مقاله زندگی از دیدگاه بزرگان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله زندگی از دیدگاه بزرگان دارای 26 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله زندگی از دیدگاه بزرگان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله زندگی از دیدگاه بزرگان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله زندگی از دیدگاه بزرگان :

زندگی از دیدگاه بزرگان
سخنان بزرگان : آزادی دریایی متلاطم و طوفانی است. انسانهای ترسو آرامش استبداد را بر این طوفان ترجیح می دهند.

كنفوسیوس :
مرد آزاده و گرانمایه را دست كم نگیرید. مرد آزاده همیشه پایبند حق و عدالت است ولی فرومایه در بند منافع شخصی است. مرد آزاده هوشمند همیشه سخنی برای گفتن دارد اما این بدان معنی نیست كه هر هوشمندی آدم ارجمندی است. بزرگ مرد دلیر است اما همه دلیران افراد شریف نیستند. مرد آزاده به مقتضای زمان و مكان حركت میكند اما خود را زیر دست نمی سازد، مرد عامی فرمانبر و زیر دست است

اما موافق زمان و مكان حركت نمی كند. هنگا می كه انسان بزرگ را می شناسیم كه در زندگی موفق زیسته است روح او را در كالبد خویش می دهیم و با او زندگی می كنیم و این ما را حیاتی دوباره می بخشد. لزومی ندارد حقیقت همیشه ساده و برای ما قابل مهم باشد ممكن است حقیقتی هم در جهان یافت شود كه ما آن را ندانسته یا دانستن آن برای ما دشوار باشد. تحقیر طبیعت جایز نیست. طبیعت همواره صادق و متین و جدی است و همیشه راه صواب می پیماید و خطا و اشتباه از بشر سر می رند طبیعت با مردم نادان و ناتوان در جنگ است و اسرار خود را جز با مردم دانا و توانا و پاكدامن در میان نمی نهد.

ویكتور هوگو :
حقایق به نیروی اوهام از بین نمی روند اگر چند روزی در پس پرده بمانند. وابستگی به زنجیرها آسان تر از وابستگی خود ما به اوهام و خرافات است.
نهرو :
به خاطر بسپاریم كه تنها راه خوشبختی این نیست كه متوقع حق شناسی از دیگران باشیم بلكه خوبیهایی كه به آنها می كنیم باید فقط به منظور تامین مسرت باطنی خودمان باشد. دو نفر از پنجره شهر به بیرون می نگریستند یكی گل و لای را می دید و دیگری ستاره های درخشنده را.

شكسپیر :
دنیا جای آسایش است، جای آزمایش است . باید اعتراف كنیم كه منبا بدبختی ما دنیایی است كه در سینه داریم نه دنیایی كه كل را احاطه كرده است، غالبا آرزو می كنیم كه از بدبختی و فلاكت در امان باشیم در عین حال با پای خود به طرف ورطه بدبختی می رویم. علم به دنیا نیامدن بهتر از تعلیم نیافتن و نادان ماندن است. زیرا جهالت ریشه همه بدبختی هاست. بسیار كسان هستند كه به یك اندیشه عالی می رسند اما مهم این است كه چگونه آن اندیشه را به كار بندند و در باره آن مجدداً بیندیشند.

حضرت علی (ع) :
هر كس به نفس زنده است، به مرگ بمیرد. و هر كس به اخلاص و صدق زنده است هرگز نمیرد. خودستایی تولید نفرت و انزجار می كند زیرا از طرفی علامت دروغگویی و از طرف دیگر ناشی از حماقت و ناتوانی است ، كسی كه پیوسته از صفتی دم می زند بطور قطع فاقد آن صفت است . درپیشگاه خداوند متعال هیچ خدمتی با ارزش تروشایسته تر ازدستگیری نیازمندان و دفع آلام از دردمندان نیست. كسانی كه عزت نفس ندارند درد ذلت و اهانت را درك نكنند .

لیكن صاحبان نفس شریف با یك سخن كوتاه و یا یك كلمه ملول و متاثر می شوند . شما قادر نیستید با پول خود جز جمعی قلیل دوست تهیه نمائید ولی می توانید با رفتار نیك و محبت و خدمت به خلق دنیایی را فریفته و یار خود سازید .

بهترین دوست كسی است كه وقتی او را یاد كردی یاریت كند و وقتی او را از یاد بردی تو را به یاد آورد.
دیل كارنگی :
یك راه بیشتر برای خوشبختی وجود ندارد آن هم كاستن نگرانی در باره چیزهایی كه مافوق قدرت ما قرار گرفته اند.
مترلینگ:

هدف زندگی تقدس است نه علم. ولی تقدس نمی تواند بدون كمك علم از عهده پرداختن و رهبری زندگی بر آید. هدف علم آن است كه در راه رسیدن به تقدس به آدمی كمك می كند. وقتی احساس می كنید كه دیگر هیچ دوستی برایتان نمانده است به قفسه كتابهایتان سری بزنیدآنجا دوستان صادق و همیشگی شما انتظارتان را می كشند.

تولستوی:
زندگی چیست؟ بیداری كه تنها یك لحظه طول می كشد و دوباره به خواب می پیوندد. دوران شگفت انگیز و كوتاهی كه تولد و مرگ را از هم جدا می سازد جرقه ای است كه در ظلمت می درخشد و ناپدید می گردد. خرابی كار یك مملكت از دو چیز است . 1- نداشتن مردمان عالم ولایق . 2- نبودن آنها در سر كارهای مملكتی.

هنر یك موج سیال در قالب نگنجیدنی است، هرگز در صدد تعریف هنر بر نیایید.هنر جهان پسند همواره ملاك ثابت و معتبری با خویشتن دارد و آن ملاك ثابت و معتبر معرفت دینی و روحانی است . هنر خوب زیستن درست همانند آفرینش هنر است باید فرا گرفت و با هوشیاری بی وقفه به كار برد. زندگی بی ثمر همچون مرگ است. نیكی را به نیكی پاداش بده و اگر قدرت جبران نداری نیكوكار را به نیكی یادنما و همواره سپاسگزار باش .

ادیسون:
من به هیچ وجه اجازه نمی دهم تحت هیچ نوع شرایطی مایوس شوم، سه چیز لازم برای رسیدن به یك هدف با ارزش عبارت است از كار، استقامت و عقل سلیم . آن كه بیش از اندازه محتاط است بسیار كار انجام می دهد.

حضرت محمد (ص) :
در آن موقع كه لقمه های چرب و شیرین به دهان می گذارید و بر بستر نرم آرام می گیرید ، آیا ممكن است نمای رعب آور و هولناك گروهی مستمند را در مقابل چشم خود مجسم نمائید .

گرانبها ترین متاعها عقل است ، بزرگترین دردها احمق بودن و گرامی ترین پیشه ها حسن خلق می باشد. هر كس كه این سه خصلت دروی باشد منافق بوده آنكه دروغ گوید . آنكه در وعده خلاف كند و پیمان بشكند . آنكه در امانت خیانت كند . نا امیدی نخستین گامی است كه شخص به سوی گور بر می دارد . مقصرترین مردم كسانی هستند كه روح مایوس دارند .
انیشتن:
آدم تنها در بهشت هم باشد به او خوش نمی گذرد اما كسی كه به كتاب یا به تحقیق علاقه مند است هنگامی كه به مطالعه یا به تفكر در باره محتوای آن كتاب مشغول است. جهنم تنهایی برای او بهترین بهشت خواهد بود.

بزرگ مرد ریشه نیكنامی را در وجود خود می جوید و آدم فرومایه از بیرون. ساعتی در خود نگر تا كیستی.
شیخ سعدی شیرازی :
بهترین دوره های زندگانی روزگار پیری است . در آن هنگام كه انسان آخرین مراحل حیات را طی می كند و می تواند بر صفحات عمر مرور كرده و نتیجه اعمال گذشته و یادگار شیرین ایام جوانی را كه در ادوار مختلف زندگی در روح خود ذخیره كرده بیاد بیاورد كه در راه سعادت ابنائ نوع خود قدمی برداشته از نظر بگذراند .

ارشمیدس:
نادانی هر كس به دو چیز دانسته شود . اول خبر دهد و بگوید چیزی كه از او نپرسیده اند . دوم با سخن گفتن زیادتر از حد ضرورت.
افلاطون:
بدبختی این حسن را دارد كه دوستان حقیقی را به ما می شناساند. فضایل كوچك در نزد عوام جلب تحسین می كند و فضایل متوسط باعث تحیر ایشان میشود و فضایل عالیه را اصلاً نمی فهمند. لیكن وقتی كه یك مرد غلام مرد دیگر شد نصف فضایل و تقوای او از دست رفته است. سینه ای كه خالی از یاد و ذكر خدا باشد چون محكمه ای است كه قاضی در آن وجود ندارد.

شاندل:
كسی كه اراده قوی نداشته باشد و به زودی در مقابل مشكلاتی كه اطراف هر كاری را احاطه كرده است مغلوب شود نمی تواند به موفقیت و پیشرفت خود امیدوار باشد. من حقیقت مطلق را نمی دانم، اما در برابرجهل و نادانی خویش متواضعانه سر فرود می آورم و افتخار و پاداش من در همین است. جبران خلیل جبران بسیاری از نظریه ها به شیشه پنجره می مانند از پشتشان حقیقت را می بینیم اما در عین حال ما را از حقیقت جدا می كند. جبران خلیل جبران كسانی كه حقیقت را درك كرده اند با افرادی كه حقیقت را دوست می دارند برابر نیستند.

لرد آویبوری:
اكنون من عقیده پیدا كرده ام تا وقتی كه تغییری بزرگ در اساس ساختمان روحی و طرز فكر جامعه بشری روی ندهد هیچ پیشرفت بزرگ و عمده ای در سرنوشت او حاصل نخواهد شد. دنیای امروز به كسی حق حیات می دهد كه بتواند روی پای خودش بایستد و مردم در برابر اراده این و آن سر تعظیم فرود نیاورد. یكی از بزرگترین مسرات دنیا این است كه گروهی دوستان در جایی جمع شوند و ساعات فراغت را به سخنان شیرین و دلپذیر بگذرانند. معاشرت بر دانایی می افزاید ولی تنهایی مكتب نبوغ است.
رجان استوارت :
برای ترقی در زندگی نباید انتظار رسیدن آسانسور را كشید بلكه باید راه پلكان را پیش گرفت و پله پله بالا رفت.
مارك اورال جرات :

جسارت بدون تحقل خطرناك است و تحقل بدون جسارت بی ثمر. اگر یك فكر سلیم اراده ما را راهنمایی نكند كوشش و اقدام ما به درد نمی خورد.
گوستاو لوبون :
برای شنا كردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است و الا هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حركت كند .
الكسیس كارل:
یك انسان واقعاً دیندار باید بداند كه ادیان دیگر هم راههایی هستند كه به حقیقت می پیوندند. ما باید همیشه به دیده احترام به ادیان دیگر بنگریم.
آرزو دارم كه تا آخرین رمق وجود من ثمر بخش باشد و هنگامی بمیرم كه از من هیچ خدمتی نباشد.
رادها كرشینان :

الماس را جز در قمر زمین نمی توان پیدا كرد و حقایق را جز در اعماق فكر نمی توان یافت .
جمال الدین اسد آبادی :
عاقبت حقیقت پیروز خواهد شد اما گاهی اتفاق می افتد كه دروغ ما مدت زیادی رایج می مانند و دوام پیدا می كنند وقتی كه دروغ كار خود را به پایان رساند خواهد پوسید و حقیقت با عظمت خود پیروز خواهد شد .بزرگترین عامل پیروز شدن در كارها كمتر محبت كردن است. هر چه بیشتر حرف بزنیم زودتر دستمان رو میشود و وقتی دستمان رو شد میدان فعالیت و آزادی اقدامات در برابرمان تنگ میشود. میدان پول در آوردن با میدان جنگ تفاوت زیادی ندارد.
اپیكتوس :

دنیا مانند یك تماشاخانه است، هر كس رل خود را بازی می كند و سپس مخفی می شود.
خواجه عبدالله انصاری :
تا تو طالب دنیا باشی دنیا بر تو سلطان بود و چون از وی رو بگردانی، تو بروی مسط باشی.
شیخ ابوالحسن خرقانی :
در حیرتم كه وجود ناچیز خود را در مقابل عظمت كاینات و این دنیای بزرگی كه در آن زندگی می كنیم به چه تشبیه كنیم .

نیوتن :
دنیا یك صحنه بازی است و همه بازیگر آن هستند و به نوبت می آیند و می روند و نقش خود را به دیگری می سپارند.
امرسون :
رستگاری رستگار كسی است كه چنگالش به خون مظلوم و زبانش به حال و آبروی مردم آلوده نباشد.
ابو سعید ابوالخیر:
زندگی مانند هنر شاعری و نقاشی است كه به تمامی باید ظهور و تجلی یابد، فكر بدون عمل مرگ است، در زندگی عزم و اراده است كه موفقیت می آورد نه اندیشه ها.
وقت تو عزیزترین چیزهاست، پس آن را به عزیزترین چیزها مشغول كن.
اقبال لاهوری:
زندگی امروز ما كشتزاری است كه زندگی فردا از آنجا می روید.

لاكار :
زندگی راهپیمایی به سوی مرگ است و مردن دخول در حیات جاودانی.
نیكول:
زیاد زیستن تقریبا آرزوی همه می باشد ولی خوب زیستن آرمان یك عده معدود.
هیوز:
آنچه ما آن را به نام مرگ می خوانیم یك زندگی است كه هنوز نتوانسته ایم چگونگی آن را بفهمیم. بدون مرگ زندگی ارزشی ندارد. بر اثر ترس از مرگ است كه زندگی در نظر ما اینقدر لذت بخش و خواستنی جلوه می كند.
برنارد شاو:
تجربه بهترین درس زندگی است. ولی افسوس كه برای آن بهای سنگینی باید پرداخت. من می خواهم كاملاً شبیه یك درخت باشم. می خواهم همواره نمو كنم، از بالا میوه هایی داشته باشم و از پایین با استحكام روح ریشه خود را در اعماق زمین فرو برم تا بتوانم به زندگانی عملی خود رشد و نیرو بدهم.
كار لایل:
از عجایب زندگی یكی این است كه وقتی مرگ ما را در می یابد كه آماده شده ایم تا از یك زندگی شیرین برخوردار باشیم
بتهوون:
در اعماق روح خود نغمه ای كه گاهی نشاط آور و غالباً غم انگیز است می شنویم. این نغمه مداوم ندای حیات درونی ماست.
لامارتین:
اگر فعلاً در آسایش و غنا هستی برای ایام پیری و ناتوانی ذخیره كن . آفتاب صبح تمام روز پایدار نیست .

بنیامین فرانكلین :
سكوت اگر مردم به همان اندازه كه در سخن گفتن توانا هستند در اختیار سكوت توانا بودند اوضاع جهان بسی بهتر از این بود كه هست. كار مرد نابغه ای كه بخواهد در كارها كامیاب شود یك در صد الهام غیبی دارد و نود و نه در صد محتاج جان كندن و عرق ریختن است. من مشهور نشدم مگر به واسطه كار و كوشش، اگر از عملی خسته می شدم تفریح و رفع خستگی خود را در اشتغال به عملی دیگر جستجو می كردم.
اسپینوزا:
آدم پر حرف تخم می پاشد و آدم خاموش درو می كند.
اقلیدس:
بدترین روزگار وقتی است كه نادانان یاوه ببافند و دانایان خاموش ننشینند.

داوید ساكفلر:
عظمت واقعی در این نیست كه هرگز شكست نخوریم بلكه در آن است كه هر بار شكست خوردیم دوباره به پا خیزیم.
آندره ژیر:
انسان می تواند ضربان تقدیر را با آماده ساختن از پیش سبكتر سازد. هرگز بر آن مباش كه حوادث و اتفاقات را تغییر دهی بلكه بكوش تا خود را با آنها آنچنانكه هستند منطبق سازی. اگر با شكست ها و بدبختی ها شجاعانه رو به رو شوی میتوانی در دنیای پر آشوب با امنیت خاطر زندگی كنی.
دیو جانس :
وقتی با دوستان خود صحبت می كنم در اثنای سخن چیزهای تازه ای برایمان كشف میشوئ كه اگر تنها فكر می كردیم هیچ وقت به آن نمی رسیدیم.
گیبون :
طبیعت همه آدمیان از روی طبیعت و سرشت باهم نزدیك و خویش اند، لیكن به وسیله تربیت و تعلیم از هم جدا می شوند و سرنوشت و طرز زندگیشان را تغییر می دهند. از این رو پیوسته نسبت به یكدیگر تفاوت بسیار پیدا می كنند و از هم دور می شوند.
گوته :
لذت و رنجی كه ما از اشیا درك می كنیم، از آنها نیست; بلكه احوال نفس ماست و برتری آن است كه انسان در مراتب كمال فكر كند.
آندره مالرو:
دانش را فرا گیرید حال اگر به فرمانروایی رسیدید سر بلند خواهید بود و اگر از مردم عادی بودید زندگی شرافتمندانه خواهید داشت.
ابن عبدالله:
من علم را به خاطر رسیدن به هدفی فرا نمی گیرم بلكه از آن رو به دانش روآورده ام كه نادانی زشت است و غفلت از حقایق برای خردمند نیكو نیست  
جاحظ:
تمام دانشمندان علم را قادر مطلق نمی دانند چون علم نمی تواند همه چیز را حساب كند و اندازه بگیرد. علم نمی تواند اعتماد، زیبایی یا خوشحالی را تعریف كند و طبعاً هدف زندگی را هم نمی شناسند و قادر نیستند بطور صحیح وجود یا عدم وجود خدا را ثابت كنند. درك ما از جهان به وسیله حواس ناقص و ابراز غیر دقیق ما است. تعبیرها از جهان نسبی و شكل غلطی از آن در ذهن ما مصور است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا دارای 53 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا :

آشنایی با اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا

اشاره؛
بلوك‌های اقتصادی كه در مناطق گوناگون جهان در نیم قرن گذشته تشكیل شده‌اند، تلاش وسیعی را برای ایجاد فضای همكاری‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی ایجاد كردند و توانستند با یكپارچگی و وحدت، ضمن كاهش تنش‌های منطقه‌ای، در راه توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی ساكنان كشورهای عضو گام‌های مؤثری بردارند.
یكی از بلوك‌های منطقه‌ای فعال و موفق، اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا (آسه‌آن) است كه توانسته حوزه فعالیت و همكاری‌های خود را توسعه دهد و با كشورهای دیگر جهان نیز به توافق‌های مؤثری در خصوص گسترش روابط اقتصادی، تبادل فرهنگی و فناوری دست یابد.

در شماره‌های گذشته نشریه «بررسی‌های بازرگانی» با نحوه تشكیل آسه‌آن و نیز بخشی از فعالیت‌های آن در خصوص گسترش روابط تجاری و امنیتی میان اعضا و نیز روابط اقتصادی با دیگر بلوك‌ها از جمله اتحادیه اروپا آشنا شدید. در این شماره، پیرامون مناسبات آسه‌آن با كشورهای چین، ژاپن، استرالیا، زلاند نو، آمریكا، هند و پاكستان آشنا خواهیم شد.

جمهوری خلق چین
تلاش برای بهبود روابط مشورتی بین آسه‌آن و چین در سال 1993 آغاز شد و متعاقب آن كمیته‌های مشتركی در مورد همكاری اقتصادی و تجاری و همچنین همكاری علمی و فنی تشكیل شدند.
اولین مشورت‌های رسمی بین مقام‌های ارشد دو طرف در آوریل 1995 صورت گرفت. نمایندگان آسه‌آن در مورد اقدام تجاوزكارانه چین در جزایر «اسپراتلی» به ویژه مجاز كردن فعالیت‌های ماهی‌گیری غیرقانونی و احداث تأسیسات نیمه‌دائم دریایی در یكی از جزیره‌نماهای مورد منازعه، به‌شدت ابراز نگرانی كردند.

چین در ماه ژوئیه به وزیران خارجه آسه‌آن اطمینان داد كه این كشور خواهان راه‌حلی صلح‌آمیز براساس قانون بین‌المللی براساس قانون بین‌المللی برای منازعه حاكمیت بر جزایر می‌باشد.
در همان زمان، چین بار دیگر ادعاهای خود را بر جزایر تكرار كرد. به رغم نگرانی مستمر آسه‌آن در مورد ادعاهای چین در جنوب دریای چین، تلاش‌هایی به منظور تحكیم روابط بین دو طرف به‌عمل آمده و چین در ژوئیه 1996 اجازه یافت در كنفرانس‌های معاونان وزرا به عنوان یك عضو كامل مذاكره‌كننده شركت جوید.

در فوریه 1997 یك كمیته مشترك همكاری برای هماهنگی مذاكرات چین و آسه‌آن و تمامی جوانب روابط بین دو طرف تشكیل شد. چین در ماه آوریل در جلسه مقام‌های ارشد آسه‌آن برای اولین بار توافق كرد، مسایل مربوط به جنوب دریای چین را در یك نشست چندجانبه بیش از آنكه مباحثات را بر مبنایی دوجانبه محدود سازد، بحث نماید.
روابط بین دو طرف با اعلام حمایت چین از توسعه گروه‌بندی آسه‌آن تحكیم بیشتری یافت. توسعه آسه‌آن از طریق اعطای عضویت به كامبوج (كه سپس به تعویق افتاد)، لائوس و میانمار و اتخاذ تصمیمی مبنی بر تشكیل شورای مشترك بازرگانی جهت افزایش تجارت و سرمایه‌گذاری دوجانبه صورت گرفت.
چین در اجلاس غیررسمی سران كه در ماه دسامبر 1997 برگزار شد، شركت كرد. اجلاسی كه در پایان آن دو طرف یك بیانیه مشترك صادر كردند و به موجب آن تعهد خود را بر حل منازعات منطقه‌ای از طرق صلح‌آمیز تأیید كردند.

ژاپن
اجلاس آسه‌آن و ژاپن در سال 1997 برای بحث در مورد موضوعات مورد نگرانی فیمابین در زمینه‌های تجارت، سرمایه‌گذاری، انتقال فناوری و افزایش مساعدت برگزار شد.
تنها اجلاس وزیران اقتصاد آسه‌آن و وزیر تجارت بین‌الملل و صنایع ژاپن در اكتبر 1992 برگزار شد. در این جلسه و پس از آن، آسه‌آن از ژاپن درخواست كرد كه میزان سرمایه‌گذاری خود را در كشورهای عضو افزایش دهد و بازارهای خود را به روی كالاهای ساخت آسه‌آن به منظور كاهش كسری تراز تجاری با ژاپن، بیش از پیش بگشاید.
ژاپن موافقت كرد، امتیازات آسه‌آن را به موجب نظام كلی تعرفه تا سال 2001 تمدید نماید.

همكاری عمرانی و فرهنگی آسه‌آن و ژاپن از سال 1993 به موجب طرح‌هایی شامل برنامه مبادله فنی داخل آسه‌آن، برنامه افزایش همكاری ژاپن و آسه‌آن و برنامه دولتی آسه‌آن و ژاپن توسعه یافته است.
در دسامبر 1997، ژاپن كه در اجلاس غیررسمی سران در مالزی شركت كرده بود، توافق كرد ورود كالاهای ساخت كشورهای عضو آسه‌آن به بازارش افزایش یابد و فرصت‌های آموزشی برای بیش از 20 هزار جوان را به منظور كمك به توسعه اقتصاد داخلی آسه‌آن فراهم آورد.

در بیانیه مشتركی كه در پایان اجلاس انتشار یافت، هر دو طرف متعهد شدند كه همكاری بیشتری داشته باشند و در جهت افزایش صلح و ثبات منطقه‌ای همكاری كنند.
سران كشورهای عضو آسه‌آن در دسامبر 1998 از ابتكار عمل ژاپن كه در اكتبر همان سال اعلام شد، استقبال كردند. این ابتكار عمل در مورد تخصیص 30 میلیارد دلار آمریكا برای افزایش بهبود اقتصادی در منطقه بود. در همان حال، نخست‌وزیر ژاپن اعلام كرد كه 5 میلیارد دلار دیگر را به عنوان وام‌های واگذاری جهت اجرای طرح‌های زیربنایی برای آسه‌آن در نظر گرفته است.

سایر كشورها
به موجب برنامه همكاری اقتصادی استرالیا و آسه‌آن، استرالیا فعالیت‌های آسه‌آن را مورد حمایت مالی قرار داد و مبادرت به تشكیل شورای بازرگانی مشترك در سال 1980 كرد.
مرحله سوم برنامه در اواسط 1994 با اعطای كمك مالی به ارزش 32 میلیون دلار استرالیا به آسه‌آن آغاز شد.

در یك دوره زمانی منتهی به ژوئن 1998، تمركز عمده بر روی طرح‌هایی در مدیریت محیط زیست، مخابرات، حمل و نقل و بخش‌های كشاورزی و صنعتی بود.
روابط همكاری با زلاندنو برمبنای برنامه ارتباط «بین نهادی» و برنامه افزایش تجارت و سرمایه‌گذاری استوار بود و به موجب آن كمك‌های مالی متوجه توسعه جنگل‌ها، فناوری تولید لبنیات و مدیریت دامپزشكی بود.
در نوامبر 1993 یك كمیته جدید مدیریت زلاندنو و آسه‌آن به منظور نظارت بر اجرای طرح‌های همكاری آغاز به‌كار كرد.

در رابطه با همكاری آسه‌آن با آمریكا می‌توان به كمك‌های مالی آمریكا برای امور بازرگانی كوچك و متوسط و سایر طرح‌ها و نیز ایجاد یك مركز مبادله فناوری اشاره كرد.
آسه‌آن و آمریكا در سال 1990 یك گروه مشترك كاری تشكیل دادند كه هدف آن بررسی روابط اقتصادی آسه‌آن با آمریكا و همچنین شناسایی و تعیین برنامه‌هایی بود كه به موجب آنها مناسبات اقتصادی می‌توانست تقویت شود.

طرح‌های همكاری آسه‌آن و كانادا شامل فناوری شیلات، صنایع مخابراتی، بهره‌گیری از انرژی خورشیدی و یك مركز كاشت درختان جنگلی می‌باشد.
در سال 1994 یك كمیته مشترك برنامه‌ریزی و نظارت ایجاد شد و برای اولین بار در اكتبر 1995 تشكیل جلسه داد. هدف آن نظارت بر طرح‌های برنامه‌ریزی و سطوح اجرا بود.
جمهوری كره در ژوئیه 1991 به عنوان «شریك در گفت‌وگو» مورد پذیرش آسه‌آن قرار گرفت و در دسامبر همان سال، اتاق بازرگانی مشترك آسه‌آن و كره تشكیل شد.
طرح‌های همكاری در خلال سال 1995 در ارتباط با توسعه منابع انسانی، علوم و فناوری، توسعه كشاورزی و تجارت و سیاست‌های سرمایه‌گذاری به اجرا درآمدند.
جمهوری كره در دسامبر 1997 در جلسه غیررسمی سران آسه‌آن شركت كرد.

در ژوئیه 1993 كشورهای هند و پاكستان به عنوان شركای ناحیه‌ای آسه‌آن مورد قبول واقع شدند. شركای ناحیه‌ای می‌توانند در جلسات آسه‌آن در مورد برخی بخش‌ها همچون تجارت، حمل‌ونقل و ارتباطات و گردشگری حضور یابند.
پس از آن شورای بازرگانی آسه‌آن و هند تشكیل شد و برای اولین بار در فوریه 1995 در دهلی‌نو تشكیل جلسه داد.
اجلاس سران آسه‌آن در دسامبر 1995 با افزایش سطح وضعیت هند به سطح یك شریك مذاكره، توافق كرد. هند به‌طور رسمی در كنفرانس معاونان وزیر در ژوئیه 1996 پذیرفته شد. هند در ژوئیه 1998 پیشنهاد ارایه شده مبنی بر اینكه پاكستان در اجلاس منطقه‌آی آسه‌آن برای بحث در مورد مسایل مربوط به آزمایش سلاح‌های هسته‌ای هر دو كشور حضور یابد را رد كرد.
***
آسه‌آن در سال 1981 میزبانی یك كنفرانس سازمان ملل در مورد كامبوج را پذیرفت و اطمینان داد كه آسه‌آن (نه به عنوان یك گروه) به هیچ جناحی سلاح نمی‌دهد.
در جلسات غیررسمی 89-1988 كه از سوی نمایندگان ویتنام و لائوس برگزار شد، آسه‌آن و جناح‌های كامبوجی در خصوص راه‌حل ممكن سیاسی در كامبوج به بحث پرداختند.
آسه‌آن در كنفرانس بین‌المللی در مورد كامبوج كه در پاریس در ژوئیه/اوت 1989 برگزار شد، شركت كرد و مذاكرات بیشتری در جاكارتا در فوریه 1990 در این مورد انجام گرفت كه هیچیك از آنها نتوانستند به راه‌حلی سیاسی دست یابند.

وزیران آسه‌آن در ژوئیه همان سال خواستار تشكیل یك شورای عالی ملی (SNC) با شركت دولت كامبوج كه تحت حمایت ویتنام و سه گروه مخالف بود، شد.
پیشنهاد سازمان ملل برای تشكیل یك شورای عالی ملی و برگزاری انتخابات تحت نظارت سازمان ملل در سپتامبر 1990 از سوی تمامی جناح‌های كامبوج پذیرفته شد.
در پی بازگشت گسترده آوارگان كامبوج در سال 93-1992، آسه‌آن در ژاپن كارشناسان فنی را برای كمك به اسكان مجدد آنها به كار گماشت. وزیران خارجه آسه‌آن و شركای مذاكره‌ای آنها در ژوئیه 1994 توافق كردند، به‌منظور كمك به دولت كامبوج در تحكیم موضعش، به آن كشور آموزش نظامی بدهند.

در ژوئیه 1995 توافق شد كه به كامبوج «وضعیت ناظر» داده شود. سپس همكاری بین دو طرف بر روی مسایلی همچون پذیرش آینده كامبوج در گروه به عنوان یك عضو كامل متمركز شد. وزیران خارجه آسه‌آن در مه 1997 تأیید كردند كه كامبوج به همراه لائوس و میانمار در ژوئیه همان سال به گروه راه یابند. با این حال در اواسط ژوئیه عضویت كامبوج به علت بركناری شاهزاده «رانارید» و ناآرامی داخلی منتج از آن به تعویق افتاد.
سپس در همان ماه رهبر كامبوج یعنی «هان‌سن» نخست‌وزیر دوم كامبوج توافق كرد كه آسه‌آن نقش میانجی را در بازگرداندن ثبات به كشور و تدارك دیدن یك انتخابات آزاد داشته باشد.
در اوایل اوت 1997، وزیران خارجه اندونزی، فیلیپین و تایلند به نمایندگی از طرف آسه‌آن به منظور تأیید این اهداف با «هان‌سن» ملاقات كردند.

«هان‌سن» در ژانویه 1998 ملاقات با هیأت سه‌نفری آسه‌آن را نپذیرفت. با این حال یك گروه ناظر از آسه‌آن به هیأت بین‌المللی نظارت پیوست تا بر امر انتخابات كه در ژوئیه 1998 در كامبوج برگزار شد، نظارت كند.
تصویب مجامع بین‌المللی در مورد اجرای انتخابات و در نتیجه پیروزی «هان‌سن»، موجب شد كه آسه‌آن با بررسی مجدد ورود كامبوج به اتحادیه موافقت كند.

در پی ایجاد یك دولت ائتلافی در كامبوج در ماه دسامبر 1998، این كشور از سوی دولت ویتنام به عنوان دهمین عضو آسه‌آن مورد استقبال قرار گرفت. این استقبال به رغم جلسه اولیه وزیران خارجه كه در آن شركت‌كنندگان نتوانستند تصمیمی جمعی اتخاذ كنند، صورت گرفت. ورود رسمی كامبوج به آسه‌آن در اوایل 1999 صورت گرفت.

در ژوئیه 1992، ویتنام و لائوس پیمان دوستی و همكاری آسه‌آن را امضا كردند. در پی آن، دو كشور در جلسات آسه‌آن و كمیته‌های آن به عنوان دو عضو ناظر شركت كردند.
در ژوئیه 1994 یك هیأت رسمی از میانمار در اجلاس سالانه وزارتی بنا به دعوت دولت میزبان یعنی تایلند (بر مبنای سیاست آسه‌آن مبنی بر اجرای «مداخله سازنده» محدود با میانمار به منظور تشویق دموكراسی در آن كشور) حضور یافت.

میانمار در ژوئیه 1995 مبادرت به امضای پیمان دوستی و همكاری آسه‌آن كرد. آسه‌آن در ژوئیه 1996 به میانمار وضعیت ناظر را اعطا كرد و به آن كشور اجازه داد در اجلاس منطقه‌ای آسه‌آن راه یابد.
این اجازه علی‌رغم آن داده شد كه ملاحظات شدیدی از سوی دولت‌های استرالیا، كانادا و آمریكا به علت وضعیت حقوق بشر در میانمار وجود داشت.
سران دولت‌های آسه‌آن كه در نوامبر 1996 در اجلاس غیررسمی سران در جاكارتا شركت كردند، با ورود میانمار به گروه به عنوان عضو كامل موافقت كردند و در همان زمان كامبوج و لائوس نیز اجازه ورود به گروه را یافتند.
با وجود آنكه عضویت كامبوج تا مدتی به تعویق افتاده بود، لائوس و میانمار در ژوئیه 1997 اجازه ورود به گروه را پیدا كردند.
در ژوئن 1996 وزیران كشورهای عضو آسه‌آن، جمهوری خلق چین، كامبوج، لائوس و میانمار چارچوبی را برای همكاری عمرانی آسه‌آن و كشورهای حوزه رودخانه «مكونگ» پذیرفتند.
هدف از این ابتكار عمل، تقویت یكپارچگی منطقه در جهت همكاری بیشتر در مورد مسایلی همچون قاچاق مواد مخدر، مهاجرت كارگران و گردشگری و ایجاد سهولت در روند توسعه آینده آسه‌آن بود.
قرار شد گروه‌های كارشناسان و مقام‌های ارشد برای بررسی مسایل مالی و پیشنهادهایی جهت ارتباط در منطقه تشكیل جلسه دهند. این ارتباطات شامل شبكه خط لوله گاز، خط آهن و ایجاد یك منطقه مشترك زمانی بود.

گروه كاری خطوط آهن در دسامبر 1996 جمعی از مشاوران را برای مطالعه اسكان‌پذیری پیشنهادات منصوب كرد.
http://www.irtp.com/farsi/news/mahname_barresihaye_bazargani/166/14.htm

آ. س. آ. ن : پیمان اقتصادی کشور های جنوبشرقی آسیا است که با حمایت امریکا در ظاهر جهت توسعه اقتصادی کشورهای جنوبشرقی آسیابوجود آمده و در باطن جهت تحکیم موقعیت سیاسی امریکا در منطقه است، این پیمان مخفف Association of South East Asian Nation می باشد
اتحادیه جنوب شرقی آسیا (آسه آن)

اتحادیه كشورهای جنوب شرقی آسیا موسوم به آسه آن در سال 1967 (1346 ش) توسط پنج كشور تایلند، مالزی، اندونزی، سنگاپور و فیلیپین تشكیل شد. كشور برونئی دارالسلام در سال 1984 و ویتنام نیز در سال 1995 به عضویت این اتحادیه درآمدند. میانمار و لائوس به عنوان اعضای هشتم و نهم در سال 1997 و در نهایت كامبوج در سال 1999 به عنوان آخرین عضو به این اتحادیه پیوست.
اعلامیه آسه آن كه در سال 1967 در «بانكوك» صادر شد، اهداف آن را بدین شرح بیان كرده است: شتاب دادن به رشد اقتصادی، توسعه اجتماعی و ارتقای فرهنگی میان كشورهای عضو- توسعه صلح و ثبات منطقه و برقراری حكومت قانون میان اعضا براساس منشور سازمان ملل- توسعه همكاری های علمی، تكنیكی، فرهنگی میان اعضا- توسعه همكاری در زمینه كشاورزی و صنعتی میان اعضا در جهت ارتقای سطح زندگی مردم- توسعه همكاری های اعضای اتحادیه با سازمان ها و نهادهای بین المللی.

¤ ساختار آسه آن

دبیرخانه آسه آن در «جاكارتا»، مركز اندونزی، است. این اتحادیه هر ساله نشست های متعددی در سطوح مختلف سران، وزیران و كارشناسان ارشد میان كشورهای عضو و سایر كشورهای منطقه برگزار می كند. اجلاس رسمی سران «آسه آن» در حال حاضر هر سال یكبار تشكیل می شود كه در این اجلاس مصوبات نشست وزیران طی سال بررسی و چشم انداز همكاری اعضای این اتحادیه برای آینده را مشخص می كند. نخستین نشست سران در سال 1976 در «بالی» اندونزی و نشست های بعدی در «كوالالامپور» (مالزی)، «مانیل» (فیلیپین)، «سنگاپور»، «بانكوك)، (تایلند)، «هانوی» (ویتنام)، سنگاپور، «پنوم پن» (كامبوج) و بازهم «بالی» برگزار گردید. نشست وزیران نیز سالی یك بار و بین وزیران خارجه، صنعت و تجارت، امورمالی- بانكی- اقتصادی، محیط زیست، فرهنگ و ورزش و جوانان برگزار می گردد.

«آسه آن» از سال 1994 ابتكاری را تحت عنوان مجمع منطقه ای «آسه آن» آغاز و از كشورهای چین، ژاپن، روسیه، اتحادیه اروپا، آمریكا و كانادا دعوت كرده است در این نشست جمعی درباره امنیت منطقه به گفت وگو بپردازند. مجمع منطقه ای آسه آن هر ساله در سطح وزیران خارجه كشورهای عضو كه اكنون به 21 كشور رسیده است برگزار می شود.
آسه آن در نظر دارد با توسعه و گسترش این اتحادیه تا سال 2020 به «جامعه آسه آن» دست یابد. هدف از راه اندازی اجلاس شرق آسیا، زمینه سازی برای جامعه شرق آسیا به سبك اتحادیه اروپا است كه هم اكنون مراحل مقدماتی خود را طی می كند.

http://www.kayhannews.ir/840922/16.htm#other1610

آ.سه. آن و قرن آسیا

از مدتها قبل آینده شناسان گفته اند قرن بیست و یكم قرن آسیاست. آنها بر این نكته تاكید داشته اند كه در روند تحولات جهانی پس از آنكه شرایط بین المللی، قرن نوزدهم را به عنوان قرن اروپا و قرن بیستم را به عنوان قرن آمریكا رقم زد قرن بیست و یكم به عنوان قرن آسیا رقم خواهد خورد.

اگرچه این پیش بینی ها بر مبنای امكانات بالقوه موجود در آسیا بوده، اما بدون تردید تحقق این امر در گرو زمینه سازی های لازم و بهره برداری مناسب از فرصت های ایجادشده توسط كشورهای این قاره كهن می باشد. یكی از عواملی كه به صورت مستمر در جهت تحقق قرن آسیا عمل كرده، اتحادیه جنوب شرق آسیا (آ.سه.آن) است كه طی دو روز گذشته یازدهمین نشست سران آن در كوالالامپور مالزی برگزار شد.

آ.سه. آن كه در سال 1967 در شرایط متاثر از فضای نظامی _ سیاسی جنگ جهانی دوم و تحت تاثیر رقابت های بین المللی عصر جنگ سرد با عضویت 5 كشور اندونزی، مالزی، فیلیپین، سنگاپور و تایلند آغاز به كاركرد به موازات نزدیك شدن به پایان قرن بیستم و همزمان با گسترش اعضای آن به 10 كشور، رویكرد خود را از سیاستهای امنیتی به سیاستهای اقتصادی تبدیل كرد. در آستانه هزاره سوم و ورود جهان به قرن بیست و یكم آ.سه .آن علاوه بر تقویت همكاری بین كشورهای عضو، مناسبات نزدیكی با سه كشور مهم قاره آسیا یعنی چین، ژاپن و كره جنوبی برقرار كرد كه در نتیجه آن آ.سه.آن + 3 شكل گرفت. همچنین در این مسیر در سال 1994 آ.سه.آن با یك نگرش فرامنطقه ای مجمع منطقه ای آ.سه.آن موسوم به «آرف» را تاسیس كرد.تشكیل منطقه تجارت آزاد آ.سه.آن (افتا) و تدوین برنامه «آ.سه.آن 2020) ادامه روند گسترش این همكاریهای منطقه ای بوده است. در ادامه این روند در نشست یازدهم آ.سه.آن طی دو روز گذشته علاوه بر سران 10 كشور عضو اصلی آ.سه.آن، سران كشورهای چین، ژاپن، كره جنوبی، هند، روسیه، استرالیا و نیوزیلند هم حضور داشته اند. حضور رهبران كشورهای بزرگ آسیا در نشست آ.سه. آن و امضای موافقت نامه های دو و چندجانبه بین این كشورها این نوید را می دهد كه اتحادیه آ.سه.آن بتواند در مسیر حركت منطقی خود تعداد بیشتری از كشورهای این قاره را گردهم آورد و زمینه ساز تحقق ایده قرن آسیا از طریق همكاری اقتصادی و تجاری باشد.

نگاهی به شرایط آینده جهان و كشورهای آسیایی حاكی از آن است كه اگر قرن نوزدهم در چارچوب رقابت های استعماری به نام قرن اروپا رقم خورد و اگر قرن بیستم از طریق جنگ ها و مداخلات نظامی قرن آمریكا لقب گرفت، قرن آسیا تحقق خود را در چارچوب همكاریهای اقتصادی جستجو خواهد كرد. هر چند آ.سه.آن تا حدودی در حین سالهای اولیه قرن راه درستی در این مسیر در پیش گرفته است اما تردیدی نیست كه تحقق قرن آسیا نیازمند مشاركت تمامی كشورهای این قاره به ویژه كشورهای غرب آسیا كه دارنده ذخایر عظیم نفت و گاز لازم برای رشد و پیشرفت اقتصادی مورد نیاز تحقق قرن آسیا می باشد.

اگر آ.سه. آن تاكنون به طور صحیح قدرت اقتصادی ژاپن، حجم عظیم و روبه رشد اقتصاد چین، و توان بالقوه هند و نقش بالفعل روسیه را در مسیر تحقق قرن آسیا مد نظر قرار داده باید برای تكمیل این روند به حجم عظیم ذخایر نفت و گاز كشورهای خاورمیانه به ویژه ایران هم توجه كند و در نشست های آینده زمینه حضور تعداد بیشتری از كشورهای قاره به ویژه كشورهای خاورمیانه را فراهم كند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله حقوق زن و مرد در جامعه

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله حقوق زن و مرد در جامعه دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله حقوق زن و مرد در جامعه  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله حقوق زن و مرد در جامعه،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله حقوق زن و مرد در جامعه :

حقوق زن و مرد در جامعه

اما آنان نخواسته و یا نتوانسته اند همهء رقیبان را بالكل از میدان به در كنند چرا با از میان رفتن یك رقیب ، دیگری ای جایگزین می شود و قد علم می كند. پس چاره در قانون گزاری طبیعت است با میل و ارادهء خویش. قوانینی كه نوع برتر را تعریف كند و سایرین را مستثنی سازد. این قوانین گاه می تواند بی رحمانه تر از قوانین جنگل معصوم به غلط ظالم خوانده شده باشد؛ هر كه سفید تر، برتر؛ هر كه قوی تر؛ بهتر؛ ;

در این میان قانونی وجود دارد كه شاید از همه كودكانه تر باشد:‌ فرد هم رنگ ، هم نژاد ، هم دین ، هم وطن و هم خون ، ولی پست تر!‌ و آن عضو مفلوك جامعه كسی نیست جز همشهری دست دوم، زن. اینجا دیگر برتری نه نسبی كه مطلق است – برتری از آن نوع كه انسان بر تمام دیگر موجودات دارد. مرد اشرف مخلوقات است ، نه زن. مرد است كه روح خداوند در او دمیده شده است و او تصویر خداوند در بهشت است. زن عضوی ناقص است كه به واسطهء مرد خلق شده است و كاری جز این نكرده كه مرد معصوم و متعالی را تشویق به خیانت به پدر روحانی اش نموده و باعث اخراج او از خانهء امن و ابدیش گردیده است. زن حیوانی است مكار ، عامل بیچارگی دنیا.

این فرضیه در جوامع ابتدایی هم به نوعی دیگرموثق و معتبر بود. انسان اولیه می بایست قوی باشد تا بتواند مبارزه كند و در مبارزه با طبیعت پیروز شود. انسان ضعیف دوام نمی آورد مگر به حمایت قوی ترها. اما انسان های ضعیف اغلب زنان بودند و ادامهء زندگی شان منوط به حمایت مردان. پس برتری مرد مجدد ثابت می شد.

با انتقال جامعه به مرحلهء كشاورزی، هنوز قدرت بدنی حرف اول را می زد. در جنگ و دفاع از املاك هم زنان جز آن كه به اسیری برده شوند و ایجاد دردسر نمایند، كمكی نمی كردند پس آنان مایهء ننگ بودند. در این دوران نیز همچنان الگوی انسان طبیعت بود و این امر برتری را بدون چون و چرابه مردان داده بود. بودند جوامعی كه خشم طبیعت چندان گریبانگیرشان نبود و پیش رو زمین های بارور كشاورزی داشتند،

مانند جامعهء مصرباستان كه رود نیل ، كشتزارهای حاصل خیز را برایشان به ارمغان می آورد. در این جوامع – باز به پیروی از طبیعت – ارزش و برتری به گروهی داده می شد كه بیشتر شبیه محیط بودند. این جا زنانی كه مصداق باروری بودند؛ یعنی مادران، برتری داشتند. باز هم آن چه مطرح بود باروری زن بود و نه خود او. هنوز هم در جوامع ابتدایی افریقا با شرایطی مشابه می توان نمونه های مادر سالاری را یافت.

اگر رشد جامعهء انسانی را به مراحل رشد بدن انسان تشبیه كنیم، گذار از مرحلهء‌ كشاورزی و ورود جوامع به دوران صنعتی ، پایان طفولیت و ورود به دوران نوجوانی و سركشی بود. در این دوران ملاك دیگر زور بازو و قدرت نبود چرا كه نه تنها زنان، كه كودكان شش- هفت ساله نیز می توانستند پای دستگاه ها در كارخانه ها بایستند و كار كنند. حال می بایست دربارهء تمامی ملاك های برتری تجدید نظر به عمل آید و همان زمان بود كه تاریخ شاهد جنبش های انسان دوستانه از جمله لغو برده داری، حق آزادی و رای برای زنان و ;. گردید.
از آن پس اگر چه عده ای سعی كردند این تحولات را انكار كنند و حقوق را نادیده بگیرند، دیگر توان آن را نداشتند چرا كه جامعهء انسانی به شكلی اجتناب ناپذیر مسیر خود را می پیمود.

اما در عصر صنعتی نیز گاه جنبش های مخالف مردسالاری، كه به مرور منجر به ایجاد حركت های فمینیستی – به طور خاص موج اول – گردید ، مشكل را حل نكرد. راه حل های ارایه شده در ابتدا صرفا ترك یك سوی میدان نبرد و الحاق به دیگر سو بود و چون نتیجه نبخشید، كار به انكار كل موضوع مخالفت انجامید. فمینیست های موج سوم بالكل منكر وجود چیزی به نام جنسیت و تفاوت زن و مرد شدند. [1]

زمانی كه صحبت از تساوی حقوق زن و مرد می شود،‌خود این عبارت به معنی یكی ندانستن این دو است. یعنی ما دو پدیده به نام های زن و مرد داریم و قصد آن می كنیم كه به آن ها حقوق برابر بدهیم. مشكل اساسی افرادی كه امروزه به این مهم می پردازند این است كه می خواهند زن و مرد را كاملا یكی بشمارند و از این طریق به اثبات تساوی حقوق بپردازند. مقایسه هایی فیزیكی كه گاه انجام می پذیرد حاكی از این غفلت است ؛ مثلا مقایساتی بر روی وزن مغز زنان و مردان. اینان قصد اثبات تساوی زن و مرد- و نه تساوی حقوق زن و مرد – را دارند.

با وجود همهء تلاش ها برای انكار، زن و مرد از نظر جسمانی با یكدیگر متفاوت اند. [2] اما تلاش برای برقراری تساوی حقوق زن و مرد است؛ یعنی آن چه كه با توجه به لیاقت و شایستگی یك انسان باید به او داد. در اعطای حق، دیگر مسالهء زن یا مرد بودن مطرح نیست چون دیگر به جسم فرد ربطی ندارد. مساله یك انسان است؛ انسانی دارای روح كه می تواند زن یا مرد، سفید یا سیاه ، پیر یا جوان ، قوی یا ضعیف باشد. هیچ یك از تفاوت های ظاهری نمی تواند عامل محرومیت فرد انسانی از حقوق او باشد.

 

اما حق یك انسان چیست كه زن و مرد باید به شكل مساوی از آن بهره برند؟‌ مسلما این امر تنها به این معنی نیست كه زن ترك خانه كند و در اجتماع حاضر باشد. حقوق برابر در اموری بسیار متعالی تر است: حق تفكر، حق آموزش، حق انسان بودن ، حق رشد و تعالی عقلانی و روحانی. زن و مرد باید به طور مساوی امكان ترقی و تكامل داشته باشند و بتوانند قابلیات و استعدادات خود را بروز دهند. نكتهء مهم این جاست كه زن و مرد هر دو به تنهایی انسان هایی كامل و مستقل هستند كه هر یك به منزلهء‌ یك واحد انسانی می توانند زندگی و ترقی كنند. زمانی می توان انتظار حقوقی برابر را برای آنان داشت كه چنان باوری ملكهء جامعه گردد.

اما مگر حالا كه چنین نیست ، چه مشكلاتی وجود دارد؟‌ اگر این ارزش محقق شود چه خواهد شد؟
نادیده گرفتن زنان در هر جامعه به ضرر كل آن جامعه است. تعلیم و تربیت كل جامعه ، به علت عدم آگاهی و توانایی مربیان اول فرزندان – مادران – به تاخیر خواهد افتاد و این حركت ورشد جامعه را كند می كند. در اصل باور به برتری هر جنس تناقضی در خود نهفته دارد؛ چگونه ممكن است انسان هایی پست و ذلیل – مادران یا زنان – بتوانند از دامان خود متعالیانی – مردان – بار آورند یا مادرانی والا و عالی افرادی پست؟

ازسوی دیگر تحقیقات نشان داده است كه در جوامع مردسالار گرایش به نظام دیكتاتوری بیشتر است. مصداق آن را نیز آلمان در دوران نازیسم می دانند كه تاكید بر خانه نشینی زنان داشت. بالعكس، حكومات دموكراسی اغلب با حضور زنان در جامعه همراه بوده است. در ضمن هر كجا كه موازنهء‌ بین دو جنس برقرار باشد، سطح زندگی ارتقا می یابد.[3] و شاید همین اصل مؤید آن باشد كه حضور زنان در جامعه و تصمیم گیری ها منجر به برقراری صلح خواهد شد. زیرا روحیهء فداكاری مادرانه به جامعه تسری می یابد و رافع خودخواهی ها و تعصبات و در نتیجه دشمنی ها و جنگ ها می گردد.

مسلما این به معنی لزوم برتری زنان بر مردان درجامعه نیست بلكه حضور این دو در كنار یكدیگر است كه می تواند احساسات را تعدیل كند. سپردن كل نظام صرفا به دست زنان نیز باعث ایجاد مشكلاتی در جامعه خواهد شد. قاطعیت و عدالت مردانه در كنار عطوفت و لطافت زنانه متعادل می شود. قابل ذكر است كه اگر چه اشاره شد كه زن و مرد هر یك وجودی مستقل هستند، اما جامعه نیازمند هر دوی آن هاست. غیاب هر یك منجر به كمبودهایی خواهد شد.

برای رسیدن به چنین مرحله ای پرورش و تعلیم یكسان و برابر لازم است. آن چه در حال حاضر مانع از حضور زنان و بروز استعدادات آنان در جامعه می گردد، عدم تربیت صحیح این گروه است. زن محبوس در خانهء بی خبر از امور دنیا، اگر هم در صحنه حاضر باشد، چون احساسات و افكاراش پرورده نشده است ، كمك چندانی نخواهد كرد. اگر چه امروز در بسیاری از جوامع زنان در صحنه حاضراند، در اصل حضور آنان آن گونه است كه مردان می خواهند:‌ زن باب طبع مرد، نه زن با تمام قوا واستعدادات اش.

راه چاره پرورش زنان و مردان آینده در كنار هم و به طور یكسان است. زنی كه تحصیل كند و هم پای مردان پیش آید:‌ در جامعه وخانه احترام بیشتری دارد، توانایی های خود را بهتر در می یابد و آن ها را به كار می گیرد، قدرت رهبری و مدیریتش تقویت می شود، حقوق خود را بهتر درك می كند،‌ فرزندان بهتری پرورش می دهد و بالاخره برای حضور در تمامی صحنه ها مجهز می شود. [4] مردان فردا كه از طفولیت همواره زنان فردا را در تمامی مراحل در كنار خود می بینند، هرگز احساس نخواهند كرد كه هم پایانشان در راه خواهند ماند یا در اجرای بعضی امور عاجز خواهند بود، پذیرش آنان را در كنار خود ساده می بینند و حتی در هر مرحله ، به جای سركوبی ، دست یاری به سوی شان دراز خواهند كرد.

البته آن چه همواره مد نظر داریم این است كه صحبت از تساوی حقوق زن و مرد در زمانی ممكن است كه جامعهء صنعتی شرایط پذیرش آن را ایجاد كرده است . در دوران شكارگری یا كشاورزی تصور این امر هم محال بود چرا كه ” الرجال قوامون علی النساء ” اصلی بدیهی بود – به واقع مردان از زنان قوی تر بودند. پس جای خرده گیری بر گذشتگانی كه قایل به تساوی حقوق نبودند نیست بلكه جای شكرانه است كه امروز عالم انسانی به جایی رسیده است كه توان پذیرش اصل برابری حقوق را دارد.

حقوق زن و مرد از دیدگاه اسلام و غرب
از جمله موضوعات مورد بحث پیرامون حقوق زن، مقایسه بین مكتب اسلام با دستاوردهاى تمدن غرب است، امروز در دنیا درباره حقوق زن، مكتب دیگرى رایج نیست و نوعا شرقى‏ها و همه دنیا تحت تأثیر دستاوردهاى غربى‏ها در مورد تساوى زن هستند و تقریبا این فكر غرب همه‏جا و حتى دنیاى كمونیستى را هم احاطه كرده است.

بنابراین مقایسه، مناسب‏ترین طرف اسلام همین دستاوردهاى دنیاى غرب است كه غربى‏ها در این مسأله خیلى هم به خود مى‏بالند. با این مقایسه مى‏توان پى برد كه نگرش حاكم بر غرب واقعا به مصلحت جامعه و خانم‏ها مى‏باشد یا خیر؟(1) اسلام، زن را چگونه موجودى مى‏داند؟ آیا از نظر شرافت و حیثیت انسانى او را برابر با مرد مى‏داند یا او را جنس پست‏تر مى‏شمارد؟ این پرسشى است كه اكنون مى‏خواهیم به پاسخ آن بپردازیم.

اسلام در مورد حقوق خانوادگى زن و مرد، فلسفه خاصى دارد و پاره‏اى از حقوق و تكالیف و مجازات‏ها را براى مرد مناسب‏تر دانسته و پاره‏اى از آن‏ها را براى زن، در نتیجه، در مواردى براى زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهى در نظر گرفته است. چرا؟ آیا بدان جهت است كه اسلام نیز مانند بسیارى از مكتب‏هاى دیگر،نظریات تحقیرآمیزى نسبت به زن داشته و زن را جنس پست‏ترى شمرده است یا علت و فلسفه دیگرى دارد؟(2)

عده‏اى گمان كرده‏اند كه اسلام درباره زن، عدالت را مراعات نكرده است، در صورتى كه همان‏گونه كه منابع اسلامى نشان مى‏دهد و صاحب‏نظران محقق در این باره تحقیقات شایسته‏اى انجام داده‏اند، اسلام مابین تساوى زن و مرد و عدالت در میان آن‏ها فرق گذاشته است مسلم است. كه اگر اسلام مى‏گفت زن و مرد از همه جهات بیولوژیك، فیزیولوژیك و روانى و هرگونه فعالیت مغزى و روحى، یكى هستند، این خلاف واقع بود و گمان نمى‏رود كسى در این دنیا پیدا شود و از این دو صنف اطلاع لازم و كافى داشته باشد و چنین سخنى را به زبان بیاورد.(3)

شهید مطهرى مى‏گوید : «مكرر در نطق‏ها و سخنرانى‏ها و نوشته‏هاى پیروان سیستمى غربى شنیده و خوانده‏اید كه مقررات اسلام را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات و امثال این‏ها به عنوان تحقیر و توهینى نسبت به زن یاد كرده‏اند؟ چنین وانمود مى‏كنند كه این امور هیچ دلیلى ندارد جز اینكه فقط جانب مرد رعایت شده است.
مى‏گویند اسلام، دین مردان است و زن را انسان تمام عیار شناخته و براى او حقوقى كه براى یك انسان لازم است وضع نكرده است. اگر اسلام زن را انسان تمام عیار مى‏دانست تعدد زوجات را تجویز نمى‏كرد، حق طلاق را به مرد نمى‏داد، شهادت دو زن را با یك مرد برابر نمى‏كرد، براى زن قیمت به نام مهر قائل نمى‏شد، به زن استقلال اقتصادى و اجتماعى مى‏داد و او را جیره‏خوار و واجب‏النفقه مرد قرار نمى‏داد.

مى‏گویند اسلام با این كه دین مساوات است و اصل مساوات را در جاهاى دیگر رعایت كرده است، در مورد زن و مرد رعایت نكرده است.
اصلى كه در این استدلال به كار رفته، این است كه لازمه اشتراك زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانى، یكسانى و تشابه آن‏ها در حقوق است. مطلبى هم كه از نظر فلسفى باید انگشت روى آن گذاشت این است كه لازمه اشتراك زن و مرد در حیثیت انسانى چیست؟ آیا لازمه‏اش این است كه حقوق مساوى یكدیگر داشته باشند به طورى كه ترجیح و امتیاز حقوقى در كار نباشد؟ یا لازمه‏اش این است كه حقوق زن و مرد علاوه بر تساوى و برابرى، متشابه و یكنواخت هم بوده باشند و هیچ‏گونه تقسیم كار وظیفه‏اى در كار نباشد؟ شك نیست كه لازمه اشتراك زن و مرد در حیثیت انسانى و برابرى آنان از لحاظ انسانیت، برابرى آن‏ها در حقوق انسانى است؛ اما تشابه آن‏ها در حقوق چطور؟

كمیت غیر از كیفیت است. برابرى غیر از یكنواختى است. آن چه مسلم است این است كه اسلام حقوق یك‏جور و یكنواختى براى زن و مرد قائل نشده است ولى اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقى براى مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام اصل مساوات انسان‏ها را درباره زن و مرد نیز رعایت كرده است. اسلام با تساوى حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق آنها مخالف است.»(4)

در این كه «این دو صنف با همدیگر متفاوت‏اند، از نظر خلقت طبیعى، جاى تردید نیست و در این باره تحقیقات به حد لازم و كافى انجام گرفته است. عنایت امر این است كه آیا این اختلاف و تنوع در خلقت طبیعى زن و مرد باعث مى‏شود كه یكى ناقص و دیگرى كامل باشد، نه چنین چیزى نیست، این مسئله تنوع است، نه نقص و كمال.»(5)

این اختلافات، انعكاسى «در روبناى زندگى گذاشته است؛ نه در حقایق واقعى و جوهر حیات این دو صنف زن و مرد. آن چه ممكن است باعث اختلاف باشد، یكى عده واقعیات است كه ما آنها را مشاهده مى‏كنیم، مانند این كه مرد نیروى بیش ترى در پیچیدن در لابه‏لاى تولیدات سخت اقتصادى و دفاع از كشور، تحمل مشقت‏ها و خشونت‏هاى زندگى دارد و همچنین در جریان توالد و تناسل بارى را كه صنف زن به دوش مى‏كشد،

باعث تقید بیش‏تر او مى‏گردد و در این جربان مرد آزادتر است، همان‏طور كه سیمون دوبوار از نیچه نقل كرده است: تسلیم شدن زن در اجراى پدیده خلقت، خیلى بیش‏تر از مرد است و اگر مردى ادعا كند كه او هم مثل زن در این جریان تسلیم مى‏شود، به شرافتم سوگند یا دروغ مى‏گوید، یا مرد نیست.»(6)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ظهر نویسی مقررات و انواع آن

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ظهر نویسی مقررات و انواع آن دارای 65 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ظهر نویسی مقررات و انواع آن  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله ظهر نویسی مقررات و انواع آن،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله ظهر نویسی مقررات و انواع آن :

ظهر نویسی مقررات و انواع آن
تعریف و مفهوم ظهرنویسی

آثار و احكام ظهر نویسی :
1 ـ مسوولیت تضامنی ، 2 ـ عدم تاثیر ایرادات 3 ـ ظهر نویسی و انتقال اسناد ،
4 ـ ظهر نویسی و ضمانت امضاء كننده 5 ـ ظهر نویسی و ورشكستگی مسوولان
برات ، 6 ـ ظهرنویسی و امتیازات

انواع ظهر نویسی :
! ـ ظهرنویسی به منظور انتقال ، 2ـ ظهرنویسی به نمایندگی 3 ـ ظهرنویسی به عنوان رهن ، 4 ـ ظهر نویسی به منظور ضمانت
تعریف و مفهوم ظهر نویسی
ظهر نویسی نوشتن عبارت یا عباراتی است بر پشت سند كه مبین انتقال حق مندرح در سند مزبور و مثبت آن است

بنابراین ظهر نویسی مسبوق به یك عمل حقوقی مانند انتقال مال ، دین ، اعتلار ، وثائق ، اجاره ، طلب و نظائر آنها میباشد عمل حقوقی مورد بحث به موجب ماده 219 و با توجه به مواد 10 و 223 قانون مدنی قراردادی است لازم ، از این رو طرفین معامله یعنی ظهر نویس و میتقل الیه باید دارای شرایط اساسی برای صحت قرارداد ، مانند قصد و رضا ، اهلیت و دیگر شرایط مذكور در ماده 190 قانون مدنی باشند . علیهذا اگر اجری بعد از توقف ، براتی را ظهر نویسی كند این ظهرنویسی به علت فقد اهلیت ظهرنویس بلا اثر است و نیز سفته ای كه برای پرداخت بدهی ناشی از معامله حرام ظهر نویسی شده باشد به علت عدم مشروعیت جهت معامله بلا اثر است .

(( انتقال برات به وسیله ظهر نویسی به عمل می آید )) .
باستناد مواد 247 و 309 و 314 همان قانون ، و طبق مندرجات ماده ششم تصویبنامه هیئت وزیران مربوط به انبارهای عمومی مصوب شهریور ماه 1340 شمسی مقررات ماده 245 فوق الاشعار به ترتیب شامل فته طلب ـ چك ـ قبض رسید انبار و برگ وثیقه انبارهای عمومی نیز میشود .
از مندرجات مواد مذكور در فوق ظاهراَ استنباط میشود كه ظهر نویسی بر خلاف ترتیبی كه مادر ابتدای این مقال ذكر كرده ایم عمومیت ندارد و از طرف مقنن به موارد برات ـ فته طلب ـ چك ـ قبض رسید و برگ وثیقه انبارهای عمومی منحصر شده است .

این استنباط همانطوریكه قبلا اشاره شد مسامحه در تعبیر است زیرا ظهر نویسی با عنایت به مندرجات ماده 264 قانون تجارت كه میگوید : (( ظهرنویسی باید به امضاء ظهر نویس برسد ، ممكن است در ظهر نویسی تاریخ و اسم كسیكه برات به او انتقال داده میشود قیر گردد )) مانند سایر اسناد نوشته ایست كه به منظور اثبات حق بكار میرود و مفهوم مندرجات ماده مزبور مدلول تعریفی است كه در مواد 1284 و 1301 قانون مدنی بشرح زیرا راجع به مدارك مثبت حق اقم از سند یا نوشته ذكر شده است .

ماده 1284 (( سند عبارت است از هر نوشته كه در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد )) . ماده 1301 (( امضائی كه در روی نوشته یا سندی باشد بر ضرر امضاء كننده دلیل است ))

عیهذا بنابر اطلاقات و عمومات مندرجات مواد سابق الذكر قلمرو ظهر نویسی محدود به برات و سفته و چك یا قبض انبارهای عمومی نبوده بلكه شامل اسناد اجاره ـ طلب ـ حواله ـ بیمه نامه ـ بارنامه كشتی و سهام قرضه كه مشعر انتقال حق میباشند نیز میشود چنانكه در عقد حواله اگر مدیون حواله داده باش دكه طلبكار دین را از كسی ( محال علیه ) بگیرد و طلبكار در پشت سند حواله پس از قبول محال علیه ، حواله را با این عبارت ((مبلغ مورد این حواله بحامل سند پرداخت شود ))

بدیگری منتقل سازد و آنرا امضاء كند این انتقال به استناد مواد 1284 و 1301 قانون مدنی بلااشكال بوده و صحیح واقع شده است . چنانكه ملاحظه میشود مفهوم ظهر نویسی در قانون مدنی و قانون تجارت یكی است ولی ظهر نویسی برات ـ سفته ـ چك ـ قبض رسید و برگ وثیقه انبارهای عمومی دارای آثار و احكامی است كه در سایر اسناد دیده نمیشود .

آثار و احكام ظهر نویسی
مسوولیت تضامنی
به موجب مندرجات ماده 698 قانون مدنی ضمانت اگر در سند قید شود مفهوم آن نقل ذمه به ذمه است ، یعنی بعد از اینكه ضمان بطور صحیح واقع شد مضمون له حق رجوع به بدهكار ( مضمون عنه ) را نداشته و برای استیفای طلب خود فقط باید به ضامن رجوع كند حال آنكه بصراحت مقررات ماده 249 تجارت و با توجه به مواد 209 و 314 همین قانون دارنده برات ـ سفته ـ چك ـ بشرط رعایت مقررات مباحث نهم و دهم از باب چهارم قانون تجارت راجع به حقوق و وظایف دارنده برات و اعتراض بدون رعایت حفظ ترتیت و تقدم و تاخرو به هر نحو كه مایل باشد میتواند به یكایك ظهرنویسان اوراق مزبور مراجعه و وجه مندرج درسند را به انضمام وجوه و سایر خسارات متعلعه قانونی مطالبه كند ـ

مراجعه دارنده برات به هر یك از ظهرنویسان مانع مراجعه او به سایرین نمیشود و همین حق را هر ظهر نویس نسبت به ظهر نویسهای ماقبل خود و صادر كننده اوراق مزبور دارد . در ماده 8 تصویبنامه تاسیس انبارهای عمومی مسئولیت تضامنی ظهر نویسان برگ وثیقه در مقابل دارنده آن پیش بینی شده است . به موجب است این ماده ظهر نویسان برگ وثیقه در مقابل دارنده آن مسئولیت تضامنی دارند و هر گاه ما حصل فروش كالا برای پرداخت طلب دارنده وثیقه كافی نباشد دارنده برگ وثیقه میتواند نسبت به بقیه طلب خود به یكایك ظهر نویسان مراجعه كند .

عدم تاثیر ایرادات
طبق اصول كلی حقوقی قلمرو موضوع انتقال معامله محدود و منحصر به همان حقی است كه ناقل آن دارا میباشد . به عبارت دیگر منتقل الیه نمیتواند بیش از حقی كه انتقال دهنده داشته تحصیل كند ولی در انتقال حق به وسیله برات عكس این اصل حقوقی مصداق پیدا میكند ، به این معنی كه در مقام دفاع دارنده برات باستثنای پاره این موارد میتواند علیه مسئول برات بیش از حقی كه به منتقل شده مطالته كند .
مقرات مورد بحث در ماده 17 قانون تجارت متحد الشكل ژنو مصوب سال 1932 به شرح زیر منعكس است .

(( بدهكار و كلیه مسئولین برات كه از طرف دارنده برات به علت عدم تادیه مبلغ برات علیه آنان اقامه دعوی شده نمیتوانند بایرادات مربوط به روابط حقوقی خود با برات كش یا دارندگان قبلی برات استناد كنندمكر آنكه دارنده برات عمداَ به زیان بدهكار برات را بدست آورده باشد . ))
منظور از ایرادات مورد بحث ایراد به مفهوم عام آنست كه شامل وائل دفاعی اعم از دفاع به معنای اخص ـ ایرادات ضمن پاسخ در ماهیت دعوی ـ ایرادات بدون پاسخ از ماهیت دعوی ( مواد 197 و198 قانون آئین دادرسی مدنی ) و دعوای متقابل میباشد .. مفهوم مندرجات ماده 17 قانون متحدالشكل ژنو با ذكر دو مثال زیر روشن میشود .

مثال اول ـ احمد بابت معامله ده عدل قماش كه به بهای پانصد هزار ریال با محمد انجام داده برات سه ماهه به همان مبلغ عهده او صادر و بلافاصلهپس از قبولی محمد آنرا به علی طلبكار خود واگذار میكند ـ علی ( دارنده برات ) برایوصول مبلغ برات در راس مدت مقرر به محمد ، گیرنده برات مراجعه مینماید . ولینامبرده به فسخ معامله به صورت عقد مدنی مثلا حواله واقع میشد با توجه باینكه طبق اصول كلی حق علی ( محتال ) محدود و منحصر بحق احمد ( محیل است

و در این مثال كه حق احمد بر محمد به علت فسخ معامله ساقط شده ایراد مورد استناد محمد ( محال علیه ) موثر در مقام بود لكن نظر به اینكه انتقال به صورت برات واقع شده ایراد مورد استناد كه مربوط به روابط حقوقی برات گیر با برات كش است به صراحت قانون متحدالشكل ژنو بلاوجه بوده و محمد مكلف به پرداخت برات به علی ، دارنده برات میباشد .

مثال دوم ـ محمد براتی را كه از طرف احمد به مبلع پانصد هار ریال صادر و به علی واگذار شده بابت بدهی خود به احمد قبول میكند ولی در موقع مراجعه علی ( دارنده برات ) ایراد میكند : معامله ای كه با احمد كرده و منشاء صدور برات بوده به اكراه صورت گرفته و به این دلیل صدور برات ملاك قانونی نداشته است و طبق ماده 203 قانون مدنی نافذ نیست .

این ایراد چون مربوط به روابط حقوقی برات گیر ( محمد ) با برات كش ( احمد ) است طبق قانون متحدالشكل ژنو موثر در مقام نیست و علی حق دارد با وجود اینكه معامله مزبور به اكراه صورت گرفته وجه برات را از برات گیر وصول كند .
1 ـ 2 ـ شرایط عدم تاثیر ایرادات
استناد به عدم تاثیر ایرادات به صراحت مقررات ماده 17 قانون متحدالشكل ژنو مشروط به احراز دو شرط است .
شرط اول : آن است كه ایرادات مورد استناد مربوط به روابط حقوقی مسئولین برات با برات كش یا دارندگان قبلی برات باشد ـ حسن نیت دارنده برات در تحصیل آن موضوع شرط دوم آن است .

طبق شرط اول دارنده برات در صورتی میتواند به عدم تاثیر ایرادات استناد كند كه ایرادات مورد استناد همانطوری كه در مثالهای فوق توضیح داده شد مشعر به روابط حقوقی برات گیر با برات كش یا ظهر نویسان قبلی باشد علیهذا چنانچه ایرادات مورد بحث مستقیماَ مربوط به روابط حقوقی بین دارنده برات و گیرنده آن و یا دارنده برات و ظهرنویس مورد مراجعه او باشد این قبیل افراد حق دارند به ایرادات سابق الذكر استناد و از پرداخت وجه برات به دارنده برات خودداری كنند .
شرط دوم : در صورتی احراز میشود كه دارنده برات آن را با حسن نیت بدست آورده باشد و منظور از حسن نیت این است كه تحصیل برات عمداَ به زیان بدهكار آن نباشد .

بنابر این اگر دارنده برات در موقع تحصیل آن علم و معرفت به زیان معامله و توجه آن به برات گیر داشته ولو این كه قصد فریب او را نداشته باشد سوء نیت او محرز و در صورت مراجعه برات گیر حق دارد به استناد زیان وارده ( با اینكه این زیان مولود عمل برات كش میباشد ) از تادیه وجه برات استنكاف كند .
دعوای زیر كه در سال 1935 میلادی در دیوان عالی كشور فرانسه طرح شده مفهوم حسن نیت مورد بحث را روشن میسازد .

شركت اتومبیل سازی مبتلا به بحران مالی به امید جلوگیری از ورشكستگی احتمالی خود به موجت آگهی مندرج در جراید تعهد میكند در صورتیكه سفارش دهندگان كالا قسمتی از بهای فعلی سفارشات خود را نقداَ پرداخته و باقیمانده آنرا بوسیله برات قبول كنند ، از افزایش بهای كالا كه در موقع تحویل از خریداران گرفته خواهد شد معاف خواهند بود .

پس از انتشار آگهی مزبور معدودی برات صادر و از طرف یكی از بانكها پس از قبولی برات گیر معامله میشود ، لكن ورشكستگی شركت در اندك مدتی اعلام و در نتیجه تحویل اتومبیل به سفارش دهندگان از طرف مقامات صالحه منع میشود . یكی از طرح دعوی در دادگستری در مقام دفاع میگوید : چون بانك دارنده برات در موقع تحصیل آن عارف به بحران مالی شركت ( برات كش ) و بالنتیجه عدم امكان تحویل كالا بوده بنابر این عالما به زیان او عمل كرده علیهذا واجد شرایط حسن نیت مذكور در ماده 17 قانون متحدالشكل ژنو نمیباشد با این دفاع بانك كه در مراحل بدوی و پژوهشی محكوم شده ضمن تنظیم دادخواست به دیوانعالی كشور مراجعه میكند . دیوانعالی نیز پس از رسیدگی به پرونده امر رای محكمه تالیرا به شرح یر ابرام میكند .

دارنده برات عالما به زیان براتگیر برات را بدست آورده زیرا عبارت (( دارنده برات عمداَ به زیان بدهكار عمل كند )) مذكور در قانون متحدالشكل ژنو منطوع و مفهوم موردی است كه دارنده برات ضمن اعلام رضایت به ظهر نویسی به نفع خود علم و معرفت به زیان برات گیر داشته و بداند كه انتقال مزبور به زیان بدهكار تمام میشود .

در دعوای مطروحه با توجه به محتویات پرونده و اوضاع و احوال قضیه به نظر دیوانعالی ثابت و محرز است كه دارنده برات با اطلاع از بحران مالی شركت و عدم امكان تحویل كالا یعنی بلا محل بودن برات اقدام به تحصیل آن كرده تا به این وسیله برات گیر را از امكان دفاع در مقابل برات كش ( شركت اتومبیل سازی ) ته علت عدم تحویل كالا محروم و مجبور به پرداخت وجه برات به نفع خود كند .

بنا به مراتب طبق رای دیوانعالی كشور فرانسه هر كسیكه عمدا به زیان بدهكار ( برات گیر یا هر یك از ظهرنویسان برات ) براتی تحصیل كرده ولو این كه قصد فریب مسئول برات را نداشته باشد نمیتواند از مقررات ماده 17 قانون متحدالشكل ژنو مربوط به عدم تاثیر ایرادات استفاده كند و باید در این قبیل موارد از مقررات قانون مدنی و آئین دادرسیمدنی تبعیت نماید .

ولی باید توجه داشت كه صرف اطلاع دارنده برات از عیب و نقص موضوع معامله بدون اینكه قصد زیان بدهكار را داشته باشد مانع مراجعه او به بدهكار نبوده بلكه میتواند به اتكاء مقررات مربوط به عدم تاثیر ایرادات برات كند برای روشن شدن مطلب مثال زیر را می آوریم .

علی كالای معیوبی را به تقی میفروشد و بابت بهای آن براتی بمدت سه ماه به مبلغ چهارصدهزار ریال از نامبرده دریافت میكند حال اگر علی در راس مدت برای وصول وجه برات به تقی مراجعه میكرد با ایراد معیوب بودن كالا طرف نامبرده و بالنتیجه عدم دریافت وجه برات مربوطه مواجه میشد ، لكن برات پس از صدور به نام محمد كه از عیب موصوف مطلع بوده ظهر نویسی میشود . تقی در موقع مراجعه محمد ( دارنده برات ) به استناد معیوب بودن كالا و تحمل زیان از پرداخت وجه برات خودداری میكند ولی محمد با توجه به خصوصیات امر ( نسیه بودن معامله و هم نبودن عیب كالا ) و همچنین سابقه تجارتی ممتد بین برات گیر و برات كش و بالنتیجه احتمال سازش بین آنان ادعا میكند با اثبات این ادعا كه به عهده دارنده برات یعنی محمد است به هر طریقی ولو به شهادت شهود ممكن است .

از طرفی همانطوری كه اشاره شد احراز سوء نیت دارندهْ برات منوط به حصول دو شرط است .

اول آنكه دارنده برات در موقع تحصیل برات از زیان معامله مطلع باشد دوم آنكه در همان موقع به قصد تحمیل زیان به بدهكار برات را بدست آورده باشد علیهذا چنانكه دارنده برات در موقع ظهرنویسی برات به نفع خود از زیان مسئول برات اطلاع نداشته و بعد از تحصیل برات زیان وارده مطلعشود این اطلاع مثبت سوء نیت و در نتیجه مسقط حق مراجعه دارنده برات به برات گیر نمیباشد ولی اگر دارنده برات در موقع تحصیل آن زیان وارده را پیش بینی میكرد در این صورت مانند موردی كه قصد زیان به مسئول برات را داشته نمیتواند به مقررات مربوط به عدم تاثیر ایرادات استناد كند .

چنانكه ملاحظه میشود طبق رای صادره از دیوانعالی كشور فرانسه تشخیص حسن نیت و سوء نیت مذكور در قانون متحدالشكل ژنو بنابر ضوابطی است كه موارد آن در بالا ذكر شد لكن بموجب آرایی كه بعد از سال 1935 میلادی صادر شده دیوانعالی و سایر محاكم صالحه تشخیص حسن نیت و سوء نیت را منحصراَ در صلاحیت قضات ما هوی دانسته كه با توجه به اوضاع دعوای مطروحه رسیدگی نموده حكم مقتضی صادر نمایند .
2 ـ 2 ـ قلمرو اصل عدم تاثیر ایرادات
قلمرو اصل عدم تاثیر ایرادات یا اصل عدم استناد به ایرادات مانند سایر مقررات قانون تجارت ، استثنایی بر مقررات قانون مادر یعنی قانون مدنی بوده و همانطوری كه قبلا اشاره شد به روابط حقوقی بین برات گیر و حامل برات محدود میشود و در سایر موارد كه در پایین چند مورد آن به عنوان مثال ذكر میشود ایرادات برات گیر علیه حامل برات یا سایر ظهر نویسان طبق موازین قانون مدنی و قانون آیین دادرسی مدنی موثر در مقام بوده و قابل دفاع است .

الف ـ فقدان شرایط اساسی ـ هر گاه برات فاقد یكی از شرایط اساسی مقرر در فقرات 2 ـ 3 ـ 4 ـ 6 ـ 7 ـ 8 ـ ماده 223 قانون تجارت باشد برات گیر میتواند باستناد ایراد به فقرات فوق الذكر از پرداخت وجه برات بحامل آن خودداری كند زیرا در موارد مذبور حقوق برات گیر مربوط به روابط خصوصی و شخصی بین او و دارنده برات نبوده بلكه از مقررات قانون ناشی میشود .

ب ـ عدم اهلیت ـ در موردی كه برات به وسیله برات كش یا برات گیر یا ظهر نویس صغیر یا مجنون امضاء شده باشد نامبردگان یا نمایندگان قانونی آنان در موقع مراجعه حامل برات ضمن ایراد عدم اهلیت میتوانند از پرداخت وجه برات خودداری كنند زیرا اهلیت ناشی از وضع و حالت امضاء كننده است كه مورد حمایت قانون قرار گرفته است .

ج ـ درصورتیكه برات طبق مقررات ظهر نویسی مذكور در قانون تجارت بدست نیامده باشد مثل اینكه از طریق انتقال طلب به حامل منتقل گردیده یا آنكه ظهر نویسی پس از اعتراض ( پروتست ) واقع شده باشد ، براتگیر حق دارد به همان ایراداتیكه میتوانست در دعوای مطروحه علیه ناقلین ( برات كش یا هر یك از ظهرنویسان قبلی ) طرح كند ، به طرفیت دارنده برات نیز استناد كند مثلا اگر وجه برات بین برات گیر و برات كش تهاتر شده باشد برات گیر میتواند به این ایراد تهاتر ، علیه دارنده برات نیز استناد كند.
د ـ هر گاه مورد ایراد مربوط به روابط حقوقی بین گیرنده و دارنده برات باشد مثل اینكه گیرنده برات پس از قبولی آن طلبكار حامل برات بشود یا دارنده برات در عین حال برات كش هم باشد و برات محل نداشته باشد یا محل آن از طریق نامشروع بدست آمده باشد ، در این قبیل موارد با توجه به توضیحات سابق الذكر حق استفاده به كلیه ایرادات قانونی برای مسئول برات باقی است .

3 ـ 2 ـ قلمرو عدم تاثیر ایرادات و قانون تجارت ایران
مقررات مربوط به عدم تاثیر ایرادات كه در قانون متحدالشكل ژنو پیش بینی و بعداَ در بسیاری از قوانین مغرب زمین وارد شده تاكنون صریحاَ در قانون تجارت ایران در نظر گرفته نشده است ، لكن پس از تجزیه و تحلیل مواد قانون تجارت راجع به ظهر نویسی و ضمانت و قبول برات كه ذیلا مورد بحث قرار میگیرد میتوان گفت مقررات مزبور تلویحاَ مورد توجه مقنن ایران بوده است .

الف ـ تعدد ظهر نویسان و امضای آنها در پشت سند
این تعدد به منظور افزایش اعتبار و جلب اعتماد اشخاص ذینفع و سرعت و سهولت مبادله برات پیش بینی شده است بنابر این تجویز تاثیر ایرادات در دعوای مطروحه از طرف حامل علیه برات گیر یا سایر مسئولین برات موجب تزلزل اعتبار و بطوء مبادله سند میشود به طوریكه هر چه امضای برات بیشتر باشد اعتبار آن به همان نسبت كسر و بالنتیجه بیشتر موجب تضییع حق دارنده برات میشود.

ب ـ ضمانت تضامنی مسئولین برات
ضمانا مذكور ه در ماده 249 قانون تجارت پیش بینی شده قرینه دیگری بر عدم تاثیر ایرادات است زیرا به موجب ماده مزبور كسیكه برات را قبول كرده و ظهر نویسان در مقابل دارنده برات مسئولیت تضامنی دارند بنابر این یكایك مسئولین برات با توجه به استقلال امضای آنان در برات اعم از گیرنده برات یا ظهر نویس به علت تعهد مستقیمی كه در نتیجه ضمانت تضامنی در مقابل دارنده برات دارند نمیتوانند به استناد روابط حقوقی خود با هریك از ظهر نویسان قبلی یا برات كش از پرداخت وجه برات خود داری كنند .

ج ـ قبول برات و عدم امكان نكول آن
عدم امكان نكول پس از قبولی از طرف برات گیر كه در موارد 230 و 231 قانون تجارت ذكر شده دلیل بارز و روشنی بر تعهد مستقیم برات گیر در مقابل دارنده برات است اعم از اینكه برات با محل یا بی محل باشد و بطور كلی تعهد مزبور قطع نظر از روابط حقوقی برات گیر با سایر مسئولین برات است . به موجب ماده 230 قانون قبول كننده برات ملزم است

وجه آن را در سر رسید بپردازد و به حكم ماده 231 سابق الذكر قبول كننده برات حق نكول ندارد مستنبط از مواد فوق این است كه برات گیر قبل از قبولی سند شخص خارجی بوده و هیچ گونه مسئولیتی در مقابل دارنده برات ندارد ولی پس از قبولی برات با توجه به اطلاعات و عمومات مندرجات دو ماه مورد بحث در مقابل دارنده برات تعهد مستقیم ناشی از سند داشته و بعلاوه حق نكول یعنی حق اسقاط تعهد و خودداری از تادیه وجه بر برات را به لحاظ قاعده لزوم تعهدات ندارد . علیهذا الزام به وفای عهد و عدم امكان اسقاط آن پس از قبولی به شرحی كه گفته شد مبین و مشعر عدم تاثیر ایرادات مطروحه از طرف برات گیر در مقابل دارنده برات است .

د ـ مقررات ماده 307 قانون تجارت
این مقررات دلیل دیگری بر غیر قابل استناد بودن ایرادات است زیرا به موجب این ماده فته طلب سندی است كه به موجب آن امضاء كننده تعهد مكند مبلغی در موعد معین یا عند المطالبه در وجه حامل یا شخص معین بپردازد ـ علیهذا تكلیف متعهد به پرداخت وجه سفته به حامل آن دلیل بارز و روشنی است به این كه حق حامل ناشی از سفته است و ارتباطی با ظهر نویسان ندارد علیهذا بدهكار سفته نمیتواند به استناد روابط حقوقی خود با احد از ظهر نویسان یا صادر كننده سفته از تادیه وجه برات به حامل سفته خودداری كند .

به جهات فوق از محاكم ایران آرایی كه مبین عدم تاثیر ایرادات است صادر شده كه سه فقره آن ذیلا نقل میشود .
1 ـ به موجب ماده 249 و 309 قانون تجارت كسی كه سفته داده است در مقابل دارنده سفته مسئول است و اعتراض او به عنوان پرداخت وجه سفته به ظهرنویس وارد نخواهد بود ( شعبه سوم مورخ چهارم اردیبهشت 1327 ) .
2 ـ به موجب ماده 249 و 307 قانون تجارت سفته در صورت عدم تادیه و پروتست میتواند به هر یك از سفته دهنده و ظهرنویس رجوع كند و تنظیم قرارداد بین دهنده سفته و ظهر نویس رافع حكم مزبور نخواهد بود ( شعبه ششم مورخ 27 / 9 /1327 )

3 ـ بر طبق ماده 309 قانون تجارت قسمتی از مقررات بروات تجارتی كه از جمله ماده 249 قانون مزبور میباشد ، درمورد سفته لازم الرعایه است و چون بر طبق ماده اخیر دهنده برات و كسی كه برات را قبول كرده و ظهر نویسها در مقابل دارنده برات مسئولیت تضامنی دارند و در صورت عدم تادیه وجه برات و پروتست ، دارندهْ برات میتواند بهر كدام از آنان كه بخواهد منفرداَ یا مجتمعاَ رجوع كند . بنابر این استدلال دادگاه بر بی حقی دارنده سفته در مطالبه آن از صادر كننده در زمینه این كه سفته مزبور به تعهد ظهر نویس بر انتقال خانه خود به صادر كننده بوده و تعهد مزبور اجرا نشده است بر فرض صحت در مقابل دارنده سفته كه اطلاعش از جریان امر معلوم نیست صحیح نخواهد بود ( شعبه چهارم 20 / 1 / 1328 ).

ظهر نویسی و انتقال اسناد
صرف امضای ظهر نویس در پشت برات ، سفته ، چك ، یا قبض وثیقه انبارهای عمومی حاكی از انتقال اسناد مزبور است . در ماده 118 قانون تجارت فرانسه و ماده 12 قانون متحدالشكل ژنو ظهرنویسی برات و سفته پیش بینی شده ، با این معنی دارنده برات میتواند پس از امضاء ظهر سفته یا برات بدون ذكر عبارت دیگری و بدون اطلاع مدیون سند را به دیگری منتقل كند . مندرجات ماده 246 قانون تجارت كه می گوید (( ; ممكن است در ظهر نویسی تاریخ و اسم كسی كه برات به انتقال داده میشود قید گردد )) موْید این نظریه است زیرا ذكر عبارت (( ممكن است )) در ماده فوق مجوز امكان عدم درج اسم منتقل الیه در پشت سند است .

در عرف تجارت در ایران و بازارهای بین المللی نیز ظهر نویسی سفید مجاز شمرده شده ، حال آنكه در انتقال طلب یا حقوق دیگر مانند بیمه نامه یا بارنامه انتقال حق وقتی تحقق پیدا میكند كه نام منتقل الیه در پشت سید قید گردد به علاوه در این قبیل اسناد چنانچه انتقال به اطلاع مدیون نرسیده و نام برده بدهی خود را بعد از انتقال به این سابق تاْدیه نماید منتقل الیه حق رجوع به او نخواهد داشت ( ماده 38 قانون اعسار مصوب 20 آذر ماه 1313 شمسی با اصلاحات بعدی )

ظهر نویسی و ضمانت امضاء كننده
صرف امضای ظهر سفته یا برات ظهور در ضمانت امضا كننده دارد . در مواد 30 و 31 قانون متحدالشكل ژنو و ماده 130 قانون تجارت فرانسه و بعضی كشورهای دیگر تحقق ضمانت در برات پس از امضای تنهای ضامن ، صریحاَ پیش بینی گردیده است .
در قانون تجارت ایران تنها ماده ای كه به ضمانت در برات اشاره میكند ذیل ماده 249 این قانون است به شرح زیر :
( ;. ضامنی كه ضمانت برات دهنده یا محال علیه یا ظهر نویس را كرده فقط با كسی مسئولیت تضامنی دارد كه از او ضمانت نموده است )) .
بطوری كه ملاحضه میشود مندرجات ماده مزبور صریحاَ دلالت بر تحقق ضمان بصرف امضای ضامن ندارد و به همین جهت رویه قضایی محاكم ایران تا كنون قطعی به نظر نمی رسد .

در سال 1346 شمسی از طرف نگارنده به وكالت شركت ; علیه آقای اصغر ; كه به ضمانت متعهد سفته ، یعنی احمد ، پشت سفته را امضا كرده بود ، به منظور وصول مبلغ سفته دعوای در شعبه ( 7 ) دادگاه بخش مطرح میشود .

دادگاه به استناد اینكه ضمان و تعهد محتاج به كاشفی از لفظ و عبارت و عمل علاوه بر امضا است و امضای صرف به هیچ وجه حاكی از ارادهْ حقیقی و قصد و رضای ضمان و تعهد تجاری و یا مدنی امضا كننده مزبور نمیباشد حكم به بطلان دعوای مطروحه می دهد . این حكم پس از پژوهش خواهی در شعبه 24 دادگاه شهرستان مطرح و به موجب دادنامه 263 ـ 24 /3 / 49 ( پرونده 48 / 1017 ) تاْیید میشود . دیوانعالی كشور به موجب پرونده 24 / 5090 ح ـ 21 / 8 / 49 ضمن تاْیید دلایل مشروحه نگارنده در لوایح بدوی و پژوهشی حكم فرجام خواسته را نقض و پس از طرح مجدد دعوی در محكمه تالی حكم به نفع موكل صادر میشود .

دلایل مورد استناد كه مورد تایید دیوان عالی كشور قرار گرفته به شرح زیر است :
الف ـ به صراحت مقررات قانون مدنی تحقق عقد و از جمله ضمان مبتنی و وابسطه به حكومت اراده متعاملین است كه به هر نحو مایل باشند میتوانند آن را واقع سازند ، به همین جهت ماده 191 قانون مدنی مقرر میداند كه (( عقد محقق میشود به قصد انشاء مقرون بودن به چیزی كه دلالت بر قصد كند )) . در مواد 192 و 193 و 194 همین قانون مفهوم چیز به الفاظ و اشارت و اعمال تعریف شده است .

علیهذا فعلی كه مبین قصد و رضا باشد (( من جمله امضای پشت صفحه )) برای اعلام قصد و انعقاد عقد كافی میباشد . چنانچه در تاُیید این مطلب مقنن در ماده 193 قانون مدنی میگوید (( انشاء معامله ممكن است به وسیله عملی كه مبین قصد و رضا باشد مثل قبض و اقباض حاصل گردد مگر در مواردیكه قانون استثنا كرده باشد )) .
به علاوه اطلاعات و عمومات ماده مزبور شامل هر نوع عملی به طور مطلق است و در مواردیكه بعضی اعمال برای انشاء ارادهُ حقیقی مشروط به شرطی باشد در قانون صریحاَ ذكر شده است مثلا راجب اشاره مقنن در ماده 192 اعمال آن را از طرفین معامله به مقید به عدم امكان تلفظ برای آنان كرده است ولی نسبت به سایر اعمال در قانون قید و شرطی ذكر نشده بنا به مراتب فوق الذكر صرف امضاء كاشف قصد و مبین رضا میباشد.
ب ـ عرف و عادت تجاری نیز دلیل دیگری بر كافی بودن امضاءپشت سند برای تحقق ضمان در برات است و دلیل امضاء عرف و عادت مزبور عمل بازرگانان و پیشه وران است كه در بازارهای ایران و خارجه متداول است .

ج ـ داد نامه های صادره از محاكم ایران نیز حكایت از كفایت امضای تنها برای وقوع ضمان مورد بحث میكند كه برای مثال دادنامه شماره 830 مورخ 24 ـ 10 ـ 1348 دادگاه شهرستان تهران ذیلا درج میشود :
(( ادعای واخواه در زمینه عدم مسئولیت نسبت به سفته های مستند دعوی با توجه به اینكه امضای ظهر آن را متعلق به خود دانسته بی وجه است بر فرض كه به عنوان ظهر نویس مبادرت به امضای سفته ها ننموده باشد جهت تضمین پرداخت مبادرت به امضا نموده چون امضای مستند ، خاصه در اسناد تجاری ، دارای مسئولیت تضامنی است از این نظر به علت تضامن مسئولیت پرداخت آن را دارد )) .

علاوه بر مستندات فوق الذكر نظر مشورتی مورخ 15 / 4 / 1351 كمسیون مشورتی آیین دادرسی مدنی مندرج در شماره 36 هفته دادگستری صفحه 194 كه ذیلا درج میشود نظر نگارنده است .
(( اگر شخص ثالثی ظهر سفته را بدون درج هر گونه مطلبی امضا نماید این امر ظهر در ضمانت امضا كننده دارد و در این صورت امضا كننده ظهر سفته یا متعهد سفته در مقابل دارنده سفته مسئولیت تضامنی خواهد داشت و عبارت ذیل ماده 249 قانون تجارت موُید این مراتب است . ))
ظهر نویسی و ورشكستگی مسئولان برات

در صورت ورشكستگی چند نفر از مسئولین برات كسیكه برات از طریق ظهر نویسی به او منتقل شده و بطور كلی دارنده برات حق دارد در هر یك یا تمام غرما برای وصول تمام طلب خود داخل شود مقررات مزبور كه در ماده 251 قانون تجارت ذكرشده یكی دیگر از امتیازاتی است كه دارنده برات می توانند در موقع مطالبه حق خود از بدهكار یا بدهكاران مورد استفاده دهند . استفاده از حق مزبور محدود به شرایط زیر است :

الف ـ مسئول یا مسئولین برات تاجر باشند
زیرا به موجب ماده 412 قانون تجارت ورشكستگی فقط در مورد تجار و یا شركتهای تجاری كه متوقف اعلام شده اند اعمال میشود بنابر این بین ناشی از برات گرچه به مستفاد از بند 8 ماده 2 قانون تجارت از اعمال تجاری است ولی دعوای مربوط به آن وقتی مشمول مقررات ورشكستگی میشود كه بدهكار طبق مقررات ماده اول قانون تجارت تاجر باشد .

علیهذا نظر بعضی از مفسرین به این كه دعوای ناشی از برات ولو اینكه برات تاجر نباشد تابع تشریفات ورشكستگی است معقول به نظر میرسد .
ب ـ تمام مسئولین برات ورشكست شده باشند .
چون اگر یكی از آنان معتبر باشد دارنده برات میتواند به موجب اصل ضمان تضامنی تمام طلب خود را از نامبرده وصول كند .
با احراز دو شرط فوق دارنده برات مجاز است به استناد ضمانت تضامنی بدهكاران در یكایك غرما برای وصول تمام طلب خود داخل شود مثلا اگر مبلغ برات و متفرعات آن صدهزار ریال باشد و مسئولین آن سه نفر باشند دارنده سند كه از اموال غریم اول یعنی گیرنده برات پنجاه هزار ریال بدست آورده بقیه در غریم دوم شركت كند میتواند مجدداَ برای تمام طلب صد هزار ریال داخل شود به همین ترتیب اگر در این مرحله به تمام طلب خود نرسید حق دارد مجدداَ برای تمام طلب در غریم سوم داخل شود تا به تمام طلب خود برسد و چنانچه در نتیجه این عمل بیش از طلب خود وجهی در سهم او قرار گرفت مازاد باید به ظهر نویسی داده شود كه حق مراجعه به سایر ظهر نویسان را دارد .

ظهر نویسی و امتیازات آن
علاوه بر امتیازاتیكه راجع به ظهر نویسی در حقوق تجارت گفته شد ، مقنن امتیازات دیگری در مورد برات پیش بینی كرده است كه خود بخود شامل ظهر نویسی كه موجب انتقال موضوع برات به دیگری است نیز میشود ، از قبیل دعاوی مربوط به ظهر نویسی یا برات كه توجه به بند ( 8 ) ماده قانون تجارت و ماده 143 قانون آیین دادرسی مدنی اختصاری بوده و تابع تشریفات مقرر در مواد 144 تا 155 همین قانون میباشد . اختصاری بودن دعاوی مربوط به معاملات برات و ظهر نویسی به منظور تضمین مقررات موضوعه راجع به سرعت مبادلات سند مزبور است .

امكان تامین وجه برات كه از طریق ظهر نویسی بدارنده برات منتقل میشودیكیدیگر از امتیازاتی كه به موجب ماده 292 قانون تجارت مقنن برای اشخاص ذینفع اعم از دارنده برات و ظهر نویس در نظر گرفته است . طبق این ماده به مجرد تقاضایدارنده براتی كه به علت عدم تادیه اعتراض شده است دادگاه مكلف است معادل است وجه آنرا از اموال مدعی علیه به عنوان تامین توقیف كند در صورتیكه در دعاوی مدنی بحكم ماده 225 قانون آیین دادرسی مدنی تامین مدعی محدود به موارد زیر است :
1 ـ دعوی مستند به سند رسمی باشد 2 ـ خواسته در معرض تضییع یا تفریط باشد 3 ـ مدعی خساراتی را كه ممكن است به طرف مقابل وارد شود به تشخیص دادگاه در صندوق دادگستری تودیع كند .

از ممیزات و مشخصات دیگر برات یا ظهر نویسی كه ناقل موضوع برات است این است كه موضوع برات یا ظهر منحصراَ باید وجه نقد باشد ( ماده 223 قانون تجارت بند4 ) حال آنكه موضوع ظهر نویسی مربوط بانتقال طلب یا حواله ممكن است وجه نقد یا كالا یا به صورت عام مثل انتقال سهم الارث باشد . ضمناَ باید توجه داشته باشیم كه به دستور ماده 269 قانون تجارت محاكم نمیتواند بدون رضایت صاحب برات برای تادیه وجه برات مهلتی بدهند در صورتیكه به تجویز ماده 277 قانون مدنی حاكم میتواند برای پرداخت دین نظریه وضعیت مدیون مهلت عادله یا قرار اقساط بدهد .

بالاخره آخرین امتیاز برات یا سفته و ظهر نویسی نزد مسئول سند بموجب قانون متحدالشكل ژنو ممنوع است ، زیرا این عمل موجب اختلال در پرداخت وجه برات در سر رسید و مانع مبادلات سند مزبور میشود ، حال آنكه در مطالبات مدنی پس از بازداشت طلب بدهكار ماذون به تادیه بدهی خود نمیباشد مگر پس از رفع بازداشت .

انواع ظهر نویسی
در مواد 245 و 247 قانون تجارت مصوب سال 1311 شمسی ظهر نویسی برای انتقال و ظهر نویسی به عنوان وكالت در وصول پیش بینی شده همچنین در ذیل ماده 249 همین قانون ظهر نویسی به منظور ضمانت در برات ذكر گردیده است . به علاوه به موجب ماده 6 تصویبنامه قانونی تاسیس انبارهای عمومی مورخ 2 / 10 / 1340 كالاهای سپرده به انبارهای عمومی را میتوان از طریق ظهر نویسی به دیگری منتقل یا مورد وثیقه قرارداد بنابر این چهار نوع ظهر نویسی در قانون تجارت پیش بینی شده كه شرح هر یك از آنها به ترتیب زیر است .
ظهرنویسی به منظور انتقال
اصل در ظهرنویسی انتقال است مگر آنكه خلاف آن در برات قید شده باشد و تحقق ظهرنویسی ناقل حق ، مشروط به شرایطی چند به شرح زیر است :

1 ـ 1 ـ شرایط تحقق ظهرنویسی
الف ـ تسلسل
شرط اول آنست كه ظهرنویسی تسلسل باشد ، یعنی دارنده برات آن را با تعاقب و ترتب ایادی ناقله بدست آورده باشد بطوریكه امضای ظهرنویسان بلا انقطلاع بوده و برات به ترتیب از ظهرنویس قبلی به ظهرنویس بعدی منتقل شده باشد .
علیهذا مسئول برات مكلف است قبل از پرداخت وجه آن به تسلسل ظهرنویسی مراقبت كند و دارنده برات برای مشروعیت حق خود باید ثابت كند كه برات پس امضاءهای پیاپی ظهرنویسان بدست او رسیده است .

احراز شرط مزبور به نفع طرفین است زیرا پس از احراز تسلسل امضای ظهرنویسان خریدار مطمئن است كه در راس مدت میتواند وجه برات را وصول كند . همچنین مسئول برات پس از رسیدگی به تسلسل امضاها میداند كه باید وجه برات را به حامل آن پرداخت كند چنانچه برات بحواله كرد شخص معین ظهر نویسی شده باشد رسیدگی به احراز تسلسل امضای ظهر نویسان خالی از اشكالست و در صورتیكه بعضی از ظهرنویسیها سفید امضا باشد طبق ماده 120 قانون تجارت فرانسه و سایر قوانین مغرب زمین ظهر نویسی كه بعد از ظهرنویس سفید امضا سند را امضا كرده است مثل این است كه برات را از ظهرنویس سفید امضا بدست آورده و در نظر مقنن دارنده قانونی برات میباشد .

همچنین آخرین حامل برات ، كه آن را به استناد ظهرنویس سفید امضا تحصیل كرده ن به نظر مقنن دارنده واقعی و قانونی براتست ولو اینكه بالای امضای سفید امضا را به نام خود پر نكرده باشد .

منظور از تسلسل امضای ظهرنویسان این نیست كه مسئول برات در موقع مراجعه حامل آن مكلف باشد اصالت امضاها و هویت ظهر نویسان رسیدگی كند بلكه كافی است مراقبت كند امضاها قطع نشده باشد یعنی مثلا یك یا چند امضا خط خورده نباشد و یا یكی از انتقالات از طریقی غیر از ظهر نویسی ، به صورت انتقال طلب یا وصیت یا ارث صورت نگرفته باشد ، گرچه در مورد مزبور كه بطور مثال ذكر شد دارنده برات كه مالك حقیقی آن است از امتیازات برات محروم است ولی میتواند با اثبات مالكیت برات طبق مقررات قانون مدنی وجه آن را از مسئول برات وصول كند . بالعكس اگر تسلسل امضاها محرز باشد گیرنده برات مكلف است وجه آنرا در موقع مطالبه به حامل برات بپردازد مگر اینكه نامبرده در موقع تحصیل برات سوء نیت داشته و یا مرتكب نقصیر عمده شده باشد . در اینجا مختصراَ بشرح تقصیر عمده میپردازیم .

تقصیر در مفهوم كلی عبارت از انجام دادن عمل یا خودداری از عملی است كه موجب زیان غیر شود . این تعریف كه مستنبط از قاعده لاضرر است به تعابیر مختلف در مواد 334 ـ 335 ـ 332 ـ 1216 قانون مدنی و مواد 7 ـ 8 ـ 10 تصویبنامه قانونی انبارهای عمومی و 1 ـ 11 ـ 12 ـ قانون مسئولیت مدنی و سایر قوانین صریحاَ و تلویحاَ ذكر شده است و بر حسب قصد فاعل و همچنین منشاء و شدت ضعف تقصیر و عمل ، به تقصیر عمدی و غیر عمدی ـ تقصیر عقدی و غیر عقدی ـ تقصیر شخصی و نوعی ـ تقصیر عمده و ساده تقسیم می گردد كه بحث آن خارج از این مقال است و مادر این جا فقط به شرح و بیان تقصیر عمده كه مربوط به موضوع مورد بحث است اكتفا میكنیم .

تقصیر عمده دارای محتوی و عوامل گوناگون است كه ضمانت اجرای هر كدام از آنها متفاوت است و به همین لحاظ در قانون تعریف جامع و مانعی نشده است ولی با اجتماع اركان مشخصه زیر میتوان گفت كه تقصیر عمده تحقق یافته است . 1 ـ ایجاد عمل یا خودداری از عمل كه موجب زیان دیگری شود ، اعم از آنكه فاعل آن قاصد یا فاقد قصد بوده باشد . به عبارت دیگر شمول تقصیر عمده فعل عمد یا مسامحه است .

2 ـ تقصیر باید عمده باشد یعنی شدت آن به اندازه ای باشد كه در عرف گفته شود كه فاعل ، آن تقصیر را عمداَ مرتكب شده است 3 ـ در تقصیر عمده خسارت احتمالی است بعكس تقصیرعمدی كه خسارت قطعی است ولو آنكه فاعل آنرا نخواسته باشد 4 ـ عمل یا خودداری از عمل اعم است از واقعه حقوقی ، عدم اجرای الزامات قهری یا تعهدات حقوقی .

امثله ذیل كه در كتب حقوقی ذكر شده و عیناَ در اینجا نقل میشود تقصیر عمده و مشخصات آنرا روشن میكند .
مثال : 1 ـ مسئول برات پس از پرداخت وجه لاشه آن را از جریان خارج نمیكند . 2 ـ كسی براتی را صادر كرده و پرداخت وجه آنرا مشروط به اجازه قبلی میكند معذالك مسئول برات بدون تایید صادر كننده وجه برات مزبور را میپردازد . 3 ـ بدهكار بدون تحقیق و تدقیق در صحت تسلسل امضای ظهر نویسان وجه برات را تادیه مكند . 4 ـ بدهكار مكلف است پس از ارائه و دریافت نسخه این از برات كه در روی آن قبولی نوشته شده وجه برات را تادیه كند ولی مسئول برات قتل از دریافت نسخه مزبور وجه برات را میپردازد ـ در امثله مشروحه مسئول برات مرتكب تقصیر عمده شده و مكلف است وجه برات را در صورت مطالبه حامل دو باره بپردازد .

در قانون تجارت ایران مقرراتی راجع به تسلسل امضای ظهرنویسان ذكر نشده و مطالب سابق الذكر مستند به قوانین خارجه و مقتبس از نظرات و عقاید دانشمندان علم حقوق است . محاكم ما میتوانند به حكم ماده 3 قانون آئین دادرسی مدنی مقررات مذكوره را با الهام از اصول كلی حقوقی در حل و فصل دعاوی مورد توجه قرار دهند.

ب ـ شرط دوم رضایت
قبلا اشاره شد چون ظهر نویسی مسبوق به عمل حقوقی است علیهذا طرفین معامله یعنی ظهرنویس و منتقل الیه باید دارای شرائط اساسی برای صحت معامله مندرج در ماده 190 قانون مدنی و مواد ما بعد آن منجمله شرط (( رضا )) باشند . بنابر این رضای حاصل در نتیجه اشتباه و اكراه موجب عدم نفوذ ظهرنویسی است ( ماده 199 قانون ) همچنین به سبب تدلیس كه در ماده 438 قانون مدنی بر مبنای قاعده لا ضرر پیش بینی شده ، ظهرنویس یا منتقل الیه حسب مورد حق فسخ معامله را خواهند داشت ،

اعم از اینكه تدلیس از طرف یكی از طرفین معامله یا از جانب شخص ثالث واقع شده باشد ولی تدلیس در بیشتر از قوانین اروپایی وقتی موثر است كه منحصراَ یكی از طرفین معامله فاعل آن باشد ، كسیكه در معرض اشتباه تدلیس یا اكراه قرار گرفته همانطوری كه قبلا در مبحث عدم تاثیر ایرادات گفته شد ، حق ندارد به موارد مزبور علیه حامل برات استناد كند مگر آنكه حامل سند را با سوء نیت تحصیلكرده باشد .

ج ـ همانطوری كه قبلا گفتیم ظهرنویس مانند صادر كننده برات باید اهلیت داشته یعنی بالغ و عاقل و رشید باشد .
بنابر این ظهرنویسی صغیر و مجنون به علت حجر باطل است .

امور مالی این قبیل اشخاص منجمله نقل و انتقالات بروات طبق ماده 1217 قانون مدنی ، حسب مورد عهدهْ ولی یا قیم است ولی غیر رشید میتواند با اجازه ولی یا قیم راساَ بروات خود را ظهرنویسی كند ( ماده 1214 قانون مدنی )، سفیه ، مفلس و طفل صغیر ممیز نیز محجور هستند و از تصرفات در اموال خود منع شده اند ( ماده 1212 قانون مدنی ) ولی میتوانند قبول وكالت اشخاص ثالث را كرده و بروات آنان را درحدود اختیارات وكیل ظهرنویسی كنند زیرا منظور مقنن از منع تصرفات این قبیل محجورین در اموال صیانت اموال مزبور و اجتناب از تضییع و تفریط است و چون در ظهرنویسی مورد بحث بیم اتلاف یا تضییع در اموال سفیه ، مفلس و طفل صغیر ممیز نمیرود مقنن در ماده 682 قانون مدنی محجور یت وكیل را در موارد مذكور مانع ظهرنویس ندانسته است .

همچنین تاجر ورشكسته به موجب ماده 418 قانون تجارت فاقد اهلیت بوده و از تاریخ صدور حكم ورشكستگی از مداخله در تمام اموال خود ، حتی آنچه ممكن است در مدت ورشكستگی عاید او گردد ، منع شده است و بنابر این از تاریخ مذكور ورشكسته نمیتواند برات ـ سفته ـ چك ویا قبض رسید انبارهای عمومی خود را ظهر نویسی كند . لكن ظهر نویسی تاجر متوقف با توجه به مندرجات ماده 423 همین قانون بلامانع است بنابر این آنچه گفته شد به علت فقد اهلیت از تاریخ صدور حكم ورشكستگی تاجر ورشكسته از ظهرنویسی اسناد فوق الذكر ممنوع و به استناد ماده 418 قانون تجارت این قبیل امور به مدیر تصفیه واگذار شده است .

نقل و انتقالات برات اعم از صدور ,ظهر نویسی ,قبولی ,تضمین یا پرداخت آن و همچنین معاملات سفته ,چك یا قبض رسید انبار های عمومی متعلق به اشخاص حقوقی حسب مورد با رئیس هیئت مدیره ,هیئت مدیره , مدیر عامل و یا مدیر و مدیران تصفیه است كه در حدود اختیارات قانونی یا اختیاراتی كه از طرف مجامع قانونی به آن داده شده میتواند به نقل و انتقال این اسناد اقدام كنند و هر گاه از حدود اختیارات مفوضه تجاوز كنند راسا مسئول خواهند بود .
مقررات راجع به اهلیت ظهرنویس كه مورد بحث قرار گرفت شامل منتقل الیه یا حامل برات نیز میشود .

منتقل الیه ممكن است یك یا دو نفر باشند .چنانچه برات متعلق به چند نفر باشد فقط همگی آنان مجتمعا و متفقا میتوانند وجه سند را از مسئول برات مطالبه و وصول كنند زیرا مالكیت برات مشاع است و بنابر این هیچكدام از صاحبان حق مشاع به تنهایی حق ندارد نه تمام وجه برات و نه سهم خود را دریافت كند . ولی اگر حق وصول وجه برات منفردا به احد از منتقل الیهم داده شده باشد در اینصورت صاحب حق میتواند راسا و بدون اجازه دیگران قبولی یا تضمین وجه را قبل از انقضای مدت و تادیه وجه آنرا در راس مدت از مسئول برات مطالبه كند

. بالاخره منتقل الیهم ممكن است شخصی ثالث یا یكی از ظهرنویسان قبلی (صادر كننده برات ,احد از ظهر نویسان ) .یا مسئول برات باشد .به عقیده عده ای از دانشمندان ,ظهر نویسی به نفع ظهر نویسان قبلی یا مسئول پرداخت وجه برات موجب مالكیت مافی الذمه و سقوط دین و بالنتیجه خارج شدن برات از جریان معامله میشود ولی طبق نظر اكثریت علمای حقوق و به استناد بند 3 ماده 11 قانون متحد الشكل ژنو چون منشاء طلب حاصل از برات خود برات معین شده است نه ظهر نویسان , بنابراین مخلوق یعنی طلب به اتكای خالق خود یعنی برات در زمان حیات یعنی تا قبل از انقضای مهلت مقرر در سند به زندگانی خود ادامه میدهد . بنا به مراتب صادر كننده ظهر نویسان یا گیرنده برات برای هر چند مرتبه كه بخواهند میتوانند آنرا به نفع اشخاص ثالث یا ظهر نویسان قبلی و یا مسئول برات جیرو كنند .

مقررات مورد بحث موجب توسعه و تسهیل اعتبارات مستند باسناد تجارتی میشود .مثلا بانكها باستناد این مقررات مجاز هستند براتهایی كه راسا نزول كرده اند به نفع بانكهای دیگر (ظهر نویسان قبلی )یا اشخاص ثالث ظهر نویسی كرده و یا آنها را همانطوری كه بعدا” خواهیم دید گرو بگذارند.
ظهر نویسی به نفع ظهر نویسان قبلی صادر كننده و یا مسئول پرداخت برات كه در قانون متحدالشكل ژنو پیش بینی شده و بعداَ در بسیاری از قوانین اروپایی و قوانین سایر كشورهای جهان منعكس گردیده است از نظر تدوین و تنظیم قانون دارای دو نقص مهم است .

نقص اول راجع به آثار ظهرنویسی به نفع ظهرنویسان قبلی با توجه به مسئولیت تضامنی آنان است ، زیرا احكام ضمانت تضامنی كه به حامل برات اجازه میدهد برای دریافت وجه برات به تمام ظهر نویسان مراجعه كند در ظهرنویسی مجدد به نفع ظهرنویسانی كه قبلا همان برات را جیرو كردهاند به نحو موثری تغییر میكند .
نقص دوم اینست كه مقنن تعیین نكرده است ظرف چه مدتی ظهرنویس قبلی یا برات گیر حق دارد مجدداَ برات را ظهرنویسی كند . مقررات زیر به منظور رفع نقص موارد فوق الذكر از طرف عده ای از دانشمندان پیشنهاد شده است .

1 ـ صادر كننده برات كه مجدداَ همان برات بسود او ظهرنویسی شده است برای دریافت وجه برات میتواند به بدهكار اصلی كه برات را قبول كرده و به ناقل برات كه مستقیماَ آن را به نفع او ظهرنویسی نموده است مراجعه كند و از حق مراجعه بسایر ظهرنویسان محروم است چتون در مقابل تمامی آنان مسئولیت تضامنی دارد . حال اگر صادر كننده ، موصوف برات را از طریق ظهرنویسی به كس دیگری منتقل كند منتقل الیه حق دارد به تمام ظهر نویسان بلا استثناء ( چه كسانی كه قبل از ظهرنویسی كرده اند ) به استناد ماده 249 قانون تجارت لدی الاقتضا مراجعه كند

2 ـ هر گاه برات بسود یكی از ظهرنویسان قبلی ظهرنویسی شده باشد ، ظهرنویس مزبور در صورت عدم تادیه وجه برات فقط میتواند به ظهرنویسانی كه برات را قبل از ظهرنویسی اولش پشت نویسی كرده اند مراجعه كند و از حق مراجعه به ظهرنویسان دیگر ته علت مسئولیت تضامنی كه در مقابل آنان دارد ممنوع است ، حال اگر ظهرنویس مورد بحث برای مرتبه اول برات را بنام شخص ثالثی ظهرنویسی كند این شخص مجاز است به تمام ظهرنویسان برای مطالبه وجه برات مراجعه كند.

3 ـ چنانچه برات به نفع بدهكار اصلی كه آن را قبول كرده ظهرنویسی شده باشد و نامبرده در سررسید حامل برات باشد نمی تواند به هیچكدام از ظهرنویسان حتی صادر كننده برات برای وصول وجه آن مراجعه كند زیرا مطلب حاصل برات در انقضای مدت به علت مالكیت فی الذمه ساقط می شود . حال اگر بدهكار اصلی قبل از انقضای مدت برات را به شخص ثالثی ظهرنویسی و منتقل كند- منتقل علیه حق دارد در راس مدت برای وصول وجه برات به بدهكار برات و به سایر ظهرنویسان بلا استثناء مراجعه كند .

4- حاملین برات بغیر از بدهكاری كه برات را قبول كرده میتوانند آن را بعد از سر رسیدن و حتی بعد از اعتراض به علت عدم تادیه ظهرنویسی كنند . بدیهی است كه در این قبیل موارد منتقل الیه فقط طبق مقررات قانون مدنی میتواند به بدهكار اصلی برات مراجعه كند . تحقق ظهرنویسی به منظور انتقال برات مشروط به شرایط دیگری از قبیل مشروعیت جهت ظهرنویسی و موضوع معین نیز میباشد ، چون شرایط مذكوره مشمول مقررات قانون مدنی است به لحاظ اجتناب از اطناب كلام از بحث آنها در اینجا خود داری میشود .

2 ـ 1 ـ شرایط شكلی ظهرنویسی برای انتقال
شرایطی كه در بالا ذكر شد شرایط اساسی به منظور انتقال نامیده میشود . اینك به شرایط صوری یا شكلی ظهرنویس مپردازیم . همانطوری كه قبلا گفته شد انتقال پس از امضای ناقل در پشت برات یا سفته یا چك واقع میشود و ظهرنویس مختار است اسناد مزبور را در وجه شخص معین ، سفید امضاء و یا در وجه حامل ظهرنویسی كند . ذیلا خلاصه ای از مشخصات و احكام ظهرنویسان موصوف ذكر میشود .

الف ـ ظهرنویس در وجه شخص معین
این نوع ظهرنویسی همانطور كه اسم آن حاكی است وقتی تحقق میپذیرد كه به اسم شخص معین ( نام ونام خانوادگی ) صادر شده باشد و با نوشتن عباراتی در پشت برات صورت خارجی پیدا میكند ولی ته موجب قوانین اروپایی و قانون متحدالشكل ژنو انتقال برات با نوشتن عبارات و امضای روی سند هم بلا مانع است .

طبق ماده 246 قانون تجارت ظهرنویسی در وجه شخص و همچنین سایر انواع ظهرنویسی باید
ممضی به امضای ظهرنویس باشد علیهذا امضای چاپی ،یا مهر ، یا فتو كپی امضای ظهرنویس برای
وقوع ظهرنویسی كافی نیست .
ب ـ ظهرنویسی سفید امضاء

ظهرنویسی سفید امضاء یا با امضای تنها ظهرنویس و یا با نوشتن عبارت حاكی از ظهرنویسی كه جای نام منتقل الیه در آن باز گذارده شده صورت میگیرد مثل اینكه در پشت برات نوشته شود ( مبلغ ظهر برات در وجه ;;;.. پرداخت شود ـ محل امضاء ) ظهرنویسی سفید امضاء به منتقل الیه اختیار میدهد كه برات را بطرق زیر بدیگری منتقل كند .

منتقل الیه بالایامضاء ( در صورتی كه سند با امضای تنها منتقل شده باشد ) یا جای اسم ذینفع را كه در عبارت ظهر نویسی خالی گذارده شده به نام خود یا به نام دیگری پر میكند و یا آنكه برات را به شكل ظهرنویسی سفید امضاء مجدداَ به دیگری واگذار میكند و یا بالاخره برات را بدون آنكه ظهر نویسی كرده باشد عیناَ از طریق قبض و اقباض به خریداران منتقل میكند . چنانچه دارنده برات جای اسم ذینفع را كه در ظهرنویسی خالی گذارده شده با نام خود تكمیل كند در این صورت نمیتواند آنرا بدیگری واگذار كند مگر آنكه آنرا مجدداَ امضاء كند .

هر گاه دارنده برات جای خالی در عبارت ظهرنویسی را بنام دیگری پر كرده و آنرا بدیگری منتقل كند مثل انیست كه منتقل الیه برات را از ظهرنویس سفید امضاء خریداری كرده نه از ناقل مستقیم خود ، بنابر این وسیله برات را به دیگری واگذار نمود چون از امضا كردن آن خودداری كرده در ردیف ضامنین برات محسوت نمیشود و هیچگونه مسئولیتی در مقابل ظهرنویسان آن ندارد .

ممكن است دارنده برات سفید امضاء بدون اینكه جای خالی را پصر كند آن را بدون امضاء از طریق قبض و اقباض بریگری واگذار كند . عده ای معتقدند كه این نوع انتقال چون فاقد امضای ناقل میباشد بنابراین مشمول احكام ظهر نویس نمیباشد .
بدیهی است دارنده براتیكه آن را بدون امضاء منتقل كرده ضامن نبوده و هیچگونه مسئولیتی در مقابل ظهرنویسان و ذوی الحقوق برات نخواهد داشت .
ولی آنچه در اینجا قابل بحث است موضوع تاثیر یا عدم تاثیر ایرادات در مقابل دارنده برات سفید امضائی است كه آن را از طریق معاطات تحصیل كرده است .م بعبارت دیگر میخواهیم بدانیم كه مسئول برات در موقع مطالبه وجه آن از طرف حامل برات ، كه بصورت سفید امضاء ظهرنویسی شده ، آیا میتواند بر ایراداتیكه به ناقل قبلی چنین براتی اشته استناد كند یا هیر ؟

به نظر بعضی از دانشمندان چون معامله معاطاتی براتی كه از طریق سفید امضاء ظهرنویسی شده در حكم انتقال از طرق ظهرنویس معمولی است ، علیهذا بدهكار چنین براتی همگام مطالبه وجه آن از طرف حامل برات نمیتواند به ایرادات فوق الذكر استناد كند .

بعقیده نگارنده چون انتقال برات با ظهرنویسی سفید امضاء بدون نوشتن نام منتقل الیه و بدون امضاء ( یعنی انتقال دست بدست ) بعمل آمده است انتقال طلب عادی بوده و بموجب مقررات ماده 35 قانون مدنی مالكیت دارنده آن محرز است ، ولی احكام ظهرنویسی باستناد ماده 245 قانون تجارت وقتی جاری است كه برات مزبور در نوقع انتقال ظهر نویسی و یا اقلا امضاء شده باشد ، تا تسلسل امضای ظهرنویسان مسلم باشد . بنا به مراتب بدهكار براتی كه برای وصول وجه آن در محاكم صالحه تحت تعقیب قرار گرفته میتواند طبق مقررات قانون مدنی به همان ایراداتیكه میتوانسته علیه ناقل مجنین براتی استناد كند بطرفیت حامل مزبور نیز استناد نماید ، مشروط بر اینكه هویت و مشخصات ناقل براترا ثابت كند .

صدور برات در وجه حامل در افلب قوانین پیشبینی نشده وبهمین جهت ظهرنویسی در وجه حامل نیز تا نیمه دوم قرن بیستم قانونی تلقی نمیشد ولی بعداَ قانونگذاران برخی از كشورها بتدریج ظهرنویسی در وجه حامل را ولو اینكه برات صریحاَ در وجهحامل صادر نشده باشد ، قابل انتقال دانستند .
بند 7 ماده 223 قانون تجارت ایران فقط صرور برات بنام شخص معین را اجازه داده است ، بنابراین براتیكه در وجه حامل صادر شده باشد حسب مندرجات ماده266 همان قانون مشمول مقررات راجعه بروات تجارتی مخواهد بود .

لكن با توجه با طلاقات و عمومات ماده 245 قانون تجارت كه ناظر بر انتقال برات بوسیله ظهرنویسی است و همچنین ماده 247 همین قانون كه میگوید ظهرنویسی حاكی از انتقال برات است ، مخصوصاَ با امعان نظر بمقرارت ماده 246 قانون مزبور كه بموجب آن (( . . . . ممكن است در ظهرنویسی تاریخ و اسم كسیكه برات به او انتقال داده میشود قید گردد )) نتیجه گرفته میشود كه مقنن با ذكر عبارت (( ممكن است )) در ماده سابق الذر ظهرنویسی در وجه حامل را ، ولو اینكه كبرات در وجه حامل صادر نشده باشد ، اجازه داده است .

بدیهی است دارنده برات در وجه حامل میتواند چنین براتی را بنام شخص معینی یا سفید امضاء و یا از طریق قبض و اقباض به دیگری واگذار كند ، ولی همانطریكه نظر داده شده حق ندارد در ظهر نویسی عبارت در وجه حامل را خط زده و بجای آن نام خود یا شخص ثالثی را قد كند زیرا با اینعمل قصد و نظر ظهرنویس را كه با ذكر (( عبارت در وجه حامل )) خواسته است مانع ظهرنویسی در وجه شخص معین بشود رعایت نكرده است .
دارنده چنین براتی ولو اینكه این دارنده كسیكه برات بنام او ظهرنویسی شده نباشد ، حامل قانونی برات شناختهت شده و میتواند در انقضای مدت وجه آن را از مسئول برات مطالبه كند بشرط آنكه تسلسل امضای یكایك ظهر نویسان را ثابت كند .

باید در نظر داشت كه در موقع اثبات تسلسل امضاء ، امضای ظهرنویسی كه عبارت ظهرنویس را از (( دروجه حامل پرداخت شود ) بعبارت (( در وجه شخص معین پرداخت شود )) تغییر داده و همچنین امضای ظهرنویس قبل از او باطل نبوده و مانند امضای سایر ظهرنویسان صحیح و نافد است . 3 ـ 1ـ شرایط اختیاری ظهرنویسی برای انتقال

ذكر شروط ذیل در ظهرنویسی اختیاری است :
الف ـ تاریخ ظهرنویسی

همانطوریكه قبا گفته شد باستناد مواد 246 و 309 و در قسمت اخیر ماده 312 قانون تجارت برات ، فته طلب ، چك بصرف امضاء در ظهر سند ممكن است به دیگری منتقل شوند معذالك ذكر تاریخ ظهرنویسی در اسناد مزبور زیاد دیده میشود زیرا با ذكر تاریخ میتوان اهلیت ظهرنویس را تشخیص داد ، مثلا حجر یا صغر ظهرنویس كه در اعتبار برات صاده موثر است

بوسیله ذكر تاریخ در موقع ظهرنویسی تشخیص یداده میشود ، بعلاوه تاجر ورشكسته ایكه تاریه ظهرنویسی را قبل از تاریخ حكم ورشكستگی ذكر كند علاوه بر آ،كه این عمل در ردیف ایرادات موثره بوده و از طرف بدهكار قابل دفاع است مقنن در ماده 248 قانون تجارت ، ظهریسی را كه تاریخ مقدمی در ظهرنویسی ذكر كند مزور شناخته و طبق مقررات ماده 97 قانون مجازات عمومی ( سابق ) قابل تعقیب و مجازات دانسته است .

در مورد قبض انبارهای عمومی همانطوریكه میدانیم این قبیل قبوض از دو قسمت تشكیل شده و آنها را میتوان توام یا جداگانه از طریق ظهرنویسی منتقل نمود . در صورت ظهر نویسی برگ وثیقه كالای مربوط به آن در گرو شخصی كه ظهرنویسی بنفع او شده ، قرار خواهد گرفت و در صورت ظهرنویسی قبض رسید مالكیت كالا به انتقال گیدنده منتقل خواهد شد ( ماده 6 تصویبنامه قانونی تاسیس انبارهای عمومی با اصلاحات بعدی مورخ 3/10/1340 شمسی ) در موردیكه قبض رسند و برگ وثیقه انبار با هم به دیگری منتقل شود ، ذكر تاریخ انتقال در ظهرنویسی اجباریست و اگر برگ وثیقه بدون قبض رسید انتقال گیرنده باید در پشت برگ وثیقه قید شود ( ماده 13 آئیننامه انبارهای عمومی ) .

چنانكه ملاحظه میشود ذكر تاریخ كه در موقعغ ظهر نویسی برات ، سفته ، ج ، اختیاری است ، در موقع ظهرنویسی قبض دسید و برگ وثیقه انبارهای عمومی اجباری است .

ب ـ جهت ظهرنویسی
از جمله شرایط اختیاری قیر جهت ظهرنویسی در براتست كه در پاره ای مواقع تصریح آن در ظهرنویسی بعلت عدم مشروعیت جهت ، موجب بطلان تعهد ظهرنویس میشود ( ماده 217 قانون مدنی ) مثل اینكه كسی بمنظور واریز بدهی قمار كه به دیگری داشته براتی را ( با ذكر بمنظور واریز بدهی قمار ) ظهرنویسی و امضاء كرده باشد . بعلاوه جهت موصوف از ایرادات موثر است كه مسئول برات در مقابل دارندگان برات بلااستثنا میتواند به آن استناد كند .

ج ـ شرط بدون ضمانت
ظهرنویس در موقع ظهرنویسی عبادت (( بدون تضمین )) را در بالای امضای خود قید میكند با ذكر این عبارت كه اختیاری است ظهرنویس مزبور با ظهرنویسان دیگر برای پرداخت وجه برات مسئولیت تضامنی نخواهد داشت .
شرط موصوف فقط سلب مسئولیت ظهرنویس را نسبت به اعتبار حال و آینده ظهرنویسان
میكند ولی مسئولیت ظهرنویس مزبور نسبت به پرداخت وجه برات كماكان باقی است .

د ـ شرط مراجعه به شخص ثالث
وقتی ظهرنویسی احتمال میدهد كه مسئول برات در موقع مراجعه حامل آن از پرداخت وجه برات خودداری كند به منظور حفظ اعتبار خود و اجتناب از مراجعه حامل برات در بالای امضای خود اسم شخصی را مینویسد كه دارنده برات در صورت عدم پرداخت وجه از طرف مسئول برات به آن شخص مراجعه كند .
ه ـ شرط برگشت بدون خرج
با ذكر این عبارت در بالای امضای خود ظهرنویس حامل برات را در صورت استنكاف بدهكار از پرداخت وجه برات از تنظیم اعتراض معاف میكند .
و ـ شرط منع ظهر نویس مجدد

شرط مزبور فقط تعهد ظهرنویسی را محدود میكند كه این شرط را كرده است به این معنی كه او را از ضمانت كسانیكه برات بعداَ به نام آنان ظهر نویسی میشود آزاد میكند ، بنابر این شرط منع ظهرنویس مجدد به طور كلی ، مانع ظهر نویسی برات نبوده و موجب تبدیل سند به برات صادر ( با شرط عدم حواله كرد ) نمی شود بلكه با ظهر نویسی مجدداَ برات به جریان می افتد ، منتهی كسانیكه بعد از درج شرط منع ظهر نویسی مجدد آن را ظهرنویسی كرده و همچنین ظهرنویسانیكه قبل از ظهرنویسی كه پشت نویسی مجدد را منع كرده است برات را ظهرنویسی نموده اند در مقابل حامل برات متضامناَ مسئول هستند . چنانكه سایر ظهرنویسان هم مایل باشند از این امتیاز یعنی سلب مسئولیت تضامنی برخوردار شوند باید هر كدام از آنان در موقع ظهرنویسی در بالای امضای خود شرط مورد بحث را قید كند .

4 ـ 1 ـ ظهرنویسهای ممنوع
الف ـ یكی از ظهرنویسیهای ممنوع ظهرنویسی مشروط است كه به موجب قوانین ایران ـ فرانسه ـ آلمان و بعضی از كشورهای دیگر باطل و مبطل ظهرنویسی است . منع ظهرنویسی مشروط در قانون ایران برای آن است كه ظهرنویسی موجب ضمان است و ضمانت به موجب ماده 699 قانون مدنی باید منجز بوده و معلق نباشد .

قانون متحدالشكلژنو نیز ظهر نویسی مشروط را منع كرده ولی ضمانت اجرای آن را فقط بطلان شرط قرارداده و بطلان ظهرنویسی در آن پیش بینی نشده است ، علیهذا طبق قانون مزبور كه از طرف گروه زیادی از كشورهای اروپایی و آسیایی قبول شده است ، ظهرنویسی مشروط موجب قطع تسلسل امضای ظهرنویسان نمیشود و دارنده برات میتواند وجه آن را در راس مدت از مسئول برات مطالبه كند ولی باید دانست كه شرط مزبور در روابط بین ظهرنویس شرط كننده و منتقل الیه ( مشروط علیه ) به قوت خود باقی است و در صورتیكه طبق شرط عمل نشود ذینفع میتواند بر حسب مورد و با توجه به مقررات ماده 235 قانون مدنی و مواد ذیل آن طبق تعهد مشروط از حقوق خود دفاع كند . 

ب ـ ظهرنویسی قسمتی از برات
ظهر نویسی قسمتی از برات كه در قانون ایران پیش بینی نشده انواع مختلف دارد .
نوع اول ـ كه صحیح است وقتی تحقق پیدا میكند كه ظهرنویس یك قسمت از وجه برات دریافت كرده و برای بقیه آن ظهر نویسی میكند .
نوع دوم ـ در صورتی كه واقع میشود كه ظهر نویس و منتقل الیه توافق میكنند كه قسمتی از وجه برات به نفع ظهر نویس و قسمتی دیگر به سود منتقل الیه وصول شود ، در این صورت ظهرنویسی در حقیقت بران تمام مبلغ صورت گرفته منتهی قسمتی از ظهرنویسی ارزش ظهرنویسی به عنوان وكالت را دارد . این نوع ظهرنویسی نیز مانع قانونی ندارد .

نوع سوم ـ در این نوع ظهرنویسی كه مورد نظر ما است ظهرنویس فقط قسمتی از وجه برات را ظهرنویسی میكند . باتوجه به اینكه در این ظهرنویسی منتقل الیه به علت در دست نداشتن ورقه برات با عدم پرداخت طلب خود مواجه میشود صریح و روشن نیست زیرا ظاهر عبارت ماده مزبور وضع حامل برات را مشخص نمیكند و معلوم نیست نامبرده پس از خط خوردگی یك یا چند ظهرنویسی به چه ترتیب میتواند وجه برات را وصول كند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله نظم اجتماعی و نقش ها و حقوق انها و طلاق

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله نظم اجتماعی و نقش ها و حقوق انها و طلاق دارای 27 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله نظم اجتماعی و نقش ها و حقوق انها و طلاق  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله نظم اجتماعی و نقش ها و حقوق انها و طلاق،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله نظم اجتماعی و نقش ها و حقوق انها و طلاق :

نظم اجتماعی و نقش ها و حقوق انها و طلاق

به نام خالق بی همتا

مقدمه
سپاس و حمد بی كران خدایی را كه توفیق بخشید تا گوشه ای از وظیفه ی خود را انجام دهیم و درود بر رسول خدا كه ارزش خدایی هر چیز را آن گونه كه شایسته بود نمایاند و زن را كه كانون خانواده بود حیاتی تازه بخشید و درود بر امامان و معصومین كه فرمان گیر و رهرو رسول خدا بودند. در جامعه بشری بی شك منشاء جامعه خانواده است و داشتن جامعه ای صالح بدون اصلاح خانواده امكان پذیر نیست.

زیرا : اِنَ الله لا یُغَیرُ ما بِقومٍ حَتی یُغیرُ و امابِنفسُهِمِ (( به درستی كه خداوند حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد كرد تا زمانی كه آن قوم حالشان را تغییر دهند. )) و قطعاً بهترین طبیب و راهنما در مسائل خانواده كتاب خدا و گفتار چهارده معصوم می باشد و باید پذیرفت جوامعی كه خود در لجنزار فساد و تباهی فرو رفته اند نمی تواند سرمشقی برای زندگی ما باشد. (( ذات نیافته از هستی بخش كی تواند كه بود هستی بخش ))

جامعه ما كه امروز به بركت انقلاب شگوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی به عنوان سرمشقی برای تمام امت اسلامی در سرتاسر جهان مطرح است باید از هر جهت نمونه جدایی و سرمشق باشد به ویژه در مسائل خانواده و زناشویی و پیامدهای آن از جمله طلاق و جدایی كه از آماری مساوی صفر یا حداقل پایین تر آمار را داشته باشد و این میسر نیست مگر آگاه كردن مردان و زنان نسبت به وظایفشان در قبال یكدیگر و در قبال فرزندان و فرزندان در برابر پدر و مادر .من زیاد مشاهده كرده ام كه علت خیلی از مشكلات خانواده ای كه گاهی به طلاق می انجامد عدم آگاهی افراد از وظایف زناشویی یا ذهن بینی و یا دخالت بی جا از جانب اطرافیان دیگران است.

خانه پاك
پاك و پاكیزه مانده یك جوان چه پسر و چه دختر چه مرد و چه زن در صورتی كه ازدواج نكنند از فساد و تباهی امری غیر ممكن به نظر می رسد. در چند میلیون مرد و زن یافتن جوانی پاك ، و انسانی با عفت و خوددار از گناه بشرطی كه ازدواج نكرده باشد باید بگوئیم او از اولیاء الهی است .خودداری از گناه ،و مصون ماندن از آلودگی،و در امان رفتن از عصیان و طغیان در صورت عدم ازدواج كاری است یوسفی.

خانه ای كه مرد و زن آن بدون صورت گرفتن ازدواج در آن زندگی می كنند خالی از فساد نیست. مرد بدون همسر،و زن بدون شوهر،در صورتی كه غرائز و شهوات آنان زنده است و فشار غریزه و شهوت بر آنان سنگین است،جدای از فساد هر چند اندك و بدیده از مشكلات گوناگون روحی و خانوادگی و اجتماعی نیستند.

ازدواج این حقیقت الهی و طبیعی آسان كننده پاره ای از مشكلات و عاملی برای تداوم پاكی جوانان و حفظ عفت و تقوای آنان است. بنای یك خانه در جامعه در صورتی باسلامت و آرامش قرین می شود كه مرد و زنی با تحقیق دادن ازدواج و رعایت حقوق یكدیگر در آن زندگی كنند.خانه مسلمان در هر سرزمینی كه هست باید پرتوی،روحی و جلوه ای از یاد خدا و محصولی از رفعت و بلندی و عظمت و میوه ای ار تسبیح حق در شب و روز باشد. چنین با چنان اوصافی خانه مومنی است كه طاعت و عبادت حق در آن رونق دارد به امر الهی مسئله ازدواج در آن صورت گرفته و مرد و زن آن خانه به تمام حقوق الهی و انسانی پای بند هستند.

آری قرآن مجید به ازدواج امر می كند تا مشكلات مرد و زن با تحقق این سنت تخفیف یابد و دامن هر دو كه دامن رحمت و تربیت است از آسودگی و فساد سالم بماند و مرد و زن با تشكیل زندگی و همسوئی با یكدیگر خانه را محل ذكر خدا و تسبیح حضرت حق می كنند . در جو چنین خانه ای مرد و زن و بنده واقعی حق و فرزندانشان میوه و ثمره فضیلت و اعمال و رفتار و اخلاق و كردارشان جلوه ای از آداب الهی و سنن و روش انبیاء مرام حق است. زن مومنه هنگامی كه با مرد مومنه ازدواج می كند و هر دوی آنها خود را موظف به رعایت مسائل الهی می دانند به عنوان دو یار مددكار دو رفیق شفیق دو دوست همدم دو همراه و دو منبع با ایمان و دو استوانه عشق محبت فضای زندگی را از ورود مشكلات حفظ می كنند و چون مشكلی پیش آید به اسانی و سادگی آن را حل و فصل می نمایند و با اسلحه صبر و حلم و بردباری و حوصله به علاج درد بر می خیزند.

استقلال مرد و زن در ازدواج
پدران و مادران باید توجه داشته باشند كه حق انتخاب همسر همراه با شرایط مهمی كه اسلام عزیز فرموده با خود فرزند است.پدر و مادر حق ندارد ازدواج دختری را كه فرزندشان نمی پسندند به او تحمیل كنند و او را به زور وادار به ازدواج با او كنند. همچنین پدر و مادر حق ندارند كسی را دختر نمی پسندد وی را به زور به ازواج با او كنند. آنان در انتخاب از جانب حق داری حریت و استقلال اند

. در رساله علمیه مراجع بزرگ شیعه در باب ازدواج می خوانیم: اگر همسر مناسبی برای دختر پدا شود و بخواهد با او كه شرعاً و عرفاً هم كفو خود می شناسد رضایت و عدم رضایت پدر و مادر مشروط نیست و می تواند با اجازه اسلام و رضایت حق ازدواج كنند. بر پدران و مادران كه هوا و هوس و خواسته های صنفی و قبیله ای خود را در ازدواج پسران و دختران خود اعمال نكنند كه زورگوئی در اسلام حرام و قبول زور هم حرام است. مرد و زن در انتخاب كار مشروط نیز آزاد و مستقل هستند و محصول كار آنان از خود آنان است و مالكیت آنان بر درآمد خود یك مالكیت مشروط است و زن حقی به اموال مرد جز با اجازه مرد و زن باید در تمام جوانب حیات محفوظ بماند.

نقش مادر در تربیت فرزند ( فرزند یا حاصل وجود مادر )
كلمه ام كه در قرآن و روایات به طور فراوان ذكر شده به معنای رشید و سرچشمه است و به خاطر اینكه كودك حداقل شش ماه و حداكثر نه ماه در رحم زن است و با تمام قوا جسم و روح خود را از مایه ی وجود زن می گیرد و به طور دائم از كارگاه جسم و اعصاب و جان زن تغذیه می كند، از وجود او نسبت به كودك تعبیر به ام شده است. در حقیقت مادر اصل و ریشه و سرچشمه وجود كودك است و كودك انعكاسی از واقعیات جسمی و روحی مادر و میوه ای از آن شجره مباركه است

.مدت اقامت نطفه در پدر بسیار اندك ولی در رحم مادر و نزدیك به دویست و هفتاد روز مهمان است. روی این حساب تمام یا اغلب گیرندگی و اثر پذیری او از مادر اوست و به همین علت حسابی كه اسلام برای مادر باز كرده برای غیر او باز نكرده است .آثار وجودی مادر از جسم و روان در وجود كودك ظهور می كند و طفل در اكثر اطوار و برنامه های حیاتش خود آگاه یا ناخودآگاه بر طینت قادر می طند. دختر قبل از اینكه ازدواج كند باید توجه داشته یا به توجه بدهند كه مادر فرد است و مادر فردا باید از امروز در غذا،رفت و آمد،معاشرت،برخورد،تربیت،ادب و ایمان دقت كند تا موجد و مولد نسلی پاك با ارزش و مودب به آداب باشد. این جمله زیبا را كه از امپراتور فرانسه ناپلئون نقل می كنند در كتابی در رابطه با زن دیدم.

از او پرسیدند كدام مملكت در نزد تو ارزشش از همه ممالك بالاتر است؟ گفت كشوری كه تعداد مادرانشان بیشتر یاشد . حیثیت مادر بودن باید مادر بودن خود را برای تربیت و رشد فرزندان حفظ كند.مادر فرهنگ اسلام باید مادر بودن خود را برای تربیت و رشد فرزندان حفظ كند. مادر باید برای فرزندان مادری كند تا فرزندان از نظر فكری و عاطفی كمبود پیدا نكنند.

زن اگر خصوصیات مادری را از دست بدهد و خود را در عرضه گاه آزادی به معنای غربی بیندازد و با هر كس و ناكسی بگو و بخند و بنشیند و رفت و آمد كند درنده ای است كه به جان خانواده افتاده و گرگ خطر ناكی است كه شرف و كرامت و عفت و پاكی خانواده را به باد خواهد داد. مادر برای تحویل دادن فرزندی وزین،مودب،پاك،باصلابت، خردمند و دارای وجودی پاك و فكری سالم و اخلاقی انسانی باشد.اگر در میان قوم نوح مادر فراوان بود ،اگر زن باایمان و سپاسگذار و پاك و با ادب زیاد بود،نمی فرمود از اینان جز كافر بوجود نمی ایند.

آری اگر دختر و زن بفرموده رسول حق خضراء باشد یعنی گیاه روئیده شده روی فربله،از این گیاه نمی توان توقع بوجود آمدن میوه شیرین و محصول الهی و انسانی داشت. مادر نباید در هر مجلسی گرچه مربوط به اقوام باشد شركت كند،زیرا پاره ای از مجالس مجلس معصیت است و در روحیه مادر اثر می گذارد و چه بسا كه هویت مادر بودن را از او بگیرد.مادر نباید به هر شكلی كه میل و طبعش اقتضا می كند از مواد خوراكی استفاده كند چه بسا كه از منبع حلالی تهیه نشده و از نظر آثار برای او و فرزندش زیان آور باشد . مادر مربوط به مسائل طهارت و غایت را رعایت كند.

و بر فرائض و واجبات و مسائل اخلاقی اصرار داشته باشد تا كاراگاه وجودش منبع نور و سبب طلوع نور شود. چنانكه از امامان معصوم ما رسیده : حضرت زهرا (ع) را اسوه خود قرار داده بودند و از تمام شئون فكری و روحی و اخلاقی و ایمانی آن بزرگوار پیروی می كردند. فاطمه (ص) در تمام هستی مادری نمونه و نمونه اعلای مادری است.

زنان ما و دختران ما باید آن حضرت را اسوه و الگوی خود قرار دهند، كه مادر ریشه و سرچشمه و اصل وجود فرزند است. مادرانی كه اخلاق اسلامی را رعایت می كنند ، مادرانی كه از وقار و سنگینی و ادب برخوردارند،مادرانی كه كانون مهر و محبت و عاطفه و عشقند،فرزندان آنها تا وقتی در رحم هستند از این خصوصیات مایه می گیرند و پس از بدنیا آمدن با نگاهی دائم به مادر دارند،و گوشی كه تا مدتی وقف صداری مادر است از مادر بدون تردید شكل می گیرند.

حضرت حسین (ع) وقتی سر حربن یزید را به دامن گرفت ،حرین و آزادگی او را از هوا و هوس و حاكمیت بنی امیه به مادرش نسبت داد: اَنتَ مُركَما سَمتكَ اُمكَ حُراً
((‌تو آزادی و این آزادی را از مادر نشانه داری ))
وقتی عمر سعد اصرار بر بیعت كردن حضرت حسین با یزید یان ورزید امام عدم بیعت خود ویارانش را به مادران پاكیزه و پاك دامن نسبت داد.
عواطف مادری و نقش آن در تربین فرزند

روح انسان به گونه ای ساخته شده كه نیاز به محبت و عواطف ،یكی از اساسی ترین نیاز های روحی او محسوب می شود. بدین جهت كودكان محروم از این نیاز فطری،دچار كمبودها و مشكلات روانی و گاه نواقص جسمی خواهند شد. بر اساس تحقیقات دامنه داری در این زمینه بعمل آمده است. بسیاری از بزهكاری های افراد مختلف ریشه در خلاء عاطفی آنها دارد و چنانچه جامعه ای در زمینه اشباع روانی و اقناع نیاز های فطری فرزندان توفیقی بدست اورد كمتر شاهد ناهنجاریها ی فردی و اجتماعی خواهد بود.

حضرت فاطمه (ص) كه خود از سرچشمه محبت و عواطف رسول خدا (ص) سیراب گشته و قلبش كانون محبت به همسر و فرزندان خود بود در این جهت وظیفه مادری خود را به بهترین شكل انجام داد.
سلطان می گوید : روزی حضرت فاطمه الزهرا (س) را دیدم كه مشغول آسیاب بود . در این هنگام فرزندش حسین گریه می كرد و بی تاب بود. عرض كردم برای كمك به شما آسیاب كنم یا بچه را آرام نمایم؟ایشان فرمودند من به آرام كردن فرزند اولی هستم ،آسیاب را بچرخانید.

توجه به نیازهای كودك
یكی از عوامل موثر در سلامت و نشاط روحی و جسمی فرزند،تغذیه و بهداشت است. تامین این گونه نیاز ها كه جسم و روح كودك را آرام و آسوده نگه می دارد ،سلامتی و صلابت روح او را تا پایان عمر تضمین می كند. ناهنجاریهای فراوانی كه در انسانهای بزرگ دیده می شود بنوعی ریشه در نیازهای این دوره از زندگی آنها دارد

.علاوه بر این نباید از تاثیر گذاری متقابل روح و جسم غافل بود. بی شك یك جسم بیمار،روح را پژمرده و بی نیاز می سازد.همان گونه كه روح افسرده ،موجب اخلال در فعالیت های بدن می گردد .بارها در تاریخ خوانده ایم كه گاه فاطمه زهرا (س) شكم فرزندان را به قیمت گرسنگی خود سیر می كرد .زمانی كه مسلمانان به علت كمبود آب ،سخت در مضیقه بودند،فاطمه (س) حسن و حسین (ع) را نزد پیامبر برد

و عرض كرد ای رسول خدا فرزندان من خردسالند و عق تشنگی ندارند. پیامبر كه نگرانی دخترش را در این رابطه بجا و بموقع دید،زبان مباركش را در دهان حسن و حسین قرار داد و با تر كردن دهان آنها حضرت زهرا را از نگرانی درآورد و آن دو طفل كوچك را از تشنگی وفروط نجات داد. عطوفت و مهر مادری در حضرت زهرا (س) بقدری بود كه در لحضات پایانی عمر خود ،سخت نگران حال فرزندانش بود .

شاید بیشترین نگرانی ان حضرت برای محرومیت آنها از مادر بود زیرا او می دانست كه پس از شهادتش ،هیچكس نمی تواند مهر و محبت مادری را نسبت به آنها داشته باشد.حضرت فاطمه زهرا(س) برای اینكه فرزندانش از این نعمت بزرگ یعنی محبت مادرانه كاملاً محروم نمانند ،به حضرت علی (ع) پیشنهاد كرد و از ایشان خواست كه پس از او كسی را به همسری انتخاب كند ،كه بتواند از عهده این امر مهم بر آید،پس از رحلت رسول اكرم (ص)مقداری از غم های حضرت زهرا(س)به محرومیت فرزندانش از محبت پیامبر (ص) مربوط می شد و گاهی با قلبی سوزان،خطاب به فرزندانش چنین می گفت : كجا رفت پدرتان (پیامبر) كه شما را عزیز می داشت؟ او شما را بر دوش خود سوار می كرد و به شما مهربانی می كرد. كجا رفت جد بزرگوارتان كه از همه به شما مهربانتر بود،آنگونه كه نمی گذاشت شما بر روی زمین راه بروید و همیشه شما را در آغوش خود داشت؟آه كه دیگر او را نمی بینم كه شما را بر دوش گرفته باشد.

جوانان بیدار باشد
جوانان عزیز،فرزندان اسلام،راستگان به رسول حق (ع) سفارش مهمی به شما دارم،و آن این است كه قبل از ازدواج شرایط یك پدر خوب و مطلوب را در خود تحقق دهید،زمان ازدواج دیر است فاز هم اكنون به فكر تصفیه خود از رذائل اخلاقی،و تصفیه عمل خود و معاشران خود،و رفت و آمد خود،بخصوص غذای خود باشید. چرا كه در نطفه های شما ماده ای است به نام ژن كه تمام خصوصیات شما را به نسل شما منتقل می كند،این تنها ثمره تحقیقعلما و دانشمندان غرب نیست كه بعضی از شما به آن اهمیت ندهید

و بگوئید ممكن است این نظریه در آینده باطل شود، یك مسئله طبیعی و ذاتی است، كه اسلام عزیز از همان هنگام طلوع به آن توجه داشته در این زمینه به روایتی بسیار مهم عنایت كنید : جوانی سراسیمه و مضطرب به محضر پیامبر آمد . عرضه داشت من و همسرم دو سپید پوست هستیم،به همسرم اطمینان كامل دارم ولی فرزندی كه برای ما متولد شد سیاه چهره است ،برای من معماست!

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ماشین،ترافیک و اخلاق شهروندی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ماشین،ترافیک و اخلاق شهروندی دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ماشین،ترافیک و اخلاق شهروندی  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله ماشین،ترافیک و اخلاق شهروندی،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله ماشین،ترافیک و اخلاق شهروندی :

ماشین،ترافیک و اخلاق شهروندی
می توان به آسانی شواهدی دال بر عدم شکل گیری اخلاق شهروندی در تهران آورد. می توان در این خصوص سخن گفت که حوزه عمومی و جامعه مدنی و نظایر آن در ایران وجود ندارد یا از موقعیتی ضعیف برخوردار است.

نوشته حاضر سه وجه دارد: ماشین، ترافیک و اخلاق شهروندی. اما قبل از آن که در مورد این سه وجه کمی تامل کنم باید به سوالی بپردازیم که دغدغه اصلی من در این نوشتار است.چرا مردم علی رغم مشکلات عدیدهای(آلودگی هوا، آلودگی صوتی، از دست دادن زمان، فشارهای عصبی پشت ترافیک و;) که مسئله ترافیک در پی دارد همچنان از اتومبیل های شخصی خود استفاده می کنند؟امروزه ما می بینیم که رسانه ها و مسئولین به مردم انتقاد میکنند که چرا از وسیله نقلیه شخصی استفاده می کنند و بر مشکلات می افزایند.

برخی از جامعه شناسان نیز بر وجود فردگرایی خودمدارانه در بین مردم ایران تاکید می کنند و روانشناسان نیز به طریق خود به محکومیت مردم می پردازند. اما اگر بخواهم یک پاسخ ساده به همه این اعتراضات بدهم این است که “استفاده از وسایل نقلیه عمومی موجود در ایران پیامدهایی دربر دارد که در نهایت منجر به از بین رفتن اخلاق شهروندی می شود”.بنابراین من فکر می کنم که مردم در شرایط موجود از عقلانیتی در کنش خود بهره می گیرند که در کوتاه مدت مسائل شخصی و خانوادگی شان را رفع می کند اگرچه در بلند مدت و در سطحی دیگر ممکن است برای جامعه مسئله ایجاد کند.برای تشریح این پاسخ ساده به ناچار به سه وجه ذکر شده در ابتدای سخن بر می گردم.

اخلاق شهروندی
می توان به آسانی شواهدی دال بر عدم شکل گیری اخلاق شهروندی در تهران آورد. می توان در این خصوص سخن گفت که حوزه عمومی و جامعه مدنی و نظایر آن در ایران وجود ندارد یا از موقعیتی ضعیف برخوردار است. می توان اخلاق شهروندی را در برابر فردگرایی خودمدارانه قرار داد و بر این نکته تاکید گذاشت که ایرانیان دارای چنین اخلاقی اند و فرد ایرانی منافع جمعی را به کل نادیده می گیرد و همه چیز را بر مدار فردیت خود سامان می دهد.
در عین حال برخی از شواهد هم می توانند علیه این تلقی وارد شوند و بر جمع گرایی حاکم بر روحیه ایرانیان تاکید کنند. اما همه این استدلالات یک نکته را مغفول می نهد و آن این که فردگرایی و جمع گرایی در بین ایرانیان را باید با مقوله دیگری چون خانواده گرایی فهم کرد.

دوگانه فردگرایی و جمع گرایی و به عبارت دقیق تر فردگرایی خودخواهانه و فردگرایی جمع گرایانه یا دگرخواهانه برای فهم جامعه ایران کافی نیست بلکه خانواده خواهی و الویت دادن منافع خانواده بر منافع دیگر اعضای جامعه، مفهومی است که در تحلیل امروز می تواند به کمک ما بیاید. اخلاق شهروندی در ایران را باید با چنین ملاحظاتی بحث کرد.
برای دقت نظری بیشتر بهتر است بر اساس نگاه دورکیمی پیش برویم، برای فهم اخلاق شهروندی ابتدا باید بین دو نوع فرد گرایی که دورکیم تمایز گذارده اشاره کرد. وی از دو نوع فردگرایی نام میبرد. فردگرایی اخلاقی و فردگرایی خودخواهانه و در کتاب تقسیم کار این دو مفهوم را در تقابل با یکدیگر قرار میدهد. فردگرایی اخلاقی با نوعی نظام اخلاقی اجتماعی همبسته است.

در این فردگرایی، فرد در پیوند با نظام اجتماعی و نظم اخلاقی آن شناخته میشود و فردگرایی اخلاقی به معنای مسئول بودن فرد در قبال افراد دیگر و جامعه و اخلاق مدنی است.مهمترین نتیجه حاصل از کتاب درباره تقسیم کار اجتماعی این بود که فردگرایی اخلاقی پیش شرط لازم جامعه جدید است. فردگرایی یا کیش فرد بر پایه احساس همدردی یا رنج همنوعان، آرزوی برابری و عدالت بنیاد نهاده شده است و منشایی اجتماعی دارد.
کیش فرد به نظر دورکیم احترام به تمامیت همه افراد است و خداانگاری فرد منجر به احترام به حقوق انسانی و تایید این حقوق، همدردی و دلسوزی بیشتر برای همه رنجها و بدبختیهای بشری، اشتیاق برای نبرد با آن ها و تخفیف آن ها و عطش بیشتری برای عدالت گردیده است. بنابراین فردگرایی یکی از اجزای تشکیلدهنده جامعه مدرن است.

فردگرایی خودخواهانه نوعی ویژگی اخلاقی است که صرفا بر تقدم منافع شخصی مبتنی است. این نوع از فردگرایی اساسا مخل نظم هنجاری جامعه و نظم اجتماعی است. دورکیم در نقد فردگرایی خودخواهانه معتقد بود که هیچ جامعه ای را نمیتوان بر پایه دنبال کردن نفع شخصی بنا نهاد. فردگرایی خودخواهانه اغلب در فرد اجتماعی نشده ظهور میکند و در نیازها و امیال این قبیل افراد ریشه دارد.

دورکیم هم فردگرایی خودخواهانه و هم فردگرایی اخلاقی را محصول جامعه مدرن می دانست.من نمی خواهم بگویم که فردگرایی خودخواهانه یا اخلاقی اساسا در ایران وجود ندارد. می خواهم بگویم که این دوگانه دورکیمی هم برای تحلیل جامعه ما کافی نیست. فردگرایی در هر دو شکلش در ایران تابعی از منافع خانواده است.

اتومبیل
اتومبیل شخصی در ایران صرفا ابزاری برای تشفی خودخواهی های فردی نیست. اتومبیل شخصی صرفا یک ابزار نیست و صرفا یک وجه ندارد. اتومبیل شخصی یک برساخته فرهنگی و محصولی اجتماعی است. برساخته ای فرهنگی که با منافع خانواده در ایران پیوندی نزدیک دارد. ماشین پاره ای از خانه است و شاید هم تداوم خانه در خیابان.

ما با جامعه ای مواجه ایم که خیابان هیچ موضوعیتی جز ادامه خانه بودن یا محملی برای شکل گیری نفس های منفرد نمی تواند داشته باشد. بیراه نخواهیم رفت اگر بگویم، ماشین پاسدار حریم خانواده در شهری است که امکان شکستن حرمت های آن فراوان است. جامعه ای که از یکسو تاکید بسیاری بر حرمت خانواده دارد و از دیگر سو امکانات لازم را برای حفظ این حرمت در شهر و در فضای عمومی فراهم نکرده است.

ترافیک
ترافیک خود پدیده ای چند وجهی است به گونه ای که از زوایای گوناگون می توان بدان نگریست. من در اینجا از جنبه های خوشایند ترافیک در زندگی شهری سخنی نمی گویم و صرفا ترافیک را به عنوان یک معضل می پذیریم. معضلی که خود انواع مسایل را برای ما ساکنان کلان شهر پدید آورده است و از این رو موضوع سخنان زیادی در دهه های اخیر قرار گرفته است.
یک تناقض جالب این است که هرچه بر میزان توجه و مسئله دار بودن ترافیک افزوده شده است بر میزان ترافیک نیز افزوده شده! در همه این موارد توجه بیش از گسترش وسایل نقلیه عمومی مطمئن، بر فرهنگ سازی در عدم استفاده از وسایل نقلیه شخصی تاکید شده است.

اکنون نوبت آن است که مجددا بپرسیم مردم به خوبی می دانند که اتومبیل شخصی بر حجم خودروها و مسئله ترافیک می فزاید اما چرا از اتومبیل شخصی استفاده می کنند؟ بگذارید سوال دیگری را هم طرح کنم: آیا اساسا راهی غیر از استفاده اتومبیل های شخصی برای مردم جامعه ما وجود دارد؟ می شود تاملی دقیق تر در باب وسایل نقلیه عمومی در ایران و نسبتش با ساختارهای فرهنگی موجود داشت. وسیله نقلیه عمومی در هر وجهش در ایران(تاکسی; اتوبوس و مترو)، نه تنها خود به شکل گیری اخلاق شهروندی کمکی نمی کند بلکه دقیقا پایه نوعی بی اخلاقی و شهروند ستیزی و حرمت شکنی خانواده را بنا می کند. اخلاق شهروندی تا اندازه زیادی تابع فضاهای عمومی شهری است.

شهری که به کرامت انسانی احترام بگذارد; فردیت دگر خواه در آن شکل می گیرد. خیابان، پیاده رو ها، وسایل نقلیه عمومی در ایران بخشی از فضاهای عمومی شهری اند که دائما حقوق شهروندی نه فقط توسط مردم بلکه ساختارها، ابزارها، وسایل نقلیه عمومی; تصمیمات مدیران شهری و; زیر پا گذاشته می شود. تهران شهر بی اخلاق است.

نه بی اخلاقی که صرفا متوجه مردمی باشند که هنوز به شهروند بدل نشده اند بلکه بی اخلاقی که در درجه اول متوجه ساختارهای نهفته در خود شهر است. ساختارهایی که یک شهروند را به غیرشهروند بدل می کند.اکنون برگردیم به پاسخ اولیه که به سوال خود دادم.
استفاده از وسایل نقلیه عمومی به دستگاهی برای حرمت شکنی تبدیل می شود. و همین طور، استفاده از آنها خود عملی غیر فرهنگی محسوب می شود. عملی که از یکسو فردیت ضعیف شهری پایمال می شود و از دیگر سو حرمت خانواده می تواند زیر سوال رود.

با این توصیفی که من کردم استفاده از وسایل نقلیه عمومی در برخی از مهمترین موارد به ارزشهای خانواده گرایانه ما بر می گردد.
اینکه ما همواره در طلب آرامش و امنیت خانواده خود هستیم و منافع فردی خود را در بسیاری اوقات فدای منافع خانواده می کنیم. به این نکته بیفزاید منافع جمعی در جامعه را نیز فدای منافع خانواده می کنیم. همین طور استفاده از اتومبیل شخصی در جهت همان حفظ کرامت انسانی و فردیت جدیدی است که در ایران در حال شکل گیری است. فردیتی که پیش زمینه اخلاق شهروندی است.

اخلا‌ق شهروندی، درك رفتار دموكراتیك
انسان‌ها در زمان‌های نسبتا دور كه هنوز شهر‌ها به صورت امروزی شكل نگرفته بودند بسیار آزادانه‌تر زندگی می‌كردند و هیچ حد و حصری را برای خود قائل نبودند. ‌شاید ضرب‌المثلی مانند <چهاردیواری، اختیاری> از همان زمان‌ها شكل گرفته باشد.
ولی امروزه زندگی از نوع شهری نیاز به قوانین، ارتباطات و تعاملا‌ت خاص خود دارد و هرگونه وقفه، كوتاهی و نادیده گرفتن قوانین و آداب شهرنشینی و رعایت نكردن حقوق دیگران، تنش‌ها، خشونت‌ها و ناملا‌یمات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بسیاری را دامن می‌زند. افراد حتی در درون خانه خود هم باید با نوع رفتار خود مراعات همسایه‌ها را داشته و به حقوق آنها احترام بگذارند. ‌

این احترام به حقوق متقابل از زمانی شكل گرفت كه جمعیت شهرنشین افزایش یافت و هر روز كه می‌گذشت شهر‌ها نیز گسترش پیدا می‌كرد. به طبع آن مناسبات اجتماعی میان مردم نیز پیچیده‌تر از قبل می‌شد؛ پس زندگی اجتماعی نیازمند قوانین و ساختار‌هایی بود كه با این رفتار‌های شهر‌نشینان هماهنگ باشد. ‌گی‌ارمه، در كتاب <فرهنگ و دموكراسی> می‌نویسد: شهروندی فقط از لحظه‌ای آغاز می‌شود كه انسان‌در‌ها را به روی كسانی كه با او فرق دارند، بگشاید. شهروند كسی است كه قواعد سلوك دموكراتیك را می‌داند و ارزش‌های اخلا‌قی آن را می‌شناسد. ‌

قوانین مربوط به شهر‌نشینی امروزه در قالب شهروند تداعی می‌شود، شاید واژه شهروند در میان كتاب‌ها و روزنامه‌ها غریبی نكند اما در متن جامعه هنوز میهمانی ناخوانده محسوب می‌شود و هنوز هم در تعریف آن ابهامات زیادی دیده می‌شود. ‌جامعه‌شناسان شهری و متخصصان فنی شهر‌سازی و معماری بر این باورند كه میان شهرنشینی و شهر‌نشین تفاوت زیادی وجود دارد، شهر‌نشین كسی است كه به لحاظ جغرافیایی در یك قلمرو به نام شهر ساكن است و شهر‌نشینی یعنی اینكه شهر‌وند دارای فرهنگ شهر‌نشینی شده باشد. ‌

در این میان شهروندی یكی از مهم‌ترین و كاربردی‌ترین تئوری‌های این دوره شده است كه در ایده شهروندی حق همه افراد برای برخورداری از حقوق قانونی به رسمیت شناخته شده و مسوولیت‌هایی كه آنها باید آن را به جهت برخورداری از یك زندگی مناسب‌تر برعهده گیرند مشخص می‌شود. ‌باید دانست كه تنها استقرار فیزیكی در شهر‌، معادل واژه شهر‌وند نیست، شهر‌وند باید در نقش‌های مشاركتی مدیریت بهینه شهر ایفاگر نقش و مسوولیت باشد، چرا كه شهروندی، بستر اجتماعی مناسبی را برای فعالیت‌های فرد مهیا می‌كند

تا او بتواند همه چیز را در خدمت پیشرفت خود به سوی تعالی به دست گیرد. ‌در حیطه شهر‌وندی، حق همه افراد برای برخورداری از حقوق قانونی به رسمیت شناخته شده و همچنین مسوولیت‌هایی كه آنها باید آن را به جهت برخورداری از یك زندگی مناسب‌تر برعهده گیرند مشخص می‌شود. اساسی‌ترین و آشكار‌ترین قوانین شهروندی در جامعه‌ای چون ایران، احترام به حقوق دیگران، وقت‌شناسی، عدم ایجاد مزاحمت در انواع مختلف آن، حفظ میراث زیست، ایجاد فضا و محله سالم، پیشگیری از هرگونه آلودگی از نوع محیطی و صوتی، مشاركت در اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی است. ‌

عبور از چراغ قرمز، انداختن زباله به خیابان‌ها و بوق‌های بی‌مورد فقط بخش كوچكی از رفتار‌های ناهنجار و غیراجتماعی است كه هر روز ما در زندگی خود با‌آنها مواجه هستیم، حتی ممكن است چنین رفتار‌هایی بر شهرو‌ندانی كه درصدد رعایت قوانین و هنجار‌های شهر‌وندی هستند اثر گذاشته و رفتار آنها را نیز تحت تاثیر قرار دهد، لذا باید با ایجاد زمینه‌های فرهنگی جدید و دقت لا‌زم در اجرای قوانین، بنیاد قوانین شهر‌وندی را هرچه بیشتر تقویت و آن را برای دهه‌های آینده نهادینه كنیم، چرا كه وقتی شهر‌وندان احساس كنند در صورت انجام رفتا‌ر‌هایی از قبیل انداختن ته سیگار در پیاده‌رو مورد سرزنش اطرافیان قرار می‌گیرند، از انجام چنین رفتار‌ی پرهیز كرده و به سمت انضباط اجتماعی حركت می‌كنند.

‌همان‌طور كه اكنون سیگار نكشیدن در مكان‌های عمومی مانند اتوبوس‌های درون‌شهری به یك فرهنگ عمومی تبدیل شده است و دیگر كسی به خود اجازه نمی‌دهد كه در چنین مكان‌هایی سیگار بكشد. ‌البته این موضوع غالبا در نهادینه كردن فرهنگ شهر‌نشینی خلا‌صه نمی‌شود و ریشه آن در مهاجرت‌های بی‌رویه‌‌ای است كه در شهر‌ها مشاهده می‌شود، توسعه گسترش شهر‌نشینی با سرعتی بی‌سابقه و حتی سریع‌تر از كشور‌های صنعتی باعث شده كه بسیاری از شهر‌وندان آمادگی لا‌زم برای ورود به این زندگی را پیدا نكنند. ‌

افزایش بیكاری در چند سال گذشته، مهاجران را از شهر‌های كوچك كه كمترین اصطكاك را با قانون داشته‌اند به كلا‌ن‌شهر‌های بزرگ پرتاب كرده و همین عامل باعث شده كه آنها خود را در كلا‌نشهری ببینند كه زندگی در آن هم‌جهت با قانون است. با مهاجرت آنها و گسترش شهر‌ك‌ها و حاشیه‌نشینی فاصله هسته اولیه تا اقصی‌نقاط شهر‌هر روز بیشتر می‌شود. سفر‌های درون‌شهری، زمان را از شهر‌وندان می‌دزدد و شهر‌وندان برای صرفه‌جویی در وقت قانون را نادیده می‌گیرند و با پس‌انداز كردن دقیقه‌ها جان خود و دیگران را به‌خطر می‌اندازند. ‌
در این صورت <قانون‌گریزی

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تبلیغات و آسیب شناسی آن در بازار ایران :

در این مقاله پس از تعریف ارتباطات و اهمیت آن درفضای كسب و كار رقابتی عصر حاضر به شیوه های مختلف برقراری ارتباطات اثر بخش بین بنگاههای اقتصادی و مخاطبان هدف اشاره شده است و پس از تعریف تبلیغات و شمردن نكاتی در اهمیت آن ، به دلایل پایین بودن اثر بخشی تبلیغات از دیدگاه آسیب شناسی پراخته شده است . آسیب شناسی صورت گرفته در این مقاله بخشی به دلیل عدم دید صحیح مدیران بنگاههای اقتصادی ، برخی به ضعف شركتهای تبلیغاتی و برخی به حوزه های نظارتی و مراكز آموزشی و انتشاراتی در حوزه تبلیغات مربوط میشود .

مقدمه :
ارتباط را می توان جریانی دانست كه درطی آن دو فقره یا تعداد بیشتری به تبادل افكار ، احساسات و عقاید می پردازند .
شركتها از طریق به كاربردن پیامهایی سعی دارند رفتار دیگران را به نحوی تغییر دهند یا در آنها نفوذ كنند و از این راه موجب تحقق اهداف سازمانی شوند .
شركتها با فرآیند ارتباطات می خواهند بر محیط خود اثر بگذارند . ارتباطات در دنیای شلوغ امروزی ، مدیریت فرآیند خرید مشتری در بلند مدت است .
برهمین اساس بازاریابان به مرحله پیش از خرید ، زمان خرید و پس از مصرف توجه می كنند .

چون مشتریان متفاوت هستند ، بنابراین ارتباطات اثربخش در بخشهای مختلف بازار متفاوت است . بنگاههای اقتصادی موفق با بررسی ابزارهای مختلف ارتباطی در جهت دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده تلاش می كنند .
تبلیغات یكی از اجزای پنجگانه ابزارهای ترویج است كه به همراه پیشبرد فروش ، روابط عمومی ، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم ، در برقراری ارتباط با مخاطبان هدف به كارگرفته میشود . علاوه بر ابزارهای پنجگانه ترویج ، سایر اجزای آمیزه بازاریابی نیز در ایجاد و توسعه ارتباط با مخاطبان موثرند . دربین ابزارهای مختلف ارتباطی كه در شكل قبل نشان داده شده اند ، نقش تبلیغات در بازار ایران خصوصا” در بازارهای مصرف حائز اهمیت است .

تبلیغ معرفی كالا یا خدمات به وسیله شیوه های غیر شخصی به مسئولیت فرد یا سازمان است. تبلیغ راهی مناسب برای آگاه كردن مردم و تشویق آنان به خرید كالا یا خدمتی است كه نیاز و خواست ایشان را برطرف كند . سازمانهای تجاری و شركتهای بازرگانی ، سازمانهای غیرانتفاعی ، نهادهای اجتماعی و حرفه ای و حتی اشخاص سیاسی ، همه برای اعلام موجودیت خود وآگاهی مردم از تبلیغ استفاده می كنند .
تبلیغات نیرومندترین ابزار آگاهی بخش در شناساندن یك شركت ، كالا ، خدمت یا اندیشه و دیدگاه است . تبلیغات هنگامی به خوبی كارساز است كه محدود به بازار هدف باشد .
پس اولین گام در تبلیغات ، بررسی و شناسایی دقیق مخاطبان هدف از جنبه های مختلف فرهنگی ، اقتصادی ، جمعیت شناسی و ; است . باید پذیرفت كه هر فعالیتی در بازاریابی رقابتی از جمله تبلیغات می بایست با تحقیقات بازاریابی رقابتی از جمله تبلیغات می بایست با تحقیقات بازاریابی شروع شود .

به همین دلیل است كه تحقیقات و پژوهش را به عنوان اولین گام در فرمول گامهای بنیادین فرآیند بازاریابی قرار داده اند .

آسیب شناسی تبلیغات در بازار ایران :
متاسفانه به دلایل مختلف از جمله نگرش بعضی مدیران بنگاههای اقتصادی ، عملكرد نامناسب خیلی از شركتهای تبلیغاتی فاقد تخصص ، ضعف مراكز آموزشی و كمبود كتب و مجلات تخصصی ، در بسیاری از موارد نتایج قابل قبولی از تبلیغات به دست نیامده است . دراین مقاله با شمردن پانزده عامل به آسیب شناسی تبلیغات در بازار ایران پرداخته میشود.

1- دید كوتاه مدت بعضی از مدیران بنگاههای اقتصادی
مدیران بنگاههای اقتصادی موفق ، كسب و كار را یك فرآیند طولانی مدت می دانند و با تدوین اهداف مدون ، برنامه ریزیها و اقدامات مختلف سازمانی از جمله تبلیغات را در این فضا طراحی و اجرا می كنند . ولی بسیاری از مدیران شركتها متاسفانه این نگرش را نداشته و دارای دید كوتاه مدت هستند و انتظار دارند . بازدهی تبلیغات در فرصت بسیار كوتاهی و آن هم با هزینه بسیار پایین و اثر بخشی بسیار بالا همراه باشد .
لازم است این قبیل مدیران با شركت در دوره های آموزشی ؛ مطالعات مستمر و بهره گیری از مشاوران كارآزموده در تغییر افكار خود متناسب با شرایط كب و كار جدید تلاش كنند وبه دنبال معجزه و معجزه گر نباشند .

2- انتظارات غیر اصولی مدیران بنگاههای اقتصادی از تبلیغات
در بسیاری از موارد از تبلیغات اثر بخش در اذهان مخاطبان تصویر مناسبی وجود ندارد و با كمال تاسف در یكی از كتب جدیدی كه به بازار عرضه شده است . همان بزرگنماییهای نابه جا از تبلیغات مشاهده شد .
در این كتاب ادعا میشود آمریكاییها اگر ده دلار داشته باشند ، یك دلار را خرج تولید كرده و 9 دلار را خرج تبلیغ می كنند و همچنین ادعا شده كه تبلیغات میتواند به اسكیمو ، یخچال و فریرز بفروشد و به عرب بادیه نشین ریگ بیابان و یا بخاری عرضه كند .

این تصویر درستی از تبلیغات نیست ، و در آن شعور مخاطب دست كم گرفته شده است. بپذیریم كه در فضای كسب و كار جدید كه به علت گسترش رقابت میزان آگاهی مشتریان روزبه روز بیشتر میشود و در كنار آن سطح توقع و قدرت چانه زنی مشتریان افزایش می یابد ، برای جذب ، نگهداری و رشد دادن مشتریان می بایست اولین اقدامات شركت ، برنامه ریزی و تلاش برای ارتقای كیفیت باشد. به عقیده نگارنده هیچ چیز جای كیفیت را نمی گیرد . تبلیغات به وجو نیامده است كه محصول نامناسب را به مشتری بقبولاند بلكه ، كاركرد اصلی تبلیغ اثر بخش ، معرفی بجا و شایسته محصول مناسب ( از نظر مشتری ) به ایشان است ، به عبارتی تبلیغ یك ابزار شناساندن است . ممكن است این سوال پیش بیاید كه اگرمحصول كیفیت محصول را داشته باشد چه نیازی به تبلیغ است ؟

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله طـلاق

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله طـلاق دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله طـلاق  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله طـلاق،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله طـلاق :

طـلاق
طلاق به معنی پایان قانونی ازدواج و جدا شدن زن و شوهر از یک‌دیگر است.طلاق معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و میان زن و شوهر ناسازگاری و تنش وجود دارد. طلاق اجتماعی، تغییرات در دوستی‌ها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته، با آن‌ها سر و کار دارد. طلاق روانی،موقعیتی است که از طریق آن فرد پیوندهای وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن دردهد.

آثار طلاق
نبود ناگهانی همسر ممکن است احساس اضطراب یا هراس ایجاد کند؛ هر چند برخی نیز ممکن است پس از طلاق احساس خوشحالی داشته باشند.معمولاً زنان از طلاق بیش از مردان از نظر اقتصادی زیان می‌بینند؛اما فرآیندهای سازگاری روانی و اجتماعی برای مردان و زنان تفاوت چندانی ندارد. بعضی از مردان و زنان ممکن است پس از طلاق؛ به ازدواج مجدد تن در دهند.

طلاق و کودکان
کودکانی که والدینشان از ازدواج خود راضی نیستند اما با هم زندگی می‌کنند؛ممکن است تحت‌تأثیر تنش ناشی از روابط آن‌ها؛ به اضطراب یا افسردگی مبتلا شوند. کودکان پس از جدایی پدر و مادرشان نیز به اضطراب عاطفی دچار می‌شوند. کودکان بزرگ‌تر بهتر می‌توانند انگیزه‌های پدر و مادرشان را برای طلاق درک کنند. این کودکان ممکن است به خاطر اثراث طلاق بر آینده خود نگران باشند؛ یا این که احساس تنهایی داشته باشند. کودکان هنگامی که پس از جدایی هم با پدر و هم با مادر رابطه مداوم دارند، در وضع بهتری به سر می‌برند تا هنگامی که فقط یکی از آن‌ها را به طور منظم می‌بینند.طلاق هماهنگی میان والدین، مسائل نگه‌داری کودک و حق ملاقات را در برمی‌گیرد.

تاریخچه
طلاق در بسیاری از سرزمین‌های باستانی از جمله؛ میان‌رودان یونان،ایران،مصر و چین وجود داشته‌است.کنستانتین محدودیت‌های بسیاری برای طلاق ایجاد کرد و در قرن دهم میلادی کلیسای مسیحی آن را ممنوع دانست.هنری هشتم برای نخستین بار از مجلس کلیسای انگلیس خواست که ازدواج او را فسخ نماید.به مرور زمان کشورهای اروپایی و مسیحی حق طلاق را برای زن و شوهر به رسمیت شناختند.با این حال،در سال 1986در ایرلند مجلس طلاق را غیرقانونی اعلام کرد. در انگلستان، در سال 1969 لایحه قانونی اصلاح طلاق به تصویب رسید که گرفتن طلاق را برای زن و شوهر آسان‌تر کرد. بین سال‌های 1960 و 1970،میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال 9درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر شد. امروزه در بسیاری از جوامع اروپایی، میزان طلاق افزایش یافته‌است.

طلاق در ایران
در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، مرد با مراجعه به دادگاه حق تقاضای طلاق دارد. زن نیز در شرایط خاصی می‌تواند با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کند. بعضی از این شرایط

عبارتند از:
• ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در یک سال بدون عذر موجه
• اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر
• ابتلای زوج به یکی از انواع مشروبات الکلی
• محکومیت قطعی زوج به بیش از پنج‌سال حبس
• ضرب و شتم یا سوء رفتار زوج که برای زوجه غیرقابل تحمل است.
• ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی و جسمانی
در طلاق،خواندن صیغه طلاق در حضور دو مرد شاهد لازم است.

طلاق در دین بهائی
بهاءالله شارع دین بهائی در کتاب اقدس امر طلاق را بسیار مکروه و ناپسند ذکر می‌کند ولی در نظر می‌گیرد که اگر زن و شوهری واقعا نتوانستند با هم زندگی کنند باید حکم طلاق جاری شود: شوقی افندی، ولی‌امرالله می‌گوید: امر طلاق بسیار مذموم و قبیح و مخالف رضای الهی است

بعد از تصمیم زن و مرد برای جاری ساختن حکم طلاق، باید به مدت یکسال صبر نمایند، این ایام به اصطلاح بهائی، ایام تربص نامیده می‌شود. و اگر این یکسال گذشت و بین زن و مرد اتحاد مجدد برقرار نشد، آن‌ها به کلی از هم جدا شده و می‌توانند با فرد دیگری ازدواج کنند. در موقع یکسال تربص مرد باید تمام مخارج زندگی زن را به میزانی که محفل روحانی محل تعین می‌کند، بپردازد ولو انکه طلاق به تقاضای زن صورت گرفته باشد.[2] در دین بهائی طلاق به درخواست زن نیز صورت می‌گیرد و این به عنوان یکی از موارد رعایت یکی از تعالیم دین بهائی با نام تساوی حقوق زن و مرد برشمرده می‌شود.

جنبه‌های مختلف طلاق
محققی به نام بوآن اظهار می‌دارد که وقتی ازدواج از هم می‌پاشد، در اثر آن چندین نوع طلاق ایجاد می‌شود:
• طلاق عاطفی زمانی رخ می‌دهد که ازدواج دستخوشی تباهی می‌شود (اما ممکن است تا بعد از حکم طلاق ادامه یابد)
• طلاق قانونی
• طلاق اقتصادی ، که در رابطه با پول و توافقهای مالی (مانند مهریه است)
• طلاق هم والدی ، که در ارتباط با نگهداری و سرپرستی از فرزند ، خانواده‌های تک والدی ، یا حق ملاقات یا فرزندان است.
• طلاق اجتماعی ، که در زمینه تغییر روابط با جمع دوستان همسر رخ می‌دهد.
• طلاق روانی ، که در حضور مسائل مربوط به بازیابی خود پیروی فردی و مشکلات مربوط به فکر کردن براساس ضمیر «من» و نه «ما» است.

اثرات طلاق
پس از طلاق ، به دلایل مختلف ممکن است عزت نفس دچار آسیب شود. بسیاری از افرادی که متارکه کرده‌اند خود را شخصی ناپسنده و فاقد توان کافی برای ازدواج مجدد می‌دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می‌دهند، با یکدیگر فرق دارند. مردان گرایش به آن دارند که طلاق را به عنوان چیزی به ناگهان رخ کرده است، ادراک کنند. زنان بیشتر احتمال می‌رود که آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرآیند طولانی قلمداد کنند. به همین خاطر است که زنها کمتر احساسهای منفی را درباره طلاقشان گزارش می‌کنند. طلاق برای زنان تنش‌زاتر و گسلنده‌تر است تا مردان. ممکن است این زنی باشد که تردید کمتری درباره نفس طلاق داشته باشد. اما هم اوست که در برقراری زندگی جدید مشکلات بیشتری خواهد داشت

آدمیان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می‌دهند، بسیار متفاوت‌اند، بسیاری از هم می‌پاشند، اما برخی دیگر ، نوعی تعالی عاطفی را تجربه می‌کنند. اگر طلاق را نقطه مقابل ازدواج موفق و خوب تلقی کنیم، در این صورت ، پدیده‌ای غمبار قلمداد خواهند شد. اما برای بسیاری از کسانی که طلاق گرفته‌اند، انتخاب‌هایی که در اختیار واداشته‌اند یا طلاق بوده است و یا یک ازدواج ناموفق و بد. با در دست داشتن این انتخابها برخی شواهد حاکی از آن است که طلاق می‌تواند شخصا مفید و سودمند باشد. محققین به این نتیجه رسیده‌اند که ممکن است بار آمدن در خانه از هم نپاشیده‌ای که ویژگی آن نزاع و جنجال است، آسیب رسانتر و مضرتر از بزرگ شدن در خانه‌ای باشد که در اثر طلاق فروپاشیده است.

کنار آمدن با طلاق
سازگاری با طلاق به عوامل بسیاری وابسته است: نگرش در مورد ازدواج ناموفق ، شخصیت فرد و محیط اجتماعی. برای کنار آمدن با طلاق ، کمکهای بیرونی از سوی متخصصان بهداشت روانی و گروههای خود یاری متشکل از افراد مطلقه (مانند والدین بی همسر) در دسترس هستند. همچنین حتی هنگامی که طرفین عزم خود را برای طلاق جزم کرده‌اند مشاوره با زوجها می‌تواند مفید واقع شود. برخی از فنون مسئله گشایی و مهارتهای حل تعرضی هم که برای بهبود ازدواجها بکار میروند می‌تواند برای کمک به حل آسیبهای ناشی از جدایی موثر باشد.

11عامل كه باعث از هم پاشیدن زندگی زناشویی میشود
توصیه به زوج های جوان این است كه زیاد سخت نگیرید. هیچ گاه به خود اجازه ندهید كه طلاق به ذهنتان خطور كند. حتی در بحرانی ترین لحظات زندگی و در اوج كشمكش ها و اختلاف های زناشویی، طلاق تنها راه حل نیست. مطمئن باشید كه پس از طلاق مشكلات و سختی های زیادی انتظارتان را می كشد
هر یك از نكات زیر می تواند زندگی زناشویی را به بن بست بكشاند:

1 – تعهد بیش از اندازه و خستگی جسمی وروحی :این مشكل در زوج های جوانی كه در مدرسه یا دانشگاه تحصیل می كنند و یا تازه در جایی استخدام شده اند بیشتر به چشم می خورد حتی الامكان سعی نكنید اوایل ازدواج به دانشگاه بروید ، كار تمام وقت داشته باشید، صاحب فرزندی شوید، خانه بسازید و یا كارو كاسبی جدیدی راه بیندازید. این كارها مشكلات و سختی های زیادی به همراه دارد و بسیاری از زوج ها ی جوانی كه با این مشكلات روبه رو می شوند، پس از آن كه ازدواجشان باشكست مواجه می شود با تعجب ازخود می پرسند : (( چرا چنین اتفاقی افتاد؟)) مسئولیت و مشغله های زیاد باعث می شود كه زن و شوهر فرصت كمی برای همدیگر داشته باشند وبنابراین فاصله ی آن ها روز به روز افزایش می یابد و زمانی میر سد كه برای هم مثل دو غریبه هستند، پس سعی كنید دراوایل ازدواج ، برای خود ، كار و دردسرنتراشید و وقت بیشتری را با هم بگذرانید تا همدیگر را بیشتر بشناسید.

2- صورت حساب های بالا و بحث برسر نحوه ی خرج كردن پول :اجناس مصرفی خود را با پول نقد خریداری كنید، در غیر این صورت آن ها را به صورت قسطی نخرید . تمام پولتان را برای خرید خانه یا اتومبیل كه استطاعت خرید آن را ندارید خرج نكیند. همیشه مقداری از پولتان را برای روز مبادا پس انداز كنید وبا ان به سفرهای كوتاه بروید و یا اگر صاحب فرزندی هستید، آن را برای مواقع ضروری كنار بگذارید. سعی كنید درآمدتان را عاقلانه و درست خرج كنید

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

تحقیق در مورد چگونه خدمتگزار خوبی برای جامعه باشیم

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 تحقیق در مورد چگونه خدمتگزار خوبی برای جامعه باشیم دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد تحقیق در مورد چگونه خدمتگزار خوبی برای جامعه باشیم  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي تحقیق در مورد چگونه خدمتگزار خوبی برای جامعه باشیم،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن تحقیق در مورد چگونه خدمتگزار خوبی برای جامعه باشیم :

چگونه خدمتگزار خوبی برای جامعه باشیم
رئیس جمهور در پیامی با تبریک آغاز سال تحصیلی به همه دانش پژوهان، دانشگاهیان، فرهنگیان، دانش آموزان، دانشجویان و ملت بزرگ ایران گفت: مهر ماه حقیقتا ماه مهر است; چرا که یک جنبش عظیم و مجاهدت گسترده برای کسب علم و معرفت آغاز می شود. در بخشی از متن پیام دکتر محمود احمدی نژاد آمده است: دولت با همه توان، خودش را در کنار و در خدمت جامعه فرهنگی می داند;

با مشکلات و مضایقی که هست و همگان اطلاع دارند. دولت با همه توان در تلاش است که بهترین فرصت و فضا را در حد امکان برای خدمتگزاری جامعه فرهنگی فراهم کند. همه تلاش ها این است که سرمایه گذاری ها و دلسوزی های دولت و جامعه فرهنگی متمرکز در مدرسه و در جهت علم آموزی و تربیت نسل های مومن و شجاع باشد. من به جامعه فرهنگیان عرض می کنم به فضل الهی این تلاش ها ثمر خواهد داد و جهش ها و تحولات در راه است.

خطاب به دانش آموزان عزیز عرض می کنم که قدر فرصت و دوران جوانی و نوجوانی را بدانید. امروز شرایط برای شما مهیاست و مسئولیت و ماموریت های بزرگ ملی و بین المللی در برابر شماست. باید به سرعت راه کسب علم و معرفت و خودسازی را بپیمایید. احترام به معلم، دل دادن به کلام معلم، ارادت به معلم، این مقدمه و لازمه علم آموزی، معرفت، رسیدن و به دست آوردن فرصت برای کارهای بزرگ و بزرگ تر است. من مطمئن هستم و امیدوارم که نسل نوجوان و جوان، قدر خودش، قدر جامعه فرهنگی کشور و قدر فرصت خودسازی و علم آموزی را خواهد دانست.

و اما به مسئولان آموزش و پرورش هم توصیه ای دارم. قدر جامعه فرهنگی را بدانید. قدر خدمت و خدمتگزاری به بهترین های کشور و در بهترین عرصه ها را بدانید. تلاش های خوبی را دارید انجام می دهید. همه این تلاش ها باید در متن جامعه فرهنگی همراه با جامعه فرهنگی و با کمک جامعه فرهنگی و مشارکت و نظارت آنها بیش از پیش گسترش پیدا کند.

همه تلاش ها برای خدمت به معلم و کلاس در رابطه معلم و دانش آموز باید متمرکز شود. خوشبختانه جهت گیری درست است اما باید همه امکانات و توان ها را بسیج کنیم و دولت هم آماده است. ان شا»الله و به فضل الهی نخواهیم گذاشت امسال جامعه فرهنگیان ما با بعضی مشکلات مالی و بودجه ای و کسری ها مواجه شود. از هر کجا که لازم باشد، بتوانیم و قوانین اجازه دهد، این کار را خواهیم کرد تا جامعه فرهنگیان ما با آسودگی خاطر بیشتر -ان شا»الله -در خدمت تعالی کشور باشند. و اما پرسش امسال. طی سه سال سه پرسش مطرح شد. پرسش اول درباره عدالت، پرسش دوم درباره مهرورزی و پرسش سوم درباره پیشرفت و تعالی همه جانبه کشور و امروز درباره «خدمتگزاری» است. بهتر از من می دانید که بهترین انسانها نزد خدا، نافع ترین آنها برای خلق خداست. سوال کردند چه کسی بهترین انسانهاست.

فرمودند: «خیر الناس انفعهم للناس» یعنی بهترین مردم کسی است که نافع تر و مفیدتر برای جامعه و مردم باشد. به تعبیر خودمان کسی که خدمتگزارتر باشد; یعنی همه زندگی و تمام عمر، توانایی و فرصتش را در اختیار خدمتگزاری به جامعه قرار دهد; خدمت علمی، خدمت فرهنگی، تربیتی، اقتصادی، فناوری، سیاسی. خدمتگزاری به جامعه بالاترین جایگاه برای یک انسان نزد خداوند است که البته از مومنان و متقیان برمی آید

. سوال این است: «چه کنیم که خدمتگزار خوبی باشیم. راههای خدمتگزاری چیست؟ چگونه باید خدمت کرد؟ چه عواملی دست به دست هم بدهند که روحیه خدمتگزاری درجامعه گسترش پیدا بکند؟ فواید و نتایج خدمتگزاری چیست؟ تاثیر خدمتگزاری روی فرد خدمتگزار چگونه است؟ تاثیرخدمتگزاری روی محیط اجتماعی، روی منافع و مصالح یک ملت و در بسط فرهنگ مهرورزی و خدمتگزاری چیست؟ وظیفه آموزش و پرورش در این رابطه چیست؟

وظیفه دولت و مسئولان، وظیفه رسانه ها و اصحاب فرهنگ و تبلیغات در گسترش فرهنگ خدمتگزاری چیست؟ آیا بدون روحیه خدمتگزاری در بین آحاد مردم، یک کشور و یک ملت می تواند به قله های سعادت برسد؟ آیا بدون روحیه خدمتگزاری، مشکلات جامعه برطرف می شود؟ آیا بدون روحیه خدمتگزاری فاصله ها و تبعیض ها و محرومیت ها برطرف خواهد شد؟ سوال این است که چگونه خدمتگزار خوبی برای جامعه باشیم؟ دانش آموزان چه می توانند بکنند،

چگونه می توانند به کشور، ملت و خانواده شان خدمت کنند؟ جامعه فرهنگی ما چه می تواند بکند و همین طور بقیه اقشار؟» امیدوارم که سال تحصیلی امسال سالی سرشار از نشاط، پیشرفت و شادمانی برای همه ملت ما به ویژه جامعه فرهنگی و آموزش و پرورش ما باشد و از خدای متعال می خواهم که در این شب های قدر زیباترین، کامل ترین و بهترین سرنوشت را برای جامعه فرهنگی، ملت ما و همه بشریت رقم بزند و آن هم ان شا»الله ظهور مولای هستی، نجات بخش همه بشریت، انسان کامل، مهدی موعود (ع) هست.

کسی که مسؤولیتی بر دوش دارد, چه در بعد معنوی و چه در بعد مادی , و درازای کار, مزد دریافت می کند, خدمتگزار نیست گر چه نتیجه تلاش او در راسـتای خدمت به خلق قرار می گیرد. خدمتگزار, واژه ای است که با چگونگی عمل و نیت فرد ارتباط دارد.
البته اگر شخصی در انجام وظیفه اش کوتاهی نکرد و آن را به بهترین وجه انجام داد و علاوه , هم و غم خویش را در رفع نارسائیهای زندگی مردم قرار داد تابع یکسری مقررات خشک و دست و پاگیراداری نبود, نام خدمتگزار, بر او زیبنده و شایسته خواهد بود بنابراین , هر خدمتگزار مالا به جامعه خدمت می کند ولی هر خدمتی خدمتگزاری نیست .

معلمی که علاوه برانجام دقیق وظایف , برای رشد و شکوفایی شاگردان , دل می سوزاند,عالمی که علاوه بر تبیین احکام دین , درامور خیر و مسائل زندگی مردم پیشگام است و با مبارزات و فداکاریهایش ,از لذتهای زندگی چشم می پوشد, متمکنی که علاوه برانجان وظایف شرعی , بااموال و دارائیش بانی مراکز سودمند می گردد و به نیازمندان امداد می رساند و بالاخره آن رزمند بسیجی که از ناموس وارزشهای دینی , عاشقانه به دفاع بر می خیزد, همه ,از نمونه های بارز خدمتگزاری بیشمارند. بدینسان می یابیم که در مفهوم خدمتگزاری , گذشت , فداکاری ,ایثار, تحمل سختی و ناگواری و احساس هبستگی به همنوعان نهفته است .

انسان اجتماعی است و در جمع , استعداش شکوفا می گردد انسانها, همانند سنگهایی نیستنداز یکدیگر بی خبر و با هم بی ارتباط بلکه مانند حلقات یک زنجیره اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگی و وابستگی است . به همین جهت , در فرهنگ بشری , همواره , به این مساله توجه گردیده و به تعبیرهای گوناگون , جامعه انسانی به این سو فراخوانده شده است .اندیشه وران و مصلحان , با بیان و قلم , مردم را به تعاطف , تعاضد, همدلی و خدمت رسانی دعوت کرده و آن را از مقومات جامعه واجتماع برشمرده اند.ادیان الهی , که براساس ارزشهای فطری و واقعی استوارند

, به این امر عنایت کرده و نقش اساسی را درایجاد و تقویت این روحیه داشته اند و پیامبران و آورندگان پیام الهی , در راس خدمتگزاران جوامع بشری بوده اند. در فرهنگ و معارف اسلامی , به این صفت و عمل شایسته سفارش فراوان شده است . دراین دین بزرگ ,ارزشمندترین مردم , سودمندترین آنان است :
خیرالناس انفعهم للناس

با توجه به وصعت و گستردگی معنای خدمتگزاری , می توان آن را به دو بخش عمده تقسیم کرد:
1- خدمتهای مادی .
-2 خدمتهای معنوی .
تاسیس مدارس و موسسات , مراکزامداد تلاشهایی از قبیل : امدادرسانی , ساختن مدرسه , دانشگاه , مسجد, پاک , ورزشگاه و;از مقوله خدمات مادی است .
خدماتی مانند: تعلیم ,ارشاد, پاسداری از عقیده واخلاق مردم , تبلیغ دینی , ستیز با متجاوزان , کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکاری و فدا شدن در راه ایمان و عقیده از جمله خدمتهای معنوی شمرده می شوند.

اینک که مقصود مااز به کار بردن واژه خدمتگزاری , دراین مقاله , بیان شد ,اشارتی خواهیم داشت به ارزش واهمیت خدمتگزاری و برخی از جوله های آن .
اسلام و خدمتگزاری
اسلام , در برنامه ها و تعالیم , بر آن است که : جمع اندیشی و جمع زیستی سازگار و با هدف را در پیروان خویش ,ایجاد و تقویت کند به گونه ای که مردمان را[ عیال خدا] بیند. در جهان بینی اسلام ,از یک طرف , مساله خدمت به خلق , مقدمه قرب الهی و نوعی عبادت تلقی شده است واز دیگر سوی , به هر اندازه که انسان در بعد شناخت و معرفت حق تعالی رشد و تکامل پیدا کند, در خدمت به مردم , بیشتر عشق می ورزد زیرا شیفته حق , خدمت به خلق را جدای از بندگی خالق نمی بیند به همین جهت , در انسانهای متعای و فرزانه و آشنایان به جهان بینی اسلامی , حس نوعدوستی و خدمت به خلق و جامعه , بیشتر به چشم می خورد.

پیامبراکرم[ ص] سودمندی و خدمت به مردم را در کنارایمان به خداوند, معیار و ملاک ارزشمندی انسان دانسته و می فرماید:
خصلتان لیس فوقهما من البر شی ء:الایمان بالله والنفع لعباداتالله ; .
ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او, دو خصلت نیک است که برتر از آن چیزی نیست .
ازاین بیان استفاده می شود که اگر عشق و سوز به مردم , که نمودار محبت به پروردگاراست , بر روح آدمی حاکم گردد و باایمان واعتقاد به

خداونددرآمیزد,انسانی خدمتگزار و پرتلاش می سازد که هیچ گاه از خدمت به دیگران غفلت نمی ورزد که بفرموده رسول خدا[ ص] سلمانی غیر از خدمت به برادران مسلم واهتمام در رفع مشکلات آنان نیست :
من اصبح ولم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم
در برخی از روایات , خدمتگزاری یک از ویژگیها و مشخصه های اصلی مومنان دانسته شده است: یکی از راویان می گوید:ازامام صادق[ ع] شنیدم که فرمود:
المومنون خدم بعضهم لبعض . قلت : و کیف یکون خدما بعضهم لبعض ؟قال : یفید بعضهم یعضا 5 .
مومنان خدمتگزار یکدیگرند. گفتم چگونه ؟ فرمود: به یکدیگر فایده و سود می رسانند.
اینها و صدها نمونه دیگراز تعالیم دینی دراین زمینه , نشاندهنده پیوندی تنگانگ بین ایمان و خدمتگزاری است .

آنان که خود را مومن می پندارند و به پندار خود, برای قرب به خدا, عزلت می گزینند واز مسوولیتهای اجتماعی روی بر می تابانند, با روح تعالیم اسلام بیگانه و در پیشگاه حمجموعه آموزش و پرورش بزرگترین، موثرترین ، مهم ترین و عزیزترین مجموعه کشور است. همین امروز جامعه فرهنگیان ما، مومن ترین ، انقلابی ترین و پاک ترین اقشار جامعه هستند.

هیچ کاری با کار جامعه فرهنگی ما قابل مقایسه نیست. بزرگ ترین خدمات، بزرگ ترین ابتکارات و خلاقیت ها ، پیشرفت های علمی و معنوی و سیاسی جامعه و دستاوردهای اقتصادی در همه عرصه ها مرهون دلسوزی ، فداکاری و تلاش صادقانه و مخلصانه جامعه فرهنگی است. من صمیمانه از همه آنها تشکر می کنم و دو سه نکته را عرض می کنم و پرسش امسال را طرح خواهم کرد.

دولت با همه توان، خودش را در کنار و در خدمت جامعه فرهنگی می داند؟ با مشکلات و مضایقی که هست و همگان اطلاع دارند. دولت با همه توان در تلاش است که بهترین فرصت و فضا را در حد امکان برای خدمتگزاری جامعه فرهنگی فراهم کند. همه تلاش ها این است که سرمایه گذاری ها و دلسوزی های دولت و جامعه فرهنگی متمرکز در مدرسه و در جهت علم آموزی و تربیت نسل های مومن و شجاع باشد.

من به جامعه فرهنگیان عرض می کنم به فضل الهی این تلاش ها ثمر خواهد داد و جهش ها و تحولات در راه است. امیدوارم و مطمئن هستم که با دستان پرمهر و کلام زیبا و آموزنده و پرورش دهنده فرهنگیان و معلمان امسال هم نسل نوجوان و نسل جوان ما یکبار دیگر عدالت، مهرورزی و پیشرفت همه جانبه کشور را خواهد شنید و خواهد آموخت و برای تحقق آن مصمم تر خواهدشد.
خطاب به دانش آموزان عزیز عرض می کنم که قدر فرصت و دوران جوانی و نوجوانی را بدانید. امروز شرایط برای شما مهیاست و مسوولیت و ماموریت های بزرگ ملی و بین المللی در برابر شماست. باید به سرعت راه کسب علم و معرفت و خودسازی را بپیمایید.
احترام به معلم، دل دادن به کلام معلم ، ارادت به معلم، این مقدمه و لازمه علم آموزی ، معرفت ، رسیدن و بدست آوردن فرصت برای کارهای بزرگ و بزرگ تر است . من مطمئن هستم و امیدوارم که نسل نوجوان و جوان ، قدر خودش ، قدر جامعه فرهنگی کشور و قدر فرصت خودسازی و علم آموزی را خواهد دانست.

و اما به مسوولین آموزش و پرورش هم توصیه ای دارم. قدر جامعه فرهنگی را بدانید. قدر خدمت و خدمتگزاری به بهترین های کشور و در بهترین عرصه ها را بدانید. تلاش های خوبی را دارید انجام می دهید. همه این تلاش ها باید در متن جامعه فرهنگی همراه با جامعه فرهنگی و با کمک جامعه فرهنگی و مشارکت و نظارت آنها بیش از پیش گسترش پیدا کند. همه تلاش ها برای خدمت به معلم و کلاس در رابطه معلم و دانش آموز باید متمرکز شود .

خوشبختانه جهت گیری درست است اما باید همه امکانات و توان ها را بسیج کنیم و دولت هم آماده است . ان شاء الله و به فضل الهی نخواهیم گذاشت امسال جامعه فرهنگیان ما با بعضی مشکلات مالی و بودجه ای و کسری ها مواجه شود. از هر کجا که لازم باشد، بتوانیم و قوانین اجازه دهد، این کار را خواهیم کرد تا جامعه فرهنگیان ما با آسودگی خاطر بیشتر – ان شاء الله – در خدمت تعالی کشور باشند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار دارای 164 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار :

چكیده :
در چند دهه اخیر مسأله ارتباط بین برخی ازویژگیهای شخصیتی و بزهكاری بسیار پژوهشگران را متوجه خود كرده است ولی اگر بزهكاری از زوایای متفاوت بررسی كنیم خواهیم دید كه بحث ریشه ای تر در این زمینه مطالعات عمیق بر نظامهای ارزشی این افراد و مؤلفه های این نظام ارزشی است چرا كه رفتار و عملكردهای افراد اغلب در راستای اولویتهای ارزشی است كه برای خود بر می گزینند. مؤلفه های بنیادی نظام های ارزشی در افراد ارزشهای نو، و ارزشهای سنتی است و به بیانی دیگر می توان آنها را ارزشهای ابزاری و ارزشهای نهایی خواند.

پژوهش حاضر به بررسی تأثیر ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر گرایش به مؤلفه های نظام ارزشی یعنی ارزش های نو و سنتی در گروههای بزهكاران است . در این پژوهش 120 نفر از بزهكاران مستقر در بازداشتگاه اصفهان به تصادف انتخاب شدند . 90 نفر این افراد شامل 3 گروه آزمایشی (سارقین، معتادین و منحرفین جنسی) بودند و 30 نفر در گروه كنترل به نسبت مساوی از بین كل افراد، به عنوان نمونه انتخاب شدند و پس از آن به عنوان پیش آزمون «معیار ارزشهای قابل تشخیص پرینس» و «معیار ارزشهای راكیچ» را تكمیل كردند و سپس بمدت 3 ماه هفته ای یك جلسه از خدمات مشاوره ای فردی و گروهی بهره مند شدند كه در چارچوب و الگوی از پیش تعیین شده توسط محقق به پرسنل مددكاری و مشاوره بازداشتگاه آموزش داده شد و سپس مقرر شد كه این اطلاعات در اختیار زندانیان نیز قرار گیرد.

خدمات مشاوره ای بمنزله متغیر مستقل این طرح تجربی بود و گروه كنترل از آن برخوردار نمی شدند و پس از پایان 3 ماه مجدداً به صورت گروهی توسط آزمون پرینس و راكیچ ارزیابی شدند. نتایج حاكی از آن بود كه میانگین تفاوتهای پیش آزمون و انحراف استاندارد مربوطه و میانگین تفاوتهای پس آزمون و انحراف استاندارد آن در گروههای آزمایشی بنحو چشمگیری از گروه كنترل بالاتر است. این امر تأئید كننده این مطلب است كه ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر نظام ارزشی زنان بزهكار (سارق، معتاد، منحرفین جنسی) تأثیر داشته و نتایج آن با گروه كنترل تفاوت معنی داری را نشان می دهد.

همچنین یافته های پژوهشی نشانگر این است بدون مدنظر گرفتن تفاوتهای پیش آزمون و پس آزمون تفاوت معنی داری بین گروهها وجود ندارد. در مجموع یافته های پژوهش چشم انداز جدیدی در زمینه بكارگیری اقدامات خاص در برنامه های بازپروری جوانان بزهكار و همچنین تدبیر برنامه هایی را برای جلوگیری از جوانان نوید می دهد.

ارزش ها از موضوع هایی است كه در حوزه توجه تعدادی از تخصص ها، مانند : فلسفه، دین، تربیت، اقتصاد، جامعه شناسی و روان شناسی واقع می شود. علی رغم اهمیت موضوع ارزشها، به عنوان یكی از موضوع های اساسی و مهم در حوزه روان شناسی اجتماعی، توجه به پژوهش آن به طور كلی و تغییر و تحول آن در طی دوران عمر به طور خاص، دیر صورت گرفته است. شاید این امر به علتهایی چون اعتقاد بسیاری از پژوهشگران و محققان ، روانشناس، به خارج بودن آن از حوزه پژوهش های میدانی و مشكل اندازه گیری و تعیین ابعاد و رابطه با دیگر متغیرها بر می گردد.

دهه سوم و چهارم قرن كنونی، آغاز توجه به پژوهش روان شناختی ارزشهای انسانی، از نظر پایبندی به روش علمی به شمار می آید، هم در اموری كه به تعیین مفهوم در عمل و یا امكان اندازه گیری آن از خلال ابزار و روشهایی كه شرایط اندازه گیری خوب بدانها فراهم می آید، بستگی دارد.
این توجه، به برخی جنبه ها تأكید بیشتر دارد. مهمترین آن، بررسی ارزشها در وابستگی آنها با بعضی از متغیرهای شخصی می باشد. مانند : جنس، دیانت، رشته تحصیلی و همچنین، در وابستگی آنها به توانایی های شناختی و تحول ارزشها و تغییر آنها در طی دوران عمر می باشد.

هدفهای پژوهش :
یكی از هدفهای این پژوهش بررسی تغییر نظام ارزشها در افراد بزهكار است كه چگونه تحت تأثیر خدمات مشاوره ای صورت می گیرد و همچنین هدف دیگر این پژوهش بررسی این فاكتور است كه آیا در نظام دادن به ارزشها، میزان گرایش گروه های مختلف بزهكار (معتادین، سارقین، منحرفین جنسی) به مؤلفه های مختلف ارزشی مثل ارزشهای نهایی، ارزشهای ابزاری، ارزشهای نو (عصری) و ارزشهای سنتی با یكدیگر متفاوت است و همچنین بر اثر دریافت خدمات مشاوره ای نیز نسبت به قبل متحول می شود یا تغییر چشمگیری حاص نمی كند. بعبارت دیگر شرایط اجتماعی بیرونی تا چه حد بر تغییر ارزشهای فرد تأثیر دارد.

سؤالهای پژوهشی :
1- آیا ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو معتادین مؤثر می باشد؟
2- آیا ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در سارقین مؤثر می باشد؟
3- آیا ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در منحرفین جنسی مؤثر می باشد؟
4- آیا بین میزان تغییر ارزشهای سنتی به نو در گروههای بزهكار (معتادین، سارقین، منحرفین جنسی) تفاوت معنی داری وجود دارد؟
5- آیا بین میزان تغییر ارزشهای سنتی به نو در بزهكارانی كه خدمات مشاوره ای دریافت كرده اند و بزهكارانی كه خدمات مشاوره ای دریافت نكرده اند تفاوت معنی داری وجود دارد.

فرضیه های پژوهشی
1- ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در معتادین مؤثر می باشد.
2- ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در سارقین مؤثر می باشد.
3- ارائه خدمات مشاوره ای در تغییر ارزشهای سنتی به نو در منحرفین جنسی مؤثر می باشد.
4- بین میزان تغییر ارزشهای سنتی به نو در گروههای بزهكار (معتادین – سارقین – منحرفین جنسی) تفاوت معنی داری وجود دارد.
5- بین میزان تغییر ارزشهای سنتی به نو در بزهكارانی كه خدمات مشاوره ای دریافت كرده اند و بزرهكارانی كه خدمات مشاوره ای دریافت نكرده اند تفاوت معنی داری وجود دارد.

اهمیت و ارزش تحقیق
از آنجا كه پدیده بزهكاری یك معضل مهم اجتماعی می باشد و علاوه بر هزینه های هنگفتی كه این مسئله به خود اختصاص داده است تهدید كننده سلامت عمومی هر جامعه می باشد لذا هر تحقیقی كه می تواند در حل این مشكل اساسی كمكك كننده باشد نباید صرفنظر كرد نتایج این تحقیق می تواند اطلاعاتی در زمینه گرایشات و ایده های ارزشی این گروه در اختیار دست اندركاران امور این افراد بگذارد . چرا كه بسیاری از اعمال خلاف عرف تحت تأثیر صفات شخصیتی خاص افراد و ارزشهای مورد قبول آنان است و در همین راستا با شناخت و اصلاح و تغییر گرایشات ارزشی بزهكاران با این تهدید كننده فرد و جامعه با آگاهی بیشتری برخورد كنیم.

در پرتو آنچه گذشت، میزان آنچه كه ممكن است پژوهش كنونی در رشد نظام ارزش ها در فایده نظری و عملی سهیم باشد، آشكار می گردد :

1- اهمیت نظری پژوهش كنونی كه در مسائل زیر متجلی می شود :
الف : تعیین محدوده مفاهیم اساسی پژوهش و كیفیت بررسی آنها كه شامل مفهوم تحول و مفهوم ارزش ها و مفهوم نظام ارزش ها می شود.
ب : شناخت روش ها و راه های به كار گرفته شده در كشف ارزش ها.
ج : شناخت عمل كسب ارزش ها و محدودیت های روان شناختی، جامعه شناختی، زیست شناختی و بیولوژیكی آن.
د : ارائه نمونه ای از یك پژوهش میدانی درباره تحول نظام ارزش ها نزد گروه هایی از دانش آموزان به عنوان نمایندگان مراحل سه گانه سنی، یعنی : كودكی پسین، نوجوانی پسین و جوانی پیشین.

هـ : بیان پژوهش هایی كه به بررسی رابطه بین نظام ارزش ها و چارچوب فرهنگی می پردازد.
2- اهمیت كاربردی كه در امور زیر مطرح می شود :
الف : نقش تربیت، هدایت و راهنمایی شغلی و روان درمانی در تحول ارزشها.
ب : روش های تغییر ارزش ها و چگونگی كاربرد توضیح ارزشها.
ج : بررسی تفاوت گرایش های ارزشی زنان بزهكار.

مفاهیم اساسی پژوهش
مفاهیم از امور بنیادین در علم قلمداد می گردد، بنابراین باید در به كارگیری این مفاهیم ، دقت به خرج دهیم.باید این مفاهیم روشن و بدون ابهام باشد، تا در به كارگیری آنها تناقض رخ ننماید.

الف) مفهوم تحول Development :
گروهی از محققان، دو مفهوم رشد[1] و تحول[2] را مترادف به حساب می آورند و معتقند كه یكی می تواند جای دیگری را بگیرد. اما اینها درحقیقت، متفاوت بوده و به یك معنا نیستند، علی رغم این كه از یكدیگر جدا نمی شوند و یكی بدون دیگری ایجاد نمی شود، از نظر لغوی، كلمه «نما» الشیء ، یعنی : «زاد» و «كثر» (فراوان گشت) اما كلمه «ارتقی» به معنای «ارتفع و صعد» (صعود كرد) می باشد و «ترقی» یعنی «ارتقی و تسامی» (بالا رفت). پس «نمو» یعنی افزودنی، كه در مقدار یا حجم یك كاركرد یكسان است، مثل رشد در توانایی حساب.

این معنای نمو، بر این مبناست كه افزایش در حجم یا بناء می باشد و از مفهوم تحول كه به
سلسله ای از تغییرات كیفی تدریجی و مرتب و با ارتباط منطقی گفته می شود، متمایز است. منظور از تدریجی یعنی این كه تغییرات به سوی هدف مشخصی در جریان است و بدون بازگشت به عقب، به پیش می رود. مرتب، اشاره به وجود رابطه میان هر مرحله با مرحله های قبل و بعدش دارد (میلاردو 1997)[3].
نمو، به معنی حوزه محدودی از پدیده ها و به تغییرات كمی اشاره دارد، اما تحول، فراگیرتر و متضمن تغییرات كیفی تدریجی، رد جنبه های جسمانی و عقلانی است.

این نكته ها، با تعریفی از تحول به شرح زیر هماهنگ است :
1- تغییرات تدریجی در طول عمر، از تولد تا مرگ.
2- این پیاپی بودن، به تغییرات منظم و هماهنگ منجر می شود.
3- به پیشرفت بیشتر، تمایز و پیچیدگی و یاتركیب در نظام، منتهی می شود.
4- نتیجه نهایی این تغییرات، در ساختمان یا كاركرد یا سازمان دهی كلی است.

ولمان (1983)[4] ، تحول را افزایش در پیچیدگی و نظم بخشی اعمال و سازندگی، از تولد تا مرگ تعریف نموده است كه نتیجه بالیدگی[5] و یادگیری[6] است. سالكیند[7] هم در تعریفش به یك سلسله از تغییرات تدریجی، كه در سبك و روش خاصی رخ می دهد، اشاره دارد و به مثابه نتیجه رابطه متقابل بین عوامل بیولوژیكی و محیطی است.

به طور كلی، مكانیسم تحول، ویژگی های عامی دارد كه بیشتر پژوهشگران در حوزه روان شناسی تحول در آن با هم اتفاق نظر دارند. این ویژگی ها عبارت است از (فورگاس 1995)[8]:
1- متضمن تغییرهای پیوسته ای است كه از یك مرحله سنی با مرحله دیگر متفاوت است و با اختلاف افراد نیز تفاوت می یابد. از سویی این تغییرات، نتیجه تأثیر متقابل میان موجود زنده و محیطی است كه در آن زندگی می كند.

2- این تغییرها شكل های مختلفی دارد؛ گاهی در شكل الگوهای تحولی كیفی و گاهی كمی است، مانند مقدار تغییر در الگویی خاص.
3- در میان صاحبنظران، درحوزه پژوهش های تحولی، این اتفاق نظر وجود دارد كه تحول از ساده به مركب و پیچیده سیر می كند ودربردارنده افزایش در نظم بخشی و وضوح بین عناصر یا ویژگی های موجودات است و مكانیسم تحول، غالباً در جهت تمایز بیشتر و تكامل می باشد، به طوری كه تحول فرد از كاركردهای نامشخص به كاركردهای بسیار محدود و مشخص گرایش دارد و همزمان، این كاركردها در روابط با دیگر جنبه های رفتار در شكل واحدهای تازه ای وارد می شود. ویلیامز(1976)[9] ، چنین استدلال می كند كه مراحل تحول اخلاقی از هم گسسته نبوده، بلكه متصل و به هم فشرده است.

ب) مفهوم نظام ارزش ها :
برای اینكه معنای نظام ارزش ها و كیفیت بررسی عمل آن، در پژوهش كنونی را توضیح دهیم، می توانیم به بررسی امور زیر بپردازیم:
1- تعیین حوزه معنایی نظام ها.
2- تعیین حوزه معنایی ارزش ها.
3- معنای نظام ارزش ها.
ج) مفهوم نظام :

مفهوم نظام، كه گاهی منظومه ترجمه می شود، از مفاهیم بنیادین در حوزه پژوهش تحولی است. ما
به تعبیر ویلیامز(1976)[10]، به برسی پدیده های تحولی از خلال اعمال منظم، یا پدیده های مرتبط بین آنها نیازمندیم و این، برای ارائه تصویر كاملی از این پدیده ها و دریافت نقش هر یك از آنها در ارتباط با دیگری است.

ریشه كلمه نظام در زبانهای اروپایی، از دو كلمه یونانی Stema و Syn، یعنی قرار دادن اشیاء در شكل منظم و مرتب در كنار یكدیگر، اقتباس شده است. نظام، یعنی مجموعه واحدهایی كه به طور خاص با هم ترتیب یافته اند و ارتباطی نظام مند با هم دارند، تا هدف خاصی را ایفا كنند و یا به كاركرد ویژه ای بپردازند. ولمان می گوید: نظام، مجموعه ای از عناصر است كه در روابطی با یكدیگر وارد می شود تا كاركرد مشخصی را نسبت به فرد، ایفا كند.
وازن نیز نظام را چنین تعریف می كند: مجموعه ای از اشیاء و یا حوادث مرتبط به هم، كه بین آنها تأثیر متقابل یا تكیه طرفینی باشد.
به طور كلی، نگرش به نظام به تعبیر كندون (1997)[11] مشتمل بر امور زیر می باشد :

1- مجموعه اجزاء یا عناصر كل مجموعه.
2- روابط و تأثیرات متقابل موجود میان این عناصر.
3- این عناصر برای ایفای یك وظیفه مشخص، با هم كار می كنند.

4- سطح پیچیدگی نظام[12] و درجه شمول و فراگیری آن متفاوت است. گاهی واحدهای آن از نظر تعداد زیاد و گاهی محدود است.
با توجه به تعریف های گذشته، می توان نظام را این چنین تعریف كرد: نظام، عبارت از مجموعه ای از عناصر تأثیرگذار بر یكدیگر، برای ایفای كاركردی مشخص است كه هر یك از آنها به اندازه مشخص و به حسب اهمیت و میزان تأثیر آن در درون نظام، سهیم هستند.

د) مفهوم ارزش ها :
مفهوم ارزش، از مفاهیمی است كه بسیاری از محققان در حوزه های مختلف، همچون فلسفه، تربیت، اقتصاد، جامعه شناسی، روان شناسی و دیگر حوزه ها، بدان توجه نموده اند. البته، این خوب موجب ابهام در به كارگیری این مفهوم در هر رشته تخصصی شده است، حتی در یك رشته تخصصی نیز كاربردهای متفاوت یافته و تعریف واحدی از مفهوم ارزش ها به دست نیامده است؛ تعریفی كه تمامی كسانی كه در حوزه روا شناسی اجتماعی كار می كنند، آن را به مثابه یك موضوع قابل توجه بپذیرند. نتیجه این شد كه ابزار و معیارهای متفاوتی به كار گرفته می شود كه ویژگی های آن، در پرتو چارچوب نظری ای كه نزد هر پژوهشگری در این زمینه وجود دارد، تعریف می شود.

آنچه در پی می آید، به مفهوم ارزش و كاربردهای آن در تعدادی از رشته های تخصصی، همچون علم اقتصاد ، فلسفه ، دین، جامعه شناسی و روان شناسی می پردازد.
مفهوم ارزش در علم اقتصاد :
كلمه ارزش، در اقتصاد دو معنا دارد :
1- صلاحیت شئ برای برآوردن نیازی؛ اصطلاح ارزش سود، این معنا را تعیین می كند.
2- معادل كالایی در هنگام مبادله با كالای دیگر در بازار ، از این ترعیف، به اصطلاح ارزش پایاپای و ارزش سود كالا نیز تعبیر می شود. این ارزش، همان براورد شخص از كالاست.

مفهوم ارزش در فلسفه :
ارزش، یكی از مفاهیم فلسفی می باشد كه تا حد زیادی محور اختلاف های اساسی میان مكتب ها و مشرب های مختلف فلسفی است و دیدگاههای مربوط به آن، با یكدیگر تفاوت عمده ای دارد. جان دئی در این باره می گوید: آرای پیرامون موضوع ارزش ها میان اعتقاد از جنبه ای كه ارزش ها نامیده می شود، كه در واقع اشاره ها و تعبیرهای صوتی بیش نیستند، تا اعتقاد طرف مقابل كه آن را معیارهای استقرایی یا لمی[13] عقلی و ضروری می داند، متفاوت است و هنر، علم و اخلاق، بر پایه هایی از آن تكیه می كند(لوینگر 1996)[14] .

در این موضوع : فیلسوفان به دو دسته تقسیم می شوند:
1- در مشرب فلسفه های ایده آلیستی یا عقلی، كسانی چون افلاطون معتقدند كه مردم نسبت به منابع و سرچشمه های الزامی در زندگی شان آگاهی ندارند، ولی مطلوب ها را درك می كنند و از حق و زیبایی سخن می گویند.

2- دیدگاه دوم به فلسفه های طبیعی مربوط است. دیدگاهی كه در آن، ارزش ها جزء جدایی ناپذیر واقعیت قراردادی زندگی و تجربه بشری است؛ یعنی همه چیز، با ارزش های برتر به خاطر راز موجود در آنها با هم مرتبط نمی شود، بلكه ارزش ها همیشه همان نتیجه و حاصل ارتباط ما با آنها و رابطه ما با آنها و تلاش ما به سوی آنها و شكل گیری میل و رغبت و گرایش ما به سوی آنها می باشد. بنابراین، ارزش ها از جنس تجربه بشری و بخش جدایی ناپذیر از وجود آن است و اشیاء در ذات خود، خوب یا بد، درست یا نادرست و زشت یا زیبا نیستند، بلكه ما این احكام را به واسطه تأثیر و تأثر از این اندیشه ها صادر می كنیم.

مفهوم ارزش در دین :
دین مسیح با آوردن تعالیم و وحی آسمانی، شأن اشیاء و اعمال را آشكار كرد و آگاهی از ثواب مترتب بر آن را اهمیت بخشید. اسلام در این زمینه بیشتر سخت گرفت و آن را در شكلی روشن تر آشكار نمود و رابطه زندگی این دنیا را با زندگی جهان دیگر، تبیین كرد؛ این ارتباط در ارزیابی اشیاء و اعمال و حكم بر آنها، شأن و جایگاه خاص خود را دارد و خطاب خداوند آخرین سخن در حكم بر زشت وزیبا یا مباح و حرام است.

مفهوم ارزش در جامعه شناسی :
جامعه شناسان معتقدند كه شیوه ارزشگذاری و ارزیابی، بر اساس وجود معیار و شباهت در پرتو مصالح شخص از یك سو و وسایل و امكاناتی كه جامعه برای تحقق این مصالح برای او مهیا می سازد، مبتنی است. برا ین اساس، روش گزینش ارزش ها، مشروط به شرایط اجتماعی در اختیار نهاده، می باشد.
ارزش ها، آنگونه كه تعدادی از جامعه شناسان معتقدند، عبارت است از : نرم یا معیاری برای گزینش ، از میان ابزار یا امكانات اجتماعی كه برای فرد آماده و مهیا شده و با موقعیت اجتماعی وی منطبق است.

اما روان شناسان اجتماعی به تمام جنبه های رفتار فرد در جامعه توجه دارند كه به چارچوب مشخصی برای نظام یا سازمانی مشخص محدود نمی شود. روان شناسی اجتماعی، توجه خود را به ویژگی های فرد، استعدادها و پاسخ های وی به روابط او با دیگران متمركز می كند.
روشن شد كه جامعه شناسان با ارزش های گروهی سر و كار دارند، در حالی كه بیشترین توجه روان شناسان به ارزش های فردی و تعیین حد و مرز آن، چه از نظر روانی یا اجتماعی و جسمانی، معطوف است. به عبارتی در حالی كه «گروه» كانون توجه جامعه شناسان است، «فرد» كانون توجه روان شناسان می باشد(واستر 1962)[15].

مفاهیمی كه با ارزشها خلط می شوند عبارتند از :
ارزش و نیاز (Value and need) :
نیاز، همان احساس از دست دادن چیزی توسط موجود زنده است كه گاهی درونی و زمانی بیرونی است و از تمایلات مشخصی كه در ارتباط با موضوع، هدف یا محرك است، ناشی می شود.
برخی از دانشمندان، مانند مزلو[16]، معتقدند كه مفهوم ارزش، هم وزن مفهوم نیاز است. برخی دیگر هم برآنند كه ارزش، اساسی بیولوژیك دارد و بر نیازهای اساسی مبتنی است و ارزشی نزد فرد یافت نمی شود، مگر آنگاه كه نیاز خاصی داشته باشد؛ نیازی كه در پی تحقق و برآوردن آن برآید. بنابراین، نیازهای اساسی همان چیزهایی هستند كه موجود زنده را از نظر زیستی می سازند ونظام انتخاب های او را تعیین كرده، به مثابه ارزش های زیستی می باشد. این ارزش ها، بعدها و همزمان با رشد فرد، به ارزش های اجتماعی تغییر می یابد (اكمان ، 1974)[17].

در برار آن، برخی دانشمندان همچون میلتون راكیچ[18] را می بینیم كه معتقدند بین دو مفهوم اختلاف وجود دارد. ارزش ها از دیدگاه وی، بازنمایی های شناختی[19] نیازهای فرد یا جامعه است و انسان، تنها موجود زنده ای است كه عمل به چنین بازنمایی ها برای او ممكن می باشد و در پرتو این، تمایز بین این دو، بر این اساس است كه نیازها نزد همه موجودات یافت می شود (انسان و حیوان) ولی ارزشها تنها در نزد انسان دیده می شود(راكیچ 1995) [20].

ارزش و انگیزه (Value and Motive) :
خلط شایعی نزد پژوهشگران، در به كارگیری این مفهوم وجود دارد. نگرش به ارزشها، به این كه تنها یكی از جنبه های مفهومی فراگیرتر، یعنی انگیزش است و گاهی ارزشها با تبادل یا انگیزش به كار می رود. به عنوان مثال، انگیزه اقدام به كاری نزد مك لیلاند[21]، به مثابه ارزش محسوب می گردد. این نكته را ویلسون[22] هم از خلال پژوهش های خود تأیید می كند. او می گوید : بین انگیزه امنیت[23] و ارزش امنیت ملی[24] (بنا بر معیار راكیچ) ارتباط قابل توجهی وجود دارد.

بنگستن معتقد است، وقتی ارزش ها در رفتار فرد تأثیر می گذارد و به انتخاب جانشینی منجر می شود، به منزله انگیزه است و فدر هم با ارزش ها، به عنوان مترادف با همتا با انگیزه ها برخورد می كند (میلاردو 1997)[25].
در پرتو تعریف انگیزه، این كه حالتی آگاهانه است كه موجود زنده را به سوی هدف مشخصی سوق می دهد و یكی از امور تعیین كننده رفتار است، براساس نوع هدف در ارزش و انگیزه، می توان بین آنها مقایسه ای انجام داد، به طوری كه هدف در ارزش از نوع مطلق است و صبغه وجوبی دارد.

ارزش و میل (Value and Interest) :
برخی از پژوهشگران معتقدند ، مفهوم ارزش – به اعتبار خود – یعنی موضوعی كه به آن گرایش داریم یا بدان توجه می نماییم، با مفهوم میل (گرایش) مطابقت دارد. پری(1974)[26] نظریه های عینی یا واقع گرا را كه با ارزش سر و كار داشته و در عالم واقع وجود دارد، وقعی ننهاد و فرضیه عام در ارزش ها را مطرح نمود، فرضیه ای كه براساس تعامل ارزش ها، با توجه به این كه از تجربه شخصی سرچشمه می گیرد، مبتنی است و علی رغم پذیرش اختلاف بین ارزش و میل، راه رسیدن به آن را «میل» یافت. آنجا كه ارزش نتیجه وجود میل به چیزی خاص است، اگر آن چیز موضوع میل باشد، دارای ارزش است.

ارزش و ویژگی خاص (Value and Trait) :
مفهوم «ویژگی خاص» كه از مفاهیم بنیادین در ساختمان شخصیتی[27] است، و ویژگی یا خصوصیتی از رفتار است كه تا اندازه ای به ویژیگ استمرار توصیف می شود و مشاهده و سنجش آن ممكن است؛ نظیر دشمنی، ترس، شجاعت و …)
بنابراین ارزش، از ویژگی خاص، محدودتر و متنوع تر است، و به طور معمول شامل جنبه مثبت و منفی می گردد در حالی كه ویژگی های خاص چنین نیستند، نظیر آنكه ارزش ها، ویژگی امكان تغییر و تحول را دارا هستند (میلاردو ، 1997)[28].

ارزش باور (Value and Belief) :
اعتقادات و باورها به سه نوع تقسیم می شوند : توصیفی[29] كه می توان درست یا نادرست را به آن نسبت داد، ارزشی[30] كه موضوع باور بوده، به حسن و قبح توصیف می شود و در نهایت آمرانه و نهی آمیز كه فرد به مقتضای آن بر برخی از ابزار و یا هدف ها به صلاحیت یا عدم صلاحیت میل و رغبت حكم می كند.
راكیچ معتقد است ارزش، باوری از نوع سوم است یعنی : آمرانه و نهی آمیز. او آن را چنین تعریف می كند: باوری است كه به طور نسبی ثابت، و در محتوای آن ترجیحی شخصی یا اجتماعی را برای یكی از هدف های وجود، یا شكلی از شكل های رفتار رساننده به این غایت، تحمیل می كند. ارزش ها زا نظر او همچون باورها، دربردارنده سه عنصر می باشد.

شناختی: از نظر آگاهی به آنچه كه صلاحیت میل و رغبت دارد؛
عاطفی : از نظر احساس فرد در برابر آن؛
ایجایی یا سلبی و رفتاری: از نظر آگاهی به آن به عنوان متغیر میانجی یا به منزله معیار یا راهنمای رفتار.
تصور راكیچ از ارزش ها، به این كه شناختی است، با آنچه كه دیگران آن را ارزش های تصوری[31] یا تصورهای آرمانی كه باید چنین باشد، و در پرتو آن حكم بر رفتار كامل می شود، همخوانی دارد. همچنین با تعریف دیگری از ارزش یعنی به این كه مفهوم یا تصور مطلوب[32] هم آشكار و ضمنی است، هم سازگاری دارد. تصوری كه فرد یا گروه به آن متمایز است و در انتخاب و گزینش ابزار یا هدف های در دسترس، تأثیر می گذارد (میلاردو ، 1997)[33].

ارزش وگرایش (Value and Attiude)

برخی پژوهشگران برای این باورند كه ارزشها ، همان رابطه میان انسان وموضوعهایی است كه معتقد است دارای ارزش هستند ؛ این طرز فكر نتیجه تلاشهایی است كه جان دیویی، لی[34] و دیگران انجام داده اند، آنان تأكید میكنند كه اساس متافیزیكی ارزش ها به اعتبار اینكه دارای ارزشی ذاتی بوده، روابطی بین انسان و موضوع هایی كه معتقد است، می باشند و دارای ارزش بوده وتحول یافته اند؛ این روابط متضمن نوعی رأی درباره چیزی، كسی یا معنایی است، همچنان كه متضمن احساس و گرایش به سوی آن و ترجیح دادن آن هم می باشد.

چنین تصوری از ارزش ها به وضوح بیانگر میزان پیچیدگی در طبیعت آن است و آشكار می سازد كه آنها جزئی از نظم بخشی مسلط بر رفتار ما و منعكس كننده نیازها، گرایش ها و هدف های ما می باشد. علاوه بر این كه به صورت های مختلف و با مراتب متفاوت منعكس كننده نظامی اجتماعی است كه در آن زندگی می كنیم و میراثی فرهنگی كه در سایه آن پرورش می یابیم.

بنابراین مفهوم ارزش فراگیرتر از مفهوم گرایش است، و به همین دلیل برخی از دست اندركاران این وادی، با مفهوم ارزش از دیدگاه گرایش برخورد می كنند. دكتر سویف موضوع ارزش ها را در چهارچوب بررسی گرایشها، با تكیه بر تشابه بین این دو موضوع بررسی می كند و می گوید: پژوهش های گرایش ها در حوزه روان شناسی آغاز می گردد و پژوهش های ارزش ها در حوزه فلسفه. وی معتقد است ارزش ها، مضمون گرایش ها را ارائه می دهد. پس گرایش، نمایانگر شكلی است كه به ویژگی تجریدی نزدیكتر است، به طوری كه ارزش ها مضمون و محتوای این شكل را تعیین می كنند.

میلتون راكیچ هم به تفاوت هایی میان ارزش و گرایش ها، به شرح زیر اعتقاد دارد :
1- گرایش، نظم دهی مجموعه ای از باورهایی است كه به موضوع یا موقعیتی خاص اشاره دارد، در حالی كه ارزش با باروری واحد، و شامل گونه ای از گونه های رفتار ترجیح دادهشده یا یك هدف می باشد.
2- ارزش، بر اشیاء و موقعیت ها متمركز بوده، گرایش به موقعیت یا موضوعی مشخص.

3- ارزش به مثابه معیار است، در حالی كه گرایش چنین نیست. گرایش ها بر تعداد اندكی از ارزش هایی مبتنی است كه به منزله معیار قلمداد می گردند.
4- تعداد ارزش هایی كه فرد بدان پایبند است و در نظام ارزشی اش نظم می یابند، بر آنچه كه شخص آن به وجود می آورد و یا آن را از باورهایی كه به شكلی از اشكال رفتار یا یك هدف تعلق دارد و فرا می گیرد، وابسته است؛ اما تعدادی از آن گرایش ها به مواجهه او از موقعیت ها یا چیزهای مشخص و محدود بستگی دارد. بنابراین گرایش ها، از نظر تعداد، از ارزش ها بیشترند.

5- ارزشها، موقعیت اصلی و مهمتر از گرایشها را در بنای شخصیت فرد و نظام معرفتی وی اشغال می كنند.
6- مفهوم ارزش ها بیش از گرایش ها از پویایی برخوردار است، زیرا بدون واسطه، با انگیزش مرتبط می شوند ولی گرایش ها چنین نیستند، اینها (گرایش ها) از عوامل اساسی جهت دهنده رفتار نیستند.
7- ارزش ها به نقش اساسی در تحقق «من» و تحقق فرد می پردازد، اما گرایش ها همین كاركردها را در درجه پایین تری انجام می دهد (راكیچ، 1989)[35].

ارزش و رفتار (Value and Behavior) :
در كنار تعریف هایی كه از ارزش ها، با كمك نشانه های مختلفی ارائه شد، گروهی از محققان ارزش ها را از خلال نشانه و علامت رفتار، به این اعتبار كه ارزش ها همان تعیین كننده حدود رفتار و افعال فرد است، بررسی می كنند. موریس، ارزش ها را چنین تعریف میكند: توجه یا رفتار رجحان طلب و مطلوب از میان تعدادی از رویكردهای موجود، كه آنها را به سه گروه تقسیم می كند:
1- ارزش های عملیاتی[36] ، كه از طریق رفتار رجحان طلب ممكن كشف گردد.

2- ارزش های متصور[37] كه بررسی آن از طریق رمزهای عامل در حوزه رفتار رجحان طلب ممكن است و عبارت ازتصورات آرمانی است كه باید این چنین باشد، چنان كه در پرتو آن حكم بر فعل یار فتار كامل می گردد.
3- ارزش های واقعی[38]، كه محقق بدون تعریف آن را رها كرده است. موریس از خلال پژوهش خود به سیزده روش برای همزیستی شیوه های زندگی[39] معتقد است. به اعتقاد او، رویكردهای ارزشی در پرتو پنج عامل نظم می یابند كه عبارتند از : خودكنترلی[40]، لذت از عمل، كفایت ذاتی[41]، پذیرش اندیشه ها و آرای دیگران و لذت از زندگی (راكیچ، 1985)[42].

می توان مطلب گذشته در باب تفكیك ارزش ها و دیگر مفاهیم را چنین خلاصه كرد:
1- فرق بین ارزش ها ونیازها این است كه: ارزش ها دربردارنده بازنمایی های شناختی می باشند و انسان ها و نیازها این است كه : ارزش ها دربردارنده بازنمایی های شناختی می باشند و انسان تنها موجود زنده ای است كه می تواند به چنین بازنمایی ها دست یازد. در حالی كه نیازها متضمن این جنبه ها نیستند و نزد همه موجودات زنده – اعم از انسان و حیوان – یافت می شود.

2- ارزش ها با انگیزه ها نیز متفاوت است، یعنی تنها فشارهایی برای سمت دهی رفتار نیستند، بلكه علاوه بر آن، شامل تصور یا مفهوم موجود در ورای این رفتار، همراه با معنابخشی و توجیه بخشی مناسب هم می باشد.
3- میل، مفهومی محدودتر از مفهوم ارزش است و یكی زا جلوه های آن به شمار می آید و غالباً با ترجیح دادن ها و انتخاب های شغلی كه الزام آور نیستند، در ارتباط است، همچنان كه با معیارهایی كه سزاوار و ناروا را تعیین می كند، مرتبط می باشد، اما ارزش ها با نوعی از انواع رفتار یا یك هدف در ارتباط است و با ویژگی وجوب و الزام توصیف می شوند.

4- درباره فرق ارزشها و باورها : شناخت ارزش ها با دیگر شناخت هایی كه متضمن باور است، از نظر ارزش گذاری متفاوت است؛ بدین معنی كه شخص از بین گزینه ها، در ارزیابی اش میان آنچه برتر بوده یا برتر نیست، گزینش می كند. تفاوت دیگر ارزش با باور در این است كه ارزش ها غالباً به خوب و بد اشاره دارند، ولی باورها غالباً در ارتباط با درست یا نادرست هستند.

5- فرق ارزشها و گرایش ها در این است كه ارزش ها فراگیرتر از گرایش ها هستند و از مجموعه گرایش ها كه میان آنها رابطه ای قوی وجود دارد، شكل می گیرند تا ارزش مشخصی به وجود آید و در نتیجه، ارزش ها موقعیتی مهمتر از گرایش ها را در بنای شخصیت فرد، اشغال می كنند.
6- تفاوت ارزش ها با ویژگی های خاص در این است كه ارزش ها مشخص تر و متنوع تر بوده، قابلیت تغییرپذیری آنها بیشتر است.
7- ارزش ها، مفهومی تجریدی تر از رفتار هستند،بنابراین، ارزشها تنها رفتار گزینشی، آنگونه كه چارلز موریس معتقد است،نیستند بلكه متضمن معیارهایی بوده كه موجب ترجیح دادن بر اساس آن می شوند. بدین ترتیب، گرایش ها و رفتار، هر دو حاصل رویكردهای ارزشی اند.

با توجه به این مطالب، روشن می شود كه ارزش ها دارای ویژگی هایی چند هستند كه آنها را از دیگر مفاهیم، مثل: نیاز، انگیزه، میل، باور، گرایش و رفتار، جدا می سازد.
آنها عبارتند از :
الف : ارزش ها عمومی تر و انتزاعی تر از گرایشها ، میل ها و رفتار فرد می باشد.
ب : ارزش ها، خاصیت وجوب و الزام دارد و در پرتو معیارهای جامعه و چارچوب فرهنگی ای كه این ارزش ها بدان وابسته است، كسب می شود. این خاصیت با توجه به نوع ارزش، با هم متفاوت است. به عنوان مثال، ارزش ابزاری با ارزش های غایی در این ویژگی متمایز می گردد، چنان كه ارزش های ابزاری اخلاقی از ارزش های ابزاری ای كه به لیاقت و صلاحیت متعلق است، متمایز می گردد و فرد برای این كه امانت و مسؤولیت را اعمال كند، یا هوشیاری و منطقی بودن را، بیشتر احساس فشار می كند.

با توجه به آنچه گذشت، می توان مفهوم ارزش ها را – آن طور كه در بررسی كنونی به كار می رود – به شكل زیر تعریف نمود:
ارزش ها: عبارت از احكام و داوری هایی است كه فرد در ترجیح دادن یا ترجیح ندادن موضوع ها یا اشیاء صادر می كند. این داوری در پرتو ارزیابی او از این موضوع ها یا اشیاست و این كار از خلال تفاعل میان فرد، معرفت ها وتجربه های او با الگوهای چارچوب فرهنگی ای كه در آن زیست می كند، كامل می شود و از خلال آن، این تجربه ها و معرفت ها كسب می شود.
با این تعریف، ارزش ها از نظر كاربردی به شكل زیر مشخص می شود:

1- معیاری است كه به مقتضای آن داوری می كنیم و براساس آن، آنچه را كه مطلوب بوده یا در موقعیتی كه در آن چند گزینه یافت می شود و رجحان دارد، تعیین می كنیم.
2- از خلال آن هدف های مشخصی یا غایت ها و ابزار تحقق آنها مشخص می گردد.
3- داوری، سلبی یا ایجابی، جلوه های خاصی از تجربه در پرتو فرایند ارزش گذاری است كه فرد بدان دست می یازد.
4- بیان این جلوه ها در سایه گزینه های متعدد در برابر فرد، تا جایی كه كشف از خاصیت انتخاب گری كه ارزش ها بدان متمایز است، ممكن می گردد.
5- این گزینه ها یكی از شكل های بیان الزامی، مانند واجب یا شایسته را به خود می گیرد. به طوری كه از خاصیت وجوب یا الزام كه ویژگی ارزش هاست، پرده بر می دارد.

6- قدر و اعتبار ارزش در افراد متفاوت است و این به میزان داوری آنها درباره ارزش در موقعیت های مختلف، بستگی دارد.
7- در پرتو آن، ارزش ها نمایانگر اهمیت در رابطه با افراد، از نظر اعتبار نسبی بیش از نظام ارزش هاست، و ارزش از نظر اعتبار نسبی نمایانگر اهمیت كمتری در این نظام است (سیندر، 1983)[43].

مفهوم نظام ارزش ها (Value Sustem) :

اندیشه نظام ارزش ها، زاییده این تصور است كه بررسی ارزشی خاص یا فهم آن به دور از دیگر
ارزش ها،ممكن نیست، زیرا یك نظام هرمی وجود دارد كه ارزش ها بنابر اهمیتشان نسبت به فرد یا گروه، بدان نظم می یابد.
مراد از نظام ارزش ها، مجموعه ارزشهای مرتبط به هم می باشد كه رفتار و كارهای فرد را نظم می بخشد و غالباً بدون آگاهی فرد شكل می گیرد. به بیان دیگر، عبارت از ترتیب هرمی مجموعه ای از ارزش هایی است كه فرد یا افراد جامعه بدان پایبند هستند و بر رفتار فرد یا رفتار افراد، بدون آگاهی آنان بدان، حاكم است.
این مطلب با تعریف محمد ابراهیم كاظم، از نظام ارزش ها سازگاری دارد. وی می گوید : نظام ارزش ها عبارت از مجموعه ارزش های فرد یا جامعه است كه بنا به اولویت آنها مرتب شده باشند و چارچوبی مبتنی بر هیأتی درست است كه مبانی آن، بنا به اهمیت شان به صورت تدریجی رشد می كند (رزبالت، 1991)[44].

برخی از پژوهشگران نیز، با نظام ارزش ها چنین برخورد می كنند، نظام ارزشی، عبارت از مجموعه گرایش های مربوط به هم است كه در شكل یك بنای پلكانی نظم می یابد. راكیچ معتقد است: نظام باور – ناباور ، نظامی دربرگیرنده گرایش ها و رازش ها و نظام ارزش ها، به شمار می آید و برخورد وی با این جنبه ها چنین است كه عبارت از مبانی ای است كه نقش اساسی در نظام باورهای كل فرد را بازی می كند و در پرتو این تصور، راكیچ نظام ارزش ها را چنین تعریف می كند : نظم دهی باورها كه به ثبات نسبی توصیف می شود و ترجیح دادن هدفی از هدف های وجود یا شكلی از اشكال رفتار رسانند، به این غایت را با خود دارد و آن ، در پرتو آن چیزی است كه نمایانگر اهمیت در ارتباط با فرد است.

با توجه به آنچه گذشت، می توانیم مفهوم نظام ارزش ها را آن گونه كه در پژوهش كنونی بدان می پردازیم، تعریف نماییم :
عبارت است از ساختار یا نظم دهی فراگیر ارزش های فرد كه هر ارزشی در این نظام نمایانگر عنصری از عناصر آن است و این عناصر در تأثیر متقابل بر روی هم به سر می برد تا به كاركرد مشخصی در فرد بیانجامد.

این تعریف به سبب ویژگی های زیر از تعریف های دیگر برتر است :
1- بررسی ارزش های فرد را در پرتو منظئمه یا چارچوب عامی كه از خلال آن، این ارزش ها نظم می یابد، اجازه می دهد.
2- آگاهی از گونه های نظم ارزش ها و جلوه های رشد آن در كل عمر را به ما می دهد.
3- این تعریف با تصور ما از نظام، كه صبغه پویایی و تأثیر متقابل بین اجزای آن وجود دارد سازگار است. همچنین با بررسی ما از ارزش ها بهاین كه حاصل فرایند تأثیر متقابل بین فرد با معرفت ها وتجربه های او با الگوهای چارچوب فرهنگی ای كه در آن زیست می كند، هماهنگ است.

مفهوم رشد یا تحول نظام ارزش ها :
جایگاه ارزش نزد فرد، بنا بر نیاز، توجه و گرایش فرد بدان است، و آنگاه كه به سطح یا درجه ای از خلال آن، میزان مناسبت این ارزش و اهمیت آن نسبت به خود را می شناسد، دست نیابد، اهمیت چندانی به آن ارزش نمی دهد. مزلو در چارچوب نظریه اش به نام «تحول روانی مستمر نیازها» معتقد است: نیازهای فرد در شكل یك ساختار هرمی دارای سلسله مراتب ، از شش سطح رشد می یابد كه پایین ترین آن سطح نیازهای زیستی (مادی) و بالاترین آن سطح نیازهای شناختی، مانند : علاقه به شناخت و فهم است و هنگامی شخص از سطحی به سطح دیگر منتقل می شود كه از نظر سن رشد كرده باشد (والستر، 1962)[45].
وودروف[46] روشن می سازد كه ارزش ها در تحول خود بر پیوستگی وسیله هدف در پرتو سطوح سه گانه زیر می گذرد:
1- اهداف مستقیم به وسیله چیزهای واقعی مانند : غذا، آسایش و تحصیل.

2- اهداف غیر مستقیم ، كه غیر اجتماعی بوده و به آینده مربوط می شود، مانند : دستیابی به یك شغل یا تلاش برای شهرت.
3- سطح سوم به هدف های نهایی مربوط است،یعنی بدون واسطه با ارزش های نهایی سر و كار داشتن نظیر : آزادی و زیبایی.
بنابراین رشد ارزش و فراگیر شدن آن مرحله مختلفی دارد كه كرائول[47] و همكارانش آن را در این سه سطح تعیین می نمایند :
سطح اول : سطح پذیرش ، كه دربردارنده اعتقاد و دارای اهمیت ارزش خاصی است و پایین ترین درجه یقین می باشد.
سطح دوم : سطح رجحان، كه به ترجیح ارزشی خاص توسط فرد و اهمیت بخشیدن به آن است.

سطح سوم : سطح پایبندی و تعهد، كه برترین درجه یقین ، یعنی آگاهی به خروج از ارزشی خاص به منزله مخالفت با معیارهای رایج خواهد بود.
با رشد سنی فرد، معیارهایی كه بر كارها و رفتارهای او حاكم گردیده، داوری های او بر درست و نادرست و آنچه كه اخلاقی یا غیر اخلاقی و مخالف معیارهای رایج جامعه را تعیین می كند، تغییر می یابد. (والستر، 1962)[48].

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید