مقاله خشونت خانگی علیه زنان

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله خشونت خانگی علیه زنان دارای 29 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله خشونت خانگی علیه زنان  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله خشونت خانگی علیه زنان،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله خشونت خانگی علیه زنان :

مقدمه

در میان انواع خشونت ها اعم از خانوادگی , اجتماعی و دولتی , خشونت های خانوادگی یك آسیب جدی اجتماعی است كه با وجود پیشرفت های فرهنگی و فكری همچنان در جامعه خودنمائی می كند. این نوع خشونت فقط مختص به زندگی شهری یا روستائی نیست . همسرآزاری فراتر از مرزهای طبقاتی و نژادی است. خشونت خانوادگی خشونتی است كه در محیط خصوصی به وقوع می پیوندد.

این واقعیت كه زنان ,آسیب دیده خشونت مردان هستند , تا دهه هفتاد پوشیده مانده بود (ابوت و والاس) خشونت در ابعاد مختلف فرهنگی رخ می دهد و به طبقه خاصی اختصاص ندارد . اگرچه پدیده خشونت علیه زنان در تمامی جوامع امری شایع است اما هرچه جوامع فقیرتر , سنتی تر و از نظر فرهنگی در سطحی پائین تر باشند , فراوانی و شدت خشونت علیه زنان بیشتر و پیامدهای آن نیزافزون تر می شود . در حدود سه دهه است كه خشونت خانوادگی مورد توجه محققان قرار گرفته است .

خشونت خانگی در بررسی حاضر مختص به خشونت شوهرعلیه زن در حوزه خانواده است . در این تحقیق مابه بررسی پدیده همسرآزاری می پردازیم . همسرآزاری شامل بدرفتاری علیه طرف مقابل )همسر) در هر نوع رابطه نزدیك و صمیمی , خشونت در خانواده و خشونت علیه همسر است . همسرآزاری می تواند اشكال گوناگون بدنی , كلامی , عاطفی , روانی , جنسی و اقتصادی داشته باشد . در روابط زناشوئی سوء رفتار با همسر مشكلی جدی است كه می تواند تاثیر اساسی بر سلامت جسمی و روانی خانواده داشته باشد.

طبق آمار منتشر شده به وسیله سازمان بهداشت جهانی( word health organization ) (1997) از هر سه زن یك زن در طول زندگی خود مورد خشونت خانگی واقع می شود . حدود یك چهارم از زنان آمریكائی در طول 12 ماه , حداقل یك بار مورد ضرب وشتم شدید همسرانشان قرار می گیرند. در ایران بحث های مربوط به خشونت علیه زنان چندان مورد توجه نبود و با بررسی پیشینه تحقیقات خشونت خانگی صحت این مطلب مورد تائید است . در سالهای اخیر با توجه به گسترش حضور زنان در صحنه های فرهنگی ، اجتماعی و دانشگاهی و ایجاد رشته های مختص زنان ( رشته مطالعات زنان) بحث های مربوط به همسرآزاری در قالب طرحهای تحقیقاتی و پایان نامه های دانشجوئی وحتی به شكل طرح ملی دنبال می شود و از شكل بحث های ژورنالیستی داستانی تا حد زیادی خارج شده است . هر چند كه خشونت خانگی در خانواده ها امری نهانی است و موارد شكایت از پدیده همسرآزاری بسیار كمتر از موارد واقعی است و در اكثر موارد زنان به دلیل حفظ كانون و شان خانواده خشونت خانگی را پنهان می كنند .

در قطنامه ( رفع خشونت علیه زنان ) مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1993 در تعریف خشونت آمده است : ( هر گونه رفار خشونت آمیزی كه بر اساس جنسیت انجام می شود و نتیجه احتمالی آن آزار جسمی ، جنسی یا روانی زنان یا آسیب دیدن آنان باشد كه این رفتارها شامل تهدید به اعمالی از قبیل زورگوئی یا محدود كردن خودسرانه دیگران از آزادی – چه در عرصه عمومی و چه در عرصه خصوصی است ( جرم شناسی خشونت خانگی).

ضرورت و اهمیت مساله

دكتر ژاله شادی طلب در گفتگو با خبرگزاری ایسنا اعلام كرد كه ایران در میان 140 كشور دنیا در رتبه 78 قرار دارد ، و این درحالیست كه كشورهای حوزه خلیج فارس در این شاخص از شرائط مطلوب تری برخوردارند.
برآورد كلی انجام شده مربوط به گستره خشونت خانگی در 28 مركز استان نشان می دهد 66 درصد خانواده های مورد مطالعه از اول زندگی مشترك تا زمان این مطالعه حداقل یكبار تجربه خشونت خانگی با تعریف عام آن داشته اند و30 درصد خانوارها حداقل یكبار در طول زندگی خشونتهای فیزیكی جدی و حاد و در 10 درصد خانوارها خشونتهای منجر به صدمات موقت و یا دائم و جدی را داشته اند.

در گزارشی دیگر از ایسنا مدیر دبیر كل دفتر آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی اعلام كرد: از 285 مورد تماس قابل پیگیری با خط اورژانس اجتماعی تهران در طول مدت 21 بهمن سال گذشته تا 22 اردیبهشت امسال، 41 مورد مربوط به خشونت خانگی بوده است. با توجه به گزارشهای قابل توجهی كه در مورد پدیده همسرآزاری وجود دارد، ضرورت بررسی بیشتر خشونت خانگی وجود دارد. با توجه به آنكه در فرهنگ و مذهب ما خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است، در غالب زنان ایرانی نگرش حفظ اسرار خانواده از اهمیت فراوانی برخوردار است كه این امر مانع از ایجاد گزارش های واقعی در مورد خشونت خانگی می گردد. آثار خشونت خانگی در وهله اول متوجه سلامت جسمی ، روحی زنان است و آرامش و امنیت را از زنان سلب می كند و در مرتبه بعد فرزندان خانواده نیز به لحاظ سلامت روحی و روانی قربانی این پدیده می شوند . در چنین شرایطی خانواده دستخوش آسیب های جدی می گردد كه در سطوح كلان تر هزینه های سنگینی را به جامعه تحمیل می كند.

روش تحقیق
تحقیق حاضر به دو روش صورت گرفته است و شامل دو بخش است:
1- روش بررسی اسناد و مطالعه تحقیقات پیشین
2- روش مصاحبه عمیق با 6 مورد از قربانیان خشونت خانگی كه برای گرفتن طول درمان به پزشكی قانونی پاركشهر مراجعه كرده بودند و 2 مورد از زنان كتك خورده كه اقدام به شكایت نكرده بودند. روش مصاحبه با دو مورد از زنان كتك خورده كه اقدام به شكایت نكرده بودند و 1 مورد از زنانی كه اقدام به شكایت كرده بود به روش گلوله برفی بوده است. در روش گلوله برفی موردها از طرق شبكه آشنایان برای مصاحبه معرفی می شوند. در سایر مصاحبه ها به روش مراجعه به مركز پاركشهر بوده است.

واحد آماری
در این تحقیق واحد آماری زنان كتك خورده مراجعه كننده به پزشكی قانونی پاركشهر بوده اند.

بررسی خشونت علیه زنان در ایران
خشونت علیه زنان پدیده ای است كه در آن زن به خاطر جنسیت خود صرفا زن بودن مورد اعمال زور و تضییع قرار حق از سوی جنس دیگر(مرد) قرار می گیرد، چنانچه این نوع رفتارها در چهارچوب خانواده و بین زن و شوهر باشد از آن به خشونت خانگی تعبیر می شود.

خشونت خانگی انواع گوناگونی دارد :
1- خشونت جسمانی : ضرب و شتم ، كتك كاری
2- خشونت كلامی : توهین ، تحقیر، فحاشی
3- خشونت اقتصادی : تخریب و شكستن لوازم خانه ، در تنگنای اقتصادی قرار دادن زن
4- خشونت حقوقی : شامل عدم پرداخت نفقه و خرجی
5- خشونت جنسی : آزار و اذیت جنسی زن

خشونت علیه زنان در ایران امری پنهانی است ، زنان ایرانی درفضای زندگی زیر سلطه پدر ، برادر، پسر و .. هستند و در فضای زندگی زناشوئی زیر سلطه شوهر و اقوام او هستند . در فضای زندگی شغلی زیر سلطه سلیقه های مرد سالار و روسا و مدیران مذكر روزگار می گذرانند و در فضای زندگی اجتماعی زیر سلطه سنت زن ستیز احساس نامنی می كنند ، با این حال چنان در بافت ذهنی و رفتاری خود به خشونت تسلیم شده اند كه كمتر واكنش نشان می دهند. بررسی الگوهای خشونت علیه زنان نشان می دهد كه خشونت در گذشته به صورت روانی و غیرفیزیكی كمتر گزارش شده است ، اما رواج آن در حال حاضر روبه فزونی است .شاید بتوان گفت كه خشونت های غیر فیزیكی جایگزین خشونت های فیزیكی در طول زمان شده است. در ایران هر چه موقعیت زنان نامناسب تر باشد كه خود به معنای وجود نابرابری عینی است ، امكان اینكه مردان از خشونت استفاده كنند بیشتر می شود. خشونت خانگی در شدیدترین حالت منجر به همسركشی می شود و به گفته یك بازپرس دادسرای امور جنائی تهران همسركشی در صدر خشونت های خانگی قرار دارد.

پژوهش های پیشین خشونت خانگی در تهران
در ایران در سالهای اخیر بررسی های گوناگونی در ارتباط با خشونت علیه زنان صورت گرفته است كه ما در این تحقیق به بررسی تحقیقاتی كه در تهران صورت گرفته است می پردازیم و بعد به نتایج كلی این پژوهش ها می پردازیم.
1) پژوهشی توسط شهلا اعزازی درباره 53 زن مراجعه كننده برای یک مشاوره به مراكز مشاوره خانواده طی تیرماه 1376 تا پایان دی همان سال در تهران صورت گرفته است.

2) بررسی و تحقیقی توسط انجمن تنظیم خانواده ایران درباره خشونت خانگی انجام شده است كه این مطالعه در سال 1381 در جنوب تهران صورت گرفته است.

3) طرح ملی بررسی خشونت خانگی در 28 استان از سوی مركز مشاركت زنان ریاست جمهوری صورت گرفت كه استان تهران نیز جزء این استانها بوده است.
4) پژوهشی درباره همسرآزاری توسط حسن شمس اسفندآباد و سوزان امامی پور در میان زنان متاهل شهر تهران صورت گرفته است ( در سال81)

نتایج كلی حاصل از پژوهش
نتایج كلی حاصل از تحقیقات پیرامون خشونت خانگی در تهران نشان دهنده آن است
1)میان نوع شغل مردانی كه مرتكب خشونت خانگی شده اند تفاوت چندانی وجود ندارد. به عبارت دیگر مردانی كه مرتكب خشونت خانگی شده اند در مشاغل مختلفی در جامعه بوده اند كه این مشاغل از سطوح بالا گرفته تا مشاغل رده پائین گسترده شده اند.
2) میزان تحصیلات مردانی كه اقدام به خشونت خانگی كرده اند پائین است و تعداد مردانی كه دارای تحصیلات بالاتر از لیسانس هستند در اقدام به خشونت خانگی علیه زنان بسیار كمتر است.

3) میزان تحصیلات زنانی كه قربانی خشونت خانگی شده اند پائین است و اكثرا در رده بی سواد و كم سواد قرار می گیرند.
4) زنان شاغل نسبت به زنان خانه دار كمتر قربانی خشونت خانگی قرار دارند.
5) سن ازدواج تاثیری در افزایش یا كاهش خشونت خانگی نداشته است.
6) نحوه آشنائی زن و مرد ( ازدواج سنتی یا آشنائی زن و مرد بدون واسطه ) تاثیری بر میزان خشونتخانگی دارد.
7) خشونت خانگی در میان تمام اقشار وجود دارد اما میزان آن متفاوت است.
8) در خشونت خانگی استعمال مواد مخدر و مشروبات الكلی یكی از متغیرهاست اما متغیر اصلی نیست.
9) میان خشونت خانگی در میان مردان و شاهد خشونت بودن آنها در سنین كودكیشان رابطه مثبتی وجود دارد.

علل بروز خشونت خانگی
بروز خشونت خانگی علل متفاوتی را دربردارد:
علل متفاوتی برای ظهور و بروز خشونت عنوان شده است . غریزه خشونت در انسانها تحت تاثیر عوامل شخصیتی و اجتماعی تغییر شكل می دهد . كارشناسان معتقدند كه عوامل اجتماعی – اقتصادی زیادی در شكل گیری و بروز خشونت دخالت دارند . 1 فقر 2 كم سوادی 3 اعتیاد 4 مشكلات زناشوئی 5 تربیت غلط دوران كودكی 6 جهل و خودخواهی 7 عدم امنیت شغلی 8 مردسالاری9 ازهم گسیختگی خانواده ( طلاق و زندگی با یكی از والدین ) ازجمله عوامل خشونت آفرین هستند . گاه خشونت را ناشی از خصوصیات ژنتیكی افراد برمی شمرند و گاه سوءاستفاده های جسمی ،جنسی، كاری و ; در كودكی را با بروز خشونت مرتبط می دانند . گفته می شود

كودكانی كه شاهد خشونت والدین خود علیه یكدیگر می باشند ، می آموزند كه در بزرگسالی از خود چنین رفتاری را نشان دهند . در نتیجه خشونت از نسلی به نسل بعدی منتقل می شود و دوام می یابد . این را چرخه خشونت می گویند كه در اثر یادگیری شكل می گیرد. در بررسی هوتالیگ و سوگارمن این نكته مشخص شد كه در میان مردان خشن عامل مشترك تجربه خشونت در دوران كودكی وجود دارد. بعضی از دیدگاهای جامعه شناسی با وجود قبول رابطه میان جامعه و خانواده ، دلایل خشونت را بیشتر در عوامل فردی مانند سن ازدواج ، تاثیر عوامل اقتصادی بر افراد، میزان درآمد، تحصیل، نوع شغل و وجود ویژگیهائی چون پرخاشگری در مردان یا حامگی در زنان و در نهایت تحت تاثیر عواملی مانند استفاده از مخدرها می دانند.

جامعه شناسان دیگر گذشته از پذیرش این عوامل ، معتقدند تا زمانی كه ساختارهای جامعه براساس برتری مردان نسبت به زنان شكل گرفته باشد و در سازمانها و نهادهای اجتماعی و اماكن شغلی مردان دارای موقعیتی برتر باشند ، بازتاب سلسله مراتب اجتماعی در خانواده نیز دیده می شود ، و مردان در روابط خانوادگی خود را محق به استفاده از خشونت خواهند دانست . زنان نیز با آنكه تحمل كتك خوردن برایشان آسان نیست ، این وضعیت را طبیعی می دانند و واكنش خاصی در برابر آن نشان نمی دهند.

سوالات تحقیق

1- تحصیلات زن و مرد
2- سن زن و مرد
3- شغل زن و مرد
4- تحصیلات پدر و مادر زن و شغلشان
5- تعداد فرزندان خانواده زن
6- نحوه ی آشنایی زن و مرد
7- تعداد سالهای ازدواج
8- علت خشونت فیزیکی شوهر
9- از چه زمانی خشونت فیزیکی آغاز شده است؟
10-چند بار خشونت فیزیکی رخ داده است؟
11- واکنش زن به خشونت چگونه بوده است؟
12- خشونت فیزیکی علیه زن جلوی بچه ها روی داده است؟
13- اقوام و آشنایان از خشونت فیزیکی مرد در خانه اطلاع دارند؟
14- در صورت مثبت بودن، واکنش انها چگونه بوده است؟
15- با روی دادن خشونت فیزیکی، زن چه احساسی دارد؟
16- این خشونت فیزیکی چه تاثیری بر زندگی زن گذاشته است؟
17- زن چه احساسی نسبت به شوهرش دارد؟
18- زن چه نگرشی نسبت به خود دارد؟
19- زن دخالت مراجع دولتی در مورد خشونت خانگی را ضروری می داند؟
20- در صورتی که خشونت فیزیکی جلوی بچه ها روی می دهد، آنها چه واکنشی نشان می دهند و چه تاثیری بر آنها دارد؟
21- بچه ها پس از روی دادن خشونت چه احساسی به والدین خود داشته و یا تغییر رفتار داده اند؟
22- زن خود را در این رویداد آسیب پذیر و منفعل می داند؟
23- زن احساس بی پناهی دارد؟

یافته های تحقیق
در این تحقیق، با هفت زن که برای گرفتن طول درمان به مرکز پزشکی قانونی پارک شهر آمده بودند، مصاحبه شده است.
در همه ی موارد، زنان راحت ارتباط برقرار می کردند.
سه نفر با حجاب چادر بودند و به وضع ظاهری خود زیاد نرسیده بودند.
یک نفر با حجاب چادر ولی ظاهری آراسته بودند.
معمولا یکی دو روز از اعمال خشونت علیه آنها می گذشت.
دو مورد در سایر موارد اثر خشونت در صورت آنها مشخص نبود.
همه ی آنها به حالت قهر به خانه ی پدری رفته بودند.

در اکثر موارد زن و شوهر هم قوم بودند و موقعیت اجتماعی زن فرودست تر از مرد بود و صدمات وارده عبارت بودند از کبودی صورت و بدن و در رفتگی انگشت و سوختگی با آتش سیگار.
پزشک قانونی پارک شهر، آدرس: پارک شهر، خیابان بهشت.
تحصیلات، سن و شغل زن و مرد
تحصیلات زنان جز یک مورد دیپلم و شغلشان جز یک مورد خانه دار بوده است.
مصاحبه ی اول: زن 22 ساله، دیپلم، خانه دار
مرد 24 ساله، دیپلم، آزاد (بچه ندارند)
مصاحبه ی دوم: زن 22 ساله، دانشجو
مرد 24 ساله، دیپلم، آزاد (بچه ندارند)

مصاحبه ی سوم: زن 28 ساله، دیپلم، خانه دار
مرد 35 ساله، سیکل، نقاش ساختمان (یک دختر)
مصاحبه ی چهارم: زن 43 ساله، دیپلم، خانه دار
مرد 45 ساله، فوق دیپلم، کارمند وزارت خارجه (سه دختر)
مصاحبه ی پنجم: زن 25 ساله، دیپلم، خانه دار
مرد 30 ساله، سیکل، مکانیک (یک پسر)
مصاحبه ی ششم: زن 31 ساله، دیپلم، خانه دار

مرد 40 ساله، سیکل، نمایشگاه ماشین (یک پسر)

مصاحبه ی هفتم: زن 29 ساله، سیکل، خانه دار
مرد 33 ساله، فوق دیپلم، آزاد (بچه ندارند)
4- تحصیلات پدر و مادر زن
والدین زن بجز یک مورد (که لیسانس بود)، بی سواد یا کم سواد بودند.
5-تعداد فرزندان خانواده ی زن
بین 3 تا 6 نفر بود.
6-نحوه آشنایی زن و مرد

در 3 مورد آشنایی پیش از ازدواج بوده و در 4 مورد به صورت سنتی.
7-تعداد سالهای ازدواج
جز یک مورد که 20 سال بود، در همه ی موارد دیگر 1 تا 9 سال بود.
8-علت خشونت های فیزیکی شوهر
الف- شوهر دائم الخمر بود و زن را مورد آزار قرار می داد و بازوهای او را با آتش سیگار می سوزاند.
ب- شوهر از نظر مالی پایین تر از زن بود و به خانواده ی همسرش حسودی می کرد و پولهایی که پدر زن به دخترش می داد، به زور از او می گرفت. چند بار زن را تهدید به مرگ مرده و دو بار هم گلویش را به قصد کشت فشار داده است.

پ- شوهر معتاد وبد دهن بود، فقط به حرفهای مادرش گوش می کرد، از اول ازدواج رفتار های خشونت آمیز داشت، به زن بی اعتنا بود، با کوچکترین مشکلی زن را کتک زده و هر چیزی نزدیکش بود، به سویش پرتاب می نمود.
ت- شوهر معتاد بود و خرجی به زنش نمی داد و همه ی درآمدش را صرف اعتیاد می نمود و اگر زن اعتراض می کرد، دست به خشونت می زد.
ث- مرد شکاک بود و زن حق بیرون رفتن از خانه را نداشت و به زن تهمت بد می زد و اگر یک بار زن تنها از خانه بیرون می رفت، از طرف شوهر مورد آزار قرار می گرفت.

ج- بدون نظر زن همه ی کارها را انجام می داد. بچه را مورد خشونت جسمی قرار می داد و در برابر اعتراض زن، خشونت فیزیکی انجام می داد.
چ- شکاک و رفیق باز بود، به حرف خانواده اش گوش می کرد و به زن و خانواده اش بی اعتنا بود و به خصوص در حضور خانواده ی خودش، به او بی احترامی می کرد و حق بیرون رفتن از خانه را به زن نمی داد و در صورت اعتراضی از جانب زن، او را کتک می زد.

9- زمان آغاز خشونت فیزیکی
در بیشتر موارد، از ابتدای ازدواج بوده است.
10- زمان خشونت های فیزیکی
معمولا پس از مشاجرات، که حدودا ماهی 2، 3 بار بوده است.
11- واکنش زن به این خشونت ها
زن در همه ی موارد،منفعل بوده است و فقط گریه می کرده است.
12- خشونت فیزیکی جلوی بچه ها بوده است؟
در مواردی که بچه داشتند، جلوی آنها بوده است.
13- آگاهی اقوام و خویشاوندان زن از خشونت فیزیکی مرد
در همه ی موارد پدر و مادر زن آگاه بودند.
14- واکنش والدین زن به این مساله

در 2 مورد زن را برای گرفتن طلاق حمایت کرده اند و در سایر موارد، او را به صبر دعوت می کردند که مبادا آبروی خانواده با طلاق ریخته شود.
15- احساس زن در برابر خشونت
احساس توهین به شخصیت، نبود اعتماد به نفس، ترس و نا امنی، استرس، فشار روانی، افسردگی، ترس از اینکه با هر رفتاری =ممکن است خشونت علیه او اعمال شود، عدم اقتدار سابق نزد بچه ها.
16- تاثیر خشونت فیزیکی بر زندگی زن
جو خانه آشفته شده است و احترام پدر و مادر و بچه ها سر جایش نیست و در خانه آرامش و صمیمیت و اعتماد وجود ندارد و افراد از کنار هم بودن لذتی نمی برند.
17- احساس زن به شوهرش
از افراد متنفر بودند و دوست داشتند دیگر با او زندگی کنند. بیشتر موارد چون زنان پشتوانه ای ندارند و از سوی دیگر طلاق امری مطرود در جامعه ی ایرانی به شمار می آید و همچنین وجود فرزندان که باعث می گردد که شکایت نه برای پیگیری امر طلاق، بلکه به منظور کاهش یا از بین رفتن رفتار خشونت بار شوهر می باشد. در سایر موارد که زن از سوی خانواده اش برای طلاق حمایت می شد، فرد در صدد جدایی و رهایی از وضع موجود بود.
18- نگرش زن به خود
احساس حقارت، نبود اعتماد به نفس، نا امنی و تنهایی.
19- نظر زن در مورد دخالت مراجع دولتی در خشونت خانوادگی
موافق است و به همین دلیل مراجعه کرده است.
20- واکنش بچه ها در برابر خشونت علیه مادر
بچه ها کوچک و دختر بودند و افسرده، گوشه گیر و در مواردی پرخاشگرو عصبی می شدند و حالت تهاجمی در برابر همسالان داشتند و از پدرشان می ترسیدند.
21- احساس بچه ها به والدین پس از خشونت
احساس ترس از پدر و طرفداری از مادر.
22- آیا زن خود را در این رویداد آسیب پذیر و منفعل می داند؟
بله، جز دو مورد که با حمایت خانواده می خواستند طلاق بگیرند، بقیه می خواستند با طرح این شکایت، جو خشونت آمیز خانه را تعدیل کنند.
23- احساس زن در این رویداد
جز دو مورد که خانواده پشتیبان آنها بود، سایرین احساس بی پناهی داشتند.

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید