مقاله بررسی اثر بخشی درمان گروهی با رویکرد تحلیل محاوره‌ای برن (TA) برافزایش ابراز احساسات و رضایت زناشویی در بین زنان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی اثر بخشی درمان گروهی با رویکرد تحلیل محاوره‌ای برن (TA) برافزایش ابراز احساسات و رضایت زناشویی در بین زنان دارای 133 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی اثر بخشی درمان گروهی با رویکرد تحلیل محاوره‌ای برن (TA) برافزایش ابراز احساسات و رضایت زناشویی در بین زنان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی اثر بخشی درمان گروهی با رویکرد تحلیل محاوره‌ای برن (TA) برافزایش ابراز احساسات و رضایت زناشویی در بین زنان

چکیده ..1    
فصل اول:کلیات پژوهش..  2
مقدمه3
بیان مساله5
اهمیت وضرورت انجام تحقیق 6
اهداف پژوهش 9
فرضیه های تحقیق1
متغیرها10
تعریف نظری متغیرهای تحقیق 1
تعریف عملیاتی متغرهای تحقیق12
فصل دوم: ادبیات وپیشینه پژوهش..  13
مقدمه      14
خانواده وساختار آن    ..15
رضایت زناشویی15
عوامل موثر بر رضایت زناشویی ..16
تاثیر رضایت زناشویی برسایرابعادزندگی..29
نظریه چرخه زندگی..31  
عوامل آسیب رسان به رضایت زناشویی 35
رضایت زناشویی وابراز احساسات36
ابراز احساسات37
پایه های ارتباط زناشویی 38
موفقیت روابط زناشویی39
بیان عواطف واحساسات4
تعارض درابرازاحساسات وعواطف41
چگونه احساسات ناخوشایندخودراباهمسردرمیان بگذاریم؟41
قواعد بیانگر احساسات43
ابرازعشق ومحبت زوجین نسبت به یکدیگر45
عوامل موثردررابطه سالم زناشویی45
توجه (رفتارکلامی وغیرکلامی) 46
گوش دادن47
ستایش وتقدیر47
رابطه زناشویی ازدیدگاه اسلام48
تحلیل محاوره ای ..49
فرضهای فلسفی(TA) ..51
خوشگذرانی-نقش –بازی کردن    ..51  
کاربرد-اهداف تغییرات در(TA) ..51
استقلال ..52
ارتباط باز ..53
دستورالعمل درمان-سه (P ) ..54
الگوی حالات روانی..0    54
والد..54
بالغ..55
کودک..56
وضعیتهای زندگی..    57
من خوب نیستم شما خوب هستید..57    
من خوب نیستم شما خوب نیستید..58
من خوب هستم شما خوب نیستید..59
من خوب هستم شما خوب هستید..59
آسیب شناسی ساختاری ..60
آلودگی ..60
طرد..62
تحلیل تبادلها-وقت گذرانی..63
کلک بازی قصه ها..64
روابط متقابل..65
روابط متقابل مکمل..65
روابط متقابل متقاطع..    67
نوازش..68
مثلث نمایشی کارپمن..     68
تحلیل ارتباط محاوره ای ودرمان..     69
تعریف گروه..70
روان درمانی گروهی..     70
هدفهای گروه درمانی..70
گروه درمانی بارویکردتحلیل محاوره ای..71
وظایف درمانگر وهدف درمان بارویکردتحلیل محاوره ای..      71
خانواده درمانی..72
تحقیقات انجام شده درداخل..72
تحقیقات انجام شده درخارج..72
خلاصه وجمع بندی..76
فصل سوم:روش انجام پژوهش ..78
روش پژوهش ..     79
جامعه مورد مطالعه..79
حجم نمونه وروش نمونه گیری..     79
ابزارهای جمع آوری اطلاعات: ..79
الف)پرسشنامه انریچ ..    80
ب)پرسشنامه بیان احساسات ..81
روش اجرای پژوهش.    82
روشهای آماری وتجزیه وتحلیل اطلاعات ..    83
فصل چهارم : تجزیه وتحلیل آماری  ..84
تجزیه وتحلیل توصیفی داده ها وجدولها ..85
تجزیه وتحلیل استنباطی یافته ها و فرضیه ها..93
فصل پنجم: بحث ونتیجه گیری  ..96
مقدمه..97
بحث در زمینه فرضیه های پژوهش ..97
پیشنهادها..99
الف :براساس یافته ها..99
ب: برای آیندگان ..99
محدودیتهای پژوهش..99
منابع..100
پیوستها..111

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله بررسی اثر بخشی درمان گروهی با رویکرد تحلیل محاوره‌ای برن (TA) برافزایش ابراز احساسات و رضایت زناشویی در بین زنان

– قرآن مجید

– آرمان، سرور وزارعی، ناهید (1383)، بررسی اثر بخشی گروه درمانی شناختی- رفتاری بر عملکرد خانواده و رضایت زناشویی در مادران مبتلا به اوتیسم، ارائه شده در نخستین کنگره آسیب شناسی خانواده در ایران

– ابراهیمی، محمدرضا (1385)، ازدواج و رضایت زناشویی، مقالات علمی و تخصصی در زمینه روانشناسی بالینی و مباحث مرتبط، فروردین ماه

– احمدی، خدابخش، (1383)، بررسی تأثیر روش مداخله تغییر شیوه زندگی بر کاهش ناسازگاری زناشویی، پایان نامه دکتری، دانشگاه طباطبایی، تهران

– اربابان اصفهانی، مرضیه، (1385)، بررسی رابطه بین رضایت­مندی و سازگاری زناشویی مردان و زنان شهر اصفهان، دومین کنگره سراسری آسیب شناسی خانواده در ایران (1385)

– ادیب راد، نسترن و منصور، لادن (1383)، مقایسه بین تعارض زناشویی و ابعاد آن در مراجعین زن و مرکز خدمات مشاوره ای دانشگاه شهید بهشتی در زنان عادی، تازه­ها و پژوهشهای مشاوره، جلد2، شماره11

– استوارت، یان و جونز، ون ، روشهای نوین در روان شناسی تحلیل رفتار متقابل، ترجمه دادگستر، بهمن، (1385)،تهران: چاپ چهارم، ص 117،28،23،21،10،9 تا 123،151 ،473 و 474

– الیس، البرت، هارپر، زندگی عاقلانه، ترجمه فیروز بخت، مهرداد (1377)، انتشارات رشد، تهران

 – امانی، احمد و همکاران، (1383)، مطالعه تأثیر درمانی شناختی، رفتاری به شیوه گروهی بر رضایتمندی زناشویی در زنان، نخستین کنگره سراسری آسیب شناختی خانواده تهران

– امینی قمی، محمد، (1380)، بررسی رابطه ابراز احساسات زوجین با رضایت زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

–  براتی، طاهره، (1375)، بررسی تأثیر تعارضات زناشویی بر روابط متقابل زن و شوهر، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

– برنشتاین، ف، اچ و برنشتاین، م، تی،  زناشویی درمانی، ترجمه ح، پورعابدی نائینی و غ، منشئی،(1380) تهران انتشارات رشد

– برن، اریک،  تحلیل رفتار متقابل، ترجمه فصیح، اسماعیل، تهران (1374)، نشرالبرز، چاپ اول، ص6، 61

– بک، ارون، تی،  عشق هرگز کافی نیست، ترجمه قراچه داغی، مهدی،(1385)، انتشارات آسیم، چاپ نوزدهم، ص 223، 224، تهران

– بنی اسد، حسن، (1375)، بررسی و مقایسه عوامل موثر در زوج های سازگار و ناسازگار شهر کرمان، پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه تربیت مدرس تهران

– بهاری، رزاق، (1385)، بررسی اثر بخشی آموزش تکنیک کنترل خودگویی به زنان در حل تعارضات زناشویی در بین زنان شهر ارومیه، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی تهران

– به پژوه، احمد، حجازی، الهه، و احدی، بتول، (1383)، رضایتمندی زناشویی و ابراز هیجان والدین ارائه شده در نسختین کنگره سراسری آسیب شناسی خانواده در ایران

– بهرامی، بدری السادات، (1379)، مقایسه اثر بخشی شیوه روان درمانی گروهی با روش تحلیل روانی و شناختی بر روی ناسازگاری زوجین، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

– پروچاسکاه، جمیزاو، نورکراس، جان سی،  نظریه های روان درمانی، ترجمه سید محمدی، یحیی،(1385)، تهران، انتشارات رشد، چاپ سوم

– پهلوان، محسن، (1383)، بررسی اثر بخشی شناخت درمانی بک و روان درمانی بین فردی در درمان اختلال افسرده خویی، رساله دکتری مشاوره، دانشگاه اصفهان

– تاجیک، اسماعیلی، عزیزالله، (1378) آموزش جوانان در آستانه ازدواج، انتشارات انجمن اولیا و مربیان

– تبریزی، مصطفی، (1383)، بررسی و مقایسه اثر بخشی گروه درمانی تلفیقی زوجها، شناخت درمانی گروهی بک و کتاب درمانی در کاهش نارضایتی زناشویی، پایان نامه دکتری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

– ثنایی ذاکر، باقر، (1377)، روان درمانی و مشاوره گروهی، تهران، انتشارات چهره

– جی هی لی، روان درمانی خانواده، ترجمه باقر ثنایی،(1370)،‌  انتشارات امیر کبیر، تهران

– حاجی سید نصیر، مهین السادات (1381)، بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار تبادلی بر منبع کنترل و خودپنداره دانشجویان دختر دانشگاههای تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

– حیاتی، مژگان،‌ مقایسه اثر بخشی رویکردهای شناختی هیجان مدار و الگوهای تلفیقی بر میزان رضایت زناشوئی، پایان نامه دکتری، دانشگاه علامه 1386

– خزایی، معصومه، (1385)، بررسی رابطه بین الگوهای ارتباطی با تعارضات زناشویی دانشجویان زن دانشگاههای تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، دانشگاه خاتم

– خیاوی، سیامک (1386)، بررسی تاثیر  مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل ارتباط محاوره ای بر کاهش اضطراب دانش آموزان دبیرستانهای پسرانه مشکین شهر، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، دانشگاه علامه طباطبایی تهران

– دانش، عصمت، (1385)، تأثیر روش تحلیل ارتباط محاوره ای در سازگاری زناشویی زوج های ناسازگار دومین کنگره سراسری آسیب شناسی خانواده در ایران، (1385)

– دهقان، فاطمه، (1380)، مقایسه تعارضات زناشویی زنان متقاضی طلاق با زنان مراجعه کننده برای مشاوره زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت معلم تهران

– رحمت الهی، فرحناز، (1385)، آسیب شناسی زندگی زناشویی و ارائه مدل، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه اصفهان

– رحیمیان، حوریه بانو، (1379)، نظریه های و روشهای مشاوره و روان درمانی، تهران، انتشارات مهرداد، چاپ دوم

– رهنما، اکبر، (1383)، آسیب شناسی روابط زناشویی و ارئه راهکارها، ارائه شده در نخستین کنگره سراسری آسیب شناسی خانواده در ایران، اردیبهشت ماه

– سازگارا، پروین، (1377)، نگاهی به جامعه شناسی با تاکید بر فرهنگ، تهران: انتشارت کویر

– سیلمانیان، علی اکبر، (1373) بررسی تأثیر تفکرات غیر منطقی (بر اساس رویکرد شناختی) بر نارضایتی زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، دانشگاه تربیت معلم، تهران

– سیف، سوسن، (1386)، تئوری رشد خانواده، دانشگاه الزهرا، تهران

– شاملو، سعید، (1382)، بهداشت روانی، تهران: انتشارات رشد، چاپ هیجدهم،
ص 70-71

– شرفی، علی، (1382). رابطه بین الگوهای ارتباطی زناشویی و سلامت روان معلمان، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، دانشگاه تربیت معلم تهران

– شهید باهنر، (1373)، گفتارهای تربیتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی

– شفیع آبادی، (1378)، راهنمایی و مشاوره، تهران، نشر معاصر

–  شفیع آبادی عبدالله (1385)، پویایی گروه و مشاوره گروهی، تهران: انتشارات رشد، چاپ هشتم، ص 227 تا 239

– شفیع آبادی، عبدالله، (1385) نظریه های مشاوره و روان درمانی، تهران: انتشارات مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوازدهم، ص 215-216،226 تا 229-233

– شفیعی نیا، اعظم،(1381)، بررسی تأثیر آموزش مهارتهای حل تعارضات زناشویی بر بهبود روابط متقابل زن و شوهر، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره، دانشگاه علامه طباطبایی

– شیلینگ، لوئیس ، نظریه های مشاوره، ترجمه آرین، سیده خدیجه،(1384) تهران، انتشارات اطلاعات چاپ پنجم

– عزیزی، پریسا،( 1386)،بررسی تاثیر درمان گروهی به شیوه تحلیل ارتباط محاوره ای بر کاهش تعارضات زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، ‌واحد علوم و تحقیقات تهران

– عمید، حسن، (1363) فرهنگ لغات و اصطلاحات فارسی، تهران

– فرح بخش، کیومرث (1383)، مقایسه میزان اثر بخشی فنون زوج درمانی نظریه الیس، گلاسر و ترکیبی از آن دو در کاهش تعارضات زناشویی، پایان نامه دکتری دانشگاه علامه طباطبایی

– گاتمن، جان، سیلور نان، هفت اصل برای زندگی زناشویی کارآمد، ترجمه مصباح نسرین، و همکاران، تهران ،(1385) ، انتشارات ایتا،‌چاپ اول، ص 159، 162،164

– گری، جان، بازسازی روابط زناشویی، ترجمه انتظاری، مهرداد،(1384) ، نشر بدرقه جاویدان، تهران،

– گلدنبرگ، ایرنه، گلدنبرگ، هربرت، خانواده درمانی، ترجمه حسین شاهی، براواتی، حمیدرضا و نقشبندی، سیامک،‌(1385) ، تهران، انتشارات روان، چاپ دوم

– گلادینگ، ساموئل، خانواده درمانی، ترجمه بهاری، فرشاد و همکاران،‌(1382)، انشتارات تزکیه، تهران

– لیبرمن، دیوید، تغییر باروها و عواطف ترجمه، شریفیان، شیرین، انتشارات، پیک بهار، تهران، 1386

– محمدی، شاهرخ، (1385)، بررسی اثر بخشی مشاوره گروهی با تاکید بر رویکرد تحلیل ارتباط محاوره -ای در کاهش اضطراب دانش آموزان دبیرستانهای پسرانه شهرستان سنندج، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

– مصباحی، محمدرضا، (1383)، بررسی رابطه بین رضایتمندی زناشویی و میزان انعطاف پذیری زوجین ارائه شده در نخستین کنگره سراسری آسیب شناسی خانواده در ایران

– ملازاده، جواد، (1382)، بررسی ویژگی های شخصیتی در رابطه با عوامل تنیدگی زای زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت معلم تهران

– موسوی، اشرف السادات، (1382)، خانواده درمانی کاربردی با رویکرد سیستمی، تهران، دانشگاه الزهرا

– مهانیان خامنه، مهری (1382) برسی رابطه هوش هیجانی و رضایت زناشویی در معلمان زن دوره راهنمایی، شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی تهران

– مهدویان، فاطمه، (1376)، بررسی تأثیر آموزش و ارتباط بر رضایتمندی زناشویی و سلامت روانی، پایان نامه کارشناسی ارشد، انستیتو روانپزشکی تهران

– مهرآبادی، احمد، (1385)، بررسی تاثیر خانواده درمانی استراتژیک بر رضایت زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی تهران

– میرخشتی، فرهاد، (1375)، بررسی رابطه میان رضایت، از زندگی زناشویی و سلامت روان، پایان کارشناسی ارشد مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

– میلر، شراد و همکاران، آموزش مهارت های ارتباط زناشویی، ترجمه، بهاری، فرشاد، انتشارات رشد، تهران، 1385

– نوابی نژاد، شکوه، (1378)، راهنمایی و مشاوره، تهران نشر معاصر

– نوابی نژاد، شکوه، (1383)، نظریه های مشاوره و روان درمانی گروهی، تهران، انتشارات سمت، چاپ اول

– نوابی نژاد، شکوه (1380)، مشاوره ازدواج و خانواده درمانی، انتشارت انجمن اولیاء و مربیان، تهران

– نوابی نژاد، شکوه،  (1385)، روانشناسی زن، تهران: انتشارات علم، چاپ سوم، ص 5-6، 137-138

– نوابی نژاد، شکوه، (1385)، راهنمایی و مشاوره گروهی، تهران: انتشارات سمت، چاپ اول، ص 112، 118- 119،121

– نورالهی، حسنعلی، (1382)، بررسی تأثیر ابراز احساسات بر رضایت زناشویی، پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

– نیکزاد، محمود، (1379)، اصول مشاوره گروهی (در اصلاح نگرش و تغییر رفتار)، تهران،‌ انتشارات کیهان، چاپ اول

– هالفورد، کیم ، زوج درمانی کوتاه مدت، ترجمه تبریزی، مصطفی و همکاران،‌(1384) ، تهران: انتشار فراروان،‌ چاپ اول، ص 23

– هریس، تامس آ ، وضعیت آخر، ترجمه فصیح، اسماعیل،(1385) ، تهران: انتشارات زریاب، چاپ بیست و دوم، ص 19، 61

– یحیی آبادی،‌ هوشنگ (1384)، تو خوب هستی (دریچه ای رو به زندگی همراه با تحلیل رفتار متقابل) اصفهان، انتشارات نقش نگین، چاپ اول

– یوسفی، رحیم و ادهمیان، الهام (1385)، بررسی رابطه هوش هیجانی با رضایت زناشویی زوجین، دومین کنگره آسیب شناسی خانواده در ایران

مقدمه :

ازدواج به عنوان مهمترین و عالی ترین رسم اجتماعی, برای دست یابی به نیازهای عاطفی و امنیت افراد, همواره مورد تأیید بوده است. ازدواج رابطه انسانی پیچیده, ظریف و پویا می باشد که از ویژگی های خاص برخوردار است. همچنین توجه به کانون خانواده, محیط سالم و سازنده, روابط گرم و تعاملات میان فردی عواملی هستند که می توانند موجب رشد و پیشرفت افراد گردد. صمیمیت به زن و شوهر امکان می دهد تا از دنیای تنهایی و جدایی به در آیند وبه فضای یکپارچگی احساس و عواطف خود با دیگران دست یابند. باید باورها و تجربه های خود را با هم در میان بگذارند و هر چه وجوه مشترک بیشتر شود صمیمیت عمیق تر می شود

رضایت زناشویی هدف اساسی هر ازدواجی است و زوجین خواستار آنند که بیشترین رضایت را از زندگی زناشویی خود داشته باشند. بنابراین رضایت زناشویی یک مقوله چند بعدی است و به عوامل زیادی وابسته است که به شرط مهیا بودن این عوامل قابل دستیابی است. پژوهش های زیادی برای شناسایی مولفه های رضایت زناشویی انجام گرفته است که از این مولفه ها می توان به کیفیت ارتباطات, صمیمیت در روابط جنسی, اعتماد, احترام متقابل, تفاهم همدلانه و برابری اشاره کرد. ( برین و مکی 1995, لوتز 1990, رابینسون وفنل1993  ، به نقل از مهانیان خامنه،1382)

رضایت زناشویی مفهومی گسترده و چند بعدی است که عوامل مختلفی در آن دخیل و تأثیر گذار می باشد و همچنین دارای ابعاد مختلفی همچون ارتباط عاطفی, رابطه جنسی, ادراک نقش ها و ; می باشد. آنچه در این زمینه قابل توجه است این نکته می باشد که در جغرافیای روابط زناشویی آنچه به رضایت و عدم رضایت زناشویی منجر می شود, کیفیت و نه کمیت ارتباط و تعامل زوجین می باشد ( یوسفی, رحیم وادهمیان, الهام 1385 )

 تحقیقات در زمینه رضایت زناشویی نشان می دهد که مجموعه ایی از سبک های ارتباطی مثبت مانند بیان و ابراز همدلانه و مناسب احساسات با رضایت زناشویی همبستگی دارد و حال آنکه بسیاری از زوج هایی که در زندگی زناشویی با هم اختلاف دارند در برخورد با روابط فی ما بین  تنها متوجه اشکالات می شوند و آنچه را دوست ندارند می بینند و از درک این که برای انجام سبک های ارتباطی مثبت ( ابراز احساسات ) چه کاری از آنها ساخته است عاجزند. ( اربابان اصفهانی, 1385)

 خانواده وساختار آن :

الف) خانواده هسته ای (مستقل): خانواده هسته ای وجه مشخصه جوامع صنعتی جدید است. ساخت خانواده هسته ای در همه جوامع یکسان نیست بلکه فوق العاده متغیر است مثلاً در تعداد همسران، روابط درون خانواده، انتخاب همسر، ;  با هم تفاوت دارند. خانواده هسته ای به شکل سنتی تأمین کننده اصلی تربیت اجتماعی فرزندان و حامی سنن فرهنگی تلقی می شود

 ب) خانواده گسترده: خانواده ای است که بر اساس همخونی، وابستگی نسبی یا وابستگی سببی در نتیجه زناشویی اعضای جوان یک خانو اده با افراد خانواده های دیگر استوار است در چنین خانواده ای گاهی تا چندین نسل در زیر یک سقف زندگی می کنند

 ج) خانواده ستاکی: لوپله[1] از نوعی خانواده که میانجی خانواده مستقل و خانواده گسترده است یاد می کند. در این نوع خانواده پدر و یکی از پسران او در خانواده اصلی می مانند و بقیه فرزندان، خانواده مستقل تشکیل می دهند

د) خانواده تک والدینی: در این خانواده یکی از زوجین سرپرستی فرزندان را بر عهده دارد و دیگری به عللی نظیر طلاق، فوت، ترک،; با خانواده زندگی نمی کند. اینگونه خانواده در عصر جدید رو به تزاید است (سازگارا، 1377)

خانواده را می توان از نظر روابط و تعاملات درون خانواده نیز تقسیم بندی کرد. ستیر[2] خانواده را به خانواده های بالنده و آشفته تقسیم می کند. برخی خانواده را به خانواده کارا و غیر کارا یا متعادل و متزلزل تقسیم می کنند (شرفی، 1382)

رضایت زناشویی:

دایره المعارف فلسفه و روان شناسی، رضایت را خوشی برآمده از آگاهی به یک وضعیت راحت تعریف نموده که به طور معمول با ارضاء برخی تمایلات خاص پیوند خورده است و از آنجا که رضایت به همراه خوشایندی حاصل می شود، پس  می توان گفت افراد، رضایت را در فکر کردن بر وضعیتی که در وهله اول از خوشایندی برای آنها حاصل شده، بدست می آورند. با این اوصاف خوشایندی حالتی است که از ارضاء نیازهای نهاده شده در انسان به وجود می آید حال آنکه، رضایت از ارزیابی منطقی درباره حالات خوشایند ایجاد می گردد و در کنش های متقابل اجتماعی و بروز حالات روانی افراد نسبت به یکدیگر به دست می آید و به عبارت دیگر  رضایت از تعامل بین حالات خوشایند کننده احساس و کندو کاوهای عقلانی در افراد ایجاد می گردد (مهدویان، 1376)

رضات زناشویی عبارت از؛ احساس عینی از خشنودی، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن یا شوهر است، وقتی که همه جنبه های زندگی مشترکشان را در نظر بگیرند ( الیس[3]، 1986؛ ترجمه فیروز بخت 1377)

در صورت توجه به عوامل رضامندی زناشویی می توان انتظار داشت که با افزایش سطح رضامندی و بهداشت روانی بسیاری از مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی کاهش یابد. «با ارتقاء سطح رضامندی زناشویی و رضایت از زندگی، افراد جامعه با آرامش خاطر بیشتر به رشد و تعالی و خدمات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ; خواهند پرداخت و خانواده ها نیز از این پیشرفت سود خواهند برد» (ثنائی، 1377). تحقیقات متعددی نشان داده اند که رضایت از زندگی زناشویی بر سلامت روانی و جسمانی افراد تأثیر مهمی دارد (هاو کینز

؛ کالیج و ماهلر[4] 1993؛ شوارتزر و لپین[5]، 1989؛ به نقل از مهدویان، 1376)

همچنین نتایج تحقیقات اولسون و همکاران وی، (1989) حاکی از آن است که رضایت افراد از ازدواجشان با رضایت از زندگی خانوادگی 70% و  با رضایت از زندگی به طور کلی 67% همبستگی دارد. رضایت زناشویی تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل متفاوت است که هیچ یک به تنهائی برای ایجاد رضامندی کافی نیست ( البته این عوامل می تواند در زوج ها و فرهنگ های مختلف، متفاوت باشد) این عوامل متعدد شخصیتی، فرهنگی، اعتقادی، شناختی، ارتباطی، عاطفی، اجتماعی و ; در رضایتمندی زناشویی مؤثر هستند

عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی را می توان در دو مقوله کلی دسته بندی کرد. 

الف: عوامل زمینه ای: شامل شرایط خانوادگی، تحصیلات، سن ازدواج، فرزندان، طول ازدواج، اشتغال، مسایل عقیدتی- مذهب، کیفیت ازدواج والدین، نوع جامعه و طبقه اجتماعی

ب: عوامل ارتباطی: شامل پذیرش و احترام متقابل، اعتماد، توجه و مراقبت، همدلی و مهربانی، تعهد و وفاداری، رابطه با خویشان و اقوام، همکاری زوجین و  کمک به یکدیگر، کیفیت گذران اوقات فراغت، روابط جنسی، درک متقابل، سهیم شدن زوجین در تصمیم گیریها و اقتصاد، ابراز احساسات و محبت و رابطه صمیمی، حمایت و قدردانی، چگونگی ارتباط قبل از ازدواج، داشتن انتظارات واقعی و داشتن مهارت های حل مشکل می باشد

در اینجا ابتدا به بررسی تأثیر عوامل زمینه ای و تحقیقات انجام شده در این باره می پردازیم سپس به عوامل ارتباطی خواهیم پرداخت

الف) عوامل زمینه ای

1- شرایط خانوادگی: شرایط خانوادگی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در رضایت زناشویی اشاره به کفیت ازدواج والدین، کیفیت رابطه والدین و فرزندان و کیفیت محبت خانوادگی دارد. خشنودی و رضایت زناشویی بیشتر در بین زوجینی دیده می شود که والدین آنها نسبت به یکدیگر وفادار باقی مانده اند. در مقابل زوجینی که والدینشان از هم جدا شده اند احتمال یشتری دارد که آنان نیز در ازدواجشان دچار مشکل گردند

گلان و کرامر[6] (1987) نیز تأکید کرده اند که یک رابطه انکار ناپذیر بین کیفیت زندگی زناشویی والدین و زندگی زناشویی فرزندان آنها وجود دارد. آنها در یک پژوهش بر روی زنانی که دوران کودکی خود را با تک والد خویش گذرانیده اند دریافتند این گونه فرزندان در مقایسه با فرزندان دو والدی در ازدواج خود با شکست بیشتری رو به رو شده اند

ریشه های روابط در خانواده مانند روابط خوب با پدر و مادر  با موفقیت و رضایتمندی زناشویی مرتبط بوده است. بر همین اساس مشخص شد که زنان دارای پدر با خصوصیات گرم و پروش دهنده به شوهران خود دارای اعتماد بیشتری و زنان دارای پدران منزوی و سرد به شوهران خود کمتر اعتماد داشتند به همین شکل مردان دارای مادران سرد و یا ناپایدار در شیوه های برقراری روابط همسرانشان را بیشتر مضطرب می کنند و ارتباط آنها ممکن است مشکلاتی را در پی داشته باشد (به نقل از ملا زاده، 1382)

لارنسون[7] و کرامر (1994) در تحقیقی نشان دادند که همبستگی مثبت بالایی بین محیط خانوادگی شوهر در دوران کودکی او با رضایت از زندگی زناشویی وجود دارد. وابلنت[8] و دیس[9] (1989) نیز در یک پژوهش آشکار ساختند که ابراز و بیان عقاید و احساسات در

خانواده اصلی هر دو زوج با رضایت زناشویی در زنان همبستگی بالایی وجود دارد. (لارنسون و کرامر، 1994، وابلنت و دیس، 1989 به نقل از فرحبخش، 1383)

پژوهش ساباتلی و برتلی[10] (2003) نیز نشان داد تجارب خانوادگی زنان بیشتر از مردان بر ازدواجشان مؤثر است. (به نقل از فرحبخش، 1383)

1-  نوع جامعه و طبقه: جین[11] اشاره می کند در گذشته اگر دو نفر با هم ازدواج می کردند تا آخر عمر با یکدیگر زندگی می کردند خواه با هم تفاهم داشتند یا نداشتند. در حال حاضر نیز در برخی جوامع که دارای ارزشهای سنتی هستند هنوز هم این وضعیت ادامه دارد. مثلاً در جامعه سنتی هند و به ویژه مناطقی که ارزشهای مذهبی حاکم است حدود 81 درصد ازدواجها، ازدواجهایی است که شروع آنها عاشقانه نبوده است در حالیکه 94 درصد این ازدواجها بسیار موفق گزارش شده است. این در حالی است که در جوامع به اصطلاح مدرن میزان طلاق به 50 درصد می رسد. (احمدی، 1383)

برخی از جوامع زمینه هایی را برای نارضایتی زناشویی زوجین فراهم می آورند به عنوان مثال جوامع بزرگتر طلاق را به راحتی می پذیرند و در این جوامع محدودیت طلاق کمتر است و زوجین به سهولت مسیر طلاق را طی  می کنند و کمتر به فکر چاره اندیشی و حل تعارضات بر می آیند. از سوی دیگر در این جوامع روابط خارج از ازدواج دارای استرس های کمتری از ازدواج می باشد و در نتیجه میزان تقید به تعهدات زناشویی کاهش می یابد. از دیگر عوامل محیطی- اجتماعی می توان به تغییرات اقتصادی جامعه و به ویژه اشتغال زنان افزایش یافته و آنان برای حمایت مالی کمتر وابسته به ازدواج و شوهر هستند

(ناکونزی و رادجرز[12]، 1995)

3- سن ازدواج: اغلب محققان و پژوهشگران سن ادواج را به عنوان یکی از مهمترین عوامل رضایت زناشویی به حساب می آورند. در بعضی جوامع دیده می شود که زوجین، جوانتر از آن بوده اند که درباره همسر انتخاب درستی داشته باشند و نمی توانند با هم جور شوند و نیازهای فردی بر نیازهای بین فردی ترجیح داده می شوند، ازدواج خود را به عنوان یک اشتباه جوانی و طلاق را به عنوان تغییر برای پایان زندگی و شروع دیگری در نظر می گیرند (نیولون[13]، 2000).تجانس در ویژگیهای اجتماعی و سن از عوامل نگهدارنده ازدواج است. به گفته کارلسون[14] (1999 )چون انتظارات و شیوه نگرش افراد در سنین مختلف فرق می کند. افرادی که دارای اختلاف سنی هستند دارای فرهنگ و اندیشه متفاوت نیز خواهند بود لذا تفاوت وسیع سنی،

تفاوت های وسیع فرهنگ و جهان بینی را به همراه خواهد آورد و در بقای زندگی زناشویی و رضایت زناشویی تاثیر خواهد گذاشت ( کارلسون ، 1999 )

جالب است بدانیم در جوامع مختلف تفاوت سنی تأثیرات متفاوتی بر رضایت زناشویی زوجین دارد. به عنوان مثال در آمریکا تفاوت سنی رابطه منفی با رضایت زناشویی دارد در حالیکه در ژاپن با العکس است (کامو، 1991، به نقل از بهرامی، 1379)

4- تحصیلات: به نظر شاملو تفاوت میان سطح تحصیلی و طبقاتی یکی از عوامل مهم اختلاف خانوادگی است (شاملو، 1385). درباره تحصیلات زوجین ناکونزی و رادجرز (1995) معتقدند تجانس در ویژگی های اجتماعی و تحصیلی از عوامل نگهدارنده ازدواج می باشند و زمانی که تحصیلات زوجین با هم اختلاف زیادی دارد و منطبق بر یکدیگر نیست احتمال طلاق بیشتر می گردد

نکته جالب این است که تحقیقات نشان داده است زنان تحصیلکرده از نظر جدایی و طلاق بیشتر در معرض خطر هستند تا زنانی که تحصیلات کمتری دارند. در حالی که مردانی که تحصیلات بالاتری دارند از ثبات و کیفیت زناشویی بالاتری در مقایسه با مردان کم سواد برخوردارند (وایت، 1990)

5-  اشتغال: راس1 و همکارانش (1985، به نقل از بهرامی، 1379) درباره تأثیر اشتغال زن روی روابط خانوادگی تحقیقی انجام دادند که نتایج این تحقیق نشان داد که هر دو همسر زمانی که موفقیت شغلی زن بر اساس تمایلات بود کمتر افسرده بودند و چنانچه شغل زن در خارج از خانه با موافقت همسرش باشد و مردان نیز به همسران شاغل خود در کارهای خانه کمک کنند، اشتغال زن نمی تواند روی نوع روابط خانوادگی تأثیر منفی بگذارد

یاجو2 (1986) نیز در تحقیقی که تحت عنوان رابطه بین استرس و رضایتمندی زناشویی در میان زوجهای هر دو شاغل نشان داد که اولاً ارتباط بین استرس و رضایت زناشویی وجود دارد ثانیاً سطوح کاری و نقش های خانواده نشانگر درجات بالای استرس در میان زنان است، زنان شاغل گاهی اوقات به نیازهای همسران خود پاسخ داده و در رفتارشان تغییراتی را می دهند، چنانچه این تغییرات بهبود قابل توجهی را در وضعیت کلی زناشویی ایجاد نکند نتیجه اغلب مأیوس کننده می گردد و یک حس بی کفایتی در زن پدید می آید و سطح رضایت زناشویی کاهش می یابد. (به نقل از بهرامی 1379)

گوو3 1980 نیز معتقد است زنان خانه دار از رضایت زناشویی کمتری نسبت به زنان شاغل برخوردارند. او اینگونه می گوید که استعداد بیشتر زنان متأهل خانه دار برای ابتلا به بیماری های روانی ناشی از عوامل مختلفی است که مهمترین آنها عبارتند از: عدم ارضای نیازهای روانی، احساس ناامیدی در انجام وظایف خود، تصور اینکه در سطح پایین تری از مردان قرار دارند، شرایط اجتماعی و شرایط متناقضی را ایجاد می کند که با آن مواجه هستند (به نقل از بهرامی 1379) . به طور خلاصه می توان گفت درآمد کم، شغل نامناسب و تحصیلات پایین برای مردان از عوامل خطرساز مشکلات ازدواج خواهد بود (به نقل از لارسون1، نبسون2، ویلسون3 و مدورا 1998)

6-  مسائل عقیدتی – مذهبی: ازدواج با افراد ناهمسان از لحاظ مذهبی را می توان نشانه ضعف کنترل های اجتماعی دانست. بوساردبول در یک مقاله زناشویی درباره ایمان می نویسد: زناشویی میان زن و مردی که مذهب مختلفی دارند به دشواری های شخصی و خانوادگی گوناگون می انجامد و تنها با اراده استوار نمی توان از آنها پرهیز کرد (بوساردبول، 1975، به نقل از احمدی، 1383)

به عقیده لوگال­(1995 ) نیز تا پیش از ازدواج مذهب بر رفتار جوانان مؤثر است اما پس از زندگی زناشویی ناباوریهای دینی یکی از طرفین، دشواریهای فراوانی برای آنها ایجاد می کند و باعث ایجاد بگومگوهای دائمی می گردد. جالب اینجاست که این نبود هماهنگی و همفکری با پیشرفت زندگی زناشویی افزایش می یابد (لوگال4، 1995، به نقل از احمدی، 1383)

تحقیقات سنیگر5 بر روی 208 زوج نشان داد که مذهبی بودن فرایند انطباق لازم را برای رضایت زندگی زناشویی تسهیل می کند و قویترین و پایدارترین پیش بینی کننده رضایت زناشویی بود (سنیگر 1982، به نقل از تبریزی 1383)

نتایج تحقیقات فراوانی نشان می دهد که به تناسب در اعتقادات مذهبی، ایمان و تقوا، تفاهم اخلاقی سطح فرهنگی و اجتماعی و روابط اجتماعی به عنوان عوامل مؤثر در موفقیت زندگی زناشویی ثابت شده است (فتحی آشتیانی و احمدی، ،1378 به نقل از مهانیان خامنه، 1382 )

فرزندان: تحقیقات فراوانی درباره تأثیر داشتن فرزند بر رضایت زندگی زناشویی انجام شده است. لانگهرست6 بر اساس تحقیقی که بر روی رضایت زناشویی زنان کشیش انجام داده نشان داد که رضایت زناشویی تحت تأثیر اشتغال همسر قرار نداشت و لیکن داشتن فرزند در رضایت زناشویی مؤثر بود (لانگهرست، 1994 به نقل از فرحبخش، 1383)

بل7 (1993 ) نیز با تحقیق چند متغیری اطلاعات به دست آمده از مصاحبه های تحقیقی- اجتماعی نشان داد که وجود بچه های خردسال در خانه و خانواده با تنزل سطح رضایت زناشویی در بین زنان سیاهپوست ارتباط مستقیم داشته و در نزد شوهران نیز تعدد فرزندان 6 الی 12 ساله رابطه منفی با رضایت آنها از روابط زناشویی دارد (بل 1993) ماین کیم[15] (1990 ) نیز در بررسی 55 زوج متأهل که یکسری از آنان دارای فرزند پیش دبستانی بوده اند نتایجی به دست آورد که به لحاظ آماری نشانگر تأثیر فرزندان بر رضایت زناشویی می باشد

درباره تأثیر ورود اولین فرزند به زندگی زناشویی زوجین نیز تحقیقاتی انجام شده است که حاکی است با ورود تولد اولین فرزند توجه زنان ناچاراً به سوی تازه وارد جلب می شود و او به اندازه کافی سرگرم نوزاد است که این موضوع باعث کاهش رضایت زناشویی حداقل به طور موقت می گردد. گارون[16] (1997) در تحقیقات خود نشان داد که بین 75 درصد زوجین بعد از تولد اولین فرزند رضایت زناشویی دچار افت می گردد (گارون 1997 به نقل از احمدی 1383)

8- طول ازدواج: لوینسون[17] و همکاران(1985 ) پیوندهای زناشویی بلند مدت و رضایت زناشویی را در 156 زوج مورد مطالعه قرار دادند. یافته ها از دیدگاه مثبت در رابطه با پیوندهای قدیمی و طولانی تر حمایت می کرد. در مقایسه با پیونهای زناشویی افراد میانسال، زوج های قدیمی سالمتر نشان می دادند در این موارد الف: نیروی بالقوه کمتری برای برخورد و تعارض دارند و در عوض دارای انرژی یشتری برای لذت جویی در مواردی چون رابطه با فرزندان هستند.  ب: اختلافات سنی کمتری در منابع لذت بروز می دهند (لوینسون و همکاران 1985)

گراور[18] و همکارانش(1985) نیز در این باره بر این باورند که اطلاعات به دست آمده از بررسی 51 زوج میانسال رابطه قوی بین مدت زمان آشنایی با همسران اخیر خود و رضایت زناشویی آنها را در  حال حاضر نشان می دهد. پراکندگی ناهمگن اینگونه عوامل شناسایی شد که آنانی که مدت کوتاهی از آشنایی شان با همسرانشان می گذشت دامنه وسیع تری از عکس العمل های رضایت زناشویی را بروز می دادند نسبت به افرادی که از روابطشان مدت طولانی تری می گذشت (گراور، 1985 به نقل از احمدی 1383)

ب) عوامل ارتباطی

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دارای 105 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه

چکیده
فـصـل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
بیان‌مسئله
ضرورت و اهمیت مسئله تحقیق
اهداف پژوهش
فرضیه‌های پژوهش
متغیرهای پژوهش
تعاریف متغیرها(مفهومی و عملیاتی)
تعریف نظری مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل
تعریف عملیاتی مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل 
تعریف نظری سازگاری
تعریف عملیاتی سازگاری
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
بخش اول: سازگاری و مبانی نظری آن
تعریف سازگاری 
عوامل موثربرسازگاری
انواع سازگاری
روشها یا اشکال سازگاری
ملاکهای سازگاری مطلوب
ویژگیهای افراد سازگار
بخش دوم: تحلیل رفتار متقابل
نظریه تحلیل رفتار متقابل
مبانی نظری تحلیل رفتار متقابل    
الگوی حالات نفسانی
موقعیت‌های روانی و طرحهای زندگی
آسیب شناسی روانی
الف : آسیب شناسی ساختی
ب: آسیب شناسی کارکردی
هدف درمان در تحلیل رفتار متقابل
فرآیند گروهی در رویکرد تحلیل رفتار متقابل
مشاوره و درمان
الف : تحلیل درمان ساختار    
ب: تحلیل درمان تبادلها
ارزشهای مشاوره گروهی 
جمع بندی مطالب 
بخش سوم: مروری برپیشینه  تحقیق
مطالعات صورت گرفته در داخل کشور 
مطالعات صورت گرفته در خارج از کشور
تحلیل و نتیجه گیری سازگاری از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
مقدمه
روش تحقیق
جامعه آماری تحقیق
نمونه و روش نمونه گیری 
ابزاراندازه گیری و روایی وپایایی آن
پرسشنامه سینهاوسینگ
پایایی پرسشنامه سینهاوسینگ
روایی (اعتبار) پرسشنامه سینهاوسینگ 
روش تجزیه و تحلیل داده‌ها     
شیوه اجرا ومراحل انجام پژوهش
گزارش جلسات مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل 
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل اطلاعات
مقدمه
اطلاعات توصیفی مربوط به مشخصات دموگرافیک نمونه‌های تحقیق
تجزیه و تحلیل داده‌ها
فرضیه اصلی
فرضیه فرعی اول
فرضیه فرعی دوم
فرضیه فرعی سوم
فرضیه فرعی چهارم
فصل پنجم
بحث و نتیجه گیری
مقدمه
یافته‌های پژوهش
الف : نتایج حاصل از توصیف داده ها
ب: بحث و تفسیر نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل فرضیه ها
پـیشنـهادات تحقیق
الف- پیشنهادهای  برخاسته از پژوهش
ب- پیشنهادات برای انجام تحقیقات بعدی
محدودیتها
منـابـع
منابع فارسی
منابع لاتین    
پیـوست

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر سازگاری دانش آموزان دختر مقطع متوسطه

–        احمدی ، سید احمد. (1375) روان شناسی نوجوانان و جوانان. اصفهان : انتشارات مشعل

–        اسلامی نسب ، علی. (1373) روان شناسی سازگاری. تهران : سازمان چاپ و نشر بنیاد

–    امین ، حامد. (1379) مطالعه کارکردهای مهارتی ارتباطی به کمک آموزش کارگاهی تحلیل تبادلی در بین کارشناسان  اداره کل منابع طبیعی استان فارس . پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه شیراز

–        برک ،‌لورای . (1383) روانشناسی رشد . ترجمه سیدمهدی ، یحیی. جلد اول ، تهران : نشر ارسباران

–        برن ، اریک. (1370) بعد از سلام چه می گوئید . ترجمه قراچه داغی ، مهدی. تهران : نشر البرز

–        برن ، اریک . (1373) تحلیل رفتار متقابل . ترجمه فصیح ، اسماعیل . نشر فاخته

–    توکلی ،‌محمد باقر . (1376) . بررسی رابطه اشتغال مادران با سازگاری اجتماعی و عملکرد تحصیلی فرزندان آنان در مقطع تحصیلی ابتدای شهرستان سنندج . پایان نامه کارشناسی ارشد . دانشگاه آزاد اسلامی

–        پورافکاری ، نصرت الله . (1373) فرهنگ جامع و روان شناسی روان پزشکی . جلد اول . تهران انتشارات نوبهار

–    پوردهقان ، حمیدرضا. (1383) بررسی میزان سازگاری تحصیلی و سبک هویت دانشجویان دانشگاههای تهران . پایان نامه کارشناسی ارشد . تهران : دانشگاه تربیت معلم

–    جونز، ون و استوارت ، یان . (1385) . روش های نوین در روان شناسی تحلیل رفتار متقابل . ترجمه دادگستر . بهمن . چاپ چهارم . تهران : نشر دایره

–    خدایی خیاوی ،‌سیامک . (1376) بررسی تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل  در کاهش اضطراب دانش آموزان دبیرستانهای پسرانه شهرستان مشکین شهر . پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره . تهران . دانشگاه ، تربیت معلم

–    حاجی سید نصیر ، مهین سادات . (1381) بررسی تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر منبع کنترل و خود پنداره دانشجویان دختر دانشگاههای تهران . پایان نامه کارشناسی ارشد . تهران ، دانشگاه الزهراء

–    در ویزه ، زهرا. (1383) مقایسه رابطه همدلی مادران و دختران نوجوان با اختلالهای رفتاری (سازگار ، ناسازگار) در تهران. مطالعات روانشناختی . تهران : دانشکده علوم تربیتی دانشگاه الزهراء

–    زعفری ، مهدی . (1377) بررسی خدمات مشتری در شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران «هما» از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل . پایان نامه کارشناسی ارشد روان شناسی . تهران : دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرکز

–        ساعتچی ، محمود. (1377) مشاوره و روان درمانی ، نظریه ها و راهبردها . تهران : نشر ویرایش

–        ستوده ، هدایت اله . (1378) روان شناسی اجتماعی . تهران : انتشارات آوای نور

–        سیف، علی اکبر . (1376) تغییر رفتار و رفتار درمانی (نظریه ها و روش ها). تهران : نشر دوران

–        شافر ، لارنس و فردریک . (1367) روان شناسی سازگاری . ترجمه پورمقدس ، علی تهران : انتشارات مشعل

–        شفیع آبادی ، عبداله . (1377) پویایی و مشاوره گروهی . تهران ، انتشارات رشد

–    شفیع آبادی ، عبداله ، ناصری ، غلامرضا. (1380) نظریه های مشاوره و روان درمانی . چاپ هشتم . تهران ، مرکز نشر دانشگاهی

–    شهسواری ، محمد هادی . (1382) بررسی رابطه تعاملهای درونی خانواده با رشد قضاوت اخلاقی و سازگاری دانش آموزان پسر سال اول شهر اراک . پایان نامه کارشناسی ارشد . تهران ، دانشگاه تربیت معلم

–    طهرانی ، فاطمه . (1384) بررسی تاثیر آموزشی مهارت های ارتباطی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل بر افزایش رضایت زناشویی زنان ساکن شهر اصفهان . پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره . تهران : دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

–    عیدیان ، فاطمه (1385) بررسی و مقایسه رابطه بین سازگاری و عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانهای شهرستان اسفراین در سال تحصیلی 85-84 پایان نامه کارشناسی ارشد . تهران : دانشگاه شهید بهشتی

–    فرقدانی ، آزاده . (1383) . بررسی  رابطه بین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی دانشجویان دوره کارشناسی دانشکده علوم تربیتی دانشگاه علامه . پایان نامه کارشناسی ارشد . تهران : دانشگاه علامه طباطبائی

–    فنونی – طلعت السادات . (1380) بررسی رابطه بین خود پنداره و سازگاری اجتماعی با پیشرفت تحصیلی دختران متوسطه منطقه 10 آموزش و پرورش شهر تهران . پایان نامه کارشناسی ارشد . تهران : دانشگاه تربیت معلم

–        کدیور ، پروین . (1383) روان شناسی تربیتی . تهران ، انتشارات آوای نور

–    گلادنیک ، ساموئل (1382) خانواده درمانی ، تاریخچه ، نظریه و کاربرد. ترجمه بهاری ، فرشاد و همکاران . تهران : انتشارات تزکیه

–    مکنتی ، پگاه . (1384) بررسی تأثیر مشاوره گروهی با رویکرد شناختی رفتاری بر سازگاری اجتماعی دختران نوجوان ساکن مراکز شبانه روزی شرق تهران . پایان نامه کارشناسی ارشد . دانشگاه آزاد اسلامی (واحد علوم و تحقیقات)

–        نوابی نژاد ، شکوه . (1383) نظریه های مشاوره و روان درمانی گروهی . تهران : انتشارات سمت

–    نور بالا ، احمدعلی و محمدیان شعر باف، حمیدرضا . (1376) مقایسه تاثیر دو روش درمانی گروهی با رویکرد تحلیل روانی و شناختی بر افزایش سازگاری اجتماعی . فصلنامه دانشور. شمار (16-15)

–    وظیفه شناس ، حمید. (1380) مقایسه عزت نفس ، سازگاری اجتماعی و هوش دانش آموزان دارای پدر با دانش آموزان فاقد پدر مقطع متوسطه شهرستان اسفراین . پایان نامه کارشناسی ارشد . تهران ، دانشگاه آزاد اسلامی

–        هرگنان والسون (1382) مقدمه ای بر نظریه های یادگیری . ترجمه سیف ، علی اکبر . تهران : انتشارات دوران

–        هریس ، تامس آ . (1379) وضعیت آخر . ترجمه فصیح ، اسماعیل . تهران : نشر زریاب

–    یمینی دوزی سرخابی ، محمد . (1371) تحلیلی بر ناسازگاری دانش آموزان دردور ابتدایی . فصلنامه تعلیم و تربیت ، شماره 4

 – Albrecht , M, (1995) Blackwell handbook  of adolescence, Blackwell book of  development psychology, ma, 290-

– Boekaaerts, M(2002) bringing about chery in classroom: strengths and weakness of the  self-regulated learning approach, leanhny and instruction , N, 12,589,

-Elabedour, sabman (2004) . The effect of polygamous marital structure on behavioral , emotional and academic adjustment children , clinical child and family psychology review , vol ,

– Hallbrook, chuck L.(1990) . friendships in middle school: influences on motivation and school adjustment journal of education psychology . p

– jhon s, christive(1985), Ethnic identity and the academic adjustment of children from Menican  and Europeall Backgrounds . development psychology :p.799-

– Lazarus , R,(1976). Patterns of adjustment International student Edition

– Lipschitz, E.R. and Itzhaky , H(2005). Social support mastery , self –esteem and individual adjustment amony at- risk youth . child and youth care forum p329-

-Murray , C. and Malmyren ,K.(2005). Implementiny  a teacher – student relationship program in a high poverty urban school : Effects on social , emotional and academic adjustment and lesson learned . journal of school psychology . p 137-

-schoroeder , D (1990) the role of sense of shool belonginy and jender in the academic adjustment of latin adolescents. Journal of youth and adolescence p619-

 مقدمه

در این فصل ابتدا مواضع نظریه پردازان در رابطه با موضوع مورد پژوهش (مشاوره‌گروهی با رویکرد تحلیل رفتار متقابل و سازگاری اجتماعی، عاطفی و آموزشی) مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد و سپس تحقیقات عملی انجام شده در ارتباط با موضوعات مورد نظر، بیان می‌گردد

1- تعریف سازگاری

واژه سازگاری در لغت‌نامه دهخدا به معنای موفقیت در کار، حسن سلوک و  .. به کار رفته است. مفهوم سازگاری از واژه انطباق در زیست‌شناسی گرفته شده است که یکی از پایه‌های نظریه تکامل داروین[1] (1895) است و به ساختارهای بیولوژیکی و فرایندهایی که زنده ماندن انواع موجودات را تسهیل می‌کند، اشاره دارد. (به نقل از لازاروس[2]، 1974)

بنابه تعریف، سازگاری یک ساختار فیزیولوژیکی یا کالبد شناختی، یک فرایند زیست‌شناختی، یا یک الگوی رفتاری است که در طول تاریخ به بقا و تولید مثل کمک کرده است (ویلسون[3]، 1975) سازگاری از راه انتخاب طبیعی به وجود می‌آید و باید قابل انتقال از راه توارث باشد (هرگنهان و السون[4]، ترجمه سیف، 1383)

سازگاری در قاموس روان‌شناسی عبارت است از رابطه‌ای که هر ارگانیسم با توجه به  شرایط پیرامون محیطش، با محیط برقرار می‌کند. این اصطلاح معمولاً به سازگاری روان‌شناختی یا اجتماعی اشاره دارد و با اشاره به معنای ضمنی مثبت آن وقتی به کار گرفته می‌شود که فرد در یک فرایند مستمر و پرمایه برای ابراز استعدادهای خود و واکنش نسبت به محیط و در عین حال در جهت تغییر آن به گونه‌ای مؤثر و سالم، درگیر است (ربر[5]، 1995، به نقل از فرقدانی، 1383)

مک دانلد(1985) می‌گوید:‌ «وقتی می ‌گوئیم فردی سازگار است که پاسخهایی که او را به تعامل با محیطش قادر می‌کند، آموخته باشد و به طریق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهای او ارضا شوند. یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می‌تواند خود را به راههای گوناگون با آن موقعیت تطبیق دهد یا سازگار کند»( فنونی، 1380)

سازگاری فرایندی است در حال رشد شامل توازن بین آنچه افراد می‌خواهند و آنچه جامعه‌شان می‌پذیرد. یا به عبارت دیگر سازگاری یک فرایند دو سویه است. از یک طرف فرد به صورت مؤثر با اجتماع تماس برقرار می‌کند و از طرف دیگر اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می‌بیند که فرد از طریق آنها توانایی‌های بالقوه خویش را واقعیت می‌بخشد (نیوکا و کپل[6]، 1991، به نقل از فرقدانی، 1383)

سازگاری به فرایندهای روان‌شناسی که مردم را با تغییرات روزمره هماهنگ می‌کند، اشاره دارد و آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد (وایتن و لیویید، 1997 به نقل از شهسواری، 1382). سینهاوسینگ در سال 1993 از سازگاری تعریفی ارائه کرده‌اند: سازگاری عبارت است از ثبات عاطفی و جسارت در روابط اجتماعی و نیز علاقه به تحصیل و مدرسه در فرد، که به صورت سازگاری عاطفی، سازگاری اجتماعی و سازگاری آموزشی دیده می‌شود (سینهاوسینگ، 1993، ترجمه کرمی ، 1377)

2- عوامل مؤثر بر سازگاری

سه کانون اصلی سازگاری، خانواده، مدرسه، و دوستان است

الف) خانواده

خانواده به ویژه مادر نخستین و مهمترین نقش را در رشد شخصیت، فرایند اجتماعی شدن و سازگاری فرد بر عهده دارد، زیرا محیط خانواده، نخستین محیطی است که در آن کودک،‌از کیفیت تعاملات انسانی آگاهی می‌یابد. پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد که عوامل و روابط خانوادگی از جمله ارتباطات عاطفی درون خانواده بر رشد شخصیت و سازگاری فرد تأثیری بسیار مهم و حیاتی دارد (هک[7]، 2000؛ به نقل از درویزه، 1383)

همچنین پژوهشگران دریافته‌اند کودکانی که در ساختارهای خانوادگی غیر سنتی زندگی می‌کنند، سازگاری ضعیفی را به صورت رفتارهایی مانند پرخاشگری و رفتارهای ضد اجتماعی، مشکلات ارتباطی، میزان بالای ترک تحصیل، مصرف مواد مخدر و الکل –  نشان می‌دهند. مشابه همین نتایج در بررسی بر کودکان طلاق و فرزند خوانده‌ها و نیز کودکانی که با یکی از والدین زندگی می‌کنند، به دست آمده است. (البجیور[8] و همکاران، 2004)

با رضایت زناشویی برخورد و درگیری بسیار بالای والدین دانش‌آموز و ارتباط و دلبستگی ضعیف بین دانش‌آموز و پدر و مادرش می‌تواند بر سازگاری تحصیلی و شخصی و نیز سلامت روان‌شناختی او تأثیر منفی داشته باشد (گردس[9]، 1994؛ به نقل از عیدیان، 1385)

به طور کلی‌گویی محیط خانواده مهمترین عامل سازگاری کودک است. عواقب ناشی از تربیت توأم با خشونت و سردی در همان سالهای اولیه زندگی ظاهر می‌شود و دوران مدرسه و حتی نوجوانی و بزرگسالی را تحت تأثیر قرار می‌دهد(کدیور، 1382)

ب) مدرسه

مدرسه به خاطر مشخص نمودن وظایف و حقوق افراد و انتقال ارزشهای اجتماعی یکی از مراکز مهم اجتماعی شدن فرد تلقی می‌گردد. یک سلسله هنجارهای رفتاری وجود دارد که انتظار می‌رود افراد در جامعه بزرگتر خود را با آن هنجارها سازگار کنند. در جامعه کوچک مدرسه نیز هنجارهایی از این قبیل وجود دارد. زمانی که فرد بتواند خودش را با آن هنجارها و انتظارات وفق دهد سازگاری صورت پذیرفته است (ستوده، 1378)

مدرسه در دوره کودکی به منزله موقعیت و شرایط جدیدی است که کودک باید خود را با آن سازگار کند. کودکانی که نتوانند خود را با شرایط تازه سازگار کنند در دوره‌های دیگر نیز اغلب دچار مشکلات عاطفی و رفتاری خواهند شد. تقریباً 20 درصد کودکان دبستانی دچار انواع اضطراب شدید و غیر قابل کنترل می‌شوند. خوبی‌ مدرسه نمونه‌ای از آن است. (برک[10]، 2001، ترجمه سیدمحمدی، 1383) بطور کلی شاخص سازگاری در مدرسه، اولاً رضایت ذهنی فرد از ارتباطات فردی و شخصی و ثانیاً عملکرد تحصیلی دانش‌آموز در مدرسه است (اسکات[11]، 1989؛ به نقل از عیدیان)

ج) گروه همسالان

در اواسط کودکی، اجتماع همسالان بستر بسیار مهمی برای رشد می‌شود تماس با دوستان نقش مهمی در درک دیگران و آگاهی از خود و دیگران ایفا می‌کند. این تحولات به نوبه خود به ارتقای کیفیت تعامل با همسالان کمک می‌کند و در سالهای دبستان بیشتر نوع دوستانه می‌شود. در راستای این تغییر، پرخاشگری، مخصوصاً حملات بدش کاهش می‌یابد (رابین، بوکوسکی و پارکر[12]، به نقل از برک 2001، ترجمه سید محمدی، 1383)

کودکان طردشده، ناخشنود و منزوی هستند، پیشرفت تحصیلی و عزت ‌نفس[13] کمی دارند، معلمان و والدین آنها را مبتلا به مشکلات هیجانی و اجتماعی ارزیابی می‌کنند. طرد همسالان در دوران کودکی با عملکرد تحصیلی ضعیف، ترک تحصیل، رفتار ضد اجتماعی و بزهکاری در نوجوانی و مجرم بودن در اوایل بزرگسالی رابطه نیرومندی دارد (برک 2001، ترجمه سید محمدی، 1383)

گروه از طریق اعطای پاداش و یا انتقاد و تحریم در مقابل همنوایی یا ناهمنوایی، به عبارتی سازگاری یا ناسازگاری اعضاء با هنجارهای گروه تأثیر بسیار نیرومندی را بر رفتار و شخصیت اجتماعی آنها اعمال می‌کند. این نوع سازگاری هم توسط دیگران و هم توسط پذیرش از طرف دیگران و نیز میزان رضایت فرد از روابط با دیگران ارزیابی می‌شود (ستوده، 1378)

3- انواع سازگاری

اسکات، 1989، به نقل از فرقدانی، 1383 انواع سازگاری را به این صورت تبیین می‌کند

الف) سازگاری تحصیلی       ب) سازگاری بین فردی یا اجتماعی   ج) سازگاری خانوادگی سینهاوسینگ (1993) نیز سازگاری را به صورت    الف) سازگاری آموزشی ب) سازگاری اجتماعی     ج) سازگاری عاطفی توصیف کرده‌اند

1- سازگاری عاطفی : واکنش کودک درسالهای اول زندگی خود مربوط به اطرافیان و اغلب عاطفی است. این گونه واکنش ها در ابتدا کلی است و نمی توان دقیقا بر آن ها نام یکی از حالات مشخص عاطفی را گذارد. همراه با جریان عمومی رشد در تمامی زمینه ها ، تظاهرات عاطفی مربوط به هر یک از حالات عاطفی به مرور مشخص تر و اختصاصی تر می شوند. در واقع یادگیری و کسب تجربه باعث می شود که بین تظاهرات عاطفی و محیط اجتماعی سازش به وجود آید. توجه و پشتیبانی از کودک باعث می شود که او به استقلالی که مورد نیازش است دست یابد. به تدریج که کودک بزرگتر می شود همراه با رشد کلامی وشکل گیری شخصیتی او و کسب تجربه ویادگیری ، تظاهرات عاطفی کودک راهی اجتماعی تر و متناسب تر برای بروز می یابند. همراه با کاسته شدن حالات عاطفی غیر منطقی کودک در صورت لزوم تظاهرات عاطفی او تغییر شکل می دهند تا متناسب با موقعیت اجتماعی شوند و امنیت او را به مخاطره نیندازد ( وظیفه شناس ، 1380)

2- سازگاری اجتماعی : به وضعیتی گفته می شود که افراد یا گروهها رفتار خود را به تدریج و از روی عمد و یاد غیر عمد تعدیل می کنند تا با فرهنگ موجود سازگاری نمایند مانند رعایت عادتها ، عرف و تقلید . به عبارتی آن نوع واکنشهایی است که شخص برای رعایت محیط  اجتماعی از خود نشان می دهد وآنها را به علت هماهنگی شان با معیارهای اجتماع و پذیرفته شدنشان از طرف آن ، اساس رفتار خود قرار می دهند( آکسفورد[14]، 1980، به نقل از توکلی ، 1376)

در حیات اجتماعی افراد متمدن ، سازگاری اجتماعی حتی از پاسخ گفتن به احتیاجات بدنی هم مهم‌تر است انسان علاوه بر جنبه فیزیولوژیکی که دارد یک موجود اجتماعی است. چنان چه کودک احساس نا امنی کند و یا دانشجوئی خود را تنها حس نماید و یا شخصی خود را شکست خورده بپندارد، لازم است به نحوی خود را با محیط سازش دهد. فرق اساسی بین سازگاری ازنظر فیزیولوژیکی و اجتماعی آن است که در طی جریان اول تنها یک راه جهت برقرارکردن تعادل از دست رفته وجود داردو حال آنکه در جریان دوم عدم برقراری تعادل با وجود ناراحتی و پریشانی شخص باعث مرگ او نمی شود ولی دائما انسان با آن دست به گریبان است. مثلا شخص گرسنه چنان چه غذا به او نرسد فوت می کند ولی شخصی که احتیاج به محبت دارد با داشتن زندگی پررنجی به حیات خود ادامه می دهد( شافر، ترجمه پور مقدس ، 1367)

منظور از سازگاری اجتماعی داشتن رابطه صحیح و مطلوب با دیگران است. انسانی که از نظر اجتماعی رشد یافته است با دیگران سازگاری بیشتری داردو می فهمد که هرچه روابطش با دیگران بهتر و سالم‌تر باشد میزان موفقیت و رضایتش بیشتر است ( وظیفه شناس ، 1380)

راجرز[15](1954) به نقل از کاظمی ، معتقد است افراد براساس تصوری که از خود دارند رفتار می‌کنند. در واقع سازگاری اجتماعی انسان نیز بازتابی از خود پنداره وی تلقی می شود. کسانی که دارای خود پنداره ی مثبتی هستند توانایی سازگاری اجتماعی بیشتری از خود نشان می‌دهند

سازگاری اجتماعی یعنی سازگاری شخص با محیط اجتماعی خود، سازگاری ممکن است با تغییر دادن خود و یا محیط به دست آید ( پورافکاری ، 1373)

3- سازگاری آموزشی : جریان شکل گیری خود پنداره تحصیلی از این قرار است. اگر دانش آموز در فعالیتهای مختلف آموزشگاهی ، در اکثر موضوع های درسی و درطی چندین سال متوالی ، احساس شایستگی کند و از سوی دیگران کار وفعالیتش به طور مثبت ارزیابی شود یک احساس کلی شایستگی در وی – حداقل در ارتباط با یادگیری موضوع های درسی – ایجاد می شود. به همین منوال ، اگر کوششهای یادگیرنده در فعالیتهای آموزشگاهی با شکست مواجه شودو از دیگران ارزیابی منفی دریافت کند در او نسبت به توانایی اش دست کم در رابطه با یادگیری آموزشگاهی یک احساس عمیق عدم شایستگی ایجاد می شود هرچند که ممکن است در این قاعده پاره ای استثناها یافت شود اما اکثر دانش آموزان نهایتا به یک نظر مثبت یا منفی نسبت به خود به عنوان یک یادگیرنده می رسند(سیف ، 1376)

سیف (به نقل از وظیفه شناس ، 1380) دراین باره می گوید: اگر محیط مدرسه برای دانش آموزان شواهدی که حاکی از شایستگی و لیاقت او در کار مدرسه باشد، در طی چندین سال ، خصوصا در سالهای نخست تحصیل فراهم آورد و این تجارب موفقیت آمیز در چهار ، پنج سال بعد نیز تکرار شوند برای مدت نامحدودی در فرد نوعی مصونیت در برابر بیماری های روانی ایجاد می شود. چنین فردی قادر خواهد بود تا بدون تحمل رنج وعذاب بربحران ها و فشارهای شدید زندگی غلبه کند

احساس شایستگی او و مهارتهای شخصی و فنی اش که بعضی از آن ها را در مدرسه آموخته است وی را قادر خواهد کرد تادر مقابله با موقعیت های بحرانی زندگی ، روش های واقع بینانه ای را به کار برد. البته این تامین سلامت روانی حاصل از موفقیت های چشمگیر در فعالیت‌های مدرسه برای همه شاگردان پیرو یک قانون معینی نیست

دانش آموزانی که زیر فشار والدین و دررقابت شدید با سایر همکلاسی های خود در گرفتن نمره‌های بالا توفیق می یابند غالبا شخصیتی نامتعادل ، وسواسی ، مضطرب دارند

اسکات (به نقل از فرقدانی ، 1383) انواع سازگاری را به این صورت عنوان می کند : 1- سازگاری تحصیلی ، 2- سازگاری بین فردی یا اجتماعی ، 3- سازگاری خانوادگی

الف) سازگاری آموزشی یا تحصیلی

جریان شکل‌گیری خود پنداری تحصیلی از این قرار است که اگر دانش‌آموز در فعالیتهای مختلف آموزشگاهی، در اکثر موضوع‌های درسی و در طی چندین سال متوالی، احساس شایستگی کند و از سوی دیگران کار و فعالیتش به طور مثبت ارزیابی شود یک احساس کلی شایستگی در وی حداقل در ارتباط با یادگیری موضوع‌های درسی ایجاد می‌شود. به همین منوال اگر کوششهای یادگیرنده در فعالیتهای آموزشگاهی با شکست مواجه شود و از دیگران ارزیابی منفی دریافت کند در او نسبت به توانایی‌اش دست کم در رابطه با یادگیری آموزشگاهی یک احساس عدم شایستگی ایجاد می‌شود (سیف، 1376)

سازگاری با مدرسه می‌تواند به اجزایی تقسیم شود که اهم آن اجزاء عبارتند از: رضایت از مدرسه و حضور و پافشاری بر آن، رقابت در نظر معلمان، نمرات پیشرفت تحصیلی، علاقه‌مندی معلمان به دانش‌آموزان، قضاوت معلم در سازگاری دانش‌آموز با مدرسه و غیره

بیکرو دسایریک (1984) سازگاری تحصیلی را به عنوان داشتن نگرشهای مثبت نسبت به اهداف تحصیلی وضع شده، کامل کردن شروط تحصیلی، مؤثر بودن تلاش برای رسیدن به این شروط و نگرش مثبت به محیط تحصیلی تعریف کرده است. (بالتر[16]، 2002؛ به نقل از عیدیان،  1385)

ب) سازگاری اجتماعی

در میان حیطه های مطرح شده، سازگاری اجتماعی را می‌توان به عنوان عمومی‌ترین و اساسی‌ترین جنبه سازگاری در انسان مورد بررسی قرار داد. مکانیسم‌هایی هست که با آنها یک فرد توانایی تعلق به گروه را می‌یابد لازمه این امر بروز تغییراتی در فرد است که موجب یکپارچه شدن مکانیسم‌هایی می‌شود که توسط آنها، گروه یک عضو جدید را می‌پذیرد(یمینی  دوزی، 1371)

سازگاری اجتماعی بر این ضرورت مبتنی است که نیازها و خواسته‌های فرد با منافع و خواسته‌های گروهی که در آن زندگی می‌کند، هماهنگ گردد و حتی‌المقدور از برخورد و اصطکاک مستقیم و شدید با منافع و ضوابط گروهی جلوگیری به عمل آید

سازگاری اجتماعی دربرگیرنده ارزیابی‌های عینی است،‌بدین معنی که ارزیابی‌های ذهنی از میزان رضایت فرد از ارتباط با دوستانش ناشی می‌شود و ارزیابی عینی به معنی پذیرش فرد توسط همسالان وی است. به عبارت ساده‌تر برای مشخص کردن این نوع سازگاری باید هم به خود فرد و هم به گروه دوستان و همسالان و محیط وی توجه نمود تا درک بهتری از سازگاری اجتماعی به دست آید. (اسکات، 1989، به نقل از فرقدانی، 1383)

ج)‌سازگاری خانوادگی

مکانیسم‌هایی است که توسط آن یک فرد احساس امنیت و اعتماد نسبت به اعضای خانواده خصوصاً والدین می‌یابد و با آنها ارتباط درستی برقرار می‌کند. این نوع سازگاری از طریق رضایت کودکان از خانواده‌هایشان و درجه دوستی آنها با والدین ارزیابی می‌گردد. از یافته‌ها چنین بر می‌آید که سازگاری خانوادگی با سازگاری آموزشی ارتباط نزدیک دارد و سازگاری اجتماعی نیز با سازگاری عاطفی مرتبط است و ابعاد سازگاری بر یکدیگر تأثیر گذاشته و از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند(کریستیان، مور و زبل[17]، 1990 به نقل از درویزه، 1383)

ویژگیهایی را برای خانواده‌های سالم که اعضای آن کاملاً سازگار هستند در نظر گرفته‌اند، اعضای این خانواده‌ها خود را وقف خانواده و اعضاء آن می‌کنند، از نظر اجتماعی با یکدیگر ارتباط دارد، اوقاتی را برای هم اختصاص میدهند، عقاید مذهبی قوی دارند، یکدیگر را تشویق و ترغیب می‌نمایند، وظایف و نقش‌های مشخصی دارند (گلانیک، ترجمه بهاری، 1382)

د) سازگاری عاطفی

واکنش کودک در سالهای اول زندگی خود مربوط به اطرافیان و اغلب عاطفی است. این گونه واکنش‌ها در ابتدا کلی است. همراه با جریان عمومی رشد در تمامی زمینه‌ها، تظاهرات عاطفی مربوط به هر یک از حالات عاطفی به مرور مشخص‌تر و اختصاصی‌تر می‌شوند. به تدریج که کودک بزرگتر می‌شود همراه با رشد کلامی و شکل‌گیری شخصیتی او و کسب تجربه و یادگیری، تظاهرات عاطفی کودک راهی اجتماعی‌تر و مناسب‌تر برای بروز می‌یابند. (وظیفه‌شناس، 1380)

روش‌ها یا اشکال سازگاری

به نظر می‌رسد به تعداد انسان‌ها روش‌های حل مشکل یا سازگاری وجود دارد، اما می‌توان به اصول کلی و اولیه جهت یکسان سازی روش‌های سازگاری دست یافت. در اینجا به طرق مختلف جهت دستیابی به سازگاری اشاره می‌شود

1- سازش از طریق دفاع و مقاومت         2- سازش از طریق حمله و هجوم         3- سازش از طریق ترس‌های غیرمنطقی  4- سازش از طریق فراموشی و عقب راندن مسائل             5- سازش از طریق بیماری جسمی          6- سازش از طریق اختلالات روانی و رفتاری          7- سازش از طریق مکانیزم‌های دفاعی      8- سازش از طریق بروز تنش     9- سازش به شکل بحران‌های روانی (اسلامی‌نسب،‌1373)

در جای دیگر طرقی را که شخص برای سازگاری با محیط و برقرار کردن تعادل از دست رفته هنگام وجود احتیاج ارضاء نشده به کار می‌برد می‌توان به پنج دسته تقسیم کرد

1- سازش از طریق دفاع 2- سازش از طریق گریز 3- سازش  از طریق ترس‌های غیرمنطقی 4- سازش از طریق مریض شدن  5- سازش از طریق اضطراب (شافر، ترجمه پورمقدس، 1367)

ملاک‌های سازگاری مطلوب

معیارهای معینی برای ارزیابی کفایت سازگاری یک فرد نسبت به محیط ابداع شده‌اند. برای مثال ویژگیهای زیر برای ارزیابی به عنوان پیشرفت و سازگاری خوب اهمیت زیادی دارند

1-  آسودگی یا آرامش روان‌شناختی[18]: یکی از ضروری‌ترین علائم ناتوانی در سازگاری این است که شخص از لحاظ روان شناختی به گونه‌ای احساس ناراحتی نماید که ممکن است حالت‌های افسردگی[19]، اضطراب[20] وسواس فکری[21]، اندیشه مربوط به گناه (احساس گناه) یا ترس از بیماری و ; را در بر گیرد. فردی که بتواند از اختلال‌های روانی رها باشد، مطمئناً از سازگار خوبی برخوردار می‌باشد

2-    کارایی شغلی:‌ هر فرد باید برای برخورداری از سازگاری بهنجار در محیط شغلی از کارایی و کفایت لازم برخوردار باشد

3-  پذیرش اجتماعی: بعضی از افراد از نظر اجتماعی مورد پذیرش هستند، یعنی افرادی هستند که دیگران آنها را به راحتی می‌پذیرند، اینگونه افراد در سازگاری موفق‌تر هستند

4-  نشانه‌های جسمانی:‌یک شخص بهنجار دارای سازگاری خوب باید از نظر جسمانی نیز نسبتاً آرامش نسبی داشته باشد یعنی اینکه نباید از نشانه‌های جسمانی متعدد آزاردهنده رنج بکشد. (شوهان، به نقل از فرقدانی، 1383)

تالن[22] (1989) نیز  معیارهای زیر را برای سازگاری مطلوب بر می‌شمارد

الف) احساس‌های ذهنی خوب:‌ شخصی که از سازگاری خوبی برخوردار است باید از ترس‌های روان رنجوری و اضطراب رها باشد و از لحظ روان شناختی احساس آسودگی و آرامش فکری داشته باشد

ب) پیشرفت شخصی و اجتماعی: فرد باید برای سازگاری بهتر توانایی‌های بالقوه خود را برای منفعت شخصی و رفاه جامعه تا جایی که امکان دارد شکوفا کند و از آنها به نحو احسن استفاده نماید

ج) توانایی کار کردن:‌بر این اساس سازگاری به عملکرد فیزیکی و فعالیت ذهنی مناسب و متناسب با قابلیت‌های فرد اطلاق می‌شود. (فرقدانی، 1383)

ویژگیهای افراد سازگار

برای شناخت سازگاری باید ویژگیهای افراد سازگار را بشناسیم. بسیاری از روان‌شناسان ویژگیهای زیر را نمودار سازگاری خوب می‌دانند

1-  کارآمدی ادراک[23]: افراد سازگار در تفسیر وقایع و همچنین نسبت به توانایی‌های خود واقع‌بین هستند. آنها ادراک نادرستی از گفتار و کردار دیگران و توانایی‌های خود ندارند. بدین معنی که خود را همیشه بیشتر یا کمتر از آنچه هستند یا توانایی دارند، ارزیابی نمی‌کنند (اتکینسون[24] و همکاران، ترجمه براهنی، 1378)

2-  عزت نفس: افراد سازگار برای خود، شأن و احترام قائل هستند و خود را با ارزش و مورد قبول اطرافیان می‌دانند و به این دلیل در روابط اجتماعی متکی به خود هستند. آنها به راحتی می‌توانند روابط نزدیک و رضایت‌بخش با دیگران برقرار کنند (وظیفه‌شناس، 1380)

3- توانایی کنترل رفتار خود[25]: افراد با سازگاری خوب اطمینان دارند رفتار خود را کنترل می کنند و این احساس توانایی در خود، انگیزه افراد در برقراری روابط خوب و محبت با دیگران است (وظیفه شناس، 1380)

4- توانایی تحمل و مقابله با ناکامی[26]: فرد سازگار در وضعیت‌های متعارض و مواقع ناکامی قادر به شناخت و پذیرش و تصمیم‌گیری مناسب خواهد بود و از پذیرفتن مسئولیت واهمه ندارد (وظیفه‌شناس، 1380)

5- انعطاف پذیری[27]: فرد سازگار به خوبی می‌تواند خود را با موقعیت‌های مختلف و گاهی متضاد وفق دهد و حداکثر انعطاف پذیری را در رفتارهای اجتماعی و شخصی بروز دهد (توکلی، 1376)

6-  احساس امنیت[28] (اعتماد به دیگران): فرد سازگار نسبت به دیگران بدبین نیست و به دیگران اعتماد دارد و به همین دلیل قادر به برقراری ارتباط و میل به رابطه اجتماعی در او زیاد است (توکلی، 1376)

نظریه تحلیل رفتار متقابل

نظریه تحلیل رفتار متقابل توسط اریک برن (1961) روان‌پزشک و روانکاو کانادایی تربیت شده در مکتب فروید، بنیان‌گذاری شد. این نظریه نشئت گرفته از کندی رویکرد روانکاوی در درمان مشکلات مردم بود. از نظر تاریخی، این نظریه توسعه و ارائه روانکاوی است که مفاهیم و فنون آن به ویژه برای درمان گروهی طرح‌ریزی شده است. برن متوجه شد که مراجعان او با به کارگیری این نظریه، بهبود قابل ملاحظه‌ای یافته‌اند. برن اعتقاد دارد که بیشتر مفاهیم این رویکرد را از گفته‌های مراجعان گرفته و تنظیم نموده است؛ زیرا معتقد است تصویر «خود» هر فرد از تجارب کودکی او با والدینش شکل گرفته است و نتیجه‌گیری می‌کند که حالت «خودِ کودکی» متفاوت از حالت «خودِ رشد یافته» است. وی بعدها دریافت که دو حالت رشد یافته دیگر وجود دارد:‌

یکی حالت والدین فرد که آنرا حالت «خود والدینی» نام گذاشت و دیگری بخش منطقی و عقلانی فرد که آنرا حالت «خود بزرگسالی» یا «خود بالغ» خواند (نوابی‌نژاد، 1383)

تحلیل ساختی – محاوره‌ای[29]، نظریه‌ای منظم و هماهنگ درباره شخصیت و پویائیهای اجتماعی ارائه میدهد که از تجربه بالینی و شکلی از درمان عقلانی و عمل‌گرا[30]استنتاج شده است این نوع درمان به کار اکثریت عظیمی از بیماران روانی می‌آید. مزیت مهم این روش است که به سهولت به وسیله بیماران درک می‌شود و به طور طبیعی با وضع آنان تطبیق می‌کند این روش همچنین می‌تواند توانایی بیمار را در تحمل و کنترل اضطرابهایش به سرعت افزایش دهد و روند عملکرد مرضی او را محدود کند ( شفیع‌آبادی، 1375)

بطور کلی نظریه تحلیل ساختی – محاوره‌ای که در آن بر چگونگی روابط متقابل و حالتهای مختلف شخصیت (حالتهای من[31]) تأکید می‌شود. فکر جدیدی نیست، بلکه در گذشته‌های بسیار دور که انسان همواره می‌خواسته است که به چگونگی روابطش با خود و دیگران پی ببرد و پویائیهای آنرا شناسایی کند، ریشه دارد. (کرسینی به نقل از شفیع‌آبادی، 1375) در حوزه کاربرد عملی، تحلیل رفتار متقابل یک نظام روان درمانی قوی و محکم دارد و در نتیجه در درمان انواع اختلالات روانی، از مشکلات روزانه گرفته تا روان پریشی‌های بسیار عمیق، بکار میرود. این نظریه، روش‌های درمانی برای درمان فردی، گروهی و خانوادگی ارائه می دهد و از آنجا که شیوه تحلیل برن اولین مرتبه در موقعیتهای گروهی بوجود آمد، از نظر عملی بهترین شیوه گروه درمانی محسوب می‌شود (جونز و استوارت[32]، ترجمه دادگستر 1385)

 

مبانی نظری نظریه تحلیل رفتار متقابل

الگوی حالات نفسانی

اریک برن به سه نوع حالت نفسانی اعتقاد دارد که آنها را تحت عنوان «حالتهای من» معرفی می‌کند. حالتهای من سه‌گانه او عبارتند از:‌«حالت من والدینی» «حالت من بالغ» و «حالت من کودکی». به نظر برن حالتهای من نقش نیستند، بلکه واقعیتهای روانی هستندآنها پدیده‌های طبیعی وابسته به فیزیولوژی هستند و مغز انسان است که سازمان دهنده زندگی روانی است و تولیدات آن به شکل حالتهای «من» سازماندهی و اندوخته می‌شود. هر یک از این حالتها برای ارگانیزم انسان ارزش حیاتی خاص خود را دارد. تحلیل ساختی این فرض را پیشنهاد می‌کند که حالات من را می‌توان طبقه‌بندی و روشن کرد و در مورد بیماران روانی چنین شیوه‌ی عملی خوب و قابل اعمال است. در واقع این نظریه اعتقاد دارد که نظامهای ‌مختلف شخصیت، درست همانند اعضای مختلف مغز و بدن به محرکهای گوناگون واکنش‌های متفاوت نشان میدهند. در حقیقت، هر یک از این نظامها محیط را به تبع وظیفه‌شان به نحو متفاوتی درک می‌کنند و سپس به این محرکها واکنش مناسبی نشان میدهند. همچنین این سه جنبه شخصیت نسبت به یکدیگر هم واکنش نشان میدهند و تأثیرات مثبت و منفی زیادی بر یکدیگر می‌گذارند. رشد روانی از همان سالهای اولیه زندگی کودک شروع می‌شود، کودک به شدت تحت تأثیر محیط اجتماعی است و شخصیت او به نحو خاصی سازمان می‌یابد. طبق نظریه تحلیل تبادلی چگونگی تشکیل و تکامل حالات مختلف شخصیت کودک بدین شرح است (برن، ترجمه قراچه‌داغی، 1370)

1-  حالت من کودکی: حالت من کودکی مجموعه‌ای از احساسات، نگرشها و طرحهای رفتاری است که بقایایی از دوران کودکی خود فرد هستند. حوادث درونی، یعنی پاسخهای کودک به آنچه که می‌بیند و می‌شنود و نیز تأثیرات کودک از والدینش در حالت من کودکی او ثبت و ضبط می‌شوند. چون کودک در سنین اولیه زندگی فاقد قوه گویایی است، اکثر عکس‌العملها یش در تبادل اعمال دیگران به صورت احساسات تظاهر می‌کند. در این دوره کودک کوچک است، وابسته است و برای نیل به مقاصدش قادر به سخن گفتن نیست. از سویی کودک ذاتاً می‌خواهد که با شلوغی و سر و صدا و حرکت خواسته‌هایش را برآورده کند و احساساتش را بروز دهد. از طرف دیگر عوامل محیطی، خصوصاً والدین از او می‌خواهند از این فعالیتها چشم‌پوشی کند و رضایت آنها را تأمین کند. چنین کسب رضایتی برای کودک خردسال به معمایی بدل می‌شود و او هیچ‌گاه نمی‌تواند به ارتباط بین علت و معلول پی ببرد. ماحصل چنین عملی برای کودک چیزی جز احساسات منفی نخواهد بود به همین مناسبت که کودک خردسال نتیجه می‌گیرد که من خوب نیستم و چنین خاطره‌ای در مغزش ثبت می‌شود و به سادگی زدوده نخواهد شد. هر فردی ممکن است در لحظه‌ای از زندگیش به حالت «من کودکی» منتقل شود البته در حالت «من کودکی» اطلاعات مثبت زیادی وجود دارد که خلاقیت، کنجکاوی علاقه به دانستن، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از خصوصیات آن است و کودک بر آن اساس واکنش نشان می‌دهد

2-  حالت من والدینی: حالت من والدینی مجموعه‌ای از احساسات و نگرشها و طرحهای رفتاری است که ویژگیهای مشابه همین در والدین هم وجود دارد. و شامل مجموعه انبوهی از وقایع خارجی و تحمیلی غیرقابل سؤال در مغز است که توسط فرد در خلال سالها اولیه زندگیش حاصل شده است و معمولاً پنج سال اولیه زندگی را در بر می‌گیرد. این حالت من را بدان دلیل والدینی می‌گویند که بر اثر مشاهده رفتار و اعمال والدین و منعکس کردن آنها در شخصیت حاصل می‌آید. از این رو اگر والدین همواره با یکدیگر در حال جنگ و نزاع باشند، کودک نیز این حالت را در خود ثبت خواهد کرد. و در واقع کودک تمام نصیحت گوییها، قوانین و مقرراتی را که از والدینش شنیده و یا دیده است، در این قسمت ثبت و ضبط می‌کند. بدون وجود دخالت من والدینی حالت  من کودکی خواهد مرد و از این رو حالت من والدینی نجات ‌بخش زندگی است. از خصوصیات دیگر حالت من والدینی آن است که چیزی می‌گوید و به چیز دیگری عمل می‌کند. حالت من والدینی دو وظیفه برعهده دارد:‌ اول آنکه فرد را قادر می‌کند تا به نحو مؤثری در مقام پدر یا مادر کودکان واقعی عمل کند و از این رو موجب بقای نسل انسان می‌گردد و ارزش آن از این لحاظ بوسیله پرورش کودکان به خوبی نشان داده شده است و به نظر می‌رسد افرادی که در کودکی یتیم شده‌اند مشکلات بیشتری داشته باشند تا بچه‌هایی که تا سنین نوجوانی در خانواده‌های از هم پاشیده نشده بزرگ شده‌اند. ثانیاً این حالت من پاسخهای زیادی را به حالت خودکار در می‌آورد و این عمل تا حدود زیادی از اتلاف وقت و انرژی جلوگیری می‌کند

3- حالت من بالغ: این حالت من بوسیله مجموعه‌ای از احساسات، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار مستقل توصیف می‌شود که با واقعیت موجود منطبق و هماهنگی دارند و در واقع وظیفه اصلی من بالغ منظم کردن فعالیتهای من کودکی و من والدینی و واسطه شدن عینی میان آنهاست. شروع واقعی من بالغ در سن ده ماهگی می‌باشد که در چنین سنی کودک درمی‌یابد که با توجه به تفکر و آگاهی خودش می‌تواند کاری را انجام دهد. این تحقیق خود آغازی برای شروع حالت من بالغ به شمار می‌رود کودک در این مرحله درصدد است که شخصاً موفق شود تفاوتهای بین حالات آموخته شده قبلی را با آنچه که واقعی است و اکنون تجربه می‌کند، تشخیص دهد. حالت من بالغ با حالت من والدینی که اصولاً قضاوت کننده و تقلید گراست تفاوت دارد. و با حالت من کودکی که بر اساس تفکرات غیر‌منطقی عمل می‌کند نیز مغایر است، حالت من بالغ همانند کامپیوتری است که اطلاعات حاصله از سه منبع یعنی من والدینی، من کودکی و خود من بالغ را جمع آوری کرده و آنها را مورد بررسی قرار میدهد تا معلوم شود که آیا هنوز هم معتبر و علمی هستند یا نه، در نتیجه آنها را می‌پذیرد یا رد می‌کند

همه این سه جنبه شخصیت ارزش زیادی برای زندگی و بقا دارند و تجزیه و تحلیل و سازماندهی مجدد زمانی ضرورت می‌یابد که یکی از آنها تعادل سالم را به هم می‌زند. در غیر این صورت، به هر یک از آنها یکسان توجه و احترام می‌شود و هر یک در یک زندگی کامل و ثمربخش جای معقول و مناسب خویش را دارد

موقعیتهای روانی و طرحهای زندگی

یک کودک در همان سالهای اولیه‌زندگی و معمولاً در سه سال اول زندگی خود، نسبت به نوع وضعیت زندگی و در رابطه با جهان اطرافش، تصمیم می‌گیرد. وضعیت زندگی نیز محصول یا نتیجه تصمیماتی است که کودک در پاسخ به واکنش والدین نسبت به آشکارسازی احساسات و نیازهای اولیه وی و چگونگی این نوع واکنشها اتخاذ می‌کند (و ولافرو براون[33] 1979، به نقل از ساعتچی، 1377)

وضعیت زندگی که به شیوه واکنش والدین در سالهای اولیه زندگی بوجود می‌آید، بصورت یکی از اجزای اصلی قصه زندگی فرد در می‌آید (ساعتچی، 1377) فرد ممکن است یکی از چهار وضعیت زندگی را قبول نماید

1-  من خوب نیستم – شما خوب هستید. این وضعیت، وضعیت کلی اوائل کودکی و برداشت منطقی نوزاد از تولد و دوران نوزادی است که اگر نیازهای کودک برآورده، نشود ممکن است تصمیم بگیرد که تقصیر یا دلیل چنین نقص یا کمبودی خود او می‌باشد. این وضعیت بسیار شایع است و به آن وضعیت افسرده‌ساز[34]  نیز گفته می‌شود. افرادی که در آن وضعیت هستند ممکن است بیشتر اوقات گرفتار احساس گناه، افسردگی نابسندگی و ترس باشند در واقع این موقعیت، موقعیت فرد افسرده‌ای است که احساس می‌کند در مقایسه با دیگران ناتوان است و معمولاً احساس قربانی شدن دارد و از موقعیت دیگران حمایت می‌کند (هریس[35]، ترجمه‌فصیح، 1379)

2-  من خوب هستم – شما خوب نیستید. اگر با یک کودک بدرفتاری بشود، ممکن است تصمیم بگیرد دیگران خوب نیستند که در اینصورت این تصمیم‌گیری در اصل نوعی دفاع بر علیه احساس خوب نبودن است. افرادی که در این وضعیت هستند، غالباً دیگران را سرزنش می‌کنند، به دیگران اعتماد ندارند و نسبت به جهان اطراف خود نیز با ناکامی و خشم پاسخ می‌دهند گاه به آن وضعیت پارانویایی گفته می‌شود. (ساعتچی، 1377) موقعیتی است که در آن افراد مشکلات خود را برون فکنی می‌کنند و دیگران را به خاطر آن سرزنش و تحقیر کرده و پیوسته آنان را مورد انتقاد قرار می‌دهند. این افراد در نقش یک برتر عمل می‌کنند و به این طریق می‌خواهند حس خوب بودن را در خود حفظ کنند (نوابی‌نژاد، 1383)

3- من خوب نیستم_ شما خوب نیستید. اگر کودک به میزان شدیدی از نوازش محروم شود یا نوازشهایی که دریافت می‌کند، بطور افراطی منفی باشد. ممکن است تصمیم بگیرد که من خوب نیستم و شما نیز خوب نیستید. چون در این مورد هیچگونه منبعی برای نوازش مثبت کودک وجود ندارد ممکن است کودک دوره‌های اولیه زندگی خود تسلیم شود و احساس نومیدی کند. (ساعتچی، 1377) در این وضعیت رشد «من بالغ» متوقف می‌شود زیرا یکی از ابتدایی‌ترین وظایفش یعنی دریافت نوازش، مختل شده است (هریس، ترجمه فصیح، 1379) اشخاصی که این وضعیت را می‌پذیرند احتمال اینکه عاقبت کارشان به بیمارستان روانی، زندان یا گورستان کشیده شود از دیگران بیشتر است (شفیع آبادی، 1375)

4-   من خوب هستم – شما خوب هستید. این وضعیت احتمالاً منعکس کننده آن است که چگونه کودک وارد جهان اطراف خود می‌شود. سه وضعیت اول همه ریشه‌های ناآگاهانه دارند و برپایه احساسات هستند اما وضعیت آخر بر پایه تفکر، ایمان و قول و قرار خود شخص برای عمل است و تصمیم‌گیری یکی از این حالات شاید اولین کار «بالغ» است که می‌خواهد مفهوم و معنایی بر این زندگی پیدا کند (هریس، ترجمه فصیح، 1379)

آسیب‌شناسی روانی از دید تحلیل رفتار متقابل:

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی تطبیقی قوانین و مقررات ناظر بر فرآیند کاریابی و مشاوره شغلی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی تطبیقی قوانین و مقررات ناظر بر فرآیند کاریابی و مشاوره شغلی دارای 21 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی تطبیقی قوانین و مقررات ناظر بر فرآیند کاریابی و مشاوره شغلی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی تطبیقی قوانین و مقررات ناظر بر فرآیند کاریابی و مشاوره شغلی

چکیده
مقــدمـه
خدمات اشتغال در ایران
1)‌‌ نقش خدمات اشتغال در بازار کار
2) پیشینه خدمات اشتغال در کشور
الف) جایگاه خدمات اشتغال (راهنمائی و مشاوره شغلی) در مجموعه قوانین کشور
1- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (با اصلاحات سال 1368)
2- قانون کار
3- مجموعه قوانین و مقررات برنامه توسعه، بودجه و;
4- قانون نظام روان شناسی و مشاوره (مصوب 1382 مجلس شورای اسلامی )
1-مقاوله نامه شماره
2- مقاوله نامه شماره
3- مقاوله نامه شماره
4- مقاوله نامه شماره
5- توصیه نامه شماره
6- جدیدترین توصیه نامه «آموزش و یادگیری مادام العمر»
7- حقوق بنیادین کار
نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات
منابع و مآخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله بررسی تطبیقی قوانین و مقررات ناظر بر فرآیند کاریابی و مشاوره شغلی

1-     قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران – با اصلاحات سال

2-     قانون کار جمهوری اسلامی ایران – مصوب 1369 مجمع تشخیص مصلحت نظام

3-     مجموعه قوانین کار و تأمین اجتماعی – 1381- موسسه کار و تامین اجتماعی

4-     طرح راهنمائی و هدایت صحیح استعدادها به سمت اولویت نیازهای کشور- سازمان سنجش آموزش کشور-

5-     قانون بودجه سال 1380 – سازمان برنامه و بودجه

6-      سپهری، محمدرضا – حقوق بنیادین کار – 1381 – موسسه کار و تامین اجتماعی

7-     قانون بودجه سال 1381 – سازمان برنامه و بودجه

8-  فرجادی، غلامعلی و همکاران – بررسی و ارزیابی عملکرد مراکز کاریابی کشور- 1381- موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی

9-     مقاوله نامه‌ها و توصیه‌نامه‌های سازمان بین المللی کار – 1383- موسسه کار و تامین اجتماعی

چکیده:

          از جمله وظایف و تعهدات حکومت، اهتمام به اشتغال و رفع موانع آن در کشور می‌باشد، بر این اساس دولتها موظف به ایجاد مراکز خدمات اشتغال (PES) و اعمال فرآیند کاریابی شده‌اند. راهنمائی و مشاوره شغلی برای جویندگان کار، کارآفرینان و کارفرمایان (بعنوان مشتریان اصلی مراکز خدمات اشتغال) ابزار اصلی فرآیند کاریابی می‌باشد و می‌بایستی با رعایت اصول و فنون حرفه‌ای توسط کارشناسان علاقمند و مجرب اجرا گردد

          با نگرش سیستمی به فرآیند کاریابی (راهنمائی و مشاوره شغلی) توجه به زیر ساختارها و عوامل موثر بر آن اجتناب‌ناپذیر می باشد، از جمله این عوامل، نقش قوانین و مقررات ناظر بر کاریابی و مشاوره شغلی است

          در این مقاله تلاش شده است تا با بررسی مجموعه قوانین و مقررات موضوعه کشور و نیز مقاوله‌ نامه‌ها و توصیه‌نامه‌های سازمان بین المللی کار (ILO ) بعنوان مجموعه تجارب جهانی، ابعاد مختلف راهنمائی و مشاوره شغلی تبیین گردد

          سرانجام با توجه به مجموعه قوانین و مقررات موجود و ارزیابی آثار آنها برفرآیند کاریابی، پیشنهادهائی ارائه می‌شود

          امید آنکه با تکمیل مجموعه مقررات مورد نیاز و اجرای صحیح آنها و نیز الحاق به مقاوله‌ نامه‌های مرتبط، شرایط استقرار موثر راهنمائی و مشاوره شغلی در کشورمان مهیا گردد

کلید واژه‌ها

1 راهنمائی و مشاوره شغلی، 2 کاریابی و  خدمات اشتغال،          3 قانون اساسی، 4 قانون کار، 5 قانون برنامه،6 مقاوله‌‌ نامه‌ها و توصیه‌نامه‌های ILO.

 مقدمه:

خدمات اشتغال در ایران

1)‌‌ نقش خدمات اشتغال در بازار کار

           خدمات اشتغال عمومی (PES) به عنوان یکی از نهادهای حیاتی و ضروری دولت مدرن به حساب می‌آید. یکی از اقدامات اولیه ILO بعد از تشکیل در سال 1919، تشویق اعضا و دولتهای عضو به ایجاد چنین نهادهائی در کشورها بوده است

           راهنمائی و مشاوره شغلی یکی از وظایف اصلی و حساس مراکز کاریابی می‌باشد که موجب می‌گردد جویندگان کار، از بازار کار و مهارتهای مورد نیاز کاری خود و استانداردهای آن، شناخت کافی به دست آورند. این امر مآلاً منجر به تلاش بیشتر نیروی کار و افزایش بهره‌وری و مسئولیت‌پذیری می‌گردد

وظیفه دیگر مراکز کاریابی، پیدا کردن شغل مناسب برای شاغلان جویای شغل بهتر است. پیدا کردن شغل برای افرادی که از شغل خود رضایت کافی ندارند، سبب افزایش میزان انطباق شغل و مهارت و کاهش نرخ ترک شغل و انعطاف پذیری بازار کار و نهایتاً کاهش هزینه‌های تعدیل نیروی کار می‌شود.

 

2) پیشینه خدمات اشتغال در کشور

         با توجه به نقش برجسته خدمات اشتغال در توسعه سیاستهای فعال بازار کار از طریق جمع‌آوری آمار اطلاعات عرضه و تقاضا و نیز راهنمائی و مشاوره شغلی که منجر به اشتغال می‌گردد، وزارت کار طی سالهای 1325 لغایت 1333 فقط اقدام به ثبت نام از متقاضیان شغل و جوابگوئی به آنها می‌نمود و عملاً فاقد ساختار سازمانی مرتبط با خدمات اشتغال بود

           طی سالهای 1334 الی 1341 با تشکیل اداره کاریابی در ستاد وزارتخانه و تأسیس 2 اداره کاریابی در تهران، موضوع خدمات اشتغال سازماندهی و در همین دوره زمانی اداره کل مشاغل و کاریاب در تهران، تبریز، مشهد و اصفهان تشکیل گردید. فعالیت این ادارات تا سال 1348 به 22 شهر کشور گسترش یافت

           در پنجمین کنفرانس ملی کار در سال 1352 مقرر گردید که مراکز کاریابی در کلیه مناطق صنعتی و شهرستانهای با بیش از 25 هزار نفر جمعیت تاسیس گردد. (این مراکز دارای شخصیت حقوقی مستقل از اداره کار بودند)

           در ماده 65 قانون کار مصوب 1337، وزارت کار مجاز به نظارت بر عملکرد بنگاه‌های کاریابی خصوصی بوده و مکلف به توسعه تدریجی مراکز کاریابی دولتی مجانی شده است

           همچنین بر اساس ماده واحده مصوب 1350، «اشخاصی می‌توانند به حرفه کاریابی اشتغال ورزند که طبق آئین نامه‌ ای که به تصویب شورایعالی کار خواهد رسید، از وزارت کار و امور اجتماعی برای کار معین تحصیل پروانه کنند، شخصی که بدون پروانه به حرفه کاریابی مبادرت کند و یا مقررات مندرج را رعایت نکند به پرداخت پنج هزار تا پنجاه هزار ریال جزای نقدی محکوم می‌شود»

           لذا در قانون کار سابق و اصلاحات بعدی به جز مورد فوق الذکر و مواد 2 (قانون کار آموزی) و 10 (اشتغال اتباع بیگانه) بحثی راجع به خدمات اشتغال و کاریابی نداشته ایم

           با پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه اغلب مراکز کاریابی منحل و یا تبدیل به اداره کار شدند و استقلال مراکز خدمات اشتغال منتفی گردید

الف) جایگاه خدمات اشتغال (راهنمائی و مشاوره شغلی) در مجموعه قوانین کشور

           قوانین و مقررات علاوه بر نقش‌های حقوقی و اجرائی، موجب شفافیت وظایف و تعیین حدود و نغور فعالیتها می‌شوند. همچنین در مجموعه قوانین، اهمیت مسائل با رعایت اولویت در قوانین اصلی (مادر) درج شده‌اند، مثلاً قانون اساسی به عنوان منشور وفاق ملی به امهات مسائل کشور توجه کرده و قوانین کار و امور اجتماعی نیز مسائل تخصصی حوزه مربوط را پوشش داده‌اند

           در این بخش، ابتدا موضوع مقاله را در قانون اساسی و در ادامه در قانون کار بررسی می‌نمائیم

1- قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (با اصلاحات سال 1368)

قانون اساسی شغل را حق هر فرد و آزاد در انتخاب آن و نیز امکان اشتغال برای همگان در شرایط مساوی را وظیفه دولت قلمداد کرده است. اصل 28 قانون اساسی به صراحت بیان می‌دارد

«هرکس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند، دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید»

برای اعمال اصل 28، عمده نقش راهنمائی و مشاوره شغلی به قرار زیر است

1-1-        راهنمائی در شناسائی تمایلات، علائق و استعداد افراد در انتخاب شغل

2-1- راهنمائی مجموعه مشاغل مجاز موجود (عدم تنافی با اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران)

3-1- گزینش، تصمیم‌گیری و انطباق تمایلات فرد با مشاغل موجود مجاز (فرآیند اشتغال)

4-1- مشاوره به افراد در احراز مشاغل در شرایط مساوی و پرهیز از تبعیض

با توجه به نیاز دائمی به اشتغال در سراسر دوران حیات هر فرد به منظور پاسخگوئی به اصول استقلال و تأمین اقتصادی، اصل 29، دولت را مکلف به ارائه خدمات و حمایت‌های مالی برای همه افراد به منظور برخورداری از تامین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کارافتادگی، بی‌سرپرستی، درماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمان و مراقبت‌های پزشکی بصورت بیمه و غیره نموده است

نقش راهنمائی و مشاوره شغلی در احقاق چنین حقی برای همگان عبارتند از

5-1- راهنمائی ذینفعان از حقوق مصرح در قانون و مقررات از جمله بیمه بیکاری، حوادث و سوانح‌و ;

6-1- راهنمائی و ارشاد به منظور آموزش و آمادگی برای دوران بازنشستگی، بی‌سرپرستی

7-1- مشاوره شغلی برای یافتن شغل جدید در زمان بیکاری از طریق آموزش‌های تکمیلی و مهارت موردنیاز

اصل 43 قانون اساسی، در بندهای 4،3،2 و 7 چنین آمده است

2- «تأمین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قراردادن وسائل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسائل کار ندارند، در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر که نه به تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروه‌های خاصی منتهی شود و نه دولت را به صورت یک کارفرمای بزرگ مطلق درآورد

3- تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعات کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی با فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد

4- رعایت آزادی انتخاب شغل، و عدم اجبار افراد به کاری معین و جلوگیری از بهره کشی از کار دیگری

7- استفاده از علوم و فنون و تربیت افراد ماهر به نسبت احتیاج برای توسعه و پیشرفت اقتصاد کشور

نقش راهنمائی و مشاوره شغلی «برای تامین استقلال اقتصادی و ریشه‌کن کردن فقر و محدودیت و برآوردن نیازهای ایشان در جریان رشد، با حفظ آزادی او» عبارتند از

8-1- هدایت نیروی کار به سوی مشاغل غیر مزدبگیری از جمله خوداشتغالی و کارآفرینی

9-1- هدایت نیروی کار به سمت بهره‌مندی از تسهیلات تعاونی و سایر تسهیلات مالی برای تهیه وسائل کار به منظور خوداشتغالی و کارآفرینی

10-1- مشاوره‌های تخصصی به شاغلین به منظور تنظیم ساعاتی از روز برای امور خودسازی معنوی، سیاسی و ;; و همچنین مشاوره‌های روانشناسی صنعتی برای کاستن از بحران و بیماریهای کار از جمله استرس و ;; با هدف حفظ سلامت روانی نیروی کار

11-1- راهنمائی نیروی کار به مقررات و قوانین کار که موجب احقاق حقوق آنها شده و از استثمار و بهره‌کشی جلوگیری نماید

12-1- راهنمائی نیروی کار به سمت ارتقاء دانش و مهارت بویژه علوم و فنون موردنیاز بازار کار

استقلال افراد نسبت به شغل خود و مالکیت کسب و کار در ماده 46 قانون اساسی به شرح زیر آمده شده است

«هر کس مالک کسب و کار. مشروع خویش است و هیچکس نمی‌تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود، امکان کسب و کار را از دیگران سلب کند»

13-1- در دنیای پررقابت امروز و در شرایط انفجار اطلاعات و توسعه ارتباطات، فراگیری بقاء و حضور در بازار بسیار دشوار است. مشاورین شغلی می‌توانند با راهنمائی نیروی کار به سوی مراجع ذیربط و افزایش توان رقابتی ایشان و بهره‌مندی از امکانات، توان حیات کسب و کار افراد را ارتقاء دهند

= جمع‌بندی جایگاه خدمات اشتغال (راهنمائی و مشاوره شغلی) در قانون اساسی

           از مطالعه اجمالی 4 ماده اشاره شده قانون اساسی (28، 29، 42 و 46) و نقش های راهنمائی و مشاوره شغلی (13 مورد) چنین در می‌یابیم که حکومت وظیفه دارد از طریق نهادهای دولتی (مراکز خدمات اشتغال و ادارات کار) و یا غیردولتی (دفاتر مشاوره شغلی و کاریابی غیردولتی) به این امور اقدام نماید

2- قانون کار

           با عنایت به تکلیف دولت در اجرای وظایف اجتماعی و اقتصادی در حوزه اشتغال و کاریابی که در اصول مصرح قانون اساسی به آنها اشاره شد، قانون کار نیز بعنوان قانون مرتبط با حوزه روابط کار و اشتغال به این مهم پرداخته است. قانون کار مصوب 1337 (با اصلاحات) در سالهای آغازین انقلاب اسلامی اجرا می‌گردید تا اسفند 1368 که قانون کار ج.ا.  ایران توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب گردید، لذا در این بخش مفادی از هر دو قانون قبل و بعد از انقلاب اسلامی بررسی می‌شوند

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله جایگاه مشاوره در پیشرفت تحصیلی و رشد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله جایگاه مشاوره در پیشرفت تحصیلی و رشد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان دارای 16 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله جایگاه مشاوره در پیشرفت تحصیلی و رشد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله جایگاه مشاوره در پیشرفت تحصیلی و رشد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان

مقدمه
جایگاه مشاوره در پیشرفت تحصیلی و رشد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان
فایده و اهمیت مشاوره و راهنمایی
تاریخچه راهنمایی ومشاوره
تعاریف راهنمایی و مشاوره
تعریف مشاوره
اهداف مشاوره و راهنمایی
ضرورت فعالیت های راهنمایی و مشاوره در مدارس
خصوصیات مشاوران
نقش های راهنمایی و مشاوره در نظام آموزش و پرورش
نقش مشاوردرمدارس
نقش مشاور درامور تحصیلی
نقش مشاوران درتأمین بهداشت روانی دانش آموزان
وظایف کادر آموزشی و اداری مدرسه در قبال مشاوره و راهنمایی
نتیجه گیری
منابع ومأخذ

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله جایگاه مشاوره در پیشرفت تحصیلی و رشد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان

1-قشلاقی،محمد:روان شناسی مشاوره وراهنمایی،چاپ اول،انتشارات مانی،13732-نوابی نژاد،شکوه:راهنمایی و مشاوره،چاپ اول،انتشارات معاصر،13733-احمدی ،سید احمد : مبانی و اصول راهنمایی و مشاوره ،انتشارات سمت،13844-حسینی (بیرجندی) ،سید مهدی، راهنمایی و مشاوره تحصیلی، انتشارات سمت،13755-صافی ، احمد : اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در دوره های تحصیلی، انتشارات رشد،13816-اردبیلی،یوسف: اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در آموزش و پرورش، انتشارات بعثت ،

مقدمه

انسان تنها موجودی است که با همنوعان خودبه تبادل نظر می پردازد و برای شناخت و حل مشکلات خود با آنان مشورت و از راهنمایی آنان استفاده می کند . راهنمایی و مشورت درطول زندگی آدمیان مطرح بوده وآنان با کسانی که مورد قبول و اعتمادشان بوده مشورت می کرده اند .باتوسعه علوم انسانی و رشدعلوم رفتاری به راهنمایی ومشاوره به عنوان شاخه ای مستقل ازعلوم رفتاری‌توجه شد. امروزه راهنمایی ومشاوره به صورت حرفه ای یاورانه برای کمک به افرادی است که در رشد ، سازگاری ، تصمیم گیری ، روابط خانوادگی ، مهارتهای اجتماعی وشیوه زندگی مشکلاتی‌دارند ومشاوره به این افراد کمک می کند تا راه حل مناسبی برای مشکلات بیابند.اهمیت مشاوره ومشورت دردین مقدس اسلام کراراً مورد توجه ائمه اطهار و بزرگان دین قرار گرفته است . بشر امروز در یک دوره پیچیده زندگی می کند ، یکی از مشخصات این دوره ، تخصصی شدن مسائل و وابستگی افراد به یکدیگر جهت استفاده از تخصص آنها برای تداوم یک زندگی متعادل است . لذت بردن از زندگی شخصی و رشد و تعالی شخصیت ، شکوفا نمودن استعدادها و ارضای نیازها ، اعم از نیازهای اولیه جسمانی ، نیاز به امنیت و آرامش ، نیاز به تعلق ، نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن ، نیاز به احترام و نیاز به‌شکوفایی در دنیای امروز فرایند ساده ای نیست ، در تمام این مراحل به مشاور و مشاوره نیازاست .وظیفه نهاد آموزش و پرورش ، در آماده کردن دانش آموزانی که نیروی انسانی فردا تلقی می شوند ، برای مواجهه و سازگاری با مقتضیات قرن بیست و یکم که از حساسیت ویژه ای برخوردار است بسیار حساس و سنگین است . اضطراب ، افسردگی ، سوء مصرف مواد مخدر ، رفتارهای نابهنجار، مشکلات تحصیلی‌،گرایش ارتباط با جنس‌مخالف از عمده‌ترین مشکلات روانی‌اجتماعی دانش آموزان است ، به طوری که بیش از 32 درصد دانش آموزان از نوعی مشکل اجتماعی روانی رنج می برند .اهداف آموزش وپرورش زمانی تحقق خواهند یافت که برنامه ها و محتوای آموزشی با توجه به نیازها و امکانات دانش آموزان تهیه و اجرا گردند. ازطریق « خدمات راهنمایی ومشاوره» می توان توانایی ها ونیز محدودیت های دانش آموزان راشناخت واز امکانات موجود حداکثر‌استفاده‌را به‌عمل‌آورد.مشاورتحصیلی با شناخت دانش آموزان در زمینه های گوناگون می تواند آنان را به رشته های تحصیلی مناسب راهنمایی کند وآنان را در حل مشکلات یاری دهد.گرچه آشنایی معلم با فنون راهنمایی ، تدریس و عملکرد او را مؤثر و پربار می سازد، ولی معلم به تنهایی نه می تواند ونه فرصت داردبه تمام مسائل و مشکلات روانی و خانوادگی و تحصیلی دانش آموزان رسیدگی کند و برای هر کدام راه حل ارائه دهد. از این رو ، مشاور تحصیلی با همکاری معلم و خانواده و مسئولان مدرسه می توانددانش آموزان را در جهت رفع مشکلات تحصیلی و خانوادگی و روانی وتأمین ثبات عاطفی یاری دهد و نهایتاً نیل به اهداف آموزش و پرورش را ممکن سازد

جایگاه مشاوره در پیشرفت تحصیلی و رشد عاطفی و اجتماعی دانش آموزان

اهداف آموزش وپرورش زمانی تحقق خواهند یافت که برنامه ها و محتوای آموزشی با توجه به نیازها وامکانات دانش آموزان تهیه و اجرا گردند.  .در مقاله حاضرپس از ذکر مقدمه ای چند درقسمت تجزیه وتحلیل مطالب به ترتیب به فایده و اهمیت مشاوره،تاریخچه راهنمایی و مشاوره،تعاریف راهنمایی و مشاوره ، اهداف مشاوره و راهنمایی ، ضرورت مشاوره در مدارس ، مشاوره و راهنمایی در نظام آموزش و پرورش ، نقش مشاور در مدارس ، امور تحصیلی ، تأمین بهداشت روانی‌ دانش آموزان و مهم ترین وظایف کادر آموزشی در برابر برنامه مشاوره و راهنمایی پرداخته شده است

فایده و اهمیت مشاوره و راهنمایی

راهنمایی کودکان ونوجوانان و بزرگسالان یک فراگرد بسیار مهم و استثنایی در حل مشکلات و معضلات‌این‌طبقات‌سنی‌می‌باشد.ضرورت‌مشاوره و راهنمایی قبل ازهرچیز دیگر، در رابطه با حرفه و شغل و مخصوصاً در نظام جدید آموزش و پرورش مطرح می باشد. چگونگی تجدید نظر و تغییر یک برنامه تربیتی مفید و سازنده و خلاق به عنوان یک اصل مسلم در جهت توسعه و پیشرفت فرهنگ و تمدن آشکارشده است . پیدایش انقلاب صنعتی در اروپا و انقلاب در تکنولوژی و فرستادن اقمار مصنوعی به فضا ، نیاز مراکز صنعتی به نیروهای ماهری که حداکثر کارایی و بازدهی را داشته باشند، همه و همه تغییر و تحول را در نظام آموزشی کشورها ضروری ساخته است  اینکه چرا باید برنامه های آموزش و پرورش تغییر وتحول یابند ، و همچنین عوامل پیدایش راهنمایی در آموزش و پرورش مربوط به عللی است که مهمترین آنها افزایش   بی رویه جمعیت به ویژه جمعیت جوان کشورها و افزایش دانش آموزان و عدم تعادل در توزیع دانش آموزان در رشته ها و شاخه های تحصیلی ،ضرورت برقراری تعادل بین بازار کار و تربیت نیروی انسانی و افت تحصیلی می باشند.  تغییر نام بعضی از مواد درسی می توان گفت‌که تغییر به وجودآمده است؟پاسخ این‌سؤال‌منفی‌است .بایدخاطر نشان ساخت که هرگونه اصلاح و تجدیدنظر و یا تغییرات اساسی می باید از جمیع جهات مورد توجه قرار گیرد و نیز باید مشکلات آن را پیش بینی کرده ، راه های رسیدن به این هدف ها را جستجو نموده و جهت اساسی آن را روشن ساخت. با توجه به همین نکات است که اهمیت و ضرورت مشاوره و راهنمایی به عنوان یک اصل مهم در جریان تعلیم وتربیت آشکار می گردد.مدرسه به عنوان یک نهاد اجتماعی باید متناسب با احتیاجات فردی و مقتضیات جامعه باشد . چون جوامع پیوسته در اثر عوامل مختلف (نظیر جنگ و نزاع ، بیماری ، عوامل طبیعی ، انقلاب و غیره )تغییر می یابند،مدرسه هم به عنوان یک نهاد اجتماعی باید متناسب با تغییرات جامعه تحول یابد. مدارس باید با تحولات فرهنگی،علمی و اجتماعی هماهنگ و همگام باشند و برای پیشرفت در این زمینه ها ، متغیر و متحول گردند

تاریخچه راهنمایی ومشاوره

دربین ممالک صنعتی،امریکای شمالی نخستین کشوری است که‌درآن مراکز ویژه راهنمایی ومشاوره تأسیس شده و از میان افرادی که نخستین بار به ایجاد مرکز راهنمایی در آن سرزمین اقدام کرده اند باید از فرانک پاستور نام برد که درسال 1908 اولین مرکز راهنمایی راکه درحقیقت مرکز راهنمایی حرفه ای بود درشهر بوستن تأسیس کرد. سال 1332 را می توان مبدأ شروع راهنمایی به معنی خاص آن در کشور خود بدانیم درسال 1334 دراداره مطالعات و برنامه ها دایره ای بنام دایره تحقیقات روانشناسی بوجود آمد که به تهیه برخی تستهای هوش وسنجش های روانی مبادرت کرد و سرانجام کنگره های منعقده درتابستان های 37 و 38 راهنمایی در مدارس را امری ضروری تشخیص داده و مرکز راهنمایی در اداره کل تعلیمات متوسطه به وجود آمد. درسال 1347 اداره کل آموزش راهنمایی تحصیلی در وزارت آموزش وپرورش تأسیس گردید ودرسال 59 طی بخشنامه ای برنامه راهنمایی و مراکز مشاوره و راهنمایی تعطیل گردید. از ابتدای سال 67 ضرورت وجود مشاورین در مدارس احساس شد و مجدداً این رشته شروع به جذب دانشجو نمود

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بررسی رابطه بین عزت نفس و افکار غیر منطقی در دانش آموزان دبیرستان دخترانه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بررسی رابطه بین عزت نفس و افکار غیر منطقی در دانش آموزان دبیرستان دخترانه دارای 103 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بررسی رابطه بین عزت نفس و افکار غیر منطقی در دانش آموزان دبیرستان دخترانه  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله بررسی رابطه بین عزت نفس و افکار غیر منطقی در دانش آموزان دبیرستان دخترانه

چکیده  
فصل اول  
مقدمه  
طرح مسئله  
اهداف پژوهش  
فرضیات  
تعریف نظری  
ضرورت و اهمیت تحقیق  
کلید واژه  
فصل دوم  
نگاهی به تاریخچه متغییرهای پژوهش  
مقدمه  
پیشینه نظری  
مفهوم عزت نفس  
چگونگی پیدایش عزت نفس در افراد  
عزت نفس از دیدگاه قرآن ، احادیث و دانشمندان اسلامی  
معانی نفس در قرآن کریم  
عزت نفس در احادیث و رویات اسلامی  
نظریه دانشمندان اسلامی درمورد نفس  
تفکر غیر منطقی  
دیگاههای روان شناختی درباره عزت نفس و افکار غیر منطقی  
دیدگاه ادلر  
دیدگاه اسمیت  
تحقیقات انجام شده در خارج از کشور  
فصل سوم  
روش تحقیق  
مقدمه  
جمعیت هدف  
ابزار اندازگیری  
ویژگی تست افکار غیر منطقی  
روش آماری  
فصل چهارم  
یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها  
مقدمه  
توصیف نتایج  
یافته ها و تجزیه  وتحلیل آنها  
جدول 4-4 بررسی رابطه عزت نفس یا ضرورت تایید و حمایت از جانب دیگران  
جدول 5-4 بررسی رابطه بین انتظار بیش از حد خود وعزت نفس در بین دانش آموزان  
جدول 13-4 بررسی رابطه بین عزت نفس و کمال گرائی در بین دانش آموزان  
فصل پنجم  
نتیجه گیری  
بحث  
محدودیت های پژوهش  
پیشنهادات پژوهش  
منابع و ماخذ  
ضمائم  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله بررسی رابطه بین عزت نفس و افکار غیر منطقی در دانش آموزان دبیرستان دخترانه

 

1      اسلامی نسب ، علی 1373 ، روانشناسی اعتماد به نفس ، تهران ، انتشارات مهرداد
2      اسد الهی، قربانعلی، سید غفور موسوی 1376 ، عزت نفس و سلامت روان ، انتشارات دانشگاه
3   بیابانگرد ، اسمائیل 1373 ، روشهای افزایش عزت نفس در کودکان و نو جوانان ، تهران ، انتشارات انجمن اولیا و مربیان
4   کلمز، هریس و دیگران 1373 ، روشهای تقویت عزت نفس در نوجوانان ترجمه علی پور ، پروین ، مشهد انتشارا ت استان قدس رضوی
5      دلاور ، علی 1384 ، روشهای تحقیق درروان شناسی و علوم تربیتی ، انتشارات رشد .

6 راج رز ، جان و ویلیافر 1375 ، تفکر منفی ترجمه مهدی قرچه داغی ، تهران ، انتشارات شباهنگ
7 شفی ابادی ، عبدا; 1374 ، عزت نفس و سلامت روانی ، تهران ، انتشارات رشد
8 ماسن ودیگران 1373 ، رشد شخصیت کودک ، ترجمه مهشید پارسایی ، تهران ] انتشارات مرکزی
9 نادری ، عزت ا; ، مریم ، سیف نراغی 1374 ، روشهای تحقیق و چگونگی ارزشیابی ان در علوم انسانی ، تهران ، انتشارات بدر
10 نهج البلاغه
11 هریس کلمز ، امینه کدراک رینولدبین 1378 روشهای تقویت عزت نفس در نو جوانان ، ترجمه پروین علی پو ر ، مشهد ، انتشارات استان قدس رضوی

12 هومن ، حیدرعلی1384 ، استنباط اماری در علوم رفتاری ، تهرات ، انتشارات پارسا

مفهوم عزت نفس :

ابعاد کلی عزت نفس : همانطور که قبلا بیان شد مجموعه ارزیابی هائی که فرد نسبت به شایستگی ها و قابلیت ها و توانائی های خود دارد معمولا عزت نفس فرد را تشکیل می دهند که می توان در 5 بعد اجتماعی ،تحصیل، خانوادگی ،جسمانی و کلی مورد توجه قرار داد . (کلمز- ترجمه علی پور 1373 )

الف)بعد اجتماعی : هر چه میزان ارتباطات فرد با اجتماع کمتر باشد و همچنین فاقد محبت لازم و حمایت اجتماعی باشد باعث کاهش عزت نفس فرد خواهد شد و اگر کودک از تعامل اجتماعی با دیگران لذت ببرد در این صورت باعث افزایش عزت نفس او خواهد شد

ایا کودکان دیگر او را دوست دارند ؟ایا افکار و عقاید او برای شما ارزشمند است؟

ایا او را در بازیها و فعالیت ها یشان شرکت می دهند ؟ایا از ارتباط و تعامل با دیگران رضایت دارند و به طور کلی هر چه فرد نیازهای اجتماعی او بر اورده

شود احساس خوبی در این زمینه خواهد داشت . ( کلمز- ترجمه علی پور 1373)

ب)بعد تحصیلی : موفقیت ها و شکست های فرد در مدرسه و مسائل مربوط به تحصیل مستقیما بر عزت نفس او اثر می گذارد و هر چه میزان شکست ها بیشتر باشد باعث کاهش عزت نفس می شود . عزت نفس تحصیلی مبتنی بر ارزشی است که فرد به عنوان دانش اموز در رابطه با تحصیل و جایگاه او استوار است موفقیت های تحصیلی افراد باعث یک ارزیابی مثبت فرد در این زمینه خواهد شد و اطرافیان هر چه باز خورد مثبت در این زمینه داشته باشند باعث افزایش عزت نفس خواهد شد

ج) بعد جسمی :هر فرد نسبت به ظاهر ،جسم و توانائی جسمی خود یک ارزیابی و برداشت دارد اگر این تصور و برداشت ازوضعیت ظاهری و جسم فرد منفی باشد از این نظرعزت نفس پایینی خواهد داشت . به هر حال تصور جسمانی ترکیبی از ویژگی های جسمانی و توانائی های بدنی است که با باز خورد دیگران بدست می اید  در این بین دختران بیشتر توجه به خصوصیات جسمانی بدن خود دارند و پسران به توانائی های جسمانی خود توجه دارند اگر دختری در مورد زیبائی خود تردید داشته باشد و خود را زشت و غیر جذاب ارزیابی می کند باعث کاهش عزت نفس او در این زمینه خواهد شد و برعکس ان باعث افزایش عزت نفس او خواهد شد پسران هم اگر خود را ناتوان و غیر قوی ارزیابی کنند باعث کاهش عزت نفس انان خواهد شد

د) بعد خانوادگی : این نوع عزت نفس از طرز تلقی و عقاید فرد در مورد خود به عنوان عضوی از خانواده تشکیل می شود . فردی که احساس می کند عضو با ارزشی از خانواده است و از محبت و احترام والدین و خواهر و برادر های خود برخوردار است عزت نفس او بالا خواهد رفت در مجموع حمایت ، توجه ، عشق و مساعدت والدین و یا برعکس ان می تواند تاثیرات جدی و موثری بر عزت نفس افراد در این زمینه داشته باشد

ه)بعد کلی عزت نفس :در اینجا ارزیابی و تصور کلی فرد از خود و یا خویشتن است و اساس ارزیابی فرد در همه زمینه هاست عزت نفس کلی افراد باعث اعتقاداتی از قبیل اینکه من یک فرد خوبی هستم یا دیگران را دوست دارم و من موفق هستم خواهد شد (کلمز  ترجمه علی پور  1373)

چگونگی پیدایش عزت نفس در افراد :

تصوری که افراد ار خود دارند در تعیین روابط با دیگران سهم مهمی دارد  کودک از سال دوم زندگی به خود اگاهی دست می یابد تقریبا در 18ماهگی کودکان صورت ها ی خود را نشان می دهند ، در دوران کودکی این شناخت برای افراد پیش می اید که چه هستند و در جامعه چه نقشی دارند این شناخت اولیه که کودک از خود دارد ، زمانیکه به اواخر مدرسه می رسد و حدود ده سالگی به صورت شبکه ای از احساسات و استنباطات وی از خودش در می اید که نسبتا ثابت و پیچیده می باشد . (کلمز- ترجمه علی پور 1373)

کاملا مشخص است که محیط خانه اولین جائی است که کودک تجارب خود را از انجااغاز می کند و به تدریج کودک قادر می شود که خود را بشناسد و بداند که کیست و در چه وضعیتی قراردارد

در خانواده هایی که فقط کودک را مورد انتقاد قرار می دهند و حمایتی از انها نمی شود افرادی با عزت نفس ضعیف تربیت می کنند خیلی افراد که عزت نفس انها پایین است ، شاید حتی موفقیت هایی داشته باشند ولی با این احساس شکست هم می خورند چون خود را بالا تر از انچه هستند ارزیابی می کنند و لذا از عمل کرد خود نیز ناراضی هستند. (کلمز- ترجمه علی پور 1373)

عزت نفس از دیدگاه قران، احادیث و دانشمندان اسلامی:

روح انسان دنیای عجیبی است عجیبترین عوالم عالم روح و روان انسان است که از یک جهت شباهت به دستگاه ضبط صوتی را دارد که دهها و صدها نوار در ان جای می گیرد و هر دگمه ای که فشار داده شود ،صدای مخصوصی را پخش می کند . پخش نوع صدا بستگی دارد به اینکه دست انسان بر روی چه دگمه ای گذاشته شود روح انسان در حقیقت همین گونه است و هر دگمه نیز فتا به یک استعداد است

خداوند متعال استعدادهای گوناگون در وجود ما به ودیعه گذاشته است و مربیان هر کدام روی یک یا چند استعداد تکیه کرده اند . با انکه در وجود هر فرد همه استعدادها وجود دارد اما یک یا چند استعداد زنده می شود و به حرکت در می اید و بقیه صامت می مانند . حال سوال اساسی این است که ایا در میان تمام این دگمه ها یا استعدادها ،استعدادی یافت می شودکه اگر بر روی ان دست گذاشته شود تمام ان نوارها به حرکت درمی ایند ؟در اخلاق اسلامی ،محور و نقطه ای که اسلامروی ان نقطه وجود انسان دست گذاشته کرامت و عزت نفس است که سلسله جنبان کلیه استعداد های درونی و بیرونی انسان محسوب می شود و از طریق نمو در قران ، احادیث، معارف اسلامی و اثار دانشمندان بزرگ مسلمان مورد شناسائی و تاکید قرار می گیرد و در اثار مشاهیری همچون سید جمال الدین اسد ابادی و اقبال لاهوری هم ضمنپرداختن به مسئله خودی و رجعت دوباره مسلمین به فرهنگ اسلامی ، عزت نفس بالای ملل مسلمان را بزرگترین عامل مبارزه با انحطاط جامعه و بزرگترین مانع در جهت جلوگیری از سلطه بیگانگان و مستکبران داشته اند و عزت نفس مسلمان را نقطه مقابل انحطاط مسلمین به شمار اورده اند

معانی نفس در قران کریم 

در قران کریم چند معنی برای عزت نفس امده است

1- در قران از نفس ابتدا به معنی جان یا حیات حیوانی یاد می شود برای نفس چیزی نیست مگر اینکه بمیرد به اذن پروردگار (ال عمران ایه 145) هر نفسی مرگ را خواهد چشید (انبیا ایه 35)و در این ایه نفس هم ردیف جان است که مرگ برایش پایان و غایت است

2- نفس به معنای روان یا نفس انسانی امده است پسندیده بر ان نفس ، انچه کسب کند به ان گرفتار می شود ( ایه 70 انعام) در این مورد نفس همان مجموعه حالات روانی است که خاصیت ادراکی ، انفعالی و افعالی دارد وبر مبنای این سه خصوصیت خود را می سازد و شخصیت خود را شکل می دهد

3- نفس به معنای شخصیت تکامل یافته و متعادل است خداوند هر کس را به اندازه توانایی اش تکلیف می دهد.(بقره ایه 233) در این ایه مرتبه نفس مطرح است که خود را به مرتبه ای از تکامل رسانده است

عزت نفس در احادیث و روایا ت اسلامی  

احادیث فراوانی از معصومین (ع)در این رابطه وجود دارد که به تعدادی از انها اشاره میشود

1- لا یحل لمومن یذل نفسه: مومن حق ندارد که خود را خوار و بی مقدار سازد ( رسول اکرم)

2-  المیمنه و لاالذینه: تحمل مرگ از تحمل ذلت اسانتر است  (امام علی )

3-  ساعه ذل لاتفی بعز الدهر :یک عمر عزت داشتن به ساعتی ذلت نمی ارزد (امام علی )

4- من کثرت علیه نقشه هانت علیه شهواته :کسی که نفسش در نزدش عزیز و شریف باشد شهوات در نظرش خوار و حقیر می شود (امام علی ) . (نهج البلا غه)

ازمجموعه احادیث نتیجه می گیریم :

1-   مومن باید کرامت ،بزرگواری ، عزت و شخصیت خودش را پاس بدارد و هیچ گاه برای دست یافتن به ثروت و موفقیت خود خوار و بی مقدار نسازد

2-   انانکه خوار و ذلیل می دانند خود را و خود را از قافله رشد و تعالی باز می دارند و اصولا به کسی که برای خود ارزش قائل نیست امید به رشد و کمال یابی نمی توان بست

3- تحمل مرگ اسانتر از تحمل ذلت است و کربلای  بزرگترین پیامش این است که عزیز بمانید هر چند حلقوم تشنه شما به ضیافت شمشیر و تیر بود . (نهج البلاغه )

نظریه دانشمندان اسلامی در مورد نفس :

1-   کندی :نفس جوهری بسیط ، الهی و روحانی است نه طول دارد نه عمل ، نوری است از انوار بار یتعالی

2-   ابن سینا :وی اعتقاد دارد به اینکه نفس به معنی وسیع مبدا حرکت در نظر گرفته شده است و همه موجودات عالم دارای نفس هستند او به نفس فلکی، نفس نباتی و نفس حیوانی و در درجه اخر به نفس انسانی اعتقاد دارد

3- ابو حامد غزالی : مقصود از نفس جوهر کاملی است که کاری جز تذکر ، حفظ و تمیز نیت ندارد . در مورد نفس و اهمیت ان سخنان زیادی بیان کرده اند و هیچ یک از دانشمندان در علم روانشناسی و دانشمندان و علمای مسلمان بر بی حرمتی به نفس تکیه نکرده اند بلکه هر کدام با زبان خود احترام به نفس را که معادل با عزت نفس است جایز شمرده اند و ان را یکی از عوامل پیشرفته انسان در مراحل سعود زندگی دانسته اند . حتی اسیب شناسان اجتماعی اعتقاد دارند که کسانیکه از عزت نفس بالائی برخوردارند دنبال کارها ی خلاف اجتماعی نخواهند رفت (نهج البلاغه )

تفکر غیر منطقی :

ریشه نظریه ایس به فلاسفه رواقی بر می گردد. مخصوصا به اپیکتترس : اشیا باعث اختلال انسان ها نمی شوند بلکه نظری که انسانها نسبت به ان اشیا دارند باعث این اختلال می گردد . نام شکسپیر هم در شجره نامه منطقی هیجان وجود دارد . هیچ چیز خوب وجود ندارد بلکه فکر کردن ان را خوب یا بد می کند :الفرد ادلر منادی اخیر این نظریه می گوید : فرد خود را با جهان خارج به صورت از پیش تصمیم گیری شده ای مرتبط نمی سازد بلکه ارتباط او بر اساس تفسیر او ازخودش و مشکلات کنونی اش صورت می گیرد . در ابتدا ایس تصور می کرد که وظیفه او ارائه اطلاعات در مورد واقعیت ها به مراجعاتش است اما به زودی در یافت که بسیاری از مراجعاتش نیاز به اطلاعات عینی بیشتری دارند . او روانکاوی را به عنوان وسیله ای برای تامین ان نیازها مورد ازمایش قرار داد . او چندین سال روانکاوی را تجربه کرد . اما هم از خود نظریه و هم از تجربه کار با روانکاوی کلاسیک به رویکرد ((روانکاوی جدید)) یا ((تو فرویدیسم )) روی می اورد و سپس متوجه نظریه یاد گیری شد و در تمام مدت درمانگری بود که فعالتر و رهنمودی ترکار می کرد . ظهور روی کرد او از سال 1951 اغاز شد

ایس بر اساس مطالعات خود در مورد فلاسفه باستان ونیز از طریق تجربیات با بیمارانش قانع شده بود که مردم به این دلیل بر رفتار غیر عقلانی و غیر منطقی خود پا فشاری می کنند که مستمرا به خود تلقین می کنند که باید ان گونه رفتار کنند . نتیجه منطقی ایس این بود که در درمان باید مردم را متقاعد کرد تا تلقین افکار قدیمی و غیر منطقیرا به خود متوقف کنند و به انها یاد داد که در باره خود و جهان فکر کنند . درمان منطقی – هیجانی از این دید گاه ها متولد شد (قرچه داغی1375 )

تئوری (رفتاری- هیجانی ، عقلانی درمانی ) ادعا کرد که رفتارهای خود تخریبی در اجتماع و در اموزه سازی مجدد عقاید غیر منطقی فرد (خود- تقویت دهی )که به عزت نفس پایین، خود پنداره تحصیلی و شکست تحصیلی نسبت داده می شود ریشه دارد . درمان عقلانی – رفتاری – هیجانی و دیگر درمانها ی شناختی – رفتاری برای بهبود پیشرفت دانش اموزانی که در معرض شکست تحصیلی بودند به کار گرفته شده بود

در مان تجربی نشان داده بود که باورهای غیر منطقی ایجاد شده ، به عزت نفس پایین ، تنظیم و کنترل درمان بر روی باور های غیر منطقی (بی مسولیتی هیجانی یا ناتوانائی در کنترل هیجانی )و امادگی برای سرزنش وابسته بودند

درمان – رفتاری شناختی که به صورت تصور کردن یا اندیشهچیزی بود با هفت جلسه تمرکز که روی خبری فکری شناخت ، عاطفه ، تعامل جوئی رفتاری نشان داده شد و اینکه مداخله باعث بهبود پیشرفت تحصیلی ، خود پنداره و عزت نفس می شود . پیشرفت عزت نفس در هر جلسه اساسا با تغییراتی در عقاید شدیدا به هم پیوسته می باشد . هر مداخله در مانی تغییراتی در درجات تصمیم گیریهای غیر منطقی ایجاد می کرد . عزت نفس به عنوان پدیده ای که از سه منبع عمده ناشی می شود در نظر گرفته شده است ، اختلاف میان خود واقعی و خود ایده ال، مقایسه اجتماعی ، اسناد علی ،اختلاف خود ایده ال و خود واقعی به شکاف میان انچه که شخص مایل است باشد و انچه که فکر می کند واقعا هست برمی گردد ممکن است اختلاف زیاد از اینجا ناشی شود که معیار هائی که شخص برای خودش مشخص کرد . به طور ناامید کننده ای ایده الیستی و غیر قابل دسترسی هستند یا به این خاطر است که عملکرد واقعی شخص زیر ارزشهاست

منبع دوم عزت نفس مقایسه اجتماعی است . فستینگر فرض نمود که افراد دارای یک سائق درون ساخته ای جهت ارزشیابی اعقاید و تواناییها ، عینی بودن ، غیر اجتماعی و غیر قابل دسترس بودن اهدافشان هستند . انها این امر را با مقایسهخودشان با دیگران انجام می دهند . شخص که در بعضی مواقع شکست خورده است هنگامی که خودش را با افرادی که انها را به عنوان افراد موفقدرک کرده مقایسه کند خود ارزشیابی منفی تری تجربه نخواهد  کرد تا زمانیکه خودش را با افرادی که به عنوان شکست خورده می شناسد مقایسه نماید. بیماران روانی به فرانی که احساس منحصر به فرد بودن کنند ، دیگران را در اجتناب از احساسات یا علائم ناخوشایند موفق بدانند ، به همان فران عزت نفس پایین تری را تجربه خواهند نمود . ازمایشی که اخیرا توسط مک کارتی و فوزنهام (1986)انجام شده نشان داده است که بیماران مضطرب در مورد افراد دیگر گرایش به تخمین بیش از حد برونگرائی و تخمین پایین فروتسیزم دارند ، اما ظاهرا معتقد ند شخص عادی به طور طبیعی کاملا سازگاراست . هر چند سایر مطالعات نشان داده اند که افراد افسرده نیز خودش را نا مشابه با دیگران می بینید ، حتی در اسناد هایی که با افسردگی بی ارتباط می باشد ، و انها فکر می کنند که نسبت به یک شخص معمولی احتمال بیشتری برای داشتن تجارب منفی دار هستند

پژوهشی که در مورد خود انگاره و عملکرد تحصیلی صورت گرفته است نشان می دهد که رابطه دو سویه قوی ، بین عزت نفس و توانائی یادگیری وجود دارد عزت نفس زیاد موجب پیشبرد یادگیری می شود . نوجوانی که از عزت نفس زیاد برخوردار است بهتر از فردی که احساس بی کفایتی می کند یاد می گیرد و با اشتیاق و اطمینان از عهده یادگیری تکالیف جدید بر می اید (کلمز- ترجمه علی پور      1373)

دیدگاههای روان شناختی درباره عزت نفس و افکارغیر منطقی :

آبراهام فرلو روان شناس معاصر امریکائی (1970)نظریه ای ابراز کرده است که بر اساس ان در زمینه نیازهای انسانی ، نوعی سلسله مراتب غریزی وجود دارد که احتیاجات فیزیولوژیکی ما پایه و اساس را تشکیل می دهد  سپس به ترتیب نیازهای دیگری مطرح می کردند :نیاز به افیست ،نیاز به محبت ، نیاز به احترام – عزت نفس ، خود شکوفایی به نظر فرلو همه انسانها دارای نیازهای مشترک فطری هستند که در سلسله مراتبی از نیرو مند ترین تا ضعیف ترین قرار می گیرد و تا هنگامی که نیازهای ضعیف ارضا نشوند در زندگی شخص حاتمی مسلط و برتر دارند ولی هرچه اینگونه نیازها بیشتر ارضا شود نیازهای مسطح بالاتر به طور نیرومندتر بروز می کنند و البته ارضا نیازها بستگی به موقعیت و شرایط اجتماعی ، اقتصادی ،سیاسی ، فرهنگی دارد

دیدگاه ادلر :

مباحثی از روان شناسی که اختصاصا به عزت نفس می پردازد و ان را به عنوان یک متغییر با نفوذوبا اهمیت عنوان می نماید تئوری شخصیتی است که ادلر ارائه نموده است ادلر اگر چه کاربرد عزت نفس را در درملن و سبط و توضیحتئوری اش به کار می گیرد اما به وضوح اهمیت عزت نفس را دریافت نموده است یکی از کمک های معنوی ادلر به روان شناسی مفهومی است که او از عقیده حقارت بدست اورده است حقارت و تلاش در راه تفوق و برتری نقطه شروع شیوه زندگی است دومین کمک ادلر تاکید برکیفیت محیط خانواده است اعتقاد به اینکه انسان موجودی خود اگاه است و معمولا از علل رفتار و هویت خویش اگاهی دارد و در نهایت من خلاق که بر غنای روان شناسی مزدی اشاره دارد که نظر ادلر هسته اصلی ئ اساسی تحقیق نفس و بی همتائی شخصیت است (شفیع ابادی 1375)

دیدگاه راجرز:

راجرز بر انگیزه های ناخود اگاه تکیه نموده و بر دیدگاه ذهنی فرد و درباره انچه اکنون در حال وقوع است تاکید می کند از دیدگاه راجرز اونیل شرط رشد و پروش خود توجه مثبت نامشروط درباره شیر خوارگی است و شخصیت سالم اصولا زمانی شکل می گیرد که مادر بودن توجه به چگونگی رفتار مادر به او عشق و محبت نشان می دهد کودکانی که با احساس توجه مثبت نامشروط پرورش یابند در هر شرایطی خود را ارزشمند  می دانند به بیان دیگر نخستین شرط پیدایش شخصیت سالم دریافت توجه مثبت نامشروط در دوره کودکی است . (برومند 1380)

دیدگاه اسمیت :

کوپر اسمیت عزت نفس را ارزشیابی فرد درباره خود قضاوت شخص در مورد ارزش خود می داند وی با بررسی و مطالعه تئوری های قبلی و تحققات انجام شده در این زمینه چهار علل اصلی را برای رشد عزت نفس بیان می کند

میزان احترام پذیرش و علاقمندی که یک فرد دریافت می کند
تاریخ و تجارب و موفقیت هایمان در طی زندگی
ارزش و انتظاراتی که تجارب را بر اساس ان تفسیر می کنیم
پاسخدهی فرد نسبت به منزل شخصیت

و کوپر اسمیت می گوید : افرادی که عزت نفس بالائی دارند و اطمینان و تایید درونی دارند نحوه قضاوتشان به وضوح متفاوت از افرادی است که عزت نفس پایین دارند (برومند 1380)

به نظر ادلر نابهنجاری به خودی خود بر رشد شخصیت تاثیر ندارد بلکه ادراکی که فرد از نقض ویا نابهنجاری خود دارد رشد و رفتار فرد را تحت تاثیر قرار می دهد (قرچه داغی –  1375)

درمان عقلانی – عاطفی بر این استوار است که مشکلات انسان از امور خارجی و رویدادها سرچشمه نمی گیرند ، بلکه ناشی از اعتقادات و برداشت های فرد از ان امور و رویدادها هستند . به نظر ایس اعتقادات و باورهای ادمی ممکن است منطقی و یا غیر منطقی باشد . اعتقادات غیر منطقی موجبات بروز اختلالات عاطفی و رفتاری شخص را موجب می شود . ایس شخصیت را از سه جنبه فیزیولوژیکی، اجتماعی ، روانشناختی ، توضیح می دهد

1  جنبه فیزیولوژیکی : ایس این فرظیه را مطرح می سازد که انسان فکر می کند . احساس می کند و عمل می کند یعنی افکار و باورهای او عواطف و رفتارهایش را تحت تاثیر قرار می دهند به نظر ایس گرچه ادمی اعتقادات و باورهای غیر منطقی را می اموزد اما از نقطه نظر زیستی استعداد زیادی برای کسب اینگونه اعتقادات و باورها را خواهد داشت
2  جنبه اجتماعی : ایس انسان را موجودی اجتماعی می داند که ناگزیر است با دیگران زندگی کند از این رو ی او تلاش می کند تا رفتار خود را با انتظارات دیگران تطبیق دهد ادمی ارزش ها و عقایدی را از اجتماع می گیرد و انها را در جهت کسب مهارتهای مربوط به روابط بین فردی و موفقیت اجتماعی به کار می بندد و درونی می سازد . به عقیده ایس بها دادن بیش از حد به نظر دیگران یعنی بیش از انچه که برای نظر خود ارزش قائل ایم موجب اختلال می شود سلامت روانی و بلوغ عاطفی متضمن برقراری تعادل میان اهمیت دادن به نظرات خود و دیگران در مناسبت های اجتماعی است
جنبه روان شناختی : ایس غرایز را به عنوان عامل تعیین کننده و کنترل رفتار قبول ندارد به عقیده او انسان از نظر بیولوژیکی این استعداد را دارد که طرز غیر منطقی را از والدین ویا فرهنگ جامعه کسب کند . اما در عین حال انسان موجودی خلاق، ازاد و انتخاب گراست و این توانائی را دارد که در جهت رشد و خود شکوفائی حرکت کند انسان در برابر محرک های بیرونی به تعبیر و تفسیر می پردازد و انچه به نفع او است انتخاب می کند ولی اگر بسبت به افکار و نگرش های خود تعصب داشته باشد  ممکن است تحت تاثیر استدلالهای نادرست خود قرار گیرد و مضطرب بشود در این صورت شخص برای قانع کردن و حفظ خود مشکل و ناراحتی خویش را معلول عوامل خارجی قلمداد می کند و دیگران را محکوم می سازد . به نظر ایس انسان در رویاروی با یک رویداد فعال کننده ( ) ممکن است افکار و باورهای منطقی داشته باشد () یا برعکس افکار و باورهای وی از ان رویداد غیر عقلانی باشد ()در حالت اول فرد مضطرب و پریشان نمی شود و در ارتباط با خود و دیگران هیچ مشکلی ندارد و از نتایج ()باورها و افکارش خوشنود است (رحیمیان 1377)

ایس انسان را از نظر بیولوژیکی ،عمدتا موجودی می داند که در جهت تخریب نفسی ، ارتکاب امور بدگام بر می دارند و امادگی ذاتی شدیدی که برای تفکر غیر منطقی دارد به عقیده ایس دیگر تمایلات ذاتی و نامطلوب هر انسانی احساس نیاز مفرط است به اینکه خود را برتر از دیگران و صاحب همه مهارتها بداند ،توسل به نظرات احمقانه و بد بینانه ، پرداختن به تفکر ارزومندانه ،توقع خوبی و خوش رفتاری مداوم از دیگران ، محکوم کردن خود در مواقعی که ضعیف عمل می کند و تمایل عمیق به زود رنجی و بد اشفتگی عاطفی است از نظر ایس ،اگر انسان به این تمایلات طبیعی و در عین حال غیر سالم خود نرسد ،دیگران و دنیای خارج را مورد مذمت و نکوهش قرار می دهد (ایس 1973- پاترسن  1966- کریسنی 1973 )

از نظر راجرز ادراکات هر فرد از اشیا پدیده ها ی جهان ، دنیای درونی و زمینه پدیده ای او را به وجود می اورد برداشت ادمی از دنیای پدیده ای مخصوص به او است و با واقعیت منطبق به عبارت دیگر هر کس اشیا و پدیده ها را از دید خود درک می کند و بر اساس تصوراتش از انها رفتار خواهد کرد (رحیمیان   1377)

تحقیقات انجام شده در خارج از کشور :

در بررسی عزت نفس اولین کار توسط ویلیام جیمز صورت پذیرفت وی به توضیح خود شناخته شده و خود شناسانده تر پرداخت و ان را به سه عنصرمادی ، اجتماعی ، و فرد در عین حال داشتن سطوح مختلف اجتماعی برای سایر افراد قابل شناخت است (روحانی )تقسیم نموده و معتقد بود تصور هر فرد از خود در عین تمایلات اجتماعی یعنی زمانیکه متولد شده و مورد شناسائی دیگران قرار می گیرد کسب می گردد . کلی (1902)

به گسترش این عقیده یعنی توجه به خود پرداخت و تاکید را بر اهمیت واکنشهای افراد دیگر در شکل دادن به عزت نفس قرار دارد

بالبی عزت نفس را قسمتی از شخصیت می داند و همچنین اهمیت کسب افیت را به عنوان اصول کلی در دوران کودکی که پایه ای برای درونی کردن اعتماد به خود اوست را متذکر می شود . رابطه بین عزت نفس و تضمین فرد از توانائی خود مورد بررسی متخصصان متعدد قرار گرفته و هم بستگی بین این دو مورد تایید قرار گرفته است به گونه ای که وقتی فران عزت نفس بالا باشد فرد فران عزت نفس خود را افزایش می دهد و احساس توانائی خود را در مواجه با مشکلات و انسجام وظایف را در سطح مطلوب و بالائی ارزیابی کند عزت نفس با احساس اتکا به نفس ، ارزشمندی خود و تصور از خود ارتباط تنگاتنگی دارد و هر گونه نقصان و کاهش در عوامل مذکور موجب تغییراتش در رفتار فرد منجر می گردد

در مطالعاتی که ایسون در سال (1982) انجام داده است از دست دادن حس کنترل و ایجاد نارضایتی فردی یکی از مشخصات عزت نفس پایین می باشد . در بررسی هایی که افراد دارای عزت نفس پایین بوده اند انجام گرفته علائمی چون شکایات جسمانی ، افسردگی ، اضطراب کاهش سلامت عمومی بدن و بی تفاوتی و احساس تنهایی ، تمایل به اسناد شکست خود به دیگران ، عدم رضایت شغلی و کاهش عملکرد عدم موفقیت و مشکلات بین فردی گزارش شده است

روزبه (1965) نخستین مطالعات علمی در زمینه عزت نفس انجام دادی تاثیر متغییرهای اجتماعی را برعزت نفس گروه زیادی از نوجوانان انجام داد و با انجام این کار موجب رواج یافتن مقیاسهای اندازه گیری عزت نفس گردید (بیابانگرد 1374 )

برانت (1972 )در یک تحقیق در یافت که معلمان تمایل دارند که صفات منفی را به دانش اموزان دارای منبع کنترل بیرونی نسبت دهند و در مقابل این قبیل دانش اموزان نیز درمقایسه با دانش اموزان دارایمنبع کنترل درونی بیشتر معلمانشان را منفی توصیف می کنند

رابطه میان جایگاه مهار ( کنترل باورها ) و پیشرفت اموزشکاهی نیز مورد توجه محققان بسیاری بوده است ودر مجموع تنتایج حاکی از ان است که دانش اموزان دارای جایگاه مهار ( منبع کنترل ) درونی در مقایسه با دانش اموزان با جایگاه مهار ( منبع کنترل ) بیرونی از پیشرفت تحصیلی بهتری برخوردار بوده اند ، مسولیت بیشتری را مورد تحصیل احساس می کنند وتمایل دارند که در در مدرسه نیز منظبط تر با شند

بک (1985 ) متذکر میگردد که اغلب واکنشهای منفی احساسی ، ناشی از فقدان عزت نفس است فرد افسرده خود را ادمی بیارزش تلقی میکند ، به گونه ای که این تلقی باشدت افسردگی مرتبط است و متاسفانه بیش از 80 درصد بیماران  افسرده این احساس بی ارزشی را دارند . چندین مطالعه نشان داده اند افرادی که عزت نفسشان بالاست ، انواع خطاها تمرینات تقویت کننده خویشتن یا خود افزائی را به ویژه زمانی که که با یک تهدید واقعی یا خیالی نسبت به خود پنداره فردی خود مواجه باشند ، از خودشان می دهند (تایلر  1988 )

در یک مطالعه ( کروکر 1987 ) در یافت که ازمودینها با عزت نفس فردی بالاتر در یک ازمون مربوط به اطلاعات در مورد عملکرد فردیشان به شیوه ای پاسخ داده اند که به طورغیرمستقیم  خویشتن انها را افزایش دهد . بنابراین ازمودینهای با عزت نفس بالا به صورت غیر مستقیم تلویحا موفقیتشان را افزایش می دهند و تلویحا شکست هایشان را به حداقل می رسانند ، برعکس ازمودینهای با عزت نفس پایین تحریفات خود افزائی را که مشخصه افراد با عزت نفس بالاست ، نشان نمی دهند

( لانتن و کرولر   1989 )بیان می کند که عزت نفس جمعی ممکن است در زمینه های گروهی به مانند یک شیوه برای کسب عزت نفس فردی در زمینه های شخصی عمل نماید . از این رو ، عزت نفس فردی حوزه پاسخ یک فرد را نسبت به تجربه یک شکست گروهی تعدیل می نماید

افراد با عزت نفس جمعی بالا ، زمانیکه با یک تهدید برای هویت گروهیشان مواجه می شوند ، سو گیریها و یا تحریفاتی را که برای افزایش عزت نفس گروه خودی به کار می برند

در حالی که افراد با عزت نفس جمعی پایین  ممکن است چنین سوگیری یا تحریفاتی را که برای افزایش عزت نفس گروه خودی نشان ندهند ( روز بزرگ 1985 ) رابطه بین عزت نفس فردی ئ جمعی را در یک نمونه 82نفری از دانشجویان با  به دست اورد

پتیبوم و همکاران با تجزیه و تحلیل داده های یک نمونه بزرگ از دانش اموزان دبیرستان و اندازه گیریپیشرفت تحصیلی و عزت نفس کلی در فاصله 2سال دریافتند که هیچ گونه شواهدی مبنی بر عملکرد یک متغییر نسبت به متغییرهای  دیگر برجسته تر است وجود ندارد

انها دو توضیح را در این رابطه مطرح می کنند:عزت نفس و پیشرفت تحصیلی ممکن است معلول یک متغییر سوم باشد یا اینکه هر دو متغییر به یک سبک چرخدای تاثیر یکسانی بر یکدیگر دارند

روز بزگ (1965 ) نخستین مطالعات علمی در زمینه عزت نفس را انجام داد . او متغییرهای اجتماعی از قبیل : نژاد ، مذهب ، ترتیب تولد ، ارتباط بین والدین و طبقه اجتماعی را بر عزت نفس گروه زیادی از نوجوانان مورد بررسی قرار داد و با انجام این کار موجب رواج مقیاس های اندازه گیری عزت نفس شد . رابطه عزت نفس و تخمین فرد از توانائی خود نیز مورد بررسی محققان متعددی قرار گرفته و وجود هم بستگی بین این دو متغییر مورد تایید قرار گرفت  . ( کلد برگ 1980)

در رابطه با عزت نفس تحقیقاتبی شمار دیگر و به خصوص ارتباط ان با بعضی از شاخص های اموزشگاهی از جمله عملکرد تحصیلی و هم چنین سازگاری عاطفی اجتماعی مورد توجه محققان بسیاری بوده است

روبرت ، والتر ، داولی ، ریچارد ( 1978 ) طی یک مطالعه که روی دو گروه 93 نفری و 121 نفری از مهندسین و فیزیکدانان انجام داد رابطه بین خشنودی شغلی و علائق شغلی با عزت نفس مورد بررسی انجام دادند در این تحقیق جهت اندازه گیری عزت نفس از فهرست علامت گذاری کاف ( 1965 )و همیل برون استفاده گردید . جهت اندازه گیری خشنودی شغلی از پرسشنامه  استفاده شد ، علائق حرفه ای نیز با ازمون علائق حرفه ای استرانگ ، کمبل ، مورد سنجش قرار گرفت . نتیجه نشان داد که برای افراد با عزت نفس بالا رابطه مثبت معنی دار بین علائق شغلی و خوشنودی موجود بود ولی برای افراد با عزت نفس پایین چنین رابطه معنی داری وجود نداشت

به طور کلی در تحقیقات مربوط به اسیب شناسی روانی نشان داده شده که بین عزت نفس پایین و مشکلاتی چون اضطراب ، باورهای غیر منطقی ، افسردگی ، الکلیسم ، روان رنجوری و بسیاری از مشکلات دیگر رابطه وجود دارد و این یافته ها نشان می دهد که افراد برای فعالیت روانی سالم به عزت نفس نیاز دارند . ( بامیستر  1986 )

جمعیت هدف :

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان دارای 74 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان

 چکیده

فصل اول

کلیات تحقیق

مقدمه

بیان مساله

سوال مساله

اهداف تحقیق

اهمیت و ضرورت تحقیق

متغییرهای تحقیق

تعاریف عملیاتی و نظری و اثرهاو مفاهیم

فرضیه تحقیق

فصل دوم

ادبیات و پیشینه ی تحقیق

تعریف

مشکل تعریف

تاریخچه

مختصری درباره تاریخچه بهداشت روانی در ایران

اهمیت ،دامنه ، حدود و زیانبخشی بیمارایهای روانی در جامعه

علل افزایش و شیوع بیماریهای روانی

تفاوتهای فردی در کار

جنبه های تفاوتهای فردی

تفاوتهای فردی در عملکرد شغلی

روشهای سنجش تفاوتهای فردی

شیوه های سنتی انتخاب کارکنان

کاربرد روانشناسی و روشهای علمی در گزینش

فرضیه های  مربوط به فرد و شغل

آزمونهای استخدامی

مراحل برنامه  آزمونهای استخدام داوطلبان شغل

تجزیه و تحلیل شغل

موارد بررسی در تجزیه و تحلیل شغل

ایجاد فرضیه

تعیین معیارها

تهیه تست ها و آزمونها

اجرای آزمون

بررسی نتایج آزمون و تصمیم گیری

تحقیقات انجام شده در خارج و داخل کشور

فصل سوم

جامعه مورد مطالعه

جامعه مورد مطالعه

حجم نمونه

روش نمونه گیری

ابزار اندازه گیری تحقیق حاضر

معرفی آزمون گلد نبرگ

دستور اجراء پرسش نامه سلامت  روانی

روش تحقیق

روش آماری مربوط به فرضیه

فصل چهارم

یافته ها و تجزیه و تحلیل داده ها

مقدمه فصل چهارم

یافته ها و تجزیه و تحلیل آنها

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری

پیشنهادات

محدودیت ها

پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ;

منابع و مآخذ;

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله مقایسه سلامت روانی خانواده در بین افراد دارای شغل های دولتی و آزاد مردان

– آزاد – موسی – 1380 روان شناسی شغلی – انتشارات بهار – تهران

– دادستان – پریرخ – 1378- تنیدگی روانی – انتشارات قوس – تهران

– دلاور – علی 1378- آمار استنباطی – انتشارات رشد – تهران

– دلاور – علی 1378- روش تحقیق در علوم تربیتی – انتشارات رشد – تهران

– شاملو – سعید – 1380- سلامت روانی و بهداشت روانی – انتشارات نور – تهران

-شریفی – مسعود – 1379- بهداشت کارکنان از لحاظ روحی– انتشارات تارا – تهران

 – مقدمی پور – مرتضی 1382- روان شناسی کار – انتشارات مهربان – تهران

– موسی – مهران -1380 – شغل و سلامت روانی – انتشارات راهرو – تهران

– میلانی فر – بهروز -1379- بهداشت روانی – انتشارات نی – تهران

– نیازی – رویا – 1379- سلامت روانی – انتشارات فرهنگ – تهران

تعریف

بهداشت روانی ،روان پزشکی پیشگیر ،بهداشت روانی اجتماعی ،و یا روانپزشکی اجتماعی به کلیه ی رو شها و تدابیری اطلاق می شود که برای جلو گیری از ابتلا و درمان بیماریها ی  روانی و توان بخشی بیماران روانی موجود به کار می رود . دو واژه  اخیر بعد از سومین انقلاب در روانپزشکی از سال 1963 که باعث ایجاد مراکز جامع روانپزشکی در مناطق جغرافیایی و یا جمعیتی معین گردیده  به کار رود

مشکل تعریف

مشکل تعریف بهداشت روانی از آنجا سر چشمه می گیرد که هنوز تعریف صحیح و قابل قبولی برای بهنجاری نداریم . البته تعاریف و نقطه  نظر های زیادی با توجه به شرایط و موقعیتهای اجتماعی ،سنن و فرهنگ برای بهنجاری شده است . پزشکان و  افرادی که با دید پزشکی به مسئله نگاه می کنند  بهنجاری شده است . پزشکان و افرادی که با دید پزشکی به مسئله نگاه می کنند بهنجاری یا سالم بودن را نداشتن علایم بیماری تلقی می کنند و به عبارت دیگر سلامتی و بیماری را درد و قطب مخالف یکدیگر قرار می دهند و برای اینکه فردی  سالم بیمار شود بایستی  از قطب سالم به قطب  مخالف برود . این امر در بعضی از بیماریها از جمله بیماریها ی عفونی ممکن است صادق باشد ولی در بیماریها ی روانی صادق نیست . عدم وجود علایم بیماری روانی و یا ازبین رفتن علایم بیماری در اثر درمان ،به این معنی نیست که فرد از سلامت روانی کامل بر خوردار و به اصطلاح سالم است . بیماران مبتلا به صرع،جنون ادواری و انواع افسردگی ها و نظایر آن از این قبیلند  البته این موضوع منحصر به بیماریهای روانی نیست ودر اکثر بیماریهای جسمانی نیز صدق می کند بیماران مبتلا به فشار خون ویا بیماری قند و غیره اگر به علت استفاده از دارو فشار خون عادی ویا قند خون در حد طبیعی دارند دلیلی بر سلامتی انها نیست چون قطع درمان باعث پیدایش و بر گشت علایم بیماری خواهد شد . پزشکان و روان پزشکان بهداشتی که در سازمانهای بهداشتی با طب پیشگیری و برنامه های اجرایی سرو کار دارند ماند اپیدمیوژیست ها برای تعریف بهنجاری از نرمال میانگین یا زنگو له ی معروف منحنی توزیع استفاده می کنند و افراد را با خصوصیات افراد میانگین مقایسه می کنند

این روش جنبه ی بالینی و درمانی نداشته و جنبه آماری دارد . به علاوه تعیین خصوصیات افراد میانگین که از طریق آماری به دست می آید ، خود مسئله ی قابل بحثی است . روانپزشکان فردی را از نظر روانی سالم می دانند که تعادلی بین رفتار ها و کنترل او در مواجه با مشکلات اجتماعی وجود داشته باشد . از این دید گاه انسان و رفتار های او در مجموع یک سیستم در نظر گرفته می شود که بر اساس کیفیات تأثیر و تأثر متفابل عمل می کنند . با این دید سیستمیک ملاحظه می شود که چگونه عوامل متنوع زیستی انسان بر عوامل روانی اجتماعی او اثر گذاشته و بالعکس از آن اثر می پذیرد . به عبارت دیگر در بهداشت وتعادل  روانی ،انسان به تنهایی مطرح نیست بلکه آنچه مورد بحث قرار میگیرد پدیده هایی است که در اطراف او وجود دارند و بر جمع سیستم  ونظام او تأثیر می گذارند و از آن متأثر می شوند . پس از دید روانپزشکان سلامتی عبارتست از تعادل در فعالیت های زیستنی ،روانی و اجتماعی افراد که انسان از این تعادل سیستمیک و ساختار های سالم خود برای سر کوب کردن و تحت کنترل در آوردن بیماری استفاده می کند . روانکاوان و طرفداران فرضیه های روانکاوی (روان تحلیلی ) از شخصیت ایده  آل صحبت می کنند و من  را میانجی بینئ خواسته های نهاد و کنترل و مؤاخذه فوق  من می دانند و بهنجاری را میانجیگری صحیح و منطقی بین دو قدرت نهاد و ابر من می دانند . روانکاران به مراحل مختلف رشد روانی و عملکرد صحیح و خالی از تعارض ایگو ،استفاده از مکانیسم دفاعی سازنده در ضربه ها و فشارهای شدید را دلیل بر سلامت و تعادل روان می دانند . کار های اریکسون [1]و هارتمن[2] نیز به منظور تأیئد این نظریه است . کارشناسان سازمان بهداشت جهانی سلامت فکر و روان را این طور تعریف می کنند :سلامت فکر  عبارتند از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران ،تعببر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی ،عادلانه رضاسب . لونیسون [3] و همکارانش در سال 1962 سلامتی روان  را این طور تعریف کر ده اند : سلامتی روان عبارتند از اینکه فرد چه احساسی نسبت به خود ،دنیای اطراف ،محل زندگی ،اطرافیان مخصوصاً با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد ، چگونگی سازش وی با درآمد خمود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویشتن. کارل مننجر[4] می گوید : سلامت روانی عبارت است از سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و مؤثر  به طور کامل شود . طبق تعریف واتسون[5] مؤسس مکتب رفتار گرایی “رفتار عادی نمودار شخصیت انسان سالم است که موجب سازگاری او با محیط و با لنتیجه رفع نیازهای اصلی  و ضروری او می شود

تعریف  گنیز برگ[6] در مورد بهداشت روانی عبارت است از :تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط بخصوص در سه فضای مهم زندگی عشق ،کار ،تفریح این شخص و همکارانش برای تو ضیح بیشتر می گویند : استعداد یافتن و ادامه ی کار ، داشتن خانواده ، ایجاد محیط خانوادگی خرسند فرار از مسائلی که با قانون در گیری دارد ،لذت بردن از زندگی و استفاده صحیح از فرصت ها ملاک تعادل و سلامت روان است .با توجه به تعریف بهنجاری ،از دیدگاههای مختلف و پیچیدگی علوم رفتاری در پزشکی و عدم تعیین مرز و حد رفتار عادی ، ارتباط جسم و روان ، رابطه علوم رفتاری با فیزیولوژی و پزشکی از یک طرف و روانشناسی ، فلسفه ،علوم انسانی و جامعه شناسی از طرف دیگر ، کمبود تحقیقات و مطالعات در بیماری های روانی و نحوه اجرای انواع پیشگیری هاکه پایه و اساس بهداشت را در پزشکی تشکیل می دهند همگی تقطه ضعفی است که تعریف ، هدف و برنامه های بهداشت روانی را دچار اشکال می کند

مشکلات تعریف بهداشت روانی به قدری آشکار است که احتیاج به ارائه مدارک و دلیل ندارد و تعاریف فوق نشان دهنده ی وسعت مسئله و خط مشیی است برای آنان که علاقه مند به بهداشت در بیماریهای روانی هستند .همان طور که گذشت اکثریت روانپزشکان توانایی سازش با محیط ، انعطاف پذیری قضاوت عادلانه و منطقی در مواجه با محرومیتها و فشارهای روانی را ملاک سلامت و تعادل روان می دانند و هدف اصلی از درمان بیماران روانی نیز قادر کردن آنها به زندگی خانوادگی ، اجتماعی و به اصطلاح سازش با محیط است . تعاریف فوق برای روانپزشک بهداشتی

که در وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی مجری طرح و برنامه ریزی بهداشت روانی کشور است و با مسائلی مانند سیاست روز ، امکانات بودجه ، مسائل ارتباط جمعی،کمبود پرسنل و نیروی انسانی متخصص و فعال ، مسائل اداری ، مالی ، قضایی،آمار و اقلام ،جمعیت ، تعداد مبتلایان جهت پیاده کردن و گسترش برنامه های بهداشت روانی و خلاصه مسائل همه گیر شناسی سرو کار دارد مفید و مفهوم نیست و با نوع کار او نیز توافقی ندارد . از تعاریف فوق چنین استنباط می شود که بهداشت روانی ، علمی است برای بهزیستی و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی از محیط خانه گرفته تا مدرسه و دانشگاه ، محیط کار و نظایر آن را در بر می گیرد و در بهداشت روانی آنچه بیش از همه مورد نظر است ” احترام به شخصیت و حیثیت انسانی است ” و تا هنگامیکه حیثیت و شخصیت فرد بر قرار نشود سلامت فکر و تعادل روان و بهبود روابط انسانی معنی و مفهومی نخواهد داشت . روی این اصل بهداشت روانی را دانش یا هنری می دانند که به افراد کمک می کند که با ایجاد روشهای صحیح روانی و عاطفی بتواند با محیط خود سازگاری کند و برای حل مشکلات از راههای مطلوب استفاده نماید . مجدداً به این واعیت تأکید می شود که در بهداشت روانی تنها نداشتن علائم بیماری کافی نیست . بهداشت مناسب باید افراد را قادر سازد تا تواناییهای جسمی و روحی خود را به حد اکثر رسانده از استرسهای ناشی از عوامل بین افراد جلوگیری کرده ، زندگی اجتماعی ، اقتصادی بارور و هماهنگ با محیط داشته باشد

تاریخچه

تاریخچه ی بهداشت روانی با توجه به وجود بیماریهای روانی از زمانی که بشر وجود داشته و مخصوصاً زندگی اجتماعی را شروع کرده همراه بوده است . پیدا کردن شروع و آغاز هر نهضتی به خصوص نهضتهای اصلاحی و علمی به علت داشتن منابع گوناگون و چند جاذبه مسئله مشکلی است . در حقیقت روانپزشکی را می توان قدیمی ترین حرفه و تازه ترین علم به شمار آورد . قدیمی ترین ف چون بیماریهای روانی از قدیم وجود داشته و بقراط در 377 تا 460 سال قبل از میلاد عقیده داشته که بیماران روانی را مانند بیماران جسمی باید درمان کرد ، علل سرشتی و فرضیه مزاجها از همان زمان بقراط و جالینوس وجود داشته و اهمیت تاریخی دارد . تازه ترین علم برای این که تقریباًً از 1930 بعد از تشکیل اولین کنگره بین المللی بهداشت روانی بود که روانپزشکی به صورت جزئی  از علوم پزشکی شد و سازمانهای روانپزشکی و مراکز پیشگیری در کشور های مترقی یکی بعد از دیگری فعالیت خود را شرع کردند

از فعالیت این سازمان ها در جریان جنگ جهانی دوم عملاً کاسته شد و به این ترتیب می توان روانپزشکی را به صورت تازه ترین علم بعد از جنگ جهانی دوم به حساب آورد . از اسناد و مدارک موجود چنین استنباط می شود که تا آخر قرن هیجدهم و همزمان با انقلاب کبیر فرانسه از تاریخچه ی بهداشت روانی اطلاعات کافی در دست نیست . به علت جهل و بیسوادی از بروز بیماریهای روانی ،اختلالات رفتاری و بیماریهای روانی را به دخالت ارواح خبیثه و شیاطین ،قدرتهای ماورای انسانی و نفوذ عوامل طبیعی مانند خورشید ، ماه ، رعد و برق در بدن می دانستند و عقیده داشتند که باید این بیماری ها با نیروهای ماوراءالطبیعه ، وساطت افراد مقدس در نزد خدا بهبودی یابند و این شفاعت موقعی اتفاق می افتد که بیمار در خواب باشد . اولین بار بقراط فیلسوف مشهور یونانی بود که خرافات را در مورد بیماریهای روانی کنار گذاشت و اختلالات روانی را به طرف پزشکی کشانید . درباره مالیخولیا و جنون زایمانی تعریف و توصیف کرد و مغز را مرکز اصلی روان دانست . جالینوس علت بیماریهای روانی را اختلال عمل مغز و عدم تعادل اخلاط بدن می دانست . در اوایل قرن سینزدهم و اوایل رنسانس ارتباط جسم و روان و یکپارچگی و واکنش آنها مورد بحث قرار گرفت و بعلاوه فرضیه ی ابو علی سینا مسئله ی این ارتباط را به اسپانیا و کشورهای دیگر کشاند و این زمینه ای برای فرضیه جدید برای بیماریهای روان تنی شد . این قرن باید قرن سحر وجادو ، دخالت شیاطین و ارواح در ایجاد بیماریهای روانی دانست . اولین روانپزشک به نام جان وی یر[7]که در سال 1515 در دهکده ای در مرز آلمان و هلند به دنیا آمده بود پس از اتمام دوران پزشکی در پاریس علاقمند به مطالعه در بارهی رفتار انسانی و بیماریهای روانی شد و در سال 1563 کتابی در سوئیس نوشت که امروز، اهمیت زیادی دربارهی تاریخچه روانپزشکی دارد . به علت علاقمندی در نوشتن رساله هایی در مورد تشخیص بیماری ها ی روانی ، پیسکوزهای سمی ،صرع ، وحشت شبانه ، پسیکوزهای پیران ، هیستری ، پارانوئیا ، توهمات ، افسردگی و سایر پدیده های روانی مرد قرن 16 نام گرفت . گر چه نوشته های او با مخالفت و طرد او از طرف گروه زیادی از اطباء و نویسندگان آن زمان روبرو شد ولی تا قرن اخیر ارزش و اهمیت نوشته های او معلوم نبود ولی با رشد روانشناسی پویا مجدداً نوشته های تاریخی “وی یر “ارزش خود را در روانپزشکی پیدا کرد . اولین روانپزشک در کشور انگلستان ویلیام بتی[8] در سال 1753 بود . اطلاعات جسته گریخته وجود دارد که تا قرن چهاردهم مکانهایی برای مواظبت  نگهداری بیماران روانی در مونت کاسینو ایتالیا و بیمارستانی در لیون فرانسه و در پاریس و همچنین بنا شدن بیمارستان بتلم در لندن در سال 1247 (اولین بیمارستان تقریباًرسمی و دولتی )و در سال 1385 بیمارستان سنت بارتولو مو در لندن در نزدیک کلیسای سنت بارتولو وجود داشته است . در اسپانیا اولین بیمارستان روانی  در سال 1409 در شهر والنسیا به وسیله ی یک کشیش اسپانیایی ایجاد شد و علت آن رفتار استهزا آمیز و آزار دهنده یافراد نسبت به بیماران روانی در ملاء عام و خیابانهای آن زمان بوده است . در اثر اقدام و پیشنهاد این کشیش از سال 1412 تا 1489 پنج بیمارستان دیگر در نقاط مختلف اسپانیا ساخته شد و در سال 1567 به علت نفوذ اسپانیا ییها اولین بیمارستان روانی در شهر مکزیکو بنا نهاده شد . روی این اصل نقش اسپانیا ییها در بنا نهادن بیمارستان روانی و مواظبت از بیماران روانی هم در قدیم و هم امروزه از اهمیت فابل توجهی بر خودار بوده  و هست از اینکه نحوهی درمان در بیمارستان های آن زمان چه بوده و به سر بیماران جه می آمده آیا بیماران بهبود می یافتند یا نه ؟ اطلاعات درستی نداریم ولی آنچه مسلم است این است که اگر بیماران در منازل یا خانواده های می ماندند به طناب و زنجیر بسته می شدند  به طوری که بعضی از آنها زنجیر ها را پاره می کردند و از خانواده فرار ،در غار ،جنگلها زندگی  می کردند  واز پوست و برگ درختان تغذیه می کردند ، به صورت دیو ،اجنه مزاحم رهگذاران می شدند و هر کس آنها را می کشت مسئولیتی نداشت مسئولیتی نداشت . بیماران روانی خفیف به صورت فقراءولگردان در کوچه و بازار وسیله خنده ی مردم و تمسخر بچه ها و آلت دست بزرگتران می شدند . در بیمارستان بتلم لندن تا قرن 19 خوراک ،پوشاک ،و جای کافی برای بیماران وجود نداشت و بیماران را در روزهای یکشنبه در معرض دید و تماشای مردم در مقابل دریافت مختصر پول قرار می دادند و از این راه سالیانه 400 پوند انگلیسی عاید بیمارستان میشد تا کمبود بودجه را جبران نمائند در قرن 17 ارتباط جسم و روان و محل این ارتباط در سلسه اعصاب مورد بحث قرار گرفت و دکارت [9] ومالپکی ویلیس[10] و سایر ین مراکزی برای این ارتباط تعیین کرده اند . در همین قرن در سال 1602 اولین کتاب پزشکی درباره ی بیماری های روانی به نام پراکسیس مدیا توسط پزشک سوئیسی [11]  نوشته شد که در آن طبقه بندی بیماریها ی روانی مورد توجه قرار گرفته و برای بیماریها ی روانی علل ارگانیک قائل شدند . دو نفر از روانپزشکان معروف آن زمان یکی زاکیا [12] که پدرپزشکی قانونی لقب گرفته و سالها نیز پزشک پاپ بوده است کتابی درباره ی روانپزشکی قضایی نوشته و در گزارشات او مطالب زیادی وجود دارد از جمله اینکه فقط پزشک است که می تواند درباره یناراحتی و شرایط روانی افراد اظهار نظر نماید ،با بیمار روانی به مصاحبه بنشیند و درباره ی رفتار و اعمال بیمار قضاوت نماید . دیگری به نام توماس سید نهام [13] که خاطر نشان کرد واکنشهای هیستریک فقط مخصوص خانمها نبوده بلکه نزد آقایان و کودکان نیز دیده می شود و به صورت همه نوع علائم مانند :تهوع ،استفراغ ،سرفه ، تشنج دردهای معده ی و روده ای و درد های مختلف بدن ممکن است تظاهر نماید . نکته ی قابل ارزش این بود که در آن تاریخ که همه درگیر علایم روانی شدید و جنون مالیخولیایی بودند سید نهام به ناراحتی های نورتیک اشاره کرد ولی بعد از او مسئله به فراموشی سپرده شد تا اینکه مجدداً در قرن بیستم توسط فروید به سر زبانها افتاد . در قرن هجدهم مسئله به همان طریق هفدهم ادامه یافت و مؤسسات خیریه در کشور های کاتولیک بنا به پیشنهاد کشیش ها تأسیس شد . در این مؤسسات نظرات مردم درباره ی نحوه ی نگهداری و نظریه ی پزشکان در مورد درمان متفاوت بود . در بیمارستان تبلم اختلاف بین پزشکان طوری بود که عده ای بیماران روانی را غیر قابل علاج می دانستند و بعضی نیز روشهای مختلف درمانی به آنها توصیه و عقیده داشتند که این بیماران بایستی درمان پزشکی شوند . در همین قرن ژرژ سوم پادشاه انگلستان که دچار حملات مانیاک شده بود توجه پزشکان و اطرافیان را به خود معطوف داشت و توجه نه تنها به درمان ژرژ سوم بلکه به مسائل پزشکی و روانپزشکی و پرستاری بیماران روانی بیشتر شد . در اواخر قرن 18 و اوایل قرن نوزدهم نام سه نفر باید در سر لوحه ی پیشتازان و رهبران درمان اخلاقی و انسانی که عبارتند از فلیپ پینل [14]از فرانسه،ویلیام تیوک [15] از انگلستان و ون سنتر و کیاروگی [16] از ایتالیا قرار گیرد .کیاروگی در سال 1794- 1793 سه جلد کتاب درباره ی بیماری های روانی نوشت و افتتاح بیمارستان روانی به نام بونی فازیو و گذارندن قانون برای بیماران روانی در سال 1774 از کار های او بود مورگانی [17] نیز در ایتالیا از افرادی بود که در پیشرفت و ادامه ی درمان با روش اخلاقی سهم مهمی داشت  تیوک(1819- 1732 ) به علت داشتن اعتقادات مذهبی و اینکه اگر بیمار روانی از محیط فشار آورد دور باشد بهبود می یابد در یورگ انگلستان در سال 1796 بیمارستانی برای 30 نفر افتتاح کرد و به درمان پزشکی با آزاد گذاشتن بیماران افدام کرد و چون نتایج رضایت بخشی داشت بعد از او نیز پسرش به نام ساموئل تیوک [18] روش پدر را ادامه داد و روش او الگویی برای افتتاح بیمارستان و مزاکز روانی در ایالات متحده امریکا گردید .پینل (1826-1745 ) متولد جنوب فرانسه و پزشک معروف در سال 1794 به پاریس رفت و به ریاست بیمارستان بیستر که مربو ط به بیماران روانی مرد و حدود 200 بیمار خطرناک و غیر قابل کنترل داشت منصوب شد . پنیل از سالها قبل در باره یدرمان و نگهداری بیماران روانی به طریق انسانی نظریه های داشت . پس از منصوب شدن به این سمت اولین اقدامش آزاد گذاشتن بیماران و کنار گذاشتن تنبیه و شکنجه بود که با استقبال اکثریت مردم آن زمان روبرو شد و در نتیجه این امر در بیمارستان سالی پتریر که مخصوص بیماران زن بود و توسط اسکیرول [19]اداره می شد به احراز در آمد . پینل در کتابی به نام رساله ی پزشکی فلسفی در باره ی مانی با زبانی بسیار ساده و روشن و مطابق سبک پزشکی  علایم بیماری های روانی را شرح داده و به چهار گروه بیماری های روانی اشاره کرد . که عبارت  بو دند از : ملاکونی یا اختلال عملی فکری و ذهنی ، مانی یا هیجان عصبی بیش از حد بدون هذیان ویا توام با هذیان ،دمانس یا جنون پیری و اختلال پدیده های فکری و بالاخره عقب ماندگی ذهنی یا محدودیت فعالیت قوای ذهنی پینل اعتقاد داشت که این بیماریها بایستی بات دارو درمان شوند و در رساله ی خود هیجان را عادلی مستعد کننده و یا تسریع کننده در بیماریهای روانی دانسته است . به نظرمی رسد وجود این عقیده در پینل به این علت بوده است که در مکتب روان شناسی عملی ارسطویی (یکی از مکاتب روان شناسی یونان در سالهای 322 تا 384 قبل از میلاد ) هیحان در سر لوحه ی علایم بیماری های روانی قرار داده شده بود و به عبارت دیگر ارسطو بیماری های روانی را در اثر به هم خوردن تعادل و هیجان و سلامت روان را به علت تعادل کامل هیحان می دانست

اهمیت ،دامنه ، حدود و زیانبخشی بیمارایهای روانی در جامعه

اعتقاد کامل داریم که تندرستی یکی از نعمتهای بزرگ در زندگی انسان است و نمی توان منکر شد که سلامتی روانی در زمره بالاترین نعمتهاست . افرادی که بنحوی از انی با بیماران روانی ، عقب ماندگان ذهنی و معتادین به مواد مخدر و الکل سروکار دارند به این امر اعتقاد کامل دارند . بدیهی است بیماریهای روانی مخصوص به یک قشر و یا طبقه خاصی نبوده و تمام طبقات جامعه را شامل می گردد . بیماری روانی ، کارگر ، کارمند ، محصل ، پزشک ، مهندس ، تاجر ، استاد دانشگاه و یا افسر ارتش نمی شناسد و به عبارت دیگر امکان ابتلا به ناراحتیهای روانی برای همه افراد جامعه وجود دارد و هیچ انسانی از فشارهای روانی و اجتماعی مصون نیست و به عبارت دیگر در برابر بیماری روانی  مصونیت نداشته و ندارد و این خطری است که مرتباً نسل فعلی و آینده را شدیداً  تهدید می کند . با توجه به نکات فوق حدود و زیانبخشی بیماریهای روانی را می توان بطور زیر خلاصه کرد

1- زیانهای فرهنگی

2- زیانهای عاطفی

3- زیانهای سیاسی

4- زیانهای اقتصادی

5- زیانهای فردی و اجتماعی

6- زیانهای خانوادگی و انسانی

به طور کلی باید گفت وجود یک بیمار روانی به کار عادی و اقتصاد خانواده لطمه شدید وارد می کند ، در آمد سالانه را کاهش می دهد .از لحاظ روابط انسانی سایر افراد خانواده ها را در وضع ناراحت و تأسف آوری قرار می دهد و خانواده ها باید صرف نظر از مخارج  هنگفت و صرف وقت ، فشار روانی شدیدی را برای نگهداری بیمار خود تحمل کنند . مراقبت و نگداری بیمار روانی زندگی خانواده ها را مختل،

نشاط و رفاه فردی را از اعضای خانواده سلب می کند . برای سازمانهای درمانی ، آموزشی ، سیاسی ، اقتصادی و انتظامی مسئله بزرگ و پیچیده ای را ایجاد می کند . در تخریب و ضایع کردن نیروی انسانی ، در اقتصاد اجتماع تأثیر عمیق می گذارد و به پیشرفت کشاورزی، صنعتی ، آموزش و پرورش لطمه سنگینی می زند . به همین دلیل بهداشت روانی در بعضی از کشورها در رأس برنامه های ملی و بهداشت همگانی قرار داده شده است . بیماران روانی که از طریق مراکز دادگستری ، پزشکی قانونی ،پلیس و یا مراکز بهداشتی و درمانی دیگر جهت بستری شدن معرفی می شوند معرف آن است که این افراد برای افراد خانواده ، اجتماع و حتی خودشان خطرناک هستند و این امر نشان دهنده اهمیت موضوع و احتیاج به پذیرش ، درمان و نگهداری این افراد است و هیچ سازمانی نمی تواند به علت نداشتن نیروی انسانی کافی و یا متخصصین از پذیرش و تحت نظر گرفتن آنها خودداری نماید . چاره اندیشی ، ایجاد قوانین و مقررات معین برای بستری ، درمان ، ترخیص و حمایت از بیماران در جامعه بایستی در سر لوحه برنامه های بهداشتی قرار گیرد و تا مادامی که قوانین و مقررات خاصی برای نظارت بر درمان و توانبخشی و یا نگهداری بیماران روانی به مورد اجرا گذاشته نشده است . بهداشت روانی به مفهوم اصلی و اساسی انجام نگردیده است . متأسفانه قانون گذاران و مجریان امر بع علت نداشتن اطلاعات کاف درباره بیماریهای روانی و یاد گیری با مسائل متعدد از اقدام در برنامه ریزی در باره بهداشت روانی به نحوی از انجام طفره می روند ویا حتی وجود مشکل را انکار می کنند این مسئله نه تنها در سازمان های اجرایی کشور به چشم می خورد بلکه از تعصبات بیجای خانواده بیمار نیز می باشد

با عقیده به این که بیماریهای روانی درمانی ندارند ، سرو صدای این نوع بیماران به کسالت و ناراحتی آنها بستگی دارد حقیقت امر را کتمان می نمایند . باید دانست که اولاً اکثر بیماریهای عصبی روانی قابل علاج و پیشگیری هستند و در ثانی هزاران بیماری جسمانی وجود دارد که قابل علاج نیستند . بسیاری از بیماریهای قلبی و عروقی، سرطانها ، بیماریهای روماتیسمی و تغذیه ای ،بیماریهای پوستی ، بیماریهای کلیوی ، کبدی و غیره درمان اختصاصی ندارد ، مرتباً عود می کنند ، مزمن می شوند و گاهی تا آخر عمر بیمار با آنها دست به گریبان است . مسلم است که بیماریهای عصبی روانی نیز نمی توانند از این قانون مستثنی باشند . نکته جالب اینکه بشر مرتباً سعی و کوشش می کنند راهی برای درمان بیماریهای جسمانی پیدا کند و یا لا اقل با بیمار رفتاری معقول و انسانی داشته باشد ولی متأسفانه در مورد بیماریهای روانی این طور نبوده و این بیماران اکثر با طرد سازمانهای درمانی مواجه بوده اگر هم برنامه ای برای آنان تنظیم و به مورد اجرا گذاشته می شود جنبه رحم و دلسوزی و احسان را داشته و دارد. در مطالعه ای در انگلستان 30 در صد مردم آن کشور داروهای ضد افسردگی را بی اثر و 78 در صدد مردم داروهای ضد افسردگی را اعتیاد آور دانسته و همین تعداد نیز اقرار کرده اند که از عنوان کردن بیماری خود شرم داشته و مراجعه به روانپزشک را عیب می دانستند . تعصب نسبت به بیماریهای روانی به قدری است که هنوز نه تنها در کشور ما بلکه در بیشتر کشورهای جهان آمار دقیق و منظمی مربوط به بیماریهای روانی در دسترس نیست . در ایران فقط 10% تخت های بیمارستانی متعلق به بیماران روانی و حدود 12% بورجه بهداشتی کشور صرف بیماران روانی می گردد . در صورتی که در کشورهای مترقی نصف تخت های بیمارستانی برای بیماران روانی اختصاص داده شده است . مسئله افزایش بیماریهای روانی موضوع روز بوده و رابطه مستقیم با سیر صعودی رشد جمعیت و افزایش فشارهای عاطفی و هیجانی دارد .( طبق اظهار مدیر کل سازمان جهانی بهداشت در دانمارک در اردیبهشت 1357 در حدود 45 میلیون نفر مبتلا به بیماریهای روانی شدید بوده و در حدود همین تعداد نیز به علت اختلالات ناشی از مواد مخدر ، الکل ، عقب ماندگی ذهنی ، بیماریهای سبک عصبی روانی جداً ناتوان شده اند .) این پزشک اظهار کرده است که در کشور های در حال توسعه بیمارانی که به مؤسسات بهداشتی درمانی مراجعه می کنند از نوعی اختلالات روانی رنج می برند و سالیانه بیش از 100 میلیون بیمار افسرده جدید تشخیص به کلینک ها و روانپزشکان مراجعه و تحت مداوا قرار می گیرند . در مجله روانپزشکی آمریکا ذکر شده است که 25 تا 30 در صد افراد آمریکا از نظر نشانه های روانی غیر عادی هستند . طبق گزاش مجله درباره مطالعه اثر داروهای ضد اضطراب و مُسکن 17% مردم بلژیک و 10% مردم فرانسه از داروهای ضد افسردگی و آرام بخش سبک استفاده می کنند و تعداد زنان در بین مصرف کنندگان این دارو دو برابر مردها بوده و تعداد زیادی از این افراد بیش از 45 سال دارند . مطالعه فوق برای اثر داروهای آرام بخش و ضد افسردگی سه حلقه ای در روی قلب به علت گزارش مرگ های ناگهانی انجام شده است . افزایش بیماران روانی واحتیاج به سرویس دهی از یک طرف و کمبود نیروی انسانی که لازمه اجرای برنامه های صحیح درمان اجتماعی و بهداشتی است از طرف دیگر مغایرت پیدا می کند . در جوامع پیشرفته که افزایش بیماران روانی نارساییهای نیروی انسانی را بشدت خود می رساند حتی مجبور می شوند از بیماران روانی که بهبودی نسبی یا کلی یافته اند به عنوان نیروی انسانی مفید استفاده کرده ، ازتجربیات آنها در راه درمان بیماران روانی و حتی روان درمانی بیماران دیگر بهره برداری کنند . در مطالعات متعدد میزان از کار افتادگی در بیماران افسرده را در طول عمر بین 3 تا 5 سال گزارش کرده اند و با توجه به اینکه افسردگی به مراتب خوش خیم تر از بیماری اسکیزوفرنی است لذا میزان از کار افتادگی در بیماری اخیر بسیار زیاد و در بعضی از بیماران از شروع بیماری تا آخر عمر خواهد بود

علل افزایش و شیوع بیماریهای روانی :

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق مقایسه هوش هیجانی بین دختران عادی و فراری 25 – 15 ساله

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق مقایسه هوش هیجانی بین دختران عادی و فراری 25 – 15 ساله دارای 73 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق مقایسه هوش هیجانی بین دختران عادی و فراری 25 – 15 ساله  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه تحقیق مقایسه هوش هیجانی بین دختران عادی و فراری 25 – 15 ساله

 فصل اول :            
مقدمه                
بیان مسأله            
اهمیت و ضرورت مسئله      
اهداف تحقیق            
سوالات پژوهش        
فرضیه های پژوهش         
تعاریف عملیاتی واژه ها      
فصل دوم :           
ادبیات و پیشینه تحقیق      
مبانی نظری و تئوریک               
پژوهش در زمینه هیجان خواهی            
بررسی های مربوطه به دوقلوها                     
شواهد موجود درباره ساعتهای درونی                   
مطالعات انجام شده بر روی انسان            

مطالعات انجام شده بر روی حیوانات             
ساعتهای درونی و مغز    
ساعتهای درونی انسان    
یک ساعت درونی دوم    
شواهد موجود درباره اثر عوامل محیطی              
باز – تنظیم ساعتها    
نور به عنوان یک نشانه راهنمای خارجی              
ترکیبات بیوشیمیایی در نقش نشانه های راهنمایی خارجی        
کنترل فیزیولوژیکی ریتمهای زیستی                 
کنترل برون زاد (خارجی)                    
کنترل برون زاد (داخلی)                    
بررسی خواب        
انواع مختلف خواب    
مراحل خواب        
تحقیقات استانی     
فصل سوم :        
روش اجرای تحقیق     
حجم نمونه       
روش تحقیق       
ابزار جمع آوری اطلاعات  
روش جمع آوری اطلاعات  
روش آماری       
فصل چهارم :     
جدول داده های شماره 1 (جدول مادر)               
نمودار مقایسه هوش عادی دختران فراری و عادی            
تجزیه و تحلیل یافته ها   
فصل پنجم :     
نتیجه گیری        
محدودیت ها و ملاحظات تحقیق                  
پیشنهادات        
منابع و مآخذ        

بخشی از منابع و مراجع پروژه تحقیق مقایسه هوش هیجانی بین دختران عادی و فراری 25 – 15 ساله

 1 ) اتوکلاین برگ، روان شناسی اجتماعی، علی محمد کاردان، اندیشه، تهران، چهارم، 1372 ؛

 2 ) دلاور، علی، روش های آماری در علوم تربیتی، پیام نور، تهران، اول، 1369 ؛

 3 ) سیف، علی اکبر، روان شناسی پرورشی، آگاه، تهران، هشتم، 1372 ؛

 4 ) گنجی، حمزه، روان شناسی شخصیت، رشد، تهران، دوم، 1381 ؛

 5 ) جمعی از نویسندگان، مطالعات اجتماعی اول دبیرستان، کتب درسی، تهران، اول،

چکیده :

ویژگی های رفتاری هر فردی حاصل نوع شخصیّت فردی است. و شخصیّت هم محصول استعدادها و توانایی ها و هوش و احساسات و هیجانات رفتاری افراد است در یک کلام از جمع بندی تعاریف هوش (عمومی، کلامی، فضایی، تخیّلی، حسابی، 😉 می توان به این نتیجه رسید که «هوش میزان توانایی سازگاری فرد با محیط است» بدیهی است، تفاوت رفتارها و منش و شخصیت افراد به نوع احساسات و نگرش ها و گرایش ها و انتظارات و امیال و علایق فرد وابسته است

در تحقیق حاضر نیز با عنوان بررسی هوش هیجانی دختران عادی و فراری 25 – 15 ساله  به جستجو و بررسی نوع و میزان و مؤلفه های هوش هیجانی در دو گروه دختران 25 – 15 ساله عادی در خانواده ها و فراری پرداخته ایم

و با فرض تفاوت در بین هوش هیجانی این دو گروه به بیان مسئله با ذکر تبیین هوش هیجانی و اهمیت و اهداف و متغیرها و تعاریف در فصل اول و نیز مبنی تئوریک و نظری آن بخصوص هوش در میان دوقلوها و بررسی هوشی روی حیوانات و پاسخ های آنها و بررسی ساعت های درونی و فیزیولوژیکی و تأثیر نور و کنترل های برون زاد و درون زاد و به بررسی انواع خواب و مراحل خواب که با سلسله اعصاب و روابط عصبی و هوشی مرتبط است اشاره شده و با پرداختن به تحقیقات انجام شده ملّی و استانی و منطقه ای فصل دوم را خاتمه داده ایم. در فصل سوم فقط به روش اجرای تحقیق (ابزارهای جامعه، حجم نمونه، روش جمع آوری اطلاعات و روش آماری) پرداخته ایم

و در فصل چهارم با استفاده از داده ها و جمع بندی و دسته بندی آنها به تجزیه و تحلیل آنها اقدام کرده ایم و نتایج کمّی بدست آمده را با تحقیقات و مبانی نظری تحت عنوان تأیید فرضیه تطبیق داده ایم و در فصل پنجم با اشاره به نتیجه گیری کلی و بیان مشکلات و محدودیت ها و نیز ارائه پیشنهادات و توصیه ها و ذکر منابع و مآخذ و الحاق ضمائم و پیوست ها پژوهش را به سرانجام رسانده ایم

فصل اول

«مقدمه»

عناصر وجودی خانواده اعم از پدر و مادر، خواهر و برادر و احتمالاً پدر بزرگ و مادر بزرگ در کانون و هست خانواده از ارزش و جایگاه متفاوتی برخوردارند. که اصطلاحاً در متون جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی این جایگاه ها و حوزه ها نقش نام دارد

ایفای نقش در قالب انجام تکالیف و وظایف خود انتظارات و توقعاتی هم بدنبال دارد که از سایر نقش ها انتظار می رود. اگر پدر شب و روز در سرما و گرما در شرای سخت بدنبال تهی امکانات و وسایل آسایش و آرامش اعضای خانواده است. و فی المقدور همه نیازهای اساسی اعضاء در تهیه و تأمین می کند. در جای خود انتظاردارد که اعضاء در مصرف امکانات صرفه جویی کرده و جانب اهمیت و ارزش آن را درک نمایند و به قول و عمل پدر احترام بگذارند. همچنین است این مهم در مورد مادر که همه تلاش و مساعی ما در تأمین آرامش و آسایش و تدارک خوشبختی و شرایط باب میل اعضاء و مخزن محبت و عاطفه و قدرشناسی است. و انتظارش این است که حتی پدر نقش مادر را درک نماید و بچه ها هر کدام به نوبه خود در حفظ و رعایت زحمات و ارزش های در کوشا باشند و از ناحیه درک زحمات و نه از زاویه دل رحمی قدر ایثار و از خودگذشتگی مادر را بدانند

نهاد خانواده در عین حال که رکین ترین رکن و هسته اولیه تشکیل اجتماعات و گروه های بزرگ و کوچک اجتماعی است. و اولین گروه حضور انسانها در جمع و گروه های انسانی است

علاوه بر صفات و ویژگی های سایر گروه ها دارای ابعاد مختلف دیگری است که تاحدی گروه یا تمام خانواده را از سایر گروه هاجدا می کند. این ویژگی ها عبارتند از

1 ) عاطفی بودن ؛

2 ) نسبی بودن ؛

 3 ) نزدیکی بودن در عین اختلاف ؛

 4 ) حتمی بودن ؛

 5 ) عمومی بودن

1 ) همه اعضای خانواده به دلیل هم ژنی و هم خونی و هم رحمی بودن دارای روابطی عاطفی و مهربانانه و صمیمانه قلبی هستند؛

 2 ) چون از یک پدر و مادر و یا از حداقل دو یا 3 پدر و مادر هستند از لحاظ نسبی به یکدیگر نزدیک هستند؛

3  ) به دلیل بالا هر چند ممکن است. کودک یا پدربزرگ70سال اختلاف داشته باشند ولی به هم نزدک هستند و حرف ها و روابط نزدیک و محرمانه و صمیمانه ای دارند؛

 4 ) در همه اقوام و گروه ها این نهاد و خانواده حتمی است که باید ابتدا فرد  در خانواده تولد بزرگ شود تا رسمیت خود را در گروه های دیگر اعلام کند ؛

5 ) عمومی بودن یعنی این ویژگی ها مخصوص ایران و شده بیت و یکم نیست و شامل همه اقوام وملت ها برای همه قرون و اعصار می باشد.این پنج ویژگی قطعی و قمی در نهاد خانواده این نهاد را از سایر نهاد ها متمایز می کند؛

دختران در خانواده از لیطیف ترین وحساس ترین و شکننده ترین اعضای آن بشمار می روند. شاید دلیل این حساسیت و شکنندگی جسم حساس و ضعیف خطری آنان و ویژگی شخصیت زود رنج و مادرانه آنها و تیپ خطریو طبیعی زیبا شناسانه و شاعرانه و هنری دختران در طول قرن ها و هسته جوامع و گروه های اجتماعی است

شخصیت جذاب و حساس دختران و فرهنگ عمومی اجتماعات بشری بخصوص جوانان پسر در گرایش و میل خطری و جنبی به دختران در سنین بلوغ قصایی از رعب و سخت گیری خانواده ها در کنترل دختران و نظارت بر آمد و شد آنها وتحصیل و رفتارهای آنان را دامن می زند. و گاهی در اثر شدت عمل و عدم بر خورد عقلانی و منطقی و سخت گیری مستبدانه و نیزعدم پختگی و تجربه کافی و نیز و سیاسی و وعده و عیدهای بیرونی از ناحیه پسران واغفان و گمراه کردن آنها از سوی دوستان دختری دختران آنها را به اخذ تصمیمی خطرناک بنام ترک منزل و در بعد وسیع تر و شدیدتر فراز از خانه ترغیب می کند و خانواده و خانواده هایی را دچار مشکلات فراوان با توجه به فرهنگ متعصب مذهبی و یا شخصیت آبرومندانه ملی و محلی آنهامی نماید

که گاه تبعات و اثر ات آن به ازدواج اجباری و کوچ خانوادگی و درگیری اعضای خانواده با هم و با عاملان منجر می شود

فرار دختران چه مقوله ای است؛ و چه سابقه و تاریخچه ای دارد؟ و زمینه ها و شرایط تحقق این عمل چه چیزی است؟ و چه تبعات و اثراتی در جامعه بر جای می گذارد؟ و پیامدهای ناشی از این عمل چه بازخوردهایی در خانواده و جامعه و قوانین دارد؟

متأسفانه و یا خوشبختانه مقوله فرار دختران موضوع نسبتاً جدیدی است که اغلب در قرن حاضر بخصوص دهه های آخر قرن بیستم شاهد آن هستیم. و قبل از آن به دلیل نگرش به زن و به تبع آن دختران آنگونه بود زنان اغلب عناصر درون خانواده ای بودند و نقش آنان در تحصیل و اجتماع و شغل و فعالیت ها بسیار کم رنگ و اندک بوده است. و اغلب زنان خانه دار و مردان پش از استطاعت نسبی یا زنان ازدواج می کردند و این ازدواج آخرین آرمان و زیباترین اتفاق زندکی زنان بشمار می رفته است. که پس از آن به دنیا آوردن بچه ها و تربیت نسبی آنها و پیر شدن و مردن سیر زندگی آنان بوده است هر چند تعداد انگشت شماری هم بنا به شرایط و ضوابط خاصی و ملی تحصیلات درخور به شغل دبیری و یا مامایی پزشکی و غیره مفتخر می شوند. اما امروزه وضع قابل مقتیسه با گذشته نیست و حتی در برخی از موارد پیشتازی دختران کاملاً محسوس است

در دهه های اخیر ایفای نقش زنان و شرایط و موقعیت های جدید بوجود آمده باعث حضور زنان به صورت گسترده در اجتماعات و کسب تحصیل و مهارت در دوره های مختلف شده است و گویی زنان عقده ها و محدودیت های قرن های گذشته را در دهه های اخیر جبان کرده اند. تا آنجا که در سال های گذشته به صورت متمادی کیفیت و کمیت حضور زنان در دانشگاه ها و تحصیل و حتی برخی از شغل ها بمراتب بیش از دختران می باشد و شرکت و قبولی 64 درصد در قابل 36 درصد در دانشگاه ها این ادّعا را کاملاً روشن می کند

حتی این وضع در مورد دانش آموزان شدیدتر است. طبق تحقیقات بعمل آمده در سال های گذشته (80 – 79) و ثبت آن در خلاصه تحقیقات و مطالعات در کتاب پژوهشی استان ها از 12 درصد دانش آموزان ترک تحصیل شده و انصراف داده 9 درصد پسران و 3 درصد دختران هستند. اما از میان 16 درصد دانش آموزان ثبت نام شده مناطق محروم 12 درصد دختران و 4 درصد پسران را شامل می شود. همه این آمار و ارقام را به این دلیل آوردیم که حضور همه جانبه و پر رنگ دختران را با توجه به شخصیت عاطفی و لطیف و جذاب و پسر گرای آنان را طرح کنیم

و اگر این میل و گرایش همرراه با سخت گیری و استبداد خانواده ها توأم باشد. سرخوردگی و قهر و یا ترک تحصیل و گاهی تصمیم به فرار اتفاق می افتد و ما در این گزارش قصد این را داریم که چه تفاوتی میان هوش هیجانی دختران عادی و فراری دجدو دارد؟

«بیان مسأله»

مشکل و اختلال و بزه فرار دختران از خانه که به دلیل اغفال و جلب شدن آنها توسط جوانان پسر و یا دوستان دختری دختران با وعده های جذاب و رویایی، دست یابی به ثروت و موقعیت و جمال و شهرت و معروفیت و رهایی از محدودیت انجام می گیرد، صفحه و موضوع تلخی است که هیچ کس مصون و اسثناد از آن نیست و هر لحظه دختران هر خانواده ای ممکن است در این جریان و دام طراحی شده گرفتار گردند

البته عدهّ ای از روانشاسان صاحب نام و متبحّر علت و عوامل فرار دختران را در مبدأ و خانواده جستجو می کنند و معتقدند که خانواده زمینه ساز و مستند کننده این شرایط و تحقق این رویدادها هستند. و اگر خانواده ها نسبت به دختران خود شناخت کافی داشته باشند و از علایق و استعداد و خلاقیت ها و انگیزش ها و میل ها و نگرش های آنان مطلع باشند یا عناوین مختلف و متفاوت مثل سوق دادن به ورزش و هنر و نقاشی و هدایت آنها به آیین و مراسم مذهبی و انتخاب دوستان یا صلاحیت و صرف کردن انرژی انفجاری آنان و نیز نظارت و کنترل رفت و آمد آنها و پی گیری تحصیلات زمینه و شرایط وقوع این اعمال و ذهنیّت را از دختران خود سلب می کنند. در غیر اینصورت این وظیفه و مهم توسط گروه دیگیر و با نیّات و اهداف متفاوت تری و با هدف سوء استفاده و بهره برداری از آنها انجام می دهند. در این تحقیق، پژوهشگر به دنبال پاسخ دادن به این سئوال است که آیا بین هوش هیجانی دختران عادی و فراری تفاوت وجود دارد؟

اهمیت و ضرورت مسئله :

تمامیت و حفظ ساختار خانواده و ادام حیات و شادابی و نشاط آن از مهمترین وضروری ترین و غیر قابل اجتناب ترین هدف های والدین و اعضای خانواده در هم اقوام و ملت ها بخصوص ما ایرانیان متعهد و مسلمان و متعصب است. حفظ قوام و چهارچوب خانواده با محوریّت پدر و ایفای مادران و خواهران و برادران از چند نظر حائز اهمیّت است

الف ) خانواده یک گروه است و اعضای گروه دارای روابط منظم و پایدار و عاطفی بوده و خلاء و نقصان یک عنصر هم روابط درون خانواده را به هم می ریزد

ب ) ایرانی متعهّد و مسلمان بوده و نسبت به غیبت و فرار دختران از منزل حساس و آن را نوعی بزه و بی آبرویی و آسیب دیدگی ناموسی و هتک حرمت و تخطّی از اصول و ارزش ها و دیگران شریک تین عمل را متجاوزان حریم ستر و حجاب و ناموس خانواده تلقّی می کنند

ج ) مقبولیت و شرافت و محبوبیت خانواده تضعیف شده و گناه به خانواده با نوعی نگاه مجرمانه و گناهکارانه ادامه پیدا می کند

و ) اگر دختران با این اقدام راه بازگشت را نداشته باشند. به دامی می افتد که عواقبی جز ننگ و بدبختی و سوء استفاده های شیطانی از آن ها چیز دیکر انتظار نمی رود و اکر برگردد مقبولیت و اعتبار خود را تا حد یک زن زنا کرده و پست پایین می آورد

هـ ) ارزش ها تغییر پیدا کرده و اعصاب و ذهنیت خانواده نسبت به جامعه متحوّل می شود و بدبینی و خشم و تندخویی جای خود را به اطمینان و آرامش و اعتماد می دهد

و ) دولت و مأموران و مسئولان نظامی و ارشادی در برخورد با این افراد جنبه های بزهکارانه را مد نظر قرار می دهند و معمولاً به دختران فراری با چشم بزهکار و آماده انحراف و خلاف و مستعد و آماده جرم و گناه نگاه می کنند و تکرار و کثرت این اعمال نا امنی و بدبینی عمومی را در جامعه ترویج می دهد

ز ) این قبیل دختران معمولاً تحصیلات ناتمام دارند. و مادران موفقی نیستند و هر لحظه در انتظار شنیدن گذشته ننگین خود از زبان باصطلاح شوهر و حتی بچه های خود هستند و جرأت بازگشت به موطن را ندارند. و این افکار و اندیشه ها خو به خود ناامنی روانی و روان نژادی فردی فرد را دامن می زند، و امید و امیدواری به آینده و آرزوهای دور و دارز خوشبختی فرزندان را در هاله ای از نگرانی و ترس و تشویش گم می کند و هر کسی را که می بیند احساس می کند که از گذشته او با خبر است و در مجالس و محافل شرکت نمی کند

هـ ) اگر هم راهش را ادام.ه داد و شوهری مثل خودش انتخاب و اختیار کرد هیچ ضمانت و اطمینانی از خوشبختی آتی برای آنان نمی توان پیش بینی کرد اگر هم ظاهراً خوشبخت باشند در باطن و وجدان خود گناه سنگینی و ثقیلی را حس می کنند که تا آخر عمر گریبان و ذهن او را راحت نمی گذارد

و اینکه بالاخره، عنصری از عناصر و جوان نابوده شده است. آیا این دلایل و اهمیت کافی برای انتخاب و اختیار موضوع کافی نیست؟

اهداف تحقیق

هدف های عمده تحقیق حاضر عبارتند از

–        تعیین هوش هیجانی دختران عادی و فراری 25 – 15 ساله در تهران

–        مقایسه هوش هیجانی دختران عادی و فراری 25 – 15 ساله تهران

–        عوانل و زمینه های و فرار دختران از منزل در تهران

اهداف فرعی

–        تعیین و انتخاب مهم نمونه حراقل به تعداد 100 نفر

–        برآورد هوش هیجانی همه حجم نمونه بوسیله تست و کسلر

–        شناسایی عوامل فرار دختران از زمان خودشان

–        مقایسه یافته ها با یافته های قبلی و تاریخی و مطالعاتی

–        نتیجه گیری کلبی و نهایی

سؤالات پژوهش

– آیا بین هوش هیجانی دختران فراری و دختران عادی تفاوت وجود دارد؟

فرضیه پژوهش :

– بین هوش هیجانی دختران فراری و عادی تفاوت وجود دارد

تعاریف عملیاتی :

فرار دختران : غیبت حداقل یک شبانه روز دختر 25 – 15 از خانه مشروط بر اینکه از شهر و حوزه خود خارج شده باشد

عادی : دخترانی که با شرایط مختلف در خانه نزد پدر و مادر در زندگی می کنند

هوش : ساخت و توانایی ذهنی و توانشی مقر انسان در برخورد با مسئله و ارائه راه حل متناسب با خود (1)

هوش هیجانی : هوش هیجانی شامل بخشی از ذهن و توانایی که فرد را با احساسات و تعلّقات عاطفی و احساسی مواجه می نماید

شهر تهران : تهران مرکزی شامل حدود جغرافیایی میدان آزادی تا شهدا و از جماران و تجریش و ولنجک تا راه آهن و مرقد امام خمینی (ره)

انگیزش : میزان سیاق و شوق احساسی دریافت و برخورد و پاسخ احساسی و شوقی بدون ادراک و تفکر و تمرکز و توجه در مسئله و محرک

مبانی نظری و تئوریک

در بحث جنسی در نیاز به پیشرفت متوجه شدیم فعالیتهایی که در ارزشهای فرهنگی وجود دارند ممکن است موجب تغییراتی در سطح انگیز پیشرفت شوند. برای پژوهش روی این موضوع که چگونه ممکن است نیاز به پیشرفت در طی زمان تغییر یابد، در سال 1976 یکی از پژوهشگران با استفاده از شش تصویر شبیه به تصویرهای آزمون TAT یک نمونه ملی شامل بیش از 1200 آزمودنی بزرگسال را مورد آزمایش قرار داد. نتایج این بررسی با یافته های یک زمینه یابی که 19 سال قبل، یعنی، در سال 1957 انجام شده بود، مورد مقایسه قرار گرفت. (وروف، 1982)

در مورد مردان، سطح نیاز به پیشرفت ثابت باقی مانده بود. در مورد زنان سطح نیاز به پیشرفت افزایش یافته و حاکی از آن بود که طی مدت 19 سال زنان به طور فزاینده ای به کار و پیشرفت به عنوان وسیله ای برای ابزار وجود روی آورده اند که باز کمتر از مردان است. سن اوج نیاز به پیشرفت در زنان در محدود 21 الی 29 سالگی یکسان باقی مانده، در حالی که برای مردام اوج در بررسی سال 1957 در محدود 40 الی 49 سالگی و در سال 1976 در محدود 30 الی 39 سالگی بود

برای هر دو جنس، همبستگی بین انگیزیش پیشرفت و حضور در دانشگاه، بالا باقی مانده بود. هم مردان و هم زنانی که به دانشگاه می رفتند، از نظر انگیز پیشرفت به میزان معناداری بالاتر از کسانی بودند که دانشگاه نمی رفتند

همچنین یافته های زمینه یابی سال 1976 تفاوتهای جنسی را در خصوص نقش شغلی آشکار کرد. مردانی به پیشرفت نمر بالایی داشتند نسبت به شغل خود جهت گیری شدیدی داشتند. آنها گزارش کردند که از شغل خود راضی هستند، کار را بر فعالیتهای اوقات فراغت ترجیح می دهند، شغلهای سطح بالایی دارند و معتقدند که کارشان ارزشهای اصلی آنان را تحقق می بخشد. به علاوه آنان نسبت به سایر جنبه های زندگی خود نگرشهای مطلوبتری داشتند، از سلامت روانی و جسمانی برخوردار بودند و از نظر خود کارآمدی در رضایت از زندگی زناشویی در سطح بالا قرار داشتند ولی در هر حال، منبع اصلی ارضای آنان شغلشان بود. زندگی خانوادگی و انجام وظایف پدری در نظر آنان به انداز شغل آنان و ارضای نیاز به پیشرفت اهمیت نداشت. نتایج به دست آمده از زمینه یابی سال 1976 در مورد زنان متفاوت بود. نیاز به پیشرفت آنان بیشتر با ایفای نقش همسر و مادر و فعالیتهای اوقات فراغت ارضا می شد تا با کارشان

هر چه نیاز به پیشرفت یک زن بالاتر بود، احتمال زیادتری وحود داشت که در فعالیتهای اوقات فراغت هیجان انگیزتر یا دشوارتری شرکت کند و آن فعالیتها را به عنوان تحقق ارزشهای اصلی خویش در نظر بگیرد. همچنین زنانی که نیاز به پیشرفت بالایی داشتند گزارش کردند که به عنوان مادر تا حدودی احساس بی کفایتی می کنند و معتقدند که فعالیتهای آنان مزاحم کودکانشان است به رغم این واقعیت که انجام وظایف مادری حداقل بخشی از نیاز به پیشرفت آنان را ارضا می کند. به طور کلی، در این زمینه یابی زنانی که انگیز پیشرفت بالایی داشتند، در درجه اول به شغل خود به عنوان منبع اصلی ارضا تأکید نکردند

ماروین زوکرمن، هیجان خواهی : از اوایل ده 1970 ماروین زوکرمن یکی از روان شناسان دانشگاه دله ویر پژوهشهای وسیعی در جنب محدودی از شخصیت که هیجان خواهی می نامد، آغاز کرده است. او معتقد است که این پدیده یک صفت از شما است که با نیاز به احساسها و تجربه های متنوع، بدیع و پیچیده و میل به خطر جویی جسمانی و اجتماعی به خاطر چنین تجربه هایی تعرف می شود. (زوکرمن، 1979، ص 10)

اندازه گیری هیجان خواهی : زوکرمن یک پرسشنامه 40 ماده ای مداد و کاغذی به نام مقیاس هیجان خواهی (SSS) ساخته است. در جریان ساخت این آزمون، او آن را روی اشخاص بسیاری که رفتارشان با تعریفی که از هیجان خواهی مطابقت داشت، اجرا کرده است

برای صفت کلی هیجان خواهی چهار عامل یا مؤلفه تعیین شده است (زوکرمن، 1983، ص 42) این عوامل عبارت اند از

1 ) حادثه جویی، تمایل به درگیر شدن در فعالیتهای جسمانی که شامل عناصری از سرعت، خطر، تازگی و گریز از جاذبه است (مانند چتر بازی یا غواصی)؛

2 ) تجربه جویی، جستجو برای تجربه های جدید از طریق مسافرت، موسیقی، هنر و شیو زندگی خود انگیخته و ناهمرنگی با وجوه تشابهی که مردم به آنها گرایش دارند؛

3 ) بازداری زدایی، نیاز به جستجوی رهای در فعالیتهای اجتماعی بازداری شده با توسل به الکل یا بدون آن؛

4 ) ملال پذیری، اجتناب از تجربه تکراری، کار عادی یا یکنواخت یا اشخاص قابل پیش بینی، و در صورت قرار گرفتن اجباری در معرض چنین تجربه هایی، واکنش عدم رضایت بی قرارانه نشان دادن؛

پژوهش در زمین هیجان خواهی

پژوهشها نشان داده اند که اشخاص جوان مذکر، بین سنین نوجوانی تا اوایل ده دوم زندگی، مردم فرهنگهای غربی و سفید پوستان در مقایسه با سالمندان، زنان و مردم فرهنگهای شرقی و رنگین پوستان، در مقیاس SSS نمره بیشتری به دست می آورند

 کسانی که هیجان زیادی دارند در مقایسه با افرادی که هیجان خواهی کمی دارند، به احتمال زیادتر مواد مخدر مصرف می کنند، سیگار می کشند، الکل می نوشند، به سرعت رانندگی می کنند، اقدام به آمیزش جنسی فراوان می کنند، دست به قمار می زنند، خطر جویی جسمانی دارند، و به مکانهای ناآشنا سفر می کنند، حتی هنگامی که مسافرتها توأم با خطر هستند

 کسانی که هیجان خواهی زیادی دارند، از نظر خودمحوری بیشتر برون گرا، خودمختار، جسور و ناهمرنگ یا ناپیرو و در ابزار هیجانی خود بی پروا هستند

 کسانی که هیجان خواهی زیادی دارند، در مقایسه با کسانی که هیجان خواهی اندکی دارند، از نظر کارکرد شناختی نسبت به محرکهای دردناک تحمل بیشتری دارند، با سرعت بیشتری نمادها و اعداد را تشخیص می دهند و در تحریک بینایی، پیچیدگی را ترجیح می دهند. مجذوب اندیشه های گمانه ای، شبه علمی می شوند و گرفتار تفکر دارای فرایند ابتدایی هستند

 علایق شغلی مردانی که هیجان خواهی زیادی دارند، متوجه علم و مشاغل کمک رسانی است، مردانی که هیجان خواهی کم دارند، بیشتر متوجه مشاغل دفتری و تجاری هستند. آنهایی که هیجان خواهی زیادی دارند در مشاغل کمک رسانی، به انجام کارهای مهیج و خطرناک می پردازند

 کسانی که هیجان خواهی زیادی دارند، از نظر نگرشمای مذهبی و سیاسی بیشتر متمایل به آزاد اندیشی هستند، در برابر موقعیتهای مبهم تحمل بیشتری دارند، در نگرشهای جنسی آسان گیرتر و از نظر سلطه جویی ضعیف ترند. همچنین پاسخهای فیزیولوژیکی آنان به محرکهای جدید شدیدتر از گروه دیگر است. هیجان خواهی عمدتاً ارثی است، ولی عوامل محیطی مانند ترتیب تولد و سطوح هیجان خواهی والدین ممکن است بر آن تاثیر بگذارند

 بررسیهای مربوط به خلق و خو در دوقلوها :

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید