مقاله ایمنى و بهداشت در کودکان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ایمنى و بهداشت در کودکان دارای 13 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ایمنى و بهداشت در کودکان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله ایمنى و بهداشت در کودکان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله ایمنى و بهداشت در کودکان :

همین که کودک در استفاده از اشیاء مهارت پیدا مى‌کند، آگاهى از خطرات احتمالی، داراى اهمیت بسیار حیاتى است. در صورتى که در مورد چیزى احتمال خطر مى‌دهید، آن را از دسترس او دور نگه دارید.

– بچه‌ها هر چیزى را در دهان مى‌گذارند (این عمل، به لحاظ روانشناسى کودک، یک فرآیند شناخت اشیاء است. م). هرگز چیزهائى را که به‌علت کوچک بودن ممکن است توسط کودک بلعیده شود یا در گلوى او گیر کند و یا در گوش و بینى خود فرو نماید در دسترس او نگذارید. توجه داشته باشید که این اصل مى‌تواند شامل آن دسته از اشیاء بزرگترى باشد که قسمت‌هاى مختلف آنها را مى‌شود کَند یا به‌ هر علت جدا کرد. مطمئن‌ترین وسایل بازی، ظروفى هستند که درِ آنها پیچى است. چون برخلاف درهاى فشاری، کودکان نمى‌توانند قبل از رسیدن به سن هجده ماهگى آنها را باز کنند. اسباب‌بازى‌هائى را که احتمال مى‌دهید در رنگ آنها از سرب استفاده شده است، در اختیار آنها نگذارید. بطرى‌هاى مورد استفاده کودک را به‌دقت بشوئید و به‌طور کلى از بطرى‌هاى خالى مواد سفیدکننده و مایع شستشو به این منظور استفاده نکنید.

چیزهائى را که ممکن است باعث خفه شدن او شود از دسترس او دور نگه دارید. این اشیاء شامل کیسه‌هاى پلاستیکی، کوسن و بالش یا هر چیز دیگرى است که ممکن است روى او بیفتد.
– مراقب اشیاء تیز و بُرنده‌اى باشید که ممکن است انگشتان دست یا پاى او را زخم کند و یا رگ او را پاره نماید.
– هرگز او را با چیزهائى شبیه روبان تنها نگذارید.
– از اشیاء نوک‌تیزى که ممکن است در پوست او فرو برود و یا در بینى و چشم‌ها یا گوش‌هاى خود فرو کند پرهیز کنید. همین‌طور اشیاء لب‌تیزى که احتمال مى‌دهید باعث بریدگى شوند.
– ظرف‌هاى یک‌بار مصرف ماست را بلافاصله بعد از ترک خوردن، دور بیندازید.
– اشیاء سنگینى را که در صورت افتادن مى‌توانند آسیب‌رسان باشند، از دسترس او دور نگه دارید.
– از تمیز بودن محل بازى کاملاً مطمئن شوید.
– وسایلى که براى مواد غذائى از آنها استفاده شده است، از نظر بهداشتى خطرناک هستند. این نوع وسایل را قبل از اینکه در اختیار کودک قرار دهید، کاملاً استرلیزه کنید، اشیاء دیگر را با مایع ظرفشوئى و یا جوش شیرین بشوئید، آب بکشید و خشک کنید.

مراقبتهای دوره نوزادی
حرارت اتاق نوزاد را بین 18تا20 درجه بیشتر نباشد ، نوزاد را در سرما قرار ندهید و بیش از اندازه نیز نپوشانید . لباس نوزاد بایستی سبك و گشاد و راحت باشد . از قنداق كردن نوزاد كه یك عمل غیربهداشتی و زیان آور است بپرهیزید و از قنداق كردن نوزاد حتی بمدت كوتاه خودداری كنید حمام كردن روزانه نوزاد با داشتن بند ناف نه تنها اشكالی ندارد بلكه مفید است . از بدو تولد نوزاد بایستی حداقل یك روز در میان حمام داده شود و تمام بدن نوزاد را با آب و صابون و یا شامپوی مناسب شستشو داد . حمام دادن نوزاد بهیچوجه اثر سوء روی ناف نوزاد و محل ختنه نداشته بلكه شستشوی ناف با آب و صابون از بروز عفونت جلوگیری می نماید حتما ناف نوزاد را با الكل یده پانسمان و با كاز استریل بپوشانید . روزی جند بار ناف نوزاد را با الكل و یا بتادین تمیز نمائید و پس از افتادن ناف ، محل بندناف را با الكل و یا بتادین تمیز كنید به هیچ وجه به چشم نوزاد دست نزنید ، اگر ترشحی نشان می دهد به پزشك مراجعه كنید در موقع گرفتگی بینی به هیچ وجه از شیر و سنجاق استفاده نكنید ، كمی سرم فیزیولوزیك ، نرمال سالین ، داخل بینی او بچكانید

برای جلوگیری از سوختگی پای نوزاد نخاطر ادرا و مدفوع او را زود به زود عوض نمایی و در صورت ابتلا از پودر استفاده نكنید ، پای نوزاد را با آب و صابون بشوئید و خشك كنید سپس با پماد آ+د چرب نمائیدهر گریه نوزاد بخاطر گرسنگی نیست ، در صورت تداوم گریه حتما به پزشك مراجعه كنید وجود ترشحات بیرنگ یا خون آلوده در قسمت تناسلی نوزاد دختر طبیعی استدر صورت مشاهده مواردی نظیر : زردی ، اسهال ، بیحالی ، بدنفس كشیدن و استفارغ مكرر ، خوب شیر نخوردن ، تب ، سرفه ، جوشهای چركی ، ترشح از ناف و تشنج و حركات غیرطبیعی در نوزاد هر چه سریعتر به پزشك و یا مركز بهداشتی مراجعه كنیدزردی در نوزادان موجب ضایعات جبران ناپذیر سلول مغزی و عقب ماندگی عقلانی می شود .

در هفته های اول تولد بایستی دقیقا مراقب زردی در نوزاد بود . شروع زردی بیشتر در سفیدی چشم كودك بروز می كند و در تنه گسترش پیدا می كند ، بمجرد مشاهده زردی بدون فوت وقت در هر زمان از شبانه روز مراجعه نماید . این مسئله اورژانس و فوریت دارد . هرچه زردی زودتر تشخیص داده شود درمان سبكتر و راحتتر است . در موارد خفیف شاید نیاز به بستری و قرار گرفتن در زیر نور مخصوص باشد و در موارد شدید تعویض خون حتما باید انجام گیرد . از بكار بردن پیشنهاد اطرافیان در مورد استفاده از شیرخشت و یا نور مهتابی و ;و نظایر آن خودداری كنید . بكار بردن این روشها به قیمت سلامت نوزاد تمام می شود

توجه داشته باشید كه نوزادانی كه با شیر مادر تغذیه میشوند دفعات اجابت مزاجشان بیشتر است ولی حجم مدفوع آنها كم ، رنگ آن زرد و احیانا كف آلود و گاهی سبز است ، آن را با اسهال اشتباه نكنیدخوردن مایعات زیاد توسط مادر و مك زدن پستان مادر بوسیله نوزاد شیر را زیاد می كند و ناراحتی عصبی موجب كم شدن شیر مادر میشود . قرص ضدحاملگی اثر سوء بر روی شیر مادر دارد . در موقع شیر دادن بهداشت شخصی را رعایت كنید قبل از شیر دادن دستها را بایستی با آب و صابون و نوك سینه ها را با آب ولرم تمیز كرد از بوسیدن زیاد نوزاد به خصوص توسط ملاقات كنندگان جدا خودداری كنید . ملاقات افراد متعدد كه اغلب ناقل میكروبهای مختلف می باشند با نوزاد خطر انتقال عفونت را در بر دارد

دود سیگار برای همه كس مضر است و برای شیرخوار خطرناكتر است ، به هیچ وجه اجازه ندهید در جایی كه كودكان هستند سیگار كشیده شودمشاوره پزشكی با پزشك كودكان دو بار در ماه اول و سپس ماهی یكبار توصیه می شود. شیرخوار بایستی در فواصل معین برای معاینه ، بررسی رشد و تكامل ، دریافت دستورات تغذیه و واكسیناسیون بموقع به متخصص اطفال مراجعه نمایید . در شش ماه اول هر ماه یك بار ، در شش ماه دوم هر دو ماه یكبار ، در سال دوم هر سه تا چهار ماه یكبار و بعد از دو سال هر شش ماه یكباراز بكار بستن توصیه های افراد غیرمتخصص و اطرافیان غیرپزشك در مورد نوزاد جدا خودداری كنید واكسن ها را بطور منطم انجام دهید برنامه واكسیناسیون را بخوانید . توصیه می شود كه واكسیناسیون كودك در یك محل واحد انجام شود شیرخورانی كه از پستان مادر تغذیه می شوند ، غریزه مكیدن آنان ارضاء میشود و معمولا تمایلی به مكیدن پستانك و یا انگشت خود ندارند ، لذا عدم استفاده از پستانك ارجح است ولی چنانچه شیرخوار شروع بمكیدن انگشت خود نمود بهتر است به وی پستانك داده شود تا عادت به مكیدن انگشت پیدا نكند

از روز پانزدهم بعد از تولد روزانه 6تا10 قطره مولتی ویتامین در یك قاشق آب جوشیده خنك شده به نوزاد داده می شود در صورتیكه شیرخوار از شیر مادر استفاده می كند نیازی به نوشیدن آب اضافی ندارد چنانچه بعلت گرمی محیط شیرخوار نیاز به آب اضافی دادشته باشد میتوان آب جوشیده خنك شده بدون قند به شیرخوار داد . تا یكسالگی بایستی از آب جوشیده خنك شده استفاده شوداز تجویز آب قند زیاد یا داروهای خانگی مثل ترنجبین یا شیرخشت و غیره به نوزاد بایستی خوداری شود

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ایمان و خشونت

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ایمان و خشونت دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ایمان و خشونت  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله ایمان و خشونت،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله ایمان و خشونت :

این نوشته بحث‌ای است درباره‌ی خشونت و ایمان. بحث‌ای دیالکتیک که در آن حداقل نظر من در میانه‌ی راه تصحیح شده است:در یکی از پست‌های پیشین‌ام چنین چیزی را نوشته بودم: “چیزی نمانده تا لحظه‌ای که از تلاش کم‌فایده‌ی عیسی مسیح 2005 سال گذشته باشد: هم‌چنان هم‌دیگر را گاز می‌گیریم و وحشی‌ترین‌های‌مان، با ایمان‌ترین‌های‌مان هستند!”که یکی از خوانندگان این‌جا به نام بهار –که من قبلا از طریق وبلاگ پویان با او آشنا بودم- برای‌ام نوشت:

“سلام:)
میشه بیشتر توضیح بدین که چطور به این نتیجه رسیدین که وحشیترها، با ایمانترینها هستند؟!خیلی جالب شد واسم!”و من هم پاسخ گفتم:”شاید لفظ “ایمان” آن‌قدر صحیح نباشد که “ایمان به مذهب” (و نه الزاما خداوند) به این موضوع بیاید. اما یک نگاهی به جنگ‌افروزان اخیر بکنید، به ارتباطشان پی می‌برید:-جامعه‌ی امریکا مذهبی است و بوش جز مذهبی‌ترین رییس‌ جمهوران آن‌جاست. هم‌چنین کلی از رای این دوره‌ی بوش به خاطر برانگیختن حس مذهبی‌ی مردم آن‌جا بوده است. امیدوارم نیازی نباشد تا اثبات کنم که بوش یک “وحشی” است!-کلی از بدبختی‌ی فعلی‌ی جهان زیر سر اصول‌گرایان اسلامی است. آن‌ها آن‌قدر به “ایمان” خود باور دارند که حاضرند جان هزاران نفر را بدون اغماض بگیرند. -اسراییل!-فلسطین!    -ایران!

… و خیلی موارد دیگر. نکته‌ی مشترک بین همه‌ی این‌ها این است که “ایمان” به عنوان یک عنصر “غیرعقلانی” باعث کم اثر شدن “تعقل” لازم برای انسانیت مدرن می‌شود. ایمان باعث می‌شود آرمانی والا به عنوان هدف اصلی درآید و آن آرمان درست مثل چماق چماق‌داران عزیز بخورد توی سر ملت! نمی‌گویم این خشونت “بد” است (که طبق معیارهایی خوب است)، اما می‌گویم یکی از دلایل این “خشونت”، ایمان بالا است!البته ایمان بالا می‌تواند باعث کم‌تر شدن خشونت هم بشود. اگر مسیحیان مثل عیسی عمل می‌کردند و به این باور داشتند که اگر کشیده‌ای به گوش چپ‌شان خورد، سمت راست صورت‌شان را جلو بیاورند (باز هم نمی‌گویم کار درستی است!) آن‌گاه ایمان تبدیل می‌شد به روشی برای کم‌تر شدن خشونت. اما عملا گویا مسیر تاریخ به گونه‌ای دیگر شده است.”

پیش از ادامه، لازم است چند نکته را بیان کنم. پست‌ای که این بحث‌ها در موردش انجام شده است،‌ جزو خانواده‌ی “ضدخاطرات” است. گزاره‌های ضدخاطرات هر چه باشد،‌ الزاما “صحیح” نیستند. در نتیجه ادامه‌ی این بحث، در یک بافت دیگر –بافت متعقلانه- انجام شد در حالی که خود نوشته در بافت ضدخاطرات مطرح شده است. با این‌که سعی می‌کنم حرف مفت کم‌تر بزنم،‌ اما این سعی‌ام در خانواده‌ی ضدخاطرات کم‌تر است (با این‌همه حاضرم از همه‌ی پست‌های‌ام دفاع کنم و یا اشتباه آن‌ها را بپذیرم و یا هیچ‌کدام!!!). نکته‌ی مهم دیگر این‌که در کامنت‌ام نوشته‌ام که لفظ “ایمان” آن‌قدر درست نیست که “ایمان به مذهب” درست است، اما اینک می‌خواهم نظرم را کمی تغییر بدهم و بگویم احتمالا مشکل خود ایمان است و نه الزاما ایمان به مذهب.پاسخ اساسی‌ی بعدی خانم بهار یک چنین چیزی بود:”خوب، تمام این مسائلی که عنوان کردید (امریکا، ایران، چماق چماقداران و;) به مسائل سیاسی ربط دارد نه دین نه مذهب و ;

_ از امریکا شروع میکنم.البته در مورد مسائل سیاسی اطلاع چندانی ندارم، اما فکر میکنم سیاستهای بوش مانند اندیشه های ماکیاولی باشد. ماکیاولی معتقد است که حاکم برای حفظ دولت و مصلحت آن باید از ویژگیهای شیرصفتی و روبه صفتی یعنی سرکوبگری برخوردار باشد و بی وقفه در مقابل “بخت نا مساعد” بستیزد.وظیفه ی حاکم رفع آشفتگی و هرج و مرج است و برای اینکار مجاز است تا از زور و خشونت و فریب استفاده کند.توجه داشته باشید که در امریکا دانشمندان سیاسی روی کار هستند (نه مثل کشورهای ایران و;)در آنجا تأکید میشود بر ضرورت عدالت و آزادی، تأکید میشود بر اینکه حاکم باید عادل باشد و رعایت دین و اخلاق را بکند.اما منظورشان این نیست که غایت و هدف سیاست دین و اخلاق و عدالت است بلکه اینها ابزار هستند برای کسب و حفظ قدرت.حتی معتقدند (به طور پنهان) که لازمه ی حفظ حکومت وجود فقر و ترس و; در بین مردم است.البته این مسأله ی وجود فقر در بیشتر سیاستها از قدیم بوده، حتی در ایران، در زمان آغا محمد خان و شاید هم پیش از او. پس با این تفاسیر بوش مذهبی است یا مذهب نما؟ وقتی بوش در ماه رمضان مراسم افطاری برگزار میکند، یعنی بوش مذهبی است یا میخواهد از راه مذهب وارد شود و روی افکار مردم کار کند؟ این اعمالش را باید به مسائل سیاسی ربط داد نه مذهبی. با شناختی که از بوش هست و اینطور که شما به صراحت میگویید مذهبی ترین، مذهبی بودن مردم امریکا هم زیر سؤال میرود. در ضمن سه عامل باعث انتخاب مجدد بوش شد: خدا، آزاد کردن هم جنس بازی و عامل سومش را هم متأسفانه یادم نیست.

]
_ و ایران: مذهب و یا اسلام را در ایران از قبل از سال 57 مثال میزنم. حتماً شنیده اید، سازمان مجاهدین خلق؛ که یک سری از روشنفکران مسلمان مبارز بودند.توصیفشان از اسلام، تجدید نظر طلبی بود یعنی میگفتند که اسلام را باید با مفاهیم مدرن همان سالها تطبیق داد. شهرام یکی از رهبران این سازمان بعد از مدتی شروع به بازبینی اسلام کرد و به این نتیجه رسید که اسلام را نسبت به مارکسیسم _ لنینیسم باید در مقام دوم قرار داد.بعد در یک اطلاعیه ی علنی اعلام میکنند:” ما گمان میکردیم که میتوانیم مارکسیسم و اسلام را با هم ترکیب کنیم ولی دریافتیم که این فکر ناممکن است.ما مارکسیسم را انتخاب کردیم;.” این سازمان چپی یا کمونیستی با اندیشه ی اسلام و با جمعی از مسلمانان تشکیل شد و باز هم اسلام یا مذهب به کنار رفت. کنار رفتن مذهب یا اینگونه به صراحت بیان میشد یا نه، ولی مذهب به حاشیه میرفت یا مذهب دستاویز میشد. نکته ی دیگر که به نظرم باعث خدشه دار شدن دین یا مذهب در ایران میشود؛ نبودن سیاستدانهای واقعی بر سر کار است. به نوعی همه چیز با هم قاطی شده ضمن اینکه اگر بیوگرافی دانشمندان سیاسی جهان را نگاهی بیندازیم اکثر آنها جامعه شناسی، فلسفه و علوم سیاسی خوانده اند. خودتان بهتر میدانید که در این دوران با مسائل حوزوی و غیره نمیشود حکومت و دولت خوبی داشت یا اینکه در اکثر اعتراضات به دولت، مانند روز دانشجو یا 18 تیر بیشترین افراد شرکت کننده از دانشکده های فنی هستند (البته نمیخوام بگم اینها چیزی از سیاست نمیدانند).

_ در کل مذهب و سیاست را با هم ترکیب نکنیم، مذهب صرفاً ابزار است نه عامل وحشی گری.

_ در مورد اینکه می گویید ایمان باعث خشونت میشود: نمونه ای را مثال میزنم، طالبان گروه بسیار افراطی و به نظر من وحشی. منشأ ایمانشان چه بود؟ منشأ وحشی گریشان چه؟ اسلام؟ مذهبشان این وحشی گریها و این افراطها را نمیخواست، مگر ابن ملجم نبود که پیشانی اش گویای نماز فراوان بود; به این شکل نمیشود به طالبان گفت: مذهبی ترین. همانطور که ما تمیزی را سفارش میکنیم اما به آدم وسواس نمیگوییم تمیزترین و وسواس رو نوعی بیماری میخوانیم.

_ و ایمان باعث کم شدن اثر تعقل برای انسانیت مدرن میشود:فکر کنم انسان مدرن است نه انسانیت مدرن. و جوابم را با نمونه ی بارزی از انسان متعقل(!) یعنی نیچه میدهم. میتوانید نتیجه ی تعقل و بی ایمانی اش را در نامه ای که برای خواهرش نوشته ببینید ( جایی میگوید: غیرپرستی چیست؟خود را باید خواست و خود را باید پرستید و نهایتاً در نامه به خواهرش:;خدایا من امروز چه تنها هستم;هیچکس نیست که نوازش دوستانه بر من روا دارد.) نمونه های دیگرش شوپنهاور،در ایران خیام (البته میگویند:”خیام شاعر” ) و; با رد کردن ایمان و خدا و روی آوردن به تعقل به تنهایی در نهایت به پوچی میرسیم.اگر نگاهی به آمار خودکشی در سازمان بهداشت جهانی در کشورهای اروپایی بیندازیم، میبینیم که خودکشی در میان افراد تحصیلکرده و کلاً روشنفکر بیشتر است.

_ ایمان واقعی و درست وحشی گری نمی آورد.زیاد زیاد حرف زدم،شرمنده. موفق باشید و واقع گرا!”

از بهار متشکرم که برای‌ام این همه نوشت و اتفاقا به نظرم نکات مهم‌ای را هم مطرح کرد که ارزش خواندن دارند. از همان ابتدا می‌خواستم یکی دو نظر درباره‌ی این کامنت بگذارم که به تعویق افتاد. دیر پاسخ دادن‌ام به دو چیز بر می‌گردد: یکی این‌که این چند روز –درست مثل این چند ماه اخیر و تقریبا مثل سه چهار سال اخیر- سرم خیلی شلوغ بوده است و باید کارهای دیگری را آماده می‌کردم و دیگر این‌که این آرزوی “واقع‌گرا بودن” کمی به مذاق‌ام ناخوش آمد. به نظرم آمد که “خیلی راحت” نیست آرزوی “واقع‌نگری” برای دیگری در حالی که بعید می‌دانم کسی بتواند خیلی ساده و سر راست بگوید “واقعیت” چه چیزی است. این آرزو –برای من- تقریبا همان‌قدر فحش است که “سطحی‌نگر نباش”، “مبتذل نباش”، “به‌تر فکر کن” و ; ناسزاست. بگذریم ;

بهار “سیاست” و “قدرت طلبی” را علت وحشی‌گری‌ها دانسته و دین و مذهب را بری از هر گونه دخالت در آن دانسته است و تنها برداشت نادرست (و یا ابزاری) از آن‌ها را به عنوان “ابزار” قدرت‌طلبی در نظر گرفته است.من اعتقاد دارم که علت وحشی‌گری‌ها یکی دو چیز نیست. قدرت‌طلبی مسلما علت همه‌ی این‌هاست، اما این‌که چه چیزی باعث قدرت‌طلبی و چه چیزی باعث “مشروعیت” این قدرت‌خواهی می‌شود، موضوع جدایی است. گمان‌ام یکی از این عوامل مشروعیت‌زا –چه به صورت درونی و چه بیرونی- “ایمان” به هدف‌ای است. اما ایمان چیست؟ مذهب چیست؟ و حتی چه چیزی وحشی‌گری است؟ نمی‌خواهم –و به احتمال نمی‌توانم- تعریف جامع و کاملی از هر کدام از این‌ها بدهم چو تعریف‌بردار نیستند.

اما خیلی کلی بگویم، ایمان باعث می‌شود که در مواردی که انسان در برابر تصمیم‌گیری‌ای قرار می‌گیرد، از باوری محکم و مستحکم –که آن را ایمان می‌نامیم- استفاده کند برای جهت‌دادن به تفکرش. این ایمان گاهی حتی می‌تواند قوی‌تر عمل کند و به نفع آن باورها از “دیده‌های”‌اش صرف‌نظر کند: شخصی که طناب دار را بر گردن زانی‌ای می‌اندازد (فرض می‌کنیم چهار بار زنا انجام داده است یا زنا با محارم داشته یا چیزهایی از این دست!!!) “ایمان” دارد که کارش درست است در حالی که ترس و وحشت و حتی پشیمانی را در تمام وجود محکوم به اعدام می‌بیند. آیا این کار عقلانی است؟ یا به‌تر بگویم: آیا این‌کار انسانی است؟! چه چیزی می‌تواند موجب این “حق” به انسان دیگری بشود که دیگری‌ای را نابود کند یا -حتی خیلی کم‌تر- او را اذیت کند؟ چیزی جز یک سیستم از باورهای بسیار مستحکم؟

درست به همین صورت ایمان به اصول‌گرایان اجازه می‌دهد که وحشی‌گری کنند. هیچ کاری ندارم که آیا آن‌ها تفسیر درستی از اسلام،‌ مسیحیت یا هر چیز دیگری در نظر دارند یا خیر، موضوع تعامل “باور”ها و “عمل” انسان‌ها است. طالبان ایمان داشت که “اسلام” یعنی این و اجرای‌اش کرد. جورج بوش باور دارد که وظیفه‌ای الهی بر عهده دارد و او سردار جنگ‌های صلیبی‌ی قرن بیست و یکم شده است، پس با حمایت کلیسا –که از طریق منفذ کور ایمان مومنان برای جورج بوش رای جمع کردند- چهار سال جهنمی‌ی دیگری را بر کره‌ی زمین رقم زد. دوباره تاکید می‌کنم که کاری ندارم “تفسیرها” چه می‌گویند،‌ تنها تاکیدم به نقش ایمان در این میان است: نقش زیرپوستی و آرام ماجرا.در آخر به‌تر است بیان کنم که به اعتقاد من “ایمان” چیز “بدی” نیست ولی چنین نقش‌ای را هم بازی می‌کند. اگر کس‌ای مذهبی است، شاید خوش‌حال شود اگر بگویم که “منتظریم تا موعود بیاید و همه‌ی تفاسیر نادرست دور ریخته شوند” و اگر شخص‌ای ضدمذهب است، احتمالا خرسند خواهد شد وقتی بگویم “می‌بینی ; بدجایی گیر کرده‌ایم” و اگر کسی بی‌طرف نگاه کند،‌ راضی خواهد بود آن‌گاه که بگویم “این‌طوری‌هاست!”

دیگر چه ; ؟! البته این دیگر فرع موضوع است، اما گمان‌ام “انسانیت مدرن” درست‌تر از “انسان مدرن” منظورم را می‌رساند. “انسان” واژه‌ای است که به یک گونه از موجودات برمی‌گردد و انسان مدرن، به موجوداتی بر می‌گردد که دارای رفتار مدرن‌اند. اما “انسانیت” واژه‌ای است که به “منش،‌ خواص و رفتار” یک گونه‌ از موجودات برمی‌گردد و لفظ انسانیت مدرن، به درستی، به ویژگی‌های مدرن آن موجودات باز می‌گردد. آن‌جا که من “انسانیت مدرن” را به کار بردم‌، بیش‌تر به ویژگی‌های‌اش اشاره می‌کردم تا خود آن موجود. در مورد نیچه زیاد نظر نمی‌دهم ولی گمان نمی‌کنم نیچه نماینده‌ی خوب‌ای برای یک انسان مدرن و متعقل باشد. این‌را نیچه‌شناسان باید بگویند. در مورد آمار خودکشی و ; هم گفته‌اید که نظری ندارم چون نه به آمارش دست‌رسی‌ای دارم و نه بحث‌ام اصلا درباره‌ی مفید بودن یا نبودن ایمان است. از بحث‌های دیگری مثل این‌که بوش با هم‌جنس‌بازی (که البته ماجرا نه هم‌جنس‌بازی که ازدواج هم‌جنس‌گرایان بود) موافق بود (که اصلا نبود!!!) یا این‌که خدا چگونه به بوش کمک کرد و ; هم صرف‌نظر می‌کنم! (:

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله آیین کار اصول مکان‌یابی و طراحی مهد کودک

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله آیین کار اصول مکان‌یابی و طراحی مهد کودک دارای 47 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله آیین کار اصول مکان‌یابی و طراحی مهد کودک  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله آیین کار اصول مکان‌یابی و طراحی مهد کودک،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله آیین کار اصول مکان‌یابی و طراحی مهد کودک :

پیشگفتار

آئین كار اصول مكان‏یابی و طراحی مهدكودك ( برای گروههای سنی 3 ماهه تا 5 ساله ) كه بوسیله كمیسیون فنی مربوطه تهیه و تدوین شده و در چهل و ششمین كمیته ملی استاندارد ساختمان و مصالح ساختمانی مورخ 75/10/3 مورد تائید قرار گرفته , اینك باستناد بند 1 ماده 3 قانون اصلاحی قوانین و مقررات مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مصوب بهمن ماه 1371 بعنوان آئین كار رسمی ایران منتشر میگردد .برای حفظ همگامی و هماهنگی با پیشرفتهای ملی و جهانی در زمینه صنایع و علوم , آئین كارهای ایران در مواقع لزوم مورد تجدید نظر قرار خواهند گرفت و هرگونه پیشنهادی كه برای اصلاح یا تكمیل این آئین كارها برسد در هنگام تجدید نظر در كمیسیون فنی مربوط مورد توجه واقع خواهد شد .بنابراین برای مراجعه به آئین كارهای ایران باید همواره از آخرین چاپ و تجدید نظر آنها استفاده نمود .در تهیه و تدوین این آئین‏كار سعی شده است كه ضمن توجه به شرایط موجود و نیازهای جامعه حتی‏المقدور بین این آئین‏كار و آئین‏كار كشورهای صنعتی و پیشرفته هماهنگی ایجاد شود .

لذا با بررسی امكانات و مهارتهای موجود و اجرای آزمایشهای لازم این آئین‏كار با استفاده از منابع زیر تهیه گردیده است :

1 ـ راهنمای آموزش و پرورش پیش دبستانی ـ دفتر آموزش و پژوهش و دفتر امور كودكان و نوجوانان سازمان بهزیستی كشور ـ سال 1372

2 ـ دستورالعمل بهداشتی مهد كودكها ـ اداره كل تغذیه و هماهنگی بهداشت مدارس ـ وزارت آموزش و پرورش ـ سال 1371

3 ـ آئین كار اصول شناخت , مكان‏یابی و طراحی فضاهای بازبرای كودكان 1 تا 6 ساله با شماره استاندارد 3546 ـ چاپ اول ـ اسفند ماه 1373

4 ـ آیین نامه تاسیس و اداره مهدهای كودك مصوب 67/11/29 ـ سازمان بهزیستی كشور

5 ـ فرم استاندارد مهدكودك ـ اداره بهداشت محیط ـ مركز بهداشت غرب تهران

6- De chiara and Koppelman – time – saver – standards for site planning – nursery schools 1992

7- bauentwurfslehlre – neufert – 1989

آئین كار اصول مكان‏یابی و طراحی مهدكودك ( برای گروههای سنی 3 ماهه تا 5 ساله )
0 – مقدمه هدف از ایجاد مراكز پیش دبستانی ( مهدكودك و آمادگی ) كمك به رشد جسمی , ذهنی , عاطفی و اجتماعی كودكان و در نهایت كمك به شكوفایی استعدادها و علایق آنها می‏باشد و یكی از مهمترین وظایف این مراكز ایجاد محیطی امن , سالم , مطلوب و مأمنی همچون كانون گرم خانواده برای كودكان است . تحقق چنین هدفی از دو بعد امكان‏پذیر میباشد : یكی تامین نیروی انسانی متخصص و كارآمد ( مربیان ) از طریق اتخاذ و اعمال شیوه‏های نوین آموزش و پرورش كودكان و نونهالان و دوم چگونگی و اصول طراحی فضای فیزیكی و كالبدی در خور و شایسته جهت احداث چنین مراكزی است و چنانچه بر این باور باشیم كه انجام طراحی فضایی صحیح و منطقی می‏تواند هدایت كننده و مبین عملكردهای منطبق با آن باشد اغراق نخواهد بود كه برای بعد دوم ارزشی همانند بعد اول قایل باشیم . از اینرو با اعتقاد به این امر كه ضابطه مند نمودن چنین فضاهایی از یكطرف این امكان را برای برنامه‏ریزان آموزشی و طراحان و دستگاههای اجرایی فراهم می‏آورد كه با شناخت نیازها و روحیات استفاده كنندگان از این فضاها بتوانند به ایجاد محیطهای پرورشی و آموزشی مطلوب و استاندارد برای گروههای سنی پیش از دبستانی دست بیابد و از طرف دیگر از اختصاص ساختمانها و فضاهای نامناسب به این مراكز یا اعمال سلیقه‏ها و نظرات شخصی مختلف در طراحی جلوگیری بعمل آید لذا با همكاری گروهی از كارشناسان از سازمانهای ذیربط و با بهره‏گیری از منابع و ماخذ داخلی و خارجی اقدام به تهیه و تدوین اصول و ضوابطی شده كه امید است با بكارگیری نكات مندرج در این آیین كار بتوان در امر برنامه‏ریزی و طراحی فضای مهد كودكها منطبق بر استانداردهای رسمی و متداول عمل نمود . 1 ـ هدف و دامنه كاربرد

0 – مقدمه
هدف از ایجاد مراكز پیش دبستانی ( مهدكودك و آمادگی ) كمك به رشد جسمی , ذهنی , عاطفی و اجتماعی كودكان و در نهایت كمك به شكوفایی استعدادها و علایق آنها می‏باشد و یكی از مهمترین وظایف این مراكز ایجاد محیطی امن , سالم , مطلوب و مأمنی همچون كانون گرم خانواده برای كودكان است . تحقق چنین هدفی از دو بعد امكان‏پذیر میباشد : یكی تامین نیروی انسانی متخصص و كارآمد ( مربیان ) از طریق اتخاذ و اعمال شیوه‏های نوین آموزش و پرورش كودكان و نونهالان و دوم چگونگی و اصول طراحی فضای فیزیكی و كالبدی در خور و شایسته جهت احداث چنین مراكزی است و چنانچه بر این باور باشیم كه انجام طراحی فضایی صحیح و منطقی می‏تواند هدایت كننده و مبین عملكردهای منطبق با آن باشد اغراق نخواهد بود كه برای بعد دوم ارزشی همانند بعد اول قایل باشیم .

از اینرو با اعتقاد به این امر كه ضابطه مند نمودن چنین فضاهایی از یكطرف این امكان را برای برنامه‏ریزان آموزشی و طراحان و دستگاههای اجرایی فراهم می‏آورد كه با شناخت نیازها و روحیات استفاده كنندگان از این فضاها بتوانند به ایجاد محیطهای پرورشی و آموزشی مطلوب و استاندارد برای گروههای سنی پیش از دبستانی دست بیابد و از طرف دیگر از اختصاص ساختمانها و فضاهای نامناسب به این مراكز یا اعمال سلیقه‏ها و نظرات شخصی مختلف در طراحی جلوگیری بعمل آید لذا با همكاری گروهی از كارشناسان از سازمانهای ذیربط و با بهره‏گیری از منابع و ماخذ داخلی و خارجی اقدام به تهیه و تدوین اصول و ضوابطی شده كه امید است با بكارگیری نكات مندرج در این آیین كار بتوان در امر برنامه‏ریزی و طراحی فضای مهد كودكها منطبق بر استانداردهای رسمی و متداول عمل نمود . 1 ـ هدف و دامنه كاربرد هدف از تدوین این آئین كار , ارائه اصول و ضوابطی در مكان‏یابی و طراحی فضای مهدهای كودك چه به شكل مستقل در سطح محلات شهری و چه وابسته ( مستقر در مجموعه‏هایی از قبیل مراكز اداری , درمانی , تفریحی و; ) میباشد به گونه‏ای كه كاربرد این ضوابط توسط برنامه‏ریزان , طراحان و مجریان امر مناسب‏سازی وضع موجود و طراحی‏های آتی را به نحو مطلوب و منطقی سامان بخشد .

هدف از ایجاد مراكز پیش دبستانی ( مهدكودك و آمادگی ) كمك به رشد جسمی , ذهنی , عاطفی و اجتماعی كودكان و در نهایت كمك به شكوفایی استعدادها و علایق آنها می‏باشد و یكی از مهمترین وظایف این مراكز ایجاد محیطی امن , سالم , مطلوب و مأمنی همچون كانون گرم خانواده برای كودكان است . تحقق چنین هدفی از دو بعد امكان‏پذیر میباشد : یكی تامین نیروی انسانی متخصص و كارآمد ( مربیان ) از طریق اتخاذ و اعمال شیوه‏های نوین آموزش و پرورش كودكان و نونهالان و دوم چگونگی و اصول طراحی فضای فیزیكی و كالبدی در خور و شایسته جهت احداث چنین مراكزی است و چنانچه بر این باور باشیم كه انجام طراحی فضایی صحیح و منطقی می‏تواند هدایت كننده و مبین عملكردهای منطبق با آن باشد اغراق نخواهد بود كه برای بعد دوم ارزشی همانند بعد اول قایل باشیم . از اینرو با اعتقاد به این امر كه ضابطه مند نمودن چنین فضاهایی از یكطرف این امكان را برای برنامه‏ریزان آموزشی و طراحان و دستگاههای اجرایی فراهم می‏آورد كه با شناخت نیازها و روحیات استفاده كنندگان از این فضاها بتوانند به ایجاد محیطهای پرورشی و آموزشی مطلوب و استاندارد برای گروههای سنی پیش از دبستانی دست بیابد و از طرف دیگر از اختصاص ساختمانها و فضاهای نامناسب به این مراكز یا اعمال سلیقه‏ها و نظرات شخصی مختلف در طراحی جلوگیری بعمل آید لذا با همكاری گروهی از كارشناسان از سازمانهای ذیربط و با بهره‏گیری از منابع و ماخذ داخلی و خارجی اقدام به تهیه و تدوین اصول و ضوابطی شده كه امید است با بكارگیری نكات مندرج در این آیین كار بتوان در امر برنامه‏ریزی و طراحی فضای مهد كودكها منطبق بر استانداردهای رسمی و متداول عمل نمود .

1 ـ هدف و دامنه كاربرد
هدف از تدوین این آئین كار , ارائه اصول و ضوابطی در مكان‏یابی و طراحی فضای مهدهای كودك چه به شكل مستقل در سطح محلات شهری و چه وابسته ( مستقر در مجموعه‏هایی از قبیل مراكز اداری , درمانی , تفریحی و; ) میباشد به گونه‏ای كه كاربرد این ضوابط توسط برنامه‏ریزان , طراحان و مجریان امر مناسب‏سازی وضع موجود و طراحی‏های آتی را به نحو مطلوب و منطقی سامان بخشد . 2 ـ تعاریف 2-1- مهدكودك : هدف از تدوین این آئین كار , ارائه اصول و ضوابطی در مكان‏یابی و طراحی فضای مهدهای كودك چه به شكل مستقل در سطح محلات شهری و چه وابسته ( مستقر در مجموعه‏هایی از قبیل مراكز اداری , درمانی , تفریحی و; ) میباشد به گونه‏ای كه كاربرد این ضوابط توسط برنامه‏ریزان , طراحان و مجریان امر مناسب‏سازی وضع موجود و طراحی‏های آتی را به نحو مطلوب و منطقی سامان بخشد .

2 ـ تعاریف
2-1- مهدكودك : بر اساس تعریفی كه توسط سازمان بهزیستی كشور انجام شده مهدهای كودك به موسساتی اطلاق میشود كه برای نگهداری , مراقبت , پرورش و آموزش قبل از دبستان كودكان سالم 1 از سه ماهگی تا پایان 5 سالگی در سه بخش شیرخوار , نوپا و نوباوه تشكیل و اداره میشود . 2-2- گروه شیرخوار : به كودكان در گروه سنی سه ماهه تا 18 ماهه (1/5 ساله ) اطلاق میگردد .

2-1- مهدكودك :  بر اساس تعریفی كه توسط سازمان بهزیستی كشور انجام شده مهدهای كودك به موسساتی اطلاق میشود كه برای نگهداری , مراقبت , پرورش و آموزش قبل از دبستان كودكان سالم 1 از سه ماهگی تا پایان 5 سالگی در سه بخش شیرخوار , نوپا و نوباوه تشكیل و اداره میشود .

2-2- گروه شیرخوار : به كودكان در گروه سنی سه ماهه تا 18 ماهه (1/5 ساله ) اطلاق میگردد .

2-3- گروه نوپا : به كودكان در گروه سنی 1/5 تا 3 ساله اطلاق میگردد .

2-4- گروه نوباوه : به كودكان در گروه سنی 3 تا پایان 5 سالگی اطلاق میگردد .

2-5- عناصر فضایی : چنانچه فضای مهدكودك را به عنوان یك كل یا مجموعه ساختمانی در نظر بگیریم هر یك از عوامل تشكیل دهنده این مجموعه از قبیل ورودی اصلی , فضای شیرخواران , سالن چند منظوره , فضای باز ( محوطه ) و ; بعنوان عناصر فضایی آن محسوب میشوند .

2-6- وسایل نمایشی : منظور از وسایل نمایشی موادی از قبیل تابلوی اطلاعات اعم از قابل نصب روی دیوار یا پایه‏دار , انواع بردها , استفاده از دیوارهای جدا كننده ثابت و یا متحرك جهت نصب آگهی‏ها , دستورالعمل‏ها برای مربیان و اولیأ كودكان و همچنین ارائه كارهای هنری كودكان میباشد .

2-7- تجهیزات 2 : تجهیزات به كلیه لوازم ساختمانی و وسایلی اطلاق میشود كه بر حسب نیازهای هر یك از عناصر فضایی موضوع این آیین كار در بخش مربوط به خود تعیین و مشخص گردیده و تهیه , نصب یا استقرارشان در فضاهای تعیین شده موجب میشود كه فعالیت و عملكرد انتخاب شده برای هر یك از فضاها بطور مناسب انجام پذیرد .

2-8- همجواریها :مقصود از همجواریها , انتخاب صحیح و منطقی چگونگی استقرار فضاها میباشد به نحوی كه دسترسی و بهره‏برداری مطلوب از هر یك از این فضاها میسر گردد .

3 ـ اصول مكان‏یابی مهدكودك از دیدگاه شهرسازی:
3-1- همجواریها , غیرهمجواریها : مكانی كه برای احداث مهدكودك در نظر گرفته میشود میباید تامین كننده مسایل ایمنی , بهداشتی , سلامت و آسایش كودكان از گروه سنی 3 ماهه تا 5 ساله كه در این مراكز نگهداری میشوند , باشند از اینرو در استقرار این مراكز و همجواری آنها با سایر كاربریها , اجتناب از آلودگیهای صوتی , محیطی و هوا الزامی است بطوریكه موكدا از مراكزی چون توالتهای عمومی , محل جمع‏آوری زباله , گورستان , كارگاههای تولیدی و صنعتی آلوده كننده محیط زیست , مسیلها و حریمهای خطوط انتقال برق و گاز , جایگاههای سوختگیری , كشتارگاه , كانالهای روباز و پرتگاهها و سایر اماكنی كه به نحوی ممكنست ایجاد مزاحمت ( دود , بو , گرد و غبار و سر و صدا ) و خطر نمایند دور بوده و ترجیحا در جوار فضاهای سبز , تفریحی , آموزشی و مسكونی استقرار یابند . 3-2- مكان استقرار :

3-1- همجواریها , غیرهمجواریها :

مكانی كه برای احداث مهدكودك در نظر گرفته میشود میباید تامین كننده مسایل ایمنی , بهداشتی , سلامت و آسایش كودكان از گروه سنی 3 ماهه تا 5 ساله كه در این مراكز نگهداری میشوند , باشند از اینرو در استقرار این مراكز و همجواری آنها با سایر كاربریها , اجتناب از آلودگیهای صوتی , محیطی و هوا الزامی است بطوریكه موكدا از مراكزی چون توالتهای عمومی , محل جمع‏آوری زباله , گورستان , كارگاههای تولیدی و صنعتی آلوده كننده محیط زیست , مسیلها و حریمهای خطوط انتقال برق و گاز , جایگاههای سوختگیری , كشتارگاه , كانالهای روباز و پرتگاهها و سایر اماكنی كه به نحوی ممكنست ایجاد مزاحمت ( دود , بو , گرد و غبار و سر و صدا ) و خطر نمایند دور بوده و ترجیحا در جوار فضاهای سبز , تفریحی , آموزشی و مسكونی استقرار یابند .

3-2- مكان استقرار :

3-2-1- مكان استقرار یك واحد مهدكودك باید به گونه‏ای انتخاب شود كه از كمترین شیب و ناهمواری برخوردار بوده و در مواردی كه شكل غالب زمین با شیب زیاد باشد طراحی باید به صورتی انجام شود تا امكان فعالیت آموزشی در كار آمدترین شكل ممكن فراهم آید .

3-2-2- نوع خاك زمین برای تحمل وزن بنا باید مناسب و مقاوم باشد و در مناطق باتلاقی و یا مناطقی كه دارای آبهای زیرزمینی در ارتفاع نزدیك به لایه‏های سطحی میباشند باید هزینه زهكشی را در نظر داشت و در صورت مقرون به صرفه نبودن , محل دیگری را انتخاب نمود .

3-2-3- احتراز از استقرار این واحدها در مناطق پست و سیل‏گیر , حریم و یا مسیل رودخانه‏های فصلی و دائمی , در صورت سیل گیر بودن منطقه میبایست تمهیدات فنی لازم از قبیل احداث سیل بند و سیل برگردان را بكار برد .

3-2-4- زلزله نیز از عواملی است كه مكان‏یابی مهدكودكها باید در جهت كاهش بروز خسارات جانی و مالی در صورت وقوع آن صورت گیرد بدین معنی كه مكان‏یابی مراكز مهدهای كودك در خارج از حریم گسلهایی كه در مناطق شهری وجود دارند می‏تواند در كاهش خسارات موثر واقع گردد لذا باید دقت شود زمین مورد نظر در مجاورت چینها , گسلها و سایر عوامل زمین‏شناسی متغیر و ناایستا قرار نداشته باشد و بررسی و مطالعه لازم توسط كارشناس مربوطه بعمل آید .

3-2-5– ساختمان مهدكودك از نظر همجواری با سایر ساختمانها و عوامل جغرافیایی میبایست امكان حركت و نتیجتا تهویه هوا را فراهم آورده و نحوه استقرار آن به گونه‏ای باشد كه اثرات بادهای مزاحم كاهش یافته و برخورداری از بادهای مناسب افزایش یابد تا حداكثر استفاده از جریان هوای مناسب برای تهویه طبیعی كلیه فضاهای مهدكودك بوجود آید .

3-2-6- بطور كلی جهت ساختمان مهدكودك باید بگونه‏ای باشد كه حداكثر تابش آفتاب در كلاسها بهنگام زمستان و جلوگیری از نفوذ تابش مزاحم در تابستان فراهم آید . بر این اساس میزان نورگیری هر نقطه با توجه به زاویه تابش و جهت تابش مشخص می‏گردد . و ارجح است در نواحی سردسیر اصولا از ایجاد سایه در فضای مهدكودك پرهیز نمود و بالعكس در نواحی گرمسیری وجود سایه در فضاهای باز نیز مطلوب میباشد .

3-3- ابعاد , ظرفیت و شعاع دسترسی

از نقطه نظر شهرسازی , عامل دسترسی بهر یك از عناصر فضایی شهری یكی از شاخصهای تعیین كننده در جانمایی كاربریهاست كه میزان آن بر حسب نوع كاربری , ظرفیت و تعداد جمعیت تحت پوشش متفاوت میباشد كه این موضوع در مورد جانمایی مهدكودكها نیز صادق بوده و در استانداردهای بین‏المللی غالبا استقرار آنها در واحدهای همسایگی و یا مراكز محله در نظر گرفته میشود ولیكن از آنجاییكه بعضی از اولیا كودكان , شاغل میباشند و ترجیح میدهد كودكان خود یا را یا به مهدكودك محل اشتغال خود و در صورت فقدان به نزدیكترین مهدكودك محل كارشان بسپارند , از اینرو نمی‏توان همانند سایر كاربریها شعاع دسترسی خاصی را برایش در نظر گرفت . بدین معنا كه اینگونه مراكز می‏توانند هم در واحدهای محله‏ای و هم در سایر سطوح شهری همجوار با مراكز اشتغال به منظور سرویس دهی ایجاد شوند .حداقل سطح لازم برای احداث یك مهدكودك با توجه به عناصر تشكیل دهنده آن كه مشروحا در صفحات بعد آورده میشود حدود 500 مترمربع است كه میتواند مورد استفاده , حداكثر 60 كودك (35 كودك در گروه سنی نوباوه و 15 كودك در گروه سنی نوپا و 10 كودك در گروه سنی شیرخوار قرار گیرد .)میزان سرانه زیربنا برای هر كودك حداقل 6 مترمربع و میزان سرانه 3 فضای باز ( شامل 4 محوطه و محل بازی كودكان ) نیز برای هر كودك 6 مترمربع میباشد .

با توجه به گروههای سنی استفاده كننده از مهدكودك ( شیرخوار , نوپا و نوباوه ) و نیاز هر یك از آنان به فضاهای خاص خود و اهمیت رعایت اصول ایمنی و بهداشتی ضرورت دارد كه طراحی ساختمان مهدكودك در یك طبقه صورت گرفته و در صورت اضطرار حداكثر از دو طبقه تجاوز ننماید كه در این صورت توصیه میشود طبقه فوقانی فقط برای نگهداری كودكان شیرخوار و نوپا طراحی و استفاده شود .

4 ـ عناصر فضایی در مهد كودك از دیدگاه معماری
با توجه باینكه كودكان استفاده كننده از فضاهای مهدكودك غالبا در سه گروه سنی شیرخوار , نوپا و نوباوه طبقه‏بندی میشوند و هر یك از این گروههای سنی به فضاهای خاص خود نیاز دارند لذا در ادامه ابتدا عناصر فضایی اصلی مهدكودك بر شمرده میشود و سپس زیرمجموعه فضایی هر یك از این عناصر مشخص گردیده و بر حسب تجهیزات , ابزار نمایشی , انبارداری , نكات ایمنی و بهداشتی و فنی مربوطه و موارد همجواریها ذكر خواهد گردید . 4-1- عناصر فضایی اصلی الف ) ورودی اصلی با توجه باینكه كودكان استفاده كننده از فضاهای مهدكودك غالبا در سه گروه سنی شیرخوار , نوپا و نوباوه طبقه‏بندی میشوند و هر یك از این گروههای سنی به فضاهای خاص خود نیاز دارند لذا در ادامه ابتدا عناصر فضایی اصلی مهدكودك بر شمرده میشود و سپس زیرمجموعه فضایی هر یك از این عناصر مشخص گردیده و بر حسب تجهیزات , ابزار نمایشی , انبارداری , نكات ایمنی و بهداشتی و فنی مربوطه و موارد همجواریها ذكر خواهد گردید .

4-1- عناصر فضایی اصلی

الف ) ورودی اصلی

ب ) بخش شیرخوار ( گروه سنی 3 ماهه تا 1/5 ساله )

ج ) بخش نوپا ( گروه سنی 1/5 تا 3 ساله )

ه ) بخش نوباوه ( گروه سنی 3 تا 5 ساله )

و ) فضاهای مشترك ( سالن غذاخوری و سالن چند منظوره )

ز ) فضای تاسیساتی ( موتورخانه ) و خدماتی ( آشپزخانه و انبار )

ح ) فضای باز ( محوطه )

 

4-1-1- ورودی اصلی :ورودی اصلی ساختمان كه بخش ارتباط دهنده فضای خارج و داخل مهدكودك است شامل فضاهای ذیل با عملكردهای متفاوت میباشد :

4-1-1-1- فضای انتظار ( محل تحویل و ترخیص كودكان ):

الف ) وسایل نمایشی : پانل اعلانات پایه‏دار یا دیواری بمنظور نصب آگهی‏ها , بخشنامه‏ها , دستورالعمل‏ها و پوسترها برای آگاهی والدین , كاركنان و مراجعین

ب ) تجهیزات : ـ نیمكت , مبل یا صندلی                 ـ آب سردكن

ج ) نكات ایمنی و بهداشتی و فنی : ـ در نظر گرفتن فیلتر ورودی       ـ قابل شستشو و غیرلغزنده بودن كف

4-1-1-2- فضای اداری ( بخش مدیریت مهدكودك )

الف ) تجهیزات : ـ رختكن به صورت پایه‏دار یا قفسه    ـ میز و صندلی     ـ فایل

 

4-1-1-3- فضای جداسازی كودكان ( محل نگهداری موقت كودكان بیمار یا حادثه دیده )

الف ) تجهیزات : ـ تخت خواب با ملحفه و پتو   ـ سرویس بهداشتی قابل استفاده برای كودكان      ـ میز و صندلی

ـ قفسه‏بندی شیشه‏ای برای نگهداری وسایلی مانند ترازو , متر , میزان‏الحراره , وسایل ضدعفونی كننده , پانسمان و سایر كمكهای اولیه .

 

ب ) نكات ایمنی و بهداشتی و فنی :

ـ تامین نور كافی و مناسب

ـ تعبیه سیستم گرمایش و سرمایش

ـ قابل شستشو بودن كف و دیوارها و غیر لغزنده بودن كف

ـ انتخاب رنگهای ملایم و غیرمحرك جهت رنگ‏آمیزی دیوارها .

 

ج ) همجواریها : – این فضا بایستی كاملا محصور و حتی‏الامكان جنب اطاق مدیریت باشد .

قابل ذكر است كه در ورودی اصلی ساختمان مهد كودك میبایست فضایی را برای استقرار سرویس بهداشتی شامل دستشوئی و توالت برای استفاده بزرگسالان و نیز فضایی بعنوان رختكن كاركنان در نظر گرفت .

 

4-1-2- بخش شیرخوار ( گروه سنی 3 ماهه تا 1/5 ساله )   : عناصر فضایی مورد نیاز در این بخش به شرح ذیل میباشند :

4-1-2-1- فضای تعویض ( محل شستشو و نظافت شیرخواران )

الف ) تجهیزات :ـ میز تعویض شیرخوار دارای لبه كوتاه محافظ   ـ قفسه‏های كشویی برای نگهداری وسایل تعویض شیرخواران به تعداد كافی  ـ یك واحد سنك بهداشتی مخصوص برای شستشوی نوزادان مجهز به دوش دستی

ـ یك واحد سنك دستشویی مخصوص مربیان .    ـ سطل زباله در دار و ضدزنگ    ـ قفسه جهت نگهداری وسایل شستشو و ضدعفونی از قبیل محلولهای گندزدا و پاكیزگی محیط

 

ب ) نكات ایمنی و بهداشتی و فنی :

ـ غیرلغزنده و قابل شستشو بودن كف و دیوارها .    ـ تامین تهویه هوا ( طبیعی یا مصنوعی )    ـ تامین درمای مناسب و مطلوب محیط بین 18 تا 21 درجه سلسیوس .   ـ تامین نور كافی و مناسب

ج ) همجواریها : ـ همجوار با محل نگهداری و خواب شیرخواران .

 

4-1-2-2- اطاق تهیه شیر ( محل تهیه و آماده سازی شیر و آبمیوه و سوپ ):گنجایش این فضا متناسب با لوازم مورد مصرف در آن به شرح موارد ذیل در نظر گرفته شود و در عین حال عبور و مرور مربیان از میان آنها به راحتی انجام پذیرد .

الف ) تجهیزات :   ـ قفسه دردار جهت نگهداری شیشه‏های شیر و سایر مواد اولیه غذایی كودكان    .ـ یخچال       ـ وسائل گرم كننده غذا .   ـ سینك ظرفشویی مجهز به آب گرم و سرد   ـ میز مخصوص آماده كردن و چیدن وسایل

ـ سطل زباله دردار      ـ وسایل كافی برای جوشاندن و استرلیزه كردن شیشه‏های شیر و تهیه غذای كودكان .

ب ) نكات ایمنی و بهداشتی و فنی :

ـ قابل شستشو بودن كف و دیوارها و غیرلغزنده بودن كف

ـ تعبیه كف شوی در اطاق تهیه شیر

ـ تامین نور كافی و مناسب

ـ تامین تهویه هوا ( طبیعی یا مصنوعی )

 

ج ) همجواری :    ـ همجواری با محل نگهداری و خواب شیرخواران

 

4-1-2-3- فضای خواب و استراحت:

الف ) تجهیزات :  ـ تحت خواب استاندارد با نرده محافظ و حتی‏الامكان كشودار برای نگهداری ملحفه و لوازم شخصی به تعداد شیرخواران .   ـ قفسه برای نگهداری ملحفه و وسایل خواب

 

ب ) نكات ایمنی و بهداشتی و فنی : ـ حتی‏الامكان از فضاهای رو به آفتاب استفاده شود .

ـ استفاده از رنگهای روغنی روشن و ملایم قابل شستشو در رنگ‏آمیزی دیوارها و مبلمان و تجهیزات .

ـ نصب كلید و پریز برق در ارتفاع مطمئن مجهز به درپوش ایمنی .

ـ تعبیه دستگاه مرطوب كننده هوا .

ـ نصب توری در پنجره‏ها و در ورودی بمنظور جلوگیری از ورود حشرات موذی .

ـ تامین تهویه هوا ( طبیعی یا مصنوعی )

ـ تامین نور كافی و مناسب .

 

4-1-2-4- فضای بازی و فعالیت

الف ) تجهیزات :  ـ قفسه برای نگهداری وسایل بازی بچه  ـ صندلی پایه بلند پیشخوان دار مخصوص غذا دادن به كودكان این گروه سنی .    ـ مفروش كردن كفها با موكت مناسب یا فرش بطور غیرثابت .   ـ لوازم بازی مخصوص این گروه سنی از قبیل آویزهای رنگی جهت نصب در بالا یا كنار تخت , جغجغه , توپ , حیوانات و مكعبهای پلاستیكی , عروسكهای پارچه‏ای كوچك و سبك .    ـ صندلی مخصوص مربی  ـ یكدستگاه ضبط صوت   ـ آینه قدی در ارتفاع مناسب و داخل دیوار .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

ارتباط جنسی پیش از ازدواج

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 ارتباط جنسی پیش از ازدواج دارای 10 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد ارتباط جنسی پیش از ازدواج  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي ارتباط جنسی پیش از ازدواج،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن ارتباط جنسی پیش از ازدواج :

ارتباط جنسی پیش از ازدواج

در این مقاله به بررسی روابط جنسی پیش از ازدواج می پردازم. اینکه نگرش گروه های مختلف به این عمل چیست و اینکه داشتن این رابطه چه نتایج مثبت و منفی می تواند در زندگی آینده فرد داشته باشد؟ لازم به ذکر است ما برای تمامی ادیان و مذاهب احترام قائل هستم اما معتقدیم صحبت نکردن ما در مورد یک مطلب شایع نه تنها باعث حذف آن نمی شود بلکه می تواند باعث گمراهی بدلیل ندانستن جنبه علمی مسئله و آسیب جبران ناپذیر به فرد شود ما (همکاران شما در سایت پزشکان بدون مرز ) از معتقدترین پزشکان به دین ، فرهنگ و سنت می باشیم و در برنامه درگوشی بیشتر تلاش می کنیم تا جدیدترین یافته های علمی را در پاسخ به سئوالات دریافت شده در اختیار افراد قرار بدهیم و در نهایت این مسئولیت و تصمیم خود فرد است که چه کاری برایش بهتر است و چه خط فکری را می خواهد دنبال کند.

رابطه جنسی پیش از ازدواج در اکثر جوامع از نظر اخلاقی عملی غیرقابل قبول شمرده می شود. در چند دهه اخیر، در برخی جوامع غربی از شدت این مسئله تا حدی کاسته شده اما هنوز هم در خانواده های سنتی، مذهبی و یا اشخاصی که از طبقات بالای اجتماع هستند تجربه جنسی افراد به خصوص خانم ها را صرفا در قالب ازدواج، مشروع و موجه می دانند.

منع افراد از داشتن روابط جنسی پیش از ازدواج تنها مختص اسلام نیست، بلکه دردستورات ادیان دیگر مثل دین یهود و اکثر فرقه های مسیحیت هم افراد از داشتن روابط جنسی پیش از ازدواج به شدت منع شده اند.

در برخی ادیان هم مثل بودیسم اگر دو نفر انسان بالغ با میل شخصی شان و بر اساس علاقه ای به هم دارند با هم وارد رابطه جنسی بشوند حتی اگر ازدواج نکرده باشند، ایرادی ندارد، به شرطی که هیچ نوع آسیبی به طرفین نرسد.

اما مذهب تنها یکی از تعیین کننده های خط فکری افراد است. تعیین کننده قوی دیگر فرهنگ هر قوم و یا جامعه است. مثال ساده اش این است که در کشورهای مسلمان که از یک دین پیروی می کنند، نگرشهای مختلفی نسبت به روابط جنسی وجود دارد.
تعیین کننده بعدی هم که قانون است. معمولا قانون قدرت فرهنگ و مذهب را ندارد اما در نهایت فاکتور تعیین کننده ای در نحوه عملکرد افراد می تواند داشته باشد.
موارد ذکر شده در واقع بستر این مقاله را فراهم می کند. با توجه به اینکه مخاطبین این سایت اکثرا از کشورهای فارسی زبان هستند، از نظر فرهنگی با هم اشتراکاتی دارند. حتی اگر در کشورهای غربی زندگی می کنند تا حدی از فرهنگ خانوادگی و اجتماعی که در آن بوده اند تاثیر گرفته اند .

در مجموع، در فرهنگ ما جدای از دستورات مذهبی، فرهنگ جامعه و خانواده پذیرش روابط پیش از ازدواج را ندارد. اما افراد مختلف حتی درون یک جامعه هم با توجه به شرایط خانوادگی و ترجیحات شخصی که دارند در این مورد نظرات متفاوتی دارند واین عدم پذیرش بدان معنا نیست که همه افراد رابطه جنسی را تنها پس از ازدواج تجربه می کنند. برخی افراد رابطه جنسی کامل را پیش از ازدواج تجربه می کنند و بعضی دیگر هم راه های جایگزین را انتخاب می کنند.
راه های جایگزین عبارتند از: خویشتن داری، خود ارضایی، رابطه جنسی از راه دهانی و رابطه جنسی از راه مقعد.

خویشتن داری: در جوامع مذهبی ارزش والایی برای انسان قائل هستند (بطور مثال در اسلام از انسان به عنوان اشرف مخلوقات یاد شده). بنابراین برای افرادی که انسان را دارای روح والا و قدرت معنوی می دانند قبول کردن اینکه او نتوانسته به شهوت خود فائق شده و رابطه جنسی اش را تنها در قالبی پذیرفته انجام دهد کار راحتی نیست.(ما و جامعه و فرهنگ فارسی ، برای این افراد ارزش والایی قائل هستیم و از نکات جالب آن است که افرادی که راه های دیگر را برای خود انتخاب کرده اند در طی مصاحبه با همکاران ما به تعریف و تمجید این گروه پرداخته اند )
خویشتن داری می تواند در سرکوب امیال جنسی در افراد مجرد موثر باشد. اما در بعضی موارد اگر بین احساسات جنسی فرد و تجربه جنسی فاصله ای چندین ساله باشد و فرد مدام این حس را سرکوب کند، ممکن است در دراز مدت یکی از حالت های زیر شود:

1- اختلال جنسی . یعنی فرد حتی پس ازهم ازدواج هم نمی تواند احساس برانگیخته شدن کند. و یا در برقراری ارتباط جنسی با همسرش دچار مشکل شود.
2 – برای آقایان ممکن است در هنگام تحریک جنسی دچار درد بیضه، زیر دل، کمر، ناحیه مقعد و یا ناحیه بین مقعد و آلت تناسلی شوند. بدلیل اینکه تحریک جنسی صورت گرفته (بوسیله خیالبافی جنسی، تماشای فیلم و یا معاشرت با فردی که برایشان محرک است وغیره) و نحوه عملکرد بدن به این صورت است که غده پروستات مایع منی را تولید می کند که می خواهد از بدن خارجش کند. اما وقتی جلوی این فرایند گرفته می شود انقباض عضلات ناحیه تناسلی و جمع شدن مایع منی در پروستات، درد در یکی از این مناطق و یا چندتا از آنها را همزمان ممکن است ایجاد کند.
3 – برای خانم ها یی که برای مدت ها به جنبه فرایند جنسی بدنشان بی توجه بوده اند ممکن است پس از ازدواج مشکل درد در هنگام دخول، تحریک نشدن و یا ارضا نشدن پیش بیاید.

4 – برای آقایان حالت انزال در خواب پیش می آید که کاملا طبیعی است و هیچ خطری ندارد و نشانه سلامتی شما است. از لحاظ بهداشتی قضیه بهتر است بلافاصله پس از اینکه این حالت رخ داد یا صبح که بیدار شدید ادرار کرده و آلت تناسلیتان را با آب ولرم شستشو دهید (در اسلام غسل جنابت توصیه شده).
همه افراد خویشتن داری نمی کنند و ممکن است خود ارضایی کنند. این عمل در بین خانم ها کمتر شایع بوده اما امروزه بسیار رو به افزایش است.
خود ارضایی:
خودارضایی اگر درست انجام شود می تواند هم برای خانم ها و هم برای آقایان مفید باشد.و اگر درست انجام نشود می تواند باعث ناراحتی روحی و جسمی فرد شود. از مزایای خودارضایی می توانم به این چند نکته اشاره کنم:
1 – افراد از این طریق می توانند بدون اینکه تحت فشار باشند در زمانی که احساس راحتی می کنند و در خلوت خودشان با بدنشان آشنا شوند. اینکار در زندگی آینده شان هم به آنها کمک می کند تا از رابطه جنسی با همسرشان لذت بیشتری ببرند و بتوانند او را در دادن لذت به آن ها هدایت کنند.

2 – برای خانم ها خودارضایی مکرر ایرادی ندارد به شرط اینکه به صورت یک مشغولیت فکری در نیاید که از زندگی روزمره باز بمانند. و اینکه برای حفظ پرده بکارتشان نباید چیزی را در حین خودارضایی وارد واژن خود بکنند. تنها از طریق مالش کلیتوریس می توانند ارضا شوند.

3 – برای آقایان خودارضایی بیش از 2 یا سه بار در هفته توصیه نشده و مضر می باشد. البته بر سر این رقم هنوز اتفاق آرا وجود ندارد. و این تعداد به این دلیل پیشنهاد شده بطور متوسط مردان میتوانند مایع منی برای سه بار انزال کامل را در طول یک هفته بسازند. خودارضایی بیش از این غده پروستات را تحت فشار قرار داده و ممکن است باعث درد بیضه، زیر دل، کمر، ناحیه مقعد و یا ناحیه بین مقعد و آلت تناسلی شوند.
پژوهش های اخیرکه در مجله انجمن اورولوژیست های آمریکا به چاپ رسیده، حاکی از آن است که اگر مردی در طول زمان حیات جنسی خود یعنی از زمانی که بالغ می شود بطور مرتب خودارضایی داشته باشد (اما نه بیش از قائده) احتمال دچار شدنش به سرطان پروستات کمتر است.

4 – ودر نهایت اینکه اگر امکان ازدواج ندارند، لازم نیست به روابط پرخطر پیش از ازدواج وارد بشوند.
از میان صدها سوال رسیده ( در قسمت نظرات سایت )، احمد از فنلاند: خودارضایی صحیح چطوری است؟ حبیب از کابل پرسیده: آیا خودارضایی با کف دست ضرر دارد؟ میترا از تهران در مورد فعالیت جنسی دهانی و …….
در جواب به این پرسش ها باید گفت که هر کسی روش خاص خودش را برای خودارضایی می تواند داشته باشد. اما معمولا این نکات توصیه می شود: شستن دست و ناخن ها پیش از انجام این عمل. استفاده از مواد لغزنده کننده می تواند کمک کننده باشد.

ادرار کردن بعد از انزال برای آقایان و ارضا شدن خانم ها که چنانچه باکتری در مجرای ادرارهست خارج بشود. و شستن آلت تناسلی با آب ولرم و ماده شوینده بدون بو. در ضمن این مهم است که در محیط امن و آرامی این کار را انجام بدهید. در غیر اینصورت بخصوص برای آقایان ممکن است برای اینکه کسی شما را نبیند این کار را خیلی سریع انجام دهید و در آینده دچار انزال زودرس شوید.

برخی از دوستان بعد از بار اولی که درمقالات درگوشی ها در مورد مسائل جنسی را خواندند با سایت تماس گرفتند و موضع شرع را در قبال این عمل مطرح کردند. با سپاس از این دسته از بازدیدکنندگان که نسبت به مقالات درگوشی و مطالبش بی تفاوت نبوده اند باید بگویم که ما برای تمامی ادیان و مذاهب احترام قائل هستیم و خود از افراد متدین می باشیم ولی باز هم تکرار می کنیم ””سکوت ما پزشکان نه تنها باعث حذف این اعمال و بیماریهای مسری از جامعه نمی شود ،بلکه باعث اشاعه بیماریهای مقاربتی و مشکلات جسمی و روحی می گردد .””

و در برنامه درگوشی بیشتر تلاش می کنیم تا جدیدترین یافته های علمی را در پاسخ به سئوالات دریافت شده در اختیار افراد قرار بدهیم و در نهایت این مسئولیت و تصمیم خود فرد است که چه کاری برایش بهتر است و چه خط فکری را می خواهد دنبال کند.
در مورد خودارضایی باز هم در مقالات آتی صحبت می کنیم.
رابطه جنسی از راه دهانی: راه دیگری که بعضی افراد در پیش میگیرند ارتباط جنسی از راه دهانی است که بدون دخول از راه واژن و از بین بردن پرده بکارت دختر، طرفین لذت جنسی هم ببرند.

در این مورد رعایت بهداشت دو طرف، ترجیحا شستن آلت تناسلی طرفین پیش از این کار مهم است. مواردی از انتقال بیماری های مقاربتی بخصوص سوزاک حلقی بر اثر این نوع رابطه گزارش شده.
در مورد انتقال ویروس بیماری ایدز یا اچ آی وی هنوز اتفاق نظر بین دانشمندان وجود ندارد. اما استفاده از کاندوم هم برای خانم ها و هم برای آقایان اکیدا توصیه شده.
رابطه جنسی از راه مقعد: بر طبق صحبت هایی که جوانان می کنند رابطه جنسی از راه مقعد در حال حاضر در جوامعی که اهمیت باکره بودن دختر پیش از ازدواج مطرح است، رو به افزایش است. متاسفانه آمار دقیقی در این مورد در دسترس نیست. اما به هر حال با توجه به ده ها ایمیل رسیده ذکر موارد زیر خالی از فایده نیست.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله بهداشت روانی (Mental Health)

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله بهداشت روانی (Mental Health) دارای 14 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله بهداشت روانی (Mental Health)  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله بهداشت روانی (Mental Health)،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله بهداشت روانی (Mental Health) :

بهداشت روانی (Mental Health)
نگاه کلی
• کلمه بهداشت روانی چقدر برای شما آشناست؟
• چه ارتباطی بین بهداشت روانی و اختلالات روانی وجود دارد؟
• چگونه میتوانیم بهداشت روانی خود را حفظ کرده یا بهبود ببخشیم؟
واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامههای تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونهای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع “بهداشت جسمی” و “بهداشت روانی” تقسیم میشود. ولی آنها همپوشیهای زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر میگذارند(
بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با “عملکرد فردی – اجتماعی” و آسیبهای روانی – اجتماعی” دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامههای متعدد بهداشت روانی در سه بعد ” پیشگیری ، درمان و توانبخشی” میشود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداشف و فعالیتهای بهداشت روانی است.

تعاریف بهداشت روانی
تعریف سازمان بهداشت جهانی
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف میکند: “بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقشهای روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست.”
تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا
انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت “نگرشهای مربوط به خود ، نگرشهای مربوط به دیگران و نگرشهای مربو به زندگی” تعریف میکند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : “توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی.”

عوامل موثر بربهداشت روانی
بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار میگیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی میشود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : “عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و; از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.

ابعاد بهداشت روانی
پیشگیری نوع اول (Primary Prevention)
هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است، “با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرایند اختلال” بدست میآید.” برنامههای آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد و;)، برنامههای بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامههای تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستمهای حمایت اجتماعی (نظیر بیمههای درمانی ، ایجاد و حمایت از گروههای محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا)” نمونههای پیشگیری نوع اول میباشد.

پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention)
هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریهها و اقدامات درمانی نظیر “دارو درمانی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، گروه درمانی ، روانکاوی و ;” در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار میگیرد.
پیشگیری نوع سوم
هدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از تواناییهای از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونهای مفید و سازنده به زندگی “خانوادگی ، اجتماعی و شغلی” خود باز گردد. در واقع برنامههای این بعد با “توانبخشی” (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل میکند.

چشم انداز بحث
موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای “مردم ، سازمانها و دولتها” بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفتهای “علمی ، صنعتی و;” جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف میکنند و در کنار آن با تدوین برنامههای جامع از “سازمانها و منابع محلی – اجتماعی” نیز استفاده میکنند. متاسفانه ایران از این حرکت جامعه بشری به دور مانده است.

بطوری که افراد و بیماران دچار مشکلات روحی از ابتداییترین حق خود یعنی بیمه خدمات درمانی بهداشتی محروم هستند و تاکنون هیچگونه نشانه و حرکت موثری که نشان دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی این افراد باشد در دولت دیده نشده است. در واقع افراد و بیماران دچار “مشکلات روحی – روانی” افراد “فراموش شده” در ایران هستند. !

تعارض و بهداشت روانی
مقدمه
بهداشت روانی انسان متاثر از عوامل مختلفی است که هر یک به نوبه خود سلامت روان و بهداشت روانی فرد را تحت تاثیر قرار میدهند. تعارض یکی از این عوامل مهم است که میتواند تاثیرات زیادی بر بهداشت روانی داشته باشد. در حالت تعارض فرد انرژی روانی زیادی را صرف میکند تا یکی از حالات و راههای مقابل خود را برگزیند. قرار گرفتن در چنین شرایطی با توجه به استرسزا بودن آن قابل توجه است. معمولا انتخاب یکی از حالات موجود موجب برطرف شدن اثرات مخرب تعارض میگردد. اما ماندن در چنین شرایطی به صورت طولانی مدت میتوانند اثرات فزاینده مخربی داشته باشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اخـلاق در کودکان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اخـلاق در کودکان دارای 44 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اخـلاق در کودکان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اخـلاق در کودکان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اخـلاق در کودکان :

روش تكامل اخلاق:

1ـ اخلاق یعنی احترام :

نخستین نكته مهم این است كه جوهر اخلاق احترام است. احترام به خود، احترام به دیگران، احترام به همه اشكال حیات و محیطی كه آنها را دربرگرفته است.

لازمه احتران به خویشتن این است كه برای زندگی و شخص خود ارزشی قایل باشیم. «با دیگران چنان رفتار كن كه می خواهی با تو رفتار كنند و به عبارتی آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند» یك اصل اخلاقی است كه در تمامی مذاهب و فرهنگهای دنیا توصیه شده است. برای ترتبیت فرزندان شایسته به چیزی بیش از اخلاق احترام نیاز دارید. ایجاد اخلاق احترام گام مؤثری برای رسانیدن فرزندانمان به بلوغ اخلاقی است.

2ـ تكامل اخلاقی فرآیندی تدریجی است :

نكته بسیار مهمی است كه اخلاق احترام ناگهان و تمام و كمال در هیچ سن به خصوصی دیده نمی شود. تكامل اخلاق فرآیند تدریجی است كه مرحله به مرحله به دست می آید. زیرا پایه های تكامل اخلاق از بدو تولد تا پایان سه سالگی استوار می باشد. بخش دوم به مراحل استدلالی اخلاقی مربوط است و این مرحله ای است كه با دخالت پدر و مادر و سایرین از زمان پیش از مدرسه تا بلوغ صورت خارجی می گیرد. آنها می توانند در كنار خواسته های خود توجه به خواسته های دیگران را هم یاد بگیرند و در جاده دور و دراز منتهی به بلوغ اخلاقی قدم بردارند.

تجربه نشان می دهد كه مراحل استدلالی شبیه نردبانی است كه كودك برای صعود از آن باید از پله ها به ترتیب و تدریج بالا رود. به تدریج و به دنبال هر صعود، احترام كودك به دیگران بیشتر می شود. توجه داشته باشید كه بچه ها هم مثل بالغها گاه به پایین سر می خورند و موقتاً در مرحله پایین تری قرار می گیرند. بعضی از بچه ها سریعتر از دیگران پله های تكامل را می پیمایند. اما تكامل اخلاقی مسابقه نیست، یك جریان و فرآیند است.

مهم این است كه به ادامه حركت او در مسیر تكامل كمك كنیم.

3ـ به كودكان احترام بگذارید و از آنها احترام بخواهید :

یكی از اصولی ترین راههای ایجاد احترام در كودكان تا به خود و دیگران احترام بگذارند، احترام گذاشتن به آنها و تقاضای احترام متقابل از آنهاست.

دكتر كابرگ می گوید: «قدم نخست برای تربیت اخلاقی كودك برخورد اخلاقی با اوست.» برخورد محترمانه با كودكان مستلزم رفتار انسانی با آنهاست. به گفته یك مادر: «آویزه گوشم كرده ام كه بچه های من انسانهایی هستند كه حق و حقوقی دارند، عروسك خیمه شب بازی نیستند كه با آنها هر طور كه بخواهم رفتار كنم.»

رفتار انسانی با كودكان و رعایت انسان بودن آنها مستلزم برخورد منصفانه است، و به حكم همین انصاف باید با كودك به اقتضای سن و سال او رفتار كرد و بالغ نبودن او را در نظر گرفت. باید با كودك چنان رفتار كرد كه احساس كند آراء و نظراتش را به حساب می آورید.

با این وجود، تصور باطلی است اگر خیال كنیم چون به بچه ها احترام می گذاریم، آنها هم به ما احترام خواهند گذاشت. مطمئناً شما هم بسیاری از بالغها را می شناسید كه احترام با احترام پاسخ نمی دهند. با این حساب چه جای تعجب كه بچه ها، كه در مرحله تكامل نیافته اخلاقی خود هستند، احترام را با احترام متقابل پاسخ ندهند. بنابراین، برای ایجاد حس احترام باید ضمن آنكه به فرزندانمان احترام می گذاریم، از آنها احترام متقابل بخواهیم.

احترام خیابان دوطرفه است. تا احترام نگذارید، احترام نمی بینید.

در ارتباط با فرزندان، احترام متقابل را فراموش نكنید.

4ـ سرمشق شوید و درس بدهید :

یكی از مطمئن ترین راههای تربیت فرزند برای رسیدن به استدلال اخلاقی مثبت، سرمشق شدن پدر و مادر است.

با احترام گذاشتن به فرزندان خود الگو و سرمشق می شویم. وقتی به فرزندانمان احترام می گذاریم، در اصل عقیده خود را درباره برخورد درست با اشخاص منتقل می كنیم و به توصیه های خویش عمل می نماییم.

با رفتار خود می توانیم سرمشق دیگران و از همه مهمتر سرمشق فرزندانمان باشیم.

5ـ آموزش كلامی :

سرمشق شدن و آموزش دادن با آنكه بسیار مهم است، كافی نیست.

فرزندان ما را سرمشق های بد احاطه كرده اند. آموزشهای كلامی به قدر آموزش های رفتاری حائز اهمیت است. كودك هم باید رفتارهای خوب را ببیند و هم دلایل را از زبان ما بشنود. برای اینكه سرمشق شدن تأثیر لازم را داشته باشد، بچه ها باید از ارزشها و باورهایی كه در پس منطق پیشنهادی ما نهفته است مطلع شوند.

این پنجمین نكته مهم روش تكامل اخلاقی است. با كلام به طور مستقیم درس می دهیم. هم باید به موعظه ها عمل كنیم و هم درباره اعمال خود حرف بزینم. برای آموزش كلامی نیازی به كامل بودن پدر و مادر نیست. می توانند به فرزندانشان بگویند: «بیشترین تلاشم را می كنم، اما من انسان همه چیزدان نیستم. من هم اشتباه می كنم، شما هم اشتباه می كنید، اما می خواهم تجربه هایم را با شما در میان بگذارم.»

پدر و مادر می توانند بی آنكه در نقش خداوند همه چیزدان ظاهر شوند، نظرات خود را با فرزندانشان در میان گذارند، می توانند راهنمایی كنند، گوش كنند و اندرز بدهند.

با آموزشهای مستقیم ارزشهای مثبت اخلاقی، نظیر ادب، نزاكت، صداقت، محبت و دوستی صادقانه و قبول مسئولیت و غیره ، به فرزندانمان كمك می كنیم به كمك استدلال اخلاقی، اعمال خوب را انتخاب كنند.

6ـ به فرزندان خود فكر كردن را بیاموزید :

به فرزندان باید یاد داد كه: الف) وقت خودشان را صرف فكر كردن كنند.    ب) خودشان را جای دیگران بگذارند.

كودك به خودی خود به این طرز تلقی نمی رسد. به كمك ما احتیاج دارد تا با تشویق دائم او به فكر كردن و از دریچه چشم دیگران قضاوت كردن او را در راه تكامل كمك كنیم.

دسترسی به استدلال اخلاقی مستلزم تمرین است.

7ـ فرزندان خود را به قبول مسئولیت تشویق كنید :

آموزش قبول مسئولیت به فرزندان، اقدامی است كه آنها را به جانب دستیابی به استدلال اخلاقی سوق دهد. خواسته هر پدر و مادری است كه فرزندان خود را انسانهایی مسئول و شایسته تربیت كنند. اما لازمه تربیت فرزندان مسئول و متعهد واگذاری مسئولیت به آنهاست و از جمله این مسئولیت ها، مسئول شناختن آنها در قبال خودشان است.

مواظبت از خود و اموالشان، كسب درآمد برای مصارف شخصی با توجه به اقتضای سن و سال، افزایش احساس مسئولیت در قبال دیگران و كمك به رفاه سایر انسانها و بسیاری از مقولات مشابه دیگر را می توان به بچه ها واگذار كرد.

آموزش قبول مسئولیت باید خیلی زود شروع شود. حتی كودك دو ساله هم می تواند در چیدن میز و سفره غذا و یا پهن و جمع كردن دستمال سفره و غیره، كمك كردن را یاد بگیرد. هر چه بچه ها بیشتر كمك كنند به كمك كردن بیشتر عادت می كنند. وقتی استدلال اخلاقی شان ابعاد وسیع تری می گیرد، وقتی دلیل كافی برای كمك به دیگران پیدا می كنند، عادت كمك و توجه به سایرین در آنها تقویت می شود.

8ـ تعادل استقلال و كنترل :

دادن آزادی كلیدی است كه درهای زندگی مسالمت آمیز میان پدر و مادر و نوجوان را می گشاید. در تمام مدت رشد از آغاز تولد تا پایان نوجوانی بچه ها هم به استقلال نیاز دارند و هم به كنترل و این یكی از آموزنده ترین توصیه های تربیتی برای بچه ها است.

بچه ها هم در كودكی و هم در نوجوانی به راهنمایی شما احتیاج دارند.

هدف نهایی تعلیم و تربیت فرزند كنترل او نیست. هدف این است كه به فرزندان خود كمك كنیم تا بالغهای عاقلی بشوند و گلیم خود را از آب بیرون بكشند.

می دانیم كه بچه ها خواهان استقلال هستند. بچه های دو ساله هم استقلال می خواهند. فراموش نكنید كه فرزند شما به كنترل هم احتیاج دارد. ایمنی و سلامت كودك كم سن و سال مستلزم كنترل اوست. بسیاری از بچه ها به قدر كافی مورد مراقبت و كنترل قرار نمی گیرند. استقلال و كنترل در موضوع مهم هستند كه برای پرورش و تربیت فرزندان سالم ضرورت دارند.

9ـ به كودكان محبت كنید تا تصویر ذهنی مثبت به دست آورند :

محبتی كه كودك را در كسب یك تصویر ذهنی مناسب كمك می كند با ایجاد احساس ارزش و ارزشمند بودن به او اتكای به نفس و قدرت می بخشد.

عشق و محبت، سوای بسیاری از محسنات دیگر، انسانها را به هم پیوند داده. آنها را در مجموعه خانواده انسانی قرار می دهد. محبت به فرزندان، ابتدایی ترین راهی است كه می تواند فرزندانمان را در رسیدن به تصویر ذهنی مثبت كمك كند. اما راههای دیگری هم وجود دارد. می توانیم به آنها كمك كنیم تا مهارتها و استعدادهایشان را افزایش داده، از كارشان احساس غرور و افتخار كنند كه این منبع مهمی از عزت نفس است. می توانیم آنها را تشویق به یافتن دوستانی كنیم كه آنها را به خاطر آنچه هستند قبول كنند.

می توانیم كیفیات خوب و نقاط قوتشان را كه خود توانایی دیدنش را ندارند، به آنها نشان دهیم. می توانیم بیش از آنچه گله و شكایت و انتقاد می كنیم تحسین و قدرشناسی نماییم.

به فرزندانتان محبت و توجه كنید، از آنها حمایت و برایشان وقت صرف كنید تا خود را انسانهای مستقل و شایسته ای ببینند كه می توانند روی پای خود بایستند و محتاج تصدیق و تأیید این و آن نباشند.

به آنها كمك كنیم تا احساس عشق و محبت كنند.

10ـ با تربیت اخلاقی خوشبختی خانواده را بیشتر كنید :

برای تربیت اخلاقی كودكان و رفاه و خوشبختی خانواده، دو اقدام متفاوت لازم نیست. توجه به تربیت اخلاقی و داشتن خانواده خوب و خوشبخت دو رویِ یك سكه اند. اقدام در هر مورد به هر دو منظور كمك می كند.

با ایجاد توانایی درك نقطه نظرهای دیگران و با كمك به حصول توافقی كه نظرات همه را به حساب آورده، به رشد اخلاقی كودك كمك كند.

محیط گرم و صمیمانه خانواده، به بچه ها امكان می دهد تا در زندگی سرمشق های مناسبی پیدا كنند. از ارزشها و سنت ها مطلع شوند و در وقت نیاز از تدابیر حساب شده استفاده نمایند. وقتی كودك خود را متكی و متصل به خانواده احساس كرد، ناخودآگاه در موقعیتی قرار می گیرد كه در برابر فشار هم سن و سالانش مقاومت كند.

تربیت خوب و خانواده صمیمی دست در دست هم حركت می كند.

پیش به سوی تكامل اخلاقی :

سالهای نخست زندگی و به خصوص سال اول برای رشد اخلاقی اسنان حائز بیشترین اهمیت است. به دلایل زیر:

1ـ دوران نوزادی زمانی است كه پیوند میان پدر و مادر و فرزند جوش می خورد. هرچه نوزاد ر ا بیشتر لمس كنید و هرچه بیشتر به او برسید و با او بازی كنید، پیوند عاطفی شما با او بیشتر می شود.

2ـ با تَر و خشك كردن نوزاد، با ایجاد تماس جسمی، یكی از نیازهای اصولی او را برآورده سازید.

3ـ اگر نوزاد در نخستین سال زندگی مورد مهر و محبت قرار نگیرد و پیوند عاطفی با مادرش ایجاد نشود، احتمالاً در سالهای بعد، توانایی مردم دوستی را از دست می دهد.

4ـ با رفتع نیازهای سال نخست زندگی نوزاد به او اطاعت از دستورات پدر و مادر را می آموزد.

5ـ با توجه به نوازد، پیوندی عاطفی ایجاد می كنید كه در اثر آن اعتماد به نفس و استقلال فرزندانتان افزایش یافته، توانایی او را در ارتباط با سایرین و حساسیت به نیازهای آنها بیشتر می شود.

6ـ با فراهم آوردن محیطی صمیمی خانوادگی و اجتماعی به یادگیری كودك و كنجكاوی او كمك می كنید تا در مراحل بعد بهتر بتواند مراحل رشد اخلاقی را بپیماید.

عشق و محبت چراغ رشد انسان را روشن می كند. اگر فرزندان خوب و شایسته می خواهید باید با مهر و محبت شروع كنید. در ضمن یادتان نرود محبت به كودك درس اطاعت است.

دروغ

«اگر دروغ بگویی كسی حرفت را باور نمی كند»

درك ارزش اعتماد و اطمینان به كودك كمك می كند تا اهمیت صداقت و حقیقت گویی را درك كند. در اصل میل به راضی كردن دیگران سبب می شود كه بچه ها دروغ بگویند تا بروز حادثه ای را از شما پنهان سازند.

ترس از عصبانیت شدن پدر و مادر مهمترین علت دروغ گویی است. بنابراین اگر می خواهید فرزندتان با شما صادق باشد، سعی كنید ترس او را از عصبانی شدن خود به حداقل برسانید.

می توانید از این پیشنهاد استفاده كنید:

«چیزی مهمتر از اعتماد متقابل میان پدر و مادر و فرزند وجود ندارد. تنها در این صورت است كه می توانیم به یكدیگر ایمان داشته باشیم.»

آنگاه برای تخفیف عامل ترس به فرزند خود بگوئید:

«وقتی كاری كرده ای كه نباید می كردی و می ترسی اگر به من بگویی عصبانی می شوم، پیش من بیا و بگو: اگر عصبانی نمی شوید می خواهم مطلبی را به شما بگویم … با شنیدن این جمله می فهمم كه نباید عصبانی بشوم. البته، بسته به شدت كار خلافی كه كرده ای خودت باید فكری به حالش بكنی. اما من قول می دهم كه عصبانی نشوم. اگر راستش را بگویی به داشتن فرزندی چون تو افتخار می كنم.»

توجه داشته باشید بی تفاوت گذشتن از دروغ گویی هم كار درستی نیست. گاه مجازات منصفانه و در حد تناسب كودكی كه دروغ گفته لازم است و گاهی هم یك عذرخواهی ساده كفایت می كند. نكته مهم این است كه باید در هر شرایط بر خویش مسلط بوده، آرامش خود را از دست ندهید و فراموش نكنید كه كودك را به خاطر حقیقت گویی تشویق كنید.

داستان پردازی بیش از حد نشانه آن است كه كودك از احساس شدید بی كفایتی و ناتوانی رنج می برد. این كودكان به توجه بیشتر پدر و مادر برای یافتن راههایی كه در برابر همسالان خود سربلندتر از آنچه هستند شوند، نیاز دارند. (كسب مهارتی كه اسباب تحسین دوستانش را فراهم كند نمونه ای است كه می توان به آن اشاره كرد.) به همین شكل كودكانی كه مرتب از دوستانشان به دروغ حرفهایی می زنند و آنها را به بدی و بی عرضگی و امثال آن متهم می كنند، احتمالاً از سوی دوستانشان آن طور كه باید به بازی گرفته نمی شوند و از اعتماد به نفس كافی برخوردار نیستند.

تنبیه
آیا تنبیه كار درستی است؟

قبل از هر كار، تأدیب پشت سرهم كودك به هیچ وجه درست نیست.

تأدیب به این شكل، نوعی تنبیه بدنی است و اتكا به تنبیه بدنی راه مناسبی برای پرورش اخلاق كودك نیست. اگر بخواهیم كودكان ما به جای منطق و بحث و استدلال به قدرت زورِ بازو متوسل شوند، قبل از هم خود ما باید آن را رعایت كنیم.

از آن گذشته، تنبیه بدنی به احترام متقابل میان پدر و مادر و فرزند منجر نمی شود.

تنبیه به رشد فكری كودك هم كمك نمی كند. نه به كودك می گوید چرا رفتارش ناپسند بوده و نه راه درستی به او نشان می دهد. كودك رد این شرایط از نقطه نظر كسی هم كه اسباب رنجش او شده باخبر نمی شود و به جای احساس تأسف برای رفتاری كه داشته، به حال خود تأسف می خورد. تأدیب كودك در مواردی می تواند به تربیت كودك كمك كند.

با اعمال زیر بدون نیاز به تنبیه بدنی كودك خود را در جهت تكامل اخلاقی تربیت كنید.

(منظور از تنبیه بدنی در حد روی دست زدن كودك است نه تنبیه شدید جسمانی)

1ـ تأدیب، در حد زدن روی دست بچه نوعی اعمال حاكمیت پدر و مادر است، هرچند كه بهترین راه تربیت او نیست. مثلاً زمانی كه كودك به پدر و مادر دهن كجی می كند و یا اینكه به همبازی هایش كتك می زند، تنبیه بدنی مختصر او بهتر از ایستادن /// كردن است. بی تفاوتی نسبت به اعمالی از این قبیل احتمالاً كودك را به این صرافت می اندازد كه مقررات اگر هم وجود دارد، رعایت نكردنش آن قدرها مهم نیست.

2ـ گاه تأدیب، كودك را از رفتار ناپسندش آگاه می كند. گاه در حكم سطل آب سرد است.

3ـ تأدیب در بسیاری از موارد بیش از كودك به پدر و مادر كمك می كند. بدین شكل كه پدر یا مادر با تنبیه كودك در اصل عصبانیت خود را فرو می نشانند و فضای ارتباطی بهتری حاكم می شود. به استناد پژوهشی كه اخیراً صورت گرفته، پدر و مادری كه گاه كودكان خود را تأدیب می كنند، به قدر سایرین كه هرگز از روش تأدیب استفاده نمی كنند، غرولُند و فریاد نمی كنند. بنابراین از این دیدگاه، تأدیب به كودك هم می كند.

4ـ تأدیب گاه به اصلاح رفتار به خصوصی منجر می شود. اگر پشت سرهم و بیش از اندازه مورد استفاده قرار نگیرد، جواب بازتاب خوبی برای كمك در پی خواهد داشت.

به اتاق خود فرستادن :

شما هم مانند اغلب پدر و مادرها، احتمالاً طی روز به لحظاتی می رسید كه كاسه صبرتان از شیطنت های كودكتان لبریز می شود و می بینید دیگر تحمل رفتار او را ندارید. هر كاری كرده اید فایده ای نداشته است. اینجاست كه اگر بخواهید می توانید كودك را به اتاق خودش بفرستید تا دقایقی را تنها بماند. به كودك بگوئید هر وقت كه رفتارش را اصلاح كرد می تواند به جمع بقیه بپیوندد.

به اتاق فرستادن مشروط، از این امتیاز برخوردار است كه به كودك انگیزه اصلاح رفتارش را
می دهد. هرچه سریع تر در رفتار خویش تجدیدنظر كند، زودتر به جمع بقیه برمی گردد.

استقـلال
نخستین گام به سوی استقلال :

1ـ مانع كنجكاوی سالم نشوید :

بی خطركردن محیط زندگی كودك (جمع آوری اشیاء خطرناك و غیره) یكی از راههای به حداكثر رساندن آزادی عمل و كنجكاوی اوست. هرچه در این زمینه بیشتر دقت كنید، هرچه فضای سالمتر و ایمن تری به وجود آورید به محدودیتهای كمتری نیاز خواهید داشت و به همین اندازه امكان سیروسیاحت مورد علاقه كودك تازه به راه افتاده را بیشتر خواهید كرد.

2ـ محدودیتها را آموزش بدهید :

كودكان تازه به راه افتاده در مرحله یادگیری همه جانبه هستند، دنیای خویش را نظام می دهند و قوانین حاكم بر آن را پیدا می كنند، قوانین طبیعی را كشف می كنند، دستور زبان را یاد می گیرند، قوانین اخلاقی را كشف می كنند و خلاصه آنكه كودك در همین ایام كه زمان یادگیری است باید با محدودیتها آشنا شود و از طرز كار نظام جهان مطلع گردد. آشنایی با محدودیتها او را در این امر یاری می دهد و چه بهتر كه شما وسیله این آشنایی شوید.

لازمه رسیدن به این اصل مداومت پدر و مادر است.

در آموزش محدودیتها به گفتن كلمه نهی «نه» اكتفا نكنید. دلیلش را هم بگویید. برای مثال :

اگر كودك شما دُم گربه را می كِشد، به او بگوئید: «نه، نباید دُم گربه را بكشیم.» (قاعده)
دردش می آید. (دلیل)

دلیل آوردن برای بچه ها باید عادت شود. وقتی برای آنها دلیل می آورید، استدلال منطقی درست و غلط را آموزش می دهید. با صحبت از دلیل و منطق، در اصل می گویید او در نظر شما انسانی باشعور است و با این كار به او احترام می گذارید.

3ـ پیشنهادی دیگر بدهید :

راه دیگر این است كه در ازاء منع آنها از انجام هر كار، كار دیگری را متقابلاً به آنها پیشنهاد كنیم. یا اینكه رفتار مورد انتظار را عملاً به كودك نشان دهید.

4ـ توجه كودكان را جلب كنید‌.

5ـ در صورت امكان رفتار بد كودك را نادیه بگیرید :

مثلاً می توان از كنار بداخلاقی و غرولُند فرزند تازه به راه افتاده بی تفاوت بگذرید. به طوری رفتار كنید ه انگار متوجه بدخُلقی او نشده اید. وانمود كنید ككه به كاری سرگرم هستید.

6ـ در صورت لزوم جریمه ای برای بدرفتاری در نظر بگیرید :

اما این جریمه باید منطقی باشد. باید در صورت امكان ارتباط روشنی میان رفتار بد كودك و نتایج ناشی از آن وجود داشته باشد.

در ارتباط با كودكان تازه به راه افتاده، سه مجازات منطقی و مناسب به نظر می رسد. نخستین آن سرزنش است. سرزنش مجازات منطقی است كه برای تأثیر سرزنش، تكرار پشت سرهم آن درست نیست. با تكرار، تأثیر سرزنش از دست می رود. اما هنگام سرزنش باید به قدر كافی جدی باشید تا كودك بداند كه با او شوخی نمی كنید.

نوع دیگر مجازات محروم كردن است. و نوع دیگر مجازات از میان جمع بیرون بردن كودك، هم گاه مجازات مؤثری است.

8ـ از كتك زدن بپرهیزید :

كتك زدن عادت می شود و ضمن آنكه تأثیرش را از دست می دهد، روی رابطه شما با فرزندانتان تأثیر نامساعد گذاشته و به احتمال زیاد به رشد اخلاقی او لطمه می زند.

9ـ رفتارهای خوب را تشویق و تقویت كنید. تا ضمن تربیت كودك، روابط بهتری میان او و شما به وجود آید.

10ـ برای رفتارهای ناپسند كودك مجازات منطقی در نظر بگیرید تا بفهمد پاداش بدرفتاری، واكنش ناخوشایند است.

راه كارهای افزایش اعتماد به نفس در كودكان1 :

بیشتر روان شناسان را باور بر این است كه داشتن عزت نفس و محبوب بودن از عوامل بس مهم دلشادی و سازگاری در بچه ها شمرده می شود. كودك در مرحله نخست زندگانی، پیش از این كه مفاهیم واژه ها و ترغیب و تنبیه را دریابد، شكل دهی رهیافت ها در مورد ارزش خویش را آغاز می كند. او به طور ذاتی رفتار پدر و مادرش را مثبت و ضبط می كند.

نكته ای كه شایان اهمیت بسزایی است، این است كه والدین رتفارها و مطالبی را كه كودكشان ثبت و ضبط می كنند، مهم شمارند. آن چه در پی می آید، اساس و شالوده اعتماد به نفس در كودكان را در سال های اولیه زندگی تشریح و توصیه می كند.

1ـ كودكتان را نزدیك خویش نگاه دارید.

او را به طرزی نگه دارید كه اهمیت ارتباطتان را با وی بنمایاند. زیاد متوجه اش باید در دیدگانش خیره شده و تماس چشمی برقرار سازید. به ویژه، لحظه هایی كه دارید به او شیر می دهید.

2ـ تا سر حد امكان كودك را به حرف بگیرید.

به هنگام صحبت نامش را ببرید. در بند آن نباشید كه هنوز معنای كلمه ها را نمی فهمد. كارشناسان رشد كودك، عقیده جدایی دارند كه كودكان همانند جوانان از یك ماهگی به صدای پدر و مادرشان گوش می سپارند و حركات بدنشان را با ضرباهنگ آوای آنان دمساز می كنند. با كودكتان آن گونه سخن بگویید كه احساس آرامش می كنید. ولی به شیوه ای كه لحن صدایتان ملایم و عاطفی باشد. تقریباً در 5 تا 6 ماهگی می توانید طریقه حرف زدن او را با تكرار واژه های خودش بهبود بخشید. به وی لبخند بزنید و در آغوشش بگیرید تا پی برد كه حرف زدنش را پذیرفته اید.

3ـ در برابر گریه كودكتان از خود واكنش نشان دهید.

حتی آن زمانی كه خاطر جمع هستید پوشك بچه تان خشك و تمیز بوده، به اندازه كافی استراحت نموده و شیر خورده است، بگذارید حس كند كه در كنارش هستید. به این ترتیب در مدت كوتاهی قادر می شوید مفهوم اختلاف صدای گریه ای را كه كودكتان ایجاد می كند، دریابید. منظور آن است كه می توانید تشخیص دهید این صدای گریه او به خاطر تنهایی اش می باشد یا می خواهد بغلش كنید تا آرام گیرد. با نزدیك شدن به بالینش، اعتماد را به وی می آموزید. نگران نباشید كه شاید با این عملتان بدعادت و لوس می شود. روان شناسان جملگی برآنند كه ممكن نیست كودك در سال های اولیه تولد بر اثر ابراز محبت و مهرورزی پدر و مادر ضایع گردد.

4ـ تا آن جایی كه در توان دارید شخصیت كودكتان را شناسایی كنید.

ما باید عواملی را كه كودكانمان بدان خاطر سروصدا راه می اندازند یا چیزهایی كه بیقرارشان می كنند یا اشكالات تغذیه اش را برطرف كنیم. در این صورت می توانیم با كودكانمان ارتباط دلپذیر و مناسب برقرار سازیم. به طوری كه حس كند كه تمام دنیا را به او دادند.

5ـ انجام امور روزانه و نظافت او را مثبت ارزیابی كنیم.

مثلاً هنگامی كه پوشكش تمیز و خشك است، به او بگویید چه قدر زیبا دیده می شود و سپس به رویش لبخند بزنید.

6ـ به نشانه های غیركلامی و بدنی كودكتان در ارتباط پی ببرید.

وقتی كه او را بغل می كنید، بدنش را سفت می كند شاید می خواهد كه وی را به زمین بگذارید. و یا وقتی كه به چشمان كودكتان می نگرید، سرش را برمی گرداند. احتمالاً به شما می فهماند كه برای مدت زمانی به استراحت احتیاج دارد.

7ـ محیط زندگی كودكتان را به شكل دلخواه و زیبایی درآورید.

می توانید به وی وسائل ساده و متنوع بازی بدهید و یا لوازم خانگی ساده و بی خطر را در اختیارش قرار دهید تا بتواند آنها را لمس كند.

8ـ به كودكتان یاری كنید تا استفاده از بدنش را فرا بگیرد.

كودك را در بازی های ساده و فعالیتهای كه عضله هایش را به كار می اندازد، شركت دهید.

9ـ تقریباً از 5 تا 6 ماهگی تدریجاً كودكتان را با آشنایان رو به رو سازید.

10ـ سلامت روانی خویش را در نظر بگیرید.

هنر قصه و تأثیر آن در تربیت كودكان :

داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تكوین شخصیت كودك دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، كودك به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد.

پایداری، شجاعت، نوع دوستی، امیدواری، آزادگی، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در مقابل زور و ستم ارزش هایی هستند كه هسته ی مركزی بسیاری از قصه ها و داستانها را تشكیل می دهند.

پرورش حس زیبایی شناسی در كودك، متوجه ساختن كودك به دنیایی كه اطرافش را فرا گرفته، پرورش عادات مفید در كودك، تشویق حس استقلال طلبیث و خلاقیت كودك هدف های اصلی طرح قصه های خوب برای كودكان است.

انتخاب قصه های مناسب :

مسئله ی انتخاب كردن قصه، با توجه به انبوه موادی كه در اختیار قصه گوست، به ویژه برای قصه گوهای تازه كار و مبتدی، مشكلی اساسی است. حتی بهترین و برجسته ترین قصه گوهای حرفه ای هم قادر به گفتن هر داستانی نیستند. قصه گو، قهرمانان خود را از قصه هایی می سازد كه با شخصیت خاص و سبك او متناسب باشند. قصه گوی تازه كار، ابتدا باید سعی كند كه ویژگی های شخصیت و سبك گویش خود را ارزیابی كند. سپس از خودش بپرسد: چه نوع داستان هایی را می توانم مؤثر و خوب بیان كنم؟ چگونه می توانم شخصیت خود را با قصه هماهنگ كنم تا هر دو بتوانیم با شنونده ارتباط برقرار كنیم؟

پس از آن كه قصه گو كار انتخاب كردن را تمام كرد، وارد مرحله ی آماده كردن داستان برای گفتن می شود كه از مهم ترین گام هایی است كه در جهت به كار گرفتن فن قصه گویی برداشته می شود. قصه گو باید به خاطر داشته باشد كه كار او از بَركردن یا از روخواندن نیست، بلكه كار او قصه گفتن است كه مانند تجربه ای یگانه باقی می ماند.

از بَركردن قصه اغلب نخستین مانعی است كه راه سیر طبیعی و خودانگیخته ی یك قصه گویی موفق را سد می كند. قاعده ی درست این است كه هرگز نباید داستانی را برای «گفتن» به خاطر سپرد، بلكه با توجه به ساختمان قصه، به خاطر سپردن طرح آن كافی است.

انتخاب و آماده كردن داستان، نخستین گام ها در راه پیشبرد هنر قصه گویی است و هنر قصه گویی بر آنها استوار می شود. قصه گوهای مبتدی و تازه كار به زودی متوجه می شوند زمانی را كه برای رسیدن به این مرحله از رشد سپری كرده اند، سرمایه گذاری مفیدی بوده است.

آماده كردن ذهن و بیان، در ارائه ی موفقیت آمیز یك قصه مهم ترین مُتغیر به شمار می اید. بدون این انتخاب و آماده كردن بسیار دقیق، قصه گو نباید انتظار به دست آوردن یك تجربه ی موفق را داشته باشد.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله ایجاد عادات مثبت در کودکان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ایجاد عادات مثبت در کودکان دارای 60 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ایجاد عادات مثبت در کودکان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله ایجاد عادات مثبت در کودکان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله ایجاد عادات مثبت در کودکان :

چکیده
روشهای اصل تربیت
چگونه تحسین کنیم
چگونه نادیده بگیریم
چطور تنبیه کنیم

مشکلات صبحگاهی
غر غر صبحگاهی
کودکانی که صبحانه نمی خورند

مشکلات شبگاهی
کودکانی که هنگام شی راه می روند
کودکانی که دچار وحشت شبانه هستند.

مشکلات توالت رفتن
شب ادراری
ناتوانی در کنترل عمل دفع مدفوع
ناتوانی در کنترل ادرار در روز

مشکلات بهداشتی
بدغذایی
بی اشتهایی

مشکلات کودکان با همسالان و خواهران و برادران
مشکلات دوستیابی و نگه داشتن دوستان
تسلیم جمع می شوند

ترسها:
ترس از تاریکی
ترس از صحبت کردن در جمع:
تجربه های بالینی و آموخته های سالیان دراز , این باور را در من برانگیخته است که کودک بدون مسأله وجود ندارد. بنابراین یک خانواده خوب باید بتواند به نحوی شایسته مسائل فرزندان خود را حل کنداین کتاب در این باره نوشته شده است؛ یعنی به ما کمک می کند که چگونه مسائل فرزندان خود را حل کنیم. از قطر کتاب نترسید ! بسیار ساده و روان نوشته شده و خواندش طولی نمب کشد. در واقع آنچه شما به آن نیاز داریداین است که دوفصل اول را با دقت مطالعه کنید؛ بقیه مطالب, مجموعه اطلاعاتی الست برای حل و رفع مسائل و مشکلات کودکان از زمان تولد تا 12 سالگی. امروزه نوع تربیت و مدت زمانی که پدران و مادران صرف رسیدگی به مسائل و مشکلات کودکان خود می کنند, آشکارا نسبت به 40 سال قبل فرق کرده است.

این روزها کمتر با بچه هایی برخورد می کنیم که به امان خدا رها شده اند و از نظر تربیتی مورد بی توجهی قرار گرفته اند, برعکس, امروزه قاعده این است که اولیائ در امر تعلیم و تربیت کودکانشان بسیار توجه دارند و همانطور که در این کتاب توجه می کنید , مسائل کودکان قابل فهم و قابل درمان نیز است. متأسفانه در تمام دنیا و از جمله در کشور ما , مراجعه به روانپزشک بویژه در مورد کودکان, باعث نگرانی اولیاء می شود. این نگرانی که دیگران درباره ما چه خواهند گفت ,مبادا این تصور پیش بیاید که بچه ما دیوانه است که به روانپزشک مراجعه می کند, و خلاصه وحشت از اینگونه برچسب های روانی, در همه جا وجود دارد؛ اما شما با خواندن این کتاب در می یابید که بیشتر گرفتاریهای کودکان, بدون مصرف دارو قابل حل و رفع است. نکته مهم دیگر این که همه پدر و مادر ها باید این نکته را باور کنند که می توانند رفتار کودکان و نوع نگرش آنها را عوض کنند و در نهایت به شخصیت آن ها شکل سنجیده ای بدهند.

انتقال ارزش های یک نسل به نسل دیگر, یک وظیفه اجتماعی و فرهنگی است و هیچ چیز ناسالم تر از این نیست که کودک بدون این ارزشها بار بیاید. نکته مهم دیگر نحوه انتقال این ارزشهاست. زیرا چنانچه با خشونت و بی تفاوتی ارائه شود, کودک آن را پس می زند. من متأسفانه هر روز با چهره غم زده پدران و مادرانی روبرو می شوم که کودمان آنها گفتار و ارزشهای آنها را رد کرده اند و مسائلی از این دست که بچه ما درس نمی خواند؛ بی ادب و خشن است و برای حرف بزرگترها احترامی قائل نیستو نظائر آن , می شنویم. این گسستگی پیوند میان نسلها که باعث دوگانگی و اختلاف بین پدر و پسر و مادر و دختر می شود, قابل پیشگیری است و این کتاب راه حلهای بسیار مفیدی را در این زمینه پیشنهاد می کندئ.

در پایان از حاصل تلاش های ارزنده آقایان هومن حسینی نیک, شاهین خزعلی و احمد شریف تبریزی دانشجویان سال ششم پزشکی دانشکده علوم پزشکی تهران در ترجمه این کتاب تشکر می کنم و مطالعه این کتاب مفید و ارزنده را علاوه بر پدران و مادران به دانشجویان پزشکی و پرستاری , پزشکان , مددکاران اجتماعی و همه کسانی که به نحوی , با اطفال سرو کاردارند توصیه می کنم.

مقدمه

یک خانواده خوب باید بتواند مشکلات فرزندان خود را به نجو احسن حل کند یعنی به ما کمک کند که چگونه مسائل فرزندان خود را حل کنیم.امروزه نوع تربیت وحدت زمانی که پدران و مادران صرف رسیدگی به مسائل و مشکلات کودکان خود می کنند.این روزها کمتر به کودکانی بر می خوریم که به امان خدا رها شده اند و از نظر تربیتی مورد بی توجهی قرار می گیرند.نکته مهم دیگر آن است که همه پدرها و مادرها باورکنند که می توانند نوع نگرش آن ها را عوض کنند و به شخصیت آنان شکل دهند. پس ما می خواهیم کاری را انجام دهیم که کودکان با کناغر گذاشتن عادات منفی, عادات مثبت و سازنده در خود ایجاد کنند.

روش های اصل تربیت

*چگونه تحسین کنیم
برای والدین آسان است که فقط به رفتارهای نادرست کودکان خود توجه کنند و اعمال درست آنها را در نظر نگیرند. برای مثال مایک و لیزا بدون سروصدا در اتاق مشغول بازی هستند و هیچ کس بخاطر آنکه بسیار دوستانه اسباب بازی ها را تقسیم می کنند, آنها را تحسین نمی کند. اما چند دقیقه بعد که بین بچه ها دعوا می شود, پدر عصبانی شده سرآنها داد می کشد.والدین آنچنان در تعلیم و مراقبت از فرزندانشان غرق هستند که وقتی عمل خوبی از آنها سر می زند, آن را به سادگی بدیهی تلقی می کنند؛ اما وقتی اشکالی در رفتار آنها رخ می دهد, همه اشتباهاتشان را به رخشان می کشند. درنتیجه کودکان در توری از انتقاد به دام می افتند.انتقاد همراه با کمی ستایش, نتایج بهتری به بار می آورد. کودک شما می خواهد که به اوتوجه کنید و می خواهد این توجه را از هر طریقی که میتواند, به دست آورد. اگر دیدگاه شما منفی باشد, او ازراههای منفی به هدف خود می رسد. اگر شما روی نکات مثبت تمرکز کنید, درمقابل رفتارهای خوب بیشتری دریافت خواهید کرد؛ زیرا در این حالت کودک با رفتارهای مثبت خود, سعی در جلب توجه شما خواهد داشت.

به تشویق و تحسین کودکانتان عادت ندارید, ممکن است انجام آن برای اولین بار دشوار باشد. اما هر چه بیشتر آن را انجام دهید, برایتان طبیعی تر و آسان تر خواهد شد. شما به زودی در می یابید که تعریف وتمجید تأثیر قدرتمندی دارد که فقط شماری از آن می تواند یک رفتار جدید را شکل دهد و با مقداری کمتر, تغییر ایجاد شده را حفظ کند.بعضی پدر و مادرها از وابسته شدن کودمان خود به تحسین, نگرانند. در مورد مورد کودکی که بسیار کم مورد توجه والدین قرار می گیرد و یا همیشه در کانون توجه آنها بوده است , نوع نادرستی از ستایش می تواند به چنین مشکلی(وابستگی) بینجامد, ولی ما به تجربه دریافته ایم که بیشتر کودکان, مابین دو وضعیت ذکر شده قرار دارند و در نتیجه, همان تحسین مختصر می تواند معجزه کند.اگر در هنگام تحسین کردن راهنمایی های زیر را بکار ببندید, به زودی خواهید دید که این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار مؤثر است.رفتار کودک را تحسین کنید نه شخصیت او را

وقتی والدین به خاطر مشکلاتی که در مواجهه با رفتار کودک خود دارند, با ما مشورت می کنند, اغلب آنقدر درمانده اند که حتی نکته مثبتی هم برای گفتن ندارند. آنها شخصیت کودک را با کلماتی نظی: لجباز, تنبل و خودخواه توصیف می کنند. این یک حلقه معیوب است و راهی به جایی نمی برد. تغییر دادن شخصیت به مراتب از تغییر دادن رفتار مشکل تر است. وقتی برای تغییر دادن رفتار کودک تلاش می کنید, احتمال موفقیت شما بیشتر است.به چه نگویید, «چه دختر خوبی». زیرا این جمله بدین معناست که هدف, عبارتست از خوب بودن در تمام اوقات؛ مسلم است که این انتظار غیرممکن است . به جای آن می توانید «من از طرز حرف زدنت با مایکل خوشم آمد». گفتن عبارت «پسر خوب» یا «دختر خوب» نمی تواند احساس مشخصی را به کودک القاء کند؛ مگر آنکه بتواند آن را با رفتارهای خویش ارتباط دهد؛ زیرا تصور هر کس از خود, برپایه تصویری که از اعمالش دارد, استوار است.مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب, شکل دادن رفتار با تحسطن است. این روش تربیتی, باید به طور مداوم مورد استفاده قرار گیرد تا رضایت شما را از رفتارهای جدید فرزندتان نشان دهد.

هر پیشرفتی را تحسین کنید
مراقب باشید تا به رفتارهای خوب کودکتان توجه کرده, آنها را تحصین کنید و بدین وسیله قدمی کوچک در جهت تربیت کودک بردارید. اگر به فرزند خردسالتان گفته اید که باید اسباب بازیهایش ر پس از بازی کردن با آنها مرتب کند ولی او قبلاً هیچگاه این کار را انجام نداده است, پیشرفت های کوچک او را نیز ستایش کنید. برای نمونه, دفعه اول به خاطر برداشتن یکی از اسباب بازیهااز کف اتاق و گذاشتن آن در کمد(درحالی که سه یا چهارتای دیگر را رها کرده است) از کودکتان تعریف کنید و به او آفرین بگویید: «چه کار خوبی کردی که کامیونت رو توی کمد اسباب بازی ها گذاشتی. بگذار کمکت کنم تا بقیه رو هم جمع کنی». دفعه بعد به خاطر جمع کردن دوقطعه از اسباب بازیهایش از او تعریف کنید و همین طور ادامه دهیدد تا رفتار کودک اصلاح شود.

تصور کنید که فرزند شما می خواهد همیشه مورد توجه باشد و تا وسط حرف شمانپرد نمی گذارد که مکالمه تلفنی خود را تمام کنید. بار اول که سی ثانیه منتظر شدت, صحبت کردن را متوقف کنید و بخاطر این کارش از او تشکر کنید و قبل از آنکه دوباره شروع به صحبت کنید, جوابش را بدهید. در فرصت مناسبتر بعدی برای زمان طولانی تری صبر کنید و سپس جوابش را بدهید. در واقع با این کار انتظار را در او شکل دهید. شاید مجبور باشید که کارتان را با توقعات کمتری آغاز کنید تا به هدفتان برسید.هنگامی که رفتار جدیدی تثبیت شده است, برای حفظ آن به تحسین کمتری نیاز داریم و لازم نیست کودک در مورد آن رفتار بخصوص به طور مداوم تمجید شود. در عوض, بطور اتفاقی این کار را انجام دهید, مثلاً هر پنج یا ده باری که کودک آن را انجام می دهد, از اوتعریف کنید. این روش برای تقویت رفتار مزبور کافی است و بزودی برای هر دوی شما طبیعی خواهد شد. توجه داشته باشید که در مورد هر رفتاری ستایش را بطور کامل متوقف نکنید. ( دکتر گاربر ) .

*چگونه نادیده بگیریم
یک راه مؤثر برای برطرف کردن رفتارهای آزاردهنده خاص آن است که آن ها را به سادگی نادیده بگیریم.ممکن است در استفاده از این روش احساس کنید که در واقع کاری برای بهبود وضعیت انجام نمی دهید. اما بعداً در می یابید که با نادیده گرفتن برخی رفتارها بطور حساب شده و مداوم, این گونه رفتارها ترک می شوند و به این ترتیب, به نتایج حیرت انگیزی می رسید.وقتی بچه ها بخواهند توجه شما را جلب کنند, هر کاری را بخاطر آن انجام می دهند. آن ها بخوبی می دانند که چه رفتاری و در چه موقعی بیشتر شما را آزار می دهد ـ برای مثال, درست موقعی که میهمانان وارد اتاق پذیرایی می شوند, وقتی درحال صحبت کردن با تلفن هستید.یا هنگامی که دارید در پای صندوق فروشگاه اجناس خریداری شده را حساب می کنید . حال اگر بتوانید این رفتارها را تحمل کنید وآن ها را نادیده بگیرید , کودکان از آن ها دست خواهند کشید؛ زیرا به هدف خود که همانا جلب توجه شما بوده است, نائل نمی شوند.

نادیده گرفتن سنجیده, هنر نادیده گرفتن رفتارهایی است که دوستشان ندارید و تعریف کردن از آنهایی است که دوستشان دارید. به یاد داشته باشید که هیچ کدام نباید بدون دیگری انجام داده شوند.پیش از به کاربردن این راهبرد (استراتژی) باید رفتارها را طبقه بندی کنید و سپس ببینید کدام یک را می توانید نادیده بگیرید. روشن است که نمی توانید اعمال خطرناکی مثل دویدن به سمت خیابان یا بالا رفتن از یخچال را نادیده بگیرید. به علاوه تحمل برخی از رفتارها مانند گاز گرفتن و کتک زدن نیز به سادگی ممکن نیست, به همین علت نمی توان آنها را نادیده گرفت.یک نکته مهم: نادیده گرفتن روشی است که برخی والدین, آن را دوست دارند و می توانند به طور مؤثری از آن استفاده کنند. اما برای دیگران به علت پایین بودن ظرفیت تحملشان , این روش فقط فشار روانی و تنش را زیاد می کند. اگر شما هم چنین احساسی داشتید, یکی دیگر از راه حل های مارا برای برطرف کردن مشکل خود بکار ببندید .

به راهنمایی های زیر در مورد این روش توجه کنید:
تصمیم بگیرید که چه چیزهایی را می توانید نادیده بگیرید, و چه چیزهایی را نمی توانید, آیا این رفتاری است که می توانید, مجبورید یا می خواهید نادیده بگیرید؟ آیا نادیده گرفتن این رفتار برای کودک یا فرد دیگری خطرناک است یا احتمال زیان مالی دارد؟ اگر دیدید اشیاء سنگین را به اطراف پرتاب می کند یا با پریز برق بازی می کند, نادیده گرفتن رفتارش صحیح نیست.کاری را که نمی توانید به پایان ببرید, هیچگاه شروع نکنید. اگر فکر می کنید که قادر به نادیده گرفتن یک رفتار برای مدت طولانی نیستید, پس هیچگاه شروع نکنید, زیرا در غیراینصورت, رفتارها بدتر خواهند شد. از خودتان بپرسید: «بدترین چیزی که ممکن است اتفاق بیفتد چیست؟» «آیا می توانم آن را تحمل کنم؟»آیا قادرید در فروشگاه با گریه کودکانتان برای خوراکی بسازید؛ در حالیکه مردم به شما خیره شده اند و سرشان را به علامت سنگدلی شما تکان می دهند؟ اگر کودک شما به مکادربزرگش بی احترامی کند, می توانید آن را نشنیده بگیرید؟ اگر نمی توانید, بهتر است روش دیگری را برای مقابله با این رفتار انتخاب کنید.

نادیده گرفتن کارهاییکه قبلاً به سبب توجه شما, تقویت شده اند مؤثرتر است تا آن هایی که در برخی سنین یا مراحل رشد طبیعی محسوب می شوند. برای مثال, بداخلاقی در مورد اغلب کودکان دو یا سه ساله طبیعی است و این واقع گرایانه نیست که انتظار چنین رفتارهایی را در این سنین نداشته باشیم. در نتیجه مهم نیست که چطور و چقدر آن ها را نادیده می گیرید. با این حال, نادیده گرفتن بدخلقی های اولیه می تواند از میزان آن ها در مراحل بعدی بکاهد.نادیده گرفتن معمولاً برای متوقف کردن رفتارهایی بکار می رود که همیشه مورد توجه بوده اند و همیشه به کودک اجازه داده شده است که به هدفش برسد. (برای مثال بداخلاقی ها) کودک شما شکلات می خواهد؛ اما شما می گویید«نه, حالا نه».ولی او گریه می کند, خودش را روی زمین می اندازد و جیغ می زند. در ابتدا سعی می کنید مقاومت کنید, ولی در نهایت تحمل خود را از دست می دهید و تسلیم می شوید و برای از بین بردن بداخلاقی اش به او شکلات می دهید. گریه فرزندتان تمام می شود, اما شگرد او به نتیجه رسیده است! شما اعتماد کودک را نسبت به بداخلاقی اش تقویت کرده اید.

بار دیگر سعی کنید بجای دادن شکلات, از اتاق خارج شده, قدم بزنیدئ . در این صورت, ممکن است از اینکه به زودی گریه اش بند می آیدمتعجب شوید. خانم جونز برای یک مشاوره نزد ما آمد, او یک دختر هفت ساله و یک دختر هشت سال و نیمه داشت که دائم با هم دعوا می کردند. از آنجایی که این دعواها بیشترزمانی رخ می داد که مادرشان حضور داشت, ما نادیده گرفتن سنجیده را پیشنهاد کردیم. به این ترتیب, وقتی دعوایی رخ می داد, خانم جونز به موضوعات دیگری مشغول می شد و توجهی به دعوا نمی کرد. دخترهایش سعی می کردند تا به نحوی توجهش را جلب کنند ولی مادرشان به آنها می گفت که از اتاق خارج شوند و دعوا کنند. وقتی دعوا تمام می شد, خانم جونز با آنها صحبت و بازی می کرد اما اگر دعوای دیگری پیش می امد او دوباره ترکشان می کرد. پس از مدت کوتاهی دخترها دریافتند که دعوا کردنشان راه مناسبی برای دستیابی به نتایجی که می خواهند نیست؛پس کم کم از میزان دعواهایشان کاسته شد.

به رفتار توجه نکنید
اگر تصمیم گرفتید که در مورد یک رفتار از روش نادیده گرفتن استفاده کنید, به هیچ وجه به آن واکنش نشان ندهید, چه زبانی و چه غیر زبانی. وقتی در حال انجام آن رفتار است, با حرکات صورت به او اشاره نکرده, حتی نگاهش هم نکنید. وانمود کنید که مشغول انجام کاری هستید و اتاق را ترک کنید. اگر نمی توانید از اتاق بیرون بروید, رویتان را به سمت دیگری برگردانید و تا وقتی که کودک به عملش ادامه می دهد, شما نیز این روش را ادامه دهید.این روش بدین معنا نیست که با او به سردی رفتار کنید, بلکه این خود نوعی توجه است. به او لبخند نزنید. زیرا این عمل شما او را جسورتر نیز خواهد کرد. فقط آن قدر به کارتان مشغول شوید که به نظر آید به هیچ چیزی در اطرافتان توجه ندارید.

یک پسر کوچک هنگامی که مقدار بیشتری از غذای مورد علاقه اش را می خواهد, عادت دارد که سرش را داخل بشقاب فرو کند و جیغ بکشدوالدینش اموخته اند که با یکدیگر حرف بزنند و مثلاً در مورد گردو خاک روی شمعدان ها یا رومیزی صحبت کنند و به این ترتیب گریه گریه کردنش را نادیده بگیرند. در نهایت , وقتی کودک خردسال می فهمد که ممکن نیست بتواند از آن غذای مخصوص بیشتر بخورد, قاشقش را بر می دارد و به خوردن چیز دیگری مشغول می شود.
هر تلاشی را برای جلب توجه به عنوان علامتی از پیشرفت در نظر بگیرید و کوشش خود را برای بی توجه نشان دادن به آن دو برابر کنید. رادیو را روشن کنید, نگاهی به پنجره بیاندازید, در مورد کارهای روزانه با خودتان صحبت کنید. همهخ اینها راههایی مؤثر برای تداوم بی توجهی هستند.( دکتر گاربر )

*چطور تنبیه کنیم
همه والدین در مورد تنبیه, عقاید شخصی مخصوص داردند. چه آن هایی ک آن رامی پذیرند و یا رد می کنند. از تنبیه به عنوان یک روش آوزشی مناسب برای کودکاتنشان استفاده می کنند; وقتی که کودکتان را به اتاقش می فرستید, زمان تماشاکردن تلویزیون را محدود می کنید و به او اجازه بازی کردن با اسباب بازی مورد علاقه اش را نمی دهید؛یا وقتی که به دنبال نزدیک شدن کودک به اجاق گاز, فریاد می شکید:«نکن!» در واقع برای اصلاح رفتارها از از اصول تنبیع استفاده کرده اید.اگر می توانستم.کودکمان را فقط با استفاده از روشهای مثبت تربیت کنیم,خیلی عالی بود؛ اما نمی توانیم برای آموختن الگوهای رفتاری شایسته, هم روشهای مثبت و هم منفی لازم هستند. ما قصد نداریم تنبیه را بپذیرم یا رد کنیم. بلکه می خواهیم روش آن را بیاموزیم تا هنگامی که تنتبیه به آن یک روش آن را بیاموزیم تا هنگامی که به عنوان یک روش تربیتی ضروری بود, تأثیر بیشتری داشته باشد.

تنبیه به تنهایی نمی تواند نتایج دلخواه را فراهم کند. زیرا به طور کلی روشی منفی است. این روش به کودک می آموزد که چه کاری را نباید انجام دهد. اما نمی آموزد که چگونه باید رفتار کند. وقتی تنبیه را بدون تقویت رفتار شایسته به کار می بریم, کودک نمی داند رفتاناپسندش را با چه رفتاری جایگزین کند.هیتر سه ساله برای رسیدن به یک لیوان از صندلی بالا می رود. مادرش او را از صندلی پایین می گذراد و ه خاطر بالا رفتن از آن او را سرزنش می کند. هیتر گریه می کند و می گوید, «دیگر نمی روم بالا,مامان». تا این مرحله خوب است؛ اما این دختر بچه نمی آموزد که می تواند از جای امن تر لیوان بردارد, یا دفعه بعد باید از کسی کمک بخواهد.او آموخته است که چه کاری را نکند؛ ولی یاد نگرفته که چه باید بکند.

به علاوه , تنبیه وقتی مؤثر است که موقتی باشد چون وقتی از یک تنبیه به دفعات زیاد استفاده شود, تأثیرش را از دست می دهد. والدین مکرراً جیزهایی شبیه به این را به ما می گویند:«اولین باری که کارل را تنبطه بدنی کردم, خیلی گریه کرد و پس از آن , برای مدت طولانی رفتارش تصحیح شد, اما حالا که مرتباً به خاطر رفتارهای نادرستش تنبیه بدنی می شود, هیچ تأثیری نداردو به نظر هم نمی رسد که به هیچ وجه اهمیتی بدهد.»این یک واکنش تطبیقی کلاسیک است, و به سبب همطن اثر است که ما تنبیه بدنی را به عنوان شکلی از تنبیه توصیه نمی کنیم.از آنجایی که گاه تنبیه به عنوان یک روش مدیریت, لازم می شود* این پرسش شکل می گیرد که : پس چه وقت و چگونه می توانیم از آن استفاده کنیم؟ ما این اصول را پیشنهاد می کنیم:تنبیهی را انتخاب کنید که رفتار ناخواسته را کاهش دهد

تنبیه فقط هنگامی مؤثر قلمداد می شود که بروز رفتار نامناسب را کاهش دهد. در بسیاری از مواقع , کودکان را برای تنبیه به دفتر مدیر مدرسه می فرستند؛ ولی همان طور که انتظار می رود, نتیجه ای عاید نمی شود. دانش آموز از انجام تکالیف خودداری می کند و از منتظ ماندن در دفتر مدرسه لذت می برد, پس رفتارش با بی توجهی تقویت می شود.تنبیه بدنی,ایجاد محدودیت و گرفتن اسباب بازی ها یا امتیازات خاص (مانندتماشای کارتن) در صورتی «تنبیه» تلقی می شوند که مؤثر واقع شوند.برای نمونه, مایکل 9 ساله را برای کتک زدن به خواهرش به اتاقشش فرستادند.او در آنجا با کامپیوتر و اسباب بازی هایش مشغول بازی شد. وقتی مادرش به او گفت که می تواند از اتاقش بیرون بیاید, او در حال تماشای کارتن مورد علاقه اش بود. او حتی فراموش کرده بود که تنبیه شده است. به علاوه , وقتی از اتاق خارج شد, خواهرش را دوباره کتک زد تا باز به اتاقش فرستاده شود.پس نصیحت ما این است که نخست نتایج تنبیه را بررسی کنید. اگر رفتار هدف کاهش یافته بود, می توانید دوباره از آن نوع تنمبیه استفاده کنید. در غیر اینصورت, تکرار آن تنبیه سودی ندارد و باید روش دیگری را بیازمایید.
از تنبیه در کنار روش های مثبت استفاده کنید.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

عوامل مؤثر بر یادگیری

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 عوامل مؤثر بر یادگیری دارای 53 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد عوامل مؤثر بر یادگیری  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي عوامل مؤثر بر یادگیری،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن عوامل مؤثر بر یادگیری :

عوامل مؤثر بر یادگیری

گفتیم كه هدف آموزش آسان كردن یادگیری است.یادگیری را میتوان به راههای گوناگون تعریف كرد.كسب اطلاعات و اندیشه¬های تازه، عادتهای مختلف،مهارتهای متنوع و راههای گوناگون حل كردن مسائل همچنین یادگیریها میتوان بصورت كسب رفتار و اعمال پسندیده یا حتی كسب رفتار و اعمال پسندیده یا حتی كسب رفتار و اعمال ناپسند نیز تعریف كرد ، پس یادگیری حوزی بسیار گسترده ای شامل می شود .

با این حال معروفترین برای یادگیری این است : یادگیری به فرایند ایجاد نسبتاً پایدار در رفتار یا توان رفتاری كه حاصل تجربه است ، گفته می شود و نمی توان آنرا به حالتهای موقتی بدن مانند آنچه بر اثر بیماری ، خستگی ، یا داروها پدید می آید نسبت داد .
ویژگیهای مهم یادگیری عبارتند از : 1- تغییر 2- تغییر نسبتاً پایدار
3- تغییر نسبتاً پایدار در توان رفتاری 4- تغییر نسبتاً پایدار در توان رفتاری بر اثر تجربه .

ویژگیهای ورودی عاطفی :
ویژگیهای ورودی عاطفی نشان دهنده انگیزش یادگیری یا همان علاقه به درس است . همه می دانیم كه علاقه به درس دقت كوشش و پشتكار یادگیرنده را افزایش می دهد و در نتیجه بر یادگیری او تأثیر مثبت دارد ، بنابراین كوشش در بالا بردن سطح علاقه یادگیرنده یكی از تدابیر آموزشی معلم به حساب می آید .
آنچه كه تعیین كننده ویژگیهای ورودی عاطفی یا انگیزش دانش آموزان برای یادگیری یك موضوع تازه است تصورات او از موفقیتها یا

شكست هایی است كه در گذشته از موضوعهای تازه كسب كرده است .
به عبارت دیگر تصور یادگیرنده درباره موفقیت یا شكست در یك تكلیف یادگیری مبتنی بر تجاربی است كه وی از آن تكلیف یا تكالیف مشابه آن به دست آورده است،اگریادگیرنده معتقد باشد كه در گذشته تكالیف مشابهی را با موفقیت انجام داده است احتمالاً با تكلیف بعدی نیز با نوعی عاطفه مثبت برخورد خواهد كرد .
در مقابل اگر اعتقاد داشته باشد كه در تكالیف مشابه گذشته با شكست مواجه خواهد شد . این عواطف مثبت یا منفی ابتدا مشخص و محدود به درسهای خاص گسترش یابد و تا آنجا وسعت می گیرد كه تمام دروس آموزشگاهی را شامل می شود .

راههای مقابله با مشكل كمبود انگیزش یادگیری :
مشكل كمبود انگیزش یادگیری دانش آموزان یا كمبود علاقه آنان نسبت به یادگیری موضوعهای تازه ناشی از شكست های پی در پی قبلی در درسهای مشابه درس جدید است . بنابراین بهترین راه رفع این مشكل این است كه سطح رفتارهای ورودی شناختی و در صورت لزوم سطح رفتارهای ورودی روانی ـ حركتی دانش آموزان را بالا ببریم و كیفیت آموزش را نیز بهبود ببخشیم ، این اقدامات سبب افزایش یادگیری و كسب موفقیت از سوی دانش آموز در درسهای تازه خواهد شد این كسب موفقیت باعث می شود كه یادگیرنده به تدریج به تصوری مثبت تر از تواناییهای خود نسبت به یادگیری آموزشگاهی دست یابد . اگر این جریان در چندین واحد یادگیری ادامه یابد از تصورات منفی دانش آموز نسبت به توانائیهایش در رابطه با یادگیری مطالب آموزشگاهی كاسته
می شود و بجای آن تصورات مثبت تری در این مورد كسب خواهد كرد كه این خود علاقه و انگیزه یادگیری او را افزایش می دهد .

آنچه كه در بالا گفته شد بهترین روش ایجاد علاقه در دانش آموزان نسبت به یادگیری موضوعهای درسی است . علاوه بر این روش كلی ، روانشناسان ترتیبی شیوه ها و فنون دیگری را كشف كرده اند كه با توجه به آنها سطح علاقه و انگیزش یادگیرندگان را بالا می برد .

 

نظریه یادگیری معنی دار كلامی
دیوید آزوبل واضع یكی از نظریه های معروف شناختی است كه نظریه یادگیری معنی دار كلامی نام دارد ارتباط این نظریه با یادگیری آموزشگاهی بیشتر از سایر نظریه های یادگیری است . زیرا این نظریه در اصل برای توجیه و تبیین مسائل یادگیری كلامی مربوط به مطالعه درسی تدوین شده است . زوبل این نظریه را در چندین اثر خود به ویژه در كتاب روانشناسی پرورشی پرداختن به ماهیت ، شرایط ، بازده و ارزشیابی یادگیری كلامی است .

به اعتقاد او یافته های روانشناسی پرورشی باید از پژوهشهای انجام شده در آموزشگاه و كلاس درس به دست آیند و روانشناسی پرورش تا آنجا باید به سایر مسائل روانشناسی بپردازد كه در ارتباط عملی مستقیم با یادگیری كلاس درس باشند . به نظر او یادگیریهای طوطی ولر و سایر انواع یادگیری آزمایشگاهی غالباً با تكالیف یادگیری آموزشگاهی بی ارتباط اند . برای او یادگیری اصیل آموزشگاهی همان یادگیری معنی دار كلامی است. مطالعه نظریه آزویل مستلزم آشنایی با تعدادی متغیر فرضی و روابط میان آنهاست .

یادگیری مطالب معنی دار
در نظریه آزوبل یادگیری معنی دار از راه ایجاد ارتباط بین مطالب تازه و مطالب قبلاً آموخته شده ایجاد می شود منظور از ایجاد ارتباط میان مطلب تازه و مطالب قبلی این است كه بین مطلب جدید یادگیری و ساخت شناختی فرد نوعی ارتباط برقرار گردد . بنا به گفته الفراسنوا یادگیری و ساخت شناختی فرد نوعی ارتباط برقرار گردد .

بنا به گفته الفراسنوا یادگیری معنی دار مستلزم آن است كه یادگیرنده از قبل مفاهیمی را مفهوم جدید قابل ربط دادن به آن است آموخته باشد وقتی كه مطالب تازه وارد ساخت شناختی می شوند هر یك از آنها در جای خود و در زیر مطالب جامع و كلی قرار می گیرند اگر این امر میسر باشد یادگیری معنی دار صورت می گیرد ، چنانچه مطلبی تازه تنواند در هیچ یك از هرمهای ساخت شناختی جای مناشبی پیدا كند یعنی به هیچ وجه قابل ربط دادن به مطالب قبلاً آموخته شده نباشد ، یادگیری معنی دار نمی تواند صورت پذیرد و اگر یادگیری آن از طریق تمرین تكرار اصرار شود ، آن مطلب به صورت طولی وار آموخته خواهد شد .

انگیزش و یادگیری معنی دار
در نظریه آزوبل مهمترین عامل انگیزش موثر یادگیری معنی دار سابقاً شناختی است . به اعتقاد آزوبل سائقها شناختی یك انگیزه درونی است كه از كنجكاویها وعلاقه های یادگیرنده نسبت به كشف دستكاری ، درك و فهم و برخورد با محیط سرچشمه می گیرد .
سائقها یا علائق شناختی بطور عمده جنبه اكتسابی دارند و بر تجارب ویژه یادگیرنده مبتنی هستند رابطه بین سائق شناختی و یادگیری ، مانند كلی بین انگیزش و یادگیری ، از نظر علت و معلولی رابطه ای دو جانبه است یعنی یادگیری همراه با موفقیت به ایجاد سائق شناختی منجر
می شود و سائق شناختی نیز یادگیری را افزایش می دهد . پس سائق شناختی هم می تواند علت یادگیری به حساب آید و هم معلول آن با توجه به این رابطه بین سائق ، شناختی و یادگیری ، آزوبل در مبحث ایجاد انگیزش در یادگیرندگان ایجاد انگیزش نماید و بعد به آنها آموزش دهد .

به معلمان چنین توصیه می كند . لازم نیست یادگیری را به تعویق اندازید و منتظر بمانید تا در یادگیرندگان نسبت به یادگیری علاقه ایجاد شود و آنگاه به آموزش اقدام كنید بهترین راه ایجاد علاقه و انگیزه در یادگیرندگان این است كه مسئله نبودن علاقه را موقتاً نادیه بگیرید و سعی كنید به نحو هر چه مؤثرتر در آنها یادگیری ایجاد كنید خواهید دید كه علی رغم بی علاقه گی آنها نسبت به مطلب یادگیری یاد خواهند گرفت و این یادگیری به ایجاد علاقه در آنها منجر خواخد شد . ص25
وقتیكه یادگیرنده در یادگیری مطالب كسب توفیق كرد و از این راه رضایت خاطر نصیب او شود او نسبت به یادگیری بیشتر ایجاد انگیزش خواهد شد . بنابراین مؤثرترین راه ایجاد انگیزش برای یادگیری این است كه بر جنبه های شناختی یادگیری تأكید شود نه بر جنبه های عاطفی آن . از آنجا كه منشأ اصلی سائق شناختی كنجكاویهای یادگیرنده به حساب آمده است .

آزوبل به معلمان پیشنهاد می كند كه با تحریك كمجكاوی ذهنی یادگیرندگان از طریق ارائه مطالبی كه كنجكاوی را بر می انگیزانند سطح سائق شناختی آنان را افزایش دهند .
او همچنین می گوید تكالیفی به یادگیرندگان بدهید كه سطح توانایی فردی آنها متناسب باشند . هیچ چیز به اندازه شكست و ناكامی فزون از حل برانگیزش و علاقه تأثیر مخرب ندارد .

آزوبل استفاده از تقویت و پاداش بیرونی به ویژه انگیزش حاصل از عوامل آزارنده را در یادگیری معنی دار پیشنهاد نمی كند . او این نوع عوامل انگیزش را تنها برای یادگیری مطالب طوطی وار مفید می داند به اعتقاد او یادگیری معنی دار خود تولید كننده پاداش است و از این رو در این نوع یادگیری نیازی به پاداش بیرونی نیست . بنابراین اگر معلمان بخواهند طبق نظر آزوبل سطح انگیزش دانش آموزان را افزایش دهند باید از طریق كمك به ارضای كنجكاویهای یادگیرندگان بر انگیزش درونی آنان بیفزایند .

یادگیری از راه مشاهده
در نظریه یادگیری اجتماعی بندورا گفته شده است ه یادگیرنده از طریق مشاهده رفتار دیگران به یادگیری می پردازد . این یادگیری به شرح زیر صورت می گیرد : وقتی كه یادگیرنده ، یعنی مشاهده كننده رفتار شخص دیگری را مشاهده می كند كه آن شخص برای انجام آن رفتار پاداش یا تقویت دریافت می نماید آن رفتار توسط خرد مشاهده كننده آموخته میشود .
به این نوع پاداش یا تقویت جانشینی می گویند . وقتی كه معلم یكی از دانش آموزان كلاس را برای حل كردن مسأله ای از یك راه تازه مورد تقویت قرار می دهد ، دانش آموزان دیگر روش این دانش آموز را سرمشق قرار میدهند و می كوشند تا همان راه حل را در مسایل خود به كار بندند .

علاوه بر تقویت جانشینی در یادگیری از راه تنبیه جانشینی هم مؤثر است . برای مثال اگر مأمور راهنمایی رانندگی راننده ای را به سبب سرعت زیاد در یك خیابان درون شهری جریمه كند رانندگان دیگری كه شاهد این جریان هستند هنگام دادن اتومبیل خود در آن خیابان آهسته تر خواهند راند یا وقتی كه معلم یكی از دانش آموزان را به سبب رفتار نامطلوبی انجام داده است ، سرزنش می كند دانش آموزان دیگر نیز از انجام آن رفتار سرد می شوند .

بنابراین اگر رفتار الگو یا شخصی كه سرمشق قرار می گیرد با تقویت یا تنبیه دنبال شود این تقویت و تنبیه بر رفتار شخصی كه آن رفتار را مورد مشاهده قرار می دهد نیز تأثیر می گذارد اگر رفتار سرمشق با تقویت دنبال شود ، احتمال بروز آن رفتار از سوی مشاهده كننده افزایش
می یابد . اگر رفتار سرمشق با تنبیه مواجه شود احتمال انجام آن رفتار از سوی مشاهده كننده كاهش می یابد .
در آزمایشی كه بندورا انجام داده بود نشان داد كه الگوبرداری بر رفتار كسانیكه شاهد رفتار الگو هستند تأثیر می گذارد و در این آزمایش رفتار كودكان تحت تأثیر تجربه غیر مستقیم یا تجربه جانشینی قرار گرفت كودكان گروه اول تقویت جانشینی را تجربه كردند و این موجب تسهیل رفتار پرخاشگرانه آنان شد كودكان گروه دوم تنبیه جانشینی را تجربه كردند و آن باعث بازداری رفتار پرخاشگرانه شان شد . از این یافته های میتوان چنین نتیجه گیری كرد كه كودكان بدون انجام رفتار آشكار و دریافت تقویت چیزی می آموزند . نكته ای كه در اینجا باید مورد تأكید قرار گیرد این است كه به اعتقاد بندورا یادگیری از راه مشاهده در نتیجه تقویت جانشینی رخ نمی دهد چنان كه در دنباله‌بحث خواهیم دید .
در نظریه بندورا تقویت و تنبیه نقش انگیزشی دارند و عملكرد فرد را تحت تأثیر قرار می دهند ولی بر یادگیری تأثیر ندارند یعنی یادگیرنده بدون نیاز به تقویت صرفاً از راه مشاهده رفتار دیگران رفتار مورد مشاهده را می آموزد به سخن دیگر مشاهده كننده به هر حال رفتار یك سرمشق را می آموزد حتی اگر سرمشق هنگامیكه مورد مشاهده قرار دارد هیچگونه تقویت یا پاداشی دریافت نكند .

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اتاق فكر، نیاز امروز مراكز تصمیم گیری

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اتاق فكر، نیاز امروز مراكز تصمیم گیری دارای 35 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اتاق فكر، نیاز امروز مراكز تصمیم گیری  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اتاق فكر، نیاز امروز مراكز تصمیم گیری،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اتاق فكر، نیاز امروز مراكز تصمیم گیری :

اتاق فكر، نیاز امروز مراكز تصمیم گیری
اشاره:
مدتهاست كه در محافل سیاسی ایران از اتاق فكر سخن گفته می شود و افرادی با آن مخالفت كرده و آن را معادل منبع توطئه دیده و گروهی دیگر نظیر صاحب این قلم از این پدیده دفاع كرده و آن را برای نظام اجرایی كشور مفید تلقی می كنند.
اما شاید لازم بود پیش از طرح بحث اتاق فكر و یا حداقل همزمان با طرح این بحث تعریف، تاریخچه و انواع اتاق فكر مورد تحلیل، تبیین و بازشناسی قرار می گرفت. در همین راستا نوشتار حاضر كوشیده است مقدمه ای بر این باب باشد.

تعریف اتاق فكر
اتاق فكر معادلی است كه برای اصطلاح فرنگی (Tink Tank) ابداع شده، هرچند از عباراتی چون مخزن فكر هم بهره گرفته شده است ولی اتاق فكر مناسب تر به نظر می رسد.
در تعرف اتاق فكر هم گفته اند: اتاق فكر موسسه یا سازمانی تحقیقاتی است كه ایده ها یا مشاوره هایی را حول محور مسائل سیاسی، تجاری، و نیز پاره ای از مسایل مرتبط با امور نظامی ارائه می كند و غالباً در ارتباط كاری با موسسات و مراكز دانشگاهی، لابراتوارهای نظامی، شركت ها یا مراكز سیاسی می باشند.
معمولا هم این اصطلاح به طور خاص بر سازمان هایی اطلاق می شود كه از تئوریسین ها و روشنفكران صاحب تحلیل حمایت می كند یعنی از اندیشمندانی كه در تلاشند تا تحلیل ها یا توصیه های سیاسی (سیاستنامه هایی) را برای مراكز تصمیم گیری تهیه كنند.

تاریخچه اتاق فكر

از زمانی كه اصطلاح اتاق فكر در دهه پنجاه میلادی پدید آمد بحثی وجود دارد كه اولین اتاق فكر با توجه به شاخصه های تعریف شده كدام بوده است؟
فعلا دو كاندیدا برای عنوان “اولین اتاق فكر” وجود دارد: انجمن نایبانی در انگلستان كه به سال 1882 برای پیشبرد تدریجی تغییرات اجتماعی تاسیس شد و موسسه بروكینگز كه به سال 1916 در ایالات متحده به وجود آمد.
البته می دانیم كه ابتداو اساساً اصطلاح اتاق فكر اشاره به سازمان هایی داشت كه مشاوره های نظامی ارایه می كردند، نظیر موسسه رند (RAND) كه در سال 1945 شكل گرفت.

تا دهه 70 میلادی تعداد اتاق های فكر چندان زیاد نبود و این تعداد محدود نیز عمدتا پیرامون مسایل نظامی و غیرسیاسی به دولت آمریكا مشورت می دادند. این تحقیقاتی دولتی بهره می بردند. از سال 1970 به بعد ناگهان به صورت انفجاری تعداد اتاق های فكر رو به افزایش گذاشت به صورتی كه تعداد بسیار زیادی از اتاق های فكر كوچكی پدید آمد كه در همه زمینه ها من جمله مسایل حزبی، سیاسی و دیدگاه های ایدئولوژیكی به ابراز نظر می پرداختند.

ریشه شناسی
گفته می شود تا دهه 1940 بیشتر اتاق های فكر با عنوان موسسه شناخته می شدند. در دوران جنگ جهانی دوم به جای اتاق فكر (TINK TANK) از اصطلاح (IRAN BOXES) استفاده می شد عبارت (TINK TANK) در اصطلاح عرف عام دوران جنگ آمریكا بر اتاق هایی اطلاق می شد كه استراتژیست ها در آن پیرامون طراحی اقدامات جنگی بحث می كردند.
اولین بهره گیری ثبت شده از این عبارت كه به اتاق های فكر نوین اشاره می كرد به 1959 باز می گردد تا دهه 60 اساسا این عبارت به موسسه رند و سایر گروه هایی اطلاق می شد كه با نیروهای مسلح كار می كردند. اما در دوران جدید، اتاق فكر به طیف گسترده ای از موسسات گفته می شود كه در زمینه های بازاریابی تا روابط عمومی به ویژه در حوزه روابط بین الملل فعالیت می كنند.

انواع اتاق فكر:

1) اتاق های فكر در آمریكا: اتاق فكر در ایالات متحده نقش بسیار مهمی را در شكل دهی سیاست داخلی و بین المللی بازی می كند. این اتاق های فكر در ایالات متحده عمدتا ادعا می كنند كه منبع درآمدی آنها كمك مالی افراد خصوصی (هبه) است لذا افراد درگیر در مباحث جنجالی در اتاق های فكر احساس راحتی بیشتری نسبت به كاركنان موسسات دولتی دارند.
2) اتاق های فكر در چین: در جمهوری خلق چین اتاق های فكر معدودی وجود دارندكه توسط منابع دولتی تغذیه می شوند لذا امكان ورود جدی به بحث های چالشی را ندارند اما روابطی میان آنها و اتاق های فكر سایر كشورها به وجود آمده و داد و ستد فكری با آنها آغاز شده است.
3) اتاق های فكر در انگلیس: وضعیت اتاق های فكر در انگلیس مشابه آمریكا بوده و ارتباط زیادی میان اتاق های فكر این دو كشور وجود دارد.
4) اتاق های فكر در آلمان: در آلمان بیشتر احزاب سیاسی ارتباط مناسبی با اتاق های فكر ندارند اما بنیادهایی وجود دارند كه در جایگاه اتاق فكر با احزاب همكاری می كنند. مثلاً بنیاد كنراد آدنائر با حزب (CDU) یعنی حزب اتحاد دموكرات مسیحی كار می كند. یا بنیاد فردیش ایرت یا حزب (SPD) با حزب سوسیال دموكرات همكاری دارد، حزب سبزها هم از همكاری بنیاد هاینریش بول و حزب چپ هم از همكاری بنیاد رزالوكزامبورگ بهره می گیرد.

منتقدان اتاق های فكر:

پدیده اتاق فكر دارای منتقدانی نیز هست مثلاً رالف نیدر فعال سیاسی آمریكایی و كاندیدای حزب سبز برای انتخابات ریاست جمهوری در سال های 1996 و 2000 میلادی و كاندیدای مستقل در سال 2004 بر آن است كه اتاق های فكر به دلیل وابستگی به منابع مالی بنیادهای خصوصی، ممكن است كه نتایج تحقیقاتشان را به سوی منافع آن موسسات انحراف دهند، بعضی از منتقدان هم معتقدند كه اتاق های فكر ممكن است به چیزی مشابه ابزارهای تبلیغی تبدیل شوند كه تحقیقات علمی را در خدمت تبلیغات سیاسی ایجاد كنندگانشان قرار دهند، بعضی هم اتاق های فكر را متهم می كنند كه به عنوان نوعی لابی در خدمت شكل دهی افكار عمومی به نفع افراد و سازمان های ذی نفع در می آیند.

اتاق فكر در ایران
در سایت نیرا كه لیست اتاق های فكر را منتشر كرده است ایران فقط در بخش خود یك نام را دارد ان هم مركز مطالعات سیاسی و بین الملل وزارت خارجه است كه آدرس اینترنتی ذكر شده در آن فهرست نیز به جای آنكه ما را به *** متصل كند به شركت مهندسی رهنمون می شود.
البته بی گمان تعدادی اتاق فكر به صورت موسسات تحقیقاتی در ایران پدید آمده است ولی فقر شدید در این زمینه تا حدی است كه به هیچ وجه نیاز مراكز تصمیم گیری را برطرف نمی سازد. از این رو، بر این باورم كه باید سرمایه گذاری خردمندانه ای برای ایجاد اتاق های فكر صورت پذیرد تا به نحو صحیح تمامی سرمایه اندیشه و تجربه اندیشمندان ایرانی در خدمت تصمیم سازان كشور قرار بگیرد.
اتاق فكر از فلسفه تا ضرورت
دردنیای امروز، فرآیند سیاستگذاری و تصمیم گیری در سطوح مختلف به سازماندهی ویژه ای نیاز دارد. تحولات سریع جهانی و ابعاد روزافزون توسعه از عواملی هستند كه ضرورت تدوین سریع سیاست ها و الگوهای تصمیم گیری را به ویژه در كشورهای در حل توسعه مشخص می كنند، امری كه بدون استفاده وسیع از ایده های نو و مستندسازی و جمع بندی تجارب و نظرات خبرگان و افراد خلاق میسر نیست.

سیاستگذاری به زبان ساده از سه بخش: شناسایی وضع موجود، شناسایی آینده های ممكن و مطلوب و در نهایت مشخص كردن راه ها و رسیدن از وضع موجود به آینده ممكن و مطلوب تشكیل شده است. بنابراین تعریف مشخص می شود كه سیاستگذاری امری بسیار پیچیده و حساس است.
كانون فكر، نوعی سازمان ویژه برای تفكر و پژوهش در زمینه سیاست سازی و تصمیم سای است كه بر اصل جمع اندیشی یا ایده پردازی جمعی استوار است.
كانون های تفكر با انجام مطالعات بین رشته ای و با بكارگیری كارشناسان متعدد، خوراك فكری لازم را در حوزه های مختلف برای مدیران و سیاستگذاران جامعه تامین می كنند.

فكر كردن در اصلاح فكر نوعی پیشداوری و گردن نهادن به عقلانیت پایه است و اتاق فكر، انقلابی برای فكرسازی در حوزه انسانی است كه این انقلاب نشانه ای برای باشگاه فكرسازی است كه هم در سطح فراگیر معنا دارد هم در زندگی روزمره مایه می گستراند. بنابراین اتاق فكر، مغزی برای اندیشیدن، ذهنی برای پرواز كردن و فكری برای گشودن است تئوری اتاق فكر برای كسانی است كه دغدغه تفكر دارند و درصدند راهی برای ورود به اندیشه و خردمندی پیدا كنند.
فكر، پویشی روش مند وبی پایان است و در اثر تعامل ذهن و مغز پدیدار می شود و فلسفه راهی عقلانی و استدلالی برای ورود به عرصه فكر است فلسفه فكر، سفری از سطح به عمق است.

پدیده فكر و انسان نشان از عمق و بزرگی دارد و چون فكر انسانی، زیر ساخت وجودی او به شمار می آید و با مفهوم سازی نشانه ای از خود بر جای می گذارد از این رو نوشته یا گفته یا اشاره سه نسخه برای تبیین فكر می باشند.
در فكر، سه پرسش بنیادی وجود دارد چه كسی فكر می كند؟ چگونه فكر می كند؟ تا چه اندازه فكر می كند؟
در نهاد فكر، انسان هم می اندیشد، هم اندیشه سازی می كند و هم درباره اندیشه و اندیشیدن می پرسد و تصمیم می گیرد. فكر با حیرت شروع می شود و سپس با مفهوم سازی ساختارش قابل فهم می شود.

فكر در نهاد سكوت می روید بارور می شود و گشایش پیدا می كند. فكر هم سرچشمه آگاهی است و هم منشاء پدیداری آگاهی منطق فكر؟
منطق فكر نشانی از حقیقت فكر دارد كه اهمیت فكر را می نمایاند. منطق فكری به نحوی ساده كردن فكر است كه درست فكر كردن را به زیبایی بیان كند، چون فكر در این حالت در ملاحظات روشی توجیه می شود و به مقتضای منطق فكری از جدل، سفسطه، شعر خطابه در امان می ماند. منطق فكری كلید فهم هر آگاهی است كه بدون آن نه پرسشی بنیادین آفریده می شود و نه انتظار آگاهی بنیادین انتظاری بایسته است.

شكوفایی فرهنگی نیز نیازمند پدیده فكر و اندیشیدن است. ذهن هم مدل سازی می كند و هم در صدد ارزیابی مدل ها برمی آید و هم مسائل را در ساختار جدید به عمق و وسعت معنای می آراید فكر با روش و منطق فكری، مدل فكری می سازد. این مدل درصدد شكار ریشه و مسایل پایه است تا طبق آن آگاهی پایه پدیدار شود. این مدل، اصل را بر ساده سازی قرار می دهد تا مفهوم شی به روشنی نمایش داده شود. پدیده فكر همواره در حال تحول و تكامل است.

در فرآیند سازی، پرسش متدی اصلی كلیدی است كه كمتر مورد هوش ورزی و تعمق جدی قرار گرفته است.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

مقاله اعتماد به نفس

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله اعتماد به نفس دارای 23 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله اعتماد به نفس  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله اعتماد به نفس،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله اعتماد به نفس :

زمانی‌ كه‌ كودكی‌ بتواند بدون‌ توقع‌ و انتظار از دیگران‌ كاری‌ را آغاز كند و بكوشد تا آن‌ را به‌ اتمام‌ برساند، می‌گوییم‌ «اعتماد به‌ نفس‌» دارد. كودك‌ از همان‌ ابتدا كه‌ شروع‌ به‌ شناخت‌ خود و محیط‌ پیرامونش‌ می‌كند،به‌ قدرت‌ و توانایی‌ خود برای‌ تسلط‌ بر محیط‌ و اطرافیانش‌ آگاه‌ می‌ شود. یكی‌ از عوامل‌ موثر در رشد اعتماد به‌ نفس‌ كودكان‌ و نوجوانان‌،والدین‌ و اعضای‌ خانواده‌ هستند. اگر كودك‌ در خانواده‌یی‌ سرشار از صمیمیت‌ ،محبت‌ و مهربانی‌ رشد یابد می‌تواند ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ خود را بشناسد و با اطمینان‌ به‌ توانایی‌های‌ خود یا مشكلات‌ و مسائل‌ گوناگون‌ روبرو شود و از طرفی‌ می‌تواند با رفتارهای‌ نامطلوب‌ ومنفی‌ خود،برخوردی‌ واقع‌بینانه‌ داشته‌ باشد و در صدد رفع‌ و تغییر آنها برآید. از آنجایی‌ كه‌ اعتماد به‌ نفس‌ صفتی‌ ارثی‌ نیست‌،اگر كودك‌ ضمن‌ انجام‌ فعالیت‌های‌ مختلف‌ مدام‌ دچار محدودیت‌ شود و نتواند تجارب‌ جدید و مفیدی‌ در زندگی‌ كسب‌ كند،ترسو ،كمرو و خجول‌ بار می‌آید و قدرت‌ تصمیم‌گیری‌ هم‌ در او رشد نخواهدیافت‌. نتایج‌ تحقیقات‌ محققان‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ اغلب‌ پدران‌ و مادران‌ نسبت‌ به‌ پرورش‌ فرزندان‌ پسر و دختر خود دید یكسانی‌ ندارند. زمانی‌ كه‌ كودكی‌ متولد می‌شود، نخستین‌ پرسشی‌ كه‌ پس‌ از سلامتی‌ نوزاد مطرح‌ می‌شود،جنسیت‌ اوست‌. اگر نوزاد دختر بود،لباس‌ صورتی‌ و اگر پسر بود لباس‌ آبی‌ به‌ تن‌ او می‌كنند و برهمین‌ اساس‌ رفتار بزرگسالان‌ نیز طبقه‌بندی‌ می‌شود.

به‌ پسران‌ فرصت‌ بیشتری‌ برای‌ كندوكاو دنیای‌ فیزیكی‌ پیرامون‌شان‌ داده‌ می‌شود و همین‌ امر موجب‌ تقویت‌ مهارت‌های‌ حركتی‌ بیشتر آنان‌ می‌شود. برعكس‌ دختران‌ به‌ شیوه‌یی‌ محدودتر پرورش‌ می‌یابند و آنان‌ را برای‌ تعاملات‌ كلامی‌شان‌ بیشتر تشویق‌ می‌كنند. جان‌بیكس‌ ،دریافت‌ كه‌ دختران‌ در سنین‌ بین‌ 14 – 10سالگی‌ بطور محسوسی‌ دچار ضعف‌ اعتماد به‌ نفس‌ می‌شوند. طبق‌ تحقیق‌ او دختران‌ در آغاز سن‌ مدرسه‌ و شروع‌ دبستان‌ از خود پنداره‌ بالاتر و اعتماد به‌ نفس‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ پسران‌ برخوردارند. در حالی‌ كه‌ طی‌ سالهای‌ پایانی‌ دبستان‌ و آغاز دوران‌ نوجوانی‌ این‌ نسبت‌ برعكس‌ شده‌ است‌ و دختران‌ دچار ضعف‌ و كاهش‌ اعتماد به‌ نفس‌ می‌شوند. این‌ امر می‌تواند ناشی‌ از نظام‌ آموزشی‌،دیدگاههای‌ فرهنگی‌ و نحوه‌ تعاملات‌ اجتماعی‌،درباره‌ نقش‌ جنسیت‌ نوجوانان‌ باشد. 

دكتر دیپولد (1995) طی‌ تحقیقی‌ به‌ این‌ نتیجه‌ رسید كه‌ نوجوانان‌ دختر در مقایسه‌ با نوجوانان‌ پسر،بیشتر دچار اضطراب‌ فشار روانی‌ و افسردگی‌ می‌شوند. یكی‌ از عوامل‌ موثر در كاهش‌ اعتماد به‌ نفس‌ و ضعف‌ خودپنداره‌ دختران‌،بلوغ‌ جنسی‌ و تغییرات‌ جسمانی‌ آنان‌ است‌. بطور معمول‌ دختران‌ 2 الی‌ 3 سال‌ زودتر از پسران‌ بالغ‌ می‌شوند و همین‌ امر باعث‌ می‌شود كه‌ آنها با پختگی‌ كمتری‌ با این‌ فرایند روبرو شوند.به‌ عبارت‌ ساده‌تر یك‌ دختر در 11 -10 سالگی‌ مراحل‌ بلوغ‌ خود را طی‌ می‌كند،در حالی‌ كه‌ یك‌ پسر در حدود 14 -13 سالگی‌،یعنی‌ حدود 3 -2 سال‌ بعد از دختر به‌ این‌ مرحله‌ می‌رسد. طی‌ این‌ مدت‌ دختران‌ ناگهان‌ با تغییرات‌ جسمانی‌ گوناگونی‌ روبرو می‌شوند كه‌ برای‌ آنها محدودیت‌ هایی‌ را نیز به‌ همراه‌ می‌آورد. این‌ احتمال‌ وجود دارد كه‌ افسردگی‌ و ضعف‌ خودپنداره‌ دختران‌ ناشی‌ از احساس‌ نارضایتی‌ آنان‌ نسبت‌ به‌ وضعیت‌ ظاهر و تن‌ انگاره‌ خود باشد. زیرا ضعف‌ تن‌انگاره‌،ازدیاد وزن‌ و زیبایی‌ ظاهر برای‌ دختران‌ بسیار مهمتر از پسران‌ است‌.

در مواردی‌ نیز دختران‌ نمی‌توانند خود را با این‌ تغییرات‌ جسمانی‌ سازگار كنند و آن‌ را بپذیرند. در نتیجه‌ خود پنداره‌ آنان‌ لطمه‌ می‌بیند و دچار ضعف‌ اعتماد به‌ نفس‌ می‌شوند. یكی‌ از روانشناسان‌ معاصر به‌ نام‌ دكتر «نانسی‌ اسمیت‌» معتقد است‌ :«پسران‌ برای‌ ماجراجویی‌ و قدرتمندی‌ و دختران‌ برای‌ وابستگی‌ و محتاط‌ بودن‌ تشویق‌ می‌شوند»زمانی‌ كه‌ پسری‌ دچار مشكل‌ می‌شود،او را تشویق‌ می‌كنند تا درصدد مبارزه‌ با آن‌ مشكل‌ برآید. در حالی‌ كه‌ وقتی‌ دختری‌ در چنین‌ شرایطی‌ قرار می‌گیرد با گفتن‌: «اجازه‌ بده‌ تا كمكت‌ كنیم‌»و یا حتی‌ بدتر از آن‌، «بگذار ما این‌ كار را برایت‌ انجام‌ دهیم‌;» در صدد رفع‌ مشكل‌ او برمی‌ آیند و این‌ موضوع‌ ،مفهومی‌ از احساس‌ «درماندگی‌ آموخته‌ شده‌» دربردارد. به‌ عبارت‌ ساده‌تر او را به‌ ناتوانی‌ و وابستگی‌ عادت‌ می‌دهیم‌. دكتر اسمیت‌ معتقد است‌ كه‌ می‌توان‌ دختران‌ را همچون‌ پسران‌ افرادی‌ قوی‌ و متكی‌ به‌ نفس‌ بار آورد. وی‌ نكات‌ زیر را به‌ منظور راهنمایی‌ والدین‌ و مربیان‌ یادآور می‌شود:

1-اجازه‌ دهید كه‌ دخترتان‌ نیز همچون‌ پسرتان‌ با شن‌ و خاك‌ بازی‌ كند و از اینكه‌ خود را كثیف‌ می‌كند،ناراحت‌ نشوید.
2- به‌ دخترتان‌ اجازه‌ دهید كه‌ با حیوانات‌ خانگی‌ مثل‌ پرندگان‌،ماهی‌ها،لاك‌پشت‌، ; بازی‌ كند وبعد از بازی‌ خوب‌ دست‌هایش‌ را بشویید.
3 -والدین‌ می‌توانند دخترانشان‌ را نسبت‌ به‌ انجام‌ كارهای‌ فنی‌ گوناگون‌ تشویق‌ كنند و آنان‌ را با وسایل‌ و ابزارآلاتی‌ مثل‌ میخ‌،چكش‌،آچار و از این‌ قبیل‌ آشنا سازند . حتی‌ اگر ضربه‌یی‌ با چكش‌ بر روی‌ دست‌ خودش‌ زد،چندان‌ هول‌ و پریشان‌ نشوند.

جان‌اسموتنی‌ ، توجه‌ به‌ نكات‌ زیر را برای‌ رشد و ارتقای‌ اعتماد به‌ نفس‌ دختران‌ لازم‌ و ضروری‌ می‌ داند:
1 -دختران‌ خود را تشویق‌ به‌ مطالعه‌ زندگینامه‌های‌ زنان‌ سرشناس‌ و برجسته‌ تاریخ‌،علوم‌،هنر ،ادبیات‌، ورزش‌ و ; كنید.
2 -سعی‌ كنید دخترانتان‌ را به‌ مشاهده‌ فیلم‌هایی‌ تشویق‌ كنید كه‌ هم‌ مردان‌ و هم‌ زنان‌ دارای‌ نقش‌های‌ مثبت‌ و سازنده‌یی‌ در آن‌ باشند.
3 -به‌ سوالات‌ دخترتان‌ به‌ همان‌ میزان‌ كه‌ به‌ سوالات‌ پسرتان‌ اهمیت‌ می‌دهید،توجه‌ كنید. با آنها درباره‌ روابط‌ خانوادگی‌ ،دوستی‌ها و مباحث‌ مختلف‌ فرهنگی‌ اجتماعی‌ صحبت‌ كنید.

افزایش اعتماد به نفس

بسیاری از افراد، حتی آنهایی که به نظر خوش برخورد و صمیمی می رسند، با مسئله کمبود اعتماد به نفس مواجه هستند. اما خوشبختانه گام های اولیه ای وجود دارد که می توان برداشت تا احساس بهتری نسبت به خود داشته و در مسائل اجتماعی آسوده تر باشیم.بسیاری از افراد، حتی آنهایی که به نظر خوش برخورد و صمیمی می رسند، با مسئله کمبود اعتماد به نفس مواجه هستند. اما خوشبختانه گام های اولیه ای وجود دارد که می توان برداشت تا احساس بهتری نسبت به خود داشته و در مسائل اجتماعی آسوده تر باشیم.از خودتان مراقبت کنید: داشتن اعتماد به نفس تا حدی به داشتن تصویری مثبت از اندام خود بستگی دارد. اگر هر روز صبح تا محل کار خود پیاده راه بروید، بیشتر ورزش کنید، و تغذیه سالم تری داشته باشید، هم در بهبود ظاهر و هم در بهبود حال شما تاثیر به سزایی خواهد گذاشت. اگر احساس می کنید وقت کافی برای ورزش ندارید، سعی کنید صبح ها چند دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید – حتی یک پیاده روی کوتاه، اگر به طور روزانه تکرار شود، نتیجه بخش خواهد بود. مراقبه نیز به تمرکز شما کمک خواهد کرد.

یک فهرست تهیه کنید: در اغلب اوقات، افرادی که از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند فهرست های ذهنی ای از تمام ایرادهایشان دارند: بیش از اندازه چاق، دست و پا چلفتی، کند در روابط اجتماعی، و غیره. این نکات منفی را با تهیه فهرستی از خصوصیات مثبت خود، چه روی کاغذ چه به صورت ذهنی، به نکات مثبت تبدیل کنید. آیا آسانگیر و خوش برخورد هستید؟ در کار خاصی مهارت دارید؟ آیا طنز استثنایی دارید؟ تفکر در مورد این چیزها وقتی ایام به کام شما نیست تاثیر فراوانی در بهبود حال و افزایش اعتماد به نفس شما خواهد داشت.

دارو: برای برخی از افراد، اضطراب اجتماعی و کمبود اعتماد به نفس می تواند موجب ناتوانی در سخن گفتن در مقابل گروهی از افراد، یا در تعامل با فرد یا افراد دیگر گشته و منجر به حملات ترس شود. در برخی از این قبیل موارد پاسخ مسئله دارو است. داروهای ضد افسردگی مانند پاکسیل (1) و بازدارنده های مونوامین اکسیدازی، یا آرام بخش هایی مانند زاناکس (2)، لیبریوم (3)، والیوم (4)، می توانند به افرادی که اضطراب اجتماعی شدید دارند کمک کنند. با این وجود، بسیاری از افراد در حالی از این داروها به عنوان علاج هر دردی استفاده می کنند که شاید بهتر باشد مسئله آنها از طریق درمان حل شود. قبل از آغاز هر نوع رژیم دارویی باید ابتدا با یک پزشک مشورت شود.

چارچوب ذهنی: فکر ورود به اتاقی که پر از آدم های غریبه است شما را در جای خود می خشکاند؛ بعضی صبح ها، ترک خانه امری دشوار است. چنین افرادی می توانند از چند تمرین ساده ذهنی کمک بگیرند. قبل از ورود به موقعیت های اجتماعی ای که می توانند دشوار باشند، از خودتان بپرسید، “بدترین اتفاق ممکن چیست؟” انرژی خود را صرف خود موقعیت کنید، نه صرف نگرانی جلوتر در مورد آن. اگر کاری را برای بار اول انجام می دهید، تصور کنید که آن را قبلا هم انجام داده اید. به خاطر داشته باشید در آنچه که نمی آزمایید همیشه بازنده هستید.اهداف واقع بینانه تایین کنید: بسیاری از افراد وقتی از عدم اعتماد به نفس رنج می برند که برای خود اهداف غیر قابل دسترس تایین کرده و در رسیدن به آنها با شکست مواجه می شوند. در عوض، اهدافی تایین کنید که قابل دسترس تر باشند و برای رسیدن به آنها در طول روز تلاش کنید. شاید نتوانید تا پایان هفته جهان را تسخیر کنید، اما حتما به کارهای خود خواهید رسید. با پشت سر گذاشتن موفقیت آمیز این اهداف، احساس بهتری نسبت به خودتان خواهید داشت.

1 Paxil
2. Xanax
3. Librium
4. Valium

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید