تحقیق متغیر (مجردات تام)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق متغیر (مجردات تام) دارای 12 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق متغیر (مجردات تام)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق متغیر (مجردات تام)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق متغیر (مجردات تام) :

موجود را می توان در تقسیمات اولیه (1) به دو نوع ثابت و متغیّر تقسیم کرد. واجب الوجود و کجردّات تام همان موجودات ثابتند و موجود متغیّر شامل همه ی موجودات مادی و نفوس متعلّق به ماده است. تغیّر از ماده «غیر» به معنای «دیگر شدن» و «دگرگون شدن» می باشد و از مفاهیم بدیهی است زیرا نمی توان برای آن مفهوم ماهوی در نظر گرفت که دارای جنس و فصل باشد و یا مفهوم عقلی روشنی یافت که بتوان آن مفهوم را در تغییرش بکار برد. مفهوم ثبات هم از مفاهیم بینیاز از تعریف است. تغیّر از واضح ترین و مسلم ترین حقایق این جهان است و جهان ثبات و ساکن نیست چرا که پدیده های آن عوض شده و اشیاء آن از حالی به حال دیگر و از وضعی به وضع دیگر و از کیفیّتی به کیفیّت دیگر در می آیند. علاوه بر تغییر طبیعت، هر یک از ما در حالات درونی مان، تغییراتی را با توجه به علم حضوری در می یابیم. سپس نتیجه می گیریم وجود متغیّر امر بدیهی است، اماّا وجود ثابت که هیچ تغییری نداشته باشد را باید با برهان ثابت کرد. بسیاری از علوم بشر، تحقیق درباره ی همین تغیّر ها و تبدلّها را به عهده دارند و قوانین کاشف این متغیرهاست. بخشی از فلسفه هم تغییرات و تبدلات طبیعت را بررسی می کند ولی این بررسی به شکل کلی و عمومی است و ما ؟؟ علوم، مبتنی بر جنبه های تغیّر قضاوتهای مهمی نیست. از نظر فلسفه، طبیعت جز شدن و تغییر و تحول نیست. تغیّر مفهومی است که برای انتزاع آن، باید دو چیز یا دو حالت یا دو جزء یک چیز را درنظر گرفت که یکی زایل شده و دیگری جایگزین آن گردد و یا عدم موجوی را تغیّر نامید چرا که وجود آن شیء تبدیل به غیر (عدم) شده است همچنین حدوث و پیدایش چیزی متغیّر است چون عدم قبلی تبدیل به وجود می شود.تغیّر را می توان به دو قسم دفعی و تدریجی تقسیم کرد. در تغیّر دفعی ، نقطه و مرز مشخصی بین سابق و موقعیّت لاحق وجود ندارد و زمانی بین آن ها فاصله نمی شود مثلاً تبدیل شدن آب به بخار تعلّق روح به نطفه و کنده شدن میوه از درخت تغییرات دفعی و در یک آن انجام می شود. تغییرات دفعی از دو وجود مثل آب و بخار یا وجود و عدم یک شیء انتزاع می شود مانند پریدن رنگ جسم و بی رنگ شدن آن1.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق فاهمه بشریت

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق فاهمه بشریت دارای 150 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق فاهمه بشریت  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق فاهمه بشریت،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق فاهمه بشریت :

بخشی از فهرست تحقیق فاهمه بشریت

چکیده
مقدمه
زندگینامه
بررسی برخی از آراء مهم هیوم
نقد آراء هیوم
ترجمه متن
فصل اول- درباره انواع مختلف فلسفه
فصل دوم –درباره منشاء تصورات
فصل سوم- درباره تداعی تصورات
فصل چهارم- شبهات شکاکیون در رابطه با فاهمه
بخش اول- علیت
بخش دوم- بیان یک شبهه
فصل پنجم – راه حل شکاکانه این شبهات
بخش اول- عادت به عنوان عامل اصلی در نتیجه‌گیری های تجربی
موضوع
بخش دوم – باور
فصل ششم- درباره احتمال
فصل هفتم- درباره مفهوم رابطه ضروری
بخش اول- مقایسه مفاهیم ما بعد الطبیعه با مفاهیم ریاضی و هندسه
بخش دوم- نتیجه گیری
فصل هشتم- درباره ضرورت و آزادی
بخش اول- تبیین معنا و مفهوم ضرورت و آزادی
بخش دوم- بیان دو شبهه و پاسخ به آنها
فصل نهم- درباره عقل حیوانات
فصل دهم- درباره معجزه
بخش ا ول- برهانی در اثبات ناپذیری وقوع معجزه
بخش دوم- تبیین اثبات ناپذیری وقوع معجزه به روشی دیگر
فصل یازدهم- درباره عنایت خاصه و آخرت
فصل دوازدهم- درباره فلسفه آکادمیک یا شکاکانه
بخش اول- وجود و ذات خداوند
موضوع
بخش دوم- شبهات عامیانه و شبهات فلسفی
بخش سوم- فلسفه آکادمیک
واژه نامه انگلیسی- فارسی
فهرست منابع
چکیده انگلیسی

دیوید هیوم انگلیسی یکی از فیلسوفان مهم قرن هیجدهم میلادی است . که افکار و آراء او موجب تحولات و تأثیرات مهمی در فیلسوفان بعد از او شده است . او یک فیلسو ف تجربه گرای محض است که با تألیف مقالات و کتب متعدد توانست نظریات فلسفی خود را برای آیندگان به ثبت رسانده و در سیر تکاملی فکر فلسفی غربی نقش آفرینی کند . آثار او گرچه طبق گفته خودش در زمان حیات او با واکنش چندان مثبتی روبه رونشد ، لکن در عصر حاضر و خصوصا در محافل دانشگاهی از اهمیت بسزایی برخوردار است . از مهمترین آراء معرفتی او می توان رساله کنونی “تحقیق در باب فاهمه بشری An Enquiry Concerning Human Understanding” را نام برد که در سالهای 1746 و 1747 در شهر تورن منتشر ساخت .
نگارنده تلاش کرده است متن این مقاله را با دقت مورد بررسی قرار داده و ترجمه کند . در برخی موارد که متن دارای ابهام و یا نارسایی بوده است در پاورقی به توضیح و ترمیم آن پرداخته تا خواننده بهتر بتواند به معانی و اصطلاحات مورد نظر هیوم آشنا شده و مفاهیم آن را به خوبی دریابد ؛ همچنین برای آنکه خواننده به هنگام مراجعه به متن بتواند آن را به طور مستقیم مورد مطالعه قرار دهد و احیانا در مواردی بدان استناد کند در پایان ترجمه برخی از کلمات مهم و مشکل را به طور اصطلاحی و به ترتیب حروف الفبای انگلیسی ترجمه نموده ام . این کار علاوه بر ویژگی فوق می تواند قضاوت درباره ترجمه را نیز مناسب تر سازد . در ترجمه برخی لغات تخصصی متن به کتب فلسفی مهمی مانند جلد پنجم از کتاب “تاریخ فلسفه” اثر فردریک کاپلستون با ترجمه امیر جلال الدین اعلم و کتاب “کلیات فلسفه رجوع نموده” و سعی کرده ام تا ترجمه مناسبی برای لغات اختصاصی فلسفه هیوم و سبک نوشتاری او ارائه دهم .
قبل از پرداختن به ترجمه متن ، مقدمه ای درسه فصل بیان شده که در آن بعد از معرفی شخصیت وزندگی هیوم به بررسی و نقد برخی آراء مهم او پرداخته ام .مقاله

1-خلاصه ای از زندگینامه او در مقدمه رساله ذکر شده است.
حاضردارای 12 فصل است که در هر کدام مطلب اصلی متن به طور تخصصی تر و تحت عناوین و موضوعات ریزتر مورد بررسی قرار گرفته است .
اینک به مطالب اساسی هر فصل اشاره می کنم :
فصل اول تحت عنوان انواع مختلف فلسفه از جمله فلسفه اخلاق یا علم طبیعت انسان بحث می کند و طرق مطالعه علم اخلاق را بیان می دارد . روش اول به عمل انسان و به فضائل و رذائل اخلاقی توجه دارد و روش دوم به روش عقلی برخی فلاسفه اشاره می کند . پس از فلسفه اخلاق در باب دو نوع فلسفه تحت عنوان فلسفه ساده و روان و نیز فلسفه پیچیده و دشوار بحث می کند. منظور او از فلسفه آسان فلسفه ای است که براساس حس و تجربه بوده و برای عموم قابل فهم باشد . و مقصودش از فلسفه پیچیده و انتزاعی فلسفه مابعدالطبیعه است که به هیچ وجه پایه و اساس تجربی و حسی ندارد، بنابراین از قوه درک بشر خارج است؛ و به همین دلیل مابعد الطبیعه از نظر هیوم فراتر از علم بشری بوده و صرفا موهوم است . درنتیجه هیوم لفظ “علم” را تنها به فلسفه ساده اطلاق می کند.
درفصل دوم، مطلب در باب منشاء پیدایش تصورات است .دیوید هیوم این بحث را که تا اندازه ای علمی و تخصصی است با ظرافت تمام و بادقت نظری که در خوریک فیلسوف است مورد بررسی قرار میدهد . او با مثالهایی واضح ثابت می کند که منشاء تصورات بسیط به دریافت انسان از شیء و در واقع ادراک حسی برمی گردد . قوه تصور انسان از ادراکات حواس تقلیدیا نسخه برداری نموده و برای خود تصوری درست می کند. با یادآوری این تصورات، احساس اصلی انسان با انرژی بیشتری مجددا زنده می شود . در این فصل ادراکات به دو دسته تقسیم شده اندکه تفاوت آنها درشدت و ضعف آنهاست . هیوم از ادراکات قویتر به“انطباعات” و از ادراکات ضعیف تر به عنوان “تصورات ” نام برده است. او مفاهیم و تصورات انتزاعی و مبهم را از جمله تأثرات می داند زیرا مرزمشخصی دربین آنها وجود ندارد تا آنها را از هم متمایز کند .
فصل سوم به نوعی دنباله مبحث فصل قبل است . هیوم می گوید برخی تصورات با یکدیگر مرتبطند و ارتبط آنها از سه اصل تشابه ، مجاورت و علیت تبعیت می کند. بین دو شیء یا دو امر ، یا رابطه علی ومعلولی برقرار است یا اینکه آن دو تصور ناشی از دو شیء مجاور یکدیگرند و یا از جهت یا جهاتی بین آنها تشابهاتی دیده می شود .
فصل چهارم متشکل از دو بخش است در این دو بخش مبحث اصلی پیرامون رابطه بین علت ومعلول است .نویسنده به شبهات شکاکیون پیرامون عملکرد فاهمه پرداخته و به آنها پاسخ می دهد . او در صدد است تا ثابت کند استدلالات پیش تجربی قادر به کشف رابطه بین علت و معلول نمی باشند . بخش دوم از این فصل شامل شبهه ای است که در فصل پنجم به پاسخ آن می پردازد و بیان می دارد که نه ادارک حسی، نه تجربه و نه استدلال هیچ کدام قادر به کشف این رابطه نیستند . او به روش تشکیک ثابت می کند که آن عامل اصلی که انسان را وامی دارد تا از ظهور یک شیء پی به ظهور شیء یا امر ملازم آن ببرد همانا عامل “عادت” است . لذا عادت را به عنوان تنها راهنمای بزرگ بشر معرفی می کند. زیرا تنها عادت است که تجارب بشر را سودمند می سازد.در بخش دیگر از این فصل به توضیح در باب “باور” می پردازد و با روانکاوی دقیق این ویژگی آدمی را به عنوان وجه تمایز رؤیاهای فاهمه و تصورات ذهنی معرفی می نماید . تصورات توأم با باور است که می تواند به حکم عادت از مشاهده امری به امر ملازم آن پی برد . تأثیر تشابه در تقویت تصورات بسیار مهم است دو نسبت مجاورت و علیت نیز به همان نسبت در تصورات ایجاد شدت و ضعف می کند و آنچه قوای ما را بر طبق جریان منظم طبیعت به پیش می برد و در سرشت هر بشر نهفته است عامل “غریزه” است .
در آن روزگارساختار فکری مردم به گونه ای بود که اختلال در ایجاد معلول را اختلال در نظم طبیعت به شمار می آوردند ،لذا نویسنده در فصل ششم به این بحث می پردازد که اختلال در ایجاد معلول از علت همیشگی آن از نظر فلاسفه هیچ ربطی به نظم طبیعت ندارد ، بلکه وجود علل دیگری غیر از علت اصلی، در ساختار ویژه شیءاست که مانع از بروز معلول همیشگی می گردد.
فصل هفتم توضیح مفهوم واژه های نیرو ، قدرت، انرژی و مفهوم رابطه ضروری همراه با مقایسه ای بسیار دقیق بین مفاهیم ریاضی و علم هندسه با مفاهیم مابعدالطبیعه می باشد و این مطلب را بر ما روشن می کند که مفاهیم علم ریاضی و هندسه به خاطر بسیط بودن قابل درکند، اما مفاهیم مابعدالطبیعه مفاهیمی پیچیده اند و پیوسته در ابهام به سر می برد. هیچ گاه نیرویی که علت ومعلول را به هم پیوند می دهد قابل شناسایی نیست؛ چون تجربه در آن راه ندارد . پس ذهن انسان قادر به درک رابطه ضروری بین علت و معلول نیست . آنچه برای ما معلوم است تلازم بلاواسطه اشیاء است که صرفا به کمک تجربه می آموزیم اما قادر به درک رابطه ضروری بین علت ومعلول نیستیم . فصل هشتم درباره دو واژه ضرورت و آزادی است . منظور نویسنده از آزادی و اختیار قدرت انجام عمل و عدم انجام آن است بر حسب آنچه که اراده تعیین می کند.چه بسا دو واژه ضرورت و آزادی گه گاه به به جای دو واژه جبر و اختیار به اشتباه استعمال شوند؛لکن دراینجابحث صرفا در مورد اعمال ارادی و بهتر بگوییم افعال انسان نیست و دایره آن وسیع تر می باشد یعنی شامل تمام اعمال ارادی وغیر ارادی و ویژگیهای ماده نیز می شود .
فصل نهم راجع به تعقل درحیوانات است.اینکه حیوانات نیز مانند انسان به کمک تجربه استنتاج می کنند و معلولات مشابه را از علل مشابه انتظار دارند بسیار بعیداست و نمی توان گفت که این نتیجه گیری در حیوانات برپایه پیشرفت تدریجی برهان و استدلال باشد تا بدان وسیله دریابدکه حوادث مشابه بایدازامور مشابه ناشی می شود . تنها عامل عادت است که حیوان را وادار می کندتا از برخورد هر شیء باحواس ملازم همیشگی آن را استنتاج کند . نکته دیگری که در این فصل نهفته است این است که بخش مهمی از معلومات حیوانات غریزی است .
درفصل دهم می بینیم همان طورکه هیوم فلسفه مابعدالطبیعه رابه عنوان یک علم نمی پذیرد ، معجزه را نیزبه باد تمسخر گرفته و با استناد به تلازم علل مشابه با معلولات مشابه بیان می دارد که چون معجزه نقض قوانین طبیعت است و تجربه پذیر هم نمی باشد پس مبتنی بر استدلال نبوده وبنابراین دارای شاهدان محدودی است که نمی توان به صدق گفتار آنها اطمینان حاصل نمود پس معجزه امری نامعقول بوده و به هیچ عنوان قابل اثبات نمی باشد . لکن در نهاد هر انسان نسبت به معجزه گرایشی وجود دارد. این گرایش در هیچ زمانی از بین نرفته وپیوسته با سرشت بشرعجین است .
فصل یازدهم در باب عنایت خاصه (الهی) و آخرت بحث شده این مبحث شامل یک مباحثه فلسفی بین هیوم و یکی از دوستان وی می باشد . در این مباحثه هیوم به عنوان نماینده مردم شهر آتن مورد خطاب دوستش که از زبان اپیکورس سخن می گوید و در واقع به عنوان نماینده فلاسفه است قرار می گیرد.
فصل دوازدهم راجع به فلسفه آکادمیک یا شکاکانه است. این فصل که متشکل از سه بخش می باشد در مورد اثبات وجود خدا و شبهات مطرح شده در این باب نکاتی را بیان می دارد. هیوم در فصل آخر دیدگاه شکاکانه فلاسفه آن زمان را که دیدگاه جدیدی است و به خوبی در محافل دانشگاهی مشهوداست مورد بررسی قرار داده و شبهاتی چند از آن فلاسفه را مطرح نموده و به پاسخ آنها می پردازد .
نگارنده تلاش کرده است همه این فصول را با دقت نظر فلسفی ترجمه کرده و در عین امانت داری و خارج نشدن از چارچوب متن انگلیسی ، ساختار کلی جملات آن را حفظ نموده و مطلب رابه گونه ای بیان کند که برای خواننده قابل فهم باشد . در عین حال شاید هیچ کاری خالی از نقص و اشکال نباشد . امید است که صاحب نظران و استادن فن ازنظرات اصلاحی واکمالی خویش اینجانب را محروم نفرموده و با ارشاد و تذکرات شایسته خویش نگارنده را در ارائه هرچه بهتر این اثر فلسفی یاری نمایند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله فلسفه زیبایی شناسی (طرح نظریه های مختلف)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله فلسفه زیبایی شناسی (طرح نظریه های مختلف) دارای 34 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله فلسفه زیبایی شناسی (طرح نظریه های مختلف)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله فلسفه زیبایی شناسی (طرح نظریه های مختلف)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله فلسفه زیبایی شناسی (طرح نظریه های مختلف) :

– زیبایی
زیبایی را نمی توانیم تعریف کنیم، به ناچار بایستی سخن آناتول فرانس را بپذیریم که: «ما هرگز به درستی نخواهیم دانست که چرا یک شی زیباست» اما این مطلب مانع نگردیه که صاحبنظران و هنرمندان به تعریف زیبایی نپردازند. اگر از معنای لغوی آن شروع کنیم: « زیبا، از زیب+ (فاعلی وصفت مشبه)= زیبنده، به معنی نیکو و خوب است که نقیص زشت و بد باشد. جمیل و صاحب جمال و خوشنما و آراسته و شایسته (ناظم الطباء) هر چیز خوب و با ملاحت بود و نیکو و آراسته باشد (شرفنامه منیری) نیکو، جمیل، قشنگ، خوشگل، مقابل زشت، بد گل ( از فرهنگ فارسی) جمیل، حسن ، خوب مقابل زشت، نیکو و سیم، خوبروی، قشنگ، خوشگل، درخور، لایق، سزاوار، برازندده، برازا، زیبنده و ازدر» می باشد.
در فرهنگ بشری ابتدا در یونان باستان به تعریف زیبایی پرداخته شده، البته آنها درباره زیبای محض و خود زیبایی کمتر سخن گفته اند، بلکه بیشتر در مورد زیبایی هنری اظهار نظر کرده اند. در یونان باستان دو نوع زیبایی را تحلیل کرده اند، یکی زیبایی هنری و دیگری زیبایی معنوی و اخلاقی که همان خیر اخلاقی را در بر می گرفته است. لذا در مجموع می توان گفت، اندیشمندان یونانی از سقراط و افلاطون و ارسطو، زیبایی را با خبر مساوی دانسته اند.سقراط این خبر را در سود بخشی جستجو می کرده، افلاطون زیبایی اصیل را درعالم مثل و حقایق معقول پیدا نموده، و ارسطو درباره زیبایی بیشتر بر عناصر هماهنگ، نظم و اندازه مناسب تاکید داشته است.
بزرگترین نظریه پرداز در شناخت و معرفی زیبایی شناسی، افلاطون ( 429 – 347 ق م) است. تقسیم زیبایی به محسوس و معقول از او آغاز می شود و از این نظرمکتب جمال نخستین گام های فکری خود را به او مدیون است. زیرا به زیبایی جسمانی اهمیت داده و آنرا مرتبه ابتدایی زیبایی دانسته که وسیله ارتقا به زیبایی معقول و مثالی می شود. یکی از نظریه پردازان می گوید:« می توان افلاطون را از بعضی جنبه ها پایه گذار زیبایی شناسی فلسفی دانست، زیرا او مفاهیمی را گسترش داد که، اساس تأملات بعدی در زیبایی شناسی قرار گرفت»

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق رایگان نو واقعگرایی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق رایگان نو واقعگرایی دارای 5 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق رایگان نو واقعگرایی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق رایگان نو واقعگرایی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق رایگان نو واقعگرایی :

از اواخر دهه 60 و اوایل دهه1970 یکسری ایراداتی به رئالیست ها وارد گردید که آنها نتوانستند به نوعی جوابگوی مسائل مطرح شده باشند که می توان به موارد ذیل اشاره کرد :
1- وارد شدن جنگ سرد در اوایل دهه1980 به مرحله نوینی از رقابت تسلیحاتی میان شرق و غرب.
2- وجود بازیگران متعدد در عرصه بین الملل علاوه بر دولت و تاثیر آنها بر نظام بین الملل.
3-قدرت صرفا جنبه نظامی نیست ،با توجه به شکست آمریکا در جنگ ویتنام با وجود قدرت نظامی مطرح.
4- شکل گیری قدرت های اقتصادی جدید مثل المان و ژاپن.(قوام:1384،ص 84) در حالی که نئورئالیست ها خیلی از ویژگی های واقع گرایی کلاسیک را به ارث برده اند ولی تفاوت های زیادی نیز با نظریه مادر دارند.در عوض شباهت و نزدیکی زیادی با نئولیبرالیسم ها دارند.
تفاوت میان نئو رئالیسم و رئالیسم:
1- رئالیست ها معتقدند که دولت تنها بازیگر اصلی در نظام بین الملل است، ولی نئو رئالیست ها معتقدند که علاوه بر دولت ،سایر بازیگران نظیر سازمان ها بین المللی و نهاد های غیر دولتی نیز نقش دارند و همانند نئولیبرالیسم ها معتقد به بازیگران مختلط هستند.
2- رئالیست ها بر این عقیده هستند که سرشت انسان ها بد است و همین ماهیت بد باعث جنگ می شود،ولی نئو رئالیست ها و در راس آنها والتز معتقد است که به خاطر سرشت بد انسان وسیاست قدرت نیست بلکه این ساختار سیستم بین الملل است که آنان را بدان سمت سوق می دهد.(رابرت جکسون:1385،ص 74)
3- سطح تحلیل رئالیست ها خرد(دولت) و سطح تحلیل نئو رئالیست ها کلان(ساختار نظام بین الملل)است.
4- رئالیست ها معتقدند که مدیریت سیستم بین الملل بر اساس قدرت آگاهانه وبا برنامه ریزی صورت می پذیرد ،ولی نئو رئالیست ها بر خلاف رئالیست ها بر این عقیده هستند که سیستم بین الملل به صورت خودکار توسط قدرت های بزرگ اداره خواهد شد.
5- رئالیست ها معتقد به ساختارهای عینی و بدنبال منافع ملی و امنیت  ملی هستند و رهبران دولت ها در اداره سیاست خارجی شان با توجه به ضرورت های منافع ملی عمل می کنند ، ولی نئو رئالیست ها معتقدند که دولت ها خود به خود به سمت منافع ملی حرکت می کنند و احتیاج به برنامه ریزی نیست .زیرا رهبران دولت ها همواره به طور خودکار منافع ملی را تعقیب می کنند.
6- نو واقعگرایی والتز بسیار کمتر از واقعگرایی کلاسیک شیلینگ به دیپلماسی و هنر سیاست می پردازد. .(رابرت جکسون:1385،ص 115-117)
7- برخلاف رئالیست ها که بهره گیری از زور را یکی از مختصات طبیعی سیاست بین الملل می دانند،.نئورئالیست ها تمایل چندانی به استفاده از زور نشان نمی دهند و توجه به همکاری دارند. (قوام:1384،ص 89)
نوواقعگرایی با تکیه بر روش های علمی،درصدد تبیین روابط بین الملل هستند.همچنین بر قابلیت های نابرابر دولت ها و ساختار آنارشیستی سیستم دولت اشاره داشته و به مطالعه روابط قدرت های بزرگ می پردازند و معتقدند که این روابط مهمترین پیامد ها و نتایج را برای سیاست بین الملل در بر خواهد داشت.(رابرت جکسون:1385،ص 135)
بنا بر این نو واقعگرایان سطح تحلیل را نظام بین الملل قرار می دهند و معتقدند که ساختار نظام بین الملل نوع و قواعد بازی را مشخص می کند. در این راستا آنچه در درون دولت ها می گذرد اهمیت نداشته ونمی تواند بر ایدئولوژی و رژیم حاکم تاکید داشت بر این اساس سیاست خارجی همه دولت ها تحت تاثیر عوامل سیستمیک مانند توپ های بیلیارد قرار دارد. (قوام:1384،ص 85)
در چهار چوب نئو رئالیست ها دولت ها به دو دسته مساعی داخلی و مساعی خارجی تقسیم می شوند:
1- مساعی داخلی:در راستای افزایش توانایی های اقتصادی ،نظامی و توسعه استراتژی هوشمندانه است.
2-مساعی خارجی:که به تقویت اتحاد های خودی و یا تضعیف اتحاد های طرف  مقابل می انجامد. (قوام:1384،ص 88)
نو واقعگرایان بر فایده نسبی تاکید می کنند.در این روند دولت ها سعی می کنند تا آنچه را که تحصیل می کنند، در مقایسه با رقیبانشان مورد ارزیابی قرار دهند.با وجود آنکه نوواقعگرایان به نوسانات در هدف های دولت اعتقاد دارند،منکر هوسبازی رهبران سیاسی و مبارزات و رقابت های بروکراتیک که باعث تغییر در هدف ها می شود ،نیستند. نئو رئالیست ها معتقدند که که در نظام بین الملل یک فشار سیستماتیک وجود دارد که این فشار سیستماتیک باعث می شود که تمامی دولت ها با تمام ویژگی ها و توانایی ها که دارند ، همگی تحت تاثیر این فشار سیستماتیک قرار گیرند. و باعث شود که در یک مسیر که همان منافع وامنیت ملی است حرکت کنند.

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق سوفسطائیان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق سوفسطائیان دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق سوفسطائیان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق سوفسطائیان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق سوفسطائیان :

سوفسطائی در واژه به معنی استاد، دانشور، زبردست است. کسی که در امور زندگی هوشمند و زیرک است، خردمند.
در اواخر سده پنجم پیش از میلاد جماعتی از اهل نظر در یونان پیدا شدند که جستجوی کشف حقیقت را ضروری نمی‌دانستند‚ بلکه آموزگاری فنون را بر عهده گرفته‚ شاگردان خویش را در فن جدل و مناظره ماهر می ساختند تا در هر مقام، خاصه در مورد مشاجرات سیاسی بتوانند بر خصم غالب شوند. این جماعت به واسطه تتبع و تبحر درفنون مختلف که لازمه معلمی بود به سوفیستس (sophiste)، معروف شدند، و چون برای غلبه بر مدعی در مباحثه به هر وسیله‌ای متشبث می شدند‚ لفظ سوفیستس، که ما آنرا سوفسطایی گوئیم، علم شد برای کسانی که به جدل به پردازند و شیوه ایشان سفسطه (sophisme)، نامیده شده است. افلاطون و ارسطو در تقبیح سوفسطاییان و در مطالب ایشان بسیار کوشیده اند‚ ولیکن در میان اشخاصی که به این عنوان شناخته شده‌اند مردمان دانشمند نیز بوده اند‚ از آن جمله افرودیقوس (Priodikos) است و او از حکمای بدبین بود یعنی بهره انسان را در دنیا، درد و رنج و مصائب و بلیات یافته بود و چاره آن را شکیبایی و استقامت و بردباری و فضیلت و متانت اخلاقی می دانست. دیگری جورجیاس (Gorgias)است که با استدلالاتی شبیه به مباحثات زنون و برمانیدس، مدعی بود که وجود موجود نیست و نمونه آن این است که: کسی نمی‌تواند منکر شود که عدم، عدم است (یا به عبارت دیگر لاوجود لاوجود است). ولیکن همین که این عبارت را گفتیم و تصدیق کردیم، ناچار تصدیق کرده ایم به این که عدم موجود است، پس یکی تصدیق کرده ایم که عدم موجود است و جای دیگر ثابت کرده ایم که عدم موجود نیست؛ بنابراین محقق می‌شود که میان وجود و عدم (لاوجود) فرقی نیست، پس وجود موجود نیست. جورجیاس به همین قسم مغالطات دو قضیه دیگر را هم مدعی بود‚ یکی اینکه فرضأ وجود موجود باشد قابل شناختن نیست‚ دیگر اینکه اگر هم قابل شناختن باشد معرفتش از شخصی به شخص دیگر قابل افاضه نخواهد بود. معتبرترین حکمای سوفسطایی فروطاغورس (Protagoras)است.
از سبب سازیش من سودائی ام * وز سبب سوزیش سوفسطائی ام مولوی
با ترجمه ی متون پهلوی و اوستائی به روش علمی و درک شاهنامه با چنین مقولاتی، کم و بیش، اندیشه هائی بیرون می آیند که الهیّات زرتشتی در آنها، هزاره ها، جایسازی کرده است، که به نابودی ایران، در رویاروئی با دین اسلام کشید و امروزه به درد باز زائی و نوزائی فرهنگی ایران نیز نمی خورد و محتوایشان نیز، بیگانه از فرهنگ اصیل ایرانست. آنانکه از آثار من، به عنوان کمبود یا نبود مآخذ، تهمت غیر علمی بودن، بدان میزنند، این نکته ی تاریخی فوق العاده مهم را هم در پیش چشم داشته باشند. این مقلّدان غرب، که گرفتار مفهومی بسیار تنگ از علم هستند، دریابند که جنبشهای بزرگ غرب هم، استوار بر درک علمی یونان نبودند. آنچه « گوته و شیلر و نیتچه » از یونان گفتند و راه را برای وسعت نظر در آلمان گشودند، فرسخها از واقعیّت یونان باستان، فاصله داشتند . ترجمه های علمی زبانشناسانه از آثار افلاطون و سایر فلاسفه ی یونان، و قرار گرفتن همین « مـآخـذ »، فقط به زشت و خوارسازی « سوفسطائیان » انجامید، تا آنکه برداشت انقلابی هِگـِل از سوفسطائیان، برغم همه ی این مـآخـذ، سبب شد که راه برای شناختن سوفسطائیان به کردار « جنبش روشنگری در یونان » بازگردید و با این برداشت بود که « پروتاگوراس » سوفسطائی، با عبارت « انسان، معیار همه چیزهاست = Homo Menzura »، بنیاد گذار حقوق بشر شناخته شد. این برداشت من از فرهنگ ایران نیز، چنین نقشی را در نوزائی ایران، بازی خواهد کرد . ]

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروزدر..نمایشنامه شب بخیر دیو .!

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروزدر..نمایشنامه شب بخیر دیو .! دارای 163 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروزدر..نمایشنامه شب بخیر دیو .!  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروزدر..نمایشنامه شب بخیر دیو .!،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروزدر..نمایشنامه شب بخیر دیو .! :

بخشی از فهرست سیر نقد در تئاتر ایران از آغاز تا امروزدر..نمایشنامه شب بخیر دیو .!

مقدمه 1
فصل اول: ریشه ها
الف) جایگاه نقد در ادبیات جهان 6
ب) فقه الغه نقد 8
ج) جایگاه نقد به طور اعم در ادبیات دل انگیز فارسی 14
د) تاریخچه نقد در ایران به طور اعم
(اولین نقدی که نوشته شد و فرق فارق و فاحش آن با نق) 21
هـ) آیا نقد همان نه است؟ 39
فصل دوم: سیر و غوری در تاریخچه پیدایی و اعتبار نقد در ایران از آغاز تا امروز
الف) نقد چیست و منتقد کیست؟! 43
ب) منتقد تئاتر نداریم، منتقد تئاتر داریم 55
ج) آشنائی با ژان ژاک گوتیه، یا نگات، جان راسل تایلور و لامبرویچ ویلسون. 61
هـ) انواع نقد تئاتر: ژورنالیستی (رسانه‌ای)، روانشناختی، جامعه شناختی، علم الاساطیسری و سیاسی. 64
فصل سوم: حضور نقد در آکادمی ها؛
الف) تفاوت های نقد آکادمیک با نقد ژورنالیستی 72
ب) نقد اسکولاستیک با نقد کلاسیک 73
ج) مطبوعات، نقد و
نقدها را بود آیا که عیار می گیرند
تا همه صومعه داران پی کار می گیرند. 75
فصل چهارم: یک هشدار
الف) عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی نفی حکم
نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند 87
عنوان صفحه
ب) اغلاط فاحش فرهنگی، اطلاعاتی، تئاتری در مطبوعات. 106
ج) وضعیت فعلی نقد تئاتر در رسانه ها و تسامحات توجیه ناپذیر اصحاب قلم 107
فصل پنجم: یک استنتاج
الف) نقد تئاتر، سالهای انقلاب 112
ب) نگاهی ژرفانگر به نقد تئاتر پیش از انقلاب (چه بودیم و چه شدیم و کجا ایستاده ایم؟ 113
ج) آینده نقد تئاتر در ایران (یک پیشگوئی از زبان یک حرفه ای) 118
د) آشنائی شتابزده با دست به قلمهای معاصر نقد در ایران 119
فصل ششم: مؤخره 123
منابع و مؤاخذ 136

نقد تئاتر بنای یکی از ارکان رکین و مسلم هنرهای نمایشی از نظر سنت، مسابقه و صبغه به بوطیقای ارسطو می رسد. نخستین ناقد تئاتر ارسطو بوده است و پس از وی افلاطون که رسما اعلام نمود شاعران، در امنویسان را به اتوپیا یا مدینه فاضله او راهی نیست. پس نقد تئاتر (Dram criric) پدیده ای نیست که تعلق به عصر مدرن داشته باشد.
بوطیقا اناجیل تئاتر است. به دلیل آنکه ارسطو در این کتاب گونه ای بررسی ناقدانه را پایه گذارده است که قدمت و خدمتش تا زمان مدرن و بعد از آن می رسد.
ما در این رساله برآنیم که غور و گشت و بازگشتی در ریشه های نقد تئاتر به عنوان کلیات و مقدمه از زمان های دور تا امروز به طریق اولا از سیر نقد در تئاتر ایران گفته باشیم و گشت و بازگشت و گل گشتی در نخستین نقدها یا بهتر بگوییم گزارش های تئاتری که در رسانه های گوناگون چاپ شده در اختیار قارئین محترم قرار دهیم. بدیهی است که غرب فکری با این سنت سه هزار ساله با نقد خوی و خیم گرفته است و در تئاتر ایران سنت نقدر نویسی چندان دوام و بقا و ریشه ای ‌نداشته و از زمان «خان ملک ساسانی» که تئاتر را با نمایش بالماسکه و رنگ پاپیون فراک پوشها تا موزائیک های کف تالار نمایش همه را بالجمله به عنوان نقد تئاتر آورده شروع شده است. در هر حال فراموش نکنیم
که تئاترهای لاله زار که زمانی چشم و چراغ، سوگلی و خاتون تئاتر ایران بوده است با اجرای آثاری از شکسپیر، گوته، شیلر و مولیر بزنگاه و چهارراه اندیشگی با تئاتر ایران بوده است. لاله زار به عنوان یک مکانت قدیمی فرهنگی با خود فرهنگ ویژه ای نیز به ارمغان آورد‍؛ فرهنگ تماشا کردن فرهنگ مطالعه و خواندن، فرهنگ آشنائی با آثار کلاسیک جهان و مهم تر رشد و رقاء ادبیات نمایشی در طی سالیان دراز بوده است.
سیر نقد در تئاتر ایران بدون التفات و عنایت به این نوع تئاتر و اساساً نقد تئاتر لاله زار را که هم جوار و هم جوف و جنبه لاله زار گلچین گلچین چاپ شد و به ثبت رسید ناممکن است. وقتی به آثار اولیه نقد تئاتر در ایران نگاه می کنیم متوجه اهمیت، اولویت و رسالت بزرگ تئاتر لاله زار در اعتلا و رشد تئاتر ایران می شویم.
اولین نقدهای تئاتر که چاپ شد در واقع نقدر آثار اجرائی در تماشا خانه هایی چون نصر، تهران، دهقان، فاروس و غیره و ذلک بودند. وقتی نخستین نقد گونه های خان ملک ساسانی را می خوانیم متوجه می شویم که چگونه اجرای یک اثر از مولیر تا چه حد اسباب تشجیع برانگیخته اند و قلم از نیام کشیدن را در میان نویسندگان پدید آورده است. در هر حال نیت اصلی ما از تدوین و تدارک این رساله با دو انگیزه بوده است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

واقعیتدر انتـزاع

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 واقعیتدر انتـزاع دارای 40 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد واقعیتدر انتـزاع  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي واقعیتدر انتـزاع،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن واقعیتدر انتـزاع :

واقعیت (واقعیت عینی یا عینیت)، بعنوان مجرای دستیابی به آگاهی و بستر حصول شناخت، اهمیتی غیرقابل انکار دارد. چرا که به دور از همه فلسفه پردازیها، انسان در اولین گام، حضور خویش و جهان پیرامون خویش را به شکل عینیت ادارک می کند، بعلاوه اگر تصور کنیم که او همه تعینات را در ذهن فلسفه زده ای تجسم بخشد باز ناگزیر از دست و پنجه نرم کردن با واقعیت ملموس بیرونی است و به جهت تطبیق خویش با آن و جواب مناسب آن، گریزی از اتخاذ روشی واقعی ندارد
مطالب این پایان نامه در بردارنده نکاتی است که ذهن نگارنده را از زمان آشنایی با هنر مدرن و خصوصاً شاخه و بعد انتزاعی آن، به خود معطوف داشته و رفته رفته دغدغه‌های وی را برای دستیابی به تعریفی جامع و در بردارنده وجوه تفاوت و تشابه و اشتراک انتزاع و واقعیت، شکل بخشیده است. البته این بدان معنی نیست که مطالب آتی حاوی کمال مطلوب تعریفی فراگیر است (که این ادعائی است گزاف) بلکه بیشتر جوابی است بسیار کوتاه بر سئوالی بسیار بزرگ.
تاریخ تمدن بشری روندی تکاملی را طی نموده است و مطالعه این روند، حاوی مطالبی است که برای شناخت انسان هر دوره، شالوده حرکتی نوتر را در برداشته است. اما آنچه که در خلال شکل گیری کلی این تمدن جلب نظر می نماید رشد تفکر خلاق آدمی است آنطور که در زمانهای اخیر شاهد سرعت بالای این تفکر می باشیم تا جائیکه گاه خلاقیت و دنیای تفکرات او فاصله‌ای بسیار بیشتر از مسافت طی شده توسط زندگی تجربی و عینی او را می پیماید، که این تفاوت فاصله طی شده، در دنیای کنونی و شرایط امروزی بسیار ملموس می نماید.
بهترین نمونه برای تفکر خلاق بشری را می توان ساختن ابزارهای گوناگون برای منظورهای متفاوت وی نام برد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق بررسی اندیشه های انقلابی و اجتماعی مارکس

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق بررسی اندیشه های انقلابی و اجتماعی مارکس دارای 149 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق بررسی اندیشه های انقلابی و اجتماعی مارکس  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق بررسی اندیشه های انقلابی و اجتماعی مارکس،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق بررسی اندیشه های انقلابی و اجتماعی مارکس :

ما از روند انقلابی چه معنایی را در نظر می گیریم ؟ در معناییی که این اصطلاح را به کار می بریم ، انقلاب عبارت از عصیان جمعی ناگهانی و شدیدی است که قصد آن واژگونی قدرت یا رژیمی و دگرگونی وضعیت معینی است . به دین ترتیب ، انقلاب حقیقتاً لحظه ای تاریخی است که حالت انفجار اجتماعی و در عین حال حالت هیجان انفرادی مشخصه آن است . بنابراین حادثه ای است که می توان زمان آن را مشخص نمود ، گو این که در عمل انجام دادن این کاربسیار مشگل است ، خصوصاً در لحظه وقوع . حتی گاهی تاریخ نویسان بر سر تعیین تاریخ شروع و خاتمه انقلاب معینی به توافق نمی رسند . انقلاب را لحظه ای پرهیجان و داغ و در تاریخ نام می برند که، لزوماً محدود است یعنی ابتدایی دارد و انتهایی.
علاوه بر تعریفی که در بالا ارائه گردید ، بعضی از پدیده ها را نیز به انقلاب منتسب می سازند ، مثل اصطلاح انقلاب صنعتی یا انقلاب تکنولوژیک . در عنوان نمودن این اصطلاحات بیشتر تکیه بر تغییرات قابل ملاحظه و طولانی است که به دنبال بعضی از تحولات تکنیکی به وجود آمده است و روشن است که تعریف ما از آن چه که تحت عنوان (( روند انقلابی )) نام می بریم شامل این نوع انقلاب نمی گردد.

بررسی اندیشه های انقلابی و اجتماعی مارکس
علاوه بر این روند انقلابی طرحی از دگرگونی رژیم را در بر دارد ، یعنی سعی در زیر و رو کردن رژیم به نفع قدرت جدید می کند و به همین انقلاب از نهضتی که ناشی از نارضایتی است و هدفش بر طرف کردن بعضی نارضاییها و نارساییها است ، متفاوت می باشد ، در حالی که روند انقلابی فرا تر از این می رود و هدف آن نفعی قدرت یک رژیم است . البته گاهی هم اتفاق می افتدکه نهضت ناشی از نارضایی به روندانقلابی تبدیل شود ولی لزوماً چنین نیست . بلاخره ما حالت ((انقلاب دایم )) یا (( جامعه انقلابی )) را نیز مشمول تعریف خود نمی کنیم . ما تصور می کنیم که این اصطلاحات بیشتر از ایدئولوژی مایه می گیرند تا جامعه شناسی و چنین مفاهیمی مربوط به جامعه بعد از انقلاب می گردد ، به دین معنی که جامعه ای را عنوان (( جامعه انقلابی )) می دهند که در مقابل روند انقلاب جدیدی ، ( اعم از چپ یا راست )، سعی در حفظ و نگهداری دستاوردهای انقلاب دارد .(1)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق رایگان سقراط و اندیشه هایش

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق رایگان سقراط و اندیشه هایش دارای 5 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق رایگان سقراط و اندیشه هایش  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق رایگان سقراط و اندیشه هایش،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق رایگان سقراط و اندیشه هایش :

سقراط را بیشتر از طریق ارسطو به خصوص شاگردش افلاطون میشناسیم. زیرا او در طول زندگی اش چیزى ننوشت و بیشتر اطلاعات ما از او از طریق شاگردانش بدست آمده است. که همین امر و مرگ دلخراشش باعث شده است که درکتب زیادى وى با مسیح مقایسه گردد.
او نخستین فیلسوف مهمى بود که در آتن بدنیا آمد که بیشتر عمر خود را صرف گفتگو و مباحثه در کوچه و بازارهاى آتن می کرد. او جوانانى را از اقشار مختلف و باعقاید گوناگون دور خود جمع می کردو به گفتگو با آنها می پرداخت . که بعدها بسیارى از این جوانان نماینده هاى فکرى فلسفه هاى گوناگون در یونان باستان شدند. همین امر باعث شد که مکاتب زیادى سقراط را از خود بدانند. او به غیر از مباحثه و تفکر کار دیگرى نمی کرد و شغل خاصى نداشت و نسبت به فردایش بی اعتنا شده بود. در خانه هم دل خوشى نداشت و به فکر همسر و فرزند نبود و همواره به خاطر این خصوصیاتش با زنش مشکل داشت. البته می توان گفت که در نهایت زنش به اوعلاقه داشت زیرا بعد از اعدام سقراط نمی توانست به خود تسلى خاطر بدهد.
شاید بتوان گفت بارزترین موضوعى که هنگام مطالعه سقراط به آن برمی خوریم هنر گفت و شنود سقراط باشد. او خود در این باره می گوید: من نیز مانند مادرم هنر مامایى دارم. مامایى من مامایى حقیقت و دانش است او دایما تاکید می کرد که خود چیزى نمی داند بلکه مانند مامایان عمل می کند یعنى با گفتگویى هدفمند نقاط ضعف و قوت افکار عقاید افراد را به آنها نشان می دهد و از این طریق به زاده شدن حقیقت و دانش در آنها کمک می کند.
سقراط هنگام بحث با افراد مختلف به شرایط افراد و موقعیت اجتماعى آنان توجه اى نمی کرد. گاهى نیز پرسشهاى او از افراد متشخصى که با او بحث می کردند موجب مى شد که تزلزل پایه هاى فکرى و تضاد در عقاید آن شخص روشن گردد. که این موضوع موجب مسخره شدن اینگونه افراد در ملا عام و نتیجتا خشمگین شدن آنها می شد. روش سقراط بدین گونه بود که ابتدا در بحث اظهار تجاهل می کرد و سپس براى رفع جهل خود از شخص مقابل سوالاتى می پرسید سپس شخص را با پرسیدن سوالاتى به نقطه اى خاص هدایت می کرد و تناقض در افکار و عقاید شخص مقابل را برایش روشن می ساخت. در این پروسه تعریف کردن موضوعات براى سقراط از اهمییت خاصى برخوردار بود. چون به اعتقاد او ابتدا باید دانست که منظور از مفاهیمى مانند عدالت , فضیلت ,شجاعت و پرهیزگارى چیست , سپس می توان در مورد این مفاهیم صحبت کرد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله پدیدار شناسی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله پدیدار شناسی دارای 127 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله پدیدار شناسی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله پدیدار شناسی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله پدیدار شناسی :

پدیدار شناسی، علم پدیده های ناب است. اما هدف پدیدارشناسی درواقع مقابله با تجریه بود.این مکتب چنان که از شعار آن، یعنی« بازگشت به خود چیزها!» برمی آید، بازگشتی به عینینات و واقعیات مجسم بود(1). این مکتب مدعی شناخت ساختار طی خودآگاهی و شناخت از خود پدیده ها از رهگذر آن بود(2) پدیدارشناسی با ادعای این که آنچه درک ناب میدهد همان ماهیت چیزهاست امیدوار بود بر این شک گرایی فائق آید(3). پدیدارشناسی در قلمرو نقد ادبی تأثیراتی بر فرمالیست های روسی به جای گذاشت. همانطور که هوسرل عین واقعی را در پرانتز قرار می دهد تا توجه خویش را به عمل معرف بر آن معطوف کند، شعر نیز از نظر فرمالیست ها عین واقعی را در پرانتز قرار می داد، و در عوض برچگونگی درک شعرتأکید می دهد. اما مکتب اعتقادی ژنو که در دهه های 1940 و 1950 شکوفا شد و چهره های درخشانی از قبیل ژرژپولت Georges Poulet بلژیکی، ژا ن استاروبینسکی Jean starobineki و ژان روسوی Jean Rousset سوئیسی، ژان پیرریشار فرانسوی Jean- Pierre Richard از اعضای آن بودند. بیش از همه به پدیدارشناسی مدیون است. از جمله معاشران دیگر این مکتب می توان امیل اشتایگر Emil Staiger استاد آلمانی دانشگاه زوریخ و منتقد امریکایی ج. هالیس میلر J. Hallis Miller را نام برد(4). نقد پدیدارشناختی کوشش برای بکاربستن روش پدیدارشناختی در نقد آثار ادبی است. همانطور که هوسرل عینی واقعی را در پرانتز می گذارد، در اینجا نیز بافت تاریخی واقعی اثر ادبی، شرایط تولید، و نویسنده و خواننده آن نادیده گرفته می شود و بجای آن مطالعه کاملاً« درونی» متن و برکنار از هرگونه تأثیر خارجی مورد توجه قرار می گیرد. خود متن به تجسم نابی از آگاهی خواننده تقلیل می پذیرد، همه جنبه های سبکی و معنای اثر قسمت های زنده ای از یک محل پیچیده تلقی می شود که جوهر وحدت بخش آن ذهن نویسنده است. بمنظور وقوف بر این ذهن نباید به آنچه درباره نویسنده می دانیم رجوع کنیم- نقد زندگی نامه ممنوع است بلکه صرفاً باید به جنبه هائی از آگاهی او بپردازد که در کارش منعکس شده است. بعلاوه ما با« ژرفساخت های» این ذهن سروکار داریم که می توان آن را در مضامین و انگاره های مکرر صور چنان جستجو کرد. در پرتو چنین درکی است که می توانیم دریابیم نویسنده جهان خود را چگونه زیسته یعنی میان خود به مثابه یک ذهن و جهان به مثابه یک معین چگونه مناسبت پدیدارشناختی برقرار کرده است.«دنیای» یک اثر ادبی یک واقعیت عینی نیست بلکه آن چیزی است که در آلمانی آنرا« لبنزولت» lebenswelt می نامند، یعنی واقعیت در آنگونه که بوسیله یک ذهن منفرد سازمان یافته و تجربه شده است. فقر پدیدارشناختی مشخصاً برچگونگی تجارب نویسنده از زمان یا قضا بر رابطه میان خود او و دیگران با درک او از عینیات مادی تأکید می کند . بعبارت دیگری برای نقد پدیدارشناختی، غالباً ملاحظات روشن شناختی فلسفه هوسرل به« محتوای» ادبیات تبدیل می شود(5). نقد پدیدارشناختی بمنظور درک این ساختهای استعلایی ونفوذ به درون آگاه و با نوعی همدلی خود را در«دنیای» اثر غرق می کند و با کمال دقت و نهایت بی بعضی هرآنچه را که می بیند بازسازی می کند. ای بعبارت دیگر این شیوه تحلیل کاملاً غیرانتقادی و برکناراز هر گونه ارزشگری است(6). فرض بر این است که اثر ادبی، و حتی بیشتر از آن یعنی محل آثار یک نویسنده یک محل زندگی است،لذا نقدپدیدارشناختی می تواند در جستجوی مصممانه خود برای رسیدن به یگانگی ها با اطمینان متونی را که به لحاظ تاریخی و موضوعی با یکدیگر متفاوتند بکاود. این نوع از نقد، ایده آلیستی، ماهیت گرا، ضدتاریخی، فرمالیستی و ارگانیکی است. از دیدگاه نقد پدیدارشناختی زبان، نژاد چیزی بیش از«بیان» معانی درونی آن نیست.این طرز تلقی از زبان از خود هوسرل به عاریت گرفته شده است. زیرا در پدیدارشناختی هوسرل، زبان حقیقتاً چندان جایی ندارد. از دیدگاه هوسرل آنچه تجربه مرا با معنا می کند، زبان نیست بلکه عمل درک پدیده هائی خاص است که جهانیها نامیده می شوند. عملی که بنا به فرض مستقل از خود زبان است. بعبارت دیگر از نظر هوسرل معنا مقدم بر زبان است، زبان صرفاً فعالیت ثانویه ای است که معنایی از پیش داشته را نامگذاری می کند. این که چگونه می توان بدون داشتن زبانی از پیش به معنایی رسید پرسشی است که هوسرل پاسخی برایش ندارد(7). پدیداشناخختی به رغم تأکیدش برواقعیت، بدانگونه که عملاً تجربه می شود، به مثابه واقعیتی پویا و نه راکد و در قبال جهان موضعی غیرتاریخی و مبتنی بر تأمل دارد. درک این نکته که معنا واقعیتی تاریخی است باعث شدکه مشهورترین شاگرد هوسرل، فیلسوف آلمانی، مارتین هایدگر، از نظام فکری او فاصله بگیرد. هوسرل با« ذهن استعلایی» آغاز میند و هادیگر این آغاز را نفی می کند و بجای آن اندیشه« ماهیت» غیر قابل تغییر وجود انسانی یا بعبارت خود او «دازاین» Dasein ( هستی انسان ) را می گذارد .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید