روها تقریباً سهم‌های مشابه در اوقات این گروهها دارند. پارك‌روها و گردشگران در بازار و خیابان نیز از نظر مشخصات اجتماعی مشابهت بیشتری دارند. در اوقات فراغت گروه‌های تحصیل كرده بیشترین سهم را فعالیتهای هنری خاص خارج از منزل به خود اختصاص می‌دهد.
جدول شماره 1-9: سطح تحصیلات و سواد‌گروههای گذران اوقات فراغت

خارج از منزل 1380 (درصد)
گردش در بازار و خیابان رفتن به نمایشگاه و موزه فعالیتهای هنری خارج از منزل سینما‌روها پارك‌روها اوقات فراغت تفریحی خارج ازمنزل تحصیلات
5 3 2 2 4 4 بی‌سواد
33 26 22 25 34 30 ابتدائی
53 58 34 60 54 55 متوسطه
9 13 42 13 8 11 عالی

بیشترین گروههای مراجعه‌كننده به پاركها در سنین 12 تا 40 سال قرار دارند. كمترین سهم را گروههای بیش از 64 سال بعد می‌گیرند. میانگین سنی آنها 23 سال سهم زنان 51 درصد و 56 درصد جمعیت پارك‌رو مجرد هستند. حدود 50 درصد از زمان تفریح در پارك به قدم زدن و نشستن و گفتگو و خوردن صرف شده و باقی زمان به بازی و استفاده از امكانات هر پارك می‌گذرد.

ساختار جمعیتی سینما‌روها در شهر مشهد:
بیشترین سینما‌روها در بین گروه سنی 18-12 سال قرار دارند (31 درصد) میانگین سنی 20 سال، 50 درصد زنان و 60 درصد بدون همسر و مجرد هستند. متوسط زمان سینما رفتن این گروه در شهر مشهد 1/4 بار فیلم در سال است.

ساختار جمعیتی گروه نمایشگاه و موزه در مشهد:
این فعالیت‌ها شامل عكاسی، خطاطی، نقاشی، طراحی، گرافیك، كلكسیون و موسیقی خارج از منزل و صرفاً برای تفنن است. سهم جمعیت در بین گروههای سنی 5-0 سال بسیار ناچیز است. گروه سنی 18-12 سال حدود 66 درصد از جمعیت این فعالیت را تشكیل می‌دهند. گروه سنی 40-24 سال 15 درصد است. میانگین سنی این گروه 18 سال و سهم زنان 53 درصد است. 78 درصد جمعیت بدون همسر و مجرد چنین فعالیتهای را خارج از منزل انجام می‌دهند.

ساختار جمعیتی گروه نمایشگاه و موزه‌رو در مشهد:
نمایشگاه‌ها شامل نمایشگاه بین‌المللی وكیل‌آباد، نمایشگاه ایرانگردی و نیز موزه‌هاست. بیشترین سهم مراجعه كننده به نمایشگاه و موزه در گروه سنی 12-40 سال تعلق دارد. میانگین سنی آنها 27 سال، 53 درصد زنان و 55 درصد بدون همسر و مجرد هستند.

ساختار جمعیتی گردش در بازار و خیابان در شهر مشهد:
گردش در بازار و خیابان‌های اصلی و بنام شهر به منظور گردش و تفریح است. بر این اساس گروه سنی 12 تا 40 سال بیشترین مراجعه را دارند. میانگین سنی آنها 26 سال، 54 درصد زنان و 47 درصد مجرد و بدون همسر هستند.

ساختار جمعیتی گروه علاقمند به ورزش در شهر مشهد:
در این گزارش ورزشهایی مانند كوهنوردی، سواركاری، تیراندازی، بیلیارد، اسنكر، اسكیت و ; به عنوان فعالیت‌های تفریحی در نظر گرفته شده است. نتایج بررسیها نشان می‌دهد حداقل یك نفر از 67 درصد خانواده‌های مشهدی ورزش و بازی می‌كنند كه 58 درصد آنها در خارج از منزل ورزش می‌كنند و از این تعداد 2/4 درصد پارك و 9/8 در محیطهای ورزشی خاص ورزش می‌كنند. در حدود 18 درصد از خانوارها، حداقل یك عضو در باشگاه یا تیم یا كلوپ ورزشی ثبت‌نام كرده است. بیشتر ورزشكاران در بیرون از منزل در گروه سنی 12 تا 18 سال قرار دارند و سهم زنان برای ورزش‌های ذكر شده حدود 10 درصد و بیشتر آنها مجرد هستند (حدود 77 درصد)

ساختار جمعیتی شهروندان مشهدی در استفاده از بازیهای دیجیتالی خارج از منزل:
این بازیها شامل آتاری، میكرو، سگا و ; در نظر گرفته شده است. در حدود 32 درصد خانواده دارای امكانات متعدد در داخل منزل و یا شرایط استفاده از این بازیها در خارج از منزل هستند. این گروه بطور متوسط در هر روز هفته حدود یك ساعت بازی می‌كنند. گروه سنی 12 تا 25 سال 63 درصد بازیكنان این وسایل هستند.
سهم زنان و جوانان در گذران اوقات فراغت خارج از منزل شهروندان مشهدی
جدول شماره 1-10: سهم زنان و جوانان درگذران اوقات فراغت خارج از منزل
شهروندان مشهدی را نشان می دهد (درصد)

گردش در بازار و خیابان رفتن به نمایشگاه و موزه فعالیتهای هنری خارج از منزل سینما‌روها پارك‌روها اوقات فراغت تفریحی خازج از منزل شهر مشهد تحصیلات
46 47 14 50 49 44 7/49 زنان
39 42 41 50 42 49 9/37 جوانان

سهم زنان مشهدی از فعالیتهای تفریحی خارج از منزل جز در مورد سینما كمتر از 50 درصد است این سهم در فعالیتهای هنری خارج از منزل به كمترین سهم یعنی 14 درصد رسیده است. سهم جوانان (گروه سنی 12 تا 25 سال) در تمام موارد بیش از 40 درصد است.

فعالیت‌ شخصی (شغلی) و اوقات فراغت
وضع فعالیت بر اساس شاغل، دانشجو، محصل، خانه‌دار و دارای درآمد طبقه‌بندی می‌شود. بیشترین سهم را در فعالیتهای تفریحی خارج از منزل محصلین، شاغلین و خانه‌دارها تشكیل می‌دهند مشابهت شاغلان و خانه‌دارها حضور با جمع خانواده است. در جدول شماره 18 الگوی استفاده شهروندان مشهد از امكانات فراغتی ارائه شده است.

تركیب فعالیتی جمعیت سینما‌رو با سایر موارد متفاوت است بطوریكه سهم محصلین در بین سینما‌روها به 61 درصد رسیده است.
جدو ل شماره 1-11: جمعیت درگذران اوقات فراغت خارج
از منزل شهروندان مشهدی (درصد)
گردش در بازار و خیابان رفتن به نمایشگاه و موزه فعالیتهای هنری خازج از منزل سینما‌روها پارك‌روها اوقات فراغت تفریحی خارج از منزل شهر مشهد تحصیلات
30 29 29 4 28 26 9/30 شاغل
3 5 3 7 3 3 1/7 دانشجو
34 43 43 61 44 43 3/31 محصل
30 21 22 25 22 25 7/27 خانه‌دار
2 2 3 3 3 3 3 دارای درآمد بدون كار

رفتار جمعی در فعالیت‌های تفریحی خارج از منزل
بر اساس مصاحبه‌های انجام شده شهروندان مشهدی در مورد فعالیتهای تفریحی خارج از منزل به شرح جدول 1-12 رفتار می‌كنند:
جدول شماره 1-12: شهروندان مشهدی در فعالیتهای

تفریحی خارجی از منزل 1382
توضیحات میانگین نفرات مراكز مورد مراجعه
به پارك‌های تفریحی در بیشتر اوقات بصورت خانگی مراحعه می‌شود بخصوص وقتی فرزندان زیر 18 سال هستند.
برای تفریح حتما بطور دسته جمعی به پارك می‌آیند امنبت و آسودگی خاطر ایجاد می‌كند.
برای تفریحی دسته جمعی به پارك می‌روند تنهائی لذت ندارد. 4 نفر
2 نفر

4 نفر خانوارها زنان جوانان جمعیت پارك‌روها
معمولا با فرزندان بیشتر از 10 سال به سینما می‌روند.
حتما با دوست یا فامیل می‌روند امنیت و آسودگی خاطر و اجازه رفتن به سینما منوط به جمعی بودن است.
در بیشتر موارد با دوستان به سینما می‌روند. 3 نفر
2 نفر
3 نفر خانوارها زنان جوانان سینما‌روها
اتفاق نمی‌افتد.
به تنهائی به چنین‌ جاهائی می‌روند (بخصوص گالریها)
در بیشتر موارد با دوستان خود یا در آنجا دوستی میابند. –
1
2 خانوارها زنان جوانان فعالیت‌های هنری خارج از منزل
با فرزندان خردسال معمولا نمی‌روند.
حتما دسته‌جمعی می‌روند.
تنهائی خسته‌كننده است. 3
3
2 خانوارها زنان جوانان رفتن به نمایشگاه و موزه
معمولاً به خانواده اتفاق می‌افتند.
با تعداد زیاد كار سختی است.
قدم زدن و مغاه دیدن با دوستان را ترجیح می‌دهند. 4
2
2 خانوارها زنان جوانان گردش در خیابان و بازار
هزینه‌های اوقات فراغت:
بر اساس مصاحبه‌های انجام شده در سطح فضاهای تفریحی شهر مشهد (از شهروندان مشهدی) در بین دو گروه و در‌آمد بالا و متوسط درآمد چهار قلم هزینه شامل هزینه‌های ایاب و ذهاب، خوراك و وسایل بازی و تفریحی و سایر هزینه‌ها طبقه‌بندی شده است.

جدول شماره 1-13: توزیع هزینه‌های اوقات فراغت در خارج
از منزل شهروندان مشهدی 1382(ریال)
گروههای بالا درآمدی گروههای متوسط درآمدی اقلام هزینه
20000 14000 متوسط هزینه ایاب و ذهاب خانوار (ریال)
60000 25000 متوسط هزینه خوراك خانوار (ریال)
60000 50000 متوسط هزینه وسایل بازی و تفریحی(ریال)
40000 20000 متوسط سایر هزینه‌ها (ریال)

هزینه كلی خانوار كه بعد از آن 7/4 نفر است در هر بار مراجعه به پارك تفریحی بطور متوسط109000 ریال است كه هزینه ایاب و ذهاب چنانچه با وسیله شخصی نروند، 14000 ریال بطور متوسط با (وسیله نقلیه عمومی) است، هزینه خوراك شامل خرید تنقلات، نوشابه، ; در حدود 25000 ریال هزینه بازی تفریحی اگر هر فرد خانواه تقریباًُ 3 تا 4 وسیله‌بازی سوار شود حدود 50000 ریال و سایر هزینه مانند خرید اسباب‌بازی برای كودكان، كتاب، ; حدود 20000 ریال است. براین اساس سرانه هر نفر حدود 23000 ریال است.
بخش دوم:

اطلاعات مربوط به زوار و گردشگران شهر مشهد
سالانه حدود 6/13 میلیون نفر به شهر مشهد تحت عنوان زوار و توریسم سفر می‌كنند. جمعیت زوار و گردشگر حدود 6 برابر جمعیت شهر مشهد بوده است. از این تعداد حدود 140 هزار نفر را خارجیان تشكیل می‌دهند كه حدود یك درصد كل جمعیت زوار و 10 درصد جمعیت خارجی وارد شده به ایران به منظور گردشگری است.

شهر مشهد در سال 1380 حدود 140000 نفر از خارجیان را پذیرا بوده كه نسبت به تعداد خارجیان وارد شده به شهر اصفهان در همین سال (كه حدود 139800 نفر بوده) حدود 7 درصد بیشتر است. این جمعیت از طریق مرزهای هوائی و زمینی وارد شده‌اند. این مسافران از بین كشورهای مسلمان همسایه، كشورهای عربی خاورمیانه مسلمانان شیعه كشورهای مختلف و گردشگران اروپائی و آسیائی آمده‌اند.

برآورد جمعیت زوار در سال 1380
برآورد تعداد جمعیت زوار در سال 1380
هیچیك از ارگانها و سازمانهای موجود به صورت قطعی تعداد زوار شهر مشهد را اعلام نكرده و حتی آمار و اطلاعات موجود به گونه‌ای ارائه شده كه در شراط متفاوت امكان توجیه تفاوتها وجود داشته باشد:
شهرداری مشهد: برآورد شهرداری مشهد از جمعیت شهر مشهد كه در طی یك سال به آن خدمات‌رسانی می‌كند (در سال 1378) حدود 2 میلیون نفر جمعیت ساكن شهر، 12 میلیون نفر جمعیت زائر و 650 هزار نفر جمعیت اسكان غیررسمی و شهركها و سكونتگاههای داخل حوزه استحفاظی است.
الف: مطالعه محدوده بافت قدیم: برآورد تعداد جمعیت زائر كه توسط شركت مسكن سازان خراسان اعلام شده حدود 17 میلیون نفر در طی یك سال بطور متوسط بوده است.

ب: سازمان ایرانگردی و جهانگردی: تلاش چند سال اخیر این سازمان منجر به تولید اطلاعات خام از تعداد مسافران و زائران اقامت گزیده در هتلها وارد شده از طریق هواپیما، قطار، اتوبوس و سواری به شهر مشهد شده است. طرح جامع گردشگری استان خراسان نیز در دست تهیه می‌باشد كه بخشهایی از آن بكار رفته است. در مصاحبه با یكی از كارشناسان این سازمان در تهران اعلام شد كه حداقل جمعیت وارد شده به شهر مشهد در طی یكسال حدود 12 میلیون نفر است.

پ: برآورد جمعیت از سوی مدیریت و برنامه‌ریزی استان در برنامه سوم
در اسناد برنامه سوم اقتصادی اجتماعی در استان خراسان رقم زوار جدود 10 میلیون نفر در طی یكسال اعلام شده است.
ت: طرح ملی رفتارهای فرهنگی: این طرح از سال 78 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز و در طی دو سال اول جمعیت شهری و سپس روستائی استانها پوشش داده شده است پرسشنامه‌های طرح حاوی اطلاعات اوقات فراغتی است. در این مطالعات اطلاعات مربوط به مسافرت در طی یك سال گذشته از جمعیت نمونه سؤال شده كه مسافرت‌های انجام شده در سال 81 (تابستان 80 تا تابستان 81) را در بر می‌گیرد. با در نظر گرفتن ضرایب خطا و انحراف معیار ارائه شده در خود طرح این سهم به كل استان تعمیم داده شده است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

جایگاه نفت در ایران

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 جایگاه نفت در ایران دارای 6 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد جایگاه نفت در ایران  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي جایگاه نفت در ایران،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن جایگاه نفت در ایران :

جایگاه نفت در ایران
به دلیل اهمیت نفت كه یك منبع حیاتی است قراردادهای منعقده نفتی نیز از اهمیت خاصی بر خوردار است، اینكه اكثر قرارداد های نفتی جنبه بین المللی دارد این قرار دادها بویژه با توجه به تحولات سیاسی و اقتصادی در جهان درخور تغییرات و دگرگونی هایی بوده است كه هر كدام از جنبه های خاصی حائز اهمیت و مطالعه می باشد، بررسی ابتدایی ترین قرار داد های نفتی كه تحت عنوان امتیاز امتیاز Concession با دولتهای صاحب نفت به امضاء‌ رسیده و قرار دادهای متداول امروزی می تواند زوایای مختلف این قرار دادها را مشخص نماید،

لذا این رساله بر آن است كه به بررسی تطبیقی قرار دادهای بین المللی نفتی ایران با قرار دادهای نفتی سایر كشور ها بپردازد و ابعاد مهم حقوقی آنها را مشخص و مقایسه نماید، به منظور تحقق واقعی این بررسی تطبیقی ابتدائاً بر آن می باشم كه به تعریف كلی و سپس بررسی ویژگی های قرار دادهای بین المللی نفتی در كلیه مراحل سه گانه اكتشاف، تولید و بهره برداری بپردازم،‌ در راستای نیل به این مقصود به معرفی و بررسی ویژگیهای اقسام قرار داد های بین المللی نفتی ایران اقدام گردیده و از ابتدایی ترین قرار داد امتیاز نفتی كه معرف به قرار داد دارسی منعقده به سال 1901 می باشد تا آخرین نوع قرار دادهایی كه هم اكنون درصنعت نفت ایران متداول گشته و به قرار دادهای بیع متقابل Buy Back موسوم گردیده است را تعلیل نموده و بررسی و ارزیابی اینگونه قرار دادهای نفت و گاز از منظر مد نظر قرار گرفته است.

در نگاهی كلی مشاهده می گردد كلیه قرار دادهای بین المللی نفتی ایران در دو دسته اصلی تقسیم بندی و جای می گیرند. دسته اول موسوم به قرار دادهای مشاركت در تولید Production Shairing می باشند كه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران منعقد می گردیده است و دسته دیگر ار قرار دادها كه پس از استقرار جمهوری اسلامی ایران با تشكیل وزارت نفت و به منظور حفظ، توسعه و بهره برداری ذخایر نفت و گاز انعقاد یافته كه اینگونه از قرار دادهای نفت و گاز عمدتاً در قالب قرار دادهای خرید خدمات پیمانكاری بوده است، برای نمونه می توان به قراردادهای توسعه میدان نفتی پارس جنوبی اشاره نمود كه فازهای متعدد آن در قالب عقد قرار دادهای بین المللی بیع متقابل می باشد و در این رساله مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.

لازم به یاد آوری است برخلاف قرار دادهای مشاركت درتولید كه هم اكنون بر اساس قوانین مصوب داخلی انعقاد آن ممنوع می باشد لیكن قرار دادهای خرید خدمات خارجیان موسوم به پیمانكاری كه اولین بار در اوت 1966 ( مرداد ماه 1345 ) تحت عنوان اراپ ERAP بین شركت ملی نفت ایران و شركت دولتی تحقیقات و فعالیتهای نفتی فرانسه منعقد گردید، كماكان در قالب خرید خدمات پیمانكاری منعقد می گردد، طی فصلهای متعدد علل اصلی عقد در قالب اینگونه قرار دادها و انواع آن ذكر می گردد، مزایا، معایب ویژگیها و بطور كلی تطبیق اینگونه قرار دادهای خرید خدمات بنام بیع متقابل با قرار دادهایی از این دسته كه تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی تحت همان عنوان یا عناوین دیگر منعقد می گردیده مورد ارزیابی قرار گرفته است.

این رساله بر آن می باشد تا ضمن تطبیق انواع قرار دادهای نفتی با یكدیگر ابهامات این گونه قرار دادها را بررسی نموده و ضمناً با تطبیق قرار دادهای بین المللی ایران با سایر قراردادهای بین المللی كه دیگر كشورها نفت خیز جهان تاكنون منعقد نموده اند و یا هم اكنون می نمایند به تجزیه و تحلیل نظام حقوقی اینگونه قراردادهای بین المللی نفت و گاز بپردازد و تا انتهای رساله بتواند برای مشكلاتی كه در هر یك از این قراردادهل به چشم می خورد ارائه طریق نماید به همین منظور این رساله در چهار فصل مجزا به شرح ذیل تدوین گردیده است:

فصل اول معرفی كلی نفت و اقسام قراردادهای بین المللی نفت وگاز و وجوه اشتراك و اختراق آنها ر اشامل می گردد
فصل دوم به ویژگی ها و مكانیزمهای قراردادهای بین المللی نفتی ایران و بررسی اقسام این عملكرد ها اختصاص یافته است.
فصل سوم ماهیت حقوقی قانون حاكم و روش های حل اختلاف در قراردادهای بین المللی نفت وگاز را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار می دهد.
و طی فصل چهارم نیز برخی شرایط و مقررات حاكم بر قراردادهای بین المللی نفت و گاز مورد بررسی تطبیقی قرار گرفته بطوری كه در طول بخش سوم از این فصل قراردادهای بین المللی نفت و گاز جمهوری آذربایجان بعنوان نمونه آورده شده و به این منظور طی دو مبعث نظام جمهوری سرمایه گذاری در قراردادهای نفتی جمهوری آذربایجان و همچنین چگونگی انعقاد این نوع از قراردادهای بین المللی نفتی در قالب مشاركت در تولید آن كشور مورد بررسی قرار می گیرد.

جهت تدوین این رساله كه به روش كتابخانه ای تهیه گردیده دو روش توصیفی تحلیلی بكار برده شده است، درانتهای پایان نامه به نتیجه گیری كلی پرداخته و پس از آن پیوستها شامل جداولی كه در متن رساله به آنها اشاره گردیده و مورد استناد بوده اند آورده شده و در پایان با ارائه فهرست اهم منابع و مأخذی كه برای تهیه این رساله مورد استفاده قرار گرفته اند به این وظیفه پژوهشی خاتمه بخشیده شده است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید