فایل زمین شناسی ساختمانی و مسائل زیست محیطی معدن سرب راونج دلیجان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 فایل زمین شناسی ساختمانی و مسائل زیست محیطی معدن سرب راونج دلیجان دارای 284 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل زمین شناسی ساختمانی و مسائل زیست محیطی معدن سرب راونج دلیجان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي فایل زمین شناسی ساختمانی و مسائل زیست محیطی معدن سرب راونج دلیجان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن فایل زمین شناسی ساختمانی و مسائل زیست محیطی معدن سرب راونج دلیجان :

فایل زمین شناسی ساختمانی و مسائل زیست محیطی معدن سرب راونج دلیجان

چـکـیده

امروزه کلیه مسائل مربوط به مهندسی پیوند عمیق و تنگاتنگی را با موضوع حفاظت محیط زیست پیدا کرده اند و این بحث علی الخصوص در زمینه علم معدنکاری نقش چشمگیر و پررنگتری دارد.هر مهندس و یا هر کارگر فنی که در معدن کار می کند باید نه تنها به توصیه های و متدهای پیشرفته در جهت ازدیاد تولید و راندمان کار توجه داشته باشد بلکه همواره در کلیه شرایط و مسیرهای منتهی به استخراج هر نوع ماده معدنی باید توجه کافی به محیط زیست را سر لوحه خود قرار دهد.

مساله حفاظت محیط زیست در عملیات معدن کاری چند سالی است که نظر متخصصان این رشته را در کشورهایدر حال توسعه به خود جلب کرده است.در حالی که در کشورهای در توسعه یافته وصنعتی این موضوع یکی از مسائل روز آنها استو برنامه ریزان سازمان های اجرایی در این زمینه مطالعات و فایلات وسیعی انجام داده اند و این امر ناشی از اهمیت موضوع مورد فایل می باشد. حاضر ابتدا نگاهی کوتاه به بحران منابع معدنی در جهان و در واقع میزان موجودیت و امکان دسترسی در سال های آتی به این منابع را با توجه به کنترل کننده های مختلف بررسی می کند.و اما در فصل بعد مساله از زاویه دیگر و دقیق تری بررسی خواهند شدو در واقع نگاهی دارد به ژئوشیمی نیاز و منابع معدنی چرا که بسیاری از مسائل زیست محیطی به فهم اصول پایه ژئوشیمی نیاز دارد که برحرکت آلدوه کننده ها حاکم است.و در بخش دیگر نگاهی کلی ،اما تازه تری به اثرات زیست محیطی سه بخش عمده عملیات معدنکاری یعنی اکتشاف ،استخراج وفراوری مواد معدنی دارد.

اما در بخش زمین شناسی ساختمانی معدن سرب روانج ابتدا نگاهی دارد به مشخصات عمومی معدن و سپس نگاهی دارد به بخش ها وتقسیمات و سازند هاو نوع زمین شناسی معدن سرب راونج ،و در مرحله بعد تاریخچه زمین شناسی وچینه شناسی در دوران های مختلف را مورد بررسی قرار می دهیم.

مقدمه:

محدوده مورد مطالعه معدن سرب راونج در استان مرکزی منطقه راونج بین قم و دلیجان (30 کیلومتری شهرستان دلیجان) بوده که در این معدن زمین شناسی ساختمانی آن مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

از نظر موقیعت جغرافیایی این کارخانه در طول جغرافیایی 50 درجه و44 دقیقه و7 ثانیه ،در عرض جغرافیایی 34 درجه و 10 دقیقه و 18 ثانیه و در منطقه ای به ارتفاع 2115 متر از سطح دریا قرار دارد،دسترسی به کارخانه از کیلومتر 30 جاده آسفالته دلیجان- قم از طریق جاده فرعی به طول 18 کیلومتر امکان پذیر است.

از روستاهای اطراف كارخانه‌ می‌توان به روستای راونج (شکل 4-1) در 5 کیلومتری کارخانه اشاره کرد.كارخانه سرب راونج در منطقه کوهستانی قرار دارد كه از نظر آب و هوایی دارای تابستان‌های معتدل و زمستان‌های سرد می‌باشد. تغییرات درجه حرارت سالانه متوسط بوده و از 20- درجه در فصل زمستان تا 30+ درجه سانتیگراد در فصل تابستان متغیر است]1[.

به دلیل مساعد بودن آب و هوا در این مناطق روستاهای اطراف كارخانه از سكنه قابل توجهی برخوردار می‌باشند. قبل از راه‌اندازی معدن و كارخانه، مردم این نواحی اغلب از طریق دامداری و كشاورزی امرار معاش می‌كرده‌اند. در این منطقه رودخانه هایی جریان دارد كه آب مصرفی در این روستاها و نیزکارخانه از این رودخانه تأمین می شود. همچنین سد 15 خرداد در 20 کیلومتری کارخانه واقع شده است]1[.

كانسار سرب راونج از ذخایر قابل توجه سرب در ایران می‌باشد كه علیرغم حجم كم ذخیره به علت عیار بالای سرب و نیز وجود نقره از اهمیت خاصی برخوردار است. ذخیره مزبور از ادوار گذشته در منطقه شناخته شده و آثار حفاری‌های قدیم در امتداد رگه‌های پرعیارآن قابل مشاهده است. .

عملیات اكتشافی، طراحی، نصب و راه اندازی كارخانه تغلیظ كانسار راونج در سالهای قبل از انقلاب توسط شركت‌ بلژیکی انجام شد. شرکت سوژمیران بعنوان زیر مجموعه شرکت بلژیکی در این معدن فعال بود. بعد از انقلاب، بنیاد شهید اداره معدن و کارخانه را بر عهده گرفت كه پس از مدتی این بنیاد تصمیم به واگذاری شرکت به بخش خصوصی نمود که در نهایت شرکت سوژمیران تصمیم به خریداری مجدد معدن و کارخانه نمود. علیرغم گذشت نزدیك به 40-30 سال از راه‌اندازی معدن و كارخانه راونج در حال حاضر کارخانه با ظرفیت 270 تن كنسانتره سرب و روی در روز فعالیت می نماید

فایل زمین شناسی ساختمانی و مسائل زیست محیطی معدن سرب راونج دلیجان
فهرست صفحه

تشکر وقدرانی:5

فصل اول :7

زمین شناسی ساختمانی و توضیحات اجمالی از معدن سرب راونج:8

چکیده :9

مشخصات وخصوصیات سرب :10

خصوصیات قابل توجه:10

تاریخچه 11

جداسازی:12

ایزوتوپ ها:12

مقدمه :13

تاریخچه راه اندازی معدن وکارخانه :16

زمین شناسی منطقه:17

ژنز کانسار سرب و نقره راونج:17

ذخایر سرب و روی راونج:18

تجهیزات و ماشین آلات معدن و کارخانه راونج :18

موادمصرفی کارخانه:19

موادشیمیایی:19

آب:20

برق:20

سوخت:20

مواد و قطعات مصرفی:20

عکس:22

میزان استخراج در سالهای گذشته:23

مواد مصرفی آتشباری در معدن:24

موادمصرفی در کارخانه:24

توصیف فرایند:25

فلوشیت کارخانه:26

مشخصات خوراک و محصولات کارخانه :27

تعداد پرسنل:29

مقدمه:31

وضیعت آب و هوایی:32

شرایط زندگی:32

شمه ای در مورد سن زمین:32

اصول چینه شناسی در محیط های رسوبی:37

رخساره هایمحیط خشکی :37

رخساره هایمحیط دریایی:37

تقسیم محیط های دریایی از لحاظ شکل وعمق:38

تقسیم بندی محیط های زیستیدریایی:39

تقسیم بندی محیط های دریایی از نظر نوع رسوبات 39

تعیین سن سنگ ها در چینه شناسی:41

تعیین سن مطلق :44

روش سرب:45

پالوژئوگرافی و ارتباط چینه شناسی :45

روش مطالعات پالئوژئوگرافی:46

شناسایی محیط رسوبی:46

حدود حوضه های رسوبی :47

رخساره ها و ارتباط غیر مستقیم با کوهزایی: 49

رخساره ها و ارتباط غیر مستقیم آنها با آب و هوا: 49

مطالعات پالئوژئوگرافی: 50

فرونشستن کف دریا :51

حرکت قاره ای :51

دلایل چینه شنااسی: 51

دلایل دیرینه شناسی: 52

دلایل پالئومگنتیسم:52

واحدهای چینه شناسی:52

پرکامبرین :58

تقسیمات پرکامبرین :60

تقسیمات و حدود دوران پالئوزوئیک:63

تقسیمات دوران مزوزوئیک:71

دوران سنوزوئیک:82

دوره کواترنری :87

زمین شناسی عمومی منطقه :88

حرکات دوران اول:90

حرکات دوران دوم :90

فعالیت ماگمایی: 93

فاز ماگماتیت دوران اول:93

فاز ماگماتیت دوران دوم:94

فاز ماگماتیت ترسیر :94

فصل دوم :96

محیط زیست منابع معدنی:97

مقدمه :98

منابع معدنی:99

عموامل کنترل کننده دسترسی به مواد معدنی :100

عوامل زمین شناسی:100

عوامل مهندسی:102

عوامل محیطی :103

مواد مصرفی و الگوهای اقتصاد جهانی:105

دوران نوین مواد معدنی در جهان:106

ژئو شیمی زیست محیطی منابع معدنی:106

سرب :107

منابع آلودگی:108

بیمار های ناشی از قرارگیری در معرض سرب:113

علائم ناشی از آلودگی به عنصر:114

اثرات حاد:115

اثرات خونی:115

اثرات عصبی:115

اثرات کلیوی:116

اثرات تولید مثلی:116

سرطان زایی:116

اثر سرب در آلودگی محیط زیست:117

تاثیر سرب برسلامت انسان :118

راههای ورود سرب به بدن :120

دستگاه گوارش :120

دستگاه تنفس :120

جذب از طریق پوست:122

اثرات زیان آور سرب بر بدن انسان:122

دفع سرب از بدن :122

معالعجه مسمومیت های سربی :123

تاثیر سرب در آلودگی :124

تاثیر سرب در آلودگی خاک ها :125

تاثیر سرب در آلودگی آب ها :127

تاثیر سرب در آلودگی گیاهان :128

روی:130

منابع آلودگی:131

بیماری های ناشی از قرار گیری در معرض روی:131

مسمومیت حاد:134

مسمومیت مزمن:135

مسمومیت ژنتیک:135

مسمومیت باروری:136

اثر ضد مسمومیت:136

داده های مسمومیت شغلی :136

درمان:136

سرب چیست:139

مسمومیت سرب چگونه به وجود می آید:139

چه کسانی در معرض مسمومیت با سرب هستندو چه خطراتی آنها را تهدید می کند:140

مسمومیت با سربچگونه مشخص می شود:141

آیا امکان اندازه گیری سرب خون در کشور وجود دارد:141

آلودگی سربی از کجا منشاء می گیرد:142

راه های جذب سربدر بدن چیست:143

سرب خون در چه کسانی باید آزمایش شود:143

آیا مسمومیتسرب درمان پذیر است:144

برای حفظ سلامت خانواده از آلودگی سرب باید چه کرد:144

سرب عامل خطر ساز در کودکان:145

مادران می توانند ابتدا برای جلوگیری از ورود سرب به بدن کودکان اقدامات زیر را انجام دهند:146

آلودگی محیط با سرب:146

اصول ژئوشیمی محیط زیست:147

مخازن ژئوشیمیایی:149

لیتوسفر :150

هیدروسفر:150

اتمسفر:152

بیوسفر:153

چرخه های ژئوشیمایی :155

آلودگی طبیعی:156

آلودگی تولید شده به وسیله انسان:157

آلودگی اسیدی:159

درمان:162

نتیجه گیری:164

فصل سوم:167

اثرات زیست محیطی اکتشاف و استخراج و فرآوری موادمعدنی:168

اثرات زیست محیطی اکتشاف موادمعدنی:170

اثرات زیست محیطیاستخراج مواد معدنی:171

اثرات زیست محیطی فرآوری مواد معدنی:177

نقش مهندسی فرآوری در کاهش خطرات زیست محیطی باطله های معدنی:181

فاضلاب اسیدی چیست:182

روش های کاهش فاضلاب اسیدی :184

فرآوری و چگونگی تاثیر آن بر فاضلاب های اسیدی:187

تولید سرب و نگرانی هایزیست محیطی آن:194

آلودگی آلودگی محیط سرب:198

هشدارها:199

فصل چهارم:200

شیمی و آنالیز سرب:201

مشخصات شیمیایی:202

مقدمه :206

زمینه های تجربی و کیفی :206

رده بندی روش های تجزیه ای :207

روش های جداسازی :210

دستگاهوری در تجزیه:211

نگاه اجمالی:212

تبلور:212

تقطیر :213

رسوب دادن :213

استخراج:214

کروماتوگرافی:214

انواع کروماتوگرافی:217

انتخاب بهترین روش کروماتوگرافی:220

کروماتوگرافیتبادلیونی:222

رزین های متداول تبادلیونی:223

خواص رزین ها :224

تبادل گرهاییونی معدنی:226

انواع تقطیر :228

تعادل بخار با محلول آزوئوتروپ:229

آنالیز استریولوژیک کلومرول های کلیه بدنبال:238

مقدمه:238

مواد و روش کار:240

چرخه های بیوژیوشیمیاییو تعادل آب:246

روشهای تجزیه آب سرب:246

نقش نمزارها در حذف فلزات از آب :248

فواید دیگر نمزارها :253

ارزش های تجاری:256

منابع:257

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق سنگدانه ها 23 ص

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

توجه : این پروژه فقط به صورت فایل (با پسوند) zip ارائه میگردد
تعداد صفحات فایل : 31

فرمت فایل : ورد

قسمتی از محتوی فایل

تعداد صفحات : 31 صفحه

عنوان صفحه بخش اول: آزمایش مقاومت فشاری 1 بخش دوم: مقاومت سایشی سنگدانه 3 بخش سوم: آزمایش وزن حجمی 5 بخش چهارم: وزن مخصوص ظاهری 7 بخش پنجم: وزن مخصوص مطلق سنگدانه ها 9 بخش ششم: دانه بندی دانه های سنگی 10 بخش هفتم: آزمایش اسلامپ و وزن حجمی بتن 15بخش هشتم: نمونه گیری بتن 17 بخش نهم: مقاومت فشاری نمونه های مكعبی 18 بخش دهم: مقاومت كششی بتن (نمونه های استوانه ای) 20 آزمایش فشاری سنگدانه ها شن مهمترین عامل مقاومت فشاری بتن ها میباشد .
حداقل مقاومت شن میباید از 800 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع بیشتر باشد .
شنها به دو دسته بادامی و نخودی دسته بندی میشوند .
سایز 5-10 میلیمتر شن را شن نخودی و 10-20 میلیمتر را شن بادامی مینامند .
ما در این آزمایش یک نمونه سنگدانه شنی را از نظر مقاومت فشاری مورد آزمایش قرار میدهیم .
برای این آزمایش 3000 گرم شن را داخل سیلندر استوانه ای مخصوص ریخته و روی آن را صفحه فولادی قرار میدهیم و به مدت 2.
5 دقیقه زیر فشار 21 تن جک هیدرولیک قرار میدهیم .
پس از آن محصول را با الک 8 میسنجیم و غربال میکنیم .
باقیمانده روی الک را وزن میکنیم .
برای این آزمایش ما نیاز به وزن سنگدانه خرد شده عبوری داریم و برای این که آزمایش دقیق باشد و درصد خطا کاهش پیدا کند ما باقیمانده روی الک را حساب میکنیم .
 با احتساب وزن اولیه ، وزن رد شده از الک و فرمول فوق میتوانیم درصد عبوری را محاسبه کنیم .
 حال با استفاده از جدول و دانستن درصد دانه های خرد شده میتوانیم مقاومت فشاری را حساب کنیم .
در این آزمایش مقاومت فشاری ما 600 میباشد که برای ساخت بتن مناسب نمیباشد .
مقاومت سایشی سنگدانه ها برای بتن های تحت سایش مانند بتن جاده ها و پیاده رو ها ، سد ها و کانالها علاوه بر مقاومت فشاری به مقاومت سایشی نیز نیاز داریم .
برای سنجش مقاومت سایشی سنگدانه ها نیاز به دستگاه لس آنجلس داریم .
طبق دستورکار ما باید 5کیلوگرم شن درشت دانه که نیمی از آن را شن بادامی و نیمی شن نخودی است را به همراه 11 گلوله فلزی در داخل دستگاه لس آنجلس بریزیم و دو بار آزمایش را یک بار برای 100 دور و یک بار برای 500 دور تکرار کنیم .
شنها باید عاری از خاک باشند و ترجیحاٌ شسته شده باشند .
اگز درصد سایش کمتر از 5 بشود شن ما مناسب نمیباشد .
درصد سایش را با استفاده از رابطه زیر محاسته میکنیم .
 پس از خارج کردن شنها از دستگاه باید آنرا از الک شماره 12 رد کنیم .
درصد عبور کرده از الک شماره 12 را درصد عبوری مینامیم که در فرمولهای فوق با  نشان داده ایم .
 میبینیم که درصد عبوری از الک 12 برای 100 دور آزمایش 3.
1 و برای 500 دور 12.
8% میباشد .
با ایجاد نسبت میبینیم که عدد حاصل از 5 کمتر میباشد و برای مقاومت سایشی این مناسب نمیباشد .
تعیین وزن حجمی سنگدانه ها الف ) متراکم شده : به این آزمتایش میله خورده هم میگویند .
کاربرد میله خورده در محاسبات طرح اختلاط میباشد .
قطر و ارتفاع سیلندر استوانه ای را محاسبه میکنیم .
حجم استوانه را با استفاده از فرمول  بدست

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ویژگی های زمین شناسی گسل های سمنان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ویژگی های زمین شناسی گسل های سمنان دارای 30 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ویژگی های زمین شناسی گسل های سمنان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله ویژگی های زمین شناسی گسل های سمنان

(مقدمه)  
گسل آستانه  
راندگی بایجان  
گسل دامغان  
گسل گرمسار  
گسل فشاری مشا  
(مهگسلرهای گسترده ی سمنان)   
– گسل آتشان    13-
-گسل انزاب  
– گسل اوریوم  
– راندگی برین  
– گسل فشاری بشم  
– گسل پلدر  
– گسل تپه نیاد   17-
– راندگی چاشم  
– گسیل دراز کوه  
-گسل فشاری دیکتاش  
-گسل دلازیان  
-راندگی سمنان  
-راندگی شهر آباد  
-راندگی عطاری  
-گسل فیروزکوه  
-گسل فشاری قربیلک  
-گسل کاهدان  
-راندگی نمکدان  
-گسل فشاری نوکر  
(نتیجه گیری بررسی گسل های سمنان)   27-
(منابع ومأخذ)

مقدمه:

 فلات ایران در بخشی از کروه زمین جای دارد که از دیدگاه لرزه خیزی و عملکرد گسلها بسیار فعال است

در این پژوهش ویژگییهای زمینشناسی گسلهای سمنان بررسی شده است که سعی شده همراه با گرد آوری داده های موجود و جمع آوری مطالب از منابع گوناگون ساختار زمین ساختی گسلها از نقطه نظر لرزه زمینساخت نیز مطلاعه شود

بطور کلی بررسی گسلهای سمنان نشان می دهد که آنها گسلهای کاری هستند. به این معنا که دیواره گسلها بر روی زمین بر اثر فرسایش از بین نرفته اند و امکان دارد این گسلها در آینده دچار جابه جا شدگی نسبی شود و در هر گونه سازه ای که بر روی آنها قرار گیرد و برش ایجاد نماید


گسل آستانه (Astaneh fault)

در باختر روستای آستانه و در دوره رودخانه، آستانه، دو گسل موازی و کنار هم با راستای شمال خاوری- جنوب باختری دیده می شوند که در نزدیکی، 1 میکرومتری جنوب باختر آستانه، رسوبات آبرفتی کواترنری را به روشنی بریده و همراه با آبراهه های پهن، به شکل چیپر جابه جا نموده است

افزون بر این، رویه های تخت سه گوش (Triangular facet)زیبایی نیز در رسوبات کواترنر این پهنه بوجود آورده است. در جنوب باختری چشمه علی نیز به روشنی دیده می شود که رسوبات کواترنر بوسیله گسله ی آستانه بریده شده است (نگاره ی1-4، نگاره های هوایی 3629 و 3628). گسله ی آستانه یکی از گسله های نادر البرز کوه است که به سبب نزدیکی با مرز جنوبی البرز و وجود رسوبات آبرفتی کواترنر در کنار آن، به روشنی جنبش جوان کواترنر را نشان می دهد

گسله ی آستانه به سوی جنوب باختری به کوه او را در شمال سمنان می رسد. درازای شناخته شده ی گسله ی آستانه بیش از 75 کیلومتر بوده و ساز و کار (mechanism)آن راندگی با مولفه ی راستالغز چیپبر است

امکان دارد خرابی دژ فولاد محله به سبب جنبش گسله ی آستانه رویداد باشد. همچنین ممکن است جنبش این گسله سبب رویداد زمینلرزه ی 22 دسامبر 856 میلادی کومس با بزرگی Ms=709 باشدظ

راندگی بایجان (Baijan Thrust)

راندگی بایجان، گسله ای با راستای خمدار شمال باختری- جنوب خاوری، درازای 45 کیلومتر و با شیب عمومی بسوی شمال است (پیکر 1-4). گسله ی بایجان در راستای خود سنگهای گوناگون مزوزوئیک را بریده است و در ادامه ی شمال باختری بوسیله گدازه های جوان آتشفشان دماوند پوشیده می شود. کمترین میزان جابه جا شدگی این گسله در پهنه ی بایجان 1000 متر برآورد شده است. زیرا به سبب کارکرد گسله، آهکهای سازند الیکا (در شمال) برابر آهکهای سازتد لار(در جنوب) قرار گرفته اند. میزان این جابه جا دشگی بسمت خاور بسرعت کم شده به گونه ای که آهکهای سازند لار (در شمالی) برابر سنگهای سازند تیز کوه (در جنوب) قرار می گیرد. شیب راندگی بایجان نزدیک 60 درجه به سوی شمال است

راندگی بایجان، گسله ای لرزه زا بوده و به نظر می رسد زمینلرزه ی 25/3/1983 (mb = 5.2) و 26/3/1983 (mb=4.5) میلادی بایجان به سبب کاری شدن این گسله روی داده باشد

گسله ی دامغان (Damghan Fault)

گسله ی کواترنر دامغان که از 10 کیلومتری شمال شهر دامغان می گذرد، برای نخستین بار بوسیله Krinsley (1970)  بعنوان یک گسله ی کواترنر با برشی در رسوبات جوان کواترنر معرفی شد. Krinsley  5/14 کیلومتر از این گسله رابرداشت نموده (نقشه ی شماره 2 در Krinsley 1970)  و سازوکار (مکانیسم) آن را کششی (normal) با شیب به سوی جنوب و فرو افتادن بخش جنوبی عنوان شده است بخش درازتری از اینگسله در برگ زمینشناسی دامغان به مقیاس 000 100: 1 (G.S.I. 1975) بصورت گسله ی کواترنر برداشت شده

گسله ی دامغان بیش از 100 کیلومتر داراز داشته و بخش مستقیم آن در شمال دامغان دارای 53 کیلومتر درازاست پیکر (1-4). هر چند سازو کار گسله به دقت روشنت نیست، ولی روشن است که در پهنه ی باختر ده ملا تا شمال تاق، بخش شمالی گسله بالا آمده، و بخش جنوبی آن فرو افتاده است. در شمال تاق و 32 کیلومتری شمال خاوری دامغان بخش جنوبی آن فرو افتاده است. در شمال تاق و 32 کیلومتری شمال خاوری دامغان گسله ی دامغان میان کنگلومرای چینخورده نئوژن پسین (در بخش شمالی) و باد زن آبرفتی کهن و جوان کواترنر (در بخش جنوبی) قرار گرفته است. در این پهنه لایه های تخت سه گوش زیبایی در رسوب های کنگلومرایی نئوژن پسین دیواره گسله، که نشانه ی کاری بودن گسله ی دامغان است دیده می شود

در شمال خاوری مهماندوست و باختری ده ملا، گسله میان سیلستهای رسی کواترنر دامغان در شمال بادزن آبرفتی جوان کواترنر و یدگر رسوبات دشت (در جنوب) قرار دارد، رسوبات کهن کواترنر دغ، بیشتر رسوبات کناری دغ (marginal playa) بوده که درآن بخشهای دانه درشت آواری نیزدیده می شود در شمال گسله ی دامغان در باختر ده ملا، در این رسوبات کناری دغ سه فرازا دیده می شود

الف: رسوبات بلند کناری دغ در فرازای 1115-1156 متری،

ب: رسوبات میانه ی کناری دغ در فرازای 1094-1133 متری،

پ: رسوبات پایین کناری دغ در فرازای 1106-1124 متری

در هرحال جوانترین رسوباتی که بوسیله ی گسله ی دامغان بریده می شوند. رسوبات بادزن های آبرفتی جوان و بنکوه فرسایشی (Pediment) کنونی است

به نظر می رسد گسله ی دامغان از دو بخش بنیادی خاوری و باختری ساخته شده است. در بخش خاوری گسله (از شمال دامغان تا ده ملا) بلوک شمالی بر پایی داشته و بلوک چنوبی فرو افتاده است (گسله ی فشاری پر شیب با شیب بسوی شمال)، در حالیکه در بخش باختری آن(از شمال دامغان و باختر سیاهکوه و به سوی آهوانو) بلوک شمالی فرو افتاده و بلوک جنوبی برپایی داشته است (گسله ی فشاری با شیب بسوی جنوب، نگاره ی 1-4). وجود رویه های تخت سه گوش دردیواره های شمالی گسله ی دامغان، نشاندهنده ی وجود مولفه ی راستالغز، افزون بر مولفه ی شاغولی در جنبش گسله ی دامغان است. با این وجود هیچگونه جابه جا   شده گی راستالغز از بررسی ابراهه های موجود بر روی نگاره های هوایی در درازای گسله ی دامغان هنوز پیدا نشده است (بربریان و قریشی 1367). باتوجه به رژیم زمینساختی چیره در ایرانزمین (Berberian 1981, 1983b)  به نظر می رسد گسله ی دامغان دارای سازو کار فشاری (reverse)  است

هیچگونه داده ی لرزه خیزی از گسله ی دامغان در دست نیست. ممکنست رویداد زمینلرزه 9 ژانویه 1982 (که مرکز آن در رو و یا نزدیکی گسله ی شمال دامغان قرار می گیرد). در پیوند با جنبش گسله ی  دامغان باشد. به سبب نبود داده  های مهلرزه ای (macroseismic)  نمیتوان در این مورد تصمیم درستی گرفت

گسله ی گرمسار (Garmsar Fult)

گسله ی گرمسار (پیکر 1-4)، گسله ای است که با راستای خاوری- باختری ودرازای بیش از 100 کیلومتر که از شمال گرمسار در چهار گوشهی تهران می گذرد. در بخش شمال خاوری گرمسار، گسله مرز میان سازند آبرفتی هزار دره و آبرفتهای دشت را می سازد. آرایش هندسی این گسله، سازوکار راندگی با شیب بسوی شمال را پیشنهاد میکند. در جنوب کوه سرخ (جنوب خاوری ورامین) یال جنوب باختری تاقدیس کوه سرخ بوسیله ی این گسله بریده شده وسازند قرمز بالایی بر روی دشت رانده شده است

زمینلرزه های زیر ممکنست به سبب جنبش دوباره ی گسله ی گرمسار رویداد باشند (Berberian 1981، بربریان و همکاران 1364)

– زمینلرزه ی بهار 743 میلادی دروازه های خزر (تنگ سر راه، میان ایوانگی وگرمسار ) با بزرگی تخمین زده شده ی Ms=7.2 و شدت

– زمینلرزه ی 21 اردیبهشت 1334 خورشیدی (11 مه 1945 میلادی) بنکوه گرمسار با بزرگی mb=

– پسلززه های زمینلرزه ی بنکوه گرمسار (19 ژوئن و28 اکتبر 1945 میلادی)

– زمینلرزهی 25 اکتبر 1982 گرمسار با بزرگی Ms=

– زمینلرزه ی 22 اوت 1988 گرمسار با بزرگی mb=

گسله ی فشاری مشا (Mosha Reverse Fault)

گسله ی فشاری مشا، گسله ای با درازای 200 کیلومتری است که تنها تکه ی کوچکی از بخش جنوب خاوری آن در گستره ی چهار گوشه ی سمنان قرار می گیرد (پیکر 1-4). راستای گسله شمال باختری- جنوب خاوری و ساز و کار آن فشاری است. در راستای این گسله بنیادی جوان و درازا، گستره ی بلند البرز (از شمال) بر روی چین های کناری البرز (در جنوب) رانده شده است، گسله ی مشا در بخش میانی چم و خم (ریخت سینوسی) داشته و در بخش خاوری (در گستره ی چهار گوشه ی سمنان) کم و بیش خاوری- باختری می شود شسب گسله ی فشاری مشا همیشه بسوی شمال و شمال خاوری بوده و میان 35 تا 70 درجه بازی می کند (بربریان و همکاران 1364)

به نظر می رسد راندگی در راستای گسله ی مشا پیش از ژوراسیک آغاز شده و تا پلایو- پلایوستوسن به 4 کیلومتر جابجایی شاغولی در فاز کوهزای پایانی آلپ بوجود آمده است گسله فشاری مشا با خطواره ی مغناطیسی F-16 همخوانی دارد این پیوند نشاندهنده ی ژرف و بنیاد بودن این گسله است گسله ی فشاری مشا، گسله ای است کاری و لرزه زا و داده های موجود نشان می دهد که زمینلرزه های زیر به سبب کاری شدن گسله مشا رویداده است

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله سنگ های آذرین

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله سنگ های آذرین دارای 26 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله سنگ های آذرین  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله سنگ های آذرین

مقدمه  
سنگ‌ها و کانی‌ها  
سنگ‌ها و کانی‌های آن‌ها  
سنگ‌های آذرین  
بافت سنگ‌های آذرین  
خانواده‌های سنگ‌های آذرین  
سنگ‌های رسوبی  
رسوب‌گذاری  
دیاژنز: سنگ‌زایی  
بافت سنگ‌های رسوبی  
خانواده‌های سنگ‌های رسوبی  
سنگ‌های دگرگونی  
بافت سنگ‌های دگرگونی  
خانواده‌های سنگ‌های دگرگونی  
چرخه‌ی سنگ  
سنگهــای آذریــن  
تبلــور مــاگمــا  
بـافتهــای آذرین  
منبع:  

منبع

حسینی، احمد. سنگ‌ها. انتشارات مدرسه،

لوتگن/تاربوک. مبانی زمین‌شناسی. ترجمه‌ی رسول اخروی. انتشارات مدرسه،

درویش‌زاده، علی. سنگ‌شناسی دگرگونی. انتشارات دانشگاه پیام‌ نور،

پروین، حسین. سنگ‌شناسی رسوبی. انتشارات دانشگاه پیام‌ نور،

خیری، فلوریز. سنگ‌شناسی آذرین. انتشارات دانشگاه پیام‌ نور،

معماریان، حسین. زمین‌شناسی فیزیکی. انتشارات دانشگاه پیام‌ نور،

سرابی، فریدون/ایران‌پناه، اسد/ زرعیان، سیروس. سنگ‌شناسی. انتشارات دانشگاه تهران،

همبلین، کنت/ هاوارد، جیمز. شناسایی مقدماتی سنگ‌ها. انتشارات مدرسه،

مقدمه

سنگ از نظر زمین‌شناسان به ماده‌ی سازنده‌ی پوسته‌ و بخش جامد سست‌کره‌ی زمین گفته می‌شود. سنگ‌ها از یک یا چند کانی درست شده‌اند و از نظر چگونگی پدید آمدن در سه گروه سنگ‌های آذرین، سنگ‌های رسوبی و سنگ‌های دگرگونی جای می‌گیرند. سنگ‌های آذرین از سرد شدن گدازه‌ی آتش‌فشان‌ها به وجود می‌آیند. سنگ‌های رسوبی پیامد فرسایش سنگ‌ها و انباشته شدن رسوب‌ها در دریاها هستند. هنگامی که سنگی در فشار و گرمای زیاد قرار گیرد، سنگ دگرگونی پدید می‌آید

سنگ‌ها و کانی‌ها

کره‌ی زمین از نظر ویژگی‌های فیزیکی ساختار لایه‌ای دارد. بخش مرکزی آن جامد است، بیش‌تر از آهن و نیکل درست شده و هسته‌ی درونی نامیده می‌شود. پیرامون هسته‌ی درونی را لایه‌ی مایعی از آهن و نیکل فراگرفته که هسته‌ی بیرونی نام دارد. پیرامون هسته‌ی بیرونی را لایه‌ای به نام گوشته در بر می‌گیرد که خود از لایه‌ا‌ی جامد و سخت به نام گوشته‌ی زیرین و لایه‌ای نرم‌تر و خمیری به نام سست‌کره درست شده است. پیرامون گوشته را لایه‌ی نازک و جامدی به نام پوسته فراگرفته که بیش‌تر از سیلیس، اکسیژن و آلومینیوم درست شده است. زمین‌شناسان به مواد طبیعی و بی ‌جان سازنده‌ی پوسته سنگ می‌گویند و بیرونی‌ترین لایه‌ی زمین را سنگ‌کره می‌نامند

سنگ‌ها از یک یا چند کانی درست شده‌اند. کانی به موادی بی‌جان، جامد و بلوری گفته می شود که ترکیب شیمیایی به نسبت ثابتی دارند. بیش از 3 هزار گونه کانی در طبیعت یافت شده است که نزدیک 20 تا 25 گونه از آن‌ها در ساختمان بسیاری از سنگ‌ها وجود دارند. بیش‌تر سنگ‌ها از چند کانی درست شده‌اند، مانند گرانیت که بخش زیادی از آن از سه کانی کوارتز، فلدسپات و بیوتیت است. هر گروه از سنگ‌ها نیز دارای کانی‌های مشخصی هستند که در گروه سنگ‌های دیگر وجود ندارند یا بسیار اندک هستند. برای نمونه، کانی هالیت فقط در سنگ‌های رسوبی دیده می ‌شود و در سنگ‌های آذرین یا دگرگونی دیده نمی ‌شود. کانی ولاستونیت نیز فقط در سنگ‌های دگرگونی یافت می شود. با این همه، برخی از کانی ‌ها، مانند کوارتز، ممکن است در هر گونه سنگی وجود داشته باشند

 

 

سنگ‌ها و کانی‌های آن‌ها

گونه‌ی سنگ کانی‌هایی که در آن یافت می‌شود سنگ‌های آذرین ارتوز، پرتیت، میکروکلین، پلاژیوکلاز، کوارتز، نفلین،

لوسیت، هورنبلند، اوژیت، بیوتیت، مسکوویت، الیوین سنگ‌های رسوبی کانی‌های رسی، کلسیت، دولومیت، کوارتز، هالیت، سیلوین،

ژیپس، انیدریت،گلوکونیت، اکسیدها(به‌ویژه آهن)،کربنات‌های دیگر سنگ‌های دگرگونی استرولیت، کیانیت، آندالوزیت، سیلیمانیت، گرونا، ولاستونیت،

ترومولیت، کلریت، گرافیت، تالک

سنگ‌های آذرین

هرچه بیش‌تر به ژرفای زمین برویم، دما بالاتر می ‌رود و در ژرفای زیاد به اندازه‌ی می‌رسد که برای ذوب‌ شدن سنگ‌ها کافی است. با این همه، مواد درونی زمین به حالت مذاب نیستند و فشار زیادی که از لایه‌های بالایی بر لایه‌های زیرین وارد می‌شود، از ذوب شدن سنگ‌ها جلوگیری می‌کند. اما در جاهایی از ژرفای زمین که به دلیلی(برای نمونه، در پی جایه‌جایی ورقه‌های سنگ کره) از فشار کاسته می‌شود یا سنگ‌های سطحی زمین به زیر سطح فرو می‌روند، سنگ‌ها ذوب می‌شوند. هر جایی که سنگ‌ها ذوب شوند، ماده‌ی مذاب، که ماگما نام دارد، به سوی بالا راه پیدا می‌‌کند و آرام آرام دمای آن کاهش می‌یابد و سنگ‌های آذرین را پدید می‌آورد

ماگما ممکن است به بخش‌های بالایی پوسته نفوذ کند یا از راه شکاف‌ها و سوراخ‌ها به سطح پوسته راه یابد. ماگمایی که از سطح پوسته بیرون نمی‌زند به آهستگی و طی سال‌ها سرد می‌شود و سنگ‌های آذرین درونی را می‌سازد. به ماگمایی که از دهانه‌ی آتش‌فشان بیرون می‌آید و به سطح زمین می‌رسد، گدازه می‌گویند. همه‌ی حجم گدازه‌ای که به سطح زمین می‌آید، به حالت مذاب نیست و قطعه‌های ذوب نشده‌ی سنگ و کانی‌های بلوری را نیز در خود دارد. گدازه طی چند روز سرد می‌شود و سنگ‌های آذرین بیرونی را می‌سازد

بررسی ترکیب شیمیایی سنگ‌های آذرین و گدازه‌ی آتش‌فشان‌های فعال نشان داده است که ماگما یک ترکیب سیلیکاتی با اندکی اکسیدهای فلزی، بخار آب و مواد گازی است. سنگ‌های آذرین را بر پایه‌ی درصد این مواد در سه گروه گرانیتی(اسیدی)، بازالتی(بازی) و آندزیتی(میانه) جای می‌دهند. سنگ‌های آذرینی مانند ریولیت و داسیت را که محتوای سیلیس آن‌ها بالاست، یعنی بیش از 63 درصد 2 SiO دارند، از گروه سنگ‌های آذرین اسیدی به شمار می‌آورند. سنگ‌های آذرینی مانند آندزیت که بین 52 تا 63 درصد 2 SiO دارند، از سنگ‌های آذرین میانه و سنگ‌هایی مانند بازالت و گابرو را که محتوای سیلیسی کم‌تری دارند، از سنگ‌های آذرین بازی هستند. برخی از سنگ‌های آذرین، مانند پریدوتیت، را که محتوای سیلیسی آن‌ها بسیار پایین است، فرابازی می ‌دانند

بافت سنگ‌های آذرین

زمین‌شناسان در بررسی‌های صحرایی، که ابزارهای پیچیده‌ی آزمایشگاهی در دسترس نیست، از اندازه و آرایش بلورهای سنگ، که بافت سنگ نام دارد، برای توصیف سنگ‌ها بهره می‌گیرند. اصطلاح بافت سنگ هنگام بررسی سنگ زیر میکروسکوپ نیز به کار می ‌رود. بافت سنگ آذرین علاوه بر این که آن را از سنگ‌ها دیگر جدا می‌کند، ما را از درونی بودن یا بیرونی بودن آن و حتی ژرفایی که سنگ در آن‌جا از ماگما پدید آمده است، آگاه می‌سازد

بافت نهان‌بلورین. بلورها را نمی‌توان با چشم غیرمسلح دید. اگر بلورها به اندازه‌ای کوچک باشند که فقط با میکروسکوپ‌ پولاریزان دیده شوند، اصطلاح میکروکریستالین و اگر فقط با میکروسکوپ الکترونی یا پرتوهای ایکس شناسایی شوند، اصطلاح کریپتوکریستالین را به کار می‌برند

بافت آشکاربلورین. بلورها درشت و از 2 تا 5 میلی ‌متر هستند. این بافت زمانی پدید می‌آید که ماگما به آهستگی درون زمین سرد شود

بافت پگماتیتی. گونه‌ای از بافت آشکاربلورین است که اندازه‌ی بلورهای آن بزرگ‌تر از 5 سانتی‌متر و حتی چند متر است

بافت پرفیری. گونه‌ای از بافت آشکاربلورین است که دارای بلورهای درشت در زمینه‌ای از بلورهای ریز است. این بافت نتیجه‌ی سرد شدن آهسته زیر سطح زمین و آمدن ناگهانی ماگما به سطح زمین است که نخست با پدیدآمدن بلورهای درشت و سپس با بلورهای ریز همراهی می‌شود

بافت سوراخ‌دار. در پی سرد شدن تند گدازه‌ای که گاز فراوان در خود دارد، بر سطح زمین پدید می‌آید. سنگ‌پا نمونه‌ای از این بافت است

بافت شیشیه‌ای. در برخی فوران‌های آتش‌فشانی، گدازه به درون آب ریخته می‌شود و بسیار تند سرد می‌شود. این گونه سنگ‌ها بلور ندارند و بافتی مانند شیشه دارند

بافت آذرآواری. هنگامی که گدازه به صورت ذره‌های خاکستر به هوا پرتاب می‌شود و آن ذره‌ها به صورت لایه‌ای ته‌نشین می‌شوند، سنگ‌هایی را می‌سازند که ذره‌های سازنده‌ی آن‌ها آذرین، ولی ته‌نشینی آن‌ها شبیه سنگ‌های رسوبی است

بافت آگلومرا. اگر اندازه‌ی ذره‌های پرتابی از دهانه‌ی آتش‌فشان بزرگ باشد، پس از ته‌نشین شدن به یکدیگر جوش می‌خورند و سنگ یکپارچه‌ای را می‌سازند که آگلومرا نامیده می‌شود

خانواده‌های سنگ‌های آذرین

سنگ‌های آذرین را بر پایه‌ی بافت، درصد سیلیس، رنگ، چگالی، ترکیب شیمیایی و در نظر داشتن ویژگی‌های دیگر، طبقه‌بندی می‌کنند

خانواده‌ی گرانیت- ریولیت. گرانیت از شناخته‌شده‌ترین سنگ‌های آذرین درونی است که فراوانی و زیبایی آن پس از صیقل یافتن، باعث شده است که در معماری مورد توجه باشد. نام این سنگ از واژه‌ی لاتین گرانوم به معنای دانه‌ی گندم گرفته شده است، زیرا بیش‌تر کانی‌های آن به اندازه‌ی دانه‌ی گندم است. بافت‌ آن از نوع آشکاربلورین است و بیش‌تر از فلدسپات پتاسیم‌دار، پلاژیوکلاز سدیم‌دار و کوارتز درست شده است. کانی‌های بیوتیت، آمفیبول، هورنبلند و گاهی میکای سفید نیز در ساختمان آن دیده می‌شود.گرانیت‌ها به رنگ‌های سفید، خاکستری و صورتی دیده می‌شوند که برخاسته از نوع فلدسپات آن‌هاست

ریولیت از نظر نوع کانی‌ها با گرانیت تفاوت زیادی ندارد و در واقع گرانیتی است که بیرون از پوسته‌ی زمین پدید می‌آید. ریولیت‌ها رنگ روشنی دارند و چون جهت‌یافتگی ماده‌ی مذاب را به آسانی می‌توان در آن‌ها شناسایی کرد، به این نام خوانده می‌شوند( ریولیت به معنای جریان یافته است.) در این خانواده سنگ‌هایی با بافت شیشه‌ای نیز وجود دارد که ابسیدین شناخته‌شده‌ترین آن‌هاست. این سنگ تیره‌رنگ است و تیرگی آن به این علت است که هیچ گونه بلوری در آن وجود ندارد. به سنگ‌های بیرونی با بافت سوراخ‌دار این خانواده، پونس، پامیس یا سنگ‌پا می ‌گویند. توجه داشته باشید که سنگ‌پا ممکن است در خانواده‌های دیگر نیز وجود داشته باشد

خانواده‌ی گرانودیوریت- داسیت. گرانودیوریت یکی از فراوان‌ترین سنگ‌های آذرین درونی است که از نظر کانی ‌شناسی، در میانه‌ی سنگ‌های گرانیتی و دیوریتی جای می‌گیرد. زیرا درصد کوارتز آن اندکی از گرانیت کم‌تر ولی از دیوریت اندکی بیش‌تر است. داسیت همانند بیرونی گرانودیوریت است. این سنگ در ایران فراوان است و بیش‌تر به رنگ روشن دیده می شود

خانواده‌ی دیوریت- آندزیت. دیوریت‌ها سنگ‌هایی هستند که بیش‌تر از فلدسپات‌ پلاژیوکلاز سرشار از کلسیم درست شده‌اند. این سنگ‌ها اغلب کوارتز ندارند، اما گاهی اندکی کوارتز و فلدسپات پتاسیم‌دار نیز در ساختمان آن‌ها دیده می‌شود.کانی‌های تیره‌رنگ دیوریت‌ها اغلب آمفیبول، پیروکسن و بیوتیت است. آندزیت همانند بیرونی دیوریت است که به رنگ خاکستری تیره دیده می‌شود به صورت سنگ‌پا و آذرآواری نیز وجود دارد

خانواده‌ی گابرو- بازالت. گابروها سنگ‌های تیره با چگالی به نسبت بالا هستند که بیش‌تر از پیروکسن و پلاژیوکلاز کلسیم‌دار درست شده‌اند. البته، ممکن است اندکی الیوین نیز در آن‌ها دیده شود. بازالت همانند بیرونی گابرو است. بازالت و گابرو 75 درصد سنگ‌های آذرین پوسته‌ی زمین را می‌سازند. بازالت سوراخ‌دار را اسکوری می‌گویند که شبیه سنگ‌پاست. بازالت شیشه‌ای نیز وجود دارد که به آن‌ها تاکی‌لیت می‌گویند. در پیرامون آتش‌فشان خاموش دماوند، به‌ویژه در کناره‌ی جاده‌ی هراز، می‌توان گونه‌های اسکوری، پرفیری و آگلومرای بازالتی را پیدا کرد

خانواده‌ی پریدوتیت. پریدوتیت سنگی بسیار بازی است که بیش‌تر از کانی‌های آهن و منیزیم‌دار درست شده است.پریدوتیت‌ها چگالی بالایی دارند و رنگ آن‌ها تیره است. الیوین فراوان‌ترین کانی پریدوتیت‌هاست، اما ممکن است اندکی پیروکسن و حتی آمفیبول نیز در آن‌ها دیده شود. پریدوتیت‌ها سرشار از الیوین را دونیت گویند و پریدوتیت‌های سرشار از پیروکسن را پیروکسنیت می‌نامند. در صورتی که هم الیوین و هم پیروکسن را داشته باشند، لرزولیت خوانده می‌شوند. لمبورژیت، که بسیار کمیاب است و از بلورهای ریز اوژیت(نوعی پیروکسن) و الیوین آهن‌دار درست شده است، همانند بیرونی پریدوتیت‌هاست و به رنگ قرمز قهوه‌ای دیده می ‌شود. کیمبرلیت را نیز همانند بیرونی آن‌ها می‌دانند که سرشار از الیوین است و بلورهای ریز و اندکی گرونا(کانی دگرگونی) و الماس دارد

سنگ‌های رسوبی

چهره‌ی زمین همواره در حال دگرگونی است و عامل‌هایی مانند نیروی گرانش، آب‌های جاری، موج‌های دریا، باد، یخچال‌ها و حتی انسان، همراه با کنش‌های شیمیایی موادی مانند آب، اکسیژن، دی‌اکسید کربن، اسیدها و مواد دیگر، باعث از هم‌پاشی ساختمان سنگ‌ها و خرد شدن آن‌ها می ‌شوند. خرده‌سنگ‌ها همراه با مواد محلول به جاهای پستی مانند دریاها، دریاچه‌ها، کنار رودخانه‌ها، غارها و جاهای دیگر می‌روند و در آن‌جا ته‌نشین می‌شوند. مواد ته‌نشین شده، که رسوب نامیده می‌شوند، در اثرعامل‌های گوناگونی، مانند فشار و گرما، به هم پیوسته می شوند و سنگ‌های سخت و یکپارچه‌ای را می‌سازند که به آن‌ها سنگ‌های رسوبی می‌گویند

سنگ‌های رسوبی به علت لایه‌لایه بودن و نیز داشتن برجای ‌مانده‌هایی از جانداران گذشته، به زمین‌شناسان کمک می‌کنند تاریخ گذشته‌ی زمین را بازسازی کنند. سنگ‌های رسوبی در مقایسه با سنگ‌های آذرین و دگرگونی بخش کم‌تری از پوسته‌ی زمین را می ‌سازند، اما چون در سطح زمین ساخته می ‌شوند، بخش زیادی از سطح قاره‌ها را پوشانده‌اند. این سنگ‌ها جای انباشته شدن و جابه‌جایی آب‌های زیرزمینی هستند و به دلیل اندوخته‌های زغال‌سنگ، نفت و گاز، نمک، کانی‌های آهن‌دار و دیگر کانی‌هایی که در صنعت ارزش دارند، بسیار مورد توجه هستند

رسوب‌گذاری

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله دیرینه شناسی (ماکروفسیل)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله دیرینه شناسی (ماکروفسیل) دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله دیرینه شناسی (ماکروفسیل)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله دیرینه شناسی (ماکروفسیل)

پیش گفتار  
مقدمه  
تاریخچه فسیل شناسی  
فسیل چیست ؟  
علم دیرینه شناسی:  
چگونه فسیلها را بیابیم  
فسیلی شدن:  
انواع فسیل شدن:  
فسیلهای دروغین:  
آشنایی با روش های مطالعه در دیرینه شناسی:  
فهرست منابع :  

پیش گفتار

کره زمین را به دلایل زیادی مطالعه و بررسی می کنیم ، مثلا به منظور یافتن آب تا آبی برای نوشیدن و سایر مصارف داشته باشیم ، یا نفت تا سوخت خودروها و گرمای منازلمان را تامین کنیم و یا تلاش می کنیم جاهایی که در آن امکان زلزله ، زمین لغزش و سیل را دارد خوب بشناسیم . از طرفی زمین دائما در حال تغیبر است و سطح آن ثابت و بدون تغییر نمی ماند ، به عنوان مثال سنگهایی که در قله کوهها وجود دارند ممکن است زمانی در قعر دریاها بوده باشند . در هر حال برای شناخت دنیایی که در آن زندگی  می کنیم بایستی به بعد زمان نیز توجه داشته باشیم تا بتوانیم تاریخچه زمین را مطالعه کنیم و برای بررسی و مطالعه بخشی از تاریخ زمین به ناچار باید به سوی فسیلها رفت که حیات گذشته را در خود دارند

وقتی درباره حوادث تاریخی و اسناد به جای مانده از آنها ( همچون جنگ جهانی اول ) صحبت می کنیم ، زمان آن به سال ، قرن و یا دهها قرن اندازه گیری می شود، اما زمانی که بحث تاریخ زمین به میان می آید ، زمان آن به میلیون و میلیارد سال اندازه گرفته می شود . زمان بخشی از زندگی روزمره ما است که اثر آن را با رویدادهایی که در آن گذشته و با استفاده از تقویم حفظ می کنیم . تقویم اختراع حیرت آوری که اساس آن حرکات کره زمین در فضا است و یک چرخش آن حول محور خودش « یک شبانه روز » و یک دور گردش آن حول خورشید « یک سال » می شود . اما آن دسته از مردم که تاریخ زمین را مطالعه کنند نیز از یک نوع تقویم استفاده می نمایند که به آن « مقیاس زمانی زمین شناسی » گویند . پایه و اساس چنین مقیاسی فسلها هستند . این تقویم یعنی مقیاس زمانی زمین شناسی با سایر تقویم هایی که با آنها آشنایی داریم متفاوت است و می توان آن را به کتابی تشبیه نمود که سنگها و فسیلها موجود در آن و رقمهای آن کتاب می باشند . برخی از صفحات این کتاب گم شده اند و یا ورقهای آن برگشته اند و از اینرو قابل خواندن نیستند و یا صفحاتی وجود دارند که هنوز شماره نخورده اند . این زمین شناس و خصوصا فسیل شناس است که به ما کمک می کند و ابزار لازم را در اختیارمان می گذارد تا توانایی خواندن کتاب تاریخ زمین را داشته باشیم . بنابراین برای درک هر چه بهتر از تاریخ زمین ناچار به آشنایی با فسیلها هستیم تا متوجه شویم چه هستند ؟ چگونه تشکیل شده اند ؟ و بتوانیم به سئوالاتی از این دست پاسخ گوییم

درمجموعه حاضر سعی شده است بطور خلاصه فسیل و علم فسیل شناسی مورد بحث قرار گیرد تا علاقمندان بتوانند جواب پرسشهای خود را در این خصوص بیابند

مقدمه

به راستی فسیل چیست و چگونه بوجود آمده است؟ لئوناردو داوینچی دانشمند و هنرمند مشهور ایتالیایی در حدود پانصد سال قبل ( 1500 پس از میلاد ) به نحو زیبایی ذهن خوانندگان را به تفکر در مورد پیدایش فسیلها سوق داد و بدین ترتیب نظریات و خرافه های رایج در زمان خود را رد کرد . وی می گوید : “ در کوههای پارما و پیاسنزا ، صدفها و مرجانهای مرده فراوانی یافت می شوند که هنوز حالت چسبیده به سنگها را حفظ نموده اند . اگر بگویید که این صدفها خود بخود بوجود آمده اند و یا بوسیله طبیعت ایجاد نشده اند ، چنین عقیده ای برای یک مغز هوشیار و متفکر منطقی نیست ( چرا که سالهای رشد آنها از روی خود صدفها قابل محاسبه است ) . این صدفها بدون غذا نمی توانستند رشد کنند و از طرفی بدون اینکه حرکتی داشته باشند توانایی دستیابی به غذا را نیز نداشتند ( پس چگونه رشد کردند ؟ ) اگر فرض براین باشد که اینها به کوه چسبیده بودند پس توانایی حرکت نداشتند و اگر اینطور عنوان کنید که طوفان و سیل باعث شد که آنها به صدها کیلومتر دور تراز دریا حمل شوند این نیز نمی توانسته اتفاق افتاده باشد مگر زمانی که سیلاب بوسیله باران ایجاد شود و باران بطور طبیعی به رودخانه ها راه یافته و روانه دریا گردد و همه مواد موجود در خود را به دریا حمل نمایید. بنابراین نمی توانسته این اعضای مرده را از ساحل دریا به سمت کوهها روانه سازد ، و اگر عقیده براین باشد که آب حاصل از سیلاب پس از مدتی کوهها را در برگرفته و به زیر خود برده باشد ، باید دانست که حرکت آب دریا در خلاف جهت رودخانه ها آنقدر به آرامی صورت می گیرد که هیچ چیز سنگینی را نمی تواند جابجا کند و حرکت دهد . ”در واقع ابراز عقیده در لوای چنین روشی ، بررسی حالات مختلف دیدگاه هایی بوده است که تا آن زمان در مورد فسیل بیان شده بود . بهرحال در طول تاریخ دانشمندان نظرات متفاوتی را در مورد فسیل با توجه به اعتقادات و یافته های زمان خود بیان داشته اند که مجموع این نظریات تاریخچه علم فسیل شناسی را تشکیل می دهد و بدیهی است برای درک هر چه بهتر این علم بایستی تاریخچه آن را مطالعه نمود . لذا در ادامه ابتدا به تاریخچه فسیل شناسی و سپس به فسیل و علم فسیل شناسی می پردازیم

تاریخچه فسیل شناسی

وقتی اسکلت یک دایناسور را در موزه می بینیم به راحتی آن را متعلق به نوعی از موجودات از بین رفته می دانیم . شاید تصور غلطی که در بین بسیاری از مردم رواج دارد از همین جا شکل گرفته باشد که فسیل را استخوانهای پوسیده زیر خاک و یا مجموعه ای از استخوانها که مدل یک دایناسور قدیمی را می سازد و در موزه نگهداری می شود ، می دانند . اما باید توجه نمود با همه جذابیتی که دایناسورها دارند ، آنها فقط بخش بسیار کوچکی از میلیونها گونه فسیل را تشکیل می دهند که در گذشته در قید حیات بوده اند . مدتهاست این تعریف که فسیل ها بقایای موجودات منقرض شده اند در ذهن ما جا افتاده و تصوری غیر از آن برای ما سخت است . ا قرنها پیش چنین تعبیری سریعا به ذهن نمی آمد ، مثلاٌ یونانیان باستان استخوانهای بزرگ ماموتها را بقایای غولهای افسانه ای می دانستند و با دیدن و پیدا کردن صدفهای دریایی که صدها متر بالاتر از سطح دریا و یا کیلومترها دور از دریا بودند دچار شگفتی می شدند و این سوال در ذهن آنها شکل می گرفت که آیا زمانی دریا آن سرزمین را پوشانده و یا این موجودات در داخل سنگها بلور رشد کرده بودند ؟

در قرن ششم قبل از میلاد گزنفن صدفهای دریایی را بالای صخره ای در جزیره مالت دید و عقیده خود را بدین گونه بیان کرد که زمانی دریا روی آن سرزمین را پوشانده است . وی اولین شخصی بود که تشخیص داد فسیلها بقایای موجودات قدیمی اند و بدین ترتیب قدیمی ترین نظریه درباره فسیلها به جای ماند که آنها باقیمانده جاندارانی هستند که زمانی می زیسته اند و در میان سنگها مدفون شده اند . این نظریه توسط گزانتوسنیز حدود 2500 سال پیش ( 500 قبل از میلاد ) بیان شد

 ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد اظهار داشت که فسیل ماهیها بقایای جانداران دریایی هستند که داخل شکاف سنگها شنا می کردند و در گل و لای به دام افتادند . جالب اینجاست که عقاید او تا دو هزار سال بعد هم مورد پذیرش بسیاری از افراد بود . در آخرین روزهای امپراطوری روم ، داستانهای آفرینش در 6 روز و طوفان حضرت نوح ، تنها عقیده مردم و جوامع غرب در مورد فسیل ها و سنگها بود . برای کسانی مانند ما که در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم کاملا مشخص است که به عنوان مثال فسیل صدف حلزون به نسل امروزی آن خیلی شبیه است و هیچ توضیحی غیر از این نمی توان درباره آن ارائه داد . اما دانش اکثر مردم در آن زمان نسبت به موجودات دریایی و اقیانوسی محدود بود . در حقیقت بیشتر فسیلها به آنچه که اروپاییان قرن پانزدهم می توانستند ببینند هیچ شباهتی نداشتند ، تا اینکه نمونه زنده یک موجود دریایی که صدفی حجره دار داشت در سال 1829 میلادی پیدا شد و این تصوررا به وجودآورد که این صدف حلقوی به نام Cornua ammonsis و سنگهای مارپیچی خویشاوند ماهی مرکب و هشت پا هستند . چه کسی می توانست تصور کند که موجودات عجیب به شکل فشنگ به نام بلمنیت ها خویشاوند ماهی مرکب باشند ! حتی امروزه بیشتر مردم که اشکال استوانه ای به نام ساقه های کرینوئید را پیدا می کنند  ، آنها را به عنوان خویشاوند ستاره دریایی یا خارپوستان دریایی تشخیص نمی دهند زیرا تعداد کمی از مردم کرینوئیدهای ساقه ای شکل کمیاب را دیده اند که در کف دریاها زندگی می کنند . برای قرنها دانشمندان با دیدن نقشهای ستاره ای شکل در برش عرضی برخی از این ساقه ها و نقشهای شعاعی در فسیلهای مرجانی شگفت زده می شوند و فکر می کردند که آنها توسط تندر ایجاد شده یا از آسمان فرو افتاده اند ! و به همین خاطر به آنها سنگهای آسمانی می گفتند

در قرون وسطی و رنسانس دانشمندان هر شی عجیبی که در میان سنگها پیدا می شد فسیل می گفتند . این کلمه در اصل از ریشه لاتین Fossilis به معنی “ زمین را کندن ” گرفته شده است و نه تنها بقایای موجوداتی که در گذشته می زیسته اند را در بر می گرفت ، بلکه شامل بلورها ، کنکرسیونها و خیلی از ساختارهای دیگر که منشا آلی ندارند نیز می گردید . اکثر دانشمندان اینطور فکر می کردند که فسیلها خود به خود داخل سنگها خزیده و به دام افتاده اند و بعد از میلیونها سال به سنگ تبدیل شده اند

گروه دیگری از دانشمندان تصورشان این بود که آنها از دانه های داخل سنگها رشد کرده اند ، یا اینکه از تخم ماهی که توسط آب طی طوفان حضرت نوح داخل شکافهای سنگی شده ، رشد کرده اند . عده ای نیز فسیلها را بازیچه طبیعت یا سنگهای شکل یافته ای می دانستند که توسط نیروهای مرموز و مصنوعی بوجود آمده اند ، و دسته ای دیگر آنها را ساخته دست شیطان می دانستندو بر این باور بودند که فسیلها در داخل سنگها جای گذاری شده اند تا ایمان ما را متزلزل کنند ! همانقدر که این عقاید به نظر عجیب و مضحک بنظر می رسد در آن زمان برای مردمی که به مفهوم لغوی کتاب تکوین و پیدایش اعتقاد داشتند کاملا منطقی بوده است و فکر می کردند زمین دقیقا همانطور که ما آنرا می بینیم با کمی تغییر که آنهم به خاطر گناه حضرت آدم بوده ، حدود شش هزار سال پیش آفریده شده است . مثلا اسقف اعظم، جیمزاوشر در قرن هفدهم ادعا می کرد که تمامی موجودات در راس ساعت 9 صبح روز یکشنبه 23 اکتبر سال 4004 قبل از میلاد خلق شده اند و از آن زمان موجودات بدون تغییر باقی مانده اند . در قرون وسطی که اروپا بواسطه جنگ و خونریزی در ظلمت جهل و نادانی قرار داشت ، کشورهای پهناور اسلامی در اوج شکوفایی علمی قرار داشتند . بررسی و مطالعه آثار دانشمندان و متفکرین اسلامی و ایرانی آن زمان حکایت از آشنایی آنها با علوم زمینی دارد

ابوریحان بیرونی ( در قرن 4 و 5 هجری قمری برابر با قرن دهم و یازدهم میلادی ) یکی دیگر از بزرگترین دانشمندان اسلامی و ایرانی نیز در فن پنجم طبیعیات شفا ، که کاملترین بحث در زمین شناسی را در دوران قدیم در بر دارد و قرنها در اروپا به عنوان یکی از آثار ارسطو شناخته شده بود ، اشاره می کند که روزی قاره های فعلی زمین زیر آب قرار داشته است . اشاره وی به این موضوع درک علت وجود بقایای جانوران و گیاهان یا فسیل ها را در سنگها آسان می سازد . او سنگ شدن جانوران و گیاهان را در دست دانسته و می نویسد : “ سبب آن شدت قوه معدنیه و محجره است که در بعضی نقاط سنگی پیدا می شود و یا دفعتا در مواقع زلزله از زمین منفصل می شود ، سنگواره هایی ( فسیلهایی ) که در کوهها یافت می شود بر اثر یک طغیان آب بوجود نیامده است بلکه نتیجه یک سلسله طغیانها بوده است که در مدت طویلی کوهها را به وضع فعلی در آورده است ” در اروپا بعضی از محققین دوره رسانس جلوتر از زمان خودشان حرکت می کردند مثلا در حدود سال 1500 میلادی لئوناردو داوینچی ( 1519 ـ 1452 میلادی ) دانشمند و نقاش بزرگ ایتالیایی فهمید که صدفهای فسیل شده در کوههای آپنین، در شمال ایتالیا نمایانگر زندگی دریایی موجودات در گذشته بوده است ، هر چند که این فسیل ها کیلومتر ها از ساحل دریا دور بوده اند . برخلاف سایرین که تصور می کردند فسیل ها توسط سیل به آنجا حمل شده اند ، داوینچی فهمید که سیل نمی توانسته آنها را در طی چهل روز تا آنجا حمل نماید و از طرفی بسیاری از صدفها شکننده تر از آن بودندکه تا آنجا سالم برده شوند . بسیاری از صدفها دست نخورده و در جایگاهشان ثابت بودند . بهر حال بیشتر عقاید داوینچی در دفترچه منتشر نشده اش باقی ماند و حتی اگر تلاشی برای انتشار آن کرده بود آن عقاید در آن زمان قابل قبول نبود . در سال 1565 میلادی پزشک سوئیسی به نام کنراد گسفر کتابی با عنوان طبیعت فسیل  منتشر کرد . این کتاب اولین کاری بود که در آن فسیلها بصورت دقیقتر شد و به نوشته در آمد . گسنر توصیفات خویش را بر مبنای آنچه که خود و دوستانش جمع آوری کرده بودند ، طبقه بندی کرد و به این ترتیب عرف جدیدی را در تبادلات علمی بر طبق تجزیه و تحلیل و مقایسه پایه گذاری نمود . گسنر بیشتر فسیلها را با خویشاوندان عهد حاضرشان مقایسه می کرد ، اما اینطور تصور می کرد که برخی از واقعی ترسیم شدند و در نتیجه توصیفات غیر مشخص و شفاهی نویسندگان پیشین نمونه ها ( مانند ساقه کرینوئید و بلمینتها ) در اثر جایگزینی مواد معدنی شکل گرفتند . او همچون اکثر معاصرانش فسیل ها را نمونه های فوق طبیعی فئوپلاتونیک  به معنای اشکال ایده آل می پنداشت و به بیشتر مفاهیمی را که امروزه به نظر ما کاملا مشخص است ، دست نیافت

در اواخر قرن شانزدهم و در طول قرن هفدهم میلادی اغلب دانشمندان به این اعتقاد داشتند که فسیلها شواهدی از طوفان جهانی نوح بوده اند و بوسیله طغیانهای بزرگ آب تا بلندترین قله کوهها برده شده اند و با توجه به این گفته ها نظریه طوفان نوح توسط نقاش ایتالیایی به نام سچیلا در سال 1570 میلادی پیشنهاد شد و بطور گسترده ای از طرف متفکرین آن زمان نیز پذیرفته شد . در میان تمام نوشته های قدیمی چهار پرسش در خصوص فسیلها مطرح شده است

1 آیا فسیلها واقعا بقایای موجودات زنده هستند ؟

2 چگونه به داخل سنگها راه یافتند ؟

3 چه موقع وارد سنگها شدند ؟ در همان هنگام که سنگ در حال شکل گیری بود یا بعد از آن ؟

4 چگونه سنگ شدند ؟

 در حقیقت پاسخهای جدید به این سوالها برای اولین بار توسط یک دانمارکی به نام نیلز استنسن داده شده است . وی که نسلهای بعد او را با نام لاتینی اش یعنی نیکلاس استنو می شناختند ، پزشک دربار دوک بزرگ تاسکانی بود . او درسال 1666 میلادی شانس تکه کردن یک کوسه بزرگ را داشت که در نزدیکی شهر بندری لیورنو صید کرده بودند . وی با بررسی دقیق دهان کوسه دریافت که دندانهای آن خیلی شبیه به فسیلی بود که مردم آن را به نام سنگ زبان می شناختند و تصور می کردند که آن زبان سنگ شده اژدها و مارهاست  . استنو دریافت که « سنگ زبان » در حقیقت دندانهای کوسه های قدیمی بوده است . او در سال 1669 میلادی کتابی را با عنوان “ پیشگامان رساله در مورد اجسام جامدی که به طور طبیعی داخل اجسام جامد دیگر قرار دارند ” ، منتشر کرد . اسم کتاب در نظر اول بسیار پیچیده و مبهم است ، اما با مطالعه کتاب متوجه می شویم وی سعی دارد توضیح دهد که چگونه این اجسام جامد ( فسیل ها ) به داخل سنگها راه یافته اند . استنو پی برد که ماسه سنگهای احاطه کننده فسیل ها حتما زمانی ماسه های سست بوده اند که بعدا سنگ شده اند . عقیده وی این تصور قدیمی که ، تمام سنگها دقیقا همانطور که ما آنها را می بینیم در طی اولین روزهای آفرینش شکل گرفته اند ، دگرگون ساخت . او بینش خود را بدین صورت بسط داد که فسیلهای داخل سنگها باید سنشان از سنگهای در برگرفته شان بیشتر باشد و از سویی دیگر رگه های ثانویه ای که در سنگها دیده می شوند باید پس از تشکیل سنگ بوجود آمده باشند . استنو از اینجا مفاهیمی اساسی که در زمین شناسی تاریخی و چینه شناسی یا چینه نگاری مطرح هستند ، معرفی نمود . البته وی هنگام انتشار کتابش ( پیشگامان رساله … ) کاتولیک شد و از مطالعات خود دست کشید . استنو در نهایت کشیش و اسقف منطقه ای در اروپای شرقی به نام تیتیوپولیس شد و پس از مدتی به دانمارک بازگشت و باقی عمر خود را در خدمت کلیسا گذراند . زمانی که نوشته های استنو منتشر شد یک دانشمند انگلیسی نیز به نتیجه ای مشابه رسید . وی که رابرت هوک نام داشت . بیشتر به عنوان پدر میکروسکپ مشهور است . هوک اولین طرح از میکرو ارگانیسم و جزئیات ساختارهای سلولی را ترسیم نمود . وی در سال 1665 میلادی اولین اشکال دقیق از فسیل ها را ترسیم کرد ، اما نتیجه مشاهداتش پس از مرگ وی در سال 1705 میلادی منتشر شد . هوک حتی پیشنهاد کرده بود که فسیلها همچون سکه های رومی که برای تاریخ گذاری وقایع تاریخی باستانی اروپا استفاده می شوند ، می توانند برای مقایسه سنی سنگها مورد استفاده قرار گیرند .وی با مطالعه بسیاری از فسیلها نتوانست همتایی در عهد حاضر برای آنها بیابد و از این رو حدس زد که فسیلها دوره زندگی مشخصی داشته اند و این ایده شاید یکی از اولین نظرات در مورد انقراض گونه ها بود که در آن زمان مطرح شد . چرا که عده ای از مردم تصور می کردند که تمام موجودات روی زمین در شش هزار سال پیش آفریده شده اند و هنوز هم وجود دارند

بسیاری از عقاید هوک و استنو تا قرن بعد از آنها نیز پذیرفته نشد ، بطوریکه در اوایل قرن بعد هنوز عقاید در مورد فسیلها به شدت تحت تاثیر انجیل بود . مثلا در سال 1726 میلادی طبیعی دان سوئیسی یوهان شواچزر فسیل بزرگی را یافت و آن را به عنوان اسکلت یکی از انسانهای معمولی که گناهانش باعث طوفان بزرگ و سهمگین نوح درجهان شد ، توصیف کرد و آن را (هومودیلووی تستیس) نامید . این نام به معنای انسانی است که شاهد طوفان و سیل بوده ، اما بعدا معلوم شد آن نمونه فسیل اسکلت یک سمندر بزرگ بوده است .  دانشمند دیگری به نام یوهان برینگر ، رئیس دانشکده پزشکی ورسبوگ آلمان شیفته فسیلهایی شد که جمع آوری کنندگان برایش از کوههای اطراف می آوردند . بعضی از آنها شبیه قورباغه ، صرف و برخی اشکال طبیعی دیگر بودند ، عده ای ستاره ای شکل و بسیاری دیگری دارای اشکال و طرحهای عجیب بودند . در حالیکه برینگر در سال 1726 میلادی تصمیم داشت کتابی در مورد سنگهای تشکیل شده از آن اشکال عجیب منتشر کند ، دو نفر از همکارانش که از وی آزرده بودند ، سنگهایی را تراشیده و به برینگر دادند . برینگر ساده لوحانه آنها را به عنوان سنگهای دارای اشکال قبول کرد و در کتابش منتشر نمود . اما بعدها اعتراف همکارانش به این شوخی موجب شد که برینگر اعتبار علمی خود را از دست بدهد ، زیرا خیلی دیر شده بود و کتابش انتشار یافته بود

همانطور که اشاره شد تا مدتها معنای لغوی فسیل عبارت بود از : هر چیزی که از زمین بدست آید ، خواه مواد معدنی باشد و خواه اجسام سازمان یافته و ارگانیک . در اواسط قرن هفدهم بود که مفاهیم واقعی فسیلها رایج شد . زمانی که لینه اولین کتاب در مورد طبقه بندی آثار و بقایای موجودات روی زمین را در سال 1735 میلادی منتشر کرد و فسیلها را براساس حیوانات زنده ای که وجود داشتند ، نامگذاری نمود

حدود سالهای 1800 میلادی کوویه اولین گام را در آناتومی مقایسه ای برداشت . وی که در واقع ابداع کننده آناتومی مقایسه ای دیرینه شناسی مهره داران بود ، توانست عقیده اکثر فسیل شناسان را که افکارشان تحت تاثیر عقاید مسیحی آن زمان بود ، تغییر داده و به سوی مطالعات مقایسه ای سوق دهد . درست قبل از سال 1800 میلادی مهندس بریتانیایی به نام ویلیام اسمیت که در حال مطالعه و بررسی لایه های زمین برای حفر کانال بزرگی در انگلستان بود ، از روی کانالهای تازه حفاری شده و معادنی که بطور مرتب سرکشی نمی کرد به این نتیجه رسید که فسیلها یک الگوی مشخص و مرتبی را نشان می دهند و هر ساختار ، مجموعه فسیلی متفاوتی دارد . اسمیت به عنوان یک جمع آوری کننده فسیل در تشخیص فسیلها و ساختارهایی که طبقات و لایه های رسوبی را نشان می دهند بسیار ماهر بود . وی با استفاده از فسیلهای جانوری، نقشه مدرن زمین شناسی انگلستان و ولز را چاپ کرد . ( 1815 میلادی ) درهمین زمان کوویه و هم دانشگاهی اش برونیارت که طبقات و لایه های زمین در منطقه ای از کشور فرانسه مطالعه می کردند ، متوجه شدند یک نظم و ترتیبی در فسیلهای یافت شده وجود دارد که از لایه ای به لایه دیگر تغییر می کند . بهر حال نتیجه فعالیت و تلاش محققین و دانشمندان به آنجا رسید ه در اواسط قرن نوزدهم فقط تعداد انگشت شماری از محققان بودند که طوفان نوح را بی اغراق عامل بوجود آمدن فسیل می دانستند

فسیل چیست ؟

 همانطور که قبلا اشاره شد ، معنای لغوی فسیل عبارتست از چیزی که از حفاری بدست آمده باشد . اما امروزه برای آن معنای دیگری متصورند و آن را مدرک و دلیلی شناخته شده از حیات گذشته می دانند ؛ به عبارت دیگر فسیلها ، اجساد و بقایا و آثار موجوداتی می باشند که پس از مرگ در بین رسوبات دفن شده و همراه با آنها تحت تاثیر پدیده سنگ شدگی ( دیاژنز ) قرار گرفته اند . بنابراین فسیلها انواع باقیمانده جانوری و گیاهی نظیر جسم حیوانات و استخوانهای مربوط به آنها ، تنه گیاهان قدیمی و ساختمان شان ، کرمهای نرم ، ستاره های دریایی و غیره ( از نقطه نظر تشریحی ) و آثار و مواد به جامانده از آنها نظیر فضولات ، مدفوعات ، تخم ها ( آثار طبیعی ) و اثر لانه ها ، آشیانه ها ، رد پاها ( آثار مصنوعی ) را شامل می شود و تمامی اینها بطور مستقیم توسط موجودات که در گذشته می زیسته اند ، بوجود آمده اند . بدین ترتیب برای آنکه یک شی فسیل به حساب آید ، بایستی بقایا و یا آثار فعالیت زیستی موجودات گذشته باشد . البته گاهی اوقات در نوشته ها از کلمه فسیل به عنوان صفت برای مواد غیر آ‌لی استفاده می شود ، مثلا آتشفشان فسیل یا تپه ماسه ای فسیل که برای آتشفشان یا تپه ماسه ای بسیار قدیمی بکار می رود . در چنین حالتهایی باید موجودیت گذشته قبل از دفن شدن مبنا قرار گیرد ؛ به این معنی که آیا فسیل مورد نظر موجودی زنده بوده است یا خیر؟ بطور کلی فسیلها به دو گروه تقسیم می نمایند

1- فسیلهای اندامی

 2- فسیلهای اثری

 منظور از فسیلهای اندامی بقایای حقیقی موجودات زنده می باشند که در حالات بسیار مساعد شکل آنها با شکل موجود زنده اصلی اولیه کاملا تطبیق می کند و تغییر زیادی در آن صورت نگرفته است . اما فسیلهای اثری علائم غیر مستقیم حیات هستند که توسط موجودات بر جای گذاشته شده اند . جای پاهای دایناسور ، اثر نقب زدن کرمها ، اثرات ناشی از خزیدن تریلوبیت ها و سایر شواهد فرایندهای حیات همچون فضولات و مدفوعات که بصورت فسیل در آمده اند همگی جزء فسیلهای اثری محسوب می گردند . پرسشی که ممکن است در ذهن ایجاد شود این است که آیا تمامی فسیل ها از ارزش یکسانی برخوردارند ؟ پاسخ این سوال خیر است ، فسیل ها ارزش یکسانی ندارند و برخی با ارزش ترند . حال این سوال مطرح می شود چه فسیل هایی را با ارزش می خوانیم ؟ در جواب باید گفت فسیل های راهنما (Index Fossils). آن دسته از فسیل ها  به این نام خوانده می شوند که

1-شناسایی آنها آسان است

 2- بسیار فراوانند

 3- دارای عمر کوتاه بوده اند

4- از گسترش جغرافیایی قابل توجهی برخوردارند

با بررسی و مطالعه فسیل ها متوجه می شویم که اکثر آنها تمام معیارهای فوق را ندارند ; برخی به سختی قابل شناسایی اند ، بعضی از گسترش جغرافیایی خوبی برخوردار نبوده و در همه جا یافت نمی شوند ، عده ای دیگر دارای عمر طولانی هستند و بالاخره گروهی از نظر تعداد کم می باشند . مجموع خصوصیات ذکر شده برای فسیل های راهنما به ما کمک می کند تا بتوانیم در جهت اهداف مورد نظرمان از آنها استفاده کاربردی بنماییم . در ادامه بحث این فسیل ها جداگانه مورد بررسی قرار خواهند گرفت

علم دیرینه شناسی:

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله فلزات سنگین

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله فلزات سنگین دارای 22 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله فلزات سنگین  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله فلزات سنگین

فلزات سنگین
1-نقش بهداشتی فلزات سنگین
2- شناسایی عوامل آلوده کننده آبها از نظر فلزات سنگین
3- فلزات سنگین (اثرات- منابع- کاربرد)
1-3- کروم
2-3- کبالت
3-3- کادمیوم
4-3- سرب
5-3- مس
6-3- وانادیوم
7-3- روی
8-3- آرسنیک
9-3- جیوه
10-3- نیکل
11-3- نقره
12-3- آلومینیم
13-3- آهن
منابع

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله فلزات سنگین

1- شناخت آب سالم (بویژه آبهای زیرزمینی و آلودگی آنها) ، تالیف: ژیلبرت کاستانی ، ترجمه: دکتر محمد محمدی فتیده  ، انتشارات دانشگاه تبریز

2- معیارهای کیفی آب آشامیدنی، طرح تهیه استانداردهای صنعت آب کشور ، 1367 ، 500 نسخه ، انتشارات طرح تهیه استانداردهای صنعت آب کشور  ، چاپخانه وزارت نیرو

فلزات سنگین[1]

در کتب و مراجع گوناگون تعاریف و تفسیرهای مختلفی از فلزات سنگین به عمل آمده است. علت اطلاق لفظ سنگین، وزن مخصوص بالاتر از 6 گرم بر سانتیمتر مکعب می‌باشد، که این فلزات دارا هستند. این فلزات دارای نقاط ذوب و جوش بسیار متفاوتی می‌باشند

به طوری که در این گروه جیوه Hg پائین‌ترین نقطه جوش یعنی oc87/38- و مولیبدن (Mo) بالاترین نقطه جوش یعنی c 0 4612 را دارا می‌باشد

اکسید فلزات سنگین در جدول تناوبی هرچه به طرف گازهای نادر پیش برویم، در طبیعت پایدارتر است، و در سیستم بیولوژی با مولکول‌های آلی ایجاد کمپلکس‌های پایدار می‌نماید

حضور برخی از این عناصر از نظر تغذیه حائز اهمیت می‌باشد. در حالی که در شرایط مشابه حضور برخی از آنها در بافت زنده مضر می‌باشد. نیاز پستانداران به روی و مس به مراتب بیشتر از ید و سلینیوم و غلظت آهن و روی در بافت‌های حیوان ضروری‌تر از منگنز و کبالت می‌باشد

برخی عناصر غیر ضروری مانند برم (Br) و ربیدیوم (Rb) و سیلیکون در مقایسه با فلزات کمیاب ضروری با غلظت بالا در بافت نرم و خون حضور دارند

فلزات سنگین نظیر آهن- روی و مس برای تعداد زیادی از آنزیم‌ها در حکم یک کانون فعال هستند. این فلزات در غلظت‌های پائین در بدن یافت می‌شود، ولی اثر فوق‌العاده‌ای در بدن دارند

فلزات سنگین نظیر نقره (Ag)، کادمیوم (Cd)، قلع (Sn)، جیوه (Hg)، سرب (Pb)، و فلزاتی که خاصیت الکترونگاتیویته زیادی دارند مانند مس، نیکل و کبالت، میل ترکیبی شدیدی با گروه‌های آمینی و سولفیدریل دارند

آنزیم‌ها به وسیله این فلزات متلاشی شده و قدرت آنزیمی خود را از دست می‌دهند. به علاوه این فلزات در عمل سوخت و ساز بدن وارد شده و عمل متابولیسم را مختل می‌نمایند

درجه سمی بودن فلزات سنگین را از میزان الکترونگاتیویته آنها می‌توان طبقه بندی نمود، که به این ترتیب با پایداری کمپلکس‌های مشتق شده از این فلزات هماهنگی می‌کند. طبقه‌بندی این فلزات به صورت زیر می‌باشد

Hg- Cu- Sn- Pb- Ni- Co- Cd- Fe- Zn- Mn- Mg- Ca- Sr- Cr

1-نقش بهداشتی فلزات سنگین

در دهه گذشته تحقیقات زیادی بر روی اهمیت فلزات سنگین در سیستمهای بیولوژیکی انجام گرفته است. علت این بررسی‌ها افزایش نگرانی کسانی بوده است، که در مناطق صنعتی زندگی می‌کنند، و در تماس دائمی و مستقیم با این عناصر بوده‌اند، که امکان اثر بیولوژیکی محیط بر روی اینها وجود داشته است. در حقیقت نقش عناصر جزیی و اثرات مفید و مضر آنها بر روی سیستم بیولوژیکی انسان از اهمیت خاصی برخوردار است. از 90 عنصر شیمیایی که در پوسته زمین یا اتمسفر وجود دارد، فقط 12 تای آنها به میزان زیادی در بدن انسان وجود دارند که عبارتند از

Cn- Fe- Mg- Cl- Na- S- K- P- N- H- C- O

از این عناصر چهارتای اول 96% وزن کل ارگان زنده را تشکیل می‌دهد و بقیه 6/3% آن را شامل می‌گردد، و حدود 70 عنصر باقیمانده 4/0 بقیه را شامل می‌شوند، که اینها عناصر جزئی می‌باشند. چنین بنظر می‌رسد، که از این 70 عنصر 14تای آنها برای متابولیسم بدن انسان ضروری می‌باشند

جورج موریسون [2] عناصر جزئی را به سه دسته تقسیم می‌کند

الف) آنهایی که برای جانوران عالی ضروری می‌باشند

ب) آن دسته از عناصر که ضرورت آنها ممکن می‌باشد

ج) آن دسته از عناصر که ضروری نمی‌باشند

عناصر ضروری برای متابولیسم بدن انسان عبارتند از: کرم، کبالت، مس، فلوئور، آهن، ید، منگنز، مولیبدن، نیکل

2-  شناسایی عوامل آلوده کننده آبها از نظر فلزات سنگین

بطور کلی آبها به چهارطریق ممکن است به فلزات سنگین آلوده شوند

1- هوا

2- خاک

3- فاضلاب‌های صنعتی- خانگی

4- زباله (شیرابه زباله)

[1] – Heavy Metals

[2] – Gorge morrison

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی یكی از بلندترین ساختارهای تقویت شده باتركیبات زمین دراروپا

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی یكی از بلندترین ساختارهای تقویت شده باتركیبات زمین دراروپا دارای 26 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی یكی از بلندترین ساختارهای تقویت شده باتركیبات زمین دراروپا  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي بررسی یكی از بلندترین ساختارهای تقویت شده باتركیبات زمین دراروپا،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن بررسی یكی از بلندترین ساختارهای تقویت شده باتركیبات زمین دراروپا :

یكی از بلندترین ساختارهای تقویت شده باتركیبات زمین دراروپا

خلاصه: یك ساختمان تقویت شده با طول 215 متر و ارتفاع 19 متر در Iserlohn ساخته شده است. ساختمان در جاده 46A قرار داشته در پایه دارای ابعادی به شرح ذیل می باشد. ارتفاع 7/16 ، پهنای 2/11 محاسبات طراحی بوسیله صورت پذیرفته است. طراحی بنا بر صورت می پذیرد. دیواره تكمیل شده دارای زاویه شیب 80 درجه می باشد این مقاله نگرش طراحی و جزئیات ساخت را تشریح می نماید. این موارد شامل زمان ساخت،‌نحوه نصب، جزئیات پیرامون ساختار سطح آن می باشد.

نتایج محاسبات تخریب در طی دوره 2 ساله پس از ساخت مد نظر قرار می گیرد.

كلمات كلیدی: مورد مطالعه – خاكریزها – تسطیح – شبكه های زمین – كنترل

مقدمه

در سال 1997 یك اداره مركزی جدید در Iserlobhm طراحی گردید. ساختار آن بگونه ای بود كه دارای یك شیب خاص در جهت شمال بود. محل آن از غرب به خط راه آهن از شمال به جاده 46A منتهی می گردید. تفاوت سطح در مرزهای شمالی و جنوبی 17 متر بود. هدف ساختار حفاظت از ساختمان جدید در برابر شلوغی خیابان 46 A بود در عین حال محل پارك مناسبی را ایجاد می نمود. كه در شكل 1 نشان داده شده است.

زیرنویس شكل 1 : ساختار طبیعی در بخش شمالی – جنوبی و ایده حاكم بر ساختار

در نتیجه زمینی به مساحت m2 3500 به عنوان محل پارك در جلوی ساختمان تعبیه گردید. یكی از خصوصیات ساختمان به كاربری یك عایق صوتی بود. به این دلیل، خط در راستای ساختار تقویت شده ثابت بود. خط در پایا دیواره به واسطه و جر و موزهای زمینی ثابت شده بود. این شرایط منجر به تغییر وضعیت 80 درجه ای ساختمان با افزایش ارتفاع m7/16 گردید. طول نهایی این دیواره در طول خط فوقانی به میزان m215 محاسبه گردید. در این راستا یك سری ساختارهای خاص تعبیه گردید. این پروسه به عنوان یك كار جانبی برای ساختمان انجام گردید.

در این ساختار از مواد بتونی با دانه بندی 32/0 و 45/0 استفاده گردید.

طرح و ساختار كامل ساختمان را ارائه می دهد.

2- طراحی ساختار زمین تقویت شده با استفاده از تركیبات زمین

1-2: روش ساختار

نویسنده این مقاله روش ساختاری را پیشنهاد می نماید كه به عنوان زمین تقویت شده با تركیبات موجود در آن شناخته می شود. روش امكان طراحی ساختار را با توجه به مزیت استفاده از مواد ساختاری بازیافت شده فراهم می نماید. QRE دارای لایه های مختلفی بوده امكان شكل دهی سطح جلویی و خلفی خاك به طور همزمان وجود دارد. شكل 4 بخش عرضی ساختار را نشان می دهد. ساختار دارای مشخصات ذیل می باشد.

– ارتفاع ساختمان :‌m7/14 – حداكثر ارتفاع: m7/16

– زاویه متوسط انحراف :‌00/80 درجه – حداكثر پهنای پایه m02/11

طول كل سیستم : m5/21

پایه ساختار دارای پهنای بستر m5/3 بوده كه بین ساختار و مرزهای حفاظتی كشیده شده است. امكان دستیابی و كنترل اهداف را فراهم می نماید. در پایانه جنوبی – غربی یك برج مارپیچ مانند ساخته شده است.

زیرنویس شكل 2 : بخش عرضی

2-2- مواد اولیه بكار رفته در این ساختار

ساختار خاك: خاك بازیافت شده : 45/0 تا 32/0

جاذبه مشخصه :

زاویه سایش:

چسبندگی :

خاك با دانسیته 100% فشرده می شود. این پروسه با استفاده از راهنمای آلمانی EIVE-STB a4 (ویرایش 1997) صورت می گیرد. پروسه های تقویت ذیل در نظر گرفته شده است.

تقویت اولیه : محصول701 TENAX TT نیروی كششی

كشش نهایی

تقویت ثانویه محصول220 TENAX LBo نیروی كششی

كشش نهایی 10% = E

تقویت استاتیك در قالب كشش یكسویه با پلی اتیلن صورت می پذیرد. این ساختار دارای پهنای 1000 می باشد. در راستای نیرو هیچگونه پوشش ساختاری مجاز نمی باشد. در برش عرضی Grid در كنار یكدیگر قرار می گیرند. در عین حال شاهد مقداری پوشش در این ساختار هستیم. از آنجا كه خمش شبكه های گسترش یافته در یك سو در بخش جلویی سخت می باشد. یك grid منعطف اضافی مورد استفاده قرار می گیرد. بنابر محاسبات طرح – ساخت میان لایه های ساختار تركیبی تا پایین ترین پایه ساختار m45/0 می باشد برای تعبیه ساختارها m9/0 می باشد. در جهت تسهیل پروسه، دستیابی به تقویت ساختار مناسب (تقویت ثانویه) از یك تركیب خاص استفاده می شود كه در نیمه بالایی نیز به كار می رود و بنابر دو نوع تقویت مورد استفاده مساحت مؤثر میان لایه ها در نیمه پایانی m45/0 می باشد. شكل 2 طرح برش عرضی را در 34/124+0 نشان می دهد. تقویت اولیه بوسیله تنش و تقویت 4/0 بوسیله خط ارائه گردیده است.

3-3- ساختار و جزئیات مرتبط با آن

خط فوقانی به واسطه نیاز به حفاظت در برابر نویز تثبیت می گردد. این پروسه در قالب انحراف 80 درجه تعیین می گردد. استفاده از خاكریز در این مورد ممكن نمی باشد چرا كه انحراف در این پروسه كمتر از 80 می باشد. همچنین حفاظت از نویز دچار اختلال می گردد. به هر حال انحراف 80 مشكلات زیادی به بار می آورد. این پروسه در دو مرحله قابل بررسی می باشد.

مرحله اول : پروسه ابتدایی

مرحله ثانویه : پروسه ثانویه

اولین مرحله به تسطیح ساختار سیستم در یك شبكه مستحكم كمك می كند. این طرحها دارای شیب 80 درجه می باشد، همچنین در اولین مرحله از یك سری همین خاص استفاده گردید. این روند در قالب رویه فوقانی خاك در ساختار مورد نظر مشاهده گردید تا از فرسایش بخش جنوبی ساختمان جلوگیری نماید. مرحله دوم پس از اتمام كار ساختمان تشكیل گردید. در این ساختار یك شبكه سیمی تقویت شده به فاصله m5/0 مورد استفاده قرار گرفت این شبكه سیستم های تقویت مختلفی مورد استفاده قرار گرفت كه سبب جلوگیری از بروز فرسایش می گردید تقویت اولیه در بخش جلویی ساختمان متمركز می گردد. به طوریكه ضخامت آن بدون المانهای مرزی مواد اولیه m3/0 می باشد. كنترل فرسایش به به كاربری یك ساختار پلیمری كه از فیبرهای نخی بازیافت شده تشكیل شده است محقق می گردد. جزئیات مهم ساختار دارای پهنای cm2 در بخش فوقانی هر لایه در بخش جلویی می باشد.

به دلیل و انحراف 80 در ساختار این سیستم به كارگیری از یك سیستم جمع آوری آب اضافی حاصل از بارش باران بر این ساختار طراحی گردیده است.

زیرنویس شكل 3 : جزئیات كار در این پروسه

3 طراحی : بررسی ابعاد ساختار بنا بر و نظریه ‌نسبی صورت می پذیرد. پایداری داخلی و خارجی ساختمان محاسبه شده است. این پروسه در قالب سه بخش ارائه گردیده است.

فاكتور كاهش A1-A4 و ضریب اصطكاك به وسیله سازندگان ارائه گردیده است این مقادیر به شرح ذیل می باشد.

A1= 62/2

A2=10/1

A3=00/1

A4= 00/1

حداكثر نیروی كششی تقویت شده در دوره های طولانی مدت 25% مشخصات نیروی كششی در كوتاه مدت می باشد. به هنگام طراحی، پیش بینی تخریب ساختار ضروری به نظر می رسد.

این پروسه با تخریب نسبی ساختار در یك راستای مشخص در ارتباط است. اما تخریب عرضی به راحتی قابل پیش بینی می باشد. برای این محاسبات روشهای FEM راه حلهای مناسبی می باشند. در كاركرد این پروسه این المانها به كار نمی روند چرا كه نیازمند برنامه های گران قیمتی می باشند كه نیازمند نفر – ساعت كار بسیار وسیعی می باشد. این نتایج به ورودی سیستم وابسته می باشد. یك روش كاربردی پیرامون این مشكل مشابه تخریب ساختار در هنگام پروسه ساخت و پس از آن می باشد. در این صورت مقادیر ورودی محاسبات به هنگام كنترل ساختار برای مشكلات ممكن چك می گردد. همچنین پروسه ساختار در حین كار 2 سال پس از اتمام آن تحت كنترل قرار می گیرد. محاسبات تخریب در ارتفاعات 16.7m , 12m , 9.5m , 3 m صورت می پذیرد (در برشهای عرضی m8 )

این تخریب به صورت سه بعدی درنظر گرفته می شود.

4- نتایج

1-4- پروسه ساخت: كار ساخت به وسیله lobbe Holding Gmbu80 صورت می گیرد.

كارمندان تجربه ای در زمینه روش ساخت نداشته اند. در نتیجه معرفی زمین با استفاده از تركیبات درون آن ضروری به نظر می رسد. این مقدمه شامل 2 روزیكه با كمك كاربردی در مراحل اولیه بوده كار پروسه ساخت كنترل می گردد.

سركشی های منظم و چك های اعلام نشده ، كیفیت كار را ارتقاء می كند.

پروسه ساخت با مشكلات ذیل همراه می باشد.

مشكلات در حفظ شیب مورد نظر

– امنیت كاری مناسب در محیط كار مخصوصاً خطر سقوط

– دستیابی به درجه مورد نظر در فشرده سازی خاك

– انحراف از تكنولوژی فشرده سازی بنا بر محاسبات طرح

مشكل اول حفاظت از انحرافات سطح می باشد . به این دلی،‌از مواد تركیبی خاصی استفاده گردید. این سیستم بدون مشكل ارتفاع قابلیت كاركرد دارد. مزیت این سیستم تركیب ایمنی و حفظ انحرافات مورد نظر می باشد. این سیستم و شكل 4 نشان داده شده است. سیستم انحراف شامل چندین شاخص می باشد كه با المانهای فولادی ‌در ساختار به كار می رود. این المانهای فولادی همانند نعل اسب طراحی شده در لایه سوم به كار می روند، به شبكه شاخصهای موجر دور ساختار اتصال می یابد. هر یك از شاخصهای ساختار دارای طول m4/0 می باشند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

بررسی تاریخچه رزین های تعویض یونی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 بررسی تاریخچه رزین های تعویض یونی دارای 67 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد بررسی تاریخچه رزین های تعویض یونی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي بررسی تاریخچه رزین های تعویض یونی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن بررسی تاریخچه رزین های تعویض یونی :

– تاریخچه رزین های تعویض یونی

رزین های تعویض یونی ذرات جامدی هستند كه می توانند یون های نامطلوب در محلول را با همان مقدار اكی والان از یون مطلوب با بار الكتریكی مشابه جایگزین كنند.

در سال 1850 یك خاك شناس انگلیسی متوجه شد كه محلول سولفات آمونیمی كه به عنوان كود شیمیایی بكار می رود، در اثر عبور از لایه های ستونی از خاك، آمونیم خود را از دست می دهد بگونه ای كه در محلول خروجی از ستون خاك، سولفات كلسیم در محلول ظاهر می شود.

این یافته توسط دیگران پیگیری شد و متوجه شدند كه سیلیكات آلومینیوم موجود در خاك قادر به تعویض یونی می باشد. این نتیجه گیری با تهیه ژل سیلیكات آلومینیوم از تركیب محلول و سولفات آلومینیم و سیلیكات سدیم به اثبات رسید. بنابراین اولین رزین مصنوعی كه ساخته شد سیلیكات آلومینیوم بود.

به رزین های معدنی، زئولیت می گویند و در طبیعت سنگهای یافت می شوند كه می توانند كار زئولیت های سنتزی را انجام دهند. این مواد، یون های سختی آور آب ( كلسیم و منیزیم) را حذف می كردند و بجای آن یون سدیم آزاد می كردند از اینرو به زئولیت های سدیمی مشهور شدند كه استفاده از آن در تصفیه آب مزایای زیادی داشت چون احتیاج به استفاده از مواد شیمیایی نبود و اثرات جانبی هم نداشتند. اما زئولیت های سدیمی دارای محدودیتهایی بودند. این زئولیت ها می توانستند فقط سدیم را جایگزین كلسیم و منیزیم محلول در آب نمایند و آنیونها بدون تغییر باقی می ماندند. از این رو آب تصفیه شده با زئولیت های سدیمی به همان اندازه آب خام، قلیاییت، سولفات، كلراید و سیلیكاتت دارند.

واضح است كه چنین آبی برای صنایع مطلوب نیست. مثلاً بی كربنات سدیم محلول در آب می تواند مشكلاتی را در مراحل بعدی برای دیگ بخار بوجود آورد. زیرا در اثر حرارت به سود و گاز دی اكسید كربن تبدیل می شود. سود یكی از عوامل مهم در خوردگی موضعی در نیروگاههاست كه بحث مفصل تر آن در مباحث آینده خواهد آمد. گاز دی اكسید كربن موجود در بخار آب در اثر میعان بخار به صورت اسید كرینیك در می اید كه باعث خوردگی لوله های برگشتی می شود كه بخار آب خروجی از توربین را به كندانسور (چگالنده) می برند.

یكی دیگر از اشكلات مهم استفاده از زئولیت ها ی سدیمی، عدم كاهش غلظت سیلیس در آب تصفیه شده می باشد كه یكی از خطرناكترین ناخالصی های آب تغذیه دیگ بخار در فشارهای زیاد می باشد.

تحقیقات برای رفع عیوب زئولیت های سدیمی ادامه یافت تا آنكه در اواسط دهه 1930 در هلند زئولیت هایی ساخته شد كه بجای سدیم فعال، هیدروژن فعال داشتند . این زئولیت ها كه به تعویض كننده های كاتیونی هیدروژنی معروف شدند، می توانستند تمام نمكهای محلول در آب را به اسیدهای مربوط تبدیل كنند. بعنوان مثال بی كربناتهای كلسیم و منیزیم به اسید كربنیك تبدیل می شوند كه اسید كربنیك بی دی اكسید كربن و آب تجزیه می شود.

دی اكسید كربن تولید شده را می توان توسط هوادهی یا هوازدایی از محیط حذف كرد. لذا با این روش تمام قلیاییت بی كربناتی حذف می شود. رزین های كاتیونی هیدروژنی جدید، سیلیس نداشته و علاوه بر این قادرند همزمان هم سختی آب را حذف كنند و هم قلیاییت آب را كاهش دهند.

آب خروجی از تعویض كننده كاتیونی هیدروژنی، اسیدی است و باید خنثی شود. این كار با اضافه كردن قلیا (‌باز) یا مخلوط كردن خروجی تعویض كننده كاتیونی هیدروژنی با خروجی تعویض كننده سدیمی (زئولیت ) امكان پذیر است.

تعویض كننده های كاتیونی هیدروژنی هم دارای محدودیت هایی هستند. هنوز آنیونها، مثل سولفات كلراید و سیلیكات حذف نمی شوند.

برای بهبود تكنولوژی تصفیه آب گام های اساسی در سال 1944 برداشته شد كه باعث تولید رزین های تعویض یونی آنیونی شد. (3) رزین های كاتیونی هیدروژنی تمام كاتیونهای آب را حذف می كنند و رزین های آنیونی تمام آنیونهای آب از جمله سیلیس را حذف می نمایند. در نتیجه می توان با استفاده از هر دو نوع رزین، آب بدون یون تولید كرد. پیشرفت های بعدی كه در دهه 1950 حاصل شد منجر به اختراع و تولید رزین های تعویض یونی ضعیف گردیدكه صرفه جویی قابل توجهی در مصرف مواد شیمیایی مورد نیاز برای احیاء رزین ها را باعث شد.

2- شیمی رزین ها

همانگونه كه می دانید محلول های الكترولیت دارای یون های مثبت (‌كاتیون) و یونهای منفی (آنیون) هستند و از نظر بار الكتریكی خنثی هستند. یعنی مجموع آنیون ها و مجموع كاتیون ها از نظر بار الكتریكی با هم برابرند.

رزین های تعویض یونی شامل بار مثبت كاتیونی و بار منفی آنیونی می باشند به گونه ای كه از نظر الكتریكی خنثی هستند. اما تعویض كننده ها با محلول های الكترولیت این تفاوت را داند كه فقط یكی از دو یون، متحرك و قابل تعویض است. بعنوان مثال یك تعویض كننده كاتیونی سولفونیك دارای نقاط آنیونی غیر متحركی است كه شامل رادیكال های آنیونی می باشد كه كاتیون های متحركی مثل H+ یا Na+ می توانند به آن متصل باشند. این كاتیون های متحرك می توانند در یك واكنش تعویض یونی شركت كنند و به همین صورت یك تعویض كنده آنیونی دارای نقاط كاتیونی غیر متحركی است كه آنیون های متحركی مثل هیدروكسیل یا كلراید می توانند به آن متصل باشند.

در اثر تعویض یونی، كاتیون ها با آنیون های موجود در محلول با كاتیون ها و آنیون های موجود در رزین تعویض می شوند به گونه ای كه هم محلول و هم رزی ناز نظر الكتریكی خنثی باقی می مانند. باید توجه داشت كه در اینجا با تعادل جامد- مایع سروكار داریم بدون آنكه جامد در محلول حل شود. برای آنكه یك تعویض كننده یونی جامد، مفید باشد، باید دارای شرایط زیر باشد :

1- خود دارای یون باشد.

2- در آب غیر محلول باشد.

3- فضای كافی در شبكه تعویض كننده وجود داشته باشد كه یون ها بتوانند بسهولت در شبكه جامد رزین وارد یا خارج شوند.

اكثر رزین های تعویض یونی كه در تصفیه آب بكار می روند رزین های سنتزی هستند كه با پلیمریزاسیون تركیبات آلی حاصل شده اند. بعنوان مثال روش تهیه رزین های سولفونیك در اینجا شرح داده می شود.

برای ساختن رزین، استیرن را با دی وینیل بنزن مخلوط می كنند و به آن یك ماده پراكسید و یك عامل تفرق ساز[1] می افزایند. آنگاه این مخلوط را به آب اضافه می كنند و با یك همزان آنقدر هم می زنند تا بصورت قطرات معلق با اندازه معین در آیند.

با حرارت دادن پلیمریزاسیون شروع می شود كه چون گرمازاست باید با یك ماده سرد كننده، دما راكنترل كرد. ذرات به تدریج ویسكوز شده و در نهایت به صورت ذرات یا دانه های كروی در می آیند. حرارت دادن ادامه می یابد تا زمانی كه پلیمریزاسیون كامل شود. دانه های حاصل، شبكه پلی استیرن را تشكیل می دهند. حال برای تهیه تعویض كننده كاتیونی باید دانه ها را با سولفوریك اسید تركیب كرد تا گروه HSO3 به شبكه هیدروكربن متصل شود. به ازاء هر دو گروه بنزن، حدود هشت تا ده گروه HSO3 در شبكه وارد می شود.

برای تهیه تعویض كننده آنیونی باید شبكه را با كلراید متیل یا آمین تركیب كرد. رزین های حاصل وقتی خشك شوند، شكننده خواهند بود و زنجیرها خیلی نزدیك به هم قرار می‌گیرند. به گونه ای كه یون ها نمی توانند به راحتی در دانه ها نفوذ كنند اما وقتی در آب قرار بگیرند با جذب آب متورم می شوند و زنجیرها از هم فاصله می گیرند به طوری كه نفوذ یون ها امكان پذیر می شود. درجه متورم شدن بستگی به مقدار دی وینیل بنزن دارد. رزین های تجارتی در حدود 8-20% دی وینیل بنزن دارند.

هر دانه رزین با آنیون غیر متحرك و یون متحرك H+ را می توان همچون یك قطره سولفویك اسید با غلظت 25% تصور كرد كه این قطره در غشایی قراردارد كه فقط كاتیون از آن می تواند عبور كند. در شكل 9-2 مقطعی از یك دانه رزین را نشان می دهد كه معادل تصور قطره ای آن نیز نشان داده شده است.

قدرت اسیدی یا بازی یك تعویض كننده را می توان با تیتراسیون معلوم كرد كه برای این كار، تغییر در pH یك سوسپانسیون از آن رزین را اندازه می گیرند.

در مورد تعویض كننده های كاتیونی قوی، pH از حدود یك شروع می شود و با افزایش قلیا تا حدود 12 افزایش می یابد. در حالی كه وقتی یك رزین كاتیونی ضعیف مثل كربوكسیلیك را به این صورت خنثی كنیم، pH از حدود 3 شروع می شودد و برای رسیدن به pH حدود 12 احتیاج به قلیای بیشتری است.

سوال 9-1- چرا برای یك رزین كاتیونی ضعیف در مقایسه با كاتیونی قوی، به قلیای بیشتری احتیاج است ؟

وقتی كه یك رزین آنیونی قوی را با اسید خنثی كنیم، pH كه از حدود 13 شروع شده تا به حدود 2 كاهش می یابد در حالی كه یك رزین آنیونی ضعیف را به این صورت خنثی كنیم، pH از حدود 8 شروع می شود و به اسید بیشتری نیاز است تا به pH برابر 2 برسیم.

وقتی از تعویض كننده اسیدی قوی یا ضعیف صحبت می شود منظور كوچكی یا بزرگی درجه تفكیك یا درجه یونیزاسیون آن است. همانگونه كه منظور از اسید قوی مثل كلریدریك اسید به مفهوم آن است كه بیشتر یونیزه می شود نه اینكه غلیظ تر است.

3-تعادل یون ها در حضور رزین ها

اگر رزین در تماس با محلولی قرار گیرد یون متحرك موجود در ساختمان رزین یون موجود در محلول می توانند محل خود را تعویض كنند ولی با حفظ این شرط مهم كه هم محلول و هم رزین همواره از نظر الكتریكی خنثی بمانند. این تعویض محل یون ( در داخل رزین یا در محلول) را می توان همانند یك واكنش شیمیایی تعادلی در نظر گرفت. فرض كنید كه درابتدا در رزین فقط یون B موجود است كه ظرفیت آن ZB می باشد و در محلول فقط یون A موجود است. كه ظرفیت آن ZA می باشد. در اثر تماس رزین با محلول، A و B می توانند جای خود را تعویض كنند كه اگر این تعویض را بصورت یك واكنش شیمیایی تعادلی در نظر بگیریم داریم.

( در محلول ) + ( در رزین) ( در محلول) + ( دررزین)

كه منظور از اكتیویته مولی یون در داخل رزین و a اكتیوته مولی یون در داخل محلول است.

بنابراین اكتیویته مولی یون A در داخل رزین ولی aA اكتیویته مولی یون A در داخل محلول است. ینكه یون B تمایل داشته باشد به محلول منتقل شود و یا در داخل رزین بماند بستگی به ثابت تعادل ka دارد ولی در هر صورت غلظت مولی یون های A و B در رزین و غلظت مولی یون های A و B در محلول در زمان تعادل به اندازه ای است كه رابطه تعادلی بالا ارضا می شود. مقدار ثابت تعادل طبق رابطه زیر به دما بستگی دارد.

همنطور كه می دانید اكتیویته مولی بصورت زیر با غلظت رابطه دارد.

كه ضریب اكتیویته و C غلظت مولی است.

اگر در رابطه تعادلی بجای اكتیویته، غلظت مولاری قرار دهیم و همه ضرایب اكتیویته را در هم ضرب كنیم به رابطه تعادلی زیر می رسیم

كه qM غلظت مولاری در داخل رزین و CM غلظت مولاری در محلول است. رابطه غلظت مولاری و غلظت اكی والانی ( نرمالیته) به صورت زیر است .

qAm.ZA=qA

CAm.ZA=CA

در روابط بین qA و CA به ترتیب غلظت اكی والانی در رزین و محلول می باشند.

اگر Q ظرفیت كل رزین بر حسب نرمالیته و Co نرمالیته محلول باشد در آن صورت داریم

CA+CB=Co

QA+qB=Q

چون در داخل رزین با یون A وجود دارد و یا یون B و در هر صورت مجموع یون های متحرك رزین برابر ظرفیت كل رزین است كه مقدار ثابتی است و با توجه به اصل خنثایی الكتریكی، Co هم مقدار ثابتی است. در تصفیه آب Co حدود یك میلی نرمال و Q حدود 2 نرمال است.

معمولاً رابطه تعادلی را بر حسب جزء اكی واالانی می نویسند كه منظور از جزء اكی والانی عبارت است :

ِ

1= yA+yB

1=xA+xB

كه در اینجا y جزء اكی والانی در رزین و x جزء اكی والانی در محلول است.

كه با جایگزینی در ثابت تعادل داریم :

ضریب گزینش[2] كه ارزش ضریب فراریت درتقطیر را دارد، برای رزین ها چنین تعریف می‌شود:

دیده می شود كه ضریب گزینش بری یون های یك ظرفیتی همان ثابت تعادل است ولی اگر A و یا B یك ظرفیتی نباشد ضریب گزینش با ثابت تعادل فق می كند.

ثابت تعادل برای یون های یك ظرفیتی حدود یك ولی برای یون های دو ظرفیتی می تواند بزرگتر از بیست باشد. توجه به این نكته مهم است كه چون در تعویض یون ها با یك فرآیند تعادلی سروكار داریم بنابراین هر یون در هر فاز دیده می شود و ضریب گزینش معلوم می كند چه كسری از كل هر یون در فاز محلول است و یا در فاز رزین. البته این مزیت مهم برای رزین هاست چون می توانیم با تغییر شرایط محلول، یون داخل رزین را تغییر دهیم.

بطوركلی در غلظت های كم، مثل آب طبیعی، هرچه ظرفیت یون بیشتر باشد با تمایل بیشتری جذب رزین می شود. مثلا یون سه ظرفیتی و یون دو ظرفیتی بیش از یون یك ظرفیتی توسط رزین جذب می شود حتی برای یونهای با ظرفیت یكسان نیز ضریب گزینش متقاوت است و معمولاً هر چه وزن مولكولی بیشتر باشد و یا اندازه یون كوچكتر باشد تمایل جذب افزایش می یابد مثلاً ترتیب زیر در مورد گزنیش نسبی كاتیون ها برای جذب توسط تعویض كننده كاتیونی (‌اسیدی) وجود دارد ( این ترتیب تجربی است)

رزین قوی

رزین ضعیف

این ترتیب به این مفهوم است كه تا زمانی كه یون كلسیم در آب وجود دارد، احتمال جذب شدن یون پتاسیم توسط تعویض كننده كاتیونی (‌اسیدی) بسیار ضعیف است. بنابراین در غلظت های پایین كاتیون ها، مثل آب طبیعی، تعویض كننده كاتیونی به راحتی می تواند تعویض كاتیون ها را بر مبنای گزینش نسبی انجام دهد. توجه داشته باشید :

1- هر چه غلظت یونی محلول كمتر باشد (‌محلول رقیق تر باشد) تفاوت گزینش ها بیشتر می شود (4)

2- در محلول غلیظ ترتیب گزینش بالا صادق نیست.

اما چگونه واكنش معكوس انجام می شود یعنی رزین احیا می شود؟

اگر ایزوترم تعادلی تعویض یعنی y برحسب x را در مور یك تعویض كننده كاتیونی سدیمی رسم كنیم شكل 9-3 حاصل می شود.

در رابطه تعادلی غلظت یون كلسیم در محلول است كه جهت پیشرفت واكنش را تعیین می كند. در آبهای طبیعی كه غلظت یون كلسیم حدود چند میلی مول در لیتر است، رزین توضیح می دهد كه سدیم داخل شبكه خود را با كلسیم آب تعویض كند و در نتیجه سختی آب كاهش خواهد یافت. اما وقتی كه رزین در آب نمك قرار گیرد، رزین ترجیح می دهد كه یون كلسیم را از دست بدهد و سدیم را در داخل شبكه خود بپذیرد و به صورت اولیه خود در آید ( احیا رزین).

محورها بر حسب جزء اكی والانی یون كلسیم یعنی

می باشد. محور عمودی جزء اكی والانی یون كلسیم در تعویض كننده و محور افقی جزء اكی والانی كلسیم در محلول را نشان می دهد. اگر هیچ گزینشی وجود نمی داشت ایزوترم به صورت خطی با زاویه ْ45 می شد كه معرف آن است كه نسبت +2Ca به + Na در تعویض كننده برابر همین نسبت در محلول است. در شكل 9-3 دیده می شود كه گزینش تعویض كننده برای جذب یون كلسیم بطور قابل توجهی با كاهش غلظت سدیم در محلول، افزایش می یابد. یعنی یك تعویض كننده به صورت گزینشی یون كلسیم را با ترجیح بیشتری نسبت به یون سدیم در محلول رقیق حاوی 2+Ca و +Na جذب می كند. شكل 9-3 توضیح می دهد كه چرا یك تعویض كننده سدیمی می تواند بطور گزینشی یون 2+ Ca را از یك محلول رقیق مثل آب طبیعی حذف كند. حتی وقتی كه [Ca2+]<<[Na+] باشد. در شستشوی رزین از محلول نمك طعام استفاده می شود كه غلظت یون سدیم در آن محلول بیش از چندین ده هزار ppm است.

بنابراین اگر رزین در تماس با محلولی غنی از سدیم و بسیار فقیر از نظر یون كلسیم قرار گیرد، ضریب گزینش كلسیم رزین كاهش یافته و ضریب گزینش سدیم آن افزایش می یابد كه در نتیجه رزین شروع به رها كردن یون كلسیم و جذب یون سدیم می كند كه باعث دوباره فعال شدن رزین می شود كه به آن اجباری رزین[3] می گویند.

بنابراین در احیای رزین، یون هایی كه درطول مدت سرویس توسط رزین از آب جذب شده با یون های ماده احیا كننده تعویض می شوند و رزین دوباره به صورت اولیه ( قبل از شروع سرویس) در می آید. راندمان احیا تعیین می كند كه آیا همه یون های جذب شده با یون های ماده احیا كننده تعویض می شود و یا كسری از آن یون های جذب شده تعویض می گردند.

این مطالب در مورد تعویض كننده های آنیونی هم معمولاً صادق است و تركیب گزینش تجربی در آنها به صورت زیر است :

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقطع كارشناسی زمین شناسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقطع كارشناسی زمین شناسی دارای 184 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقطع كارشناسی زمین شناسی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقطع كارشناسی زمین شناسی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقطع كارشناسی زمین شناسی :

مقطع كارشناسی زمین شناسی
فهرست مطالب:

-تعریف علم زمین شناسی

– تاریخچه دانش زمین شناسی در ایران

– جایگاه زمین شناسی ایران

– رخدادهای زمین ساختی در ایران زمین (تكامل ژئودینامیكی در ایران)

– نئوتتیس

– زون البرز

– البرز

– تاریخچه چینه ای البرز

1- سازند سلطانیه

2- سازند باروت

3- سازند زاگون

4- سازند لالون

5- كوارتزیت كامبرین (راس)

6- سازند میلا

7- سازند جیرود

8- سازند مبارك

9- سازند دورود

10-سازند روته

11-سازند نسن

12-سازند الیكا

13-سازند شمشك

14-سازند دلیچای

15-سازند لار

16-سازند آبناك

17-سازند تیزكوه

18-سازند كرتا سه بالایی

19-سازند فجن

20-سازند زیارت

21-سازند كرج

22-سازندكند

23-سازند قرمز پایینی

24-سازند قرمز بالایی

25-نهشته های پلیوسن-كواترنری

26-كواترنری

– سنگ شناسی آذرین منطقه البرز

– نگرش به تصادم های تكتونیكی و جانوران گذشته منطقه مركزی –غربی رشته كوه البرز در ایران

– زمین ساخت البرز

– نگاهی دیگر به تكتونیك محدوده البرز با تمركز بر تهران

– جایگاه و ویژگی های زمین شناسی استان تهران

– نقش گسله شمال تهران در تكوین حوضه های رسوبی البرز مركزی و ایران مركزی

– نگاهی به تكتونیك البرز با تمركز بر دماوند

– زمین شناسی اقتصادی

– زمین شناسی اقتصادی محدوده تهران

– زمین شناسی اقتصادی ناحیه شرق تهران

– زمین شناسی اقتصادی ناحیه دماوند

– ذخایر ومنابع معدنی موجود در ایران

– منابع اقتصادی ایران ازدیدگاه جهانی

– اطلاعاتی در مورد برداشت ها وچگونگی عملكرد در عملیات صحرایی

– گزارش كارصحرایی مناطق بازدید شده

– جلسه اول :فیروز كوه

– جلسه دوم: خسروان

– جلسه سوم: كند

– جلسه چهارم: افجه

– جلسه پنجم: لالون

– جلسه ششم: امامزاده داود

– جلسه هفتم: كرج

– جلسه هشتم: روته

– جلسه نهم: شرق زیاران

– جلسه دهم: گردنه امامزاده هاشم –دماوند

– GPS به زبان ساده

– GIS (مبانی دورسنجی)

– ضمیمه عكس

– ضمیمه مقالات

– ضمیمه نقشه ها

– منابع

– تعریف علم زمین شناسی:

علوم زمین به معارف یا شناختهایی اطلاق می شود كه مسائل مربوط به زمین از قبیل: منشا آن ساختمان تركیب وتحولات گذشته وحال و.. را مورد مطالعه قرار میدهد. هدف این علم ،شناسایی ومطالعه تئوری های پیدایش زمین، وضعیت زمین در فضا ،تاریخ زمین شناسی، شكل وابعاد زمین ،مشخصات فیزیكی وشیمیایی، مواد تشكیل دهنده آن، بررسی عواملی كه در وضعیت زمین تاثیر دارند و درآخر مطالعه شناسایی مواد مفید زمین ونحوه اكتشاف واستفاده از آنهاست.

-علم زمین شناسی و ارتباط آن با سایر علوم:

شیمی

فیزیك شیمی

فیزیك

ژئوشیمی

ژئوفیزیك

بیوشیمی

زمین شناسی

استروفیزیك

ژئوبیولوژی

جغرافیای قدیم

بیولوژی

زمین شناسی تاریخی

نجوم

-تاریخچه دانش زمین شناسی در ایران:

بشر از گذشته های دور به این واقعیت پی برده كه استفاده بهینه از زمین می تواند در برقراری تعادل و سیاست خودكفایی، انسانها و كشورها ،نقش بسیار سازنده ای داشته باشد. استقلال سیاسی ،‌اقتصادی و حتی فرهنگی كشورها در گرو استفاده صحیح از زمین است در نتیجه مطالعات زمین شناسی یكی از بنیادی‌ترین برنامه های دولتهاست كه پایه گذار علومی به نام علوم زمین شده كه در حال حاضر در بسیاری از مسائل رومزه تا مسائل پیچیده تكنیكی ،جایگاه بالایی پیدا كرده در بسیاری از كشورهای دنیا مراكز تحقیقاتی و اجرایی گسترده ،گاهی در حد یك وزارتخانه در این زمینه مشغول فعالیت هستند تا بتوانند به سوالهای موجود در مورد زمین، نحوه تشكیل ونحوه كاربرد برتر مواد معدنی بررسی و تحقیق كنند. به طوریكه امروزه زمین شناسی علم مستقلی شده كه باسایر علوم پایه مثل فیزیك، شیمی، ریاضی، پیوند تردیك دارد وهم چنین با نجوم تا برای ایجاد محیط امن وسالم رسالت خود را به نحو احسن انجام دهد.در ایران هم این كار از وظایف دولتی است كه این مهم برعهده سازمان زمین شناسی كشور است.

پیشرفت زمین شناسی در ایران مقاطع متفاوتی را طی كرده كه به اختصار عبارتند از :

1-مقطع زمانی معدن كاری كهن: كه در ایران به عنوان معدن كاری شدادی معروف است

2-مقطع پیدایش نفت در زاگرس: از این زمان بررسی های زمین شناسی خصوصا در ناحیه زاگرس روند اصولی و استاندارد پیدا كرد ولی متاسفانه در سایر نقاط ایران روش های معدن كاری كهن همچنان مرسوم بود.

3-مقطع فعلی: كه به لحاظ ضرورت های انكار ناپذیر قانون تاسیس سازمان زمین شناسی در 1338 تصویب واین سازمان از سال 1341 فعالیت های خود را آغاز كرد و تاكنون هم ادامه یافت كه در نتیجه تلاش های به عمل آمده در حال حاضر از سطح كشور كه با 121 برگ نقشه پوشیده می شود اطلاعات جامعی را داریم و از حدود 70% رویه سطح كشور هم اطلاعات زمین شناسی به مقیاس قابل دسترسی است.

جدا از نقشه های زمین شناسی بخشی از اطلاعات به پژوهشها و اكتشافات معدنی اختصاص دارد. جدا از سازمان زمین شناسی كه وظیفه اصلی مطالعات زمین شناسی را بر عهده دارد مراكز آموزش عالی، وزارت نفت،وزارت نیرو و… متناسب با اهداف خودشان در زمینه فعالیت زمین شناسی حضور دارند. استفاده از منابع موجود از طریق سایت اینترنتی سازمان زمین شناسی www.GSI.org.IR و پایگاه ملی داده های علوم زمین كشور به آدرس www.NGD.IR قابل دسترسی است.

-جایگاه زمین شناسی در ایران:

بر این باور هستیم كه ایران در بخش میانی كوهزاد آلپ-هیمالیا است كه از سواحل شرقی اقیانوس اطلس آغاز می شود و پس از عبور از قسمتهای جنوبی اروپا، از آلپ ،مجارستان ،تركیه و ایران و افغانستان ، تبت ، برمه تا جزایر اندونزی در كنار اقیانوس آرام ادامه دارد. در مورد نحوه تشكیل كوهزاد آلپ- هیمالیا دو فرضیه یا تئوری وجود دارد:

الف) بزرگ ناودیس تتیس :(ژئوسنكینال ها)

در این نظریه تصور بر این است كه در 5/1 تا 8/0 میلیارد سال پیش در سطح كره زمین یك ابر قاره یا بزرگ زمین به نام Megagea (مگاژا) وجود داشته ولی در این زمان در اثر پدیده اشتقاق(Rifting or spreding) ابر قاره یاد شده به دو قاره جداگانه تقسیم شده كه به قاره جنوبی گندوانا Gond wana و به قاره شمالی Eurasia یا اراسیا و برای اقیانوس از این اشتقاق با الهام از الهه اقیانوسها تتیس گفته شده این زمین شناسان تتیس را زادگاه كمربند كوهزایی آلپ- هیمالیا گزارش كرده اند. براساس این فرضیه ،كوههای البرز ،‌در شمال ایران به لحاظ داشتن سنگهای آتشفشانی گسترده نوع ایوژئوسنكینال (دارای سنگهای آتشفشانی ) است. زاگرس به دلیل نداشتن سنگهای دولكانیكی از نوع ژئوسنكینال است و بالاخره ایران مركزی توده ای مقاوم به نام (Median mass) یا توده میانی است. اما این نظریه در مورد ایران و شرایط آن صدق نمی كند ودلایل آن عبارتند از:

1- سنگهای پركامبرین پسین تا (تریاس میانی ) در محیط های كنار قاره ای وحتی محیط های قاره ای وتبخیری انباشته شده اند و در بعضی از مقاطع زمانی نسبتا طولانی، هیچ گونه نشانه ای از رسوبگذاری و محیط های بزرگ ناودیسی، در زمان گذشته شده وجود ندارد.

2- سنگهای(تریاس پسین) در محیط های كولابی و مردابی انباشته شده اند نه در بزرگ ناودیس ،‌در نتیجه تكمیل حوضه های رسوبی ایران با نظریه بزرگ ناودیس ها هماهنگی ندارد.

ب) نظریه تكتونیك صفحه ای (P.T):

براساس این نظریه البرز ایران مركزی متعلق به قاره اوراسیا وزاگرس متعلق به قاره گندوانا است. 3 عامل در ارائه این تئوری نقش داشته اند : 1- تفاوت چینه شناسی سنگهای با سایر نقاط ایران 2-وجود سنگهای افیولیتی در امتداد راندگی اصلی زاگرس خصوصا در دو ناحیه كرمانشاه ونی ریز 3-وجود كمان ماگمایی(Magmatic ARC) ارومیه –بزمان

اضافه می كنیم كه این زمین شناسان بر این باور هستند كه در محل راندگی اصلی زاگرس اقیانوسی وجود دارد كه همراه با افیولیت زایی (تشكیل پوسته اقیانوسی) است اما در زمان كرتا سه پسین این اقیانوس بسته شده و در اثر فرورانش پوسته اقیانوسی به زیر پوسته ایران مركزی فرورفته ودر اثر ذوب آن كمان ماگمایی ارومیه- بزمان تشكیل شده است.

وجود یك اقیانوس بین ورقه زاگرس و ایران مركزی، حتمی است. ولی بسیاری از ویژگیهای ورق ایران مركزی و البرز مشابه زاگرس و عربستان است كه حاكی از پیوند و تعلق ایران مركزی و البرز به قاره گندوانا است. معهذا مروری بر تاریخچه زمین شناسی ایران مركزی و البرز نشان می دهد كه بخش از ایران در فاصله پركامبرین تا تریاس پسین در حاشیه شمالی قاره گندوانا بوده ولی در زمان تریاس پسین از قاره گندوانا جدا و به قاره اوراسیا ،‌متصل شده و به همین لحاظ از تریاس پسین تا ، البرز وایران مركزی ویژگی های اوراسیایی داشته وبالاخره از كر تا سه به بعد، هر دو قاره اورسیا و گندوانا ، ویژگیهای مشترك اورسیایی-گندوانایی پیدا كردند

رخدادهای زمین ساختی در ایران زمین (تكامل ژئودینامیكی در ایران):

براساس داده های مغناطیس دیرینه و زمین ساخت دیرینه، 4 صفحه قاره ای در ایران تشخیص داده شده است كه عبارتند از:

صفحه ایران ،صفحه توران (اروپا آسیا)، صفحه عربستان (گندوانا) و صفحه هیرمند (افغانستان).

ایالتهای فلززایی موجود در ایران را میتوان نتیجه شرایط حاصل از زمین ساخت كششی( تشكیل كافت ها و اقیانوس ها ) و فشارشی (كمربند های كوهزایی) حاكم بین این صفحات دانست. ضمنا مرز صفحه ایران با صفحه توران توسط خط در شمالی ایران مشخص می شود (شكل).برخورد بین صفحات ایران وتوران در پایان تریاس میانی رخ داده است (لنش واشمیت 1984).خط درز ایران- توران از جنوب شرق كپه داغ شروع واز طریق لبه شمالی بینالود بطرف دریای خزر جنوبی كشیده می شود كه از روی بقایای افیولیتی قابل تشخیص است.

مرز میان صفحات ایران زمین و عربستان توسط روراندگی زاگرس مشخص می شود. علوی مرز بین این دو صفحه را در 200 كیلومتری شمال روراندگی زاگرس و در محل فرورفتگی های موجود بین سنندج- سیرجان وسهند- بزمان (كمبرند آتشفشانی ایران مركزی )می داند. برخورد بین این دوصفحه در میوسن رخ داده است. مرز بین صفحه ایران وصفحه هیرمند بخوبی مشخص نیست. فورستر (1978) و اوهانیان (1983) مجموعه های افیولیتی واقع در شرق ایران را مرز بین این دوصفحه می دانند. برخورد این دو صفحه در كرتاسه بالایی رخ داده است.

بطور كلی تكامل ژئودینامیكی در ایران به قرار زیر است:

پالئوتتیس :

مرز بین ایران وصفحه توران توسط خط درز شمالی ایران كه زمان رخداد واریسكن تا اوایل كامبرین تشكیل گردیده است مشخص میشود. محل این خط درز از روی بقایای افیولیتی مربوط به پالئوزوئیك كه در امتداد آن یافت می شود مشخص می گردد. این مجموعه های افیولیتی در واقع بقایای پالئوتتیس (پالئوزوئیك) می باشند كه طی تریاس بالایی (یا پرمین بالایی) در نتیجه فرورانش صفحه اقیانوسی پالئوتتیس وبرخورد صفحه اقیانوسی پالئوتتیس و برخورد صفحه گندوانا و صفحه آنگارالند (اشتوكلین 1974)جایگزین شدند. بقایایی از این اقیانوس در شمال غرب بینالود بصورت فرورفتگی خزر كه در واقع یك اقیانوس برجای مانده است مشاهده میشود. بر اساس داده های مغناطیسی دیرینه، موقعیت فعلی بخش شمالی ایران زمین همانند موقعیت آن در كرتاسه می باشد (ونسینك و واركمپ 1980) :بجز آنكه در مزوزوئیك در این منطقه اقیانوس پالئوتتیس وجود داشته است.

نئوتتیس:

طی زمان پركامبرین و پالئوزوئیك، ایران زمین وعربستان بخشی از گندوانا بوده اند وتوسط اقیانوس پالئوتتیس از صفحه توران جدا می شده اند. در اواخر پالئوزوئیك یا اوائل تریاس با بازشدن اقیانوس نئوتتیس، ایران از عربستان جدا شده و در پایان تریاس میانی با صفحه توران برخورد نموده است. فرورانش صفحه اقیانوسی عربستان به زیر صفحه ایران زمین در اواخر كرتاسه آغاز گردیده و برخودر بین این دوصفحه در نئوژن به پایان رسیده است. این برخورد بیشترین تاثیر را بر روی زمین ساخت ایران داشته است. در مسافتی بیش از 2000 كیلومتر، پوسته ضخیم شده و ضخامت آن در منطقه زاگرس به 50 تا 60 كیلومتر رسیده است (گیس وهمكاران 1984).

در كمربند ارومیه-دختر(كمربند آتشفشانی ایران مركزی یا سهند بزمان)،كانسارهای مس پورفیری درجنوب شرقی منطقه كه در آن صفحه اقیانوسی دارای شیب بیشتری است واقع می باشند (گیس وهمكاركان 1984).عكاشه و بركهمر (1984) دریافتند فاصله بین كمربند آتشفشانی ارومیه- دختر و تراست اصلی زاگرس از جنوب شرق بطرف شمال غرب افزایش می یابد و نتیجه گیری نموده اند كه در شمال غرب، صفحه اقیانوسی دارای شیب كمتری است.

در نظریه جدیدتر جلینی (2000) و وستفال و همكاران(2003) به تشكیل نئوتتیس 2 در شمال ایران مركزی اشاره می كنند وكمربند آتشفشانی شمال غرب (ارومیه –دختر) را حاصل فرورانش نئوتتیس دوم به زیر ایران مركزی می دانند كه تا پلیو-پلیستوسن ادامه داشته است .

بطور كلی تكامل ژئودینامیكی ایران را می توان نتیجه رخدادهای زمین ساختی در مناطق زیر دانست:

1)شمال ایران باز وبسته شدن اقیانوس هرسینین (پالئوتتیس ) بین صفحه توران در شمال وصفحه ایران مركزی شرقی در جنوب.

2)جنوب غرب و شمال غرب ایران، باز وبسته شدن اقیانوس نئوتتیس بین صفحه ایران در شمال و صفحه عربستان در جنوب.

3)منطقه مكران، فرورانش پوسته اقیانوسی عمان (بقایای نئوتتیس) به زیر ایران.

4)شرق ایران، باز و بسته شدن اقیانوس واقع بین بلوك هیرمند در شرق وبلوك لوت در غرب.

5)غرب لوت، باز وبسته شدن اقیانوس واقع در غرب صفحه لوت.

زون البرز:

كوههای البرز یك رشته شرقی –غربی نسبتا پیچ و خم دار را شمال ایران و جنوب دریاچه خزر تشكیل می دهد. رشته كوههای البرز خود بخشی از قسمت شمالی كوهزایی آلپ- هیمالیا در آسیای غربی به شمار می آید كه از شمال به حوضه فرورفته خزر واز جنوب به فلات مركزی ایران محدود می شود.

چینه شناسی:

براساس بررسی های داود زاده وهمكاران (1986) در فاصله زمانی پركامبرین پیشین و پالئوزوئیك زیرین در البرز دورخساره متفاوت دیده می شود و رخساره های كم عمق تبخیری ، دولومیتی و آهكی كم عمق و رخساره رسوبات درازگودال است كه رسوبات آواری و تخریبی شدید، رسوباتی از نوع فلیش و آتشفشانهای قلیایی و فوق قلیایی وحتی افیولیت را شامل می شود.واحدهای سنگی در پركامبرین پسین البرز بیشتر كربناتهای قاره ای مانند سازندهای بایندورو دولومیت سلطانیه و.. هستند ولی در حد بالایی كامبرین پیشین وكامبرین زیرین در البرز واحدهای آواری یا تخریبی قرمز رنگ سازند زاگون و ماسه سنگهای لالون مشاهده می شوند كه هر دو نهشته قاره ای بوده واز تخریب توده های گرانیتی ودگرگونی به وجود آمده اند.

رسوبات آهكی میلا كه از كامبرین میانی تا اردویسین زیرین در البرز گسترش دارند شرایط دریای كم عمق و یك رخساره ابر قاره ای را نشان می دهند. جنبش های زمین ساختی كالدونی كه یك فاز خشكی زایی بوده وسبب بالا آمدگی و بیرون زدگی وبیرون آمدن خزر جنوبی ونواحی البرز مركزی از آب و در نتیجه نبود رسوبگذاری را در اردویسین بالایی – سیلورین و دونین زیرین سبب شده است.

افتخارنژاد (1359) معتقد است طی زمانهای سیلورین و دونین زیرین گسل عطاری البرز شرقی و غربی ومركزی را جدا می كرده ولی در دونین بالایی، البرز شرقی و غربی با منطقه ایران مركزی در ارتباط بوده است.

وجود افق هایی از فسفات به سن دونین بالایی در هر سه حوضه بیانگر این واقعیت است. نامبرده معتقد است در فاصله زمانی سیلورین تا دونین بالایی البرز غربی و مركزی همراه با زاگرس به صورت یك بلوك در آمده و از البرز شرقی جدا شده است و در این فاصله زمانی در بخش وسیعی از البرز شرقی و ایران مركزی رسوبگذاری ممتدی صورت گرفته است وسازندهای نیور،پادها ،بهرام و.. به وجود آمده است.

در فرورفتگی خزر رسوبات زغال دار ژوراسیك زیرین چند برابر رسوبات معادل خود در قسمت مركزی ویال جنوبی رشته كوههای البرز ضخامت دارد.این فرورفتگی تا دوره كرتا سه ادامه داشته و گسترش فعالیت آتشفشانی كرتا سه به آن محدوده می شود. در كرتا سه با بالا آمدن البرز مركزی، جدا شدن فرورفتگی جنوبی از فرورفتگی شمالی خزر شروع می شود. طی زمان پالئوسن جنبشهای واقعی كه چین خوردگی البرز را به وجود آورده رخ داده وموجب تبدیل بخش شمالی البرز به خشكی گردیده است. در صورت كه فرورفتگی جنوبی، البرز گسترش یافته و همراه با فرورفتگی ایران مركزی بیش از چهار كیلومتر سازندهای آتشفشانی زیردریایی به سن ائوسن به وجود آمده است. دومین فاز كوهزایی در اوایل یا اواسط الیگوسن موجب مرتفع تر شدن البرز و فرسایش بیشتر قسمت مركزی كمربند البرز گردید. در پی آن فرونشستهای سریع و انباشته شدن رسوبات ضخیم مولاسی در زمان میو-پلیوسن و دوره كواترنری حادث شده است.

ماگماتیسم و متامورفیسم:

در پالئوزوئیك وابتدای مزوزوئیك فعالیت های آتشفشانی چندان مهمی رخ نداده است.ولی آتشفشان زیردریایی بسیار قوی ومهمی كه گدازه های آن اساسا آندزیتی بوده شاخص یال جنوبی البرز در ائوسن است.

جایگاه تكتونیكی:

رشته كوههای البرز بخش حاشیه فلات چین خورده وسیع ایران را تشكیل می دهند كه ساختار آن نتیجه دو كوهزایی مهم است. یكی كوهزایی پركامبرین (آسینیتیك) كه این دوره اساسا بوسیله دگرگونی كه بهم پیوستگی و سخت شدن پی سنگ ها را در پركامبرین منجر شده ونبودهای مهم چینه شناختی مربوط به قبل از دونین وقبل از پرمین كه به جنبشهای كوهزایی ویا ناآرامی های خشكی زایی به سن كالدونین یا هر سی نین نسبت داده شده مشخص می شود. دوم كوهزایی آلپی مربوط به دوران مزوزوئیك وسنوزئیك.

كانی زایی:

از مهمترین مواد معدنی شناخته شده در این رشته جبال می توان به ذخایر سرب روی ،مس ،كمی مولیبدن، بوكیست، رسهای نسوز، فسفات رسوبی، ذغال سنگ

.لاتریت، منگنز، فلورین ،باریت آلونیت، سیلیس و..اشاره نمود.

البرز:

پهنه رسوبی- ساختاری البرز شامل بلندی های شمال صفحه ایران است كه به شكل تاقدیسی مركب (Anticlinorium) در یك راستای عمومی خاوری- باختری، از آذربایجان تا خراسان، امتداد دارد.

از نگاه زمین ریخت شناسی مرز شمالی البرز منطبق بر تپه ماهورهای متشكل از نهشته های ترشیری و دشت ساحلی خزر است. ازنگاه زمین شناختی مرز شمالی البرز محدود به زمین درزتتیس كهن است كه از برخورد سنگ كره قاره ای البرز با سنگ كره توران درتر یاس پسین به وجود آمده است.ولی در بیشتر نقاط محل زمین مرز با ورق های رانده شده از شمال به جنوب پوشیده شده است. حد جنوبی البرز چندان روشن نیست. گسل تبریز (علوی ،1991) ،آنتی البرز (ریویه 1941) گسل گرمسار (بربریان 1375)گسل سمنان (نبوی 1365) وگسل عطاری (علوی نایینی ،1972) مرز جنوبی البرز دانسته شده اند. ولی چنین به نظر می رسد كه مرز شاخصی در مرز جنوبی البرز وجود نداشته باشد وگذر از پهنه ایران مركزی به پهنه البرز تدریجی باشد. از نظر كوه نگاری، مرز باختری البرز تا قفقاز كوچك و مرز خاوری آن تا كوه های پاراپامیسوس افغانستان (علوی 1991) گسترش دارد.

فراوانی سنگ های آتشفشانی و آذرآواری ترشیری، در دامنه جنوبی البرز سبب شده بود تا در نخستین نقشه زمین ساخت اروپا (خاین،1972) البرز بخشی از بزرگ ناودیس قفقاز –تركیه دانسته شود. ولی وجود سنگ های ماگمایی همسان با آن در دیگر نواحی ایران و به ویژه بادست یابی به یافته های بیشتری از زمین شناسی ایران، یقین شد كه بسیاری از واحدهای سنگ چینه ای البرز و ایران مركزی از دیدگاه رخساره و شرایط تشكیل همانند اند به گونه ای كه البرز را می توان چین های حاشیه ای ایران مركزی دانست كه در شكل گیری آن برخورد دو صفحه ایران وتوران و پیامدهای آن نقش اساسی داشته اند. همسانی البرز با ایران مركزی به ویژه در دامنه جنوبی بیشتر است ولی در دامنه شمالی تفاوت هایی دارد (اشتوكلین-1968 الف)

به ظاهر سرگذشت ساختاری وچینه ای البرز در همه جا یكسان نیست. به همین روجدا از واژه های جغرافیایی: البرز باختری ، البرز خاوری، البرز شمالی، البرزجنوبی،از نظر زمین شناسی از زیر زون هایی همچون ماكو-تبریز، رشت-گرگان،بینالود (نبوی 1355) وحتی كپه داغ یاد شده است كه نیاز به بازنگری دارند.برای نمونه زون رشت-گرگان كه شامل مناطق جنوبی دریای خزر است درشمال گسل البرز به گفته بهتر در شمال زمین درز پوشیده تتیس كهن قرار دارد و از این رو وابستگی آن به لبه جنوبی ورق توران به مراتب بیشتر است و یازون بینالود، خویشاوندی زمین شناختی بیشتری با ایران مركزی دارد تا البرز.مهم تر آنكه شرایط زمین شناختی حاكم بر كپه داغ بر البرز متفاوت است و از این رو شمول آنها در البرز توجیه علمی قوی ندارد.

تاریخچه چینه ای البرز:

در بسیاری از گزارش های زمین شناسی كهن ترین سنگ های البرز را دگرگونی های جنوب گرگان (شیت های گرگان) دانسته اند. افزون بر آن، دگرگونی های اسالم-شاندرمن(كلارك وهمكاران ،1975) وگاهی نیز سازند بریر (گانسر و هوبر-1962) واحدهای سنگ چینه ای پركامبرین البرز انگاشته شده اند. ولی امروزه یقیین شده است كه این دگرگونی ها بیشتر سنگ های پالئوزوئیك و یامزوزوئیك هستند كه در اثر زمین ساخت برخوردی تریاس پسین (رویداد سمیرین پیشین) و یا به طور همبری دگرگون شده اند. یافته های دیرینه شناختی امروز البرز ؛ گویای آن است كه كهن ترین سنگ های رخمون شده البرز سازند كهر است كه حاوی آكریتارك های نوپروتروزوییك پسین است.علوی (1991) با تكیه بر رخساره ها به ویژه زمین ساخت بر حوضه رسوبی البرز همه سنگ های البرز را به چندواحد زمین ساختی-چینه نگاشتی بزرگ و به شرح زیر تقسیم می كند.

1- توالی سكوی پركامبرین پسین- اردویسین

2- سنگ های ماگمایی(درونی و بیرونی) اردوپسین میانی-دونین

3- توالی فلات قاره دونین- تریاس میانی

4- نهشته های پیش خشكی تریاس بالایی-ژوارسیك میانی

5- توالی فلات قاره ژواراسیك میانی-كرتاسه با دو رخساره ناهمسان در البرز جنوبی و شمالی

6- مجموعه ماگمایی البرز به سن سنوزوییك، با تركیب شیمیایی كسیمی- قلیایی در البرز غربی –مركزی وقلیایی در البرز شرقی

7- رسوبات همزمان با كوهزایی سنوزوئیك، با دو رخساره ناهمسان در البرز جنوبی و شمالی گفتنی است كه هر یك از واحدهای یاد شده دربالا شامل چند یا چندین سازند است كه همگی در شرایط زمین ساختی خاص، با شرایط رسوبی- زمین ساختی مشابه انباشته شده اند. در حد فاصله پركامبرین پسین تا اردویسین پوسته قاره ای البرز جایگاه تكاملی دریای بر قاره ای (Epicontinental) كم عمق بوده است. بنا به گزارش اشتامفلی (1978) بربریان وكینگ (1981) سنگ های ماگمایی اردویسین –دونین معرف یك مرحله بازشدگی (opening stage) و جدایش (Breakup) سكوی پركامبرین پسین- پالئوزوییك پیشین البرزاند. در تریاس پسسین سنگ كره قاره ای البرز و ورق توران برخورد كرده ودر اثر این برخورد ضمن پایان گرفتن حیات فلات قاره پدیده های فراخاست دگرگونی جایگیری توده های گرانیتوییدی انجام وحوضه های رسوبی پیش خشكی تریاس پسین- ژوراسیك میانی شكل گرفته اند. بررسی دیرینه جغرافیای البرز نشان میدهد كه رسوبات پالئوزوئیك دامنه شمالی ستبر تراند ودر پاره ای نقاط همچون آمل كندوان ناپیوستگی رسوبی میان سنگ های پرمین و تریاس در كمترین اندازه است در ضمن ستبرای رسوبات زغال دارتر تریاس بالا- ژوراسیك میانی در دامنه شمالی چندین برابر دامنه جنوبی است و سنگ های كرتاسه بالایی حجم قابل توجهی سنگ های آتشفشانی دارند. این نكته ها نشان میدهند كه در زمان های پالئوزوییك-مزوزوییك حوضه رسوبی دامنه شمالی البرز عمیق تر از دامنه جنوبی بوده است.در حالی كه از سنوزوییك به بعد شرایط دیرینه جغرافیا تغییر عمده كرده و در حالی كه در دامنه شمالی گسلش، راندگی وفراخاست روی داده، در دامنه جنوبی البرز دریای پسرونده كم ژرفا و در حال فرونشستی وجود داشته است كه در آن چند هزار متر انباشته های آذرآواری- تخریبی همزمان با كوهزایی بر جای نهاده شده است.

البرز را میتوان براساس ویژگی های آن بر سه قسمت تقسیم كرد: 1) البرزشمالی 2)البرز مركزی 3)البرز جنوبی

كه در این مقال ما تنها به بررسی البرز مركزی خواهیم پرداخت:

ردیف چینه شناسی بخش جنوبی البرز مركزی مشتمل بر سنگ هایی با ضخامت حدود11000 تا 13000 متر و باسن از پركامبرین پسین تا كواترنری است. واحدهای سنگی رخ نموده در منطقه مورد مطالعه از قدیم به جدید به اختصار در زیر شرح داده میشوند.

1-سازند سلطانیه كامبرین – پركامبرین :

بر روی سازند كهر با ناپیوستگی (unconformity) ردیف ضخیم پركامبرین پسین –كامبرین (2500 متر) قرار گرفته است كه از رسوبات الپی نریتیك و یا قاره ای مشتمل برماسه سنگ های قرمز،شیل ها، دولومیت ها و مختصری سنگ آهك سازندهای سلطانیه ،باروت،زاگون، لالون ومیلا تشكیل شده است. سازند سلطانیه (ج.اشتوكلین،اروتنر .م.ح.نبوی،1964) قدیمی ترین واحد سنگی شناخته شده ردیف مزبور در منطقه مورد بررسی است و اگر چه رخنمون های كوچك وغالبا گسله و خرد شده ای از دولومیت های آن در نقشه زمین شناسی چهارگوش تهران با مقیاس …،250:1 :1 و در جنوب روستای مبارك آباد نشان داده شده است ولیكن جدیدا برونزد دیگری در شمال رودهن ونیز شرق روستای آبعلی برداشت شده كه گسترش و ضخامت بیش تر (حدودm 200) و ترتیب چینه شناسی بهتری را نشان میدهند واز دولومیت های ریز بلور به رنگ خاكستری روشن ضخیم لایه تا توده ای شكل گاهی چرت دار تشكیل گردیده اند (وحدتی،1376) در منطقه مورد بررسی مرز زیرین این سازند برونزد ندارد ولی گذر آن در سمت بالا به سازند باروت پیوسته است و با پیدایش اولین لایه متمایز سیلت سنگها و شیل های رنگارنگ سازند باروت مشخص می گردد.سن سازند سلطانیه را پركامبرین پسین (وندین) تا كامبرین پیشین تعیین نموده اند.

2-سازند باروت كامبرین:

برونزدهای سازند باروت، معمولا در شمال گسل مشا-فشم ظاهر گردیده ولیكن در برداشت های جدید در جنوب لتیان و شرق روستای آب علی نیز تشخیص داده شده است وغالبا از شیل ها وسیلت سنگ های میكادار قرمز تیره ،بنفش وسبز رنگ گاهی دارای درون لایه های آهك متبلور آلگ دارسیاه رنگ ونیز دولومیت های چرت و آلگ حفره دار زردرنگ تشكیل شده است. بیش ترین گسترش این سازند به شكل هسته یك تاقدیس در منطقه شرق میگون تا زاگون و با ضخامت حدو250 تا 350 قابل متر مشاهده است. در دره روته ونیز رخنمون های شمال افجه وكند بخش تحتانی این سازند دارای دولومیت بیشتری می باشد و از شیل های سبز تیره و یا سیاه متناوب با دولومیت های تیره رنگ ضخیم لایه تا توده ای شكل و دولومیت های آهكی سیاه رنگ تشكیل گردیده ولذا با نشانه و در محدوده ای جداگانه نشان داده شده اند.

مرز بین سازند باورت وسازند زاگون فوقانی، پیوسته و تدریجی است و با نازك تر شدن تدریجی درون لایه های دولومیتی و نیز بیشتر شدن سیلت سنگ های قرمز رنگ مشخص می گردد و بر راس آخرین لایه دولومیتی ضخیم سازند باروت منطبق است.در قسمت شرق تهران، فسیلی در سازند مزبور یافت نشده ولیكن در مناطق شرقی تر ، در شمال جابان، فسیلهایی كاملا متبلور شده اند از طبقات سنگ آهكی سازند باروت توسط آلنباخ (1966) گزارش شده كه با فسیل .Biconulites sp (مشخص كامبرین زیرین) قابل مقایسه است . این فسیل در آروه نیز توسط اشتایگر (1966) از طبقات با موقعیت چینه شناسی مشابه بدست آمده است.

3-سازندزاگون (كامبرین زاگون):

برونزدهای سازند زاگون با مشخصاتی ثابت از میگون تازاگون (ضخامت حدود 450m) ونیز در شمال روستای آردینه (همگی در شمال گسل مشا-فشم)گسترش دارند ولیكن در برداشت های اخیر در جنوب لتیان، جنوب آردینه و شرق روستای آبعلی نیز شناسایی شده اند ولیكن با ضخامت هایی به مراتب كمتر. این سازند در ناحیه برش الگو (روستای زاگون) به چهار عضو به ترتیب از پایین به بالا تقسیم شده است .عضوA (حدود 100m) متشكل است از شیل های آهكی و مارن های رسی نرم قرمز تیره یا بنفش معمولا خیلی نازك لایه كه در نقاط بسیاری به طور محلی دارای درون لایه های خیلی نازك سنگ آهك خاكستری هستند.عضوB (حدود 50m ) با ماسه سنگهای ریز تا متوسط دانه قرمز- بنفش با لایه بندی به ضخامت 60-50 سانتی متر و سیمان كمی آهكی مشخص می گردد عضو C (حدود 160 متر) متشكل است از سیلت سنگ های نرم قرمز تیره میكا دار با لایه بندی به ضخاتم 20-30 سانتی متر كه به سمت بالا درون لایه هایی به ضخامت 2-1-1 متری ماسه سنگ صورتی در آن ها ظاهر می شود. عضو D (حدود 120m) با ماسه سنگ های خیلی متراكم صورتی یا سفید با لایه بندی به ضخامت 60-50 سانتی متر مشخص می گردد كه متناوب با لایه های نازك سیلت سنگ ها و ماسه سنگ های به رنگ قرمز تیره هستند كه ایجاد نوارهای متناوب سفید وقرمز رنگ شاخصی نموده است. سازند زاگون درسمت بالا با پیوستگی تدریجا تبدیل لالون می گردد ومعمولا مرز مربوطه درراس بالاترین طبقه سیلت سنگ قرمز رنگ متمایز قرار داده میشود. فسیلی در این سازند یافت نشده ولیكن موقعیت چینه شناسی آن سن كامبرین پیشین را پیشنهاد می نماید.

4-سازندلالون

ماسه سنگهای قرمز رنگ آركوزی دانه متوسط سازند لالون بالابندی به ضخامت از 40 تا 80 سانتی متر و با مشخصات سنگ شناسی ثابت وضخامت حدود 600m در برش الگو در جنوب روستای لالون گسترش وسیعی در سرتاسر منطقه دارد. طبقه بندی متقاطع (كراس بدینگ) به فراوانی دیده می شود. طبق بررسی های میكروسكوپی 70تا 80 % دانه های جور شده ،كوارتز و 10تا 15% فلدسپات میباشد. دانه های چرت، سنگ آتشفشانی بازیك وسنگهای دگرگونه درجه پایین نیز به مقدار كم دیده می شود كه در زمینه ای كائولینیتی وقرمز رنگ سرشار از اكسید های آهن قرار گرفته اند. در بخش بالای سازند، یك زون سنگی نرم فرسایش با ضخامت حدود 50 تا 35m اعداد یا همه فارسی باشند یا همه انگلیسی گسترش یافته كه شامل سیلت سنگهای آهكی متناوب با شیل های قرمز، بنفش یا سبز خیلی نازك لایه رنگارنگ می باشد.

در ماسه سنگهای سازند لالون هیچ فسیلی پیدا نشده است. اما در نواحی شرقی تر (شمال سربندان) معمولا در بخش های بالایی شیلی –سیلتی آثار فسیل كروزیانا مشاهده شده ورده پای تریلوبیت مربوط به كامبرین زیرین-میانی و از گروه ردلیچیا پیدا شده است.

5-كوارتزیت كامبرین (سابقا كوارتزیت راس)

بر روی بخش شیلی-سیلتی راس سازندلالون، با همبری سنگ شناسی ، ضخامتی در حدود 50m از كوارتزیت وماسه سنگهای فلدسپات دار خیلی سخت وفشرده كوارتزیتی سفید رنگ بالایه بندی به ضخامت 80 تا 60 سانتی متر قرار گرفته است كه سابقا به عنوان كوارتزیت راس وجزئی از سازند لالون تصور می شده اند. ولیكن امروزه تمایل بیشتر بر این است كه كوارتزیت های مزبور، پیشرونده و مربوط به قاعده سازند میلا در نظر گرفته شوند.

6-سازندمیلا

از پنج عضو سازند میلادر برش الگو، در میلا كوه دامغان در محدوده نقشه شرق تهران و در رخنمون های جنوب روستاهای روته، زاگون، لالون و آبنیك (آبناك).تنها عضو اول (تحتانی) سازند مزبور با ضخامت حداكثر 150m (دره جاجرود) تشخیص داده شده است.كه از مارن متورق دولومیتی زرد رنگ ودولومیت های سیاه رنگ و دولومیتهای آهكی تشكیل شده اند. بین این رسوبات ورسوبات پالئوزئیك بالایی یك وقفه عظیم رسوبی وجود دارد و سازند جیرود با ناپیوستگی روی آنها قرا رگرفته است ودر جنوب روته آسرتو قرارگیری سازند فجن بر روی عضو اول را نیز گزارش نموده است.

در شمال آردینه ونیز شمال وشرق مبارك آباد عضو پنجم با ضخامت حدود 100m و متشكل از ماسه سنگ ها و سیلت سنگهای قرمز یا سبز متناوب با شیل های رنگارنگ و اكثرا به رنگ های سیاه یا سبز با ناپیوستگی فرسایشی خفیف disconformity بر روی دولومیت های عضو اول قرار گرفته است. در عضو اول فسیلی یافت نشده است ولیكن این حقیقت كه در ناحیه كرمان، تریلوبیت های كامبرین میانی زون Redlichia در بالای كوارتزیت راس سری داهو (سازند لالون) پیدا شده اند. پیشنهاد می نماید كه دولومیت های عضو اول ناحیه البرز كه جایگاه چینه شناسی مشابهی بر روی كوارتیزیت راس دارند نیز مربوط به كامبرین میانی باشند. عضو دوم نیز بدون فسیل است ولیكن در ناحیه دامغان، حاوی تریلوبیت های گروه Lioparella nd anomosarella واحتمالا مربوط به راس كامبرین میانی می باشد. فسیل های عضو سوم سن كامبرین پسین را پیشنهاد می نمایند و عضو چهارم شناسایی نشده است.اما این عضو در میلاكوه حاوی تریلوبیت هایی است كه دلالت بر آشكوب بالایی كامبرین بالایی دارند.عضو پنجم در البرز مركزی و نیز میلاكوه فاقد فسیل است اما می تواند مترادف با بخشی از ماسه سنگها و سنگ آهك صورتی رنگ دارای فسیل های اردویسین زیرین سازند لشگرك باشند كه در فاصله كوتاهی از علم كوه پیدا شده است. در جنوب لتیان نیز در برداشت های اخیر، بروتردهای دولومیتی به رنگ خاكستری تیره سازند میلا(عضو اول) شناسایی شده است.

7-سازند جیرود

با بیشترین ضخامت (980m) در نواحی در بند تا گرمابدره رخنمون دارد و به چهار عضو به ترتیب از پایین به بالا به شرح مختصر زیر تقسیم شده است:

عضوA: با ضخامت حدود 140m

عضوB: ضخامت حدود 220m از سنگهای آهكی سیاه و سرشار از فسیل

عضو C: در نزدیكی دورود وجنوب گرمابدره دارای بیشترین ضخامت (170m) است

عضو D: ضخامت حدود 300m

8-سازند مبارك

با حداكثر ضخامت حدود 450m در شمال مبارك آباد واطراف امامزاده هاشم، رخنمون دارد كه بر روی عضو A سازند جیرود قرار گرفته و به چهار زون سنگی تقسیم شده است واز سنگ آهكهای سیاه رنگ فسیل و یا اینتركلاست دار تشكیل شده و در بخش پایین آن، درون لایه های مارنهای سیاه رنگ دیده می شود. بر روی این سازند عموما با ناپیوستگی فرسایشی، برش های آهكی و سنگ آهكهای اواولیتی سازند الیكا قرار گرفته است. سازند مزبور را هم ارز زمانی عضوهای C,B سازند جیرود فرض می كنیم وسن این سازند را كه بوینفرپیشین تعیین نموده اند.

9-سازند دورود :

در شمال شرق روستای دورود با ضخامت حدود 180m رخنمون دارد و به چهار زون سنگی تقسیم شده است و عمدتا متشكل است از ماسه سنگ ،سیلت سنگ، شیل های قرمز رنگ، گاهی دارای تناوب های سنگ آهك مارنی، كوارتزیت وكنگلومرای كوارتزیتی ودر اواسط آن، سنگ آهكهای فزولینیت دار خاكستری رنگ با ضخامت 50M تا 20 دیده می شود.

سن سنگهای آهكهای سازند دورود، پرمین پیشین است.ناگفته نماند كه در حال حاضر زون سنگی تحتانی را مربوط به سازند دورود نمی دانند.

10-سازند روته :

در دره روته با ضخامت 230m عمدتا متشكل از سنگ آهكهای فسیل دار به رنگ خاكستری متوسط ، لایه ای تا توده ای شكل دیده می شود. در طبقات تحتانی وفوقانی سازند روته ، معمولا درون لایه های به ضخامت2M تا 1. سنگ آهن دیده می شود. فون های غنی این سازند، پیشنهاد سن پرمین پسین و بخصوص آشكوب مرغابین و شاید راس آشكوب داروازین را می كند كه بیشتر با اواسط پرمین تطبیق دارد.

11-سازند نسن :

رخنمون خیلی كوچك سنگ آهكهای مارنی خاكستری نازك لایه سرشار از فسیل با ضخامت 9m در شمال مبارك آباد به عنوان سازند نسن در نظر گرفته شده است. كه با ناپیوستگی ومرزی ضخیم از سنگ آهن روی سازند مبارك قرار گرفته است.فسیل ها دلالت بر سن پرمین بالایی دارند.

12-سازند الیكا :

سازند الیكا به 3 عضو به ترتیب از پایین به بالا تقسیم شده است:

-عضوA: تشكیل شده است از حدود 180 متر سنگ آهكهای مارنی خاكستری رنگ روشن ونازك لایه، متناوب با مارن های آهكی متورق. كه در سطح آنها اثرات جانوران حفار و گاهی صدفهای پلسی پوددار(كلارایا) دیده می شود.درون لایه های سنگ آهك اواولیتی قرمز حاوی گاستروپودهای ریز وانتیر اسپارودایتهای شاخص و كنگلومراهای آهكی قرمز رنگ نیز مشاهده می گردد.

-عضوB: تشكیل شده است از حدود 180m تا 200m سنگ آهكها و سنگ آهكهای دولومیتی سخت وفشرده سیاه رنگ با لایه بندی نامشخص.

-عضو C: از ردیف یك نواختی از دولومیت های به رنگ خاكستری روشن ریز تبلور ،ضخیم لایه تا توده ای شكل تشكیل شده وضخامت های متغییری نشان می دهد (حداكثر 250m) سن احتمالی تریاس میانی را به این سازند نسبت می دهند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقطع كارشناسی زمین شناسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقطع كارشناسی زمین شناسی دارای 235 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقطع كارشناسی زمین شناسی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی ارائه میگردد

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقطع كارشناسی زمین شناسی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقطع كارشناسی زمین شناسی :

مقطع كارشناسی زمین شناسی
فهرست مطالب:

-تعریف علم زمین شناسی

– تاریخچه دانش زمین شناسی در ایران

– جایگاه زمین شناسی ایران

– رخدادهای زمین ساختی در ایران زمین (تكامل ژئودینامیكی در ایران)

– نئوتتیس

– زون البرز

– البرز

– تاریخچه چینه ای البرز

1- سازند سلطانیه

2- سازند باروت

3- سازند زاگون

4- سازند لالون

5- كوارتزیت كامبرین (راس)

6- سازند میلا

7- سازند جیرود

8- سازند مبارك

9- سازند دورود

10-سازند روته

11-سازند نسن

12-سازند الیكا

13-سازند شمشك

14-سازند دلیچای

15-سازند لار

16-سازند آبناك

17-سازند تیزكوه

18-سازند كرتا سه بالایی

19-سازند فجن

20-سازند زیارت

21-سازند كرج

22-سازندكند

23-سازند قرمز پایینی

24-سازند قرمز بالایی

25-نهشته های پلیوسن-كواترنری

26-كواترنری

– سنگ شناسی آذرین منطقه البرز

– نگرش به تصادم های تكتونیكی و جانوران گذشته منطقه مركزی –غربی رشته كوه البرز در ایران

– زمین ساخت البرز

– نگاهی دیگر به تكتونیك محدوده البرز با تمركز بر تهران

– جایگاه و ویژگی های زمین شناسی استان تهران

– نقش گسله شمال تهران در تكوین حوضه های رسوبی البرز مركزی و ایران مركزی

– نگاهی به تكتونیك البرز با تمركز بر دماوند

– زمین شناسی اقتصادی

– زمین شناسی اقتصادی محدوده تهران

– زمین شناسی اقتصادی ناحیه شرق تهران

– زمین شناسی اقتصادی ناحیه دماوند

– ذخایر ومنابع معدنی موجود در ایران

– منابع اقتصادی ایران ازدیدگاه جهانی

– اطلاعاتی در مورد برداشت ها وچگونگی عملكرد در عملیات صحرایی

– گزارش كارصحرایی مناطق بازدید شده

– جلسه اول :فیروز كوه

– جلسه دوم: خسروان

– جلسه سوم: كند

– جلسه چهارم: افجه

– جلسه پنجم: لالون

– جلسه ششم: امامزاده داود

– جلسه هفتم: كرج

– جلسه هشتم: روته

– جلسه نهم: شرق زیاران

– جلسه دهم: گردنه امامزاده هاشم –دماوند

– GPS به زبان ساده

– GIS (مبانی دورسنجی)

– ضمیمه عكس

– ضمیمه مقالات

– ضمیمه نقشه ها

– منابع

– تعریف علم زمین شناسی:

علوم زمین به معارف یا شناختهایی اطلاق می شود كه مسائل مربوط به زمین از قبیل: منشا آن ساختمان تركیب وتحولات گذشته وحال و.. را مورد مطالعه قرار میدهد. هدف این علم ،شناسایی ومطالعه تئوری های پیدایش زمین، وضعیت زمین در فضا ،تاریخ زمین شناسی، شكل وابعاد زمین ،مشخصات فیزیكی وشیمیایی، مواد تشكیل دهنده آن، بررسی عواملی كه در وضعیت زمین تاثیر دارند و درآخر مطالعه شناسایی مواد مفید زمین ونحوه اكتشاف واستفاده از آنهاست.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید