مقاله ضرب المثل

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله ضرب المثل دارای 18 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله ضرب المثل  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ريختگي احتمالي در متون زير ،دليل ان کپي کردن اين مطالب از داخل فایل ورد مي باشد و در فايل اصلي مقاله ضرب المثل،به هيچ وجه بهم ريختگي وجود ندارد


بخشی از متن مقاله ضرب المثل :

آ الف

1- ادب از که آموختی از بی ادبان :        بادیدن رفتار بی ادبان و انجام ندادن آن.

2- آب در هاون کوبیدن :                      کاربیهوده انجام دادن .

3- آش کشک خاله ات بخوری پاته نخوری پاته :    این کار را باید انجام دهی  چه دلت بخواد چه دلت نخواد.

4- آش دهانسوزی نیست :                     بسیار مطلوب و محبوب نیست.

5- آتیش بیار معرکه:                             کسی که بهم زنی می کند .

6- آتیش زده به مالش :                         هر چی داشته بخشیده .

7- آب از دستش نمی چکد :                   خیرش به کسی نمی رسد .

8- آفتاب عمرش لب بومه :                    چیزی بمرگش نمانده .

9- آسمون همه جاش یه رنگه:               هر جا که باشی وضع همینه .

10- از این ستون به آن ستون فرجی است :     گذشت زمان ممکن است برای حل مشکل تو  مؤثر واقع شود.

11- آب ازآهن جدا کردن:                    کار د شواری را انجام دادن .

12- آب ازدریا بخشیدن :                      از مال دیگران بخشیدن و منت  نهادن

13- آب برو ، نان برو تو هم به دنبالش برو:    جمله ی توهین آمیزی است.

14- اسب تازی گر ضعیف بود                  همچنان از طویله خربه

15- آن راکه حساب پاک است  ا ز  محاسبه چه باک است :کسی که کارش در ست است از حساب و کتاب ترسی ندارد.

16- اندازه نگهدار کلواوشر بواو لا تسرفوا :  پرخوری .

17- ای که پنجاه رفت و در خوابی             مگر این پنج روز را دریابی

18- آنروز که آواز بود فکر زمستانت هم بود:        تا توان داشتی و مزمت داشتی به فکر آینده بودی یا نه مستانت

  19- آب دریا به دهن سگ نجس نمی شود :    پشت دیگران ازکسی بدگویی کردن.

ب

1- بازبان خوش مار را از سوراخ بیرون می کشد:    باچرب زبانی کارهای خویش راپیش می برد .

2- بزک نمیر بهارمیاد .خربزه با خیار می یاد:           به کسی و عده های دورو رازدادن.

3- بادمجان بم آفت نداره:      کنایه از این است که یک آدم زشت خود برتر
می میرد.

4- با یک گل بهار نمیشه:     با یک شخص درستگار دنیا درست نمی شود.

5- با یه من عسل هم نمی شود خوردش:    بد اخلاق بودن

6- به دعای گربه سیاه بارون نمی باره:     خدا به دعای آدم گناهکار اهمیت نمی دهد.

7- برای لای جزر دیوار خوبه:     خیلی بی مصرف است.

8- با یک تیر و دو نشون زدن:

9- باد آورده را باد می برد:     هر چیزی که آسان بدست می آید آسان هم از دست می رود.

10- به در گفت دیوار بشنوه:    غیر مستقیم حرف زدن

11- به هر گمانی مبر که خاکی است           باشد که پلنگ خفته باشد:          بیشه

12- به نطق آدمی بهتر است از دواب ، دواب از تو به گر نگویی صواب

13- با هر دست که دادی پس می گیری.

14- بزرگی به عقل است نه به سال.

15- برای همه مادر است برای من زن بابا:   با همه مهربان است با من نا مهربان است.

16- با ماه نشینی ، ماه شوی ، با دیگ نشینی سیاه شوی:    در تأثیر همنشینی گویند ،‌یعنی در اثر همنشینی با بدان ،‌بد می شوی و با نیکان نیک.

17- با پولها کباب بی پول ها دود کباب:    شخص ثروتمند از مواهب زندگی استفاده می کند و بینوا می بیند و حسرت می کشد.

پ

1- پشت چشم نازک کردن:      ناز آوردن

2- پشت دست داغ کردن:        تصمیم گرفتن که کاری را انجام ندهند.

3- پا به دریا بگذاره دریا خشک می شود:      بد شانس است.

4- پرسیدن عیب نیست ،‌ ندانستن عیب است:      نادانی بد است.

5- پنجه با شیر انداختن و مشت با شمشیر زدن کار خردمندان نیست:     کار خطرناک کردن کار انسانهای عاقل نیست.

6- پول که زیاد شد خانه تنگ می شود و زن زشت:     ثروت زیاد ، انسان را به تفنن های ناپسند وا می دارد.

7- پی تقدیر رفتن از کوری است.

8- پشم در کلاه نداشتن.

9- پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است:     تربیت نا اهل را چون گردوگان بر گنبد است.

10- پرده هفت رنگ مگذار تو که در خانه بوریا داری:              قناعت.

11- پولش از پار و بالا می ره:    ثروت زیادی دارد.

12- پشت دست را داغ کردن:       تصمیم به انجام ندادن کاری گرفتن.

13- پایان شب سیه سپید است:    مثل از پی هر گریه آخر خنده ای است.

14- پول علف خرس است:     دارایی و مال منان را به هر کس که بخواهد نباید داد.

15- پیاده شو با هم راه بریم:   در مورد کسی که خیلی مغرور و متکبر شده است.

 

ت

1- توبه گرگ مرگ است:    کسی که دست از عادتش بر نداره.

2- تا تنور گرم است نان را بچسبان:   کاملاً از فرصت استفاده کردن.

3- تعارف اومد نیامد دارد:    به کسی که تعارف می کنی ممکن قبول کنه ممکن نکنه.

4- تیرش به سنگ می خوره:   به هدفش نرسیده.

5- تیر توی تاریکی انداختن:    با چشم بسته کاری رو انجام دادن.

6- تافته جدا بافته بودن:      خود را غیر از بقیه دانستن.

7- تا توانی دلی بدست آور:    دل شکستن هنر نمی باشد.

8- تیشه به ریشه زدن:‌        با پای خود به گور رفتن.

9- توی هفت آسمون یک ستاره نداشتن:    بد شانسی آوردن.

10- تو را خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست:    باز خواست آخرت.

11- ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی که این ره که تو می روی به ترکستان است

12- تا مردم سخن نگفته باشد                  عیب و هزش نهفته باشد

13- توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت:    کسی که قانع است قدرتمند است.

14- تو به خیر و ما به سلامت.

 

ج

1- جوجه را آخر پائیز می شمرند:    نتیجه کار آخر معلوم می شود.

2- جواب ابلهان خاموشیست:     جواب نادانها را نباید داد.

3- جانماز آب کشیدن:     به ظاهر خود را خوب نشان دادن.

4- جنگل مولاست:     جماعتی نامناسب در جایی جمع شده اند.

5- جواب دندان شکن:     یعنی با منطق و حساب پاسخ داد.

6- جایی نمی خوابه که آب زیرش بره:     برای افراد زیرک گفته می شود.

7- جایی رفت که عرب نی انداخت:     کنایه از این است که بازگشتی ندارد.

8- جنگ دو سردارد:     یعنی پایان جنگ گاهی پیروزیست و گاهی شکست است.

9- جاتره بچه نیست:    چیزی وجود ندارد.

10- جان کسی را به لب آوردن:      زیادی منتظر شدن.

11- جای که نمک خوردی نکمدان مشکن

12- جهان ای برادر نماند بر کس     دل اندر جهان آفرین بند و بس

13- جای سوزن انداختن نیست

14- جوانمردی که بخورد و بدهد به از عابری که نخورد و بنهد:     جوانمردی که به دیگران کمک می کند بهتر از پارسایی است که نمی خورد و به دیگران هم کمک نمی کنند.

15- جای شکرش باقی است.

 

چ

1- چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی:     عاقل کاری را که پشیمانی به بار می آورد نمی کند.

2- چو فردا شد فکر فردا کنیم:     از حالا جوش فردا را نزنیم.

3- چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده:     با تجربه تر است.

4- چغندر به هرات زیره به کرمون:     هر چیزی به جای خودش.

5- چیزی که عوض داره گله نداره:      این کار به آن کار در.

6- چاقو دسته خودش را نمی بره:     خویشان و بستگان برای همدیگر ناراحتی تولید نمی کنند.

7- چیزی بارش نیست:      ساده لوح بودن.

8- چیزی که از خدا پنهان نیست از بنده چه پنهان:     چیزی مخفی کردن نیست.

9- چشم بسته غیب می گوید:     به کسی گفته می شود که از موضوع روشن و واضح خبر می دهد.

10- چشمش آلبالو گیلاس می چینه:       چیزی را به طور درست نمی بیند.

11- چه خوش گفت آن تهی دست سلحشور                              جوی زر بهتر از پنجاه من روز.

12- چو آید زپی دشمن جان شان              بیند و اجل پای اسب دوان.

13- چوب به لانه زنبور کردن.

14- چو انداختن:    جال و جنجال را انداختن.

15- چو کردی با کلوخ انداز پیکار              سر خود را به نالای شکستی.

16- چشمش آلبالو گیلاس می چینه:    چیزی را به طور درست نمی بیند.

 

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید