بررسی روش های نگهداری و حفاظت از فرش دستبافت

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی روش های نگهداری و حفاظت از فرش دستبافت دارای 53 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی روش های نگهداری و حفاظت از فرش دستبافت  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

آسیب شناسی  فرش
به منظور استفاده صحیح و مطلوب از فرش و جلوگیری از وارد آمدن خسارات و آسیب می بایست در ابتدا عوامل مخرب را شناسایی كرد ، بدنبال راه های حفاظت و نگهداری مرسوم و علمی گشت در ابتدا آسیبها را طبق جدول 1 طبقه بندی می نماییم، سپس به توضیح آن می پردازیم.
جدول شماره (1)
آسیب های وارده به فرش در زمانهای زیر بروز می کند:
1.    قبل از دو تولید
2.    در هنگام پروسنه تولید
3.    بعد از تولید قبل از دسترسی به مصرف کننده
4.    هنگام استفاده در محیط منزل و کار
5.    هنگام نگهداری و انبار کردن (موزه ها، گمرک و بازار)
1) قبل از تولید:
1.    استفاده از مواد اولیه (پشم، ابریشم، پنبه و نخ هایی با تاب و نمره ی متفاوت و غیر استاندارد) و ابزار نامرغوب ( نقشه ی نامناسب، دفتین و شانه، ابزار بافت و دار)
2.    استفاده از مکان بافت غیر استاندارد (کمبود نور، روش نشستن، تهویه)
3.    رنگرزی (نحوه رنگرزی و شستشوی الیاف و نخ)
2) هنگام پروسه ی تولید
1.    چله کشی غیر مناسب و غلط (شل و سفت بودن چله، تراکم و چیدن نا منظم چله ها در کنار هم)
2.    استفاده غلط از ابزار بافت و دار
3.    تسلط کم و آموزش ناقص به بافندگان
4.    استفاده از گره های تقلبی (جفتی بافی، سه سه بافی و بی گره بافی)
5.    دو دست شدن بافت توسط چند بافنده
6.    پایین کشی غیر اصولی قالی جهت ادامه ی بافت و دوخت چله ها در روش فارسی بافت.
7.    عیوب بافت (غلط بافی، عدم پیشکشی مناسب، پوکی فرش، بالا یا پایین زادگی، متراکم و تنگ شدن نامناسب چله ها، شل شدن چله ها، ضخیم و نازک بودن چله ها، به کارگیری نامناسب پودها، شمشیری، سره دار بودن، پرداخت بد قیچی، رها کردن سر پود در حین بافت، ترنج دار بودن، لوله شدن، کیسی، ترکیدگی، لوچه، دورنگی)
8.    عیوب نقشه (عدم اصالت طرح و رنگ، عدم پخش صحیح و متعادل عناصر و نگاره های فرش، عدم تناسب طرح با رج ها، عدم تناسب عناصر تزئینی با ابعاد فرش، شکستگی بندها و خطوط منحنی و گلها)

 

منابع مآخذ
?    ژوله تورج / پژوهشی در فرش ایران /سال 81
?    ورزی ، منصور / هنر و صنعت قالی ایران انتشارات رز 1350
?    نصیری ، محمدجواد / سیری در هنر قالی بافی ایران ، سال 74
?    نیرومند ، پوران دخت / آموزش هنر قالیبافی ، سال 78
?    بهارمی، سیما/ نگهداری فرش، سال 1375
?    دادگر، لیلا / نگاهی چند در زمینه ی نگهداری و نمایش قالی در موزه ها، سال 1364
?    کمال، سوارنا/ حشرات موجود در موزه ها، سال 1363
?    احمدی، بهزاد / شیمی نساجی، جلد اول و دوم و سوم
?    اگراوان، او.بی / مراقبت و نگهداری اشیاء موزه ای، ترجمه زهرا راحت
?    تجربه های  شخصی در كارگاه های مختلف قالیبافی ، مرمت و شستشوی قالی در استانهای یزد ، اصفهان ( نائین) ‌و تهران .
?    Moiland, M.Consideration for care of textiles and costumes in Diana polis museum.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی شرکت صنعت رنگ روناک سهند

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی شرکت صنعت رنگ روناک سهند دارای 70 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی شرکت صنعت رنگ روناک سهند  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقدمه
رنگ در دنیای امروز نقش بسیار مهمی را در پرورش ذوق وقرایح بشری و ارضای نیازهای زیبا شناسی وی ایفا می کند. بدین جهت است که احساس رنگ را به تعبیری حس هفتم می گویند.
رنگ با حفظ اهمیت ویژه و بی چون و چرای خود در مبانی زیبایی های هنر قدیم در روزگار ما عامل پرتوانی در آراستن و جلوه گری همه آثار زندگی و زیبا گردانیدن و مطلوب نمودن کالاها و وسایلی است که به دست توانای انسان تولید می گردد. انسان در پهنه تولید، تزئین خانه ها، پوشاک و حتی نوشابه ها، آزین بندی مجالس جشن و سرور، در هنر نقاشی، صنایع کشتیرانی، امور ارتباطات، محصولات مصرفی در صنایع فضایی در همه شئونات زندگی با رنگ سر و کار دارد.
به طور کلی از رنگ علاوه بر ایجاد زیبایی محیط، جهت حفاظت اشیا در مقابل عوامل طبیعی و سببی از قبیل ضربه، خراش، ساییدگی، مواد شیمیایی، حلال ها، آب و هوای جوی و…..استفاده می گردد. به ندرت دیده شده است که سطح یک جسم مورد دید را فقط با رنگ حفاظتی بپوشانند و از رنگ رویه تزئینی استفاده ننمایند.

 

منابع
تکنولوژی رنگ و رزین
تالیف: مهندس محمدعلی مازندرانی
شیمی تجربی رنگ
تالیف و ترجمه: احمد مومن هروی
علیرضا عظیمی نانوایی
مقدمه ای بر شیمی رنگ
تالیف: تورنر
ترجمه: دکتر ترپوگوسیان-همیرا آگاه     
مبانی علمی و کاربردی رنگ
تالیف: دکترراهبه امیری
اصول علم و تکنولوژی رنگ
تالیف: دکتر سیامک مرادیان
جزوه ی شیمی رنگ
تالیف: دکتر شهرام قدسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی عملکرد EAREND Value در كنترل پروژه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی عملکرد EAREND Value در كنترل پروژه دارای 164 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی عملکرد EAREND Value در كنترل پروژه  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست:

مقدمه     1
مفاهیم پروژه     4
محدودیت‌های مدیریت پروژه    14
برنامه ریزی كلان ، تفصیلی و عملیاتی پروژه    29
مراحل یك پروژه     37
محاسبه زمان پروژه    38
شبكه‌های پرت و سیستم تخمین زمان    45
گام‌های اجرای پروژه و انواع ساختار پروژه     49
معرفی تكنیك EARNED VALUE    55
مقایسه روشهای پیش‌بینی شده دوره طرح متفاوت با استفاده از متریك ارزش كسب شده     68
دودیدگاه در باره EARNED VALUE     87
تفاوت MSP و PrimAvera    94
پروژه طرح افزایش ظرفیت و توسعه سیمان مازندران     101
توضیحات پروژه سیمان مازندران     103
چارت پروژه     104
اجزای تشكیل دهنده پروژه و بررسی پروژه     105
توضیحات،Mazandaran Cement MSP     108
نقش Value engineering  در اجرا پروژه    119
فرم ارزیابی پیمانكار     158
مشكلات شركت صنایع آذراب     161
منابع     163
ضمیمه     164
اجزای تشکیل دهنده پروژه و بررسی پروژه
پروژه MAZNDARAN CEMENT LOESHE ROWMILL   به طور کلی شامل موارد زیر
می باشد.
1.    Feed System
2.    Mill System
3.    Dedusting System
4.    Hut  Gus System

که ازموارد بالا فقط مورد Mill System  برای ساخت تحویل شرکت آذرآب شده است . خود Mill System که سیستم آسیاب مواد می باشد خود به طورکلی شامل دوبخش زیر است :
الف ) Loeshe MILL           
 ب )Classifier  
هنوز نقشه های بخش Classifier  تحویل شرکت داده نشده است اما نقشه های  Loeshe  mill تحویل شرکت شده و کار برروی آنها در حال انجام می باشد . اما Loesh Mill  به معنای بدنه اصلی آسیاب خود شامل موارد زیر است :
1.    ( پایه آسیاب ) Mill Stand
2.    ( بدنه آسیاب )Mill Body
3.    Mill Platform
4.    ( جداره های داخل کوره ) Lining Cpl
5.    Seal Air Piping
6.    ( تقویت کننده های مجاری هوایی ) Gus Dnct Snpport
7.    Lever Sealing
8.    Lm Drive

اما پروژه هایی که اینجانب مورد کنترل قرار دادم همان Mill Stand  پایه های آسیاب می باشد که  شامل موارد زیر است :
1- Pedstal  – Cpl : به تعداد 9 عدد هرکدام با وزن 17.697.664 kg  که ورودی و خروجی مواد سیمان را بر عهده داشته که همواره این مقادیر خروجی ثابت می باشد منظور از ثابت بودن یعنی حرکت مواد سیمان بدون فشار زیرا مواد سیمان همراه با فشار ( گرما ) حالت خورندگی بسیار زیاد دارد .
2- Foundation Frame : که دقیقا بر روی پایه هایی که از زمین بیرون آمده است قرار می گیرد و  سایر قطعات بر روی این قطعه قرار می گیرد و وظیفه آن گردش کار آسیاب و انتقال انرژی موتور به آسیاب می باشد وزن این قطعه 15.623.248 kg  می باشد .
3- GUS DNCT : مجرای هوای گرم می باشد به تعداد دو عدد هرکدام به وزن 3.029.600 kg  که دقیقا دو طرف Mill Stund قرار می گیرد و وظیفه یکی از آنها هدایت هوای گرم از کوره وارد محیط آسیاب و دیگری خروج هوای آلوده از  محیط آسیاب می باشد .
4- RING DUCT  : رینگهای نگهدارنده راکتها هستند که فضای خالی بین مجموعه راکامل می کنند و در عین حال شامل 4 دریچه می باشند که دقیقا این دریچه ها با Pedestal فیت می شود وزن این مجموعه 8.101.721 kg می باشد .

5- Bridge : به تعداد 4 عدد دقیقا کنار4  pedestal قرار می گیرد یعنی کنار هر Pedestal یک bridge قرار می گیرد و راه عبور ی بین Pedestal  می باشد وزن هر مجموعه 2,010,000fg ,bridge  است .
 موارد تشریح شده همگی یک Mill Stand  را تشکیل می دهد . حال به تشریح قسمتهای دیگر واحد  Loeshe  Mill می پردازیم :
1-    Mill Bady : که بدنه آسیاب مواد سیمان است و محفظه ای است که آسیاب سیمان در آن قرار می گیرد .
2-    Mill platform : یک محافظ پله کانی اطراف Mill Stand  است که برای سرکشی به قسمتهای مختلف واحدها از آن استفاده می شود .
3-    Lining : جداره های داخلی کوره هستند که برای افزایش سطح جذب گرما از آنها استفاده می شود و حالت plate  تسمه ای دارند .
4-    Seal Air Piping  : لوله هایی هستند که هوای مورد نیاز برای شبکه را از بیرون به داخل وارد می کنند .
5-    Gus duct Support :  تقویت کننده Gas Duct   هایی هستند که در مورد آنها توضیح داده شد .
6-    Lever Sealing  و Lm Drive  در مورد این دو مجموعه هیچ گونه بازدیدی صوت نگرفته و هیچ توضیحاتی از طرف کارفرما داده نشده است و از طرفی چون نقشه های آنها کامل نیست لذا درک درست و شفافی از آنها در دست هیج یک از کارشناسان شرکت نمی باشد .
موارد تشریح شد همراه با برنامه ریزی MSP  به وضوح در صفحات بعد مشاهده میشود.
مقدمه :
کلیه افرادی در مشاغل و مسئولیتهای مختلف حداقل در طول مدت خدمت خود با یک پروژه سرو کار پیدا می کنند . وظایف و مسئولیت کسانیکه در قسمتهای طرح و برنامه سازمانها کار می کنند عموما در رابطه مستقیم با برنامه ریزی وکنترل پروژه ها می باشد . وکسانیکه در مراکز صنعتی و تولیدی کار می کنند نیز در طول خدمت خود با پروژه های صنعتی از قبیل تولید یک محصول جدید، احداث یک واحد تولید مدرن ویا تعمیرات اساسی ماشین آلات سروکار پیدا می کنند وهم چنین افرادی که در سازمانهای غیر دولتی بکار مشغولند نیز در مواقعی خود را با لزوم برنامه ریزی ادارات جدید ، تغییر مکان مراکز کاری که در نوع خود یک پروژه محسوب می شود روبرومی بینند .
برنامه ریزی آموزش واعزام نیروها ی مسلح به جبهه ، تدارک مهمات و تجهیزات و مهمتراز همه برنامه ریزی عملیات نظامی از نمونه های بارز برنامه ریزی یک پروژه پیچیده می باشد که بیشترین وقت مسئولین مربوطه را به خود اختصاص می دهد .

اهداف پروژه :
هر پروژه ای خواه تاسیس یک ساختمان جدید باشد ویا تهیه ماشین آلات وتولید یک محصول تازه ، متضمن صرف هزینه وسرمایه گذاری قابل توجهی میگردد. بازده این سرمایه گذاری واهداف پروژه باید کاملا روشن ومنطقی باشند.کسانیکه مسئولیت تخصیص بودجه وتصویب اجرای یک پروژه را بر عهده دارند باید بطور دقیق از چگونگی صرف پول واهداف پروژه آگاه باشند ، این اهداف بطور کلی در سه گروه به شرح زیر خلاصه می شوند :
1-    کیفیت ومشخصات فنی کار تمام شده که در مورد پروژه های ساختمانی مشخصات بنا ومقاومت لازم قسمتهای مختلف ساختمان ودر مورد طرحهای صنعتی ، میزان بازدهی ماشین آلات وحدود دقت قطعات ماشین شده اهداف فنی کار را مشخص می نمایند .
2-    بودجه ای که در چهار چوب آن کار باید انجام گیرد .
3-    مدت زمان اجرای کار .

معمولا با افزایش وطولانی تر شدن مدت یک پروژه از زمان برنامه ریزی شده آن هزینه های آنهم افزایش می یابد . این افزایش از طرفی بخاطر وجود تورم واز بین رفتن قدرت خرید بودجه اختصاصی طرح واز طرف دیگر بخاطر معطل نگهداشتن نیروی انسانی و تجهیزات بیش از مدت لازم وعدم استفاده از آنها درانجام پروژه های دیگر بوجود می آید . این رابطه روشن ومستقیم بین هزینه وزمان و توجه به اثرات زیانبار عدم اتمام بموقع پروژه، لزوم استفاده از روشهای علمی برنامه ریزی وکنترل پروژه را بیش از پیش آشکار می سازد .

مشخصات یک برنامه ریزی خوب و قابل اجرا:
اکنون که لزوم برنامه ریزی پروژه تا اندازه ای روشن شد بهتر است قبل از پرداختن به یک روش خاص برنامه ریزی، مشخصات یک برنامه موثر و قابل اجرا بررسی گردد و ملاکهای ارزیابی یک برنامه ریزی موفق بدست آید .
بطور کلی یک برنامه موثر وقابل اجرا باید دارای موارد ذیل باشد :
1-    از نظر فنی امکان پذیر باشد .
2-    بر برآوردها ی قابل اطمینان استوار باشد .
3-    متناسب با منابع موجود و قابل دسترس باشد .
4-    در صورت استفاده مشترک از منابع یک پروژه دیگر با برنامه آن پروژه هماهنگ باشد .
5-    در مقابل لزوم ایجاد تغییراتی در مشخصات و ترتیب اجزای کارهای پروژه انعطاف پذیر باشد .
6-    فعالیتهای بحرانی را بخوبی مشخص ومتمایز سازد .
علاوه بر رعایت نکات فوق ، برای اجرای موفقیت آمیز یک پروژه ، ایجاد یک سازمان اجرایی منسجم و تعیین یک مدیر کاردان و با اختیارات کافی که برای وی خطوط ارتباطاتی موثری در نظر گرفته شده باشد ضروری می باشد .
7-    فعالیتهای بحرانی را بخوبی مشخص و متمایز سازد . علاوه بر رعایت نکات فوق ، برای اجراء موفقیت آمیز یک پروژه ، ایجاد یک سازمان اجرائی منسجم و تعیین یک مدیر کاردان و با اختیارات کافی که برای وی خطوط ارتباطاتی موثری در نظر گرفته شده باشد ضروری می باشد .
نقش  value engineering در اجرای پروژه
مقدمه : 
میزان موفقیت  بنگاههای اقتصادی در یک بازار رقابتی به تلاش آنها در جهت شناخت نیازهای مشتریان
( مصرف کنندگان ) و پاسخگویی به این نیازها بستگی دارد. مشخصات محصولات و خدماتی که بنگاه به بازار عرضه می کند باید رضایت مشتری را جلب نماید . این رضایت ممکن است از طریق قیمت مناسب، کیفیت مطلوب ، تحویل به موقع ، خدمات مناسب پس از فروش و … و یا ترکیبی از آنها حاصل شود. محدودیت منابع امکان پاسخگویی به تمام خواسته های مشتریان را سلب می کند . این مساله ایجاب می کند تا بنگاهها مشخصاتی از محصول /خدمت را که نزد مشتری دارای ارزش بیشتری هستند، شناسایی کرده و بهترین راه حل (از نظر هزینه و کیفیت ) را برای دستیابی به آن مشخصات تعیین کنند. مهندسی ارزش مجموعه ای از تکنیکها و روشهاست که با نگرش سیستمی ، کارکردهای اصلی و فرعی یک محصول /خدمت را شناسایی کرده و ارزش هر کارکرد را نزد مشتری مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد . همچنین به عنوان یک ابزار مدیریتی در تعیین بهترین روش ایجاد این کاردکرد ، به تصمیم گیر (تصمیم گیران ) کمک می کند .
مطالعه بر روی موضوع مهندسی ارزش در طول جنگ جهانی دوم در اثر کمبود مواد اولیه و برای اولین بار در اواخر 1960 توسط ” لارنس دی مایلز” مخترع آنالیز ارزش در شرکت جنرال الکتریک آغاز شد .
مهندسی ارزش یکی از ابزارهای لازم برای نشان دادن ارزش محصول در رابطه با کارکرد آن می باشد. در شرایط فعلی که بین تولید کنندگان رقابت سنگینی وجود دارد ، تولید کننده موفق کسی است که با توجه به نیاز مشتریان و با کیفیت و هزینه مناسب به عرضه تولید یا ارائه خدمت بپردازد . مهندسی ارزش می تواند از طریق شناخت نیازها و خواسته های مشتریان این موفقیت را فراهم سازد . هدف این مقاله معرفی مفهوم مهندسی ارزش و روشهای توسعه داده شده در این زمینه است.
مهندسی ارزش یک روش منسجم برای رسیدن به بالاترین ارزش به ازای هر واحد پولی  که هزینه شده است می باشد ، در حالی که کیفیت ، ایمنی ، قابلیت اطمینان ، قابلیت نگهداری حفظ و یا ارتقاء یابد .
مهندسی ارزش فرآیندی است که به یک تیم پروژه کمک می کند تا در یک زمان کوتاه به بررسی و ارزیابی اهداف و عملکردهای پروژه و راه حل های گوناگونی در یک زمان محدود بپردازد.

موسسه FAR در بند 52.248 این گونه بیان می کند .
” مهندسی ارزش یک کوشش سازمان یافته برای تحلیل عملکرد سیستم ها ، تجهیزات ، خدمات و موسسات به منظور رسیدن به عملکرد واقعی با کمترین هزینه در طول عمر پروژه است که سازگار با کیفیت و ایمنی مورد نظر است.
مهندسی ارزش از جمله تکنیک های مطرح و موفق در زمینه تخصیص بهینه بودجه و صرفه جویی در هزینه طرح ها در طول عمر پروژه می باشد . مهندسی ارزش یک تکنیک بسیار کارا و مهم برای مصرف بهینه بودجه تخصیص یافته است. این روش در واقع تکنیکی برای افزایش ارزش یک پروژه ، ارضای نیاز مصرف کننده با حداقل  هزینه و نیز اجرای پروژه در کوتاه ترین زمان ممکن و با حفظ کیفیت و مطلوبیت مورد نظر است . هدف اصلی بهینه سازی ارزش یک پروژه در مرحله طراحی از طریق راه کارهای عملی و انتخاب بهترین راه حل برای رسیدن به اهداف پروژه با حداقل هزینه در طول عمر پروژه  است .
مهندسی ارزش به عنوان شیوه ای کارآمد برای شناسایی و حذف هزینه های غیرضرور و کوتاه سازی زمان اجرا و بهینه سازی یافته برای اصلاح ، بازنگری و نوآوری در فرآیند اجرای پروژه هاست.
بهترین زمان برای شروع مهندسی ارزش در یک پروژه تقریبا زمانی است که 35-25 درصد طراحی انجام شده باشد . در این نقطه سیستم های اصلی انتخاب و تعریف شده اند و روی میز قرار دارند .
از نکات کلیدی که برنامه کاری مهندسی ارزش را از دیگر روش ها برای حل مسائل عادی مهندسی جدا می سازد، می توان به موارد زیر اشاره کرد .
1.    تجزیه و تحلیل عملکرد ؛
2.    تلاشی خلاق برای به وجود آوردن طرح های جایگزین بیشتر؛
3.    تنزیل ندادن عملیات اجرایی مورد تقاضا؛
4.    اختصاص هزینه ها برای اجرای هر کدام از عملکردها ؛
در میان روش های گوناگون مورد استفاده برای حل مسائل ، فقط مهندسی ارزش است که ما را به سوی استفاده از روش های فکری خلاق برای آنالیز عملکرد سوق می دهد . جزئیات مراحل اجرایی مهندسی ارزش در شکل 2 ارائه شده است . بطوری که ملاحظه می شود ، هر یک از فازها شامل فعالیتهای گوناگونی است.
از قابلیت های مهندسی ارزش تجمع فعالیت ها و روشها به صورت منسجم و هماهنگ همراه با بهترین شیوه بکارگیری می باشد .
این موضوع از طریق برنامه کاری کنترل می شود . مراحل اجرایی مهندسی ارزش ، فرآیند اجرایی و نمودار جریان کاری این مراحل در شکل 2 نشان داده شده است.
آنچه که مهندسی ارزش را موثر می سازد ،استفاده از روش های خلاق در زمان های مناسب است . مهندسی ارزش صرفا مهندسی خوب، و یا یک برنامه پیشنهادی یا برنامه کاری تکراری و روزمره نیست ،بلکه یک رویکرد مستقل و هدفمند برای برخورد با پروژه هاست .  از این رو باید توجه داشت که انجام مطالعات مهندسی ارزش خود نیز دارای هزینه است و باید نسبت به میزان صرفه جویی که در هزینه ها به وجود می آورد قابل توجیه باشد . در اغلب گزارش ها مشاهده می شود که هزینه های اجرایی مهندسی ارزش کمتر از 10 درصد کل هزینه های صرفه جویی ناشی از بکارگیری نتایج حاصل از مهندسی ارزش بوده است.
این موضوع که در فرآیند بکارگیری مهندسی ارزش ، با بکارگیری نظریه های نو و ایجاد فضای خلاقیت و هم اندیشی گزینه های جایگزین ایجاد و مورد ارزیابی قرار می گیرد ، باعث شده است که سوء تفاهم هایی در دیگر مهندسان به ویژه طراحان و مشاوران بوجود آید . آنچه آنها مطرح می کنند این است که آیا روش های مهندسی و طراحی که تا کنون بکار رفته اشتباه بوده است و در نهایت به کارایی و درست بودن رویکرد مهندسی ارزش اشکال و تردید دارند . در این مقاله ضمن ارائه  اصول و مفاهیم مرتبط با مهندسی ارزش ، ضرورت اجرایی مهندسی ارزش و نیز ضرورت توجه به ارزش های پنهان اما مهم و هزینه های پنهان اما گزاف مورد بررسی قرار می گیرد . در ادامه ، تفاوت های اساسی و مهم بین ” لحاظ کردن ارزش در مهندسی و طراحی ” و “بکارگیری مهندسی ارزش ” مورد توجه و ارزیابی قرار می گیرد .

ارزش کالا / خدمت :
پیش از پاسخ به این سوال که مهندسی ارزش چیست ؟ لازم است تا مفهوم “ارزش ” مورد بررسی قرار بگیرد . نظر به اینکه در ارتباط با کارکرد تعریف می شود لذا تشریح مفهوم ” کارکرد ” نیز ضروری به نظر می رسد .
ارزش کالا/ خدمت ، متناسب با توجهی که مردم  به آن نشان می دهند و مقدار بهایی که برای دستیابی به آن می پردازند ، تعیین می شود . به عبارت دیگر ، تولید کنندگان همواره باید از دیگاه مشتری در مورد ارزش تولیدات خود قضاوت کنند . هنگامی که مشتری بتواند کارکردهای مورد نیاز خود
 ( کارکردهای محصول خریداری شده ) را به پایین ترین قیمت ممکن بخرد ، بیشترین احساس رضایت را خواهد داشت، این در حالی است که محصول / خدمت  خریداری شده لیاقت وجه پرداخت شده را داشته باشد.
V  : شاخص ارزش
F : ارزش کارکرد های مورد نیاز
C  : هزینه کل ( پرداخت واقعی )
V = F / C
شاخص ارزش ،یک عدد بدون بعد است . معمولا وقتی شاخص ارزش بزرگتر از یک باشد . نشان دهنده ارزش خوبی است و شاخص کوچکتر از یک وظیفه یا قطعه ای را نشان می دهد که نیازمند توجه و بهبود می باشد.
کارکرد:
کارکرد آن چیزی است که از یک محصول / خدمت انتظار داریم . کارکردهای محصول/ خدمت می تواند در دو دسته کارکرد های اساسی و کارکردهای فرعی مورد توجه قرار گیرد.
1- کارکرد اساسی ( پایه ) :
چیزی است که باید انجام شود تا نیاز مصرف کننده را ارضا کند . یک کارکرد اساسی ، مهمترین دلیل وجود محصول می باشد . یک سوال خوب برای تعیین کارکرد اساسی ، عبارتست از اینکه : ” اگر این کارکرد را از محصول بگیریم آیا هنوز هدف محصول برآورده می شود ؟ ” .
2- کارکرد فرعی :
کارکرد هایی که باعث جذب مشتری به محصول / خدمت می شوند ، ولی در زمره کارکردهای اصلی قرار نمی گیرند . این کارکردها فراتر از کارهای اساسی بوده و از آنها پشتیبانی می کنند . راحتی ، قابلیت اطمینان و جذابیت (زیبایی ) از جمله کارکرد های فرعی یک محصول / خدمت به شمار می روند . در اکثر مواقع ، برخی از این کارکردها مطلوب و دلخواه هستند ، ولی در برخی مواقع وجود آن کارکرد در محصول / خدمت در نزد مشتری دارای ارزش زیادی نیست . این کارکردها بهترین انتخاب ها برای حذف شدن و یا بهبود یافتن می باشند .
هدف مهندسی ارزش در درجه اول تعیین کارکردهای مورد نیاز یک محصول / خدمت است و در مرحله بعد تعیین اینکه چه چیزی می تواند آن کارکرد را به بهترین نحو انجام دهد.
” لارنس دی مایلز ” در این مورد چنین می گوید : ” تحلیل ارزش یک روش خلاق و سازمان یافته است که هدفش شناسایی هزینه های غیر ضروری است . هزینه هایی که نه کیفیت یا کارایی یا طول عمر محصول را افزایش می دهند ، نه به چشم می آیند و نه مورد علاقه مشتری هستند” .
تعریف انجمن مهندسی ارزش آمریکا (SAVE) بدین صورت است که :
مهندسی ارزش مجموعه تکنیک های نظام مند و کاربردی است که برای تشخیص کارکرد یک
محصول /خدمت و تولید (انجام ) آن کارکرد ها با حداقل هزینه می باشد.
“مهندسی ارزش  مجموعه تکنیک های نظام مند و کاربردی است که برای تشخیص کارکرد یک
محصول / خدمت و تولید آن کارکردها با حداقل هزینه می باشد ” .
در فرهنگ مدیریت آمده است: ” مهندسی ارزش، فنی برای تعیین فعالیتهای تولید یک کالا ، ارزش گذاری برای آن فعالیتها و سرانجام تعیین فعالیتهاییی است که کمترین هزینه را در بر داشته باشد” .
بینابراین مهندسی ارزش یک رویکرد سیستمی و مبتنی بر کارکرد است که هر مرحله ای از خلق ایده طراحی مواد فرآیند  ها ، عملیات ساخت محصول و بازاریابی آن را ارزیابی می کند تا تمام کارکردهای مرتبط با آن در حداقل هزینه مناسب انجام گیرد . این روش ، دامنه وسیعی را در بر می گیرد . باید توجه داشت که تاکید مهندسی ارزش فقط بر روی کاهش هزینه نیست ، بنابراین :
 ” نباید مهندسی ارزش را با روش های مدرن یا سنتی کاهش هزینه ، اشتباه گرفت؛ زیرا این روش ، روش بسیار جامعی است که بر پایه تحلیل وظیفه ( کارکرد ) بنا شده است و به دنبال بهبود در ارزش ، بدون قربانی کردن کیفیت یا اعتبار یا طول عمر محصول است”.
فرآیند مهندسی ارزش :
فرایند مهندسی ارزش به پنج فاز تقسیم شده و هر فاز دارای چند مرحله می باشد :
1- فاز مبدا:
 شامل سازماندهی ، انتخاب پروژه ، تعیین تیم مهندسی ارزش ، تعریف ماموریت تحقیق ، تعریف و مستند سازی محصول می باشد .

2- فاز اطلاعات :
تحلیل  کیفی ارزش (تحلیل کارکرد )
تحلیل کارکرد ( وظیفه ) عبارتست از تکنیک های ساختاری و تعریفی که معنای روشنی از کارکرد را بیان می کند. در این مرحله محصول و کلیه اجزایش برای تعیین کارکرد هایشان ( اهدافشان) مورد مطالعه قرار می گیرند . در رابطه با انواع کارکرد ها نیز بیش از این بحث گردید . قوانین تشریح کارکرد ها به صورت ذیل می باشد:
1.    باید تعیین کننده انتظار مصرف کننده یا مشتری از محصول یا سرویس باشد .
2.    یک فعل و یک اسم برای تشریح کارکرد به کار برده می شود . فعل برای جواب سوال ” چه می کند ؟ ” و اسم برای پاسخ به ” چه چیزی را ؟” به کار می رود .
3.    از بکار بردن افعال مجهول و یا غیر مستقیم مثل تهیه می شود و مجهز می شود و … خود داری می گردد . زیرا اطلاعات کمی در اختیار قرار می دهند .
4.    از به کار بردن کلماتی مانند بهبود دادن ، حداقل ( حداکثر) کردن و جلوگیری کردن ، جلوگیری می شود .
5.    ترجیحا از ترکیبات دو حرفی برای بیان کارکرد استفاده می شود.
مثال :
الف ) لامپ : انتشار نور
ب) فنجان : نگهداشتن مایع
– تحلیل اجبار: یعنی دلیل استفاده و به کارگیری هر محصول / خدمت چه می باشد ؟ و آیا این دلیل هنوز هم معتبر است ؟
– تحلیل کمی ارزش : پس از تکمیل تحلیل کارکرد باید هزینه کارکردها و ارزش  اهمیت آنها تعیین شود.
هزینه ها دو نوع هستند :
الف ) هزینه های واقعی یا سخت مانند هزینه مواد و نیروی انسانی
ب) هزینه های ذهنی یا نرم مانند سختی کار و ریسک شکست
وقتیکه هزینه های واقعی در دسترس نباشند از هزینه های نرم استفاده می شود .
–  تکنیک های اندازه گیری ارزش :
–  اندازه گیری ارزش عنصر فعلی و جایگزین آن
 
3- فاز نو آوری ( تغییر ) :
این فاز در واقع ، فاز بهبود ارزش می باشد که از طریق به کارگیری تکنیک های خلاق و ذهنی ، طراحی قطعات و اولین قرم جهت باز طراحی فرآیند در این فاز صورت می گیرد . هدف این فاز ،تغییر یا حذف کارکردهای فرعی کم ارزش و پاسخ به سوالات ذیل می باشد :
الف ) چه عنصری می تواند این کار را انجام دهد ؟
ب) چگونه می توانیم کارکردهای فرعی را حذف نماییم در حالی که کارکردهای اساسی هنوز اجرا می شوند ؟
از تکنیک های مورد استفاده ( توصیه شده ) در این زمینه می توان از طوفان فکری ، فن گروه اسمی (NGT) و دلفی نام برد که بنیانگذاران مهندسی ارزش  روش NGT را توصیه می کنند .

4- فاز ارزش  یابی :
–  تحلیل کیفی ارزش
–  تحلیل کمی ارزش

5- فاز اجرا :
حوزه های کاربردی مهندسی ارزش :
در آغاز ، این روش فقط در محیطهای سخت افزاری بکار گرفته شد و توسعه یافت . ولی در سالهای اخیر ، این روش در بسیاری از محیطهای جدید و غیر سخت افزاری نیز بکار می رود . مهندسی ارزش در حوزه های مختلف و در ارتباط با محصولات/خدمت گوناگون قابل استفاده است ( به عنوان مثال می توان کارکرد های یک برنامه ، پروژه ، سیستم ، محصول ، نوع تجهیزات، خدمات ، تسهیلات ،ساختمان سازی ، دوره آموزشی  ، مدیریت سیستم ها و روش ها ، تحلیل خرید ، تخصیص منابع ، بازاریابی  و … را از طریق مهندسی ارزش مورد تجزیه و تحلیل قرار داد)
بینابراین روش مهندسی ارزش را می توان در همه جا به کار برد ؛ ولی دامنه کاربرد این روش معمولا توسط ذهنیت کاربران ، محدود می گردد.
ضرورت پرداختن به مهندسی ارزش :
اصولا درجه ی موفقیت سازمان ها در یک بازار رقابتی بر شناخت آنها از نیاز مشتریان ( مصرف کنندگان) و تلاش در جهت برآورده کردن این نیاز استوار است .
عرضه محصولات / خدمت باید رضایت مشتری را جلب کرده و قابلیت عرضه به بازار و رقابت را داشته و از کیفیت مطلوب و قیمت مناسب برخوردار باشد . همچنین حفظ زمان تولید ، تحویل به موقع ، انجام خدمات پس از فروش و رعایت کامل قوانین اقتصادی و زیست محیطی نیز از شرایط اصلی موسسات برای موفقیت بیشتر به خصوص در یک بازار رقابتی هستند .
سازمان ها برای پاسخگویی به نیاز مشتریان خود با محدودیت منایع روبرو هستند . بنابراین هر موسسه ای می تواند فرایند و روشهای مقرون به صرفه ( کاهش دهنده هزینه ) را به کمک مهندسی ارزش شناسایی کرده و از این طریق تامین خواست مشتریان را با صرف حداقل هزینه محقق سازد . به طور کلی مهندسی ارزش به عنوان یک ابزار مدیریتی می تواند منجر به نتایج ذیل شود :
1.    پایین آوردن هزینه تولید
2.    به حداقل رساندن پیچیدگی های تولید
3.     کم کردن زمان تولید
4.    استفاده از اندیشه ها و خلاقیتها
5.    تامین کامل نیازها ی مشتری و افزایش رضایت آنها
6.    افزایش رضایت و انگیزه همکاران به واسطه افزایش سطح عملکرد آنها
7.    بهینه کردن فرایند های کاری
8.    کاهش مخارج سرمایه گذاری
9.    ارتقاء یا ثبات کیفیت ( نه کاهش هزینه به قیمت کاهش کیفیت )
10.    افزایش سهم بازار و حصول اطمینان برای سود آوری
11.    افزایش توان رقابت در بازار.

اصول مهندسی ارزش:
مهندسی ارزش دارای سه جنبه مهم می باشد که عبارتند از :
1.    استفاده از تیم های چندکاره
2.    روش سیستماتیک ارزیابی ارزش و کارکرد محصول
ارزش کالایا خدمت ، متناسب با توجهی که مردم به آن نشان می دهند و مقدار بهایی که برای دستیابی به آن می پردازند ، تعیین می شود . کارکرد نیز آن چیزی است که از یک کالا یا خدمت انتظار داریم ، که می تواند در دو دسته کارکردهای اساسی و کارکردهای فرعی مورد توجه قرار گیرد.
3.    تمرکز بر روی ساده سازی محصول
ارنست بوی رئیس انجمن مهندسین ارزش آمریکا معتقد است : ” مهندسی ارزش  اولویتی برای عنصر خاصی قایل نیست بلکه فقط روش است برای فکر کردن . آن تعدادی روش یا تکنیک را به منظور به کار گیری در مراحل عمل خود به خدمت می گیرد ” .
اصول مهندسی ارزش شامل وظایف ، تکنیک ها و سوالات کلیدی است که به دنبال کسب اهداف طرح کار مهندسی ارزش استفاده شده و هدف آن ” دستیابی به طراحی عالی ” می باشد ، به طوری که می تواند توسط هر فرد یا سازمانی به کار گرفته شود . این اصول از نظر تصمیم گیری و حل مساله دارای اهمیت ویژه ای بوده و شامل موارد ذیل می باشد :
1.    از کار تیمی استفاده کنید ؛
2.    بر موانع غلبه کنید ؛
3.    روابط انسانی خوبی داشته باشید ؛
4.    شنونده خوبی باشید ؛
5.    از سوالات کلیدی استفاده کنید ؛
6.    از چک لیست استفاده کنید ؛
7.    همه چیز را ثبت کنید ؛
8.    خوب قضاوت کنید ؛
9.    دارای تفکر بهبود کیفیت (QI) باشید .
بنابراین موضوعی که برای مطالعه مهندسی ارزش مورد استفاده قرار می گیرد باید دارای دو خصوصیت باشد :
الف) دارای هزینه بالا باشد تا امکان صرفه جویی به اندازه ای شود که مطالعه روی آن ارزشمند گردد.
ب ) دارای ارزش پایین یا عملکرد ضعیف باشد تا بتواند برای بررسی روش های جایگزین ، توجیه پذیر گردد…

 

منابع
1. كتاب مدیریت پروژه / مهندس حمید آلاد پوش
2. كتاب كنترل پروژه ( 3) / مهندس علی خورشیدی
3. كتاب كنترل تولید / خسرو امینی حاج باشی
4. كتاب  برنامه ریزی و كنترل پروژه با primavera  / مهندس حسین عوض خواه
5. جزوه برنامه ریزی و كنترل پروژه با نرم افزار Microsoft project 2002 / گروه نرم افزاری دانشگاه علم وصنعت
6. جزوه درسی كنترل پروژه / دكتر روغنیان
7. جزوه درسی كنترل پروژه / دكترعیدی
8. سایت iranpm.com www.
9. مقاله:

acomparsion of different project duration forcasting methods using earned value

metrics                                                                             
10. كتاب مهندسی ارزش جلد آبی / محمد سعید جبل آملی و علیرضا میر محمد صادقی
11. كتاب مهندسی ارزش جلد مشكی / محمد سعید جبل آملی و علیرضا میر محمد صادقی

12.نشریه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

چگونگی حفاری و بررسی ایجاد تونل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 چگونگی حفاری و بررسی ایجاد تونل دارای 122 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد چگونگی حفاری و بررسی ایجاد تونل  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فصل اول
مطالعات مقدماتی و اصول عمومی طراحی فضاهای زیرزمینی
فصل دوم
طـراحی چنـدفضـای زیـرزمینی مجـاور هم
فصل سوم
روش طراحی سازه‌های زیرزمینی
فصل چهارم
تفاوتها و ویژگیهای تونلهای معدنی و راه
فصل ششم
روشهای نـگهـداری تـونلهای معـدنی و راه
فصل پنجم

 

حـفـاری تـونـلهـای مـعـدنـی و راه
نگاهی اجمالی به سیر تحول تونل‌سازی
اگر حفر قنوات بخشی از عرضه تونلسازی محسوب شود آنگاه قدمت این فن به 2800 سال قبل از میلاد بر می‌گردد. زیرا باستان‌شناسان معتقدند كه حفر قنوات در مصرو ایران از آن زمانها معمول بوده است. تذكر این نكته در اینجا در خور توجه است كه در سال 1962 طول كل قنوات در ایران را 000/160 كیلومتر تخمین زده‌اند. اگر از این مورد كه ذكر شد صرفنظر شود اولین تونل زیرآبی در 2170 سال قبل از میلاد در زمان بابلیها در زیر رودخانه فرات و بطول یك كیلومتر ساخته شد كه هر چند بصورت حفاری تونل اجرا نشده است ولی همین، كار حداقل تجربه و تبجر معماران آن عصر را نشان می‌دهد. از این نوع كار دیگر اجرا نشده است تا 4000 سال بعد كه در 1825 تونل تیمز زیر رودخانه تیمز ندن ساخته شد. تونل‌زنی درون سنگها به علت شكل حفاری و عدم امكانات و عدم نیاز ـ به جز موارد بسیار محدود ـ فقط در دو قرن اخیر توسعه یافته اس. هر چند اختراع باروت به قرنها قبل بر می‌گردد و بعضی آنرا حتی به قرن دوم میلادی نسبت می‌دهند ولی كاربرد آن در شكستن سنگها احتمالاً در قرن 16 بوده است و اختراع دینامیت در قرن 19 موجب تحولات تدریجی ولی اساسی در سهولت ایجاد تونل در سنگها شد گرچه ایجاد تونل در سنگها به علت سختی سنگ نیاز به مواد منفجره و یا وسایل بسیار سخت و برنده دارد ولی در سنگهای خیلی نرم و در رسوبات سخت نشده، مشكل تونل‌زنی به لحاظ نگهداری تونل است. بطوری كه تا قبل از اختراع شیلد توسط در سال 1812، ایجاد تونلهای بزرگ مقطع در رسوبات سست فوق‌العاده مشكل می‌نمود. اولین كاربرد شیلد در 1825 در حفر تونل زیر رودخانه تیمز بود. هر چند حفر این تونل 5/1 كیلومتری حدود 18 سال طول كشید روش شیلد بعداً توسط تكمیل گردید و بعلاوه نامبرده كاربرد هوای فشرده را نیز در شیلد عملی ساخت (1886) با گسترش شهرها، اختراع ترنها، افزایش جمعیت، پیشرفت صنایع و نیاز مبرم به معادن گسترش شبكه‌های زیرزمینی، هم به منظور عبور و مرور و هم بمنظور انتقال آب و فاضلاب و نیز در پیشروی معادن و غیره ضرورت یافت و با سرعت روز افزون از اواخر قرن 19 تاكنون پیشرفتهای چشمگیری حاصل گردیده است. بگونه‌ای كه در سالهای اخیر استفاده از ماشینهای حفر تمام مقطع تونل رشد سریعی داشته است. ایده استفاده از این ماشینها از زمانهای دور است. اولین ثبت شده در امریكا توسط جان ویلسون در سال 1856 برای تونل هوساك در ماساچوست بوده است ولی تنها توانسته 3 متر از تونل 7600 متری را حفر نماید در دهه‌های اخیر توسعه بسیار زیادی پیدا كرده بطوری كه در بسیاری از موارد بعنوان اولین گزینه برای حفر تونل می‌باشد.

 

مقدمه
در جمع‌اوری و تهیه اطلاعات موردنیاز برای طراحی هر نوع حفاری زیرزمینی پس از انجام مطالعات اقتصادی و فنی (امكان‌پذیری مقدماتی طرح) پی‌جوئیهای لازم و مقایسه‌گرینه‌های مختلف و انتخاب راه‌حل مطلوب مقدماتی كه برای دسترسی به هدف موردنظر ممكن می‌باشد، مطالعات مقدماتی و تفصیلی زمین‌شناسی و اقلیم‌شناسی منطقه اجرای طرح بایستی توسط مهندسین مشاور ذیصلاح پذیرد.
اقدام به جمع‌آوری این اطلاعات و انجام مطالعات، اولین اقدام لازم در طراحی هرگونه فضای زیرزمینی بهر نوع و بهر شكل و برای هر هدفی كه باشد خواهد بود شناخت زمین‌شناسی محل احداث سازه، زیرزمینی از دیدگاه تنش‌های موجود و بارهای وارده بر وسائل نگهداری و انتخاب روش‌های كاربردی مطلوب حائز كمال اهمیت است.
اطلاعاتی كه از نقشه‌های زمین‌شناسی بزرگ مقیاس حاصل می‌شود عمومی و كلی بوده و تمامی نیازهای طراحان سازه‌های زیرزمینی را در بر نمی‌گیرد. لذا برای تعیین دقیق مشخصات زمین‌شناسی، مطالعات كلی و دقیقتر خاك و سنگ از ضروریات اولیه طراحی است.
هدفهای اصلی اكتشافات زمین‌شناسی
1ـ تعیین شرایط اولیه تشكیل و وضعیت واقعی سنگها، شرایط فیزیكومكانیكی آنها در محدوده حفریات و فاصله بین حفریات تا سطح زمین
2ـ تعیین شرایط سطحی زمین از نقطه‌نظر آبهای سطحی، زهكشی‌های طبیعی، قناتها، چشمه و رودخانه‌ها
3ـ جمع‌آوری اطلاعات مربوط به گازدهی، حرارت و آب در زیرزمین
4ـ تعیین مشخصات زمین ساختی، تنشها و اثرات آنها روی دامنه فشارها در محدوده حفریات زیرزمینی
مـراحـل اكتشـافی زمین‌شناسی از دیدگاه حفر و احداث حفریات زیرزمینی
اقدامات اكتشافی از دیدگاه احداث حفریات زیرزمینی شامل سه مرحله زیر است:
الف ـ تحقیقات و اكتشافات مربوط به مشخصات عمومی طرح قبل از شروع طراحی
1ـ الف ـ بررسی كلی منطقه از دیدگاه تاریخی و آمارهای موجود، سنگ‌شناسی چینه‌شناسی و محیط زیست
2ـ الف ـ بررسی عكس‌های هوائی، وضعیت گیاهان منطقه، مشخصات بارز شیمیائی سنگها و كشف شرایط اولیه تشكیل آنها (آذرین یا رسوبی)، مطالعه گسل‌ها و چین‌خوردگی‌ها
3ـ الف ـ مطالعات آب‌شناسی، وضعیت رودخانه‌ها، سیل‌ها، تعیین PH آب، تعیین مشخصات حرارتی و شیمیائی و املاح موجود در آبهای سطحی برای تشخیص طبیعت سنگها و جنس زمین
4ـ الف ـ مطالعات ژئوشیمی برای تعیین مشخصات شیمیائی سنگها و خاكهای سطحی
5ـ الف ـ تعیین مشخصات ژئوفیزیكی با روشهای مقاومت الكتریكی، لرزه‌نگاری و غیره و مقایسه آنها با نمونه‌های حاصل از گمانه‌های اكتشافی
6ـ الف ـ مطالعات دقیق درزه‌ها، گسیختگی‌ها و تهیه نقشه‌های مربوطه
ب ـ تحقیقات دقیق ژئوتكنیكی (زیرزمینی) بموازات طراحی و قبل از شروع عملیات احداث
1ـ ب ـ جمع‌اوری اطلاعات مسلم از شرایط فیزیكی و شیمیائی سنگهای دربرگیرنده حفریات، هوازدگی، وزن مخصوص و مقاومت آنها
2ـ ب ـ جمع‌اوری اطلاعات در مورد استقرار و شیب لایه‌ها، چین‌خوردگی‌ها، گسل‌ها، سطوح لایه‌بندی و درزه‌ها
3 ـ ب ـ جمع‌اوری اطلاعات مربوط به: مقدار، كیفیت، خواص شیمیائی و عمق آبهای زیرزمینی
4 ـ ب ـ جمع‌اوری اطلاعات مربوط ب: مقدار، كیفیت و خواص شیمیائی گازها و افزایش درجه حرارت زمین نسبت به عمق
ج ـ تحقیقات تكمیلی در زمان عملیات احداث حفریات
تحقیقات تكمیلی زیر نه تنها برای كنترل اطلاعات داده شده توسط طراحان كه برای اطمینان از درستی روش اجرائی انتخاب شده و در صورت لزوم اصلاح و تغییر روشها بایستی صورت گیرد.
نمونه این تحقیقات تكمیلی در زمان احداث حفریات زیرزمینی عبارتند از:
1ـ ج ـ حفر پیش تونلها و نمونه‌گیری از سنگهای جلوتر از سینه‌كار و مطالعه سایر شرایط زمین محل طرح
2 ـ ج ـ تجزیه شیمیائی آبها و گازها
3ـ ج ـ اندازه‌گیری تنش‌ها و تقارب مقاطع

 

نتیجه‌گیری
احداث سازه‌های زیرزمینی، در جهت دستیابی بهر هدف و یا در مسیر حل هر مشكلی كه باشد، نسبت به احداث سازه‌ای مشابه در روی زمین بسیار پیچیده‌تر و مشكل‌تر و در نهایت بسیار گرانتر و پرهزینه‌تر خواهد بود
اجرای اینگونه طرحها، حتی با بكارگیری بهترین امكانات و توجه به كلیه مقررات ایمنی، نسبت به سازه‌های روی زمین، با خطرات جانی و مالی بیشتری روبرو می‌باشد با توجه به این حقایق است كه تهیه طرح توسط مهندسین مشاور، كه بر پایه مطالعات مقدماتی و تفصیلی زمین‌شناسی صورت پذیرفته باشد از الزامات و ضروریات هر پروژه زیرزمینی است.
بدین ترتیب مشاور انتخابی برای طراحی سازه‌های زیرزمینی باید دارای توانائیهای لازم جهت انجام دقیق اكتشافات و مطالعات موردنیاز بوده و قدرت تحلیل و طبقه‌بندی اطلاعات و كاربرد آنها را در طراحی صحیح پروژه داشته باشد و با كلیه دستورالعمل‌های بین‌المللی اجرائی و روشهای مدرن حفاری آشنا باشد.
بررسی نیروهای وارده بر فضاهای زیرزمینی
1ـ تنش در پوسته زمین
وضعیت تنش در پوسته زمین، برای زمان و مكان معین، نتیجه تأثیر نیروهایی با خصوصیات و فشارهای گوناگون می‌باشد. معمولاً قبل از شروع هر كار مهندسی در ساختارهای زمینی سعی می‌شود وضعیت تنش را بدست آورد. وضعیت تنش زمین در حالت بكر پس از انجام عملیات حفاری و ایجاد ساختار دچار دگرگونی شده است و توزیع جدیدی از تنش در سنگ‌ها و محدوده آن به وجود می‌آید.
تنش‌های مؤثر بر هر نقطه از پوسته زمین را می‌توان ناشی از فشاهای زیر دانست.
1ـ تنش‌های ثقلی: این تنش‌ها بر اثر وزن طبقات فوقانی ایجاد می‌شود. به واسطه محصور بودن سنگ‌ها در دل زمین، تنشهای جانبی نیز در اثر فشار ثقلی گسترش می‌یابد. (اثر پواسون)
2ـ تنش‌های تكتونیكی: این تنش‌ها بواسطه تنش‌ها بواسطه تأثیر نیروهای تكتونیكی و زمین ساختی نظیر كوهزائی و یا گسل بوجود آید.
3ـ تنش‌های محلی: این تنش‌ها بواسطه ناهمگونی در جنس طبقات یا سنگ‌های همجوار بوجود می‌آیند. نظیر تمركز تنش در عدسیهای ماسه سنگی یا اطراف كنكرسیونها.
4ـ تنش‌های باقیمانده: این تنش‌ها در حین تشكیل طبقات یا توده سنگها و در اثر فرآیندهایی نظیر كریستالیزاسیون، دگرگونی، رسوبگذاری، تحكیم و بی‌آب شدن در سنگها بسته به مورد گسترش می‌یابد. مثلاً تنش حاصل در مرز بین كریستالهای یك سنگ كه دارای خواص فیزیكی متفاوت بوده و سرد شدن آنها متشابه یكدیگر نیست از این نوع می‌باشند.
از بین انواع تنش‌های فوق تنش‌های ثقلی را می‌توان از طریق محاسبه بدست آورد. ذیلاً به انواع تنش‌های ثقلی و نحوه برآورد آنها اشاره می‌كنیم.
فرض كنیم كه توده سنگی در عمق H و تحت محدودیت كامل دارای رفتار الاستیك باشد. در این صورت وضعیت تنش چنین خواهد بود.
  تنش قائم اصلی
كه در آن v وزن مخصوص سنگهای فوقانی می‌باشد.
كه در آن  ضریب پواسون سنگ موردنظر می‌باشد.
در این حالت نسبت تنشهای اصلی عبارتند از:
اگر محدودیت جانبی برای سنگ كامل نباشد مقدار H بیشتر از حد بالا خواهد بود. همینطور اگر سنگ ما كاملاً دارای رفتار پلاستیك باشد میزان تنش هیدرواستاتیكی (M=1 و SH=Sv)
باید توجه داشت برای سنگی با مشخصات مكانیكی معین یك عمق بحرانی وجود دارد كه پس از آن سنگ دارای رفتار الاستیك بوده و تنش افقی ثقلی را می‌توان از ملاك تسلیم بدست آورد به نحوه‌ی كه:
كه در آن OF برابر تنش تسلیم (yield stress) می‌باشد.
همینطور تنش قائم Sv در سنگهای غیرهمگن (Heteregenous) ممكن است بواسطه تأثیر ساختهای زمین‌شناسی در یك فاصله افقی محدود دچار نوسانات زیاد گردد. در شكل زیر همانطوری كه ملاحظه می‌شود وضع تنش قائم در صفحات افقی موازی كه یكسری طبقات چین خورده را قطع می‌كند یكسان تغییر نمی‌كند در طول خط  تنش قائم واقعی در زیر ناودیس به 60% بیشتر از مقدار  و در نقطه درست زیر تاقدیس به صفر می‌رسد.
تأثیر چین‌خوردگی سنگهای لایه‌ای غیر هموژن روی تنشهای قائم زمین(1)
تأثیر چین‌خوردگی سنگهای لایه‌ای غیر هموژن روی تنشهای قائم زمین(2)
در حالت دوم سنگ‌های چین‌خورده نظیر یك چتر از انتقال مستقیم نیروهای فوقانی به سنگ‌های تحتانی جلوگیری می‌كند. حال اگر طبقاتی در طول تاریخ حیات خود دچار تغییراتی نظیر فرسایش شده باشد مشخصات و وضعیت تنش‌های افقی باز هم با آنچه از رابطه ساده SH=MSv بدست می‌آیند متفاوت خواهند بود. فرض كنیم جزئی از یك سنگ كه در عمق Ho قرار دارد و در آن M=Mo است بواسطه تخریب ضخامتی برابر  از طبقات رویی دچار كاهش بار گردد. (شكل 2ـ2) به واسطه حذف مقدار  از تنش قائم تنش افقی به اندازه  كاهش می‌یابد. بنابراین بر اثر فرسایش ضخامت  از سنگ، تنش افقی در عمق  برابر خواهد بود.
بنابراین افزایش طبقات رویی باعث افزایش M شده و تنش افقی در اعماق كمتر از یك مقدار معین از تنش قائم بیشتر خواهد بود.
حال اگر چنانچه علاوه بر تنشهای ثقلی انواه دیگر تنش نیز بر سنگ تأثیر نماید ممكن است نسبت تنشهای افقی و قائم كاملاً متفاوت از آن است كه ذكر شد. برخی از دانشمندان معتقدند كه بواسطه خزش سنگها در طول اعصار زمین‌شناسی اختلاف تنش‌ها از بین رفته و شرایط هیدرواستاتیكی فراهم آمده است.
تأثیر فرسایش روی تنشهای موجود در اعماق زمین
اندازه‌گیری بر جایی تنش‌های قائم و افقی در نقاط مختلف دنیا و تجربه و تحلیل آماری آنها نشان می‌دهد كه روابط زیر بین تنش قائم و افقی و عمق نقطه موردنظر برقرار است: (Herget. G , 1973)
در این روابط H برحسب فوت و Sv و SH برحسب pst می‌باشد.
2ـ4 تنش در اطراف فضاهای زیرزمینی
فرض كنیم نقطه A در عمق 700 متری زمین تحت تأثیر تنش‌های ثقلی قرار داشته باشد. وزن مخصوص سنگها در طبقات فوقانی 55/2 و ضریب پواسون سنگ در نقطه A برابر 3/0 فرض می‌شود. وضعیت تنش‌های ثقلی در نقطه A بدین ترتیب خواهد بود.
همانطوریكه ملاحظه می‌شود تنش‌های افقی و قائم هر دو فشاری هستند و سنگها معمولاً در فشار دارای استحكام كافی می‌باشد لذا این سؤال پیش می‌آید كه در این شرایط ریزش فضاهای زیرزمینی به چه دلایلی صورت می‌گیرد. پاسخ این سؤال این است كه ایجاد یك فضای زیرزمینی سبب متمركز شدن و افزایش سطح تنش در نقاطی واقع در اطراف فضاهای مزبور می‌گردد، به نحویكه تنش موضعی در این نقاط از حد مقاومت سنگها فراتر می‌رود همچنین بسته به عواملی نظیر شكل تونل وضعیت اولیه تنش ممكن است تنشهای كششی در نقاطی توسعه پیدا كنند و چون مقاومتها سنگها به كشش به مراتب كمتر از مقاومت آنها به فشار است لذا منجر به ریزش می‌گردد.
1ـ2ـ4 تعریف تمركز تنش
نسبت تمركز تنش طبق تعریف عیارتند از نسبت تنش در یك نقطه مشخص یك جسم به میانگین یكی از تنش‌های مؤثر بر جسم در شكل 3ـ2 داریم:
  (میانگین تنش مؤثر در نقطه P1)
  (میانگین تنش مؤثر در نقطه P2)
 
حال اگر سطح A1 مثلاً برابر سطح A2 باشد خواهیم داشت
 تمركز تنشی
بدین ترتیب تنش متوسط مؤثر  در نقطه P2 تمركزی برابر با   ایجاد می‌نماید.
 
چگونگی تمركز تنش در اجسام باریك شده

این موضوع در مورد فضاهای زیرزمینی نیز پیش می‌آید و بنابراین ضریب تمركز تنش در نقطه پس از ساختمان فضای موردنظر عبارت است از: نسبت تنش در یك نقطه مربوطه پس از ایجاد ساختمان به تنش در همان نقطه قبل از ایجاد ساختمان مزبور در شكل بالا قسمت‌های هاشورخورده را می‌توان قسمت‌هایی از دو تونل موازی فرض نمود كه در توده سنگ موردنظر حفر شده‌اند. نتایج بالا را نیز می‌توان در مورد آنها تعمیم داد. اگر علامت scf مثبت باشد تنش تمركز یافته با تنش اولیه هم علامت است ولی اگر scf منفی باشد تنش تمركز یافته دارای علامت خلاف تنش اولیه است.
2ـ2ـ4 توزیع تنش
اگر چنانچه مولفه‌های تنش (یا تنش‌های اصلی) در هر نقطه از جسمی مشخص باشد در این صورت می‌گوییم میدان توزیع تنش مشخص است برای مثال در یك میدان تنش ثقلی ساده، تنش در هر نقطه تابع مستقیمی از وزن طبقات فوقانی و به عبارت دیگر عمق نقطه (فاصله آن از سطح می‌باشد) در بررسی وزن تنش‌ها در اطراف فضاهای زیرزمینی معمولاً تنش در هر نقطه را با تنش قائم اولیه Sv یا(  مقایسه نموده و ضریب تمركز تنش را تعیین می‌نمایند یعنی
 
بنابراین در حالت بكر و دست نخورده ضریب تمركز تنش برای كلیه نقاط درونی زمین برابر با 1+ است ولی به محض ایجاد یك فضای زیرزمینی، این وضعیت اولیه به هم می‌خورد و نتیجتاً تنش در برخی نقاط نسبت به وضع اولیه خود افزایش یا كاهش یا تغییر علامت می‌دهد. این تغییر بستگی مستقیم به شكل هندسی فضای حفر شده دارد تا مسافتی دور از فضای مربوطه مشاهده می‌گردد ولی پس از آن فاصله تنش‌ها به حالت اولیه خود باقی می‌ماند به عنوان مثال اگر در یك میدان تنش ثقلی ساده فضایی دایره‌ای حفر شود نقاطی كه بیش از 5 برابر شعاع دایره از مركز آن فاصله دارند دچار اغتشاش تنش نمی‌گردند و وضع اولیه خود را حفظ می‌كنند.
3ـ2ـ4 تنش‌های مرزی یا جداره‌ای (Boundary stresses)
معمولاً بحرانی‌ترین تمركز تنش در جداره تونل (یا فضایی دیگر) به وجود می‌آید. در هر نقطه از جداره تونل مولفه‌های مختلفی از تنش را می‌توان در نظر گرفت. به عنوان مثال در شكل 4ـ2 تنش‌های شعاعی  ، مماسی   و برشی (Tro) را می‌توان به هر جزء از جداره مؤثر دانست. در بین مولفه‌ها معمولاً تنش مماسی  دارای تأثیر بیشتری در پایداری بوده و لذا در بررسی وضعیت تمركز تنش در جداره این مولفه را در نظر قرار می‌دهند.
تنشهای مؤثر بر جزء سطح جداره تونل
4ـ2ـ4 ضریب ایمنی (Safety factor)
طبق تعریف نسبت مقاومت سنگ (كه طبق یكی از ملاك‌های تسلیم تعریف می‌شود) به تنش اعمال شده را ضریب ایمنی گویند.
تنش مؤثر / مقاومت سنگی = ضریب ایمنی
همانطوری كه می‌دانید معمولاً اختلاف قابل توجهی بین اندازه مقاومت نمونه سنگ در آزمایشگاه و مقاومت واقعی توده بر جای سنگ وجود دارد. با منظور نمودن ضریب ایمنی در محاسبات می‌توان این اختلاف را موردنظر قرار داد.
این امر در مورد سایر خواص سنگ نیز صادق است. و با احتساب یك ضریب ایمنی مناسب می‌توان مقادیر بدست آمده برای مشخصه‌های ماده سنگ را در مورد توده سنگ بكار برد. با به كارگیری یك ضریب ایمنی همچنین اثر خطاهای احتمالی را كه به بواسطه فرضیات متعدد در طول محاسبه تنش یا تغییر شكل ممكن است پیش آید خنثی می‌نمائیم.
در عمل مقادیر متفاوتی از ضریب ایمنی برای كارهای مختلف پیشنهاد می‌گردد یكی از مقادیر متداول كه در طراحی ساختارهای زیرزمینی توصیه می‌شود. (abert and durall) به قرار زیر است.
1ـ برای قسمت‌های تحت فشار (نظیر پایه‌ها و دیواره‌های معدنی) S.F=2-4
2ـ برای قسمت‌های تحت كشش (نظیر سقف تونل در سنگهای مطبق) SF=4-8
مقادیر كمتر ضریب ایمنی در طراحی ساختارهای كم عمر و مقادیر بیشتر در ساختارهای طویل‌العمر به كار برده می‌شود.
5ـ2ـ4 تنش حول فضای زیرزمینی با مقطع دایره‌ای
شكل 5ـ2 وضع تمركز تنش را در طول محورهای تقارن یك فضای دایره‌ای نشان می‌دهد. كه تحت تأثیر یك میدان تنش یك محوری در امتداد قائم قرار دارد. تمركز تنش تابعی از میزان اغتشاش تنش حاصل از صفر فضای زیرزمینی بوده و برحسب تعریف
میانگین تنش مؤثر خارج از وزن اغتشاش / تنش در نقطه موردنظر = تمركز تنش
تنش مماسی  در مرز فضای زیرزمینی و در امتداد محور افقی ماكزیمم است و ضریب تمركز تنش در اینحالت برابر 3 است. همانطوریكه در شكل ملاحظه می‌شود با دور شدن از فضای زیرزمینی بسرعت به حالت نرمال میل می‌كند. تنش مماسی روی محور قائم و در مرز فضا، برابر تنش متوسط مؤثر ولی با علامت مخالف می‌باشد، یعنی كه تنش فشاری وارده ایجاد تنش مماسی كششی و برابر همان تنش فشاری خواهد نمود.
به هم خوردگی در وضع تنشهای شعاعی  كمتر می‌باشد كلیه اغتشاشات برای نواحی كه فاصله آنها از مركز دایره از دو برابر قطر دایره بیشتر است عملاً از بین می‌رود (r=4a) كه در آن a شعاع دایره و r فاصله شعاعی از مركز فضای مربوطه است.
فشار محصوركننده نیز بر وضعیت جدید تنش در اطراف فضای زیرزمینی مؤثر است. شكل 6ـ2 توزیع تنشهای مماسی را روی مرز فضای زیرزمینی در سطوح مختلف فشارهای محصوركننده نشان می‌دهد.
شكل تمركز تنش در امتداد محور تقارن یك فضای دایره تحت اثر میدان تنش یك محوری
شكل تمركز تنش در جداره یك فضای دایره‌ای شكل
بدلیل تقارن تنها یك ربع از دایره در این شكل نشان داده شده است. M عبارت است از نسبت تنشهای افقی (محصوركننده) به تنشهای مؤثر قائم بنابراین برحسب تعریف M=0 نشاندهنده تنش یك محوری و M=1 میدان تنش هیدرواستاتیكی خواهد بود. همانطور كه مشاهده می‌شود با افزایش فشار محصوركننده، تنش مماسی در امتداد محور افقی كاهش می‌یابد ولی تنش مماسی كششی در محور قائم به ازای M=1/3 یكی است و مقدار آن برابر  می‌باشد.
6ـ2ـ4 فضای زیرزمینی با مقطع تخم‌مرغی
در شكل 7ـ4 توزیع تنشهای مماسی  در اطراف فضاهای زیرزمینی با مقطع تخم‌مرغی و یا نسبت‌های مختلف عرض به ارتفاع نشان داده شده است. تنش مماسی كششی در مركز دهانه سقف و حوالی آن یعنی روی محور قائم ایجاد می‌گردد. تنش در محور افقی (یعنی نیمه دیواره‌های كناری) فشاری می‌گردد وقتیكه M=1/3 باشد حداكثر تنش فشاری در امتداد محور كوچكتر اعمال می‌گردد وقتیكه M>1/3 باشد با افزیش فشارهای محصوركننده تنش مماسی كششی در محور بزرگتر كاهش یافته و تبدیل به تنش فشاری می‌گردد. برای مقدار M=1 تنش فشاری در نیمه ارتفاع دیواره كناری به حداقل می‌رسد.
با تغییر وضع هندسی (نسبت عرض به ارتفاع) فضای زیرزمینی، وضع توزیع تنش نیز تغییر می‌كند. توزیع تنش برای بعد كوچكتر و عرض یا ارتفاع) نسبت به تغییرات فشار محصوركننده حساس‌تر است. (شكل 7ـ2)
تمركز تنش روی جداره فضاهای زیرزمینی تخم‌مرغی شكل
7ـ2ـ4 فضاهای زیرزمینی با مقطع مستطیل
در یك مقطع مستطیلی كامل تمركز تنش فوق‌العاده‌ای در گوشه‌های قائم الزاویه ایجاد می‌شود كه نهایتاً باعث تغییر شكل آن گوشه‌ها به زوایای گرد می‌گردد. شكل (8ـ4) تغییرات تنش مماسی را در اطراف مرز فضای زیرزمینی مستطیل شكل برای حالات مختلف نشان می‌دهد. صرفنظر از اندازه شكل توزیع تنشها و تغییرات آن برای نسبت‌های مختلف، عرض به ارتفاع و فشارهای محصوركننده شبیه به فضاهای با مقطع تخم‌مرغی می‌باشد و شكل 8ـ2) در صفحه بعد.
«مثال: تونل تخم‌مرغی شكل به نسبت عرض به ارتفاع 2 در یك لایه رسوبی در عمق 200 متری حفر گردیده ضریب ایمنی تونل را با مشخصات زیر بدست آورد.
=300Kg/cm3 مقاومت فشاری لایه رسوبی
=2.5gr/cm3 وزن مخصوص طبقات
4ـ1ـ3 روش‌های طراحی یك فضای زیرزمینی منفرد
هر فضای زیرزمینی اگر حداكثر تنش مؤثر بر اطراف آن كمتر از مقاومت سنگ (كه طبق یكی از ملاك‌های تسلیم تعریف می‌شود) باشد پایدار می‌ماند. بنابراین روش برای طراحی یك فضای زیرزمینی منفرد (نظیر یك تونل یا یك گالری واحد) این است كه مشخص می‌كنیم چه نوع فضایی و با چه شكل هندسی كمتر مقدار حداكثر تنش را بدست می‌دهد. سپس آن را با مقاومت سنگ مقایسه نمائیم فضایی كه حداكثر تنش بحرانی آن كمتر از مقاومت سنگ بوده و در میان اشكال مختلف كمترین مقدار را دارد. مناسب‌ترین طرح خواهد بود.
باید خاطر نشان ساخت كه فرم و شكل توزیع تنش با شكل هندسی فضای زیرزمینی (یعنی نسبت عرض ارتفاع) تغییر می‌كند ولی به اندازه مطلق آن تغییر نمی‌كند.
تمركز تنش در جداره تونلهای با مقطع مستطیلی و گردگوشه
مثال: تونلی با مقطع مربع مستطیل به عرض 6 و ارتفاع 2 متر در یك محیط رسوبی در عمق 300 متری واقع است ضریب ایمنی تونل را بدست آورید لایه رسوبی و طبقات رویی آن دارای مشخصات زیر هستند
مقاومت فشاری لایه‌ها         
مقاومت كششی لایه (مدول Rupture) لایه          
ضریب پواسون لایه         
وزن مخصوص طبقات فوقانی          
چنانچه تنش‌های تكتونیكی وجود نداشته باشد میزان تنش، حاصل از اعمال وزن طبقات فوقانی است بنابراین
=6/2=3 ارتفاع/عرض = W/H
حداكثر تمركز تنش فشاری بحرانی برای یك تونل مستطیل شكل با نسبت عرض به ارتفاع 3 از شكل 6ـ1ـ2 بدست می‌آید كه برابر 8/4 می‌باشد برای حداكثر تمركز تنش كششی از شكل 8ـ1ـ2 برابر 4/0 بدست خواهد آمد، بنابراین
  حداكثر تنش فشاری بحرانی
  حداكثر تنش كششی بحرانی
ضریب ایمنی (Sf) نسبت مقاومت فشاری سنگ به حداكثر تنش فشاری و نسبت مقاومت كششی سنگ به حداكثر تنش كششی می‌باشد بنابراین
برای میدان تنش فشاری          
باید توجه داشت كه ضریب ایمنی بدست آمده به ترتیب بالا حد پایینی و نتیجتاً طراحی، حافظه‌كارانه خواهد بود، زیرا در عمل دیواره‌های تونل تحت تمركز تنش فوق‌العاده اولیه بحد تسلیم رسیده و حداكثر تنش بحرانی را به اندازه‌ای كمتر به نقطه‌ای در دیواره‌ها منتقل می‌نماید.
شكل تمركز تنش فشاری بحرانی برای مقاطع مختلف تحت اثر میدان تنش یك محوری M=0
شكل تمركز تنش فشاری بحرانی برای مقاطع گوناگون تحت اثر میدان تنش دو محوری 
شكل تمركز تنش كششی بحرانی برای مقاطع گوناگون

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی صنعت خودرو سازی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی صنعت خودرو سازی دارای 76 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی صنعت خودرو سازی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

مقدمه
صنعت خودرو، همانطور كه پیتر دراكر به آن لقب “صنعت صنعت ها” را داده است، مركب است از دانش، علم و فن كه با خلاقیت و ابداع و هنر در هم آمیخته است.
صنعت خودرو به لحاظ ارتباط نزدیك با زندگی روزمره مردم و حجم بالای سرمایه، اشتغال و گردش مالی زیاد، مورد علاقه و رقابت كشورها، شركتها و سرمایه‌های بزرگ است.سرمایه گذاریها و پژوهشهایی كه در این صنعت انجام می شود نه تنها صنایع وابسته به خود بلكه سایر بخشهای اقتصادی صنعتی را به حركت در می‌آورد.
خودرو از جمله محصولاتی است كه از تعداد نسبتاً زیاد مجموعه های میانی، قطعات و مواد اولیه تشكیل می شود، در نتیجه صنایع مرتبط با ساخت این اجزاء طیف بسیار گسترده ای (از جمله صنایع فلزی، نساجی، مواد شیمیایی و رنگ، برق و الكترونیك و…) را در بر می گیرد.
یك خودرو مجموعه ای از هزاران قطعه كوچك و بزرگ است كه تولیدهر یك از آنها نیاز به دانش فنی مهارت و سخت افزار لازم خود را دارد. جمع آوری و مونتاژ این قطعات در زمان لازم با قیمت و كمیت مناسب هنر بزرگی است كه علاوه بر نیاز به دانش فنی و توان مدیریتی به یك برنامه بلند مدت و تعیین استراتژی مناسب نیاز دارد. صنعت خودرو در دنیا یك صنعت مونتاژ است كه كارخانه خودرو ساز اكثر قطعات مورد نیاز خود را خریداری و محصول نهایی را در كارخانه مونتاژ می نماید. هرچه قطعات خودرو بیشتر و میزان نفر/ ساعت لازم برای مونتاژ بیشتر باشد (مانند خودروهای سنگین) ارزش افزوده بیشتری به بار می آورد.
كیفیت خودرو ارتباط تنگاتنگ و رابطه مستقیمی با سطح كیفیت این مجموعه ها، قطعات و مواد اولیه دارد، كه غالباً توسط پیمانكاران فرعی و تامین كنندگان قطعات به تولید كنندگان خودرو عرضه می شود. در نتیجه توان عمكردی تامین كنندگان كه شامل تواناییهای فنی، تواناییهای ساخت و تولید، تواناییهای تحویل مواد، تواناییهای كیفیتی و تواناییهای مدیریتی می باشد، به طور مستقیم و غیر مستقیم بر روی كیفیت خودروها تاثیر می گذارد.
در دهه 90 میلادی بخاطر پیشرفتهای تكنولوژی، فرهنگ صنعتی بالاتر، اطلاعات تعریف شده تر و اطلاعات مدرن تر (دانش فنی)، روشهای ساخت و تولید بهبود چشمگیری یافتند.
با آغاز قرن 21، چالش عظیمی كه سازمانها با آن مواجه اند، افزایش پیچیدگی در فرایند تولید و كسب و كار می باشد در رقابتهای جهانی توسعه یافته، باید محصولات متنوع رابا توجه به در خواست مشتری در دسترس وی قرار دهیم.
شركتهای خودروساز به منظور رقابت موثر در بازارهای جهانی می بایستی شبكه‌ای از تامین كنندگان لایق و شایسته را برای تهیه مواد اولیه و قطعات مورد نیاز خود ایجاد كنند. اداره‌كردن منابع تهیه مواد اولیه، قطعات و خدمات، امری حیاتی برای شركت‌های خودروسازی است. راهبردهای تهیه و تدارك مواد، تاثیر بسیار زیادی بر مزیت های رقابتی شركت ها دارد.
مدیران صنایع خودروساز دریافته اند كه به منظور عملكرد بهتر، نیازمند سیستم‌های یكپارچه ای هستند كه مدیریت و نظارت بر تمامی منابع شامل تداركات، ساخت، تولید، توزیع، نگهداری و پشتیبانی فنی بصورت سامانمند توسط مدیریت زنجیره تامین (Supply Chain Manaegment) صورت گیرد. در نتیجه بسیاری از شركت های خودروساز داخلی و خارجی برای پاسخگویی به رقابت فزاینده، كوتاه شدن چرخه عمر محصول و تغییرات تقاضای مشتریان به سوی بهبود و ارتقای تواناییهای كوتاه مدت و بلند مدت تامین كنندگان خود حركت كرده اند.
در نگرش مدیریت زنجیره تامین، تمامی مسائل مرتبط با مشتریان، تولید/ ساخت و تامین كنندگان مواد اولیه بصورت یكپارچه و موثر بر یكدیگر دیده می شوند. SCM یك دیدگاه مدیریت تولید/ اقتصادی است كه در آن برای دست یافتن به نیازهای مشتریان، بر تمامی حلقه های این زنجیره به قسمی مدیریت و نظارت اعمال می گردد كه بیشترین مطلوبیت از نظر چگونگی و كیفیت محصول و زمان ارسال آن و سایر موارد با هزینه بهینه برای مشتریان ایجاد شود. در مواردی كه تامین مواد اولیه از منابع گوناگون صورت می گیرد و یا برای تولید محصولات شركای مختلفی وجود دارد، نظارت كلی و یكپارچه وكنترل زمانبندی های مهم در اجرای تعهدات بسیار ضروری خواهد بود.
با توجه به پیشرفت تكنولوژی و تغییر و تحولات كه در بازار عرضه محصولات و خدمات بوجود آمده است، شاهد حركتی آرام ولی پیوسته در افزایش روز افزون رقابت بین عرضه كنندگان كالاها و خدمات هستیم و از آنجائیكه بخش اعظمی از توان رقابتی یك موسسه در عرضه خدمات و محصولات توسط منابع بیرونی، تامین و گاهاً پشتیبانی می شود، لذا پایه تامین و منابع آن بسته به شرایط رقابتی حاكم بر عملكرد موسسه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار خواهند شد. در این راستا موسسات و شركت‌های فراوانی با مسئله انتخاب، ارزیابی و ارتقای تامین كنندگان خویش روبرو هستند تا بتوانند بخشی از توان رقابتی لازم را كسب نمایند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی معدن آهک چمبودک

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی معدن آهک چمبودک دارای 176 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی معدن آهک چمبودک  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست مطالب

پیشگفتار
مقدمه    6
7
بخش 1ـ زمین‌شناسی و مطالعات اكتشافی ذخایر   
1ـ زمین شناسی عمومی منطقه    13
2ـ شرح عملیات اكتشافی    15
1ـ2ـ سازندلار    16
1ـ1ـ2ـ منابع سنگ آهك سه‌تپه    16
2ـ1ـ2ـ سنگ آهكهای لاركوه حوضك    16
3ـ1ـ2ـ ذخایر سنگ آهك لار در ارتفاعات    21
شمال غرب مجتمع (بلوك3)   
1ـ3ـ1ـ2ـ ذخیره قابل بهره‌برداری بلوك3    22
2ـ3ـ1ـ2ـ كیفیت و شرایط استخراج    24
2ـ2ـ سازندالیكا    26
1ـ2ـ2ـ بلوك1    27
1ـ1ـ2ـ2ـ كیفیت و شرایط استخراج    28
2ـ1ـ2ـ2ـ آزمایشات پخت    32
3ـ1ـ2ـ2ـ ذخیره قابل بهره‌برداری (بلوك1)    37
2ـ2ـ2ـ بلوك2    40
1ـ2ـ2ـ2ـ كیفیت    41
2ـ2ـ2ـ2ـ ذخیره قابل بهره‌برداری (بلوك2)    41
 بخش 2ـ طرح استخراج و بهره‌برداری بلوكهای شماره 1 و 2
مقدمه    45
1ـ بلوك1    48
1ـ1ـ محدوده بلوك قابل استخراج    48
2ـ1ـ روش استخراج    49
الف ـ مرحله آماده‌سازی و استخراج توأم سنگ    49
1ـ2ـ1ـ تناژ سنگ استخراج شده در مرحله آماده‌سازی و استخراج    53
ب ـ مرحله اصلی استخراج سنگ از پله‌های آماده    53
3ـ1ـ راه دستیابی    54
2ـ بلوك2    55
1ـ2ـ محدوده بلوك قابل استخراج    55
2ـ2ـ روش استخراج    55
الف ـ مرحله آماده‌سازی    57
ب ـ مرحله اصلی استخراج از بلوك2 معدنی    61
بخش3ـ شرح عملیات حفاری، آتشباری، بارگیری و حمل
5ـ عملیات حفاری و آتشباری    64
5ـ1ـ آرایش چالهای انفجاری    64
5ـ2ـ فاصله مركز چالها تا سطح آزاد B    65
5ـ3ـ پرامتر Spacing(S)ـ فاصله ردیفی چالها    67
5ـ4ـ پرامتر T یا Stemming (گل‌گذاری)    68
5ـ5ـ پرامتر J یا Subdrilling (اضافه حفاری)    69
5ـ6ـ هندسه الگوی حفاری    74
5ـ7ـ طول چال    75
5ـ8ـ پرامتر تأخیر زمان انفجار بین ردیف چالهای حفاری = =Tr 75
6ـ جداول مشخصات حفاری و آتشباری    77
7ـ طراحی آتشباری در پله‌های كم ارتفاع    87
8ـ1ـ الگوی مشخصات خرج‌گذاری جهت چالهای 63 میلی‌متری    92
8ـ2ـ الگوی مشخصات خرج‌گذاری جهت چالهای 76 میلی‌متری    93
8ـ3ـ الگوی مشخصات خرج‌گذاری جهت چالهای 102 میلی‌متری    94
9ـ آتشباری ثانویه    95
10ـ مراحل مختلف استخراجی    98
الف ـ مرحله آماده‌سازی    98
ب ـ مرحله استخراج برشهای آماده    101
11ـ مشخصات پله‌های استخراجی و شكل معدن پس از استخراج    102
12ـ حداقل عرض پله استخراجی    104
13ـ حداقل طول جبهه كارهای آماده    109
14ـ شرح عملیات چال‌زنی در مرحله استخراج اصلی    111
15ـ بارگیری    113
16ـ باربری    115
بخش4ـ محاسبات اقتصادی طرح
1ـ1ـ مقدمه    117
2ـ1ـ هزینه‌های سرمایه‌گذاری ماشین‌آلات    118
3ـ1ـ هزینه‌های سرمایه‌گذاری تأسیسات    119
4ـ1ـ هزینه‌های سرمایه‌گذاری ثابت    120
1ـ2ـ محاسبه هزینه‌های جاری    121
2ـ2ـ محاسبه هزینه سوخت    121
3ـ2ـ محاسبه هزینه قطعات یدكی و لوازم مصرفی ماشین
آلات و تعمیرات و نگهداری    122
4ـ1ـ محاسبه هزینه ابزار و لوازم و مواد مصرفی    123
5ـ2ـ هزینه مواد ناریه    123
6ـ2ـ هزینه‌های پرسنلی    125
7ـ2ـ جمع هزینه‌های جاری سالیانه    126
3ـ سرمایه در گردش    127
4ـ هزینه پرداخت قیمت پایه سالیانه    127
5ـ هزینه استهلاك متوسط سالیانه    127
6ـ هزینه استهلاك متوسط سالیانه    127
7ـ قیمت تمام شده هر تن سنگ تحویلی به سنگ شكن كارخانه    127
ـ جدول استهلاك    129
ـ جدولD.c.F    13

منایع و ماخذ

 

مقدمه:
معدن آهك چمبودك مربوط به مجتمع كارخانجات فرآورده‌های ساختمانی ایران (فراسا) واقع در كیلومتر 85 اتوبان كرج قزوین با تولید فرآورده‌هائی شامل: سیپوركس، ایتونگ آجر ماسه آهكی، آهك پخته، تیرچه پانل، بالاست، شن و ماسه از سال 1357 مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز كارخانه آهك صنعتی مجتمع، كه تأمین كننده آهك پخته مورد نیاز بخش تولید آجر ماسه آهكی ایتونگ و سیپوركس، آهك پخته و همچنین تأمین كننده سنگ مورد نیاز بالاست آهكی می‌باشد. كلیه ذخایر سنگ آهك موجود در محدوده مجتمع در سال 1367 مورد بررسی‌های اكتشافی قرار گرفته و با درنظر گرفتن اطلاعات بدست آمده، محدودیت‌های پروانه‌ای و شرایط استخراج، در نهایت ذخایر سنگ پوزه غربی كوه حوضك كه در فاصله یك كیلومتری شمال شرقی مجتمع قرار دارد، انتخاب گردیده و مورد بهره‌برداری قرار گرفت و مقادیر متنابهی از تیپ‌های مختلف سنگ آهك از این كوه نیز استخراج و به خط تولید كارخانه فرستاده شد.
كیفیت نامناسب این ذخایر در محل سینه كارهای احداثی، اشكالاتی در پروسه تولید آهك پخته ایجاد نموده و ضمناً محصول تولیدی نیز از كیفیت مناسبی برخوردار نبود بعلاوه ادامه عملیات استخراجی در بلوكهای با كیفیت نسبتاً مناسبتر نیز بدلیل شرایط استخراج بسیار نامناسب (حالت پرتگاهی و ارتفاع زیاد و عدم امكان احداث، جاده دستیابی) نیز امكان‌پذیر نبود.
بنابراین ادامه عملیات استخراجی در سینه كارهای سنگ آهك كوه حوضك متوقف گردیده و انجام پی‌جوئی‌های مجدد جهت دستیابی به ذخایر سنگ آهك مناسب‌تر الزامی گردید. این عملیات در پائیز سال 71 انجام پذیرفت. طی این عملیات كلیه بیرون ‌زدگی‌های سنگ آهك در شعاع مناسب (فاصله مناسب و اقتصادی جهت حمل سنگ به سنگ‌شكن اولیه كارخانه) مورد پی‌جوئی‌های اكتشافی قرار گرفته و نمونه‌برداریهای سیستماتیك بر روی آنها انجام پذیرفت.
این بررسیها منجر به كشف سه بلوك معدنی قابل بهره‌برداری مناسب از نظر كیفیت، فاصله و شرایط استخراج گردید (این ذخایر در پی‌جوئی‌های انجام شده در سال 67 شناسائی نشده بود) موقعیت این سه بلوك معدنی در نقشه شماره 1 مشخص گردیده است.
نظر به اهمیت این ذخایر آهكی جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز این مجتمع تولیدی طی عمر مفید آن، در نظر است جهت بهره‌برداری كامل و اصولی از این سه بلوك، طرح جامعی تنظیم گردد بطوریكه نهایت سعی مبذول تا بتوان با صحیح‌ترین روش استخراج و طبق یك برنامه‌ریزی دقیق و مشخص از این ذخایر بهره‌برداری بعمل آورده و از هر گونه اقدامی كه منجر به تخریب معدن و پیچیدگی عملیات استخراجی شود اجتناب كرد.
لذا برای جمع‌آوری اطلاعات لازم جهت طراحی استخراج و چگونگی بهره‌برداری از این ذخایر یك برنامه اكتشافی شامل انجام عملیات نقشه‌برداری توپوگرافی بزرگ مقیاس، انجام عملیات برداشتهای زمین‌شناسی معدنی و تهیه پروفیل‌های زمین‌شناسی معدنی و نمونه‌برداریهای سیستماتیك به اجرا در آمده است.
نظر به اینكه جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز كارخانه، بهره‌برداری هر چه سریعتر از ذخایر در برنامه شركت فرآورده‌های ساختمانی قرار داشت لذا بلوك معدنی شماره 1 كه از نظر امكانات دستیابی و شرایط استخراج در موقعیت مناسبتری نسبت به دو بلوك دیگر قرار داشت جهت شروع عملیات بهره‌برداری در اولویت قرار گرفته و طرح استخراج اولیه برای بهره‌برداری از این بلوك معدنی در سال 71 ارائه گردیده است و بر مبنای این طرح، بهره‌برداری از این بلوك معدنی آغاز گردید، بعد از اتمام عملیات اكتشافات تفصیلی و بدست آمدن نتایج و بر مبنای تجربیات بدست آمده طی 4 سال بهره‌برداری از بلوك شماره 1، طرح جامع استخراج از ذخایر معدنی تهیه گردید.
تولید اسمی دو كوره آهك‌پزی مجتمع فرآورده‌های ساختمانی مجموعاً 350 تن آهك پخته در روز می‌باشد كه جهت این میزان تولید روزانه حداقل 620 سنگ دانه‌بندی شده می‌بایست به كوره‌ها شارژ گردد (دانه‌های 3 تا 7 میلی‌متر جهت كوره Soft burn 150 تن و دانه‌های 7 تا 12 میلی‌متر جهت كوره high burn 200 تن).
برای حدود 330 روز كاری جهت كوره‌های آهك‌پزی جمعاً سالیانه 200 هزار تن سنگ دانه‌بندی شده مورد نیاز است و با در نظر گرفتن حدود 30 درصد پرت دانه‌بندی (20 درصد پرت جهت سنگ شكن اولیه و 10 درصد پرت جهت سنگ شكن‌های ثانویه) و 5 درصد پرت استخراج و بارگیری و حمل میزان سنگ استخراجی جهت شارژ كوره‌های آهك‌پزی مجتمع فرآورده‌های ساختمانی حداقل می‌بایست 270 هزار تن در سال باشد.
نظر به اینكه احتمال دارد در بعضی از مواقع شركت برحسب سفارشات خریداران مقادیری نیز بالاست آهكی تولید و ظرفیت تولید بالاست تأسیسات شركت می‌تواند حدود 250 هزار تن در سال باشد با در نظر گرفتن حدود 33% پرت دانه‌بندی و استخراج بارگیری و حمل و غیره جهت تولید بالاست نیز می‌بایست 330 هزار تن سنگ استخراج گردد. در صورتیكه در مقاطعی سفارشات تولید بالاست به شركت داده نشود این میزان سنگ استخراجی را می‌توان بعنوان دپوی ذخیره در محل مناسبی دپو نمود.
لذا طرح موجود بر مبنای حداكثر نیاز مجتمع به سنگ استخراجی سنگ آهك یعنی مجموعاً 600 هزار تن سنگ در سال یا روزانه 2000 تن سنگ استخراجی جهت 300 روز كاری تدوین و ارائه گردد.
بخش1
زمین‌شناسی و مطالعات اكتشافی ذخایر
1ـ زمین‌شناسی عمومی منطقه:
منطقه مورد مطالعه كه در شمال شرق شهرستان آبیك و در كیلومتر 85 اتوبان تهران قزوین قرار گرفته از نظر زمین‌شناسی مربوط به زون البرز ایران است.
قدیمی‌ترین سازند بیرون زده در این منطقه سازند لالون (كامبرین) است كه ارتفاعات شمال غرب محل احداث كارخانه را تشكیل می‌دهند این سازند از ماسه سنگهای قرمز رنگ متوسط لایه تا ضخیم لایه تشكیل یافته كه لایه‌های كم ضخامت شیل نیز بصورت بین لایه‌ای در بین لایه‌های ماسه سنگی دیده می‌شود. روند عمومی لایه‌ها شمالی ـ جنوبی است كه به طرف غرب شیب دارند. ذخایر سنگ سیلیس مورد بهره‌برداری شركت فرآورده‌های ساختمانی كه تأمین‌كننده سیلیس مورد نیاز مجتمع می‌باشند مربوط به این سازند است كه در حال حاضر در چهارچوب طرح جامع دیگری كه تهیه گردیده است در حال بهره‌برداری می‌باشد.
واحد ماسه سنگ كوارتزیتی سفید رنگ بالائی (TopQ) در قله این ارتفاعات گسترش داشته كه دولومیت‌های سازند میلا (اردویسین) بصورت لایه‌های متوسط لایه دولومیت بصورت هم شیب بر روی واحد كوارتزیت فوقانی قرار گرفته و بطرف غرب گسترش دارند.
سازند الیكا (تریاس) كلیه ارتفاعات بلند شمال دره محل احداث كارخانه (دره چمبورك) را تشكیل داده است كه با روند عمومی شرقی ـ غربی بطرف جنوب شیب دارند.
سازند الیكا در این منطقه بصورت سنگ آهكهای ضخیم لایه برنگ خاكستری روشن می‌باشند كه در اغلب مناطق، این سازند در امتداد شكستگی‌ها و گسلهای اصلی و فرعی بطور ثانویه دولومیت آلتره و در بعضی مناطق سیلیسفیه شده است.
دولومیتیزاسیون و آلتراسیون آهكهای الیكا در این نقطه كاملاً در ارتباط به شكستگی‌ها و درزه‌های موجود در این سنگ است بطوریكه در مناطقی كه تكتونیك بر روی این سازند تأثیر بیشتری داشته است، مناطق دولومیتیزه یا آلتره بصورت زون‌های زرد مایل به قهوه‌ای روشن گسترش و تراكم بیشتری داشته و در مناطق كه شكستگی‌ها با تراكم كمتری بر روی سازند گسترش دارند سنگ آهكها بصورت بلوكهای نسبتاً خاص‌تر دیده می‌شوند.
عملیات پی‌جوئی جهت یافتن مناطقی از این سازند كه پدیده آلتراسیون یا دولومیتیزاسیون در آن حداقل می‌باشد، منجر به مشخص شده دو بلوك سنگ آهك قابل بهره‌برداری جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز كارخانه گردید. در این دو بلوك (بلوكهای معدنی1 و 2) پدیده دولومیتیزاسیون و آلتراسیون و سیلیسیفیكاسیون نسبت به سایر مناطق گسترش سازند الیكا حداقل بوده و می‌توان با رعایت تمهیدات استخراجی، سنگ آهك نسبتاً خالص از این دو بلوك آهكی جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز كارخانه، تأمین نمود.
سازندهای مربوط به ژوراستیك شامل شیل‌های ذغال‌دار شمشك كلیه تپه ماهورهای دامنه‌های ارتفاعات شمالی منطقه را تشكیل داده‌اند كه بصورت هم‌شیب با روند عمومی شرقی غربی بر روی سازند الیكا قرار گرفته كه لایه‌های ذغال‌دار این سازند در حال حاضر توسط بهره‌برداران خصوصی مورد بهره‌برداری می‌باشند.
ژوراسیك فوقانی بصورت سازند لار متشكل از سنگ آهكهای ماسیو خاكستری تیره دارای عناصر چرت و در بخشهای دولومیتیزه ارتفاعات آهكی شرق منطقه (كوه حوضك) و تپه‌های منفرد غرب كارخانه را تشكیل داده‌اند. از این آهكها در پوزه غربی كوه حوضك بصورت چند سینه كار استخراجی قبلاً بهره‌برداری گردیده است كه در حال حاضر این سینه كارها تعطیل گردیده است.
بلندترین ارتفاعات شمال غرب مجتمع فرآورده‌های ساختمانی نیز از سنگ آهكهای سازند لار تشكیل یافته است كه بلوك معدنی شماره 3 بر روی این واحد سنگی مشخص گردیده و در آینده جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز كارخانه مورد بهره‌برداری قرار خواهد گرفت.
شرح كامل عملیات اكتشافی انجام شده بر روی سه بلوك معدنی سنگ آهك كارخانه، بلوكهای 1 و 2 مربوط به سازند الیكا و بلوك 3 مربوط به سازند لار، در بخش مربوطه ارائه خواهد شد.
سنگ آهكهای كرتاسه (سازند تیزكوه) بخشهای جنوبی ارتفاعات حوضك را تشكیل داده‌اند كه این آهكها در حال حاضر توسط كارخانه سیمان آبیك مورد بهره‌برداری می‌باشند.
جوانترین سازند، بیرون زده در این منطقه مربوط به توفهای سبز البرز (ائوسن) می‌باشد كه بصورت تپه منفردی در جنوب اتوبان و در جنوب غربی مجتمع فرآورده‌های ساختمانی تظاهر دارد. از این توفها بعنوان پوزولان توسط كارخانه سیمان آبیك بهره‌برداری می‌گردد.
2ـ شرح عملیات اكتشافی
با در نظر گرفتن فاصله مناسب و اقتصادی و شرایط استخراج و بهره‌برداری و كیفیت، جهت یافتن مناسبترین ذخایر سنگ آهك منطقه برای تأمین سنگ مورد نیاز 50 ساله مجتمع فرآورده‌های ساختمانی سازندهای آهكی لار و الكیا كه گسترش وسیعی در منطقه مورد مطالعه دارند، مورد پی‌جوئی و بررسی‌های اكتشافی قرار گرفت.

1ـ2ـ سازند لار
سازند لار در منطقه مورد مطالعه در ارتفاعات كوه حوضك واقع در شمال شرق مجتمع فرآورده‌های ساختمانی گسترش وسیعی دارند. بعلاوه این سازند بصورت تپه ماهورهای نسبتاً كم ارتفاع (آهكهای سه‌تپه) ارتفاعات غرب مجتمع را نیز تشكیل داده است.
جهت مشخص شدن امكان بهره‌برداری از این سازند در مناطق مورد بحث، مطالعات پی‌جوئی و نمونه‌برداری در بلوكهای قابل بهره‌برداری بعمل آمد.
1ـ1ـ2ـ منابع سنگ آهك سه‌تپه:
 بدلیل مشرف بودن به كارخانه و قرار گذاشتن چاه آب تأمین كننده آب مورد نیاز كارخانه در دامنه جنوب غربی این تپه‌ها و اشكالات استخراجی و بعلاوه وجود عناصر چرت (سیلیس آموف‌سخت) بصورت قطعات پراكنده در سنگ كه در پروسه خردایش اشكالاتی ایجاد می‌نماید از برنامه مطالعات و اكتشافات معدنی حذف گردد.
2ـ1ـ2ـ سنگ آهكهای لار واقع در كوه حوضك:
 برای بررسی امكان بهره‌برداری از این ذخایر جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز مجتمع مورد بررسیهای اكتشافی قرار گرفت.
ذخایر سنگ آهك كوه حوضك از دو بخش تشكیل یافته است.
ـ بخش تحتانی كه از لایه‌های نازك لایه یا متوسط لایه سنگ آهك مارنی خاكستری تیره تشكیل یافته است از این بخش از ذخایر دو نمونه تحت شماره T3.7 و T3.8 بصورت نمونه‌برداری نقطه‌ای گرفته شده است كه آنالیز شیمیایی آن بصورت ذیل است.

MgO    CaO    Sio2    شماره نمونه‌گیری
0.20    53.00    3.76    T3-7
0.20    56.02    4.48    T3-7
وجود درصد بالای sio2 در این لایه‌های آهكی امكان بهره‌برداری از این بخش از سازند لار در كوه حوضك را كاملاً منتفی می‌سازد گو اینكه قبلاً در پوزه غربی كوه حوضك از این تیپ سنگ آهك‌ها، مقادیری سنگ استخراج گردیده و در كوره آهك كارخانه بدلیل درصد بالای سیلیس آن ایجاد اشكالاتی نیز نموده است.
ـ از بخش فوقانی سازند در ضخامت بیرون زده آن كه از سنگ آهك ماسیو خاكستری تیره تشكیل یافته و در متن سنگ نیز عناصر پراكنده چرت دیده می‌شود جمعاً 7 نمونه گرفته شده است T3-20 تا T3-26.
بررسی آنالیز شیمیائی این نمونه‌ها نشان می‌دهد، این بخش از ذخایر نیز بدلیل بالا بودن نسبی درصد sio2 و وجود لایه‌های دولومیتی در آنها از كیفیت مناسبی جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز كوره‌های كارخانه برخوردار نمی‌باشند

MgO    CaO    SiO2    شماره نمونه
3.01    51.14    0.86    T3-20
4.62    49.73    1.50    T3-21
1.40    51.12    4.47    T3-22
4.83    49.58    1.77    T3-23
2.81    51.20    1.57    T3-24
1.81    52.03    1.76    T3-25
1.21    53.13    2.27    T3-26
از بیرون زنگیهای سنگ آهك كوه حوضك در بخش جنوبی آن نیز در امتداد یك پروفیل نمونه‌برداری گردید. نمونه‌های T3-19 تا T3-9 وجود لایه‌های دولومیتی در این بخش از ذخایر كوه حوضك امكان بهره‌برداری از این ذخایر را منتفی می‌سازد.

موقعیت پروفیل‌های نمونه‌برداری كوه حوضك در پروفیل (كروكی) ضمیمه مشخص گردیده است.
MgO    CaO    SiO2    شماره نمونه
17.23    34.85    1.27    T3-9
11.44    40.51    1.33    T3-10
1.79    53.36    1.28    T3-11
7.23    46.13    1.36    T3-12
7.40    45.94    1.06    T3-13
11.47    36.76    3.42    T3-14
13.45    38.85    1.19    T3-15
8.04    44.21    2.65    T3-16
15.45    36.87    1.56    T3-17
11.66    41.41    0.97    T3-18
11.67    41.45    1.23    T3-19
عدم یكنواختی كیفی، وجود درصد نسبتاً بالای سیلیس و وجود لایه‌های دولومیتی در ذخایر كوه حوضك و بعلاوه شرایط استخراج نامناسب و دشوار (حالت پرتگاهی و شیب زیاد توپوگرافی) دلایل كافی برای نفی كامل این ذخایر جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز كارخانه گردید.
3ـ1ـ2ـ ذخایر سنگ آهك لار در ارتفاعات شمال غرب مجتمع (بلوك3)
سازند لار بصورت ارتفاعات نسبتاً مرتفعی در شمال غرب محل مجتمع فرآورده‌های ساختمانی گسترش دارند. در این ناحیه بدلیل عملكرد شدید تكتونیك سنگ آهك و بلوكهای آهك دولومیتی با موقعیت زمین‌سناسی نامنظمی در كنار هم قرار گرفته‌اند. مجموعه منطقه جهت یافتن بلوكهای آهك خالص قابل بهره‌برداری، مورد شناسائی‌های پی‌جوئی قرار گرفت كه این بررسی منجر به مشخص شدن یك بلوك آهكی در فاصله 5/1 كیلومتری شمال غرب انتهای معدن سیلیس كارخانه گردید. كه بنام بلوك شماره3 نامگذاری گردید. موقعیت این بلوك معدنی در نقشه شماره1 مشخص گردیده است عملكرد گسل‌های متعدد باعث گردیده كه این ذخیره بصورت یك بلوك معدنی با شرایط استخراج ایده‌آل بیرون زدگی یابد.
جهت مشخص شدن كیفیت این بلوك معدنی یك پروفیل نمونه‌برداری سرتاسری در امتداد عمود بر روند عمومی لایه‌ها و در كل ضخامت بلوك زده شده است.
موقعیت زمین‌شناسی معدنی بلوك شماره3 ذخایر سنگ آهك در مقطع شماتیك ذیل (شكل شماره1) و موقعیت استراتی‌گرافی نمونه‌های اخذ شده (Sampling interval) از این بلوك مشخص گردیده است.
روش نمونه‌گیری، بصورت نمونه‌گیری نقطه‌ای (Chip Sampling) بوده است بطوریكه در امتداد عمود بر روند عمومی لایه‌ها از هر 10 تا 20 سانتی‌متر ضخامت لایه سنگ آهك یك قطعه كوچك نمونه گرفته شده و نمونه‌های مربوط به هر 10 متر ضخامت لایه‌ها در یك كیسه و تحت یك شماره ریخته شده است (Sampling interval=10 m) در مرحله آماده‌سازی نمونه‌ها، كل حجم هر كیسه نمونه از سنگ‌شكن فكی آزمایشگاهی عبور داده شده و تا قطر زیر دو میلیمتر خرد شده‌اند. سپس با روشهای استاندارد متوسط‌گیری (كارتاژ) از كل حجم نمونه حدود 50 گرم نمونه متوسط گرفته شده و سپس كل 50 گرم، توسط آسیاب آزمایشگاهی به پودر 200 مش تبدیل گردیده و از آن جهت انجام آنالیز شیمیایی به میزان مورد نیاز نمونه توزین گردیده است. نتیجه آنالیز شیمیایی نمونه‌های اخذ شده از این بلوك در جداول آنالیز نمونه‌ها ارائه گردیده است. (نمونه‌های T1-1 تا T1-14).
1ـ3ـ1ـ2ـ ذخیره قابل بهره‌برداری بلوك3:
سطح مقطع بلوك قابل بهره‌برداری در پروفیل زمین‌شناسی معدنی شكل1 مشخص گردیده است كه برابر: S =800 m2
طول بلوك با سطح مقطعی كم و بیش شبیه آنچه در پروفیل ارائه شده است حدوداً برابر: L = 150m
لذا ذخیره تقریبی قابل بهره‌برداری این بلوك برابر:
میلیون تن 3=5/2*150*8000 M=v.d =s*L*d=
ذخیره دقیق قابل بهره‌برداری این بلوك بعد از تهیه نقشه‌های پتوگرافی و زمین‌شناسی معدنی و پروفیل‌های زمین‌شناسی معدنی و مشخص شدن روش استخراج مشخص خواهد شد.
MgO    CaO    SiO2    شماره نمونه
0.45    55.56    0.23    T1-1
0.30    55.21    0.51    T1-2
0.85    55.14    0.08    T1-3
0.80    55.26    0.23    T1-4
0.40    55.15    0.70    T1-5
0.40    55.35    0.31    T1-6
0.45    55.28    0.08    T1-7
0.55    55.29    0.08    T1-8
0.40    54.91    0.08    T1-9
0.30    55.51    0.31    T1-10
0.20    55.24    0.59    T1-11
0.60    54.61    0.58    T1-12
0.80    54.03    1.17    T1-13
0.60    54.60    0.54    T1-14
2ـ3ـ1ـ2ـ كیفیت و شرایط استخراج:
كیفیت متوسط سنگ آهك در این بلوك بصورت ذیل می‌باشد.
SiO2=0.35     CaO=55.0     MgO=0.5
كیفیت بسیار مناسب و یكنواختی كیفی در كل لایه‌های تشكیل دهنده بلوك معدنی و شرایط استخراج آسان و ایده‌آل از مزایای این بلوك معدنی است و در صورتیكه در پروسه پخت كلیه تمهیدات تكنولوژیكی جهت پخت كامل و ایده‌آل آن رعایت گردد می‌توان از این ذخایر جهت تولید آهك صنعتی با اكتیویته بالاتر از 95 درصد و آهك هیدراته با كیفیت بسیار خوب كه دارای ارزش بسیار بالاتری نسبت به آهك ساختمانی است تهیه نمود. از نقاط ضعف این بلوك معدنی عدم وجود راه دستیابی به آن است و جهت دستیابی به اولین سینه كار استخراجی آن می‌بایست اقدام به احداث راه دستیابی به طول حداقل 3 كیلومتر نمود (عملیات كوه‌بری) كه 5/1 كیلومتر آن مربوط به راه دستیابی به افقهای بالائی معادن در دست بهره‌برداری سیلیس شركت می‌باشد. و 5/1 كیلومتر بعدی راه اختصاص جهت رسیدن به بلوك آهكی خواهد بود كه در ادامه احداث راه دستیابی معدن سیلیس می‌بایست احداث گردد.
با تعویض متد استخراج ذخایر سیلیس شركت فراسا كه به دلیل افزایش میزان بهره‌برداری و حفظ ذخایر، انجام آن در دست اقدام است، یك راه دستیابی به طول حدود 5/1 كیلومتر به بالاترین افقهای بلوك معدنی سیلیس در دست اجرا می‌باشد كه بعد از احداث این راه و ادامه آن تا 5/1 كیلومتر دیگر، می‌توان به بلوك معدنی شماره3 سنگ آهك دست یافت. لذا بهره‌برداری از این ذخایر بعد از احداث راه معدن سیلیس و تكمیل آن تا محل بلوك3 امكان‌پذیر بوده و استخراج از این ذخایر در برنامه آتی شركت می‌باشد. بدلیل عدم اولویت، تهیه نقشه‌های تپوگرافی و زمین‌شناسی معدنی و تهیه طرح جامع استخراج از این بلوك معدنی به بعد موكول گردیده است.

2ـ2ـ سازند الیكا
كلیه ارتفاعات شمال دره محل احداث مجتمع فرآورده‌های ساختمانی (دره مسكول) از آهكهای خاكستری رنگ سازند الیكا مربوط به ترپاس تشكیل یافته است كه با روند عمومی شرقی غربی به طرف جنوب شیب دارند. تپه ماهورهای دامنه این ارتفاعات از شیل‌های ژوراسیك تشكیل یافته كه بصورت هم‌شیب بر روی این آهكها گسترش یافته‌اند.
مشخصه بارز این سنگ آهكها وجود پدیده آلتراسیون و سیلیسیفیكاسیون در اغلب نقاط آنهاست كه این پدیده در امتداد شكستگی‌ها و درز و شكافهای موجود در سنگ اتفاق افتاده است بطوریكه آلتراسیون بصورت رگه‌ها یا زون‌های برنگ زرد مایل به قهوه‌ای روشن با وسعت‌های مختلف در متن توده سنگ آهك قابل رؤیت می‌باشند. سیلیسیفیكاسیون نیز باعث ایجاد عدسی‌هائی از سیلیس در بعضی از مناطق گسترش ای آهكها گردیده است وجود رگچه‌ها و رگه‌هائی از باریت در امتداد شكستگی‌های اصلی موجود در این سازند (آثار باریت در منطقه دیده می‌شود) نشان‌دهنده این است كه محلولهای گرما بی عامل ایجاد پدیده آلتراسیون و سیلیسیفیكاسیون و تزریق باریت در امتداد شكستگی‌های موجود در این سنگ آهكها شده است.
جهت یافتن مناطقی از این سازند كه میزان شكستگی‌ها و در نتیجه زون‌های آلتره و سیلیسفیه در آن حداقل بوده و بلوكهای قابل استخراج سنگ آهك مناسب جهت پخت در كوره آهك‌پزی را تشكیل داده باشند، عملیات پی‌جوئی در سرتاسر گستره این سازند در منطقه مورد مطالعه انجام پذیرفت.
این عملیات منجر به كشف دو بلوك معدنی سنگ آهك گردید كه به نامهای بلوكهای 1 و 2 نامگذاری شد. موقعیت این بلوكها نسبت به بلوك شماره 3 و سنگ‌شكن كارخانه در نقشه شماره 1 مشخص گردیده است.
1ـ2ـ2ـ بلوك1
فاصله متوسط بلوك تا محل سنگ‌شكن اولیه كارخانه 2 كیلومتر است این ذخایر معدنی مربوط به بخش فوقانی سازند الكیا می‌باشند كه بصورت یك بلوك معدنی قابل استخراج بر دامنه ارتفاعات آهكی سازند الیكا در شمال منطقه قرار گرفته است. در حال حاضر برمبنای طرح موجود از این بلوك آهكی جهت تأمین سنگ آهك مورد نیاز مجتمع استخراج و بهره‌برداری می‌گردد این ذخایر از طبقات ضخیم لایه تا ماسیو تشكیل یافته كه با امتداد عمومی شمال غربی ـ جنوب شرقی با حدود 27 درجه بطرف جنوب غربی شیب دارند.
جهت مشخص شدن موقعیت زمین‌شناسی معدنی این بلوك و همچنین فراهم آوردن امكان تهیه یك طرح دقیق استخراج و بهره‌برداری بر روی این بلوك و محاسبه دقیق ذخیره قابل بهره‌برداری آن اقدام به تهیه نقشه تپوگرافی و زمین‌شناسی معدنی به مقیاس 1:1000 در محدوده این بلوك گردید و بمنظور مشخص شدن شكل بلوك معدنی در بعد سوم نیز اقدام به تهیه 5 پروفیل زمین‌شناسی معدنی در امتداد عمود بر روند عمومی لایه‌ها گردید (نقشه2).
در این نقشه‌ها محدوده بلوك قابل بهره‌برداری در پلان و در عمق مشخص گردیده است.
محدوده شمالی بلوك گسله بوده كه بدلیل مشخص نبودن شیب دقیق گسلها، محدوده شمالی بلوك در پروفیل‌ها یا شكل دیواره نهایی كارگاه استخراجی دقیقاً مشخص گردیده است.
جهت طراحی پله‌های استخراجی و رامپهای ارتباطی در محدوده این بلوك معدنی اقدام به تهیه یك نقشه 1:500 معدنی گردید (نقشه3).
بر روی این نقشه علاوه بر مشخص نمودن پله‌های استخراجی و رامپهای ارتباطی و مشخصات عمومی معدن، شكل معدن در زمان ارائه این گزارش نیز مشخص گردیده است.
1ـ1ـ2ـ2ـ كیفیت و شرایط استخراج:
جهت مشخص شدن كیفیت این بلوك معدنی در امتداد عمود بر روند عمومی لایه‌ها یك پروفیل نمونه‌برداری زده شده است كه روش نمونه‌برداری و آماده‌سازی نمونه‌ها همان روش مربوط به بلوك3 است، نمونه‌های T2-1 تا T2-18.
توجه به نتایج آنالیز شیمیایی انجام شده بر روی نمونه‌ها نشان می‌دهد كه ذخایر سنگ آهك بلوك1 (مربوط به بخش بالائی آهكهای سازند الیكا) دارای كیفیت مناسب از نظر پخت و تولید آهك پخته می‌باشد.
1.00    53.84    1.22    T2-1
0.40    55.391    0.19    T2-2
0.35    54.61    0.46    T2-3
0.40    54.37    1.62    T2-4
0.50    54.61    0.76    T2-5
0.40    54.42    1.29    T2-6
0.20    52.64    3.89    T2-7
0.45    52.49    4.08    T2-8
0.40    53.43    2.56    T2-9
0.40    53.07    3.08    T2-10
0.25    54.89    1.29    T2-11
0.30    54.95    0.70    T2-12
0.30    54.82    0.68    T2-13
0.40    55.05    0.35    T2-14
0.55    54.01    0.43    T2-15
0.35    54.63    1.23    T2-16
0.30    54.68    1.23    T2-17
0.20    53.78    2.67    T2-18
البته در بعضی نمونه‌ها درصد سیلیس از حد قابل قبول فراتر رفته است كه این مسئله مربوط به وجود زون‌های آهك چرت‌دار به شكل عدسی‌های پراكنده‌ای در متن توده سنگ بلوك معدنی است.
زون‌های سنگ آهك چرت‌دار (وجود قطعات سیلیس بسیار سخت و متراكم با اندازه‌ها و شكل خارجی نامنظم در متن سنگ آهك) در صورتیكه گسترش زیاد یا از تراكم زیاد قطعات چرت در متن سنگ برخوردار باشند، بدلیل رنگ و وضعیت ظاهری در سطح كوه و در دیواره و كف پله‌های استخراجی قابل تشخیص بوده و لذا می‌توان در هنگام استخراج این زون‌های آهكی چرت‌دار را شناسایی و بصورت استخراج انتخابی (seleclive Exploitation) آنها را بصورت باطله استخراج نموده و از كارگاه خارج نمود و با دقت در عملیات استخراجی از مخلوط شدن آنها با محصول استخراج كه باعث افزایش درصد سیلیس در سنگ استخراجی (نمونه‌های T2-7 و T2-8 و T2-9 و T2-10) شده و بعلاوه در پروسه خدایش نیز بدلیل سختی بسیار زیاد قطعات چرت ایجاد اشكالات و خوردگی قطعات خواهد نمود جلوگیری بعمل آورد.
علاوه بر زون‌های چرت‌دار، در متن سنگ آهكهای این بلوك معدنی در بعضی مناطق و بدون قانونمندی زمین‌شناسی رگه‌ها و زون‌هائی از سنگ آهك آلتره زرد تا قهوه‌ای روشن با تركیب شیمیایی ذیل دیده می‌شود.
Total    L.O.I    Fe203+Al203    MgO    CaO    SiO2
11/100    89/41    40/19    6/0    24/37    97/0
در صورتیكه ضخامت گسترش این زون‌ها و درصد آنها در متن سنگ از یك حد معین افزایش یابد باعث پائین آمدن كیفیت محصول استخراجی یعنی كم شدن درصد خلوص می‌شود كه در این صورت محصول استخراجی، از محدوده قابل قبول در كوره‌ها جهت پخت خارج می‌گردد. لذا در مناطقی كه درصد و ضخامت این‌گونه رگه‌ها و زون‌ها زیاد می‌شود باید این مناطق را (ابعاد رگه‌ها و محدوده زون‌های آلتره بدلیل رنگ مشخص در سطح كوه و در كف دیواره پله‌ها قابل تشخیص‌اند). بعنوان باطله در نظر گرفته و در حین استخراج از مخلوط شدن این‌گونه سنگها به محصول استخراج جلوگیری بعمل آورد.
بهرحال به دلیل شرایط خاص كیفی در بلوك معدنی1 كه شرح آن رفت در صورتیكه با رعایت تمهیدات استخراجی از مخلوط شدن عوامل مزاحم چون زون‌های دارای قطعات چرت و زون‌های آهك آلتره در محصول استخراجی جلوگیری بعمل آید، (بر مبنای تجربیات بدست آمده از استخراج در كارگاه استخراجی كه بر روی این بلوك احداث گردیده است) می‌توان سنگ آهكی با كیفیت ذیل براحتی تحویل سنگ‌شكن كارخانه نمود.
SiO2    MgO    CaO
0.72    0.40    54.5
 2ـ1ـ2ـ2 آزمایشات پخت
بررسی پخت نمونه‌های سنگ آهك معدن
برای بررسی شوك‌های حرارتی و درجه پخت بهینه نمونه‌های سنگ آهك بلوك 1 قبل از شروع بهره‌برداری یكسری آزمایشات انجام گرفته است. كه نتایج آنها در ذیل آورده شده است.
سنگ آهك معادن بلوك 1 و 2 از نظر بافت كریستالی كلاً به 4 نوع تقسیم می‌شوند:
1ـ كریستال ریز
2ـ كریستال كمی ریز
3ـ كریستال متوسط
4ـ كریستال درشت
برای بررسی عكس‌العمل این نمونه‌ها در برابر شوك‌های حرارتی كه در كوره به سنگ وارد می‌شود این نمونه‌ها را به ترتیب زیر در كوره آزمایشگاه قرار داده و نتایج زیر بدست آمده است:
نتایج آزمایش شماره یك طبق گزارش آزمایشگاه كارخانه شركت فرآورده‌های ساختمانی (گزارش شماره، 455 مورخ 2/8/72). جدول ذیل.
            درصد افت حرارتی    ملاحظات
اندیس نمونه    دمای پخت    زمان پخت    نمونه ریز متبلور    نمونه متوسط متبلور    نمونه درشت متبلور   
1    300    30 دقیقه    052/0    0    03/0   
2    600    30 دقیقه    199/0    154/0    48/2   
3    800    60 دقیقه    384/2    91/2    63/2   
4    900    60 دقیقه    614/9    870/7    48/11   
5    1000    60 دقیقه    190/38    071/26    69/32   
6    1050    60 دقیقه    60/43    70/43    30/39   
توضیحات آزمایش
1ـ از هر نمونه 6 عدد 1/0 ابعاد 5 سانتی‌متر انتخاب شده است.
2ـ افت ماكزیمم طبق معادله شیمیایی كلسیناسیون ماكزیمم 44 درصد است.
3ـ زمان بالا رفتن دما و رسیدن به دمای موردنظر به حساب نیامده و در آنها زمان باقی ماندن در دمای موردنظر حساب شده است.
4ـ تاثیر ابعاد دانه‌ها و خلوص آنها در این آزمایش‌ها درنظر گرفته شده است.
نتایج 1:
چنانچه در جدول صفحه قبل ملاحظه می‌گردد نمونه كریستال ریز (1) در دمای 1050 درجه بیشتر از نمونه كریستال درشت (4) پخته شده است و افت بالاتری را نشان میدهد.
2ـ Cao فعال موجود اندازه‌گیری شده در دو نمونه دیگر در 1000 درجه سانتیگراد برای دانه‌ریز عدد 91 درصد و برای دانه درشت 93/87% را نشان میدهد.
آزمایش شماره 2
هدف آزمایش
این آزمایش برای بدست آوردن دمای بهینه انجام شده است.
توضیحات:
برای رسیدن به این هدف از نمونه شماره 1 و نمونه شماره 4 هر كدام سه نمونه انتخاب شده است و این نمونه‌ها در حرارتهای 900، 950 و 1000، درجه در زمان‌های متفاوت قرار داده شده است و افت حرارتی نمونه‌های در زمان‌های متفاوت اندازه‌گیری شده است، كه نتایج در ذیل آورده شده است.
دمای پخت    زمان پخت    افت نمونه ریز    افت نمونه درشت4
900    4 ساعت    26%    62/26%
950    5 ساعت    92/41%    89/39%
1000    6 ساعت    26/43%    36/43%
فعال Cao    در 1000 درجه    95/90%    63/87%
توضیحات:
1ـ افت ماكزیمم طبق معادله شیمیایی C2Co3=Co2+Cao، 44% است.
2ـ زمان بالا رفتن دما و رسیدن به دمای موردنظر به حساب نیامده است.
3ـ در پخت سری‌های مختلف با كریستالهای مختلف نتیجه نشان میدهد كه كریستال درشت، نسبت به كریستال ریز نیاز به دما و در نتیجه انرژی بیشتری دارد.
4ـ تأثیر ابعاد دانه‌ها و خلوص آنها در این آزمایشها در نظر گرفته شده است.
5ـ Cao فعال كریستال دانه ریز 95/90% و دانه درشت 63/87% پخته شده در 1000 به مدت 6 ساعت.
نتایج
توجه به آزمایش شماره 2، بنظر میرسد كه دمای 1000 درجه دمای بهینه برای پخت آهك بلوك شماره 1 و 2 باشد.
آزمایش شماره 2
موضوع: آنالیز پودر سنگ آهك معدن بلوك 1
توضیحات:
در معدن در نقاطی بخصوصی دریل واگن برای حفاری با مشكل مواجه میشدند بدینگونه كه سرعت آن بشدت گاهی می‌یافت برای بررسی علل این نقصان سرعت حفاری نمونه از چالهایی كه این شكل را داشتند جمع‌آوری شده است كه نتایج آن به شرح زیر ارائه می‌گردد.
Cao=50.4%
Mgo=0.6%
Sio2=5.82%
Fe203=0.36%
Al203=0.3%
LO.I-1050=41.75%
Total=99.23%
CaCo3=90%
MgCo3=1.5%
پیش‌بینی بعد از پخت
Cao=87.68%
Mgo=1.04%
Sio2=10.12%
نتایج:
طبق این آزمایشات مشخص شد كه سنگ آهك در این مناطق دارای، حدود 6 درصد سیلیس است، (وجود قطعات چرت در متن سنگ) و وجود همین قطعات چرت باعث كاهش شدید سرعت حفاری شده است.
بهمین دلیل درنظر است در مواقع استخراج با مشخص كردن محدوده زون‌های دارای قطعات چرت در سینه كارهای استخراجی آنها بصورت انتخاب بعنوان باطله استخراج گردند.
3ـ1ـ2ـ2 ذخیره قابل بهره‌برداری (بلوك 1)
جدول محاسبات ذخیره در بلوك 1 بر روی نقشه شماره 2 ارائه گردیده است:
محاسبه ذخیره بر مبنای روش مقاطع متوالی انجام شده است بدین صورت كه سطح مقطع بلوك قابل بهره‌برداری در هر پروفیل اندازه‌گیری گردیده و حجم سنگ قابل استخراج محصور بین دو مقطع متوالی با استفاده از فرمول ذیل (حجم هرم ناقص) محاسبه گردیده و از مجموع حجم‌های محصور بین مقاطع متوالی، كلی ذخیره قابل بهره‌برداری مشخص گردیده است.
 
M=V*d
كه در آن حجم برحسب مترمكعب V=
فاصله دو مقطع متوالی از یكدیگر برحسب متر h=
وزن مخصوص سنگ آهك برحسب متر مكعب بر تن d=
كل ذخیره قابل بهره‌برداری ـ تن M=
در بلوك 1 سنگ آهك بدلیل اینكه شیب دقیق گسل حد شمالی بلوك مشخص نمی‌باشد (برمبنای مشاهدات سطحی شیب این گسل قابل تشخیص نیست.
لذا اندازه سطح مقطع بلوك قابل بهره‌برداری در پروفیل‌ها ممكنست با واقعیت قدری متفاوت بوده و در نتیجه عدد ذخیره قابل بهره‌بردای در عمل تغییر نماید. بهرحال برمبنای شیب تقریبی گسل (موقعیت تقریبی حد نهایی بلوك قابل بهره‌برداری در یال شمالی آن) میزان ذخیره قابل بهره‌برداری از این بلوك معدنی طبق جدول ارائه شده در نقطه شماره 2 برابر 56/3 میلیون تن برآورد شده است.

2ـ2ـ2 بلوك 2
فاصله متوسط بلوك تا محل سنگ‌شكن اولیه كارخانه 2 كیلومتر است این ذخیره معدنی نیز مربوط به بخش فوقانی آهكهای سازند الیكا (تریاس) میباشند. وضعیت توپوگرافی و عمل كرد گسل‌ها باعث شده است كه این بلوك معدنی بصورت یك كلاهك (Cap) قله یك كوه نسبتاً مرتفع را تشكیل می‌دهد.
این ذخایر از طبقات سنگ آهك ضخیم لایه تاماسیو تشكیل یافته كه با امتداد عمومی شمال شرقی جنوبی غربی با حدود 15 تا 20 درجه بطرف غرب شیب دارند جهت مشخص شدن موقعیت زمین‌شناسی معدنی این بلوك و همچنین فراهم آوردن امكان تهیه یك طرح دقیق استخراج و بهره‌برداری بر روی این بلوك و محاسبه دقیق ذخیره قابل بهره‌برداری بر مبنای طرح استخراج آن، اقدام به تهیه نقشه تپوگرافی و زمین‌شناسی معدنی به مقیاس 1000:1 در محدوده این بلوك گردید. (نقشه 4) همچنین بمنظور مشخص شدن شكل بلوك قابل استخراج در بعد سوم و نمایش برشهای استخراجی و حد نهایی معدن و محاسبات ذخیره و غیره اقدام به تهیه 5 پروفیل زمین‌شناسی معدنی بر روی این بلوك گردید (نقشه 5).

1ـ2ـ2ـ2ـ كیفیت:
بدلیل شباهت كامل این بلوك معدنی با بلوك شماره 1 از نظر موقعیت استراتیگرافی از كل ضخامت بلوك یك نمونه بصورت نقطه‌ای (Chip Sample) تحت شماره 11 گرفته شده است.
Mgo    Cao    Sio2    Ssmple.NO.   
0.70    53.57    1087    11   
وجود درصد نسبتاً بالای سیلیس در این نمونه بدلیل وارد شدن قطعات چرت  در نونه می‌باشد. ولی همانگونه كه در شرح مربوط به بلوك 1 توضیح داده شد در صورتیكه تمهیدات لازم جهت جلوگیری از مخلوط شدن زون‌های دارای چرت در حین عملیات استخراجی رعایت گردد می‌توان سنگ آهك با خلوص بهتر حتی با درصد Sio2 كمتر از یك درصد استخراج و به سنگ‌شكن كارخانه تحویل نمود.
2ـ2ـ2ـ2ـ ذخیره قابل بهره‌برداری (بلوك 2)
جدول محاسبات ذخیره در بلوك 2 بر روی نقشه شماره 5 ارائه گردیده است روش محاسبات ذخیره همان روشی است كه در بخش مربوط به بلوك 1 توضیح داده شده است.
به دلیل شرایط استخراج خاص و نحوه بهره‌برداری كه در بخش طرح استخراج و بهره‌برداری مربوط به این بلوك توضیح داده خواهد شد، ذخیره قابل بهره‌برداری این بلوك به سه فاز بهره‌برداری تقسیم شده است كه ذخیره هر فاز بطور جداگانه محاسبه گردیده است.
كل ذخیره قابل بهره‌برداری در بلوك 2 برابر 2/19 میلیون تن محاسبه گردیده است.
مجموع ذخایر سنگ آهك مجتمع فرآورده‌های ساختمانی ایران شامل سه بلوك 1 و 2 و 3 برمبنای محاسبات ارائه شده در این گزارش برابر با:
میلیون تن    76/25=3+2/19+56/2
برآورد گردیده است.
در صورتیكه استخراج سالیانه سنگ آهك از معادن شركت را در طول عمر كارخانه همواره بطور متوسط 600000 تن در نظر بگیریم این میزان ذخیره جهت 40 سال كارخانه كافی است.
بخش 2
طرح استخراج و بهره‌برداری بلوك‌های شماره 1 و 2
ـ مقدمه
جهت شروع عملیات استخراجی و تأمین سنگ آهك مورد نیاز كوره‌های پخت آهك، مجتمع كارخانجات شركت فراسا از بین سه بلوك معدنی مورد نظر كه شرح آنها در بخش 1 ارائه گردیده، بلوك معدنی شماره 1 بدلیل امكان دستیابی سریع به آن (وجود راه دستیابی تا پای بلوك) و شرایط استخراج ایده‌آل و نزدیكی به سنگ‌شكن اولیه كارخانه (حدود 2 كیلومتر) بعنوان اولویت اول انتخاب كرده است.
برای انجام استخراج آزمایش و بدست آوردن پارامترهای استخراجی جهت طراحی و همچنین پخت آزمایشی این سنگ آهك در كوره‌های پخت شركت، در مرحله اول با اخذ مجوز اداره كل معادن و فلزات استان تهران اقدام به آماده‌سازی معدن و استخراج حدود 1000 تن سنگ از این بلوك گردید.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

آشنایی با ماشین های CNC

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 آشنایی با ماشین های CNC دارای 38 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد آشنایی با ماشین های CNC  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست:
نگاهی به ماشینهای کنترل عددی کامپیوتری  CNC
تفاوت سیستمهای NC و CNC :
تاریخچه ماشینهای CNC :
مزایا , معایب و كاربردهای  CNC :
كاركرد CNC چگونه است؟
جیگ و فیكسچرهای ماشینهای كنترل عددی كامپیوتری(CNC)
تكنولوژی CAD/CAM در خدمت ساخت قطعات صنعتی و صنایع قالبسازی‌
محور، راستایی است که به وسیله کنترلر ماشین CNC کنترل می شود
كاربردهای منطق فازی در ماشین‌های CNC
طراحی كنترل‌كننده مقاوم برای یك سیستم CNC
طراحی یك مسیریاب پیوسته تطبیقی و كنترلگریك دستگاه CNC چند محوره
طراحی و تحلیل میزسه محوره CNC جهت استفاده در دستگاه برش با آب
بررسی تفاوت CMM با CNC
چرا در كنار یك CNC باید یك CMM نیز باشد؟
قابلیت CNC/DVC با کنترل کاملا” سرو
هد پراب زاویه دار (چرخشی) به همراه تعویض کننده اتوماتیک پراب

نگاهی به ماشینهای کنترل عددی کامپیوتری  CNC
ماشینهای ابزار مدرن و رباتها دستگاههای خودكار پیشرفته ای هستند كه از كامپیوتر بعنوان بخش اساسی كنترل كننده آنها استفاده می شود. كامپیوترها در حال حاضر یكی از اجزاء اصلی برای اتوماتیك كردن دستگاهها هستند و می توانند دستگاههای مختلفی مانند ماشین های ابزار , جوش و برش با لیزر را كنترل كنند. آنها می توانند خطوط تولید را براه اندازند یا كنترل یك كارخانه را در دست گیرند.
در مقایسه با ماشین ابزار معمولی , (Computer Numerical Control) CNC جانشین كارهای دستی اپراتور می شود. در ماشینكاری معمولی با هدایت ابزار برنده در طول قطعه كار توسط یك چرخ دستی، قطعه کار براده برداری می شود كه این چرخ دستی توسط اپراتور كنترل می گردد. به عبارت دیگر برش محدوده جسم توسط یك اپراتور ماهر بوسیله كنترل چشمی انجام می گیرد.ولی در ماشین CNC كلیه عملیات لازم در یك برنامه گنجانده می شود كه بتواند با حداقل نیاز به ورودهای بعدی نتیجه لازم را بگیرد .
در این سیستم كلیه دستورهای كنترل كننده , مانند اطلاعات مسیر و وظایف سوییچ ها در قالب كدهای عددی ریخته می شوند. كامپیوتر این كدها را شناسایی و پردازش کرده و سپس آنها را به ماشین ارسال می نماید . كامپیوتر می تواند در عرض چند ثانیه مجموعه ای از دستورها را به فرمانهای  قابل فهم ماشین تبدیل نماید. در سیکل های زمانی بسیار کوتاه ، سیستم کنترل از نتایج عملکرد گزارش می گیرد (فید بک) و پس از مقایسه با مقادیر تنظیمی ، اصلاخات لازم را انجام می دهد.اطلاعات فوق الذكر را می توان در حافظه ماشین یا روی حافظه خارجی (دیسكتها) حفظ نمود.

منبع:
WWW.MEC.IR

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بهینه سازی انفجار در معادن سنگ آهن

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بهینه سازی انفجار در معادن سنگ آهن دارای 77 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بهینه سازی انفجار در معادن سنگ آهن  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فصل اول: تعریف پارامترهای طراحی انفجار

مقدمه     7
1-1- تعریف پارامترهای طراحی انفجار     8
1-2- روش های طراحی پارامترهای انفجار     14
1-2-1- ضخامت بار سنگ     14
1-2-2- روشهای محاسبه بردن     15
1-2-3- فاصله ردیفی چالها     16
1-2-4- ارتفاع پله     17
1-2-5- اضافه چال     18
1-2-6- گل گذاری     19
1-2-7- شیب چال     20
1-2-8- محاسبه وزن ستون ماده منفجره     21
1-2-9- خرج گذاری منقطع یا چند مرحله ای     22
1-2-10- انرژی ویژه     23
1-2-11- خرج ویژه     25
1-2-12- خرج ته چال     27
1-2-13- خرج میان چال     28
فصل دوم :  بهینه سازی چالهای انفجاری 29
1-2- انواع مواد منفجر 30 
2-2- مواد منفجره معمول در معادن    31
2-3- مواد منفجره ژله ای      32
2-4- تئوریهای انفجار      35
2-4-1- تئوری long forse     35
2-4-2- تئوری   ASH  36 
2-4-3- تئوری  nitronobel   39 
2-4-4- تئوری اندرسون 40
2-4-5- تئوری پیرس 41
2-4-6- تئوری کوینا 42
2-4-7- تئوری اولافسون  43   
فصل سوم :  بهینه سازی آتشبازی در معدن سنگ آهن چغارت 48
3-1- بررسی وضعیت خاص معدن سنگ آهن چغارت 49
3-2- آبشناسی معدن چغارت 50
3-3- بررسی پارامترهای انفجار معدن چغارت 51
3-4- بهینه سازی سیستم حفاری آتشبازی 57
فصل چهارم : بهینه سازی آتشباری در معدن سنگ آهن گل گهر    64
4-1- بررسی وضعیت معدن سنگ آهن گل گهر     65
4-1-1- مشخصات معدن گل گهر     65
4-1-2- مراحل کار معدن گل گهر     66
4-2- بررسی سیستم انفجار و بهینه سازی آن در معدن     67
4-3- طراحی نقشه انفجار گل گهر با روشهای تئوریک     71
4-4- بررسی هزینه های انفجار در معدن گل گهر     72
4-5- نتایج حاصل از تحقیقات     72
ضمائم  75

 

چکیده
این پروژه در ارتباط با بهینه سازی انفجار در معادن سنگ آهن می باشد در ابتدا به بررسی اجزای انفجار و پارامترهای آن پرداخته شده است سپس انواع تئوریهای انفجار به همراه معرفی انواع مواد منفجره آورده شده است.
در قسمت آخر پروژه بهینه سازی انفجار در دو معدن سنگ آهن چغارت و گل گهر مورد ارزیابی قرار گرفته

 

بنام خدا

مقدمه
 با توجه به اینکه انتخاب روش مناسب جهت انفجار باعث کاهش هزینه های معدن، خردایش مناسب سنگها، ایمنی بیشتر و بسیاری مزایای دیگر می شود، در این تحقیق با شناخت درست اجزای انفجار و تئوریهای مختلف با بهینه سازی انفجار آشنا می شویم. در این تحقیق انواع مواد منفجره و خواص آنها مورد ارزیابی قرار گرفته است بعلاوه بهینه سازی آتشباری در دو معدن بزرگ آهن ایران، چغارت و گل گهر بررسی شده است.

فصل اول:
 تعریف پارامترهای طراحی انفجار
1-1- تعریف پارامترهای طرحی انفجار
طراحی انفجار، با طراحی اجزای خاص انجام می شود که این اجزا به طور کلی عبارتند از:
1- قطر چال (hole diameter) :
که با علامتهای Q , d, D نمایش داده می شود و واحد آن میلیمتر یا اینچ می باشد.
2- بردن (burden) :
فاصله بین دو ردیف چال موازی با هم است . واحد آن متر یا فوت می باشد و با B یا V نشان داده می شود .
فاصله اولین ردیف چال تا سطح آزاد بردن ماکزیمم نامیده می شود و مقدار آن از دیگر بردنها بیشتر است. (Vmax   QV) که V مربوط به ردیفهای عقب تر است.
3- فاصله ردیفی چالها (spacing) :
فاصله دو چال را در یك ردیف گویند و با E نشان داده می شود و با واحدهای متر یا فوت معین می شود.(ft-m).
4- طول چال (height) :
ارتفاع چالی است که برای خرج گذاری حفر می کنیم و واحد آن متر یا فوت است.
(ft-m). در واقع ارتفاع کلی چال زده شده است.
5- اضافه چالی (sub drilling):
ارتفاعی از چال است که در زیر پله حفر می شود تا کف پله بعدی که از آتشبازی ایجاد می شود، مسطح شود و واحد آن متر یا فوت است (ft-m). و با علامت U نشان می دهند. این مقدار تفاوت طول کلی چال و ارتفاع پله می باشد.
6- ارتفاع پله (height of stop) :
ارتفاع پله مورد استخراج است و عموماً با K نمایش می دهند. واحد آن متر یا فوت است(ft-m)
7- ارتفاع گل گذاری (stemming) :
ارتفاعی از چال است که با گل پر می کنند و با T نشان می دهند و واحد آن متر یا فوت است (ft-m) و تاثیر زیادی در راندمان آتشباری دارد ولی در معدن چادرملو اصلاً به آن توجهی نمی شد.
8- ارتفاع خرج گذاری (height of explosive) :
میزان ماده منفجره به ازای واحد طول چال است که آنرا با (Qc , n) و تراکم خرج ته چال (Qc , n) می باشد و واحد آن کیلوگرم بر متر یا پوند بر فوت می باشد (1b/ft-kg/m).
9- تراکم خرج گذاری (accumulation of explosive):
 میزان ماده منفجره به ازای واحد طول چال است که آنرا با Q , n نمایش می دهند و خود شامل تراکم خرج وسط چال(Qc  , nc  ) و تراکم خرج ته چال (Qb  ,nb ) می باشد و واحد آن کیلوگرم بر متر ویا پوند بر فوت می باشد. (1b/ft-kg/m).
 10- مصرف ویژه (specific charge) :
که با q نشان داده میشود و عبارتست از میزان ماده ناریه لازم که به ازای آن یک تن یا یک مترمکعب ماده معدنی بدست می آید.
11- حفاری ویژه (specific drilling) :
که با d نشان داده می شود و عبارتست از مقدار طول چال حفر شده به ازای هر تن یا هر مترمکعب استخراج ماده معدنی.
12- YR وزن مخصوص ماده معدنی :
در فرمولهای برحسب    بیان می شود.
13- ye وزن مخصوص ماده منفجره :
در فرمولهای بر حسب   بیان می شود.
لازم به توضیح است که بین اجزاء فوق روابطی منطقی جهت طراحی آنها وجود دارد که این روابط تحت عنوان تئوریهای طراحی توسط دانشمندان مختلف ارائه شدند و در ادامه به توضیح آنها می پردازیم.

این روابط تابع شرایط زیر هستند:
الف- هدف از انفجار
ب- نوع و ساختمان سنگ
ج- نوع و کیفیت ماده منفجره
د- شرایط محیط کار معدن
ه- شیب چال
و- شیب پله
ز- تناژ استخراجی
ح- ابعاد لازم برای سنگی که استخراج می شود
ط- پایداری پله
ی- ایمنی
ک- آرایش چالها
ل- عرض پله
م- سطح آزاد
ن- زاویه شکست سنگ
س- لرزش زمین
ع- لرزش هوا
ف- پرتاب سنگ (fly rock)
ظ- فاصله زمانی تأخیر
لازم به ذکر است  که شرایط فوق نیز متقابلاً بر هم و بر روش آتشباری چالها تأثیر گذارند . از عوامل و شرایطی که در بالا به آنها اشاره شد برخی را باید مربوط به قبل از انفجار و برخی دیگر را باید مربوط به بعد از انفجار دانست . البته برخی را نیز باید قبل و بعد از انفجار مورد بررسی قرار داد .
1-2- روش های طراحی پارامترهای انفجار
1-2-1- ضخامت بارسنگ: (burden)
نزدیک ترین فاصله سطح آزاد هنگام انفجار تا محل چاه ضخامت بار سنگ نامیده می شود که مهمترین پارامتر هندسی در طراحی الگوی انفجار معادن روباز می باشد. این پارامتر در ارتباط مستقیم با سایر عوامل طراحی بوده و تغییرات آن روی پیامدهای انفجار بسیار موثر است و چنانچه در محاسبه آن خطا وجود داشته باشد ، باعث بوجود آمدن نتایج نامناسب (خردایش ناجور سنگ) و پیامدهای نامطلوب (پرتاب سنگ، لرزش زمین و لرزش هوا) در عملیات انفجار خواهد شد. اگر ضخامت بارسنگ یا به عبارت دیگر فواصل بین چالها در عرض ، کمتر از مقدار واقعی و بهینه خود در نظر گرفته شود ، پرتاب سنگ و لرزش هوا زیاد شده و سنگ بیش از اندازه خرد می شود و عملیات انفجار توام با سر و صدای زیاد خواهد بود و در نتیجه عملاً بخش مهمی از انرژی ماده منفجره به هدر می رود . در این صورت به دلیل افزایش میزان حفاری و مصرف ماده منفجره هر دو پارامتر حفاری ویژه و خرج ویژه اضافه خواهند شد .
ازطرف دیگر چنانچه اندازه ضخامت بار سنگ بیش از مقدار مورد نیاز باشد پدیده ها و پیامدهای نامطلوبی نظیر شکست بیش از حد( back break) یا عقب زدگی، ایجاد قطعات درشت سنگ  (over size) ، شکل گیری سکو در پای پله و لرزش زمین بروز خواهد کرد.
همچنین اگر این پارامتر خیلی بیش تر از مقدار بهینه باشد ، توده سنگ در بخشهای جلوی چالها جابجا نمی شود و لذا انفجار منجر به تشکیل حفره می گردد که به همراه آن لرزش زمین و پرتاب سنگ وجود دارد.
بنابراین بهینه سازی ضخامت بارسنگ در عملیات حفاری و انفجار معادن روباز، بسیار اهمیت دارد که در این راستا خواص فیزیکی و ژئو مکانیکی توده سنگ ، کمک موثری برای ما خواهد بود.

1-2-2- روشهای محاسبه burden :
برای محاسبه ضخامت بار سنگ یا فواصل بین چالها در عرض پله در دهه گذشته تحقیقات زیادی انجام و روشها و روابط متفاوتی توسط محققین ارائه شده است .  بعضی از این روشها اطلاعات زیادی برای محاسبه این پارامتر نیاز دارند که با توجه به شرایط متغیر زمین و محیط کار، چه بسا جمع آوری این اطلاعات آسان و مقرون به صرفه نباشد.
از طرف دیگر ممکن است استفاده از هر یک از این روابط به تنهایی برای تعیین ضخامت بار سنگ ، نتایج خوبی را به دنبال نداشته باشد.
روش مهندسی این است که از چندین روش که شرایط کاربرد آنها اهم تر است استفاده شده و سپس از مقادیر بدست آمده میانگین گیری پیراسته (trimmed mean) بعمل آید.
اندازه ای که از این  طریق بدست می آید ، بار سنگ پیراسته (B) نامیده می شود. یادآوری می شود در میانگین پیراسته a درصد از کمترین مقادیر کنار گذاشته شده و از بقیه مقادیر میانگین گرفته می شود.

1-2-3- فاصله ردیفی چالها (spacing ) :
فاصله بین چالها در جهتی عمود بر ضخامت بار سنگ را فاصله ردیفی چالها می گویند. اگر با انتخاب چاشنی کم تاخیری مناسب مقدار بار سنگ عوض شود ، فاصله ردیفی چالها نیز خود به خود تغییر می کند.
اگر فاصله ردیفی چال بیش از مقدار مورد نیاز انتخاب شود یعنی فاصله بین چالها زیاد باشد محل شکستن سنگ ناهموار خواهد شد و خرد شدگی نامناسب خواهیم داشت.
سنگها در اطراف چال خرد می شوند اما سنگهای واقع مابین دو چال درشت خواهند شد كه در آتشکاری های کنترل شده مانند smoth blasting و پیش شکافی presplitling فاصله ردیفی چالها خیلی کم انتخاب می شود و در این حالت مواد منفجره مخصوص به کار می رود تا این مشكل برطرف شود . فاصله ردیفی چالها معمولاً در آتشباری ها 1 تا 2 برابر ضخامت بار سنگ (Burden) می باشد. هر چه ضریب سفتی  [ارتفاع پله / ضخامت بار سنگ] بیشتر باشد ، ضریب ما به 2 نزدیکتر می شود و حتی بزرگتر هم می توان در نظر گرفت.
در چالهای قطور در حالی که با چاشنی کم تاخیری آتش شوند نسبت    تا 1/5 و در چالهای کم با چاشنی کم تاخیر آتش شوند نسبت  تا 1/8                 و در غیر آتشکاری کنترل شده و در بقیه حالات این نسبت به بیشتر از یک می رسد. برای
 
تخمین های اولیه مقدار نسبت فوق را 5/1 در نظر می گیرند.
بعلت تغییرات زمین شناسی ، نوع ماده منفجره ، کیفیت سنگ و اثر چالها بر هم ، برای تعیین مقدار مطلوب   دریک عملیات آتشکاری میزان را از عدد کم شروع کرده و ادامه می دهند تا به نتیجه نهایی برسند . اگر نسبت پله به بار سنگ کمتر از 4 باشد از فرمول    استفاده می شود . لازم به ذکر است که اکثر فرمولهای آتشکاری دارای ریشه تجربی هستند و برای آنها خطایی معادل 15% در نظر گرفته می شود .

1-2-4- ارتفاع پله :
هر چه ارتفاع پله بیشتر طول چال حفر شده بایستی بیشتر شود و حفر چالهای طویل معمولا در اشکال اساسی به همراه دارد :
1-    انحراف چال
2- کندی سرعت حفاری
مسائل و مشکلات ریزش سنگ در پله های بزرگ بسیار بیشتر از بروز اینگونه مشکلات در پله های کوچک است . هر چه پله بزرگ تر باشد یعنی ارتفاع آن بیشتر باشد ، عملاً ستون سنگی مقابل چال درازتر است و با توجه به این که مقاومت ستون با اضافه شدن طول ستون کم می شود ، ستون سنگی در این حالت بهتر شکسته می شود . هر چه ضریب سفتی (stiffness ratio) بزرگتر باشد ، پله بزرگتر است و ستون سنگی ضعیف تر می باشد و بالعکس در پله های کوتاه ستون سنگی قوی تر است .
هرگونه تغییراتی که در ضخامت بار سنگ (B) یا ارتفاع پله (K) داده می شود بایستی با توجه به دیگری از آن نتیجه گیری نمود.
در صورتی که در یک معدن ضخامت بار سنگ كم شود ، نسبت    افزایش می یابد و در نتیجه سنگ خوب خرد می شود. وقتی نسبت فوق کمتر از 5/1 شود باید چاشنی حتما در پای پله یعنی هم تراز کف پله کار گذاشته شود چرا که قرار دادن چاشنی در کف چال سبب لرزش بسیار شدید در این حالت خواهد شد .

1-2-5- اضافه چال (subdrilling) :
در انفجار هر چال محدوده ای بوجود می آید که ماکزیمم تنش های ناشی از انفجار در آن واقع اند . این ناحیه از کف پله بالاتر است . در صورتیکه حفر چال ادامه داده شود ناحیه ماکزیمم تنش نیز گستره شده و به کف پله نزدیکتر می شود و در حالت اول کف پله پس از انفجار ناصاف می شود و نیاز به آتشکاری ثانویه بعضاً می باشد .
در حالی که در حالت دوم بعلت وجود ماکزیمم تنش در کف پله این وضعیت بوجود نخواهد آمد . لازم به ذکر است که اضافه حفاری (اضافه چالی) چال اگر بیش از اندازه باشد موجب لرزش زمین می شود . بطوریكه کف پله پایین را شكسته و حفر چال پله پایین را با مشکل مواجه می سازد . در چالهای قائم میزان اضافه حفاری چال 2% تا 5% مقدار           (burden) می باشد و برای چالهای مایل فرمول زیر پیشنهاد می شود :
                                                                                   U = B cotg a 
که در این فرمول a شیب چال می باشد .

1-2-6- گل گذاری :
طول گل گذاری تابعی از ضخامت بار سنگ است و به طور غیرمستقیم تابع شرایط دیگر مانند قطر چال و وزن مخصوص ماده منفجره می باشد . اگر طول گل گذاری زیاد باشد قسمت بالای چال شکسته نمی شود ، خرد شدن سنگ خوب نیست ، لرزش زمین زیاد است و عقب زدگی (back break) بوجود می آید. اگر طول گل گذاری کم باشد پرتاب زیاد و لرزش هوا خواهیم داشت . پرتاب سنگ ممکن است در حالات زیر تشدید شود :
1- سنگ هوا زده باشد
2-    سنگ دارای ترکهای ریز و درشت ناشی از انفجار چال قبلی واقع روی این چال باشد . اگر ضخامت  گل گذاری به اندازه مطلوب باشد پس از انفجار قسمت بالائی چال به آرامی بلند شده و روی قسمت خرد شده زیرین می افتد که در این صورت قطعات درشت سنگ حاصل می شود .
1-2-7- شیب چال :
با این مقدمه که در حفر چال قائم حفظ امتداد راحت تر از چال مایل صورت می گیرد ذکر این نکته حائز اهمیت است كه امکان خرد نشدن سنگ ته چال در چال قائم ، بیش از چال مایل است و این امر مخصوصاً وقتی که چند سری چال آتش می شوند پیش می آید . در این صورت سکوی ایجاد شده تدریجاً بزرگتر شده و ایجاد مشکل می کند .
         با حفر چالهای مایل این مشکل تا حدودی برطرف می شود و این بدان معناست که مقدار بیشتری سنگ می توان استخراج کرد و بدین ترتیب عقب زدگی نیز در چال مایل کمتر از چال قائم است.
حفر چال مایل موجب می شود که پله بشکل مایل درآید و این امر از نظر ایمنی واجد اهمیت است زیرا کمتر امکان ریزش سنگ پیش می آید . طول چال شیب دار بیش از چال قائم خواهد بود و فرمولهای ارائه شده مربوط به محاسبه طول چال در وضعیتهای قائم و مایل  باشد .
                  H = K+U : طول چاه در وضعیت قائم
                   : طول چاه در وضعیت مایل با شیب a
برای انجام محاسبات مربوطه به طول چال در وضعیت مایل می توان از جدولی که ارائه شده است استفاده کرد .
1-2-8- محاسبه وزن ستون ماده منفجره :
با توجه به این نکته که ماده منفجره بصورت یک ستون در چال قرار دارد و بعلت اینکه دیواره چال ناصاف است حجم چال حدود 6% بیش از حجم تئوریک آن می گردد لذا موقع خرج گذاری بایستی دقت بعمل آید که حفره های خالی و ناهمواری های موجود در جدار چال نیز خرج گذاری شوند . این امر معمولا با مواد منفجره فلزی بهتر امکان پذیر است زیرا مواد منفجره بسته بندی شده را هر قدر هم بفشاریم احتمال پر نشدن تمام گوشه ها و زوایای چال می باشد . به هر حال برای بیان کمیت خرج در چال یکی از راههای متداول ، خرج بازاء واحد طول چال خواهد بود که بر اساس قطر تئوری چال محاسبه می شود.
                                                                                
Q : مقدار خرج موجود در چال
 : طول خرج در چال
 : قطر چال
 : چگالی خرج
و مقدار خرج در یک متر چال برابر است با:                           
به ازای هر مقدار خرج ریخته شده در چال ، طول خالی و طولی از چال که پر شده است مشخص است . بدین ترتیب با داشتن مقدار خرج در یک متر چال و کنترل نهایی طول خالی چال در هر زمان ، می توان به صحت خرج گذاری پی برد . دستورالعملهای ارائه شده در زیر ، روشی برای اطمینان از صحت خرج گذاری می باشد .
          1- اگر طول خالی چال بیش از مقدار محاسبه شده باشد دلیل بر این است که خرج به طریقی از چال خارج شود که آنهم معمولاً بدلیل وجود حفره یا شکاف در چال است . وجود حفره در شکاف می بایست در حین حفره چال مشخص می گردید و حال برای جبران این نقیصه بایستی آن قسمت از چال را که مظنون به وجود حفره و شکاف است با خاکریزی پر کرد و مجدداً خرج گذاری را ادامه داد .
2- اگر طول خالی چال کمتر از مقدار محاسبه شده باشد ، دلیل برگیر کردن ماده منفجره حین خرج گذاری در بین راه است . اینگونه گیر کردن را می توان با فشار سمبه چوبی برطرف کرد و اگر به این طریق نتوان رفع گیر کرد بهتر است عملیات خرج گذاری بقیه چال را با دقت بیشتر ادامه داده و اقدام به انفجار نمود .

1-2-9- خرج گذاری منقطع یا چند مرحله ای :
لزوم تقسیم خرج در طول چال سبب می شود که هر قسمت به طور جداگانه عمل کند به این منظور بین قسمتهای مختلف خرج ، مواد باطله قرار می دهد. یعنی به تناوب خرج و مواد باطله در چال قرار می دهند . این گونه موارد به دو منظور صورت می گیرد.
1- خرج در جای مناسب چال قرار می گیرد مثلاً اگر لایه ای نرم در چال وجود و امکان گریز گازهای حاصل از انفجار می باشد این قسمت از چال را خاک می ریزند و خرج گذاری در محل مقاوم چال انجام می گیرد بدین ترتیب بهره برداری از انرژی ماده منفجره بهتر صورت می گیرد .
2-  لرزش زمین و مصرف ماده منفجره کاهش می یابد و ماده منفجره در طول چاه تقسیم می شود  .  ضخامت باطله در خرج گذاری چند مرحله ای از فرمول زیر حساب می شود :
                                                                                             
  : قطر چال
  : ضخامت باطله
در چالهای مرطوب بعلت اینکه انتقال انفجار بهتر از خاک خشک صورت می گیرد ، لازم است که مقدار   دو برابر شود و اگر مواد منفجره حساس مثل برخی دینامیت ها استفاده شود ضخامت باطله را باید بیش از 6 برابر قطر چال در نظر گرفت .
 چاشنی ها معمولاً همزمان نیستند و برای پایین آوردن لرزش زمین چاشنی ها با تأخیرهای متفاوت می سازند .

1-2-10- انرژی ویژه :
پیش از اختراع مواد منفجره ژله ای و امولسیون ، خرج ویژه معیار خوبی برای تعیین مقدار انرژی بکار رفته در خرد کردن سنگ به حساب می آمد. زیرا معمولاً انرژی انفجاری با بالا رفتن وزن مخصوص ماده منفجره افزایش می یابد . اما با داشتن مواد منفجره جدید انرژی بطور قابل ملاحظه ای تغییر می کند . هر چند که وزن مخصوص هر یک مساوی دیگری باشد . بدین ترتیب مقدار ماده منفجره نمی تواند مبنا قرار گیرد زیرا انرژی انواع مواد منفجره با هم متفاوتند . و انرژی حاصل انفجار است که برای خرد کردن سنگ مقیاس مصرف قرار می گیرد .
      انفجار ، یک فعل و انفعال شیمیایی است که مقدار قابل ملاحظه ای انرژی حرارتی بصورت انبساط سریع گاز بسیار داغ آزاد می کند . در مواد منفجره ، انرژی می تواند  محاسبه  یا اندازه گیری  شود و بازدهی ترمو دینامیکی را در زمان انفجار  بدست آورد .
ملاک عمل برای مصرف ماده منفجره ، انرژی حرارتی آزاد شده در نظر گرفته می شود. برای محاسبه انرژی آزاد شده از انفجار ماده منفجره ، از فرمول زیر استفاده می شود :
                                                                                   
  : انرژی حرارتی حاصل از انفجار
  : حرارت متشکل از محصولات انفجار
  : حرارت متشکل از مواد منفجره
بدیهی است که برای خرد کردن مقدار معین سنگ ، مقدار معینی انرژی مورد نیاز است . که اگر برای تامین این انرژی بتوانیم از چند نوع ماده منفجره استفاده کنیم مواد منفجره قوی تر باید با وزن کمتر برای خرج گذاری مصرف شوند . انرژی ویژه ضریبی مطمئن تر از خرج ویژه برای خرد کردن سنگهاست .
انرژی ویژه = (حرارت حاصل از انفجار) / ( وزن سنگ )
واحد انرژی ویژه ، کالری بر تن و کالری بر متر مکعب است . تغییر نوع ماده منفجره در آتشباری منتج به تغییر مقدار انرژی حاصل از انفجار می گردد و لازم می شود که آرایش چالها نیز تعویض گردند.

1-2-11- خرج ویژه :
خرج ویژه مصرف ماده منفجره برای واحد حجم یا وزن سنگ را در یک عملیات آتشباری نشان می دهد و مقدار آن ممکن است با ضریب ثابت سنگها نامساوی باشد . خرج ویژه برای محاسبات اقتصادی بکار گرفته می شود. واحدهای آن عبارتند از :
گرم خرج  بر متر مکعب سنگ       
 پوند بر یارد مکعب
متر مکعب سنگ بر گرم خرج        
یارد مکعب سنگ بر پوند
پوند بر تن
تن بر پوند 
گرم خرج بر تن سنگ
تن سنگ بر گرم خرج
مقدار خرج ویژه تابع نوع ماده منفجره ، وزن مخصوص سنگ و زمین شناسی منطقه است و معمولا هرچه مقدار و قدرت ماده منفجره قوی تر باشد خرج ویژه کمتر می شود .
هرچه وزن مخصوص سنگ بیشتر است خرج ویژه بیشتر است .
تا حدودی خرج ویژه در چالهای قطور کمتر از چالهای کم قطر است . هر چه تعداد سطح آزاد بیشتر باشد خرج ویژه کمتر است. اگر تعداد درزه و شکاف در سنگ زیاد باشد باعث می شود که سنگ در برابر ضربات حاصل از انفجار سست شده و قدرت حاصل از انفجار خرج ویژه نیز کم بشود.
چنانچه وضعیت درزه و شکاف به صورتی باشند که موجب اتلاف گازهای حاصل از انفجار و افت فشار آنها بشود خرج ویژه زیاد می شود .
برای محاسبه خرج ویژه کافیست که حجم سنگ مربوط به هر چال را حساب کرده و وزن ماده منفجره مصرف شده در چال را بر آن تقسیم کنیم .
1-2-12- خرج ته چاه :
خرج ته چاه انرژی زیادی را در ته چاه توزیع کرده كه باعث شکسته شدن و از جا درآمدن بار سنگ می گردد . طول خرج ته چال از رابطه زیر حساب می شود :
                                                                                           
که در آن hb طول خرج ته چال است .
 تراکم خرج ته چال از رابطه تجربی زیر حاصل می شود:                                                                       
كه در آن
  : تراکم خرج ته چال بر حسب کیلوگرم بر متر است .
  : قطر چال به میلیمتر
  : وزن مخصوص خرج گذاری بر حسب کیلوگرم بر متر مربع است .
در چال خشک انرژی ماده منفجره برای خرج گذاری ته چال بایستی 30 تا 50 درصد بیش از خرج بقیه چال باشد . مثلا اگر خرج مصرفی آنفو است انرژی خرج ته چال نسبت به آنفو باید 130 تا 150 درصد باشد . در چال مرطوب خرج ته چال باید 50 تا 70 درصد بیش از بقیه چال باشد كه در این حالت انرژی خرج ته چال نسبت به آنفو 150 تا 170 درصد می گردد . اعداد ذکر شده دارای خطایی معادل 15 تا 10 درصد می باشند .
1-2-13- خرج میان چال :
طول خرج میان چال از رابطه زیر حساب می شود:                                                                          
hc : طول خرج میان چال
H : طول چال
hb : طول خرج ته چال
S1 : طول گل گذاری
خرجی که بعد از خرج ته چال مصرف می شود نیز سنگ را خواهد شکست اما لازم نیست که همان قدرت لازم را داشته باشد .
اگر تراکم خرج میان چال Vc بنامیم مقدار آن از رابطه زیر قابل محاسبه است :
                                                                                         Qc = Vc .hc
و کل خرج مصرفی از رابطه زیر محاسبه می شود :
                                                                                      Q = Qb+Qc …

 

منابع
1-    Nitro Nobel, Rock Blasting Technigue, General Principel Of
Rock Blasting .
2- Jimeno, C.L & Jimeno, e.L. & caredo, f. J. a, Drilling and blasting of rock, Balkema. 1995
3- طراحی برنامه ریزی و روشهای استخراج معادن سطحی- دکتر مرتضی اصانلو 1374
4- م. نوری ، بررسی مقدماتی آبهای زیر زمینی معدن چغارت
5- گزارشات تهیه شده توسط شرکت سنگ آهن گل گهر
6- ع. دهقانی فیروز آبادی ، شناخت منشاء آبهای مزاحم در معدن چغارت
7- آتش کاری در معادن- مهندس رحمت ا… استوار- 1383
8- جزوه درس چالزنی و آتشباری – دکتر اردشیر سعد محمدی- 1384

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی ساختار سطحی الیاف نساجی استفاده شده در امباسینگ غلتكی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی ساختار سطحی الیاف نساجی استفاده شده در امباسینگ غلتكی دارای 97 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی ساختار سطحی الیاف نساجی استفاده شده در امباسینگ غلتكی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

چكیده :

طرح استفاده از الیاف نساجی ترموپلاستیك شكل گرفته است ، كاربرد جدیدی از نانو ساختارهای سطحی یك نمونه از رول امباسینگ شكل گرفته در جایی كه یك فلز انعطاف پذیر برجسته كه طرح در سطح آن برروی یك سیلندر فلزی سوار شده است با تنظیم دقیق پارامترهای فرآیند‌، شبكه های دوره‌ای با جزئیات واحد زیر  بوده انتقال پیدا میكند ،برروی الیاف پلی استر با قطر 180 میكرومتر  .
كلمات كلیدی : رول امباسینگ ، قالب ترموپلاستیك ، الیاف نساجی .

 مقدمه :

بسیاری از پیشرفت های تكنولوژی تولید الیاف مصنوعی مبنی بر توسعه ( تغییر ) در سطح الیاف می باشد [1] در بیشتر موارد الیاف پروفیلی ( سطح مقطع غیر دایره‌ای ) به وسیله نازل اسپینرت ، به ایجاد یك سطح پروفیلی در طی ریسندگی لیف می انجامد به هر حال این تكنولوژی 2 اشكال دارد :
1-    پروفیلی شدن فقط در جهت طولی اتفاق می افتد ( پروفیلی شدن طولی )
2-    شكل پروفیلی محدود به شكل نازل اسپینرت ، ویسكوزیته مواد شكل دهنده الیاف و تورم در طی الكستروژن كردن الیاف می باشد بنابراین سطح الیاف نسبتاً زبر می باشد
در نتیجه بسیاری از اثرات مبنی بر سطوح نانو ساختاری نمی تواند كاربردی موثر داشته باشد با تولید برجستگی هایی در موقعیت مكانیی دلخواه ( پروفیل افقی ) مشخصات مهم سطح الیاف ، ممكن است در محدوده وسیعی بهبود پیدا كند (‌گسترش پیدا كند )
نمونه های امكان پذیر عبارتند از :
–    منسوج با افزایش مساحت سطح كه قادر است ، مقدار زیادی از رطوبت را برداشت كند و توانایی خشك شدن سریع بااجاره دادن آب در چسبیدن به سطح بدون نفوذ به داخل لیف .
–     نخ با استحكام كششی بالا به وسیله افزایش اصطكاك بین تك لیف ها
–     دستمال كاغذی ساخته شده برای كاربرد پزشكی باكنترل رشد سلول
–     این مقاله روشی ارائه می دهد كه چگونه الیاف می توانند دارای ساختار سطحی شوند .
با استفاده از رول امباسینگ(‌همچنین وب امباسینگ نامیده می شود ) ( به شكل 1 توجه كنید )

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی روش های مختلف رنگرزی الیاف اكریلیک با رنگ های طبیعی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی روش های مختلف رنگرزی الیاف اكریلیک با رنگ های طبیعی دارای 136 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی روش های مختلف رنگرزی الیاف اكریلیک با رنگ های طبیعی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

چكیده :

 رنگینه های طبیعی از دیر باز مورد توجه بشر بوده اند این رنگینه ها به دلیل بهره‌مندی از درجه  سمیت پایین و سازگاری با محیط همواره مورد توجه رنگرزان بوده اند از ویژگی های این نوع رنگینه ها می توان به تولید شیدهای بسیار زیاد و زیبا به همراه نتایج قابل توجه خواص ثبات آنها اشاره كرد در این راستا رنگینه های اسپرك ،
قرمز دانه وپوست گردو ازمعروفترین و همچنین قدیمی ترین رنگینه های طبیعی
می باشند كه بشر از سالیان دراز مورد استفاده قرار می داده است .
 روش رنگرزی این رنگینه ها به كمك انواع دندانه بوده است .
 در این پروژه امكان رنگرزی نخ اكریلیك را با رنگهای طبیعی اسپرك ، قرمز دانه ، پوست گردو به روشهای پیش و پس و همزمان با دو دندانه زاج سفید و دی كرومات بررسی می كنیم و نتایج حاصل را مورد بررسی قرار می دهیم .
از نتایج حاصله اینگونه استنتاج می شود كه افزایش دندانه بخصوص دندانه
‌دی كرومات در محیط باعث افزایش جذب رنگ توسط كالا می شود و همچنین سه روش رنگرزی نیز خود تأثیر بسزائی در جذب رنگ دارند كه نتایج حاصل نشان میدهد. بیشترین رمق كشی و جذب رنگ در روش پس دندانه حاصل شده است .

فهرست مطالب

مقدمه    1
فصل اول :‌كلیات
1-1- هدف     4
1-2- پیشینه‌تحقیق     4
1-3-    روش كار تحقیق     5
فصل دوم : اكریلیك
2-1- تاریخچه     7
2-2 – تعریف الیاف اكریلیك و مد اكریلیك     7
2-3- سنتز اكریلونیتریل     8
2-4- حلالهای مناسب الیاف پلی اكریلونیتریل     11
2-5- تولید الیاف از پلیمر اكریلونیتریل     11
2-6- انواع الیاف اكریلیك و مد آكریلیك     13
2- 7- الیاف ارلون     13
2-8- الیاف اكریلان     16
2-9- الیاف كورتل     19
2-10- ریسندگی الیاف اكریلیك     19
2-11- خواص فیزیكی و شیمیایی الیاف اكریلیك     20
2-12- چگونگی شناسایی الیاف اكریلیك     22
2-13-كاربرد نمونه های نوینی از آكریلیك ها     23
2-14- مطالب كه قبل از رنگرزی اكریلیك باید توجه شود     28
2-15- كارهای پیش از رنگرزی برروی الیاف اكریلیك     29
2-16- اصول رنگرزی الیاف اكریلیك    31
2-17- نحوه رنگرزی و اشكالات موجود در رنگرزی اكریلیك     35
2-18- مواد كمكی در رنگرزی الیاف اكریلیك     37
2-19- رنگرزی الیاف اكریلیك    38
2-20- اندازه گیری ارزش اشباع لیف اكریلیك     44
2-21- اندازه گیری سرعت رنگرزی اكریلیك     45
2-22- خنثی كردن الكتریسیته ساكن الیاف اكریلیك     46
فصل سوم : رنگزاهای طبیعی
3-1- تاریخچه رنگرزی     48
 3-2- تاریخچه رنگرزی در ایران     55
3-3- مختصری در مورد رنگینه های طبیعی     63
3-4- كاربرد رنگهای گیاهی در هنرهای دستی ایران     66
3-5- دلایل اقتصادی استفاده از رنگهای گیاهی     68
3-6- شناسائی مواد رنگزای طبیعی     71
3-7- مقایسه‌خواص مواد رنگزای طبیعی و مصنوعی     72
3-8- قرمزدانه     75
3-9- انواع قرمزدانه     77
3-10- طریقه جمع آوری قرمز دانه     79
3-11-تأثیر مواد گوناگون از قرمزدانه     81
3-12- تهیه مواد گوناگون از قرمز دانه     82
3-13- تقلب در قرمزدانه     82
3-14- رنگ بندی قرمزدانه     83
3-15- اسپرك     84
3-16- تاریخچه اسپرك     85
3-17- خصوصیات گیاه اسپرك     86
3- 18- چگونگی برداشت محصول اسپرك    88
3-19- پوست گردو     89
3-20-گرفتن رنگ از پوست گردو     90
3-21-اثر دندانه ها بر پوست گردو     91
3-22- تأثیر مواد شیمیایی بر محلول پوست گردو     91
3-23- طرز خشك كردن گیاه     92
3-24- آب در رنگرزی     93
3-25- دندانه ها     96
3-26- اسیدهای مورد استفاده در رنگرزی     104
3-27- پتانسیل آینده استفاده از رنگزاهای طبیعی     105
 فصل چهارم : آزمایشات رنگرزی
4-1- توضیحات     108
4-2- مشخصات كالا     109
4-3-مشخصات مواد مصرفی    109
4-4- وسایل آزمایشگاهی مورد استفاده     109
4-5- مراحل انجام آزمایش     110
4-6- دندانه دادن كالا     110
4-7-انجام آزمایشات رنگرزی     112
4-8- عملیات شستشوی كالاهای رنگ شده     114
4-9-تعیین ماكزیمم طول موج برای رنگهای مصرفی     115
4-10- رسم منحنی كالیبراسیون     118
4-11-محاسبه درصد رمق كشی123
4-12-نتیجه گیری و پیشنهادات125
منابع و مآخذ    129
 

فهرست منابع و مآخذ
1- مرتضی سهی زاده ابیانه، تكمیل فرآیندهای نساجی رنگرزی جلد دوم، 1373
2- محسن حاجی شریفی- جواد ساسان نژاد، خصوصیات الیاف نساجی، 1363
3- علیرضا خسروی، كمالدین قرنجیك،رنگرزی الیاف مصنوعی و استات سلولز،1374
4- حسین توانائی، تكنیك های رنگرزی، 1371
5- دكتر اسمائیل یزدانشناس، جزوه رنگرزی الیاف مصنوعی، 1381
8- R. W. moncrieff, MAN MADE FIBRES, 1982
7- ویكتوریا جهانشاهی، افشار، رنگرزی الیاف با مواد طبیعی، 1375
8- دكتر محمد میر جلیلی، جزوه فرآیند رنگرزی الیاف با مواد رنگرزی طبیعی، 1380
9- Dr. Sanjay Gupta, international Dyer, Mareh, 2002
10-s.d.c. Color indexs 1971
11- www. Dye plants.com

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید